اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

1404-10-14-حجت الاسلام رفیعی - شرح دعای بیستم صحیفه سجادیه ( تنبلی و سستی در عبادت )

ملایی: بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین. سلام عرض می‌کنم محضر شما مخاطبان عزیز و ارجمند، رفقای نازنینمون پای برنامه سمت خدا. آقایان، بانوان، شنوندگان و بینندگان جان! شماهایی که شبکه سه سیما رو الان می‌بینید یا بازپخشش رو در بامداد تماشا می‌کنید، شبکه افق، شبکه ولایت، یا در شامگاه روز یکشنبه از رادیو معارف حوالی ۱۸:۵۰ دقیقه گوش می‌کنید.

معرفی برنامه

خیلی خدا رو شکر می‌کنم و خیلی خوشحالم از اینکه دوباره فرصت شد روبروی شما عزیزان و ارجمندان بنشینم و در حقیقت میزبانی بکنم از کارشناس ارجمندی که روزهای یکشنبه به صورت ثابت خدمتشون می‌رسیم؛ جناب حجت‌الاسلام والمسلمین حاج آقای رفیعی عزیز. و چون از شهر قم هستیم، تیمماً و تبرکاً وظیفه سلام محضر حضرت معصومه رو بدم و بریم برای آغاز برنامه: السلام علیکِ یا بنت موسی بن جعفر، یا فاطمه المعصومه ورحمه الله وبرکاته. خیلی خوش اومدید، بفرمایید حاج آقای رفیعی، رو خدمتشون باشیم.

حجت الاسلام رفیعی: آقا سلام عرض می‌کنم محضر شما، بسم الله الرحمن الرحیم. عرض سلام خدمت بینندگان عزیز، جنابعالی، علیکم السلام، شنوندگانی که بعداً برنامه رو گوش می‌دن و همه عزیزان. آرزوی توفیق، سلامتی برا همه عزیزان. آرزوی قبولی طاعات و عبادات عزیزانی که اعتکاف کردند. من توفیق داشتم در دو جمع دانش‌آموزی شرکت کردم در مشهد که یکجا حدود ۷۰۰-۸۰۰ نفر، یه جا ۳۰۰ نفر. واقعاً آدم غبطه می‌خوره چون ما هم بالاخره دوران ابتدایی و دبیرستان و اینا رو گذروندیم، بخش عمده زمان قبل از انقلاب، بعدم اوایل انقلاب این چیزا نبود، یعنی دعوتمون کنن به اعتکافی، مراسمی. خیلی خیلی زیبا بود، خیلی زیبا بود. براش آرزوی موفقیت دارم از همشون، التماس دعا دارم. و همچنین تسلیت عرض می‌کنم؛ امشب شب وفات حضرت زینب سلام الله علیها است، بانویی که حالا مرگش به هر شکلی بوده اما به قول اون عالم، شریکه الشهداست، با همه شهدا شریک در کربلا، اون نقش اساسی رو داره. انشالله که همه عزیزانمون موفق باشند. همین آغاز برنامه هم باز مثل همیشه دعا می‌کنم برای تعجیل در ظهور آقامون و به صورت ویژه هم برای شفای بیماران، انشالله انشالله.

ملایی: منم چون که الان شما زیارت کردید، روز پدر، روز ولادت امیرالمؤمنین رو بهتون تبریک میگم. انشالله سایه‌تون بالا سر خانواده، فرزندان باشه و همیشه زیر سایه امیرالمؤمنین، انشالله موفق باشید.

حجت الاسلام رفیعی: ما هم به همه پدران، به همه آقایان تبریک عرض می‌کنیم. انشالله خداوند به همشون سلامتی بده و به قول اون آقا فرمودند که خجالت زن و بچه، انشالله انشالله.

ملایی: آره، خیلی دعای خوبیه. خب حاج آقا، ما خدمت شماییم. دعای مکارم الاخلاق، بخشیش که امروز بهش می‌پردازیم راجع به تنبلی و سستی و کسالت در عبادته. اینایی که منکر نیست، نماز رو منکر نیست، روزه، حالش رو نداره، تنبلی می‌کنه یا اگرم می‌خونه آخر وقت می‌خونه یا بی‌توجه می‌خونه، همچین سنگینه براشون، ثقل داره عبادت. امام سجاد به خدا عرض می‌کنن: لا تبتلینی بالکسل عن عبادتک. خدایا من رو مبتلای به کسالت در عبادت نکن. وقت کسالت رو معنا می‌کنند یعنی سنگینی، بی‌حالی، منفعل بودن. نقطه مقابل کسالت، نشاط، شادابی. خیلی مهمه اینی که انسان در واقع حالا اینجا بحث عبادته، من کار دارن، بعضیا کسالت توی زندگی دارند، دیدی که حالا اونا الان مورد بحث من نیست، ولی اینکه آدم یه نشاطی در عبادت و بندگی داشته باشه...

