حجت الاسلام ماندگاری: سلام علیکم و رحمة الله، أعوذ بالله سمیع العلیم من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صلّ علی فاطمة و أبیها و أمها و بعلها و بنیها بعدد ما احاط به الملک. من هم خدمت شما عزیز و بزرگوارمان و همۀ همکاران عزیز این برنامه و بینندگان عزیز و به ویژه نسل جوان و نوجوان، عرض سلام و ادب و احترام دارم، هم تبریک میگویم سال نو را، تبریک میگویم ایام عید سعید فطر را، هم آرزوی قبولی طاعات و عبادت میکنیم. به قول یکی از دوستان میگفتند: أسعد الله میگوییم، هم تقبل الله میگوییم، هم یرحمکم الله میگوییم و هم یغفر الله لکم را میگوییم، همه را میگوییم إنشاءالله که عیدکم الله هم میگوییم، که إنشاءالله همهاش مناسبتها رعایت شود.
امیدواریم که همچنان که فرمودید، سال که نو میشود مخصوصاً دو تا بهار، قرین هم شده بود هم بهار طبیعت و هم بهار قرآن. بارها گفته شده که سال شمسی با فروردین شروع میشود، سال قمری با محرم، سال تحصیلی با مهر، ولی سال بندگی با ماه رمضان شروع میشود. خدا را شکر میکنیم که امسال بهار طبیعت ما، قرین شد با بهار بندگی و بهار قرآن و امیدواریم که همۀ ما و همۀ بینندگان عزیز و همۀ عالم، از نور قرآن، عطر قرآن و دریای بیکران قرآن استفادۀ حداکثری را کرده باشیم.
شریعتی: إنشاءالله، من ایام ماه مبارک رمضان که بالأخره هر روز سحر توفیق داشتم، میرسیدیم خدمت مردم و همراه میشدیم با آنها، همسفر سحرهایشان بودیم، زمان برگشت هر روز نگاه میکردم میدیدم طبیعت دارد تازه میشود، درختها جوانه زدند شکوفه زدند، میگفتم: حیف است که ما همچنان در خواب باشیم و عالم بیدار شده و واقعاً این ایام یک فرصتی است، ایام بهار طبیعت و بهار طاعت را هم پشت سر گذاشتیم. حیف است که ما خواب بمانیم، خدا کند که بیدار شویم و خوش به حال کسانی که بیدار شدند منتهی این بیدار ماندن هم مهم است حاج آقای ماندگاری.
حجت الاسلام ماندگاری: خب باید ببینیم قرآن چه شاخصهها و چه علاماتی را برای این بیداری بیان میکند. ما بحثمان قراردادهای قرآنی بود. من میخواهم بگویم: قرارداد استفادۀ حداکثری ماه رمضان، که ماه رمضان، ماه تربیت بود، ماه بندگی بود، من سه تا شاخصه از قرآن پیدا کردم، امروز اول به خودم میگویم شما عزیزان و بزرگواران برنامه و همۀ بینندگان عزیز، هر جلسه گفتیم یادداشت کنید، امروز تأکید بیشتر میکنم یک کارنامه برای خودمان درست کنیم، ببینیم آیا از این رمضان، بر اساس این شاخصههای قرآنی، هیچی از خودم نمیگویم، بر اساس یک شاخصههای قرآنی، چقدر رشد کردیم؟ چقدر به این آیه عمل کردیم «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا آمِنُوا» (نساء، 136) یک قدم جلوتر برویم، خیلی هم از خودمان توقع زیادی نداریم، یک قدم است. نه شاخصه را امروز میخواهم بگویم آقای شریعتی عزیز، در این نه شاخصه، اول مخاطب، خودم هستم و بعد عزیزان بیننده، مسئولین عزیز، همۀ بزرگواران، پدر و مادرها، جوانها، دخترها و پسرها، بینندههای شبکۀ افق، شبکۀ جهانی ولایت، رادیو معارف، همۀ عزیزانی که دارند گوش میدهند اگر من یک کلمه را غیر از قرآن گفتم، بگذارند کنار، همه را دارم از قرآن میگویم إنشاءالله و إنشاءالله استفادۀ ما از ماه رمضان، برکتش این باشد، زندگیهایمان قرآنیتر باشد.
چطور میشود که فضۀ خادمه (سلام الله علیها) بیست سال با قرآن، با همه حرف میزند، اما ما نتوانیم نه کلمه از قرآن را بیاوریم به عنوان شاخصۀ زندگیمان قرار دهیم. به خدا حیف است داشتیم میآمدیم توی استدیو، شما یک جملۀ خیلی قشنگی فرمودید، گفتم: چرا با پله میروید با آسانسور نمیروید؟ فرمودید: میترسم یک روزی غصه بخورم بگویم: پا داشتم، ولی از این پلهها نرفتم، استفاده نکردم. این راجع به همۀ داراییهایمان است. یوم الحسرتی که در قرآن راجع به قیامت و برزخ میگوید، راجع به همۀ داراییها است. پول داشتم، پا داشتم، دست داشتم، چشم داشتم، زبان داشتم، ولی نمیدانم چرا درست استفاده نکردم؟ و زمانی که دستم کوتاه میشود فریاد میزنم که بارها گفتیم: «رب ارجعونی» امیدواریم که شاخصهها را مدنظر بگذاریم، من فقط فهرستوار هم میگویم چون هر کدام از آنها را بخواهیم صحبت کنیم، شاید چندین جلسه وقت بخواهد.
دعای سلامت امام زمان را بخوانیم، بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعه و فی کلّ ساعه ولیاً و حافظاً و قاعداً و ناصراً و دلیلا و عینا حتی تسکنه أرضک طوعا و تمتعه فیها طویلا و امنن علینا برضاه و حبلنا رأفته و رحمته و دعائه و خیره. یک دسته گل صلوات را محضر آقا جانمان تقدیم کنیم. اللهم صلّ علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم.
ببینید آقای شریعتی، ما در زندگیمان تظاهرات خوبی داریم، تظاهراتمان خیلی منطبق با اسلام است، تظاهرات یعنی چه؟ یعنی شعارهایمان، عبادتهای دیدنیمان، زیارتهایمان، عزاداریهایمان، هیئاتمان، مساجدمان، پیاده رویهایمان، جمکران، حرم امام رضا، حرم حضرت معصومه، کربلا، الحمدلله رب العالمین، روز قدس، روز بیست و دوی بهمنمان انصافاً همین جا باید از مردم عزیزمان که انصافاً سنگ تمام گذاشتند، با تمام مشکلاتی که مردم دارند تحمل میکنند و باید آفرین گفت به این مردم، روز قدس و روز بیست و دوم بهمن، روز تسویه حساب با مسئولین و خطاهای مسئولین نگذاشتند، گفتند: روز اسلام است، امام فروموده بود: روز قدس، روز اسلام است. روز قدس را آمدند به خاطر تعهدشان به اسلام، تعهدشان به قبلۀ اول مسلمین...
