سلام می کنم به تک تک شما عزیزانم و خانم ها و آقایان و سلام می کنم به رئیس جمهور شهیدمان حضرت آیت الله دکتر رئیسی که انشاء الله روحش شاد باشد یاد می کنیم از او یاد می کنیم از شهید آل هاشم و از شهید امیر عبداللهیان و از شهید مالک رحمتی و از شهید موسوی و از شهید مصطفوی و از شهید دریانوش و از شهید قدیمی و همه آنهایی که در این پرواز اردیبهشت آسمانی شدند به سمت خدای امروز خیلی خوش آمدید حاج آقای ماندگاری سلام علیکم و رحمت الله خوشحالیم در خدمت تان هستیم
حجت الاسلام ماندگاری: سلام علیکم و رحمت الله اعوذ بالله من السمیع العلیم من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی فاطمۀ و ابیها و امها و بعلها و بنیها و بعدد ما احاط به علمک من هم خدمت شما همکاران خوب این برنامه و همه ی بینندگان و شنوندگان عزیز شبکه های مختلف صدا و سیما و شبکه جهانی ولایت عرض سلام و ادب و احترام دارم گرامی می داریم یاد و خاطره شهدای خدمت آیت الله رئیسی عزیز که افتخار داشتم قریب به سی سال با ایشان رفاقت داشتیم و هیچ وقت آقای شریعتی از ایشان نه پالس نا امیدی دریافت کردم و نه پالس ضعف هیچ وقت اینقدر که امیدوار بودم حضرت آقا فرمودند در پست هایی بود در قوه قضائی از دادستان کرج بود تا ریاست قوه قضائی در حرم امام رضا خادم بود در پست هایی بود که از رئیس جمهور خبر داشت و امیدوار بودیم گرامی می داریم یاد و خاطره آیت الله آل هاشم را که سال های سال در ارتش جمهوری اسلامی در سازمان عقیدتی بود بعضی از بچه های اونجا را من پرسیدم یک گروهبان و یک سرباز تمام نیروها ازشون خاطره داشتند تمام نیروهای
شریعتی: و چقدر هم دوستش داشتند
حجت الاسلام ماندگاری: تمام نیروهای جزء اونجا تلفن ایشان را داشتند عزیز می گفت من راننده آل هاشم بودم یک روز به آقای آل هاشم گفتم یک مرخصی به من می دهید گفتم برای چی گفتند خانمم مریض است مرخصی گرفتم رفتم خانه دیدم خانم آقای آل هاشم در خانه من است حاج آقا به من زنگ زده خانم فلانی مریض است تو زودتر برو اگر این دیر رسید خانمش تنها نماند برای ازدواج بچه ها و برای اشتغالشان و برای زندگی شان
شریعتی: حاج آقا همین ظرافت ها و لطافت هاست که خدا انتخابشان می کند
حجت الاسلام ماندگاری: می خواستم با قرارداد و عهد و پیمان مسابقه مون عرض کنم شهید مالک رحمتی من سالها با ایشان رفیق بودم و آشنا بودم آخرین بار در مسیر پرواز مشهد ایشان را زیارت کردم با خانواده اش بود چون قائم مقام تولیت بود و بعضی وقتها استاندار آذ ربایجان بود گفتم اوضاع چطور است گفت از روزی که رفتم تبریز یک ساعت پشت میز ننشستم شهید سید مهدی موسوی را باهاش مراوده داشتم سر تیپ حفاظتی حاج آقای رئیسی بود تک تک اینها وقتی می پرسیم حال و هوایشان را حس می کنم که انتخاب خدا بی حساب و کتاب نیست من باز به خودم می گویم رفتم که خار از پا کشم محمل ز چشمم دور شد یک لحظه من غافل شدم صد سال راهم دور شد من در عملیات خیبر این را تا حالا نگفتم یک آرپیچی بود بسته بودم به کمرم کلاه خود گذاشته بودم در عملیات می گفتم آرپیچی از بغلش خورد به سر من از نوکش نه از بغل انحراف داشت کلاه آهنی را من گود کرد کلاه آهنی را گودش کردند اندازه یک مشت پرتش کرد اون بالا منفجر شد و ترکش خورد به سینه من ولی به قول خودمان مرگمان نزد چندین بار دیگر هم لطف خمپاره ها و موشک ها شامل حالمان شد
شریعتی: شما یک رسالت دیگری روی دوشتان است
حجت الاسلام ماندگاری: حالا دلمان را به همین ها خوش کردیم دیدند آقا درسته فرمودند سه بار تا لب مرز شهادت رفتم به خدا گفتم من را برای چه ماموریتی نگه داشتید ولی آقای آل هاشم و رئیسی و امیر عبداللهیان و سه تا خلبان شهید و همه شهدا را وقتی نگاه می کنیم یک نکات ظریفی خواندم این حدیث قدسی را جلسه قبل اخلص العمل فان الناقد بصیرٌ بصیر لذا به یک نقطه ای رسیدم این ده تا مسابقه ای که دعای سلام امام زمان را بخوانیم توفیق مان کم نشود