حجت الاسلام رفیعی: سه تا داستان بگم بعد وارد بحث بشم چون داستان مشتریش خیلی بیشتره. حضرت موسی علیه‌السلام به میقات که می‌رفت، جوانی ایشون رو دید، گفت میری با خدا حرف بزنی؟ گفت بله. گفت به خدا بگو هر چی امر کردی خلافش رو انجام می‌دم، هرچی هم نهی کردی من انجام میدم، یعنی کاملاً در نقطه مقابل با خدا، من عامل به نواهی خداهستم و تارک اوامر خدا. عجب، هر عقوبتی داری به من بکن، چیزی نیست، خیلی هم خوب دارم زندگی می‌کنم و خوشمم هستم و کدوم عقوبت شامل من شده؟ حضرت موسی وقتی اومد، روش به خدا... از بس پررو بود، بی‌حیایی کرده بود، روش نشد بگه. خود خدا بهش فرمود که جناب موسی، حرف بنده ما رو نرسوندی. خدایا آخه چی بگم؟ شما یه خورده عالمی. خدا فرمود بهش بگو بزرگ‌ترین عقوبت رو داری، حواست نیست و اون از لذت گفتگوی با من محرومی که بگی یا رب یا رب یا رب، اون لذت رو نداره. مثل اینکه کسی حالا با تشبیه نمی‌خوام عرض کنم، فرض می‌کنه بگه که ما که نرفتیم مدرسه درس هم نخوندیم هیچ اتفاقی هم نیفتاد، کارم داریم می‌کنیم. خب بله، اون لذت حضور در کلاس، یادگیری علم... بله، این یک داستان.

داستان دوم: می‌دونید خب شرح حال حضرت امام، رهبر کبیر انقلاب تو جاهای مختلفی منتشر شده و یکی از اون عزیزانی که اقدام، کار و مسائل انقلاب را نوشته، آقای روحانیست، اسد حمید روحانی که غالباً ایشون رو به عنوان مورخ انقلاب می‌شناسند. ایشون نقل می‌کنه، من از قول ایشون: حضرت امام فرموده بودند اون شبی که منو از قم می‌بردن به تهران، دیگه اذان صبح شد، به مأمورا گفتم که بذارید من نماز بخونم. گفتن نمیشه. گفتم توقف کنید وضو بگیرم، تو ماشین می‌خونم. گفتم نمیشه. گفتن نمیشه. گفتم وایسید، پیاده نمی‌شم، رو خاک تیمم می‌کنم. گفتن ما مأموریم فقط شما رو ببریم. ایشون فرمودن آبمو برداشتم رو عبام که شاید خاکی هم نداشت، خیلی بالاخره تیمم می‌کردم، یه نمازی که حالا به عمرم یه همچین نمازی نخوندم. خیلی دلم سوخت که چطور من رو نگذاشتن، یه مرجعی، یه عالمی که دو ساعت به اذان صبح مناجات با خدا و فلان. بعد امام فرموده بودند که این دل‌سوختنه، این خلاصه احساسی که کردم از این نماز اینطوری که با اون نشاط و ناراحتی خوندم، اگر این دست ما رو روز قیامت بگیره، بگیره. اینها نکات مهمیست.

داستان سوم رو از نشاط در عبادت عرض کنم: شرح حال مرحوم آقای بهلول، چاپ شده، محمدتقی بهلول که آقام خیلی ازشون تعریف کرد. منم جناب آقای ملایی، خدا رحمت کنه گذشتگان، همه الهی آمین. عزیزان بیننده ما و جنابعالی رو، والدین ما، ما رو خیلی پای منبر می‌برد از بچگی. من پای منبرها بزرگ شدم، حفظ می‌کردم. یکی از جاهایی که زیاد من رو می‌برد پای منبر آقای بهلول بود. به من می‌گفت برو جلو بنشین، تو دهان آقا هم نگاه کن ببین چی میگه و من هنوز اون حرفها یادمه. همین قم، بهلول منبر می‌رفت جاهای مختلف، خب تو قصه گوهرشاد و اینا بوده، زندان بوده، آدم سیاسی بوده، خیلی هم واقعاً هم بهلول زمان ما بود، یعنی زندگی بسیار ساده‌ای بود، به هیچی وابسته نبود. تو شرح حال ایشون آمده بود که میگه با مادرم گنابادی بوده، دیگه قبرشون گناباده. از گناباد می‌آمدیم یه جایی بریم یا به گناباد می‌رفتیم، حالا زمستان سرد، با درشکه. اول نماز شد، نماز به اصطلاح ظهر شد. مادرم به این درشکه‌چی گفت که اینجا یه آب‌باریه، بایست ما وضو بگیریم، نماز بخونیم بریم. گفت من واینمیستم، نماز یعنی چی؟ گفت آقا من به شما عرض می‌کنم، گفت ناراحتی خانم، پیاده‌ت، مادر تو این بیابان سرد. حالا انقدر این نماز مهمه؟ گفت پسرم بله، خدا هوای ما رو خواهد داشت. میگه ما رو پیاده کرد و بی‌انصاف رفت. رفت خب. مادرم وضو گرفته، نمازو خواند و زمستان، روزهای کوتاه، هی رفت به سمت غروب، به سمت افول آفتاب، تاریک. ایشون میگه من داشتم یخ می‌زدم تو اون حالت.

مادرم رو کرد به آسمان گفت خدایا ما به خاطر تو ایستادیم، خاطر نماز ایستادیم، نذار در این بیابان این بچه و من تلف بشیم. میگه درشکه بسیار شیکی حسابی آمد و متوجه شدیم درشکه فرماندار گناباده. عجب، حالا زمان شاه، زمان طاغوت. تا ما رو دید گفت که خب شهرهای کوچیک همدیگه رو می‌شناختند، شما... گفتیم که بله. می‌گفت ایشون رفت نشست جلو، درشکه دو تا عقب داشت، من سوار شده بودم، قم هم بود. بله عرض می‌کنم که رفت، خودش نشست کنار اون درشکه‌چی، گفت شما بشینید عقب، گرم و خوب و مناسب. خلاصه ما رو رسوند مقصد.

اینها رو عرض کردم، من بحثم رو بحث اون، بعد اولش بود که این نشاط در عبادت چگونه است که یک مادر و بچه رو متوقف می‌کنه برای نماز. اونوقت الان بعضی‌ها رو عرض می‌کنم خیلی اندکی انشالله، آب گرم دستشویی کنار سجاده آماده، تخت، همه چیز، اصلاً کاری نداره، یک وضو و دو رکعت نماز کسالت می‌کنند، تنبلی می‌کنند.