شریعتی: اتفاقاتی که دارد رقم میخورد...
حجت الاسلام ماندگاری: خودشان به مظلومین عالم، که انسانیت من اقتضاء میکند که از مظلوم دفاع بکنم، آقا جانمان امیرالمؤمنین (علیه السّلام) فرمودند، روز قدس را به عنوان تعهدمان، با خودمان، با خدای خودمان، دین خودمان، پای کار آمدند و واقعاً باید به این مردم، افتخار کنیم همۀ ما، همچنان که خدای تبارک و تعالی، بارها این آیه را خواندیم، ذکر خیر این مردم کرده، «فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ» (مائده، 54) آیۀ پنجاه و چهار سورۀ مائده است.
خب تظاهراتمان آفرین دارد ماشاءالله دارد اما تعاملاتمان، تعامل یعنی عمل ما، حالا چه عمل جوارحیمان، چه عمل جوانحیمان، یعنی درونمان، نیتهایمان، احساسهایمان، قلبمان. تعاملاتمان نمیدانم! و آن چه که خدا به عنوان تربیت از من و شما میخواهد تظاهرات لازم است ولی کافی نیست، لازمه «ذلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ» (حج، 32) حتماً لازم است، اما تعامل از ما میخواهد. بخواهم یک مثال ساده بزنم، شما این ماکتهای هواپیما را دیدید، کرمان بروید یک ماکت هواپیمایی بوئینگ هفتصد و چهل و هفت گذاشتند، بعد میگویم: این چه هست؟ این هواپیمای از کار افتاده است.
شریعتی: موتور ندارد، زمینگیر است.
حجت الاسلام ماندگاری: موتور ندارد، پرواز نمیکند! خیلی ظاهرش قشنگ است. در ویترینهای مغازه نگاه میکنید، ویترینها، به قول معروف حالا مانکن میگویند، فارسیاش نمیدانم چه میگویند، خیلی ظاهرهایش مرتب است اما این باطن ندارد، روح ندارد، اگر خدای نکرده جامعۀ ما، امت ما، تظاهراتشان خوب باشد، تعاملاتشان دینی نباشد، ماه رمضان تعاملات ما را درست نکرده باشد امیرالمؤمنین در ظاهراً خطبۀ صد و هشت نهج البلاغه فرمودند: میشود مثل پوستین وارونه.
پوستین وارونه یعنی چه؟ پوستین وارونه، نه برای من گرما دارد و نه برای بیننده زیبایی دارد. یعنی نه به درد من میخورد این اسلام، این جمهوری اسلامی، این نظام اسلامی، این مسلمان بودن من، نه گرهی از کار من باز میکند، نه ویترین قشنگی دارد که دیگران بیاید تبلیغ بکند. میگویند: تظاهرات داریم، میگوید: عجب اسلام چه فراوان، چه تظاهراتی، چه حضوری! شما معرکه هستید ولی میآیند در جامعۀ ما، بازار ما، ادارۀ ما، خانوادۀ ما، تفریح ما، ازدواج ما، اقتصاد ما، همه دینی است؟
اگر ماه رمضان اینها را درست نکرده باشد یعنی ما قبل از ماه رمضانمان حتماً باید با بعد ماه رمضانمان فرق بکند. خیلی ساده بگویم من مثال بزنم، بعد بروم نکتهها و شاخصهها را سریع بگویم. ما قبل از ماه رمضان هم مثلاً من کاسب بازار هستم، جنس میخریدم یکی را دو ماه قبل خریدم، یکی را یک ماه قبل خریدم، یکی را امروز خریدم، با سه تا نرخ خریدم، هر سه تا را میخواهم با نرخ امروز بدهم؟ پس برکت خدا کجا رفته؟ آن که با نرخ دو ماه قبل خریدی، با همان نرخ، ده درصد، بیست درصد قانونی روی آن بکش. بعد بگو: علی برکت الله! حالا بگو: علی برکت الله! این معنا دارد خدا برکت میدهد. «لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ» (أعراف، 96) کشاورز است، قبل از ماه رمضان روی زکاتش، خمسش بیتوجه بوده، کاسب است، کارمند است، درآمد دارد بعد از ماه رمضان هم، بیتوجه باشد پس این ماه رمضان چه کار کرده؟
شریعتی: چه فرقی کردی این یک ماه گرسنگی و تشنگی را تحمل کردی؟
حجت الاسلام ماندگاری: چه کار کرده؟ من طلبه هستم، دانشجو هستم، دانشگاهیام، مدیرم، مسئولم، سردارم، امیرم، امام جمعه هستم، وزیر هستم، وکیل هستم، قبل از ماه رمضان یک نوعی زندگی میکردم که خودم میدانستم «وَ لَنَسْئَلَنَ الْمُرْسَلِينَ» (أعراف، 6) خدا میگوید: از شما پیغمبرها هم سؤال میکنم، پس مسئولین حتماً از آنها سؤال میشود. حتماً اشکال دارم، بعد از ماه رمضان هم همان اشکالها را ادامه بدهم؟ یک تجدید نظری!
آقا یک بار با خود شما اینجا مصاحبۀ قشنگی داشتیم، تجارت اشکالی ندارد ولی اگر میخواهی مسئول در جمهوری اسلامی شوی، تجارت نکن! چون تعارض منافع پیش میآید، هم خودت کار تجاری اقتصادی نکن، هم بچههایت! مسافرت که اشکالی ندارد، ولی مسئول جمهوری اسلامی شدی، مردم خیلی توان همه جا مسافرت رفتن و خارج از کشور رفتن را ندارند، نرو! میخواهی تفریح بروی؟ خب برو همین اطراف تهران هم تفریح گاههای قشنگی دارد، میخواهی تفریح بروی هوا بخوری، چه پزی است بلند شوم بروم و بعد عکس و فیلم هم پخش کنم؟! نکن! ماه رمضان باید مرا عوض کند، عروسی و نمیدانم جهیزیه و هر اتفاقی، سیسمونی و اینها قبل از ماه رمضان، یک کارهایی میکردی، بعد از ماه رمضان، یک فکری بکن اینها درست بود یا غلط بود؟ عزل و نصب میکردی، امضاء میکردی، بالا و پایین میرفتی، لباس میپوشیدی، بعد از ماه رمضان بگو، اینها درست است یا غلط است؟ اگر این اتفاق افتاد، این ماه رمضان دارد ما را درست میکند، «آمَنُوا آمِنُوا» میشود.