امروز می خواهیم صلوات را یک جور دیگر بفرستیم محضر امام زمان یک صلوات بفرستم من همیشه برای شهدا اینطوری گفتم قصه ی شهدا مثل بابایی است که روی بلندی است آقای شریعتی بچه از پایین می گوید من هم می خواهم بالا بابا می گوید تلاشت را بکن قدش را بلند می کند و دستش را دراز می کند زیر پایش یک چیزی می گذارد هر کاری می کند دستش به بابا نمی رسد به بابایش می گوید می شود خم شوی دست من را بگیری شهدا به امام زمان و اهل بیت گفتند شما بالا هستید ما هم دوست داریم بیاییم بالا آقای رئیسی روز قبل شهادت به شما گفته بود بروید حرم امام رضا زیارت کنید من روز ولادت نمی توانم مشهد باشم شهدا به امام زمان و اهل بیت گفتند شما بالا هستید دست هایشان را بلند کردند بعضی دست به شناسنامه ها بردند پیش پدر و مادر و همسر و پیش خانواده گریه کردند و شب ها گریه کردند و در سجده گریه کردند و التماس کردند به امام زمان گفتند یا ایها العزیز مسنها و اهلنا الضر و جعنا ببضاعت مزجات ما در حد خودمان تلاش می کنیم آقای رئیسی گفت بیست و چهار ساعت می دوم می شود دستت را دراز کنی و دست ما را بکشی بالا و تصدق علینا ما طلب هم نداریم صدقه به ما بدهی و امام زمان این کار را کرد
شریعتی: اخیراً قراری داشتم رفتم پیش حاج آقا رضای خوراکیان که مدیر عالی حرم است و اخیرا هم والده مکرمه شان را از دست دادند ام الشهداء ایشان می گفتند شب های آخر بود یک کسی اومد به من گفت چرا اینجا نشستی الان است که آقای رئیسی تمام کند گفتم یعنی چی گفت برو ببین چه خبر است می گوید رفتم از یک اتاقک شیشه ای که مشرف به ضریح مطهر حضرت رضا بود ایشان اینقدر التماس می کرد و اینقدر گریه می کرد که ما بلندش کردیم و شب آخر ماموریتشان بود در حرم حضرت رضا بود کأنه می خواست
حجت الاسلام ماندگاری: حاج قاسم هم همینطور بود آخرین باری که حاج قاسم زیارت رفته برد در ضریح ولی ایشان را دید اینقدر ناله می زند برد صورتش را گذاشت روی ضریح و خواست از امام رضا همان جا عاقبت بخیری اش را امضا کردند که آقای عارف مداح حرم است می گوید من اون روز که ضریح را شستشو می دادم و صفای قلب زائران را می خواندم حاج قاسم اومد گفت می شود وقتی جنازه ام را آوردند همین صفای حرم را بخوانید برایم حالا من می خواهم صلواتی به امام زمان هدیه بدهیم و به حق مادرشان قسم شان بدهیم ما که به اندازه شهدا مجاهدت و مقاومت نکردیم و استقامت نکردیم ولی همین که مدتی با اینها دم خور بودیم نمی گویم حسادت غبطه می خوریم به اونها یا لیتنا کنا و لکم و لفوز فوزاً عظیما صلواتی را به حضرت هدیه کنیم که حضرت دعا کنند مرگ ما هم با شهادت باشد یک صلواتی هدیه کنید.
شریعتی: اللهم صل علی محمد و آل محمد
حجت الاسلام ماندگاری: به این نکته رسیدم آقای شریعتی که چطور می شود در این ده تا مسابقه الهی مردم بیایند شرکت کنند زن و مرد مسابقه تسلیم امر خدا مخصوصا تسلیم طلایی که قبلا گفتم نمی دانم خدا چی می خواهد به من بگوید بگویم چشم مسابقه ایمان و مسابقه صداقت و مسابقه اطاعت و مسابقه صدقه و مسابقه صبر و مسابقه که صوم و مسابقه حفظ شهوت و مسابقه ذکر ده تا مسابقه ای که در این آیه هست بعد رفتم تو اون جمله حاج قاسم که جمله از روایات خیلی داریم حاج قاسم فرمود اگر کسی می خواهد شهید بشود شهید باشد یعنی چی؟ رفتم در روایات دیدم شهید یعنی شاهد شهید یعنی شاهد خیلی هایمان فکر می کنیم شهید بعد از شهادتش شاهد می شود خدایی دریچه را برایش باز می کند من به این نتیجه رسیدم تا قبل از شهادتش شاهد نشود شهید نمی شود و وارد این میدان نمی شود همان حرف حاج قاسم چطوری شاهد بشویم؟ شاهد به الذین یومنون بالغیب چی در دنیا هست که من برای رسیدن به اون جونم را بگذارم؟ شهرتش می ارزد آدم جانش را بگذارد؟ وقتی من جانم را گذاشتم چه شهرتی؟ شهوتش می ارزد و قدرتش می ارزد هیچی در این عالم نمی ارزد برای مجاهدت مجاهدت یعنی دویدن تا حد شهادت مقاومت یعنی تحمل کردن تا حد شهادت به بزرگترهای بیننده های عزیز می خواهم یادآوری کنم یک حادثه ای زمان انقلاب سال 57 الی 58 بود با بیزنس مبارزه ایرلندی جوان ها به اقتضای سنشان یادشان است 56 روز تحمل کرد و مقاومت کرد و اعتصاب غذا را در مقابل استعمار بریتانیا و انگلیس از دنیا رفت امام برای مادرش پیام تسلیت فرستادند و به اعتقاد من امام در فرهنگ خودش این کسی که در راه مبارزه در روایت هم داریم کسی که در راه مبارزه با دشمن کشته شود شهید است با هر اعتقادی می خواهد باشد این چی می شود که این مقاومت را انجام می دهد چی دیده یک چیزی نشانش دادند استقامت یعنی پای حق بایستی تا شهید شوی چی دیده که باید شهید بشود این باید شاهد باشد شاهد چی باشد؟ شاهد این سه تا حقیقت قرآنی که بارها همه قراردادهایمان به این نکته می رسد حقیقت اول ببینید ما در زندگی مان گفتیم تسلیم زیاد داریم شوخی می کرد می گفت تسلیم زور نمی شوم مگر اینکه سنبه پر زور باشد پر خطر تسلیم هستیم و می ایستیم برای قانون های نظامی و بهداشتی و قانون کرونا تسلیم می شویم به خاطر اینکه نفع و ضررش را می فهمیم چطور می شود من تسلیم حکم خدا بشوم؟ باید نفع و ضررش را ببینم باید باور کنم که این باید خدا به نفع من است و ببینم این که امیر المومنین در خطبه حمام بارها این جمله را خواندیم هم کالجنت هم فیها منعمون من نارک قدر فیها معذبون باید ببینم که این مجاهدت تا حد کشته شدن این مقاومت این استقامت من را می رساند به اون بهشتی که به همه اینها می ارزد این آدم تسلیم می شود این آدم مطیع می شود این آدم صبور می شود این آدم صادق می شود این آدم حفظ می کند خودش را از خطاها این آدم صدقه می دهد و هزینه می دهد فرمودند بهشت را به بها می دهند نه به بهانه این را می فهمد چون شاهد است یعنی بابا به بچه می گوید پسر جان اگر درس نخوانی نمی فهمی چه بلایی سر این می آید ولی منی که درس نخواندم دارم می چشم چه بلایی به سرم آمده
شریعتی: دیده و تجربه کرده
حجت الاسلام ماندگاری: این می بیند در حد دنیای کوچولو در حد عالم هستی ابدیت را می بیند آقای رئیسی و آل هاشم و امیر عبداللهیان من بارها این خاطره را گفتم محضر حضرت آقا بودند دوستان حاج آقا فرمودند عرب دو نوع اسب دارد یک اسب می دود خسته می شود و می ایستد یک اسب می دود تا از نفس بیفتد فرمودند ما برای پای کار دین از مدل اسب دوم می خواهیم لیظهره علی الدین کله ولو کره المشرکون بدو تا از نفس بیفتی نفر بعدی این راه را ادامه بدهد آقای رئیسی هم آدمیزاد بود خسته می شد آقای آل هاشم هم آدمیزاد بود خسته می شد ما در این مملکت ما رئیس جمهور کم ندیدیم خدا به همشون توفیق بدهد اونهایی که بودند خدمات شان را قبول کند غیر از بنی صدر ملعون اونهایی هم که هستند خدا رئیس جمهور محبوب مان را انشاالله توفیقاتش را افزون کند آقای شریعتی خسته می شدند می روند خانه می خوابند و خسته می شوند و می روند تفریح الان تفریح برای مسئولین یک مقدار علامت سوال دارد مردم گرفتار هستند چرا تفریح می روید ولی آقای رئیسی همه اینها این که آقا فرمودند رئیسی عزیز خستگی نمی شناخت در این مسابقه ای که خدا راه انداخته بود این آدم خسته نمی شد یک چیزی دارد می بیند خوب ببینید اگر آدم این را بفهمد پس این مسابقه شرطش این است اول شاهد باشید شاهد به چی باشی؟ 1- خدای بزرگی که تو هر چقدر بدوی به او نمی رسی ولی او تو را بزرگت می کند لئن شکرتم لأزیدنکم خدا راه را هم باز گذاشته انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا تو در مسیر تسلیم بدو در مسیر ایمان بدو
شریعتی: گفت به قول محمد رسول کار کرد و کار کرد این مسیر بی نهایت را گرفت این دویدن ها مسیر بی نهایت را گرفت
حجت الاسلام ماندگاری: ثم دنا فتدلاه فکان قاب قوسین او ادنی من گفتم با احترام به تمام امام جمعه های عزیز و امام جماعت های عزیز و امام جمعه در طول هفته تلاش می کند جمعه می آید خطبه می خواند دو تا خطبه سنگین است مطالعه کرده ایستاده خوانده می برند حاج آقا را به خانه استراحت کند مگر آقای آل هاشم بعد از نماز جمعه می نشست پای درد و دل مردم گاهی وقتها تا غروب این آدم خسته نمی شود؟ این انسان نیست؟ چی بهش نشان دادند که خسته نمی شود یک به قول معروف کارفرمایی گذاشتند این برای این کارفرما می ارزد خودم را بکشم می ارزد صادقانه با تسلیم با ایمان با صدقه با اطاعت و با حفظ شهوت با حفظ زبان و با حفظ همه اعضاء و جوارح
شریعتی: حاج آقا این استقامت و دویدن ها اخلاص وقتی توأم می شود خدا خریدار است
حجت الاسلام ماندگاری: اینها همه فرع است سه تایش مقام شهود است