اینی که امام باقر فرمودند: انی لابغض الرجل یکون کسلان عن امر دنیا فهو عن امر آخرته اکثر. من مبغوض می‌دارم تو کار دنیا کسله، یعنی تو کار کردن، تلاش کردن، درس خوندن، این به مراتب در امر آخرت کسل‌تره. فرمود الکسل یفسد الآخره، کسالت آخرت انسان را از بین می‌بره. من کسل لم یؤد حق الله، کسی که کسالت باشه اگر نمازی هم می‌خونه حق خدا رو رعایت نمی‌کنه.

من یه چهار پنج تا علامت برای آدمای کسل بگم، یک دو ریشه‌های کسالت بگم، سه راه درمانش رو بگم، دیگه بیشتر از این که نمی‌رسیم. سه تا محور مهمه. آدم کسل چه علامت‌هایی داره.  چند تاش رو عرض می‌کنم. چرا آدمها کسلند، تنبلند به عبادت؟ سه، چه‌کار کنیم که اون نشاط و شادابی در عبادت رو داشته باشیم؟

۱. تاخیر العمله، عنوان الکسل. یکی از نشانه‌های آدم‌های کسل چیه؟ تأخیره. می‌خونه نمازو، دیدید آدمای اینطوری غالباً می‌پرسن نماز کی قضا میشه، نمیگن نماز کی شروع میشه. میگه آفتاب کی می‌زنه، آفتاب کی غروب می‌کنه. این نشانه عبادت منفعله نه فعال. خیلی فعال می‌کنه بله. شما یه رستوران رو اول وقت برید یا آخر وقتش برید، یه مجلسی رو مثلاً عروسی شما رو دعوت کردن، تالار کی شام می‌دن، این معلومه. دلت نمی‌خواد بری، داری به زور میری، لذا صبر می‌کنی، پسرت میگی بابا وقتی میز جمع می‌کنن دارن غذا رو میارن زنگ بزن من بیام، یه ۵ دقیقه تکلیف گردنم ساقط شه. نمی‌خوای بری. آقا شما که می‌خوای بخوانی چرا تأخیر می‌اندازی؟ و لذا ذیل آیه شریفه فویل للمصلین، امام فرمودند که یکی از مصادیق این ویل، این به اصطلاح ساهون، تاخیر در اول وقت.

خب آدم‌های کسل چه علامت‌هایی دارند؟ یک تأخیر، دو تسویف. تسویف غیر از تأخیره، تسویف یعنی فرصت‌سوزی، فردا فردا کردن. حالا می‌ریم، سال دیگه میریم حج، بابا مستطیع برو تو، اگه از دنیا بری یهودی از دنیا رفتی. حج چیزی نیست که شما باهاش... الان بعضی عزیزان ما حج گردنشونه، فیش هم دارن، شرایط هم دارن، نمی‌رن به دلایل دیگه،  ر بدم به این حاکما مثلاً. فکر می‌کردن امام سجاد که می‌رفته حج، رئیس اون مراکز حجاز و اینا آدمای صالحی بودن؟ نه، و عبدالملک بوده. امام کاظم که می‌رفته هارون الرشید بود، ربطی نداره. فرصت‌سوزی، فردا فردا کردن. آقا این روزه، غذاها رو بگیر، این صدقه، خمس رو بیار بده. خب می‌خوای بدی، شما چرا تاخیر می‌اندازی؟ گرگ اجل یکایک از این گله می‌برد این گله را، ببین چه آسوده میرود... بله باید دقت کرد. قدر من و فرصت نیست. برای شما عرض کنم من تو این سفرایی که میرم تو فرودگاه، خب مخصوصاً پروازها که تاخیر می‌خوره، خوش به حال این افراد می‌شه، هی میان می‌شینن سؤال می‌کنن، سؤال می‌کنن، چیزایی گاهی مطرح می‌کنند، طرف می‌بینی اینقدر تأسف می‌خوره، می‌گه حاج آقا انقدر دلم می‌خواست بابام رو تکریم کنم، احترام کنم. گفتم حالا یه مرتبه از دنیا رفت، مادر از دستم گرفته شد. آدم‌های کسل، دومین ویژگی‌شون تسویفه. اینا رو با ت میگم که ذهن بمونه: تأخیر، سوم تفریط. تفریط یعنی چی؟ تفریط یعنی انجام حداقلی. فرقش با اونا چی شد؟ تاخیر عمل و عقب می‌اندازه، تصویف فرصتو می‌سوزونه، تفریط عمل حداقلی. عمل حداقلی به این معناست که در واقع میگه کجای نمازو میشه زد، کجاهاش رو میشه نخوند، هی سعی می‌کنه ببینید. فرق است بین آدمی که با نشاط با آدمی که با کسالت. آدم با نشاط می‌پرسه چی ثواب نمازو بیشتر می‌کنه؟ میگن اول وقت، میگه خب این یک، دیگه چی؟ میگن اذان، اقامه، میگه خب باشه، هی دنبال ثواب حداکثری. این دنبال ثواب حداقلی و کوتاهی کردن، رفع تکلیفی، تکلیفیست. و ویژگی دیگرم در واقع یأس و ناامیدی است. آدمای کسل غالباً یأس دارند، نامید، برای چی بخونیم، فلانه.