حالا این تعاملهای ما چه هست؟ ما سه تا تعامل داریم، یک تعامل با خدا و اولیاء خدا، اسمش را میگذاریم ولایت طولی، یک بحث قشنگی شما داشتید با حاج آقای عابدینی عزیز، خدا حفظشان کند. یک تعامل داریم با خلق خدا، با مؤمنین و مؤمنات، به این ولایت عرضی میگویند. یک تعامل داریم با خصم خدا، به این تعامل معکوس میگویند ولایت معکوس.
اینها هر کدام شاخصه دارد در تعامل با خدا و اولیاء خدا، شاخصهاش طاعت است بندگی کن، تا که سلطانت کنم! حالا سه تا شاخصه را میگویم، ویترینش طاعت خداست «الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ» (بقره، 3) که گفتیم: نماز بندگی خداست. در تعامل با خلق خدا، ویترینش خدمت است. هر کسی میخواهد باشد مسلمان و غیر مسلمان، ایرانی و غیر ایرانی، ویترینش خدمت است، دستور قرآن، خدمت است دستور دین، خدمت است. دستور انسانیت، خدمت است. در تعامل با خصم خدا، ویترینش خصومت است نه رفاقت، خصومت است خصومت یعنی جنگ طلبی نه، یعنی جنگ بلدی! حالا شاخصههایش را میگویم.
هر کدام از ما سه تا شاخصه دارد، این را باید از قرآن در آورد. یک: اگر میخواهی در اطاعت از خدا و ولی خدا، در تعاملت با خدا ببین داری درست تعامل میکنی یا نه؟ اولین شاخصۀ طاعت خدا، فهم دینی است اینها چون قبلاً بحثهایش را با ادبیات مختلف گفتیم، سریع رد میشویم. فهم دینی است من باید باور کنم، اعتماد کنم خدا، پیغمبر، امامان، در عصر غیبت هم خودشان فرمودند علماء و ولی فقیه، از من در مسائل دینی، نمیگویم: پزشکی! نمیگویم: مهندسی! در مسائل دینی، از من بیشتر میفهمد. «النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» (أحزاب، 6) اگر این را باور داری، اولین شاخصۀ طاعت، پرسش است که باز آیهاش را بارها خواندیم، «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» (نحل، 43) بپرسند اجازه بگیرند، بابا قبل از ماه رمضان من بیاجازه هر لباسی را، هر جایی میپوشیدم، نفهمیدم! اشتباه کردم! طاعت یعنی رنگ خدا سبقت الله. بپرس رنگ خدا در پوشش چیست؟ رنگ خدا در مدیریت چیست؟ رنگ خدا در تجارت و کاسبی چیست؟ رنگ خدا، همۀ اینها علامت دارد.
پس اولین شاخصه در تعامل با خدا... لذا من همیشه با خودم به مبغلین عزیز گفتم، اگر بعد از ماه رمضان، توانستیم آمار پرسشهای مردم را از دین بیشتر کنیم، آن ماه رمضان اثر کرده. حالا اگر قبل از ماه رمضان هم بدون پرسش، همۀ کارهایشان را کردند، بعد از ماه رمضان هم، بدون پرسش کارهایشان را بکنند، پس این ماه رمضان، این وسط چه کار کرده؟ من اگر رفتم روی منبر به مردم گفتم: آب هم میخواهید بخورید، باید بپرسید تا درست بخوریم، فهممان از آب خوردن، درست باشد، چقدر الآن فریاد میزنند برای صرفهجویی از آب؟! چرا؟ چون من هنوز آب را به جای... زور آب را به جای خم شدن و جارو گرفتن گرفتم، نمیخواهم خم شوم و جارو کنم، با فشار آب گردو غبار را جمع کنم. این آب برای این نیست، برای طهارت هست ولی برای جایگزینی تنبلی من نیست.
ببینید پس اولین شاخصه در ارتباط و تعامل با خدا و ولی خدا، فهم دینی است، یک طریقش، پرسش است، اگر این کار را نکنم، کجا میافتم آقای شریعتی؟ در وادی این آیه میافتم، مقابل فهم چیست؟ وهم است! «يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ» (أعراف، 30) توهم میگیرد مرا، توهم یعنی فهم غیر واقعی، سراب! نمیداند فکر میکند میداند.
شریعتی: «يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً» (کهف، 104)
حجت الاسلام ماندگاری: حالا آن در شاخصههای بعدی میرود. «يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ» دو بار در قرآن آمده، مین تعبیر. دو شاخصۀ دوم تعامل با خدا و اولیاء خدا چیست؟ فهمم را دینی کردم، حالا عملم را باید دینی کنم. راهش چیست؟ اطاعت و اقتدار، آیۀ پنجاه و نه سورۀ نساء که بارها خواندیم. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» (نساء، 59) اگر اطاعت نکنم، چه میشود؟ میشود: «يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً» خرابکاری میکند، فکر میکند تجارت کرده. اول این آیه چیست؟ «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا» (کهف، 103) خسارت را تجارت میبیند، او توهم را وهم میبیند، این خسارت را، تجارت میبیند. خرابکاری کرده...
شریعتی: و اینجاست که خودش را مستغنی از آن پرسش میداند.
حجت الاسلام ماندگاری: «كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى» (علق، 6 و 7) پس شاخصۀ اول بندگی، فهم دینی، اولین راهش پرسش است و الا میافتم در وادی توهم.
شاخصۀ دوم بندگی، اطاعت است بابا اینجا معبر، یک معبر است میدان مین است پشت سر ولی حرکت نکنی، پایت روی مین میرود، یعنی همین ثروت و شهرت و قدرت و ریاست که میخواهد تو را بالا ببرد، زمین میزند. میافتی در وادی خسارتی که فکر میکنی تجارت است.
سه، شاخصۀ سوم چیست؟ استقامت کنم، صبوری و استقامت کنم تا برسم به نقطۀ عبداللهی، آیۀ سی سورۀ فصلت، «إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا» (فصلت، 30) و الا میافتم در وادی «يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلى شَيْءٍ» (مجادله، 18) یعنی چه؟ شخصیت خودش را به لباس خودش میداند، این که برای تو نیست! به ماشینش میداند، به موبایلش میداند، به کیفش، به کفشش، به لباسش، به متراژ خانهاش، به پستش، اینکه برای من نیست.