- این شهود به سه تا مقام می رسد گفتم این عالم، عالم حجاب است بارها گفتیم من نمی بینم باطن نماز را من نمی بینم باطن حیا و حجاب را من نمی بینم باطن خدمت را ظاهرش را می بینم نماز سخت است حجاب هم سخت است در این هوای گرم الان چند درجه سخت است عرضم به خدمت تان خدمت هم سخت است خدمت می کنی تشکر هم نمی کنند اما یک گروهی خدمت می کنند نیاز به تشکر هم ندارند اونها کی هستند؟ انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزائاً و لا شکورا آقا فرمودند همه اینهایی که بعد از شهادت آقای رئیسی از خدماتش گفتند قبل از شهادتش هیچی نمی گفتند یک نیش و کنایه هم می زدند می فرمودند گاهی می آمد پیش من درد و دل می کرد هر چند خیلی اهل درد و دل نبود آقای رئیسی از سرزنش ها نمی ترسید لا یخافون لومت لائم یک چیز دیگری می بیند خانم الان می خواهیم بکشانیم به مباحث خانوادگی برنامه ما قرارش است این زندگی به سمت خدا برود انشاالله فردا هم زیادی امام رضا صلات و السلام است 124 پیغمبر و همه معصومین آمدند ان اعبدوا الله واجتنبوا الطاغوت ما را ببرند به این که ندیدنی را ببینیم اتفاقی که در سفر رئیس جمهور آمریکا اتفاق افتاد خیلی اتفاق طبیعی است از نگاه این حکام عرب و ابر قدرت دیدنی ترامپ است لذا تعظیم کردند و شیر هم به این دادند و هر چی خواست اینها را دوشید برای فروش سلاح هایش معذرت می خواهم معذرت می خواهم ناموسشان را آوردند جلویش موهایشان را رقص مو بکنند که این آقا خوشش بیاید ابر قدرت است دیگر ابر قدرت دیدنی است ولی برای آقای رئیسی ترامپ ابر قدرت نبود چون ابر قدرت ندیدنی را دیده بود ید الله فوق ایدیهم هو الاول و الآخر و الظاهر ان الله ذو قوۀ المتین لمن الملک لله الواحد القهار اینها دیده بود آقای رئیسی وقتی دیده بود این دیدن همان جنس شهود است این چون دارد می بیند یک بار دیگر این بحث را گفتیم سوال کردند چرا از پای امیر المومنین تیر کشیدند متوجه نشد چون امیر المومنین خدا را می بیند چطور شد زنان مصری یوسف را دیدند دستشان را بریدند نفهمیدند امیر المومنین دارد خدا را می بیند این شهود این که حاج قاسم می گوید باید شهید باشی تا شهید بشوی قرآن می گوید من المومنین صدقوا ما عاهد الله من قضی نهبه و منهم من یتظر انشاالله ماها باشیم این یعنی باید ببینی خدا را اگر خدا را دیدی دیگر به پدر و مادرت خدمت می کنی با خدا معامله می کنی به زن و بچه ات خدمت می کنی با خدا معامله می کنید به مردم خدمت می کنی با خدا معامله می کنی در گل و سیل و زلزله می روی دنبال این نیستی دوربین ببیند یا نبیند با خدا معامله می کنی شب صورتت را می گذاری زمین با خدا معامله می کنی و مناجات می کنی با خدا معامله می کنی تمام اتفاقات زندگی می افتد برای اینکه با خدا معامله کنی کسی بزرگتر از خدا در چشم جانت نیست عظم الخالق فی انفسهم و صغر ما دونه فی اعینهم اونقدر خدا در جانت بزرگ است که همه ی عالم در چشمت کوچک است حاج یونس زنگی آبادی وقتی می رفت جبهه رفیق حاج قاسم است اینطوری با خانم و بچه اش خداحافظی کرد چرا؟ چون این ور خدا را می دید این ور زن و بچه اش بودند خدایا به خاطر تو دارم از بچه ام می گذرم امام حسین هم وقتی راه افتاد از مدینه فرمود من کن باذلاً فینا مهجته و موطنا علی لقاء الله فالیرحل المعنا مصبحا هر که حاضر است برای ملاقات با خدا از جانش بگذرد و با ما بیاید امام صادق هم فرمود امام حسین چیکار کرد بذل مهجته فیه به خاطر خدا جان خودش را داد تا مردم از جهالت بیایند بیرون امروز خیلی ها فهمیدند خادم اصلی در این 47 سال کی بوده در جمهوری اسلامی الان دارند قدرش را می دانند خیلی ها انشاالله خدا به همه توفیق خدمت بدهد دارند می فهمند پس ببینید اگر خواستیم در این مسابقه برنده بشویم از مزدهای خدا این است شما نیت بکن نیت بکن خدا را ببینی از امیر المومنین پرسیدند شما خدا را می بینی عبادت می کنی فرمود خدا را که نبینم عبادت نمی کنم با چی می بینی با چشم دل، هفته قبل گفتم قلب ما سنگر فرماندهی است این سنگر فرماندهی نشسته اینجا یک نفر اینجا نشسته یا عقل است یا هر چیز دیگر فرمانده باید اطلاعات بهش برسد اطلاعاتی که به فرمانده می رسد بر اساس اطلاعات تصمیم می گیرد اطلاعات ما از کجا می آید؟ دیدنی های قلب ما می خواهد فرماندهی کند فکر ما می خواهد فرماندهی کند قرآن می گوید اگر می خواهی کل المومنین یخذوا من ابصارهم با چشم ظاهری نبینی فرماندهی ات غلط در می آید قل للمومنات یغضضن من ابصارهن در دعای امام زمان می گوییم واغضض ابصارنا عن الفجور و الخیانه والسدد اسمائنا عن اللغو و الغیبه لسان ما و گوش های ما و نباید و نبایدها ببینید اگر اطلاعاتی که به این قلبی که سنگر فرماندهی است قرار است برسد ظاهر دنیا باشد سر برادرش هم باید بیاورند جلویش به نام امین تا مامون در حکومتش که مال دنیا است خاطر جمع بشود اما اگر اطلاعات ما بر اساس ندیدنی های عالم و این قرآنی باشد که چشم ما را باز کرده هجده تا عزیز هم زینب کبری در یک روز می دهد گله نمی کند ما رایت الا جمیلا
شریعتی: حجاب این وسط نیست برداشته شده
حجت الاسلام ماندگاری: طرف معامله می شود خدا نه مردم طرف معامله می شود فرمانده قلب من می شود خدا ز دست من سرباز اوست و پای من سرباز او است همه وجود من سرباز او است شهود دوم چی است؟ شهود قیامت است قیامت را ببین آقای رئیسی و آل هاشم دیدند برای این قیامت و مردم خودت را بکشی لعلک باخعٌ نفسک برای این مردم حریص علیکم عزیزم علیهما عنتم بشوی آقای آل هاشم می دود آقای امیر عبداللهیان و مالک رحمتی و همه مردم حاج قاسم عزیز برای مردم بدوی نه برای مردم بدو به خاطر خدا و به خاطر بهشت ان رحمت الله غریبٌ من المحسنین شهود سومی اش فکر می کنم نتیجه اون دو تاست باور کنید هر چه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی لاحسنتم لانفسکم آقای رئیسی فهمید هر چی بدود می رسد به این آیه فرحین من آتاهم الله من فضله و یستبشرون بالذین من یلحقوا بهم من خلفهم ان لا خوفٌ علیهم و لا هم یحزنون دید این آیه را یا لیت قومی یعلمون بما غفرلی ربی و جعلنی من المکرمین دید این آیه را فاولئک مع الذین انعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهدا و الصالحین پس من می خواهم بگویم اگر قرارداد مسابقه را گفتیم الحمدلله رسیدیم به سالگرد شهادت آیت الله رئیسی و شهدای خدمت در آستانه ایام زیارتی امام رضا علیه الصلات و السلام به نقلی شهادت حضرت هم هست حواسمان باشد اگر چشم مان را با عینک قرآن باز کردی به مقام شهود رسیدیم ما هم می توانیم مثل اینها سه تا کار بکنیم سه تا کار را بعد از تلاوت قرآن عرض می کنم سه تا کار اساسی که اینها شاخص است آقای شریعتی سه تا کار اساسی را به خودمان سر به سر بگذاریم ببینیم آقای رئیسی و آل هاشم و همه شهدا من در حد خودم شهادت می دهم که این سه تا ویژگی را داشتند به روح بلندشان یک صلوات بفرستید.
شریعتی: داشتم فکر می کردم چقدر امام رضا رئوف است و چقدر هوای خادمین خودش را دارد که آقای رئیسی را در آغوش گرفته و هر کی رد می شود اونجا یک فاتحه ای می خواند و بعد به زیارت امام رضا می رود ایام مخصوص زیارتی حضرت رضاست خوش به حال همه اونهایی که مشهد هستند و صحن های نورانی و مبارک را نفس می کشند حتما سلام رسان ما باشند ما دور هستیم ولی بُعد منزل نبود در سفر روحانی امروز قرار است که قرآن بشنویم مثل هر روز منتهی با یک تفاوت سیزده و چهل اون حادثه تلخ در این ساعت اتفاق افتاد و حالا همزمان همه ی شبکه های ما با نوای گرم و آسمانی حضرت آقای رئیسی به امام رضا سلام می کنیم و انشاء الله صلوات می فرستیم و چقدر خوب است ثواب تلاوت آیات امروز را هدیه کنیم به روح بلند شهید آیت الله دکتر رئیسی و همراهانشان.
(کلیپ و تلاوت قران)
شریعتی: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم به کانال ما سر بزنید اتفاقات خوبی اونجا رقم می خورد هم سه شنبه هایی که قصه های قهرمانان توحید را حاج آقای بهشتی برای ما می گویند و هم شب های جمعه به صورت زنده حاج آقای فرحزاد مباحثشان را حوالی ساعت 22 خدمت تان ارائه می دهند برش هایی از مباحث کارشناسان عزیزمان این هفته قهرمانان توحید اختصاص دارد به شخصیت جناب میثم تمار از یاران با وفای امیر المومنین و بیان شیوای حاج آقای بهشتی قطعا به شما کمک خواهد کرد که با ابعاد شخصیتی جناب میثم تمار آشنا بشوید اشاره قرآنی را حاج اقای ماندگاری بفرمایند انشاالله در ادامه بحث را دنبال می کنیم.