اما بحث دوم عوامل زیاده. من حدود ۱۵ عامل برای کسالت نوشتم که حالا همشو نمیگم، بعضیاش رو خدمت بینندگان عزیز عرض می‌کنم. گفت که من البته این رو یادمه نیست کجا دیدم که یه کسی آماده شد بره نماز خدمت رسول خدا، خب تا اومد خودشو آماده کنه و بره، وقتی رسید نماز تمام شده بود. خب دید یکی داره میاد، گفت چی شد؟ گفت نماز تمام شد. گفت آه. بعد اون آقا بهش گفت که زرنگ بود، گفت ثواب این آهو به من میدی، من ثواب نمازتو به تو بدم؟ این آه یعنی نشاط، آه تو یعنی گاهی اوقات اینطوره‌ها که انسان در واقع اون نشاطی که داره، دیدی مثلاً میگه حیف شد، نشد بریم. اینا خودش نهایت اشتیاقش. نهایت حالا حدیثش رو هم شما گفتید بخونم، حدیثش هم اینه: افضل الناس من عشق العباده، افضل انسان‌ها کسیه که عاشق عبادته، فعانقه یعنی بوسیدن، بغل کردن عبادت، اینطور کنه و به اصطلاح و احبها به قلبه و باشرها بجسده. اینا خیلی مهمه.

حالا من ریشه‌های کسالت رو بشمارم برای بینندگان:

یک: عدم معرفت خدا. نمی‌شناسه، فکر می‌کنه این یه تکلیفه، فکر می‌کنه این مثلاً یه نه. اگه بدانه با کی داره حرف می‌زنه، خدا تو حدیث قدسی داره فرمود یا موسی لو تعلم من تناجی اگه بدونی با کی مناجات بکنی هرگز خسته نمی‌شی.

دو: عدم آگاهی به آثارش. آقا وقتی میگه شما نماز به جماعت برگزار کنید ثوابش قابل شمردن نیست، نیست. اگه صف اول بری وایسی مثل کسیه که پشت سر پیامبر تو صفحه اول ایستاده، اگه مسجد بری هی ضریب می‌خوره، ضریب می‌خوره. این عدم آگاهی. به اونقت می‌دونید کی متوجه میشه؟ قیامت. عه چرا اینقدر چهره‌شون نورانیه، چرا انقدر ثواب دارن؟ ها اینا مسجد رفتن، اذان گفتن، اقامه. یعنی نماز رو کامل... روایت دارد بعضیا نماز که می‌خونن معروفن میگن یه آقای نماز که می‌رفت عقب فورا می گفتن چرا؟ می‌گفت، تو حدیث شنیدیم که بعضی نمازا تو سر آدم می‌زنند، می‌خوام تو سرم نخوره. روایت داریم بعضیا نماز که می‌خونند نماز دعاشون می‌کنه برای اینکه خدا حفظت کنه، بعضیا نفرینشون می‌کنن.

سوم: کسالت گناهه. گناه می‌دونید کسالت میاره. آدمی که معصیت می‌شه خب طبیعتاً این چشمی که به صحنه حرام افتاده، این زبانی که به فحش و ناسزا و آلوده شده، وقتی هم می‌خواد عبادت کنه اون حس رو نداره.

عامل دیگر: عادت‌های غلط. آقا تا سه نیمه‌شب بیداره، خب نماز صبح خواب می‌مونه. این عادت رو رفعش کن، اصلاح کن سبک زندگیت رو. یا فرض می‌کنیم یه جوری تنظیم می‌کنه.

 من یه روایت دیدم یادم نیست کجا دیدم که سؤال شد آیا فرشته‌ها از عملکرد انسان تعجب می‌کنن یا نه؟ حدیثه خب دارد که بله، چند جا تعجب می‌کنه. یکی زن جوان زیبایی که از دنیا رفته، همه جمع شدن، جمعیت می‌ذارن توی خاک، سنگ لحد می‌ذارن، بپوش زودتر دفنش کنم، ملائکه تعجب می‌کنن، میگن این زنده که بود همه دنبالش بودن نگاش کنن، الان چی شده که همه می‌خواد اون رو بپوشونند.

دوم: کاسبی که تا وقت نماز کنار مغازه بوده، جنس فروخته، خرید و فروش کرده، وقت اذانم ادامه میده، فرشته‌ها تعجب می‌کنن، میگن بابا ۸ صبح اومدی الان ۱، به ظهر ۱۲، ۴ ساعت فروختی، ۱۰ دقیقه هم ببند. من همیشه به این کاسب‌های اطراف حرم قم، مشهد اینو یادآوری می‌کنم. توی کرونا وقتی که کاسبی خوابید دیگه همه مشهد و همه قم خوابید، بله مخصوصاً امام رضا که چند هزار شغل رو زمین موند. یکی از این مغازه‌دارها من رو دید گفت حاج آقا حالا می‌فهمیم امام رضا ولی نعمته یعنی چی، چون حرم تعطیل شده بود دیگه مغازه‌هام کسی نمی‌اومد. من بهش گفتم انشالله که درست میشه اوضاع، ولی اون روزی که امام رضا حرمش برقرار بود و کرونایی نبود و مردم می‌آمدن، شما چقدر انجام وظیفه به این امام کردید؟ آقا به خاطر شما یه کاری می‌کنیم این مسافر غریب کلاه سرش نره، گران‌فروشی، چقدر وقت اذان حرم به شاگردت گفتی امروز تو وایسا من میرم نماز، فردا من وایمیستم تو برو نماز؟ این کارو کردی؟ این امام رضایی که خودش اوج بحث با عمران صابعی رو قطع کرد، فرمود نصلی و نعود. خب اینها نکاتیست که باید روش توجه بشه.