پیغمبرها هم اول عبدالله شدند بعد رسول الله! «قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ» (مریم، 30) اول دعای ندبه هم نگاه کنید، خدا به قول ما، همۀ پیغمبرها را فیتیله پیچش کرده، استقامتشان را بسنجد، بعد مقام عبداللهی، رسول اللهی و بعد امامت به ایشان بدهد.
شریعتی: گفت: تا عبدالله نشوی، به عند الله نمیرسی، یک نقطه بالا و پایین است.
حجت الاسلام ماندگاری: پس ببینید در تعاملمان با خدا و اولیاء خدا، فهم با پرسش، اطاعت با اقتدار یعنی عمل صالح با اقتدار، عمل صحیح با اقتدار و عمل رسیدن به نتیجۀ شخصیت عبداللهی به استقامت، استقامت کن میرسی به جایی که امام حسین، برایت بگوید: «انی لا أعلم أصحاباً أعبر و أوفی من أصحابی» امروز امام بزرگوارمان به مردم بفرماید: من شما را از یاران عهد رسول الله، بالاتر میدانم. این در تعاملمان با خدا.
اگر ماه رمضان توانسته آمار فهم دینی ما را با پرسش، آمار عمل درست ما را با اطاعت، آمار بندگی ما عبدالله شدن ما را با استقامت، بالا ببرد، «توبوا لنا و توبوا لکم و توبوا لهم»
شریعتی: بارمان را بستیم در این ماه رمضان.
حجت الاسلام ماندگاری: این در تعامل با خدا و ولی خداست و الا در آن وادیهایی میافتیم که اشاره کردم. در تعامل با خلق باید چه کار کنیم؟ گفتیم: شاخصه و ویترینش خدمت است. این خدمت، اولش حسن ظن میخواهد. آیۀ دوازده سورۀ حجرات «اجْتَنِبُوا كَثيراً مِنَ الظَّنِّ» من تا راجع به مردم، خوب فکر نکنم، نه دعایشان میکنم نه خیرخواهی میکنم، نه کار دیگری میکنم. روایت امام رضا یادتان است؟ ده تا شاخصۀ عاقل را فرمودند، نه تا را فرمودند، نهمی را نفرمودند گفتند: طاقت نداری، اصرار کرد، فرمود: شاخصۀ عاقل که میخواهد خادم شود، چون خادم اگر عاقل نباشد چه میشود؟ دوستی او، دوستی خاله خرسه میشود، میزند نابودت میکند. خادم باید اول عاقل باشد. امام رضا فرمودند: شاخصۀ عاقل این است که هر کسی را دیدی بگویی از من بهتر است، این حسن ظن میخواهد.
اگر حسن ظن داشته باشم، به خانوادهام اگر یک وقتی ناراحتی کرد مثلاً حواسش نبود. آدم خیرخواه، حسن ظن تغافل میکند، بخشش میکند، همۀ اینها برای اوست. پس اولین شاخصۀ خدمت، فکر خوب راجع به دیگران است. یک سریالی یک وقتی گذاشت، فکر پلید یادتان است؟
شریعتی: بله، ندیدم ولی خاطرم هست.
حجت الاسلام ماندگاری: واقعاً همۀ اینها از فکر پلید در میآید. فکر پلید هم برای سوءظن است. که قرآن میگوید: اگر سوءظن داشتی، به خدا سوءظن پیدا میکنی، «عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ» (توبه، 98)
پس اولین شاخصۀ خدمت، چرا در ماه رمضان به ما گفتند: اگر میخواهی دعا کنی، برای همۀ بشریت دعا کن؟ «اللَّهُمَ أَصْلِحْ كُلَ فَاسِدٍ مِنْ أُمُورِ الْمُسْلِمِينَ» (بحارالأنوار، ج 95، ص 120) این دعا برای پیغمبر است، «اللَّهُمَّ اشْفِ كُلَّ مَرِيضٍ» حاج آقا مریضهای کافر و نمیدانم بیخدا به ما چه ربطی دارد؟ میخواهم تو به همۀ بشریت، حسن ظن داشته باشی.
شریعتی: میخواهم انقدر بزرگ شوی.
حجت الاسلام ماندگاری: پیغمبر اگر بود، جوان یهودی حسن ظن نداشت او هدایت میشد؟
شریعتی: نه!
حجت الاسلام ماندگاری: حسن ظن داشته باشیم. آقای ابوترابی اگر بود، سرهنگ بعثی حسن ظن نداشته بود، ورق بر میگشت؟ مرحوم... خیلی از خوبان ما، اگر حسن ظن نداشتند، سراغ آن آدمهایی میرفتند که هیچ کسی باور نمیکرد اینها هدایت شوند و هدایت شدند و برگشتند. خدمت پلۀ اولش حسن ظن است. اگر حسن ظن داشتم میگویم: این مغازه دار دارد به من راست میگوید، نمیگویم دارد دروغ میگوید. این مسئول دارد راست میگوید، این مردم دارند راست میگویند، این رفیق دارد راست میگوید.
دو: اولین شاخصۀ خدمت، حسن ظن است، دومین شاخصۀ خدمت، تعاون است، همکاری است. اگر میخواهی خدمت کنی، باید همه دست به دست هم دهیم. برادری است «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ» (آل عمران، 103) «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» (حجرات، 10) غیر مسلمانها، «قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ» (آل عمران، 64) چون من میخواهم خدمت کنم به همه، اگر میخواهی خدمت بکنی، باید همه را خوب ببینی، دست همه را هم بگیری، دستگیری کنی، همکاری کنی، هم افزایی کنی، «تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى» (مائده، 2) بکنی، باید این اتفاق بیافتد، تا بشود خدمت بکنی و این اتفاقات در جامعۀ ما خیلی مصداق دارد، اربعین و هیئت و حرم و جمکران، اتفاق هم میافتد. وقتی من لباس خدمت حرم امام رضا را بپوشم، اصلاً این کارها را میکنم، چرا جاهای دیگر این کارها را نمیکنم؟
سومین شاخصۀ خدمت، ایثار و فداکاری است. حسن ظن داشته باشم، همکاری و دستگیری بکنم با انفاق و احسان و عرفان، دیگر آیاتش را نمیخوانم و سوم ایثار و فداکاری است. ایثار و فداکاری یعنی چه؟ یعنی در انفاق و همکاری هم کار خودت راه میافتاد و هم کار آنها. گفت: تو امروز دست دیگران را بگیر، دیگران دست تو را میگیرند. صندوقهای قرض الحسنه، کمکهایی که به همدیگر میکنیم، تو امروز ماشین او را هل بده، او فردا ماشین شما را هل میدهد. تو امروز به او ارزانتر بفروش و او فردا به شما ارزانتر میفروشد.