حجت الاسلام ماندگاری: این آیه را آیه 43سوره فاطر من فقط نصفش را می خوانم فلن تجد لسنت الله تبدیلا و لن تجد لسنت الله تحویلا این در واقع ترجمه اون ایه یازده سوره رعد است ان الله لایغیروا ما بقومٍ حتی یغیروا ما بانفسهم یعنی خدا چک سفید امضا به هیچ آیت الله و به هیچ پیغمبری و به هیچ امامی و به هیچ امامزاده و پیغمبر زاده ای وبه هیچ زنی و به هیچ مردی و به هیچ مدیری و به هیچ رئیسی و به هیچ امتی نداده با سنت الهی حرکت کنید سنت الهی هم این است که اگر بندگی خدا کردید عبدی اطعنی حتی اجعلک مت علی اگر خدمت به خدا کردی ان رحمت الله قریبٌ من المحسنین می برمتون بالا بندگی خدا کنید تا خلیفۀ اللهی می برمتون خدمت کردید پاکتان می برمتون بالا با دشمن خدا جنگیدید غالب تان می کنم ترحبون به عدو الله و عدوکم را نصیب تان می کنم این سنت الهی است شاید یک شعاری که در بازار ما مطرح است آقای شریعتی از اینجا گرفته شده باشد که می گویند سر ما را بشکن نرخ ما را نشکن از این آیات گرفته شده لذا من به خودم اول می گویم بینندگان و شنوندگان عزیز برادران و خواهران مخصوصا شما دخترخانم ها و آقا پسرهای گل این فیتیله را از گوشمان در بیاوریم هر کاری دلمان خواست بکنیم یک هیئت می رویم و یک کربلا می رویم کارها درست می شود اینها که با هم قابل جمع نیست یعنی با سنت خدا بازی نکنیم توبه جای خودش است توبه قاعده خودش را دارد توبه بارها گفتیم هم باید اعتراف بکنی بارها این بحث را گفتیم فقط الان اشاره می کنم اعتراف کنم به گناه خودم و بزرگی خدا هم باید تصمیم بگیرم به تغییر و جبران و هم باید واسطه ببرم در خانه خدا قاعده خودش را دارد امیر لمومنین به کسی که همینطوری استغفر الله می گفت فرمودند سکلتک امک شوخی نیست که به ما مخصوصا این نمازهای روز یکشنبه ماه ذی قعده که تذکر هم دادیم دوستانم توی کانال الحمدلله گذاشته بودند خوب خوشحال باشم یک هفته گناه می کنم و یک سال گناه می کنم و چهار هفته نمازهای یکشنبه ماه ذی قعده می خوانم قطعا نماز یکشنبه ماه ذی قعده ثواب دارد قطعا زیارت امام رضا ثواب دارد قطعا روز دحو الارض روزه ثواب دارد قطعا در ایام دهه ولایت و غدیر اطعام دادن و همه اینها ثواب دارد قطعا کعبه رفتن ثواب دارد قطعا اینها خیلی اتفاقات می افتد ولی اینها هیچ کدام نرخ خدا را عوض نمی کند چون خدا اگر بخواهد یکفر عنهم سیئاتهم قاعده دارد حبطتت اعمالهم اون هم قاعده دارد هم پوشاندن و هم سوزاندن هم تکفیر و هم حبط اعمال لذا خدا می گوید با سنت من کسی بازی نکند این یکی، اگر سنت الهی این است سنت الهی چی است؟ قد جائکم این آیه را قبلا خواندیم قد جائکم بصائر لنفسهم نفس لنفسه و ما عن علیکم بحفیظ من چشم باز کن برایتان گذاشتم وحی را قرآن و عترت را اگر خودت چشمت را با این قران و عترت باز نکردی و به مقام شهود نرسیدی و با حجاب حرکت کردی افتادی در چاله من چشم بهت دادم خودت چشمت را بستی ماشین بهت زد دیدید وقتی یک نفر خدایی نکرده بی احتیاط از وسط خیابان رد می شود ماشین هم مثلا نزدیک به آقا معذرت می خواهم مگر کوری خدا میگوید من که بهتچشم دادم چشم بصیرت قد جائکم بصائر من نفسکم تازه یک آیه دیگر هم بهت گفتم ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا تو گناه نکن من قشنگ چشمت را باز می کنم به همه عالم اگر این سنت من را رعایت کردی من به مقام شهود می رسانمت می بینی آنچه که باید ببینی مگر پیغمبر نفرمودند اگر شما گناه نمی کردید می دیدید آنچه را که من می دیدیم و می شنوید آنچه را که من می شنوم دستم می خورد به این میز آقای شریعتی می فهمم ولی چرا نمی فهمم و اذا مسه من الشیطان تذکروه چرا شیاطین به من نزدیک می شوند نمی فهمم چرا همه ما گاهی وقتها قرآن می فرماید زن و بچه ات شیطان می شوند و شیطان می رود در جلدشان حسگرمان خراب شده آقای رئیسی حسگرش درست کار می کرد آقای آل هاشم و همه عزیزان خدا می گوید من چشم بهت دادم خودت نخواستی استفاده کنی سنت من این نیست که تو با چشم بسته راه بروی من دستت را بگیرم نه حالا گفتید علامت های قرآنی اونهایی که به مقام شهود رسیدند و این باز بحثم قبلا اشاره کردیم آقای شریعتی چه بخواهیم و چه نخواهیم بعد از مرگ ما را به مقام شهود می رسانند فکشفنا عنک غطائک فبصرکم الیوم حدید ولی اون مقام شهود هیچ فایده ای ندارد جز حسرت چرا؟ چون راه برگشت وجود ندارد من می گویم رب ارجعونی خطاب می آید کلا من می گویم اخرجنا منها خطاب می آید اخسئوا فیها این آیات قرآن است دیگر ساکت فلا تکلمون یعنی اون شهودی که در بعد از مرگ بهش می رسم و همه بهش می رسند خوب و بد و درست کار و جنایت کار و خادم و خائن بهش می رسند راه برگشت فایده ای ندارد فقط حسرت است لذا یکی از اسامی روز قیامت یوم الحسرت است
شریعتی: اگر تو زودتر به اون مرحله رسیدی مردی
حجت الاسلام ماندگاری: قبل از مرگ اگر رسیدید راه اون شهود چی است خود قران که بارها این آیه را صد بار هم بخوانیم کم است ذلک الکتاب لا ریب فیه هدیً للمتقین الذین یومنون بالغیب این ندیدنی ها را بهتون نشان می دهد ندیدنی ها گفتیم خدا است و قیامت است و قانون پژواک است در عالم هر چه کنی به خود کنی حالا اون علامت شهود چی است آقای شریعتی قبل از مرگ؟ سه چیز است من پیدا کردم در قرآن نمی گویم حسره یک دل نبستن است آقای رئیسی نه به پستش دل بسته بود و نه به حتی خانواده دل بسته بود نه به تعلقاتش دل بسته بود پرستیژ رئیس جمهوری یک پرستیژ است آقای رئیس جمهور نباید برود در گل و لای سیل که لباس هایش گلی بشود دل نبسته بود لکی لا تأسوا علی مافاتکم و لا تفرحوا بما آتاکم دل نبسته بود این علامت شهود است هر کی در این دنیا قبل از مرگ به این جایگاه برسد ببیند شهید باشد و شاهد باشد می فهمد این دنیا جای دل بستن نیست چرا؟ چون اسمش متاع قلیل است خدا رحمت کند مرحوم آقا شیخ علی صفائی حائری استاد بزرگوار ازش پرسیدند که چیکار کنیم دنیا اذ یتمان نکند گفت از دنیا بزرگتر شوید خیلی ساده من مثال برایش پیدا کردم دنیای بچه ها اسباب بازی است ما ون زمان ماشین هایمان پلاستیکی بود حالا مدل هایش بالاتر است ماشین های پلاستیکی مان غور و مچاله می شد غصه می خوردیم و ناراحت می شدیم بابامون می آمد از این سوراخ یکم باد می کرد درست می شد گریه کردیم الان که بزرگ شدیم بچه برای ماشینش گریه می کند بچه خجالت نمی کشی ماشین کوکی است خودت یادت نیست وقتی بچه بودی برای همین گریه می کردی اون ماشین چرا دیگر الان من را به گریه نمی اندازد چون من بزرگ شدم اون کوچکتر از من است
شریعتی: گفت اگر از دنیا بزرگتر شدی امیری وگرنه اسیر دنیا هستی
حجت الاسلام ماندگاری: آقای رئیسی واقعا اسیر پستش نبود بهش گفتند آقای رئیسی با امام رضا کاسبی نکن و مدرک هم که نداری پنج کلاس بیشتر سواد نداری اینها را بهش گفتند اصلا بدش هم نیامد و جواب هم نداد جواب داشت ولی واقعا نخواست جواب بدهد چون اینها برایش مهم نبود این یکی، علامت مقام شهود که در این مسابقه بتوانیم با دل برویم جلو هیچ مشکلی نداریم
- دل نبستن به دنیا گفت غلام همت آنم که زیر چرخ کبود ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است همه ی ماها این جمله را می گوییم آقای رئیسی و شهدا درست گفتند بابی انت و امی و اهلی و مالی و نفسی و بلدی همه هستی ام به فدایت یا حسین یا امام رضا.
- بار بستن تزودوا ان خیر الزاد تنهی این مثال را شاید دهها بار گفتیم اشکالی ندارد اینها چیزهایی است که باید تذکرات دائمی بیاید گفتم هر کی باور دارد مسیرش صد کیلومتر است ده لیتر بنزین بر می دارد هزار کیلومتر است صد لیتر بنزین هر چی می روی بالا ده درصدش باید بنزین بدهد اگر مسیر بی نهایت است چقدر باید برداریم؟ امیر المومنین چون مسیررا بی نهایت می داند می گوید آه من قلۀ الزاد من طریق بعد سفر آقای رئیسی می دانست مسیر خیلی طولانی است می دانست عمره ما شصت هفتاد سال بیشتر نیست با تمام وجودش دوید تازه می گفت من هنوز کاری نکردم که نیتش این بود هزار سال هم عمر کند بدود
شریعتی: اون ابدیت را می دید این تزودوا است
حجت الاسلام ماندگاری: از اولادش توشه برداشت الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ أَمَلًا (کهف، 46) از علمش توشه برداشت از خدمتش توشه برداشت بعضی ها از ریاست و پستشان توشه الحمدلله دنیای برای قوم و خویش هایش هم بر می دارند به نظر من خیلی بیچاره هستند و خیلی سطح فکرشان پایین است من رئیس بشوم همه دور و بری های خودم را به آلاف و اولوف برسم اما آقای رئیسی رفت جایی که در روایت داریم شهید تا هفتصد هزار نفر را می تواند شفاعت کند این دارایی است تزودوا فان خیر الزاد التقوی می گویند وقتی یک نفر از دنیا می رود دنیایی ها می گویند چی گذاشته آخرتی ها می گویند چی آورده اقای رئیسی خیلی بار برد در چهل سال مسئولیتش تقریبا ایشان از اول انقلاب تا آخر همه اش دوید و دوید به تعبیر این شعر قشنگ شما دوید تا به نتیجه به خدا رسید این می شود پس علامت اول شاهد بودن دل نبستن است علامت دوم بار بستن است از خوابمان هم می توانیم بار برداریم ماه رمضان است توضیح دادیم یک کاری کنیم و نومکم فیه عباده بشود نفس مان تسبیح باشد مومن همه سال و روز و هفته اش عبادت است همه نفس هایش عبادت است آقای رئیسی و شهدا کاری کردند چون شاهد بودند چه خبر است مسیر طولانی است.