گاهی عادت‌های غلط. عامل دیگر حالا دیگه شما آمارش رو حفظ کنید، من ششم باید باشه نمی‌دونم دیگه حالا: عدم معرفت، ندونستن آثار عبادت، سوم گناه، چهارم عادت‌ها، پنجم میشه عرض می‌کنم که پنجم بی‌برنامه‌گی و خستگی. وقتی انسان برنامه‌ریزی نکنه طبیعتاً کسالت پیدا می‌کنه.

عامل دیگر که بسیار مهمه باید روش توجه بشه عبارت است از شبهه‌ها. گاهی بعضیا این شبهاتی دارند، اون کسالت براشون پیدا میشه، میگه حالا این نماز چه اثری داره، کی گفته، کی گفته. این دیدید که تو فضاهای مجازی هم الان تو این قسمت خیلی در واقع تلاش می‌کنن فعالیت می‌کنن.

عامل دیگر: اتفاقات و مصائب. دعاش به اجابت نمی‌رسه، حادثه‌ای براش پیش میاد، مصیبتی براش پیش میاد، گاهی موجب می‌شود که کسالت بشه.

خوش‌گذرانی و رفاه‌زدگی. نمی‌خوام بگم ثروت عامل کسالته‌ها، نه، رفاه‌زدگی گفتم. کسایی که خیلی حب دنیا دارن، غرق میشن در دنیا طبیعتاً از عبادت و از چیز کسالت.

تربیت ناصحیح. یعنی تو خونه خود پدر اول وقت به نماز نایستاده، خود مادر نایستاده، ماه رمضان اهمیت نداده به قرآن. وقتی این تربیت نادرست باشه بچه هم... البته همین جا یه نکته‌ای عرض کنم، همین اخیراً هم که مشهد مشرف بودن، بعضی خانواده‌های من می‌گفتن خانواده‌های مذهبی که بابا ما خودمون مذهبی هستیم، بچه‌مونم با لقمه حلال بزرگ کردیم. خانمه شب بود در فرودگاه به من فرمودند که من بدون وضو شیر دهان این بچه نذاشتم، نگذاشتم اصلاً. توقع ندارم بگو الان جوانم ۳۰ ساله ش شده اصلاً به نماز، همه، دخترم ۲۷ هشت سالشه به حجاب اهمیت نمیده. خیلی ناراحت بود، خیلی ناراحت. می‌گفت چیزی هم کمشون نگذاشتید. این تربیت که عرض می‌کنم معلول فقط خانواده نیست، گاهی دوستم هست، بله رفیقم هست. می‌گفت دبیرستان می‌خوند، دانشگاه رفت دچار بی‌نمازی شد. خب اینا باید توجه، رفیقه که انسان داره، همراهی که انسان داره.

باز تکرار می‌کنم همین اعتکافی که الان سر گرفته، من خودم دیدم بعضی بچه‌های ۱۰ ساله التماس می‌کنن، دخترها تازه التماس می‌کنه پدر و مادر بذارید بریم. دیروزم که در مشهد رفتم یک جایی که نگاه کردم دیدم اون چی میگن مقدار سن میانگین، میانگین آره، میانگین غالباً زیر ۱۵ سال بودن بچه‌هایی که اونجا بودن. باریکلا. خب این تربیت خیلی مهمه. اینجا نقش مربیان پرورشی، نقش دبیران، نقش معلمان، نقش... بچه‌ها رو از دین زده نکنید. مواظب باشید که یه وقتی عشق به نماز، علاقه به نماز... من همیشه به روحانیون کاروان هم، حالا الان دارم یواش یواش آموزش حج رو آغاز می‌کنن دیگه ثبت‌نامها شروع شده، میگم شما رو به خدا این بخش، حالا حج و زیارت هم می‌تونه کلیپ کنه براشون جدا کنه، آره شما رو به خدا اون شیرینی حج و طواف و سعی و اینها رو با ترساندن زائر از این اعمال از بین نبرید. انقدر غرق نشید در ظاهر این عمل که آقا شانه ت کج نشه، به جلو نخوری، چپ... آقا این بنده خدا اصلاً میاد نمی‌دونه چیکار کنه، بذار دور خونه خدا که می‌چرخه مثل امام سجاد اشک بریزه، لذت ببره. خیلی از اوقات یه زائری داشتیم البته مزاح می‌کرد، آدم خوبی بود، منم اصلاً زائر، روحانی کاروان بودن، اذیت نمی‌کردم. گفتم آقا یه خونه‌ست کعبه، هفت دور می‌خواید دورش بچرخید، کاری نداره که، پس اصلاً بهش فکر نکنید، میریم اونجا بهتون می‌گیم چیکار کنید، اصلاً این جزئیاتو اینجا براشون نمی‌گفتم، اونجا می‌گفتم. ببین این خونه‌ست، پشت سر من، اگه منم گم کردید ناراحت نباشید، هفت دور بچرخید، سرتون برنگرده، حواستون باشه. آره اون سال خب آقای دیگه‌ای هم همراه ما بود، یه خورده سختگیر بود، خب منا و عرفات و هی همه جزئیات رو گفتیم. تا روز آخر، روز آخر که شد گفتم خب آقا دیگه اعمال تموم شد، دیگه نمازها، طواف‌ها، سعی‌ها. ایشون بلند شد گفت نه، یه عمل دیگه مونده حاج آقا. گفتم نه، مناسک همین بود. گفت نه، دو رکعت نماز شکر و تشکر از خدا بخونید که گیر این حاج آقا راحت شدیم ۲۰ روزه. خلاصه ما رو اذیت چی. آره حالا ما که خودمونم انجام می‌دادیم، مزاح می‌کرد. برای دو رکعت نمازم بخوانید که از دست حاج آقا ناراحت شدیم دیگه نمی‌گه مواظب اینجا باش اونجا. آره یه کاری کنید حج اون شیرینیش...