بعد ایثار و فداکاری به آن طرفش کار ندارد، یک طرفه است «وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً» (انسان، 8) «وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ» (حشر، 9) اهلبیت که جای خود دارد، شهداء روزی که جانشان را ایثار کردند، جانبازان روزی که سلامتیشان را ایثار کردند، آزادگان روزی که بخشی از عمرشان را ایثار کردند، نگفتند: حالا مردم فردا به بچۀ من در دانشگاه، جا میدهند یا نمیدهند؟ به زن و بچۀ من خانهای میدهند، سرپرستی... گفت: من میروم، ولی این ایثار گم نمیشود. ایثار و فداکاری و بخشش و عطف و اغماض میشود در شاخصههای خدمت.
پس در تعامل با مردم، اگر سه تا شاخصه اتفاق بیافتد، ماه رمضان غوغا کرده آقای شریعتی، حسن ظن، دستگیری و همکاری و احسان و اطعام و تعاون و بعد ایثار و فداکاری و عفو و گذشت و بخشش. زندانها خالی میشود همه کمک میکنند، دیگر هیچ باری روی زمین نمیماند.
سوم، در تعامل با دشمن، در تعامل با دشمن گفتیم، ویترین خصومت است. شاخصههای خصومت چیست؟ یک: به دشمن بیاعتماد باش! «إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا» (حجرات، 6) اینها دروغ میگویند، «وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ» (منافقون، 1) «سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ» (مائده، 42) اینها دروغ میگویند، بیاعتماد باش به دشمن. دو: از دشمن نترسی! «فَلا تَخافُوهُمْ» (آل عمران، 185) «فَلا تَخْشَوْهُمْ» (بقره، 150) خیلی قشنگ است قرآن دارد میگوید. قرآن اگر اثر کرده باشد در زندگی من و همۀ مردم و مسئولین، نباید از دشمن بترسیم، دشمن سر و صدا میکند. اول انقلاب میگفتیم: آمریکا، توخالی است ویتنام، گواهی است! ویتنام همین تهدیدها را کردند، اتفاقی نیافتاد، آبروی خودشان رفت، هیچ کاری نمیتوانند بکنند، چون عالم حسابی دارد همه را بکشند، خدا که جای حق نشسته.
پس یک: بیاعتماد به دشمن باشیم، دروغ میگوید، دو: از دشمن نترسیم، اورد میدهد میگوید: شما عدهتان کم است، قرآن جواب داده، «كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَليلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثيرَةً» (بقره، 249) دشمن میگوید: شما قدرتتان کم است، ما میگوییم: ما پشتمان به خداست «يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْديهِمْ» (فتح، 10) «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ» (طلاق، 3)
شریعتی: «لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» (فتح، 10)
حجت الاسلام ماندگاری: «لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» دشمن میگوید: شما با مشکلات از پسش بر نمیآیید، اورانیوم سه و نیم درصد هم بلد نیستید درست کنید، خدا میگوید: «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً» (شرح، 6) تا اورانیوم هفتاد درصد، شصت درصد هم درست کردیم. یعنی چه؟ همان جملۀ حاج قاسم عزیز! به گشایش و فرصتی که در مشکلات هست، در آسایشها نیست. با دشمن خصومت کنیم، یک: بدبین باشیم و اعتماد به دشمن نکنیم. دو: نترسیم، سه: یقه بگیریم! «وَ كُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً» (نهج البلاغه، ص 421) یعنی یقه بگیر! حضرت آقا فرمودند: به جای اینکه آنها از ما حقوق بشر مطالبه کنند، ما از آنها حقوق بشر مطالبه کنیم، مگر ما در مملکتمان... اگر اعدام کردیم چه کسی را اعدام کردیم؟ قاچاقچی که صدها نفر را بیچاره کرده. منافقی که صدها نفر را کشته، ما که حقوق بشر را بیش از همه جا داریم رعایت میکنیم، ما از آنها میخواهیم مطالبه کنیم، مطالبه کنیم! «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ» (فتح، 29) یعنی آرامشان نگذارید!
مگر نمیگویند در مملکت ما دموکراسی نیست؟ خب راهپیمایی چند روز قبل آمریکا چه بود؟ اگر شما راست میگویید دموکراسی، که اینها همه علیه ترامپ زدند. اگر درست میگویید دموکراسی است، اینها همه از ترامپ برگشتند. خب راهپیمایی روز قدس ما را هم ببینید، بیست و دوم بهمن ما را هم ببینید. بله مثل اول انقلاب نیست، ولی الآن اکثریت مردم هستند پای انقلاب! یقۀ دشمن را بگیرید «وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ» (بقره، 193) ما جنگ طلب هم نیستیم، خیلی حرف قشنگی زدند عزیزانی که گفتند، ما جنگ بلد هستیم! ما را از جنگ نترسانید، ما فرزندان عاشورا هستیم، ما فرزند بدر و خیبر و أحد و حنین هستیم. ما فرزند دفاع مقدس هستیم. بله، هیچ کسی جنگ را دوست ندارد آقای شریعتی.
شریعتی: جنگ که اصلاً چیز خوبی نیست.
حجت الاسلام ماندگاری: هیچ کس جنگ را دوست ندارد، ولی پایش بیافتد، میدان خالی کن نیستیم. حتی آن کسانی که بعضیها میگویند: شاید با انقلاب...
شریعتی: دفاع است دیگر، دفاع با تمام وجود....
حجت الاسلام ماندگاری: دفاع از مملکت است، دفاع از ناموس است. پس ببینید من با خیلی ساده، به لطف و عنایت الهی، در عرض حدود نیم ساعت، بیست و پنج دقیقه، نه تا شاخصۀ قرآنی را گفتم، یک بار دیگر لیست را فهرستوار میگویم. اگر قرار است بفهمیم ماه رمضان آمده و رفته، من این مثال را برای خودم گفتم، گفتم: بچه را پدرش کلاس مدرسه گذاشته، مردود میشود. سال بعد هم مردود میشود، سال سوم دیگر پدرش میگوید: نان مفت که ندارم به تو بدهم، مدام بروی درس بخوانی و مردود شوی، بیا برو سر کار.
خدا میگوید: من ماه رمضان کلاس تربیتی برایت گذاشتم، مردود شدی یک ماه رمضان دیگر، یک ماه رمضان دیگر، یک ماه رمضان دیگر، محرم هم کلاس تربیتی است، فاطمیه هم کلاس تربیتی است. مدام میخواهی مردود شوی؟ بیا برو یک کار دیگری بکن، خدا مربی است...
شریعتی: یک بار، دو بار، سه بار...