- سومین ویژگی اونهایی که شاهد هستند مواظب هستند دل کسی را نشکنند به یگان و تیم حفاظتی اش و راننده اش تشر زد آقای رئیسی وایسا این بچه دارد می دود دسته گل بیاورد مثل حاج قاسم در نماز گل پسر بچه را گرفت که دلش نشکند پای پیرمرد چادر نشین ایستاد تا درد و دل هایش را بگوید رفت در چادرها نشست در خانه سیل زده ها و زلزله زده رفت در کارگرهای معدن طبس ایستاد با قاطعیت گفت چون خیلی ها الحمدلله مسئولین قول می دهند و یادشان می رود یک موقعی 20:30 کار قشنگی می کرد وعده هایی که مسئولین می دادند می رفت دنبالش الان هم اگر این طرح را بروند کار قشنگی است هر برنامه ای بتوانند بریزند قشنگ است آقای رئیسی همان جا فرمود بیست روز به کارفرمایتن مهلت می دهم اگر مشکل شما را حل کرد حل کرد وگرنه جور دیگری تصمیم می گیرم برای کارگرهای بچه های فلان جا دهها هزار کارگر و هزاران کارخانه تعطیل شده را راه انداخت نمی خواست دل آدم ها بشکند یک اتفاق خیلی قشنگ است این معلوم می شود این فقط دنیا را نمی بیند ما که رئیس کم نداریم در این عمر کوتاه مان رئیس خیلی دیدیم که ببخشید حالا این شوخی را هم بکنیم به یکی گفتند مدیر یعنی چی ما مشهدی ها می گوییم مُ دیر میام!! کسی که دیر می آید زود هم می رود الان بعضی ها اینطوری مدیریت و کارمندی می کنند ولی آقای رئیسی چه زود آمد و دیر رفت
شریعتی: و چه باشکوه رفت آقای رئیسی علی رغم پیچیدگی هایی که داشت بالاخره یک سیاستمدار بود ولی ساده بود
حجت الاسلام ماندگاری: خیلی ساده بود نگران ناهار خوردن کارگرها بود کسی نه برادرش را شناخت و نه خواهرش و نه مادرش باباش هم از کوچکی از دست داده
شریعتی: ولی خدا نخواست ساده برود یک تشییع با شکوه
حجت الاسلام ماندگاری: این وعده خداست ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل الهم الرحمان ودا 130 الی 140 مسئول رده یک دنیا اومدند جنازه اش
شریعتی: تشییع مردم در قم و تبریز و مشهد تهران چه قیامتی شد
حجت الاسلام ماندگاری: اگر می خواهیم در مسابقات و قراردادهای الهی حرف جدی بود به مناسبت این شهید عزیز اگر می خواهید در قراردادهای الهی و معاهدات الهی برنده شویم باید قبل از مرگ شاهد باشیم تا شهید بشویم و باز هم شاهد بشویم فردا روز زیارتی امام رضا است خیلی ها توفیق ندارند برود حرم قصه نخورند اگر نزدیک حرم حضرت معصومه قم هستند مثل تهرانی ها و شاه عبدالعظیم و کرج و اسلامشهر و ربات کریم زیارت حضرت معصومه سلام الله علیه امام رضا فرمودند زیارت من است اگر اون هم نمی توانیم برویم زیارت حضرت عبدالعظیم را برویم اون هم نمی توانیم برویم از خانه هایمان حتما یک زیارت نامه برداریم
شریعتی: گفت تا خراسان زیاده راهی نیست چشم بر روی هم که بگذاری یعنی کافی است دلت را راهی مشهد بکنی خیلی ممنون و متشکرم از شما کوتاه دعا کنید قرار است یک بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب را ببینیم پیرامون شخصیت شهید والا
حجت الاسلام ماندگاری: خدایا به قطره قطره خون شهدا حاجات امام زمان و حاجات مجاهدان و شهدا و رهروان راه شهدا و مخاطبین عزیزمان فوق رغبتشان عنایت بفرما به برکت صلوات بر محمد و آل محمد
شریعتی: خیلی ممنون از شما و همراهی تان فردا با حضور حاج آقای نظافت خدمت تان خواهیم رسید برای عضویت در کانال سمت خدا کافی است عدد 8 را به 300001515 پیامک کنید تا فردا و تا سلامی دوباره خیلی ممنون و متشکرم از شما.