توی شجره من یک آقایونی دیدم توی شجره همینطور دور این مسجد می‌چرخیدن، لبیک می‌گفتن که مثلاً احتیاط بکنن که یه وقت یه جایی... آقا این فتوای مرجع تقلید، هر کجای مسجد شما لبیک گفتی. امام سجاد اشک می‌ریخت، می‌خواست لبیک بگه تو عرفات اشک می‌ریخت. اصلاً اون حس از بین میره.

و همین جا من یه چیزی بگم انشالله به کسی بر نخوره و این عزیزانی که مبتلای به وسواس هم میشن، لذت عبادت از دست میدن. انقدی که غرق میشه در این غسل و وضو و این‌ها، غافل می‌شه از اون نقص ها. یکی از عوامل می‌تونن همین وسواس باشه.

عرض می‌کنم که یه نکته دیگه‌ای هم من عرض کنم، حالا از این طرف بگیم گاهی هم کسالت به خاطر افراطه. افراط در مستحبات. لذا من همینایی که امسال به من مشورت کردن برای اعتکاف نوجوونشون، گفتم اولش بهشون بگید نه باشه انشالله بعداً. اصرار کرد بگید ببین بدون سه روز نمی‌تونی از مسجد بیای بیرون، می‌خوای یه دو ساعت بری اونجا شرکت کنی، ببینی کاملاً آگاهانه بیاد که این یه وقتی بد زده نشه. تو اربعینم همین قصه است. این عزیزانی که گاهی از نجف تا کربلا این مثلاً پیاده میرن، خیلی علاقه دارن، بذار این بچه با علاقه، اگر دیدی داره زده میشه ماشین سوارش کن.

افراط...اینی که در حالات امام صادق علیه السلام داره می‌فرماید من وقتی طوافم تمام می‌شد دوباره شروع می‌کردم، عرق کرده بودم، گرمای مکه، یه وقت پدرم امام باقر پشت سرم بود، فرمود پسرم خودت رو خسته نکن، خدا به عمل کم هم راضی میشه.

حاج آقای قرائتی خدا حفظشون کنه فرمودند یک سال احیا آقای ما رو دعوت کرد، دیگه هم دعوت نکرد. گفت مجلس ما رو به هم زدی. گفت بیا شما امشب اینجا احیا. گفت ما یه نگاهی کردیم دیدیم که خب پیرمردا هستن، اونا هستند، بچه‌ها هم هستن. گفتیم بچه‌ها بلند شن همه رو، گفتیم تو یه اتاقی، یه آقایی گفتیم برای اونا قصه‌های حضرت علی رو امشب بگو. خب آقای پیرمردها و مسن بفرمایید، یه نفر دعای جوشن یکی براشون بخونه، جوونام براتون با تخته شروع مسائل رو درس بدن. صاحب مجلس گفت من دیگه شما رو دعوت، جلسه ما رو به هم ریختید.

حالا من نمی‌خوام بگم حالا شب احیا یه شبه با همم باشن اشکال نداره، اما واقعاً بعضی از اوقات یک نسخه واحد نوشتن برای همه مستمع کافی نیست. من خودم آقای ملایی، یکی از چیزایی که خیلی توجه دارم وقتی منبر می‌رم مخصوصاً حرم مثلاً نگاه می‌کنم می‌بینم بچه هست، نوجو هست، جوون هست، پیرمرد هست، روحانی هست، عالم هست، گیرنده هم که پخش می‌کنه از مرجع تقلید بگیر تا اون پزشک تا اون تحصیل‌کرده دانشگاه. خیلی لذا من داد هیئت علمی‌ام، تدریس هم می‌کنم ولی به مراتب منبر را از تدریس سخت‌تر می‌زنم. چرا؟ چون تو تدریس مخاطب من مشخصه، اما اینجا چه جور آدم صحبت کنه که این بچه بگیره، اون جوان بگیره، اون... اینا مهمه.

لذا گاهی از اوقات عرض می‌کنم اینطور بگم شاید بهتر باشه: عبادت فوق ظرفیت. بله فوق ظرفیت هم چی میاره؟ کسالت بله توجه به این نکته باشه.

خدا رحمت کنه مرحوم آقای فلسفی رو. ایشون تهران در شهر ری منزلی داشت که الانم وقف شده برای مبلغین و برای حوزه علمیه. پنجشنبه‌ها صبح در اونجا یه روضه‌ای داشت، جلسه‌ای داشت. یک نفر منبر می‌رفت، خودشم گوش می‌داد، تذکراتی هم می‌داد. یه آقایی که می‌گفت من جلساتش رو می‌رفتم، می‌گفت خب بعد مثلاً نیم ساعت ۴۰ دقیقه یک ساعت، ایشون فرمود حالا فضا رو عوض کنید، پنجره‌ها رو باز کنید، یه بادی بیاد، یه خلاصه تغییر فضایی بشه و دیگه جلسه روضه و جلسه سخنرانی و تمرین منبر تمام. هر کدام از آقایان می‌توانند یه لطیفه‌ای تعریف کنن، بقیه مقداری... خب خودش هم اولین لطیفه رو می‌گفت. فضا رو عوض می‌کرد.

لذا ما باید توجه داشته باشیم حالا توی حتی عزاداریی‌هامون به گونهه‌ای عمل کنیم که نتیجه‌اش این کسالته نباشه.