حجت الاسلام ماندگاری: چقدر خدا صبر دارد؟ من به خودم میگویم، آقای شیخ مهدی از روزی که به تکلیف رسیدی، قریب به چهل و پنج تا ماه رمضان را پشت سر گذاشتی. نمیخواهی یک مقداری آدم شوی؟ از کجا بفهمم؟ خدا بر درجات امام بیافزاید. فرمودند: استاد ما میفرمود: ملا شدن چه آسان، آدم شدن چه مشکل! ولی ما به نتیجه رسیدیم ملا شدن چه مشکل، آدم شدن محال است! خیلی سخت است.
اگر میخواهیم بفهمیم چقدر دوز آدمیت ما رفته بالا، من اول به خودم میگویم و بعد مسئولین، بعد مردم. مسئولین عزیز، به خدا از من و شما هم سؤال میشود، این مردم سهمشان را در انقلاب، بیش از مسئولین گذاشتند. خانوادۀ شهداء، جانبازان، ایثارگران، واقعاً همۀ مردم، بیش از مسئولین، سهم گذاشتند برای اعتلای اسلام، برای اعتلای جمهوری اسلامی. من که مسئول شدم، حق ندارم هر کاری دلم خواست بکنم. بیایید برای اینکه بندگیمان را ارزیابی کنیم چقدر از کارهایمان را پرسیدیم، که فهممان درست باشد؟ آیا مسافرتهایتان را میپرسید؟ آیا مهمانیهایتان را میپرسید؟ آیا این سمیناری که ببخشید بعضیها میگویند: سمی ناهار است، این را میپرسید درست است یا غلط است؟ آیا سفرهایتان را میپرسید؟
من اصلاً اسم نمیبرم یک عزیزی گفت: یک وقتی سفرهای مسئولین، میرفتیم هتلها، زمان آقای رئیسی عزیز، رفتیم مسافر خانهها، مهمان سراها. آقای رئیسی میپرسید به خدا، آقای رئیسی میپرسید! اگر مسئول نوکر مردم است، مردم که همه هتل پنج ستاره نمیروند در سفر، خیلیسیشان که الحمدلله هتل خیابان و هتل بیابان، یک چادر میزنند، من نمیگویم حالا شما مسئول بزرگوار بروید چادر بزنید، نه! ولی هتل پنج ستاره و امکانات از تهران بردن، حضرت عباسی روز قیامت، پدرت را در میآورند! بپرسم این کارهایی که دارم میکنم، مجوز دارم یا ندارم؟
امام صادق فرمودند: هر کاری میخواهید بکنید ما را حاضر و غایب کنید، ببینید در آن لحظه ما حاضر هستیم یا غایب هستیم؟ اگر ما حاضر در آن کار شما هستیم، کار شما مجاز است.
شریعتی: یعنی سر تصمیمهایی که دارید میگیرید، انتخابهایمان...
حجت الاسلام ماندگاری: یک نفر را بر میدارم، یک نفر را میگذارم، یک نفر را حذف میکنم، یک نفر را وصل میکنم، به همه دارم میگویم، به خودم اول میگویم. آیا دارم میپرسم؟ اگر میخواهیم بفهمیم ماه رمضان ما را چقدر در بندگی کشانده، بندگی خدا، یکی پرسش است، یکی اطاعت است، یکی استقامت است. سختیها زیاد است.
من یک صحبتی در جمکران داشتیم صبح جمعه، که الحمدلله جهانی شده، الهی شکر. عرض شود سبب خیر اگر خدا خواهد... آن جا گفتیم: مشکلات سه پایه دارد، یک پایۀ آن تحریمهای دشمن است اینها را باید تحمل کنیم چارهای نیست، دشمنی با دشمنان را، جنگ با دشمنان را بگذاریم کنار، کاری با شما ندارند مثل اسلام عربستان، اسلام جاهای دیگر. یک بخشی از مشکلات برای تحریمها است آقا بارها هم فرمودند، این را باید تحمل کنیم و استقامت کنیم، تواصوا صبر برای اینجاست، اصبروا برای اینجاست، استقامت برای اینجاست. اما یک بخشی از مشکلات، برای سوء مدیریت مسئولین است، اصلاً نباید مردم را دعوت به تحمل بکنیم، آقا فرمودند: وقتی محصول داخلی داریم، وارد کردن خیانت است اگر نگوییم جهال، خیانت است. وقتی با جوانهای پشت استخدام داریم، به کارگیری دوبارۀ بازنشستگان، واقعاً توجیه ندارد، آقا سی سال دومش را میخواهد شروع کند، تجربه دارد! خب تجربه دارد بگذار مشاوری قرار بده، بگذار این بندۀ خدا بیاید کار کند، از او استفاده کند.
این کارهای موازی، کارهای خنثی کننده،تصمیمها و اختلافها، اینها خیلی از مشکلات به خاطر اختلافهای درون است. عدم اختلاف، عدم انسجام، عدم همکاری، همینهایی که گفتیم، اینها که باید رفع شود اینها که باید دعوت به تحمل کردن است، معذرت میخواهم اینها توجیه است. یکسری از مشکلات را من گفتم به خاطر سبک زندگی خودم است. اسم بچهاش را گذاشته رستم، میترسید صدایش کند. من سبک زندگیام را انقدر پیچیده کردم نمیتوانم مهمانی راه بیاندازم. چه کسی گفته حتماً باید مهمانی سه چهار رقم غذا باشد؟ قدیمها مهمانی خانۀ مادربزرگ ما میآمد، یک چایی میگذاشتند جلویش توی روضه، ما الآن نمیتوانیم به یک چایی و خرما، سرش را هم بیاوریم. نمیتوانیم با یک لقمه افطاری سوپ و نان و پنیر و سبزی، سرش را هم بیاوریم. چقدر گفتیم افطاریهای ساده! این را خودمان درست کردیم نه ربطی به دشمن دارد... سوء مدیریت مدیران ربطی به دشمنان ندارد، سبک زندگی غلط ما را ربطی به دشمن ندارد اینها باید اصلاح شود، اینها را ما دعوت به تحمل و استقامت نکردیم که کسی معترض شود. آن بخشی که مربوط به دشمن است، قرآن هم خواندیم برای مردم در جمکران، گفتیم: انقدر فشار بر پیغمبران و یارانشان آمد، که فرمود: «مَتى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ» (بقره، 214) حالا اینترنشنال متی را با ط دستهدار نوشته. عیبی ندارد خوب است معلوم شد قرآن هم بلد نیستند، کاری بخواهند بکنند. خدا إنشاءالله آنها را هم هدایتشان کند، به خدا ما برای آنها هم غصه میخوریم.
اگر میخواهیم ببینیم شاخصۀ بندگیمان چقدر رشد کرده، پرسش، اطاعت، استقامت، در ارتباط با خدا و ولی خدا. حسن ظن، همکاری و تعاون و احسان و اطعام و ایثار و فداکاری، در تعامل به خلق و خدمتگزارشان باشیم و این خدمتگزار بودن فرقی نمیکند، در حرم امام رضا باشم، حرم حضرت معصومه باشم و یا در این بازار باشم و یا در کارخانه و یا در معدن و یا در...
شریعتی: خدا رحمت کند جناب آقای مهندسی را...
حجت الاسلام ماندگاری: رحمة الله تعالی فرمودند: دیوارهای حرم را بردارید.
شریعتی: بله، فرمودند: دیوارهای حرم را توسعه دهید،
حجت الاسلام ماندگاری: عالم، حرم است «أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَ اللَّهَ يَرى» (علق، 14) عالم محضر خداست، حرم است. هر کسی دوست دارد خادم حرمت امام رضا بشود، نه نامه میخواهد و نه به خدا پارتی میخواهد، خادم حرم امام حسین شود، خادم حرم حضرت معصومه شود، هر جایی هست، به هر مخلوق خدا خدمت کند، خدا اسم او را جزء خادمین مینویسد به خدا مینویسد، به این قرآن مینویسد. تو نیکی میکن و در دجله انداز/ که ایزد در بیابان قیامت دهد باز. این تعامل ما با مردم است حسن ظن، تعاون ایثار! خدمتگزاری.
در تعامل با دشمن هم که باید خصومت باشد، ما حسن ظن به دشمن، اصلاً اجازه نداریم، «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» (فتح، 29) است. باید هم نترسیم و با او دست به یقه شویم بجنگیم «قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ» (آل عمران، 119) رحمت خدا بر شهید بهشتی، آمریکا از دست مردم ایران، عصبانی باش و در این عصبانیت، بمیر!
من اول برای خودم دعا میکنم، خدایا اگر دعا میکنیم إنشاءالله ماه رمضان را، ماه رمضان آخر عمر ما قرار نده، درست است که همه دعا میکنند، خدا میگوید: باشد، یک ماه رمضان دیگر هم به تو مهلت دادم، تو مدام عادت کردی که تنبلی کنی و روفوضه شوی. من حس میکنم امام زمان خیلی دارد برای ما زحمت میکشد، ولی ما مدام داریم روفوضه میشویم. شعری بچهها میخوانند دست من و تو نیست اگر عاشقش شدیم/ خیلی حسین، خیلی امام زمان، خیلی حضرت زهرا، خیلی اهلبیت، زحمت ما را کشیدند. به خدا حیف است! این جامعۀ ما میتواند در خیلی از مسائل، بهترین در عالم شده، در دستگیری به سیل زدهها، زلزله زدهها، جنگ زدهها، غزه و یمن و اینها واقعاً نمونه شده در عالم، در دفاع از اسلام، نمونه شده، در ایثار و فداکاری، نمونه شده، در پای ولایت ایستادن نمونه شده، بیاییم در تعامل با خدا و تعامل به خلق خدا و تعامل با خصم خدا، از این نمونهتر شویم، تا إنشاءالله زمینه را برای ظهور آقا جانمان، امام زمان آماده کنیم که به نقل آن شاعر دلسوخته بگوییم: شاید این جمعه بیاید، شاید! ببخشید...
شریعتی: خیلی ممنون و متشکرم. إنشاءالله که از برکات ماه مبارک رمضان، با این نکاتی که حاج آقای ماندگاری فرمودند، نهایت بهره را برده باشیم و بعد بتوانیم حفاظت کنیم از آن و مراقبش باشیم. خیلی ممنونم از نگاه پر مهرتان، من از حاج آقای بهشتی میخواهم به صورت ویژه تشکر کنم، بله یک فصلی را باز کردند در باب قهرمانان توحید، چهرههای صدر اسلام، که همۀ ما به نوعی سر سفرهشان نشستیم و مدیون هستیم به آنها. این هفته سه شنبهها قصۀ قهرمانان توحید را دوستان منتشر میکنند، در کانالها و سایت برنامه، میتوانید مراجعه کنید، این هفته راجع به معزر نبی مکرم اسلام، جناب بلال حبشی، إنشاءالله قصههایش را حاج آقای بهشتی خواهند گفت، با همان بیان گرم و شیوایشان که إنشاءالله عزیزانمان و مخاطبانمان، بهرهمند شوند. برای مشارکت در قربانی ماه شوال هم، عزیزان هم چنان فرصت هست، میتوانید همراه شوید به کانال برنامه میتوانید مراجعه کنید، در ایتا هم به سایت ما، زیر نویسها را هم دقت کنید، اگر به هر دلیلی موفق نشدید، عدد چهارده را، به بیست هزار سیصد و سه، پیامک کنید. آیات را بشنویم بعد از تلاوت آیات، إنشاءالله با احترام، همراه شما هستیم در لحظات و دقایق پایانی. اللهم صلّ علی محمداً و آل محمد و عجّل فرجهم.
ـ تلاوت قرآن ـ
اللهم صلّ علی محمداً و ال محمد و عجّل فرجهم. إنشاءالله که حال دلتان خوب باشد، دل و جانتان بهاری و سبز باشد و بهترین اتفاقات به حق آیات نورانی، نصیبتان. برای شفاء مریضها، مخصوص دعا کنیم خیلیها گفتند سفارش أکید کردند گفتند: تو را خدا بگویید، ویژه اهالی خوب سمت خدا، برای ما دعا کنند. إنشاءالله یک حمد شفاء بخوانید، در ضمن گوش دادن به صحبتهای حاج آقای ماندگاری عزیز و امیدوارم که خدای متعال، به همۀ ما، این عنایت را بکند و این مرحمت را بکند که با هم تعامل داشته باشیم، هوای هم را داشته باشیم، به معنای واقعی کلمه. من باز هم تأکید میکنم، قهرمانان توحید، سهشنبهها منتشر میشود در سایت و کانال برنامه، با بیان شیوای حاج آقای بهشتی عزیز، که سالها است الحمدلله متبحرند، در قصهگویی و حالا چهرههای صدر اسلام را، قصههایشان را بازگو میکنند برای همۀ ما. شاید حاج آقا ما برای جناب بلال اگر بخواهیم قصهای بنویسیم، یک نصفه آچار بتوانیم بنویسیم. الحمدلله حاج آقای بهشتی میروند و یک قصۀ مفصلی از جاهای مختلف، مستند میآورند و این به نظرم گنجینۀ بسیار ارزشمندی است برای ما و مخاطبان خوب سمت خدا.