یه نکته دیگه هم بگم، این هم بد نیست. اینم روایت داره. من روایتش رو امروز در تفسیر قمی فکر می‌کنم دیدم، روایت عجیبی است که حالا اینم میگم که بعضی از افراد توجه کنند که ممکنه هیچکدوم از این عوامل هم نباشه. بله روایت دارد بنده وقتی خیلی خوش عبادت میشه، خیلی با نشاط و با حال میشه، ممکنه غرور بگیردش. خدا میگه فضربه بالنعاس، من خودم یه کسالتی براش ایجاد می‌کنم البته موقت، اللیله واللیلتین، یک شب دو شب. آقای ملایی همه شب‌ها بلند شدن نماز شب و عبادت و نماز اول وقت و می‌بینی یه شب رفته حرم امام حسین، برنامه‌ریزی هم کرده که امشب دیگه این نماز شبه رو تو حرم... همون شب خواب می‌مونه، از خواب پا میشه ای خدا، یه یه امشب بود. آره یه دایی داشتیم و خدا رحمتش کنه خیلی اهل حال بود، می‌گفت یه عمری گفتم خدا میشه من یه شبی مشعر رو درک کنم. خب یه بارم می‌گفت حج نصیب ما شد و گفتیم دیگه می‌ترکونیم تو مشعر، امشب. می‌گفت همون اول که پیاده کردن خوابمون برد، آفتاب هم زد، بلند شدیم نماز صبح هم خواب موندیم. عجب... این آدمها بدونند خدا می‌خواد اون غروره ایجاد نشه.

ببینید من متن روایتش رو بخونم چون شما تو کانال می‌ذارید اینا رو. آره حتماً. دارد که متن روایت می‌فرماید بله: فاضربه با النعاس اللیله واللیلتین نظراً منی له، توجه بهش دارند، می‌خوام لطف می‌کنم، لطف می‌کنم، می‌خوام غرور و ابقاءً علیه حتی یصبح صبح می‌شه، می‌بینه بعد فرمود فیقوم صبح خواب پا میشه و هو ماق نفسه، هی خودش رو مذمت می‌کنه. میگه دیدی... یه دوستی داریم می‌گفت که کربلا بودم، گفتم دیگه امشب میرم تو حرم ابی‌عبدالله عبادت و فلان و می‌گفت آمدی و نماز صبح همه کارا که تمام شد یادم افتاد ما وضو نداشتیم. عجب زدیم تو سر خود. اون حسه، حس بدی نیست که گاهی انسان در واقع به خودش بیاد و غرور نگیره.

یه عبارت دیگه، فرصت بله حتماً حتماً. یه مطلب دیگه‌ای رم عرض کنم، حالا همینجا این، اینم شما بذارید بعداً توی مجموعه کانال، باز من اینم توی قبل از اینکه بیام نگاه کردم منبعش رو دیدم که تو منابع آمده که ام سلمه همسر رسول خداست. ما دو سه مرتبه خدمت آقا رسیدیم برای همایش‌های مختلف، ایشون از ام سلمه نام بردند و فرمودند ام سلمه رو کم نگیرید، نقش بسیار مهمی در تاریخ اسلام داشته، امام حسین بهش مادر می‌گفته. ام سلمه میگه پیغمبر یک شب منزل من بود یعنی نوبت خانه من بود، من بلند شدم دیدم حضرت نیست، نگران شدم. خیلی این روایت قشنگه، عزیزان بیننده این رو حفظ کنن بد نیست. میگه آمدم دیدم حضرت رفته یه گوشه‌ای داره اشک می‌ریزه، گریه می‌کنه، مناجات می‌کنه و چهار تا دعا می‌کنه. این چهار تا دعا رو حالا شمام خیلی خوب بله رفقا زحمت می کشند می‌گذارند حتماً یک همه دعاهاش هم آخرش ابدا داره آها:

یک: اللهم لاتشمت بی عدوا  ولا حاسدا ابدا. خدایا هیچ وقت کار نکن که آدمای حسود و دشمن من رو شماتت کنه. شماتت خیلی بده.

دو: اللهم لا تردنی فی سوء استنقذتنی منه ابدا. خدایا گناهایی که تا حالا نکردم بدیایی مثلاً من و شما تا اینجا الان نشستیم مثلاً الحمدالله فلان معصیتو مرتکب نشده، خدایا بازم اینا رو مرتکب نشم چون آدم مصون نیست نمی‌تونه منع کنه.

سه: اللهم لا تنزع منی صالحا ما اعطینی ابدا. همه ش ابدا داره. خدایا کارا خوبه که تا حالا می‌کردمم یه کار کن ادامه بدم، ازم نگیر.

چهارم: اللهم لا تکلنی الا نفسی طرفه عین ابدا. میگه من خیلی تعجب کردم، پیامبر معصومه که خدا تو قرآن میگه هر که من رو دوست داره این پیغمبران اطاعت کنه. اومدم جلو گفتم یا رسول‌الله مگه شمام به خودت واگذار میشی ؟!  حضرت فرمودند ام سلمه برادرم یونس یک لحظه به خودش واگذار شد افتاد تو شکم ماهی... والذنون اذهب مغاضبا . بله ممکنه برای انبیا... انبیا معصومن از عصمت دارند، معصومن از معصیت ولی حواسشون باید باشه. به امیرالمؤمنین علیه السلام گفتن آقا شما که میگید اهدنا الصراط المستقیم یعنی چی؟ علی خودش صراط مستقیمه، اهدنا الصراط المستقیم و انتم الصراط الاقوم. آقا فرمود ما استمرارشو داریم میگیم و الا ما تو صراط مستقیم هستیم.