حجت الاسلام ماندگاری: بسم الله الرحمن الرحیم، همین آیۀ اول، که آیۀ هفت سورۀ مبارکۀ عنکبوت است «وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَنُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذي كانُوا يَعْمَلُونَ» (عنکبوت، 7) خدا میگوید: اگر شما تربیت شوید، من همۀ گذشتۀ شما را پاک میکنم. حتی در آیۀ هفت سورۀ تحریم داریم «تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً» (تحریم، 8) خدا میگوید: به آن زمینی که گناه شما را دیده، میگویم: پاکش کن! «وَ أَوْحَى إِلَى بِقَاعِ الْأَرْضِ» (بحار الأنوار، ج 6، ص 28) به این رقیب و عتیدی که روی شانههایتان است، میگوید: پاکش کن! به قول بچهها میگویند: دیلیتش کن. به زمان میگوید: پاکش کن! به همه میگوید: پاکش کن! به شرط اینکه من با ماه رمضان تربیت شده باشم، همین سه تا تعاملم، ارتباط با خدا و ولی خدا، طاعت باشد. ارتباط با خلق خدا، تعامل و خدمت باشد. ارتباط با خصم خدا هم، خصومت باشد.
همۀ قشنگیهای تربیتی رمضان، به خاطر آن امتیازات ویژۀ رمضان است. قرآن، سحر، روزه، عبادت، خدمت. این چهار پنج تا در رمضان، خیلی گل است. من گفتم: یک طرحی برای خودم ریختم به دیگران هم گفتم، اگر میخواهیم همۀ سالمان که شما روایتش را بارها خواندید، رمضان بشود از این پنج تا زیبایی ماه رمضان، در حد یک آب باریکه، تداوم ببخشیم. بشود همۀ سالمان آن امتیازات باشد، تا آن برکات نصیب ما شود.
پیغمبر خدا فرمودند: هر کس ماهی سه روز، روزه بگیرد، انگار سی روز روزه گرفته. کجای شریعت عالم است که سه روز کار کند حقوق سی روز به تو بدهند؟ در یک جمعی پیغمبر بودند، فرمودند: چه کسی است که همیشه روزهدار است، سلمان گفت: من! یکی به سلمان گفت: چرا دروغ میگویی؟ من دیدم بعضی از روزها روزه نیستی. پیغمبر فرمودند: سلمان دروغ نمیگوید، راستگو است چطور یا رسول الله؟ سلمان از من شنیده که هر کس سه روز در ماه را روزه بگیرد، انگار کل ماه را روزه دارد. حالا آن سه روز، فرق میکند اول و وسط ماه، آخر ماه، چهار شنبۀ اول، پنج شنبۀ وسط، چهارشنبۀ آخر، عزیزان ببینند در دستوراتی که خوبان عالم دادهاند. پس ببینید روزه را میشود با سه روز، یک آب باریکه است.
دو ماه رمضان مردم یک جزء قرآن، دو جزء قرآن میخوانند، من میگویم: روزی یک صفحه قرآن در خانههایمان بخوانیم، این کاری که سمت خدا دارد میکند، بخوانیم یک صفحه قرآن را، در مسجد میخوانند، قبل از جلسات عمومی میخوانند، یک صفحه قرآن در خانههایمان بخوانیم. پیغمبر خدا فرمود: در خانهای که تلاوت قرآن باشد، رفت و آمد فرشتهها و ملائک است نور میآید، عطر میآید، اما خدای نکرده در خانهای که پر از نوای موسیقی مبتذل باشد، رفت و آمد شیاطین است. انتخاب با خود ماست، پس یک: سه روز روزه در هر ماه، یک صفحه قرآن بخوانیم. سه: ماه رمضان به خاطر شکم سلام الله علیه، یک ساعت قبل از اذان بیدار میشویم، حالا شما که دو سه ساعت قبل از اذان به خاطر برنامه بیدار میشدید، حالا من میگویم، در آیات و روایات داریم، ده دقیقه قبل از اذان... حافظ گفت: هر چه به من دادند/ از فیض دعای سحرم بود. قرآن میگوید: «وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ» (ذاریات، 18) حال نماز شب نداری، فقط بلند شو بگو: خدایا من بیدارم!
شریعتی: من هم هستم!
حجت الاسلام ماندگاری: «فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ» (سجده، 17) هیچ کس نمیداند من با سحرخیزها چه کار میکنم، ولو با ده دقیقه. چهار برای ماه رمضان دو وعده، سه وعده میرفتیم مسجد پای منبر مینشستیم، بعد از ماه رمضان، یک وعده نمازمان را در مسجد بخوانیم، مسجد خانۀ خداست. پنج: ماه رمضان هر شب مساجد افطاری داشتند با کمک همۀ مردم، بعد از ماه رمضان بیاییم شبهای جمعه، یک افطاری ساده بگذاریم خیرات امواتمان، برای دلخوشی امام زمان. یا علی مدد!
شریعتی: خیلی خب، خیلی ممنون و متشکرم حاج آقای حسینی قمی یک وقتی اینجا میفرمودند: حاج آقا حسین فاطمی، هر شب جمعه این بیت را میخواند، سمت و جوع و سحر و عزلت و ذکر به دوام/ ناتمامان جهان را کند این پنج تمام، و به نظرم همین نکتهای که حاج آقای ماندگاری فرمودند کوتاه و مختصر، استمرار داشته باشد حال و هوای ماه مبارک رمضان. دعا بفرمایید.
حجت الاسلام ماندگاری: اللهم صلّ علی محمداً و آل محمد و عجّل فرجهم. خدایا به محمد و آل محمد قسمت میدهیم، حاجات امام زمانمان، حاجات رهبر عزیزمان، حاجات مجاهدان فی سبیل الله جبهۀ مقاومت، حاجات همۀ مؤمنین و مؤمنات، خوبان عالم، بینندگان عزیز، حاجاتشان اگر اولاد میخواهند، قرض دارند، مریض دارند، گرفتاری دارند، ازدواج عزیزشان است، دیانت فرزندشان، حاجات همه را فوق رغبتشان است، عنایت بفرما به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
شریعتی: اللهم صلّ علی محمداً و آل محمد و عجّل فرجهم، خیلی ممنون از نگاه پر مهرتان، فردا إنشاءالله با حضور آقای نظافت، خدمت شما میرسیم إنشاءالله سلام میکنیم. اللهم صلّ علی محمداً و آل محمد و عجّل فرجهم. خیلی ممنون و سپاسگذارم.