ملایی:خیلی متشکرم ازتون تا اینجای کار. فرمودید نشانه‌های کسالت و دو، بحث دوم و ریشه‌های ایجاد کسالت، یه درمان هم قرار شد، راهکارش...برای بعد از انشالله لحظات دیگر عرض کنم که حاج آقای شرف فرمودند به شیرینی اعتکافی که جز رویش‌های انقلاب اسلامی، اجازه برکات انقلاب اسلامی حالا بوده اما توی این عصر پررنگ شده. یه آمار عجیب دیشب توی بخش‌های خبری مختلف بود، من خودم از شبکه سه سیما دیدم، اخبار ساعت ۲۲، ۱۲ هزار مسجد حاج آقا، بیش از ۱۲ هزار مسجد سراسر کشور، میلیون‌ها، این عدد خیلی عجیبه که ۷۰ درصدشون رو گوینده خبر می‌گفتش که نوجوانن، یعنی ۳۰ درصد... از دیدم خودم بعضیاش رو فوق العاده است. بله انشالله که شما اگر دوست دارید حمایتشون کنید هم دعاشون کنید هم اون بحث مشارکت همچنان فعال، یه عدد ۱۳ به 20000303 بفرستید چون برنامه‌هایی برای بچه‌ها داریم برای بعد از اعتکاف که تموم شه، قراره بچه‌ها برنامه‌ریزی براشون بشه، کارهایی اتفاق بیفته. خدا خیرتون بده.

ملایی: خیلی ممنون و صفحه ۷۱ قرآن کریم، آیات ۱۵۸ تا ۱۶۵ سوره مبارکه آل عمران تلاوت بشه انشالله دوباره برمی‌گردیم محضرتون. ثوابش رو هم نیت کنیم برای شهدا، برای امواتمون، بعد و حسابی وارث اونایی که چشم انتظار نور. با یه صلوات...

صفحه71 قران کریم

ملایی:بفرمایید تتمه وقتی که داریم رو بهترین استفاده بکنیم از محضر حاج آقای رفیعی.

حجت الاسلام رفیعی: ببینید ایجاد نشاط و پرهیز از کسالت باید به همون دردها رو شناخت و عواملش رو در واقع بر اساس همون دردها تنظیم کرد. امام سجاد علیه السلام یک مناجاتی دارند که ماه رمضان خوانده میشه غالباً، مناجات ابوحمزه، اونجا عواملی رو می‌شمره برای کسالت که شاید بگیم ترک اون‌ها موجب میشه انسان نشاط پیدا کنه. از جمله از اون عوامل می‌گوید خدایا شاید من با علما ارتباط ندارم، فقدتنی من مجالس علما. پس ارتباط با عالم، زندگی‌نامه علما برای انسان نشاط میاره بسیار. انسان وقتی ببینه مثلاً فرض کنید شخصیتی این‌طور تو عبادتش مثل مرحوم قاضی، مرحوم عرض می‌کنم آیت‌الله بهجت، دیگران. باز امام در اونجا به خدا عرض می‌کند یکی از عوامل خدایا شاید من با بدها قدم می‌زنم، بطالین. پس رفیق خوب داشتن، دوست خوب داشتن آدمو به هر حال علی دین خلیله.

عامل سومی که برای انسان نشاط میاره: تقویت عزم و اراده. ارادت ببینید تو دعای کمیل می‌خونیم چی خیلی قشنگه: وشدد علی العزیمة جوانه، بعد می‌گیم چی؟ قو علی خدمتک.جوارحی  البته جابجاست حالا اول قوت علی منم می‌دونم خدمتک جوارحی. این قوت از کجا پیدا میشه؟ این نشاط از واشدد علی العزیمه و اراده. وقتی انسان تصمیم بگیره. من توصیه می‌کنم بعضی اوقات بینندگان عزیز می‌بینند سستند، نذر کنند. من یه دوستی داشتم نذر می‌کرد اگر ساعت زنگ بزنه برای نماز صبح بلند نشه اون موقع می‌گفت ۵۰ تومن خودش رو جریمه کنه، گفت صدقه بده. گفت صبح پا میشم میرم ۵۰ تومن از پول رو باید بدم، پس خود همین موثره که اگر انسان... بله ما یک سال خیلی سال الان که دیگه ماهواره و اینا همه جا یاد شده ۳۰ ثانیه وقت آره، رفته بودیم یکی از این کشورها، خب اونجام یه تلویزیونی داشت با یکی از آقایون مداحان هم بودیم، روشن کردیم ای وای این تلویزیون مثلاً ۵۰۰ تا کانال داره همه هم کانال‌های مبتذل. خب ما ماه رمضان تبلیغ گفتیم خدایا اگر ما اینا رو روشن کنیم سه روز روزه بگیریم. آقا تا روز آخر به این تلویزیون ما دست نزدیم، خب راحت هم بودیم. بله گاهی از اوقات با یه نذر انسان می‌تونه خودش رو کنترل کنه.

تفکر در آثار عبادت به انسان نشاط میده که انسان چه آثاری براش مترتب هست. به هر حال این نشاط و عبادت تو عبادت‌های جمعی هم یه راهکاره. همین الان بچه‌های اعتکافی من مشهد دیروز گفتن آقا تعداد زیادی از اینا گذاشتن نماز شب خوندند. بله بچه‌های حال و هوا قرار گرفته، تاثیر. چه حسی اربعین شما را از نجف تا کربلا. شرکت در اجتماعات عبادی هم یکی از عوامل نشاط هست.

ملایی: خیلی خوب آقا خیلی متشکرم حاج آقای رفیعی عزیز، خدا حفظتون کنه و ممنون از شماها که تا این لحظه همراهی فرمودید. انشالله خدا سلامتی به شماها هم بده. فردا عمری باشه و سعادت، حوالی ساعت یک بعد از ظهر با حاج آقای پناهیان محضرتون خواهم رسید و شهادت حضرت زینب کبری سلام الله علیها رو تسلیت و تعزیت عرض می‌کنم محضرتون. التماس دعا و خداحافظ شما.

 

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها