حجت الاسلام ماندگاری: سلام علیکم و رحمة الله. أعوذ بالله السیمع العلیم من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صلّ علی فاطمة و أبیها و أمها و بعلها و بنیها، بعدد ما احاط به علمک. من هم خدمت شما همکاران خوب این برنامه و همۀ عزیزانی که در ماه مبارک شعبان، خودشان را آماده کردند برای ورود به ضیافت الله، عرض سلام و ادب و احترام دارم، دسته گلهای عزیز نوجوانی که آقای شریعتی، در اعتکاف ماه رجب و بعد شنیدم در بعضی از شهرها، اعتکاف ماه شعبان هم راه انداختند الحمدلله و خودشان را دارند آماده میکنند برای مهمانی ماه رمضان و به همۀ آنها عرض سلام داریم و هم خدا قوت میگوییم و هم تبریک میگوییم این روح قشنگ را، این استقبال قشنگ را و امیدواریم همچنان که فرمودید، خدا به همۀ ما توفیق دهد حداکثر استفاده را از لحظاتمان ببریم إنشاءالله.
شریعتی: إنشاءالله، حالتان چطور است؟
حجت الاسلام ماندگاری: الحمدلله رب العالمین.
شریعتی: خدا را هزاران هزار مرتبه شکر.
حجت الاسلام ماندگاری: به قول حاج آقای راشد یزدی، خدا حفظشان کند، هر وقت میپرسیم حالتان چطور است؟ میفرمایند: غرق نعمتهای الهی هستم، که قدرش را هم نمیدانم توان شکرش را هم ندارم.
شریعتی: چقدر خوب، خیلی خوب، إنشاءالله شما هم خوب باشید و غرق نعمت. از گذشتهها، از صدر اسلام، وقتی که ماه مبارک از راه میرسید همه دغدغۀ این را داشتند که چطور میشود از این سفره بیشتر بهرهمند شوند، لذا پیغمبر عظیم الشأن ما، خطبهای ایراد فرمودند که معروف شد به خطبۀ شعبانیه و ما هم شنیدیم. موضوع این خطبه، مراقبتهای ماه رمضان المبارک هست که موضوع گفتگوی ما، با حاج آقای ماندگاری در این جلسه خواهد بود و با دل و جان، خواهیم شنید.
حجت الاسلام ماندگاری: بسم الله الرحمن الرحیم، اللّهمّ كن لوليّك الحجّة بن الحسن صلواتك عليه و على آبائه في هَذه السّاعة و في كلّ ساعة وليّاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دليلًا و عيناً حتّى تسكنه أرضك طوعاً و تمتّعه فيها طويلًا و أمنن علینا برضاه و حبلنا رأفته و رحمته و دعائه و خیره. یک دسته گل صلوات را هدیه میکنیم به آقا رسول الله و خانوادۀ مکرمشان که این ماه به نام رسول الله است.
هم چنان که فرمودید و زیبا هم فرمودید، اصلاً دغدغۀ اولیاء خدا، همۀ انبیاء، چون میدانید روزه بر همۀ امتها نوشته شده بود. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» (بقره، 183) و مردم عزیز ما بدانند و بعضی از امتهای پیامبران پیشین، سه ماه روزه واجب بوده، پیغمبر برای ما تخفیف گرفتند، یک ماهش کردند. حالا حکمتش چه بوده نمیدانم، باید بررسی کرد.
من یک مقدمهای را قبل از ورود به بحث بگویم، توفیق باشد إنشاءالله این جلسه و جلسۀ آینده را، به این خطبه بپردازیم، شاید إنشاءالله مردم دعا کنند همراه دلهای آمادۀ آنها، دلهای ما هم آماده شود برای ماه ضیافت الهی و بفهمیم چه خبر است. مقدمه این است حضرت آقای شریعتی، در باب فرصت، چهار کلمه ما داریم. اینکه میگویند: «اغتنم الفرص فإنها تمر مره السحاب» چهار کلمه را من به عزیزان خودم هدیه میدهم روی آن فکر کنند.
یک: فرصت یابی! در این ماه رمضان، چند دانه فرصت وجود دارد، چه کمی آن و چه کیفی آن، تنوع فرصتها را دربیاوریم، فقط برای ماه رمضان هم نیست شعبان هم همین گونه است، رجب هم همین گونه است فرصت جوانی هم همین گونه است. فرصتهایش را به دست آوریم. فرصت انقلاب اسلامی هم همینطور است، فرصت ظهور هم همین گونه است. فرصت زیارت هم همین گونه است ما باید فرصتهایی که در این مقطع، چه زمانی، چه مکانی، خدا برای ما سفرهاش را پهن کرده بشناسیم.
شریعتی: نفحات!
حجت الاسلام ماندگاری: نفحات! «إِنَّ لِلَّهِ فِي أَيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ» (بحار الأنوار، ج 74، ص 166) پس ببینید یک فرصتیابی است که من یک زمانی خاطرم هست یک کتاب قشنگی که ره توشۀ راهیان نور، برای مبغلین عزیز، برای ماه رمضان آماده میشد یک مقالهای را خدا توفیق داد نوشتم، رمضان و فرصتها، قریب به چهل پنجاه تا فرصت را از همین خطبه و از مجموعۀ آیات و روایاتی که در باب ماه رمضان است درآورده بودم، که مردم! این فرصتهای سرمایهگذاری به قول ما طهارت، فرصتهای استفاده در ماه رمضان هست، استفاده نکنیم خودمان ضرر کردیم.
تشبیه میکنم مثل دیدید هتلهایی که رستورانش منو باز است، ده رقم غذا گذاشته، من فقط میروم یکی از آنها بر میدارم میخورم، ولی او پول منو باز را از من میگیرد، میگوید: من جلوی شما گذاشته بودم، میخواستی بخوری. خدا هم میگوید: من این فرصتها را در ماه رمضان و در ماه شعبان و رجب و در جوانی و در زیارت و در سیاحت و غیره، برای تو گذاشته بودم، خودت استفاده نکردی!
همین جا من در فرصتیابی، یک مثالی دارم قدیمها هم مطرح میکردم گفتم: بعضیها در فرصتها، خواب هستند بچه بودیم، پدر و مادرهایمان میخواستند بروند مهمانی، ما خوابمان میآمد، ما را بغل کردند گذاشتند داخل ماشین، بعد هم رسیدیم مهمانی، دوباره بغلمان کردند یک گوشه گذاشتند، یک بالش هم گذاشتند و یک پتو هم روی ما انداختند. مهمانی تمام شد، باز هم ما خواب بودیم، بغلمان کردند گذاشتند داخل ماشین، آمدیم خانه داخل رختخواب گذاشتند.
شریعتی: هیچی نفهمیدیم!
حجت الاسلام ماندگاری: هیچی! صبح خواهر برادر، گفت: نمیدانی دیشب چه خبر بود! عجب سفرهای، عجب پذیرایی، میوههایش، خوردنیهایش، شیرینیها همه چقدر با صفا بود میگوید: من هم بودم؟ میگوید: بله، خواب بودی.
شریعتی: بودی ولی خواب بودی.
حجت الاسلام ماندگاری: «النَّاسُ نِيَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا» (بحار الأنوار، ج 4، ص 43) نکند خدای نکرده، فرصت ماه رمضان، شعبان، رجب، فرصت زیارت، فرصت عمر، خواب باشیم. این خواب یعنی غفلت. یک مثال قشنگی حاج آقای قرائتی عزیز، خدا إنشاءالله حفظشان کند، عافیت کامل به این عزیز بزرگوار بدهد، فرمودند: یک زائری در مدینه به من در مسجد النبی گفت، حاج آقای قرائتی، چند بار مکه آمدید؟ گفت: خیلی! ستونهای مسجد النبی را شماردید؟ گفت: نه، گفت: سه روز است دارم ستون میشمارم، این ستون زیاد دارد. حاج آقای قرائتی فرمودند: نگاهش کردم گفتم به قول ما خدا شفایت بدهد. یک عمری گفتی: اللهم الرزقنا حج بیتک الحرام و زیارة قبر نبیک، بیایی ستون بشماری؟! این یعنی خواب. به این میگویند در فرصتها خوابیدی. اینها در فرصتها خواب هستند.
یک عده در فرصتها حداقل استفاده را میبرند. من مثال زدم کنار دریا رفته، فقط یک مشت آب میزند، گرد و غبار صورتش را ببرد، فقط آمده مجلس امام حسین، فقط آمده ماه مبارک، فقط آمده شب قدر، میگویم گناهانم بخشیده شود کافی است. یک عده خودشان را غرق استفادۀ در نعمتها میکنند، یک عده خواب هستند، یک عده تماشاچی هستند، این را نگفتم. میایستد تماشا میکند، یک عده حداقلی هستند، یک عده حداکثری هستند.
من میخواهم به خودم بگویم در ماه رجب، جزء کدام دسته بودیم؟ در ماه شعبان جزء کدام دسته بودیم؟ در ماه رمضان کجا میخواهی بایستیم؟ میگذرد!
شریعتی: یک قصهای را من شنیدم حاج آقای ماندگاری، که یکی از انبیاء بنی اسرائیل، با قومشان از یک صحرایی در ظلمات عبور میکردند. پیغمبرشان گفت: هر چقدر میتوانید از این سنگها بردارید.
حجت الاسلام ماندگاری: تاریک هم بود.
شریعتی: تاریک، ظلمات محض! یک عدهای برداشتند و یک عدهای هم ترجیح دادند بارشان را با سنگ، سنگین نکنند. هوا که روشن شد، دیدند تمام این سنگها یاقوت بوده. کسانی که برنداشتند، حسرت خوردند و کسانی هم که برداشتند حسرت خوردند که چرا ما بیشتر برنداشتیم؟
حجت الاسلام ماندگاری: یک تعبیری من دارم در این روایت، فکر میکنم به دل و جان مخاطب بیشتر بچسبد، کسانی که برنداشته بودند، دوگانه سوز شده بودند همه جا میسوخت. کسانی که برداشته بودند هم غصه میخوردند که چرا کم برداشتند. چون پیغمبر فرموده بود، هر کسی بردارد پشیمان است و هر کسی هم برندارد پشیمان است این یک مقدار، آدم را به اشتباه میاندازد و به تفکر، چه خبر است و فرمودند: مثل دنیا، مثل این سفر امشب ماست.
پس یک دسته در فرصتها، خواب هستند، یک عده تماشاچی هستند فقط تماشا میکنند. به قول حاج آقای قرائتی باز خدا حفظشان کند، فرمود: میایستد زائرهای امام رضا را تماشا میکند، حاج آقا التماس دعا! خب تو هم در مغازهات را ببند، ده دقیقه بیا حرم،انقدر برای چه تماشا میکنی؟ یک عده حداقلی هستند و یک عده حداکثری هستند و همین جا بگذارید یاد کنم از شهدای عزیز، با سن کم، بیشترین استفاده را از عمرشان بردند.
یکی میگوید: دویدم... من با ادبیات نوجوانهایی که سهشنبهها افتخار میدهند به ما، گوش میدهند برای بچهها گاهی از اوقات در اعتکاف خواندم، خیلی قشنگ است. میفرماید: دویدم و دویدم، سر کوهی رسیدم، یکی دویدم و دویدم، به دروازۀ حریف رسیدم. بزرگترها هم میگویند: دویدم و دویدم به شهرت و قدرت و ثروت و شهوت و ریاست رسیدم. این شهداء فهمیدند برای چه بدوند، گفت: دویدم و دویدم، تا به خدا رسیدم! «ثُمَ دَنا فَتَدَلَّى * فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى» این آیۀ شصت و نه سورۀ نساء را دوست دارم خیلی بخوانم آقای شریعتی، «وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً» (نساء، 69) اسم این را گذاشتم جایگاه ویژۀ بهشت! سی و شش هزار شهید دانش آموز ما، زیر هفده سال بودند، پنج هزار تای آن زیر پانزده سال بودند ولی انقدر از عمرشان قشنگ استفاده کردند.
آقای شریعتی من شاهد بودم این صحنه را ادوارد شواردنادزه، وزیر خارجۀ شوروی سابق بود، وزیر خارجۀ گورباچف، بعد شد رئیس جمهور گرجستان ظاهراً اگر اشتباه نکنم. جلوی امام این گونه نشسته بود، امام ابهتش... ولی این امام، جلوی بچه بسیجیها این گونه مینشست. میگفت: اینها چه کسانی هستند؟! چون از فرصتهایشان خوب استفاده کردند.
شریعتی: حاج آقا قاسم میمیفرمود: راه صد ساله را، یک شبه طی میکنند.
حجت الاسلام ماندگاری: واقعاً! یک جملهای در بحث حاج آقای پناهیان شنیدم، خیلی کیف کردم خدا ایشان را حفظ کند. فرمودند: مدیری که در مدیریتش، به فکر این است که مدیریتش را حفظ کند، نمایندهای که به فکر این باشد که مردم به او رأی دهند، من که فکر کنم دفعۀ بعد مرا دعوتم کنند یعنی در هیچ کدام خدا نیست. یعنی فرصتم را ضایع میکنم، تو تکلیفت را انجام بده!
آقای رئیسی عزیز گفتم، شاید دفعۀ بعد به تو رأی ندهم، گفت: مهم نیست بگذار خدا رأی بدهد، چقدر اینها قشنگ است. عمر ریاست جمهوریاش از خیلی رئیس جمهورهای ما که اکثراً هشت ساله بودند، کمتر بود سه سال بود. ولی من یقین دارم در تاریخ ریاست جمهوری ایران، إنشاءالله مردم ایران، یک روزی میفهمند ایشان یگانه بود به تعبیر حضرت آقا، تراز ریاست جمهوری را عوض کرد! به قدری که میدوید. به من یک روز میگفت، من به ایشان گفتم که آقا چه نصیحتی به شما کردند؟ یک روز با هم نشسته بودیم، فرمود: آقا به من فرمودند: آقا سید یک لحظه را برای خدمتگزاری مردم از دست نده، خیلی فرصت...
شریعتی: این هم از همان فرصتهاست.
حجت الاسلام ماندگاری: همان فرصتها است، فرصت خدمتگزاری. پس در فرصتها، یک عده خوابند، یک عده تماشاگر هستند، یک عده حداقلی هستند، یک عده حداکثری هستند. خدایا ما را جزء حداکثریها قرار بده. خدایا ما را جزء حداکثریها قرار بده! به خاطر اینکه آقای شریعتی، وقتی از خواب بیدار میشویم، چه زمانی از خواب بیدار میشوند کسانی که خواب هستند؟
شریعتی: وقتی که میمیرند.
حجت الاسلام ماندگاری: «فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا» (بحار الأنوار، ج 4، ص 43) برای چه بیدار میشوند متوجه میشوند؟ بارها این آیه را خواندیم، «فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ» (ق، 22)
شریعتی: پردهها کنار میروند.
حجت الاسلام ماندگاری: پردهها کنار میرود حالا داد میزنند، «رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ» (مؤمنون، 99-100) خدایا میشود ما را برگردانی، از لحظه لحظۀ فرصتهایمان حداکثر استفاده را ببریم؟
شریعتی: و اینجا شاید آن «مُوتُوا قَبْلَ أَنْ تَمُوتُوا» (بحار الأنوار، ج 66، ص 317)
حجت الاسلام ماندگاری: اصلاً همین جاست، «كَفَى بِالْمَوْتِ وَاعِظاً» (بحار الأنوار، ج 6، ص 132) «اذْكُرُوا انْقِطَاعَ اللَّذَّاتِ وَ بَقَاءَ التَّبِعَاتِ» (نهج البلاغه، ص 553)
شریعتی: یعنی زودتر این پردهها را کنار بزن.
حجت الاسلام ماندگاری: من بارها گفتم، اگر آدم باور کند فرصتش کم است سه کار میکند، این هم باز اشانتیون به قول ما دوباره به دوستان بدهم. یک: به این دنیا دل نمیبندد، چون دنیا جای دل بستن نیست. خانهها مسافرخانه است و ماشینمان هم آژانس است، امکاناتمان هم همه عاریتی است. انگشترمان را هم در میآورند، گوشوارهها و النگوهای خانمها را در میآورند.
پدر خدابیامرزم میگفت: یکی داشت دست در دهان پدر مردهاش میکرد، گفتم: چرا؟ گفت: قاب طلا و دندان طلا دارد حیف است برود زیر خاک! در میآورند! عاریتی است هیچ کدام از اینها برای من نیست.
شریعتی: و تو به یک مرتبهای و یک مرحلهای میرسی که میگویی: این جان من هم عاریتی است.
حجت الاسلام ماندگاری: جانم هم عاریتی است واقعاً!
شریعتی: این جان عاریت که به حافظ سپرده دوست/ روزی رخش ببینم و تقدیم وی کنم.
حجت الاسلام ماندگاری: اصلاً باور کنید این امکاناتی که به ما دادند امانتی است، موقتی است مأموریتی است بارها گفتیم. اگر دل نبستن به این دنیا یک، دو بار بستن. دل نبستن «لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ» (حدید، 23) که بارها خواندیم آیۀ بیست و سه سورۀ حدید است. بار بستن چیست؟ خدا به همین دنیایی که برای من نیست و امانتی دست من داده، گفته: میتوانی با آن سرمایهگذاری کنی، سودش هم تماماً برای خودت درصدش هم من به تو میدهم. «تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى» (بقره، 197) بگذارید این جملۀ امیرالمؤمنین را اینجا بگویم، سهمیۀ حاج آقای حسینی عزیز نهج البلاغه است، ولی ما هم با آقایمان امیرالمؤمنین، نوکرشان هستیم و روضه خوان ایشان هستیم، باید یک جمله بگوییم، آن تعبیری که حضرت دارند در بعد از برگشت از جنگ صفین، به قبرستان پشت دروازۀ کوفه که رسیدند، چون یارانشان در صفین، خوابشان برد. یاران امیرالمؤمنین خوابشان برد، یاران امام حسین، کسانی که امام حسین را دعوت کرده بودند خوابشان برد. خیلیها خوابشان برده، خدا نکند ما که امام زمان را میخواهیم خوابمان ببرد. این جمعیتی که نیمۀ شعبان آمدند آقای شریعتی، خدا نکند خوابمان ببرد.
امیرالمؤمنین دید اینها خوابشان برده، باید بیدارشان کند پشت دروازۀ کوفه، جلوی قبرستان ایستاد تا اینها بیدار شوند، به تعبیر شما «مُوتُوا قَبْلَ أَنْ تَمُوتُوا» (بحار الأنوار، ج 66، ص 317) اگر قبل أن تموتوا بمیریم، بیدار میشویم، میفهمیم چه خبر است حضرت شروع کرد با مردهها حرف زدن، «يَا أَهْلَ الدِّيَارِ الْمُوحِشَةِ وَ الْمَحَالِّ الْمُقْفِرَةِ وَ الْقُبُورِ الْمُظْلِمَةِ يَا أَهْلَ التُّرْبَةِ يَا أَهْلَ الْغُرْبَةِ يَا أَهْلَ الْوَحْدَةِ يَا أَهْلَ الْوَحْشَةِ أَنْتُمْ لَنَا فَرَطٌ سَابِقٌ وَ نَحْنُ لَكُمْ تَبَعٌ لَاحِقٌ» (نهج البلاغه، 492) ای ساکنان خانههای وحشتناک، سوراخهای تنگ و تاریک، خاک نشینها، قریبها، میگویم هر کسی این جملات را باور ندارد یک شب تاریک، برود یک قبر خالی را نگاه کند، وحشت میکنی!
عزیزانی را وقتی میخواستند دفن کنند، به پسرش گفتم: برو داخل قبر، گفت: میترسم! خانۀ پدرت است خانۀ مادرت است، خانۀ عزیزت است برو داخل، میترسم! ولی زمان جنگ، با بچهها میرفتیم بهشت رضای مشهد آقای شریعتی، شب جمعه. بچهها میرفتند درون قبر میخوابیدند، سنگ لحد هم میگذاشتند، شروع میکردند دعای کمیل خواندن. «يَا رَبِ ارْحَمْ ضَعْفَ بَدَنِي ... وَ قَدْ أَتَيْتُكَ يَا إِلَهِي بَعْدَ تَقْصِيرِي وَ إِسْرَافِي عَلَى نَفْسِي» (اقبال الأعمال، ج 2، ص 707) یک گریهای میکردند این بچهها، بعد سنگ لحد را بر میداشتند، میگفتند: حالا به تو اجازه دادیم برگردی، میخواهی چه کار کنی؟ یک بار دیگر اجازه دادیم به دنیا بیایی، «مُوتُوا قَبْلَ أَنْ تَمُوتُوا» معنایش این است.
شریعتی: گفت: با مرگ زندگی کن و با زندگی بمیر!
حجت الاسلام ماندگاری: بمیر! بعد حضرت فرمودند: «أَنْتُمْ لَنَا فَرَطٌ سَابِقٌ» شما چند روزی جلوتر از ما رفتید «وَ نَحْنُ لَكُمْ تَبَعٌ لَاحِقٌ» ما چند روز دیگر به شما ملحق میشویم، ما که ماندنی نیستیم، همه رفتنی هستند. بعد «أَمَّا الدُّورُ فَقَدْ سُكِنَتْ وَ أَمَّا الْأَزْوَاجُ فَقَدْ نُكِحَتْ وَ أَمَّا الْأَمْوَالُ فَقَدْ قُسِمَتْ» سه خبر بیشتر در دنیا نیست، خانههایتان را دیگران ساکن شدند، اموالتان را هم تقسیم کردند و یک سوم شما را هم ندادند. بدهیهای شما را هم ندادند، ازواجتان، همسرانتان را هم گفتند تجدید فراش کردند، «هَذَا خَبَرُ مَا عِنْدَنَا فَمَا خَبَرُ مَا عِنْدَكُمْ» پیش شما در آن زیر چه خبر است؟ در عالم برزخ! حضرت یک لحظه ساکت شدند «ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَى أَصْحَابِهِ» به یارانشان نگاه کردند و بعد فرمودند: «أَمَا لَوْ أُذِنَ لَهُمْ فِي الْكَلَامِ» اگر اینها اجازه داشتند حرف بزنند، شما هم گوش شنوا، با روایت میگویم میداشتید، «لَأَخْبَرُوكُمْ أَنَ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى» چون تقوی، پول آخرتی است هر کسی بخواهد مسافرت برود باید پولش را عوض کند، برود صرافی، ریال بدهد دلار بگیرد، ریال بگیرد ریال صعودی بگیرد إنشاءالله برای حج، ریال بگیرد دینار بگیرد. باید پولش را عوض کند هر کسی میخواهد، باید عمل صالح ببرد و تقوی بگیرد. روزه ببرد تقوا بگیرد «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» (بقره، 183)
شریعتی: صرافی آن جا نقدش کند.
حجت الاسلام ماندگاری: صرافی آن جا نقدش میکند بعد این حدیث قدسی را کنارش بگذاریم: «وَ أَخْلِصِ الْعَمَلَ فَإِنَ النَّاقِدَ بَصِيرٌ» (بحار الأنوار، ج 13، ص 432) حالا اگر به اصل قصه برگردیم، میفهمیم یاد مرگ نمیگذارد ما بخوابیم، نمیگذارد در فرصتها، خواب غفلت ما را بگیرد و چه خاصیتی دارد؟ یکی گفتیم: دل نبستن، دو بار بستن، سه دل نشکستن و تسویه حساب کردن. اگر این سه کار را ما انجام دهیم، یکی از کارهایی که باید در ماه رمضان، پر کنیم انبارهایمان را، هر چقدر میتوانیم و خدا یک ظرفیتی در ماه رمضان داده، شعبان و رمضان و در تمام عمرمان، اینکه پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: اگر آخر همین خطبه است و جای دیگری هم میفرماید که اگر مردم میدانستند در ماه رمضان، چه خبر است، از خدا میخواستند که همیشه ماه رمضان باشد. من از این روایت فهمیدم میشود همۀ عمرت را ماه رمضان کنی.
یک بحثی داشتیم یک موقعی گفتیم میشود همۀ زندگیمان را نماز کنیم، ما اگر زیباییهای ماه رمضان را در یک حداقلی، در ماهها إنشاءالله خواهیم گفت در ماه مبارک رمضان و اواخر ماه رمضان، راه تداوم ماه رمضان را خدا توفیق بدهد إنشاءالله عرض میکنیم، حیاتی باشد. اگر ادامه دهیم همۀ ماه رمضان، خدا حاضر است همۀ امتیازهای ماه رمضان را بدهد.
پس یک: فرصت یابی شد. بدانیم ماه رمضان چه فرصتهایی در آن هست؟ من بیسواد پنجاه تا در آوردم، حتماً پانصد تا هست. بیشمار دارد! دو: فرصت شناسی، فرصت شناسی یعنی چه؟ یعنی هر کدام از این فرصتها چه ظرفیتی دارد؟ چه کار میتواند برای من بکند؟ آقای شریعتی وقتی میشود در ماه مبارک رمضان، طهارت را برای خودم و هفتاد پشتم بگیرم و حتی نسلم را هم بیمه کنم، اگر به کم راضی شوم، چه کسی بخیل است؟ خودم! وقتی میتوانم برای تمام امت و بشریت، رزقی از خدا بگیرم، ولی من بخیل باشم فقط برای خودم بخواهم، چه کسی بخیل است؟ وقتی در دعاها حضرت... آن دعا برای پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است «اللَّهُمَ أَغْنِ كُلَ فَقِيرٍ» (بحار الأنوار، ج 95، ص 120) چرا فقط من؟
شریعتی: افق را ببین، چشمانداز نگاه...
حجت الاسلام ماندگاری: چقدر قشنگ، این ظرفیت ماه رمضان است. «اللَّهُمَّ أَصْلِحْ كُلَّ فَاسِدٍ مِنْ أُمُورِ الْمُسْلِمِينَ» ما باور نداریم هر روز میخوانیم، ولی نمیشناسیم این دعا یعنی چه؟ دعای سحر یعنی چه؟ «إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ رَحْمَتِكَ بِأَوْسَعِهَا وَ كُلُّ رَحْمَتِكَ وَاسِعَةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ كُلِّهَا» (اقبال الأعمال، ج 1، ص 34) شرح دعای سحر امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) را نگاه میکردیم، اصلاً واقعاً نمیفهمیم یعنی چه؟ چه خبر است! خدا دنبال بهانه میگردد ببخشد، همین خدایی که میگوید: «کلا انها لکلمة» در مقابل «رَبِّ ارْجِعُونِ» ما، همین خدایی که در آیۀ صد و هفت سورۀ مؤمنون وقتی میگوید: «رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْها فَإِنْ عُدْنا فَإِنَّا ظالِمُونَ» (مؤمنون، 107) میگوید: «قالَ اخْسَؤُا فِيها وَ لا تُكَلِّمُونِ» (مؤمنون، 108) اخسؤا را، عرب به حیوان درنده میگویند، همین خدا اینجا رحمتش، غوغا است! ولی من از این رحمت نمیتوانم استفاده کنم، چر؟ و بعضی میگویند: رحمت خدا، صد قسمت است در روایت پیغمبر دارد. یک قسمتش در دنیا، نود و نه قسمت آن در آخرت است. حاج آقا پس وضع ما خوب است! نه، یک مثال ساده میزنم، کسی که از یک درصد رحمت خدا، در دنیا نتوانسته استفاده کند، از نود و نه درصد آن هم نمیتواند استفاده کند. این را برای بعضی از جوانهایی که له له میزنند برای رفتن به خارج، هدیه به آنها بدهم.
یک دانشجویی بیست سال قبل، به من گفت: شاید الآن بینندۀ برنامه باشد، خیلی هم دوستش دارم، بیست بیست و پنج سال قبل، به من گفت: من میخواهم خارج از کشور بروم درس بخوانم، گفتم: خیلی خوب است بارک الله! من هم تشویقت میکنم. گفتم: برای چه؟ گفت: اینجا در دانشگاههای ایران، ظرفیت رشد من چهل درصد است، آن جا ظرفیت رشد هشتاد درصد است. گفتم: با قول تو من قبول میکنم، قبول ندارم این گونه است ولی به حرف تو، قبول میکنم. از این چهل درصد اینجا، به قول دانشجوها فول تایم استفاده کردی؟ کامل استفاده کردی، حالا میبینی هنوز جا داری میخواهی آن جا بروی؟ گفت: نه، میخواهم آن جا بروم. گفتم: اینجا بد شد که، اینجا چهل درصد بیعرضه هستی، آن جا میروی هشتاد درصد بیعرضه میشوی. گفت: عجب حرفی زدی آقای شیخ! همین یک قصه باعث شد رفتنش را کنسل کند، همین جا درس بخواند.
کسی که یک درصد رحمت خدا بلد نیست استفاده کند از نود و نه درصد میخواهد استفاده کند؟ مثل کسی است که مثلاً بخشداری گذاشتند او را، خراب کرده. دهداری گذاشتند خراب کرده، میگوید: به من استانداری بدهید، ببینید چه کار میکنم. اینها مدام مثالها را میخواهم بگویم. کسی که با نائب امام زمان خوب تا نکرده، با خود امام زمان خوب تا میکند؟ کسانی که با نائب امام حسین، حضرت مسلم خوب تا نکردند یعنی بی عرضگیشان در حد نائب امام حسین بود و اینها بی عرضگیشان در حد زمان ظهور امام آمد، ظهور امام حسین. خیلی حرف است آقای شریعتی! این یک فرصت شناسی است.
شریعتی: یک تلنگر است.
حجت الاسلام ماندگاری: یک تلنگر است برای خود من هم هست. من بارها این نکته را گفتم، نیمۀ شعبان گذشت، پشت سر گذاشتیم آقای شریعتی. خیلیها غصه میخورند، من گفتم: مردم! خدا دو تا امام زمان برای ما گذاشته، یکی امام صامت است یکی امام ناطق است. اینکه غایب نشده، این اصلاً به غیبت نرفته، از اول بوده، الآن هم هست بعد هم هست. آن امام زمان هم میخواهد بیاید بر اساس این، بر ما حکومت کند، میشود بگویید وقتی امام حاضر را داریم، غیبت نکرده را داریم، چه تاجی به سرش گذاشتیم که میخواهیم به سر آن عزیز بزرگوار بگذاریم؟ این معنی آیۀ پیغمبر، شکایت پیغمبر است «وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِ إِنَ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً» (فرقان، 30) مگر امام زمان میخواهد بیاید غیر از این عمل بکند؟ بارها گفتم، اگر تسلیم قرآن بودیم، تسلیم امام زمان هم هستیم. اگر اطاعت قرآن کردیم، اطاعت... اینها یعنی فرصت شناسی، این فرصتی که قرآن دارد ما استفاده نکردیم، امیرالمؤمنین فرمود: «اللَّهَ اللَّهَ فِي الْقُرْآنِ لَا يَسْبِقُكُمْ بِالْعَمَلِ بِهِ غَيْرُكُمْ» (نهج البلاغه، ص 422) نگذارید دیگران هم در عمل به قرآن، از شما سبقت بگیرند.
یکی از دستوران قرآن وجدان کاری است، ما در کارهایمان، محصولاتمان وجدان کاری بیشتر رعایت میکنیم یا دیگران؟ اصلاً نمیخواهم بگویم کدام کشور، ما قانون را بیشتر رعایت میکنیم یا دیگران؟ اصلاً آدمهای ما آن جا میروند قانون را رعایت میکنند، اینجا میآیند قانون را رعایت نمیکنند، چرا؟ در برنامۀ قشنگ شبها میگذارند، آقای شهبازی عزیز هستند، پاورقی، ایرانیهای خارج از کشور را نشان داد، گفت: آن جا چطوری دارید زندگی میکنید؟ گفت: به قانون عمل میکنیم. گفت: اینجا هم به قانون عمل کنید کسی به شما کاری ندارد. اینجا میخواهیم قانون شکنی کنیم آن جا میخواهیم قانون مداری کنیم؟! من اگر قانون قرآن را با این امام زمان رعایت نکردیم قانون خدا را، آن امام زمان بیاید قول میدهیم قانون را رعایت کنیم؟ الآن در حد یک امام زمان بیعرضه هستیم، بعد میشویم در حد دو امام زمان بیعرضه. نمیدانم این حرفهای من گرفته میشود آقای شریعتی؟
شریعتی: بله، ضریب ثابت است متأسفانه.
حجت الاسلام ماندگاری: خیلی این بحث مهم است این فرصت شناسی میشود. امام زمان که بیاید دین جدید نمیآورد «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ» (آل عمران، 19) قرآن یکی است و اسلام هم یکی است، دستور هم یکی است «حَلَالَ مُحَمَّدٍ حَلَالٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ حَرَامَهُ حَرَامٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ» (بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد، ج 1، ص 148) حلال و حرام هم قرار نیست عوض شود، با همین سیستم امام زمان بخواهد بیاید حکومت بکند و جالبیاش این است که بعضی میگویند: نمیشود، میگویم: چطور در ماه رمضان میشود، این شعر را بارها خواندیم و باز هم میخواهیم بخوانیم، صد بار بدی کردم و دیدم ثمرهاش را. خوبی، چه بدی داشت که ما یک دخل و تصرف کردیم با لطف امام حسین (سلام الله علیه) خوبی چه بدی داشت که تکرار نکردم! چرا قشنگیهای ماه رمضان تکرار نمیشود؟ چرا قشنگیهای اربعین تکرار نمیشود؟ چرا قشنگیهای هیئتهای محرم تکرار نمیشود؟
شریعتی: و این قشنگیها، در واقع یک فرهنگ است که باید عمومی شود
حجت الاسلام ماندگاری: ولی نمیشود. باید عمومی شود! امیدواریم که خدای تبارک و تعالی، این فرصتشناسی را به ما بدهد. پس در باب فرصتها، یک فرصت یابی داریم، دو فرصت شناسی داریم، سه فرصت سازی داریم! فرصت سازی یعنی چه؟ تبدیل تهدیدها به فرصتها. همان کمبود را تو فرصت بکن. بچههای آزادۀ ما، بهترین مثال من این است، بچههای آزادۀ ما در یک اتاقی که هشت نفر باید باشند، بیست نفر بودند یعنی جای پا دراز کردن هم نداشتند، اما حافظ قرآن شدند، حافظ نهج البلاغه شدند، زبان انگلیسی و عربی یاد گرفتند، یعنی چه؟! معلولین ما الآن از سالمهای ما، بیشتر مدال میآورند قبول است یا نه؟ یعنی از این تهدیدشان، یک فرصت درست کردند.
شریعتی: از ظرفیتهایشان دارند استفاده میکنند.
حجت الاسلام ماندگاری: آن عزیز معلولی که با دهان نقاشی میکرد، او که با پا نقاشی میکرد.
شریعتی: آن نابینایی که حافظ کل قرآن شد.
حجت الاسلام ماندگاری: عزیزی که من الآن سراغ دارم دو تا دستش به خاطر شیمیایی بودن پدرش، دو دستش تا اینجا ناقص هست و تولدش این گونه بوده، پاهایش یک دانهاش ناقص است. با این دستها رانندگی میکند، موبایل جواب میدهد و نقاشی میکند معرکه! به او میگویند بمب اراده. این فرصت سازی است اینکه حاج قاسم (رضوان الله تعالی علیه) فرمود: در مشکلات و در تهدیدها فرصت هست و روال عادی و فرصتها برای ما بیشتر است معنایش این است. ما اگر جنگ نداشتیم که موشک نداشتیم، ما اگر جنگ نداشتیم پهپاد نداشتیم، انرژی هستهای نداشتیم. ما اگر تحریم نمیشدیم، انقدر پیشرفت نداشتیم. این میشود فرصت سازی!
حالا در ماه رمضان، ماه تهدید هستیم غذا نمیخوریم، بیا از این غذا نخوردن فرصت درست کن، یک مقدار به فکر گرسنهها باش. روایت است در همین جا پیغمبر فرمودند، یک ذره به فکر قیامت خودت باش، که یک روزی، پنجاه هزار سال است غذا نمیدهند. الآن بعضی از جادهها را دیدید، شما در شمال رفت و آمد میکنید. انگار میگویید اصلاً مغازهای غیر از خوردنی وجود ندارد به حضرت عباس، در روز قیامت یک دانه مغازۀ فروش نوشیدنی و خوردنی نیست! یک مقدار به فکر آن روزت باش با شانزده هفده ساعت روزه گرفتن، الآن که دوازده سیزده ساعت بیشتر نیست. فرصت سازی!
اما آخرین کلمه را میخواهم بگویم، ولی روضه است، فرصت سوزی است. باز حاج آقای قرائتی عزیز، یک مثالی دارند به یک آقایی گفتند: سه تا دعایت میخواهد مستجاب شود، دعای اول دعا کرد خدایا همسر ما زیباترین همسر شود، دعایش مستجاب شد. دید که همه میخواهند او را نگاه کنند، گفت: خدایا همین زشت شود، دوباره دعایش مستجاب شد، دید خودش هم نمیتواند دیگر نگاهش کند، گفت: خدایا همین را بکش!
شریعتی: برگردان به حالت اول.
حجت الاسلام ماندگاری: نه، مرد! بعد به سرش زد گفت: سه تا موقعیت استجابت به ما دادند خودمان را بدبخت و بیچاره کردیم. این یعنی فرصت سوزی، بهترین مثال است. فرصت سوزی یعنی چه؟ یعنی نفهمم این فرصت، موقتی است، نفهمم امانتی است. فرصتسوزی همان مثال شیخ بهایی است که انسان در یک چاهی است، به دو طناب سیاه و سفید آویزان است، به یک طناب آویزان است و دو تا موش سیاه و سفید دارند طناب را میجوند، زیرش هم یک اژدهایی دهان باز کرده، یک مقداری عسل خاکی، کنار این دیوارۀ چاه است، مشغول عسل خوردن است. آن موش سیاه و سفید، شب و روز است آن طناب عمر است، آن چاه هم حالا یا دنیا است اژدها هم قبر است. چقدر غفلت؟ این یعنی فرصت سوزی.
آقای شریعتی حضرت عباسی یادتان است مثلاً هفده هجده سال قبل بود برنامه شروع شد، چقدر مثل برق گذشت؟! فکر نمیکردیم انقدر زود بگذرد، پیر شدیم! حالا برویم سراغ وجود نازنین پیغمبر، دارند به ما میگویند: ایها الناس ایها الناس خیلی قشنگ است من نمیتوانم این را ریز به ریز توضیح دهم، اصلاً بلد هم نیستم.
شریعتی: کلمه به کلمهاش حرف دارد.
حجت الاسلام ماندگاری: کلمه به کلمه، خیلی حرف دارد فقط میگویم چرا ایها الناس میگویند؟ پیغمبر دعوت عمومی کرده، نمیگوید: یا ایها الذین آمنوا! آی مردم یک خبری است، هر کسی باور ندارد امتحانش کند آن بحثی که قبلاً گفتم. بینندههای عزیز، جوانها، به بعضیها میگوییم: روزه بگیر، میگوید: بیکار نیستم. میگویم: نماز بخوان، میگوید: حال ندارم، میگویم: تو را خدا بیا این ماه رمضان را امتحان کن، الآن که دو هفته به ماه رمضان مانده، بیاییم یک امتحان کنیم، امتحان کنیم ببینیم چه خبر است؟ به خدا اتفاقهای قشنگی میافتد خدا وعده داده. «أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَيْكُمْ» (الأمالی، النص، ص 93) ما نمیرویم، خدا دارد این سفره را میآورد جلو، ما انقدر معذرت میخواهم تنبلی کردیم ایستادیم سر جایمان، خدا سفره را دارد... دیدید بعضیها عقب مهمانی نشستند میگویند: یک مقدار سفره را جلو بیاورید؟ حاضر نیستند دو قدم بروند جلو؟ خدا سفره را دارد جلو میآورد.
«قَدْ أَقْبَلَ إِلَيْكُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَكَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ» سه تا فرصت استثنائی!
شریعتی: سفرهای به صرف رحمت و برکت و مغفرت!
حجت الاسلام ماندگاری: برکت، ما حالا چون برنامهمان قراردادها بوده، قرارداد برکت چیست؟ خدا میگوید: بده تا بدهم، برکت یعنی خدا به ما زیادی بدهد. «لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ» (أعراف، 96) خدا میگوید: از آنهایی که به تو امانتی دادم، موقتی دادم، مأموریتی دادم، به مخلوقات من، به عیال من بده، تا به تو بدهم. من دارم خیلی سادهاش میکنم، خدا رحمت کند حاج آقا مجتبی تهرانی را، خیلی روایات را ساده میکردند که ما بفهمیم.
برکت یعنی چه؟ بده تا بدهم! رحمتی یعنی چه؟ رحم کن تا به تو رحم کنم. وقتی من به زیر دستم رحم نمیکنم، چطوری توقع دارم از خدا به من رحم کند؟ وقتی من به آن مظلومی که آن سر عالم، دارد با تمام بیچارگی و گرفتاری، با تمام نداری ایستاده پای اسلام و مقابل دشمن رحم نمیکند میگویم: به من چه! کشور من نیست، خدا چطوری به من رحم کند؟ با چه استدلالی؟ وقتی من مغازهدار به مشتری رحم نمیکنم، وقتی من اداری به ارباب رجوع رحم نمیکنم، وقتی من پدر و مادر، حتی به بچهام رحم نمیکنم، وقتی من خواهر و برادر، به خواهر و برادرم رحم نمیکنم، میخواهم منافع آنها را...
من یک نکتهای میخواهم بگویم، بیاییم رحم کردن را امتحان بکنیم.
شریعتی: «إرحم ترحم»
حجت الاسلام ماندگاری: واقعاً بیاییم امتحان کنیم، هر کسی دوست دارد بیاید امتحان کند، بیاید امتحان کند ببیند چه خبر است در عالم! در عالم چه خبر است؟ پس خداوند تبارک و تعالی میفرماید: این ماه با برکت، سراغ شما آمده، بدهید تا بدهم. خیلی ساده است تازه شما بدهید، من ده برابر میده»، هفتصد برابر میدهم، بینهایت برابر میدهم فقط تو بده، از آن چیزی که به تو دادم، چون «لِكُلِ شَيْءٍ زَكَاةٌ» (الکافی، ج 4، ص 62) آبرو به تو دادم، خرج کن، مال به تو دادم خرج کن، عمر به تو دادم خرج کن، زبان به تو دادم تو با این زبانت میتوانی گره را باز کنی، خرج کن. امروز با این زبان میتوانیم از انقلاب و نظام دفاع کنیم. نسل جوان ما دارند مشکلات را میبینند، نسل ما هزینهها را دیدند، شما همین بحثهایی که در حسینیۀ معلی میبینیم همین جا میخواهم تشکر کنیم از دست اندرکاران حسینیۀ معلی، این از آن سر دنیا دارد عزیزان آفریقایی، کشورهای دیگر را میآورید، میگوید: ما آن جا نشستیم میفهمیم انقلاب شما، انفجار نور بوده، چه خبر بوده، چه برکتی برای ما آورده، از این دفاع بکن! مدام که نباید نیمۀ خالی لیوان را ببینم و به دیگران نشان دهم نیمۀ پر را هم بگو، ما که نگفتیم انقلاب ما، نیمۀ خالی لیوان ندارد. برکت به تو دادم، تو هم برکت داشته باش، همۀ ما این داستانها را شنیدیم آقای شریعتی، امروز بعضی از مهمانیها چون خیلی از آنها شاید برای خدا نباشد، زود غذا کم میآید، زود مثلاً آبرویمان میرود. ولی من سر دیگی دیدم این صحنه را، که یک دیگی درست کرده بودند یک روضهای بود برای صد و پنجاه نفر غذا، ده روز هم بود. یک روز جمعیت زیادی آمد، آمدند به صاحبخانه گفتند امروز جمعیت زیادی آمده، صاحبخانه گفت: مگر به شما گفتم برو آدمها را بشمار؟! این فضولیها به شما نیامده، دیگ صاحب دارد! گفت: بابا من شمردم سیصد نفر هستند، این غذا صد و پنجاه نفر است، گفت: به شما چه ربطی دارد؟ همان آدم را کنار دیگ گذاشتند که ببیند، یک پارچۀ سفید انداختند، از کنار دیگر همۀ جمعیت غذا خوردند، پارچه را برداشتند، یک مقدار هنوز یک سوم دیگ، داخلش غذا بود. امام حسین همۀ هستیاش را برای خدا داده، خدا به دیگ امام حسین برکت ندهد؟ به حرم امام حسین برکت ندهد؟ به تربت امام حسین برکت ندهد؟ به اشک بر امام حسین برکت ندهد؟ به نوکر امام حسین برکت ندهد؟ به خادم امام حسین برکت ندهد؟ میدهد! امام حسین داده میدهم.
شهدا جانشان را دادند من به آنها میدهم، این سه تا قاعده را بگویم، یک: سفرۀ امتیاز ماه رمضان، در برکتش است. قاعدهاش این است هر چقدر به دیگران، به خلق خدا خدمت کردی خدا هم به تو خدمت میکند، «كُنْ لي أكُنْ لكَ» (الغارات، ج 2، ص 929) مرا دیوانه کرده!
شریعتی: دیگر تا کجا رفته!
حجت الاسلام ماندگاری: خدا میگوید: تو خدمتگزار بندههای من، ببخشند علماء حتماً بر من خرده نگیرند. خدا میگوید: تو خدمتگزار بندههای من باش به نیت من، من خدمتگزار تو هستم. مسئول تدارکاتت میشوم، من محافظت میشوم، من مدیر برنامهات میشوم، مشکل گشایت میشوم همۀ اینها با من، کاری نداشته باش، این یعنی برکت!
دو: رحمت! رحم کن تا رحمت کنم، رحم نکنی رحمت نمیکنم. رفتم یک جایی، گفتند: امسال محصولات ما خراب شده، گفتم: رحم کردید به فقراء؟ گفتند چه؟ گفتم: خمس و زکاتتان را دادید؟ گفتم بدهید تا درست شود. یکسال دیگر رفتم گفتند: درست شد حاج آقا! گفتم این برای خداست برای من نیست که.
سه: و المغفره، ببخش تا ببخشم. «وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ» (نور، 22) وقتی من خواهرم، برادرم، فرزندم، همسرم، عزیزم را نمیبخشم، همسایهام را نمیبخشم، کسی که به من غیبت کرده حالا میگوید: عذرخواهی میکنم نمیبخشم، توقع دارم خدا مرا ببخشد؟ این سه فرصت استثنائی ماه رمضان است.
شریعتی: و این فرمولهایی که نباید خیلی ساده از کنارش رد شد...
حجت الاسلام ماندگاری: واقعاً اگر بیاییم و خیز برداریم آقای شریعتی، من میگویم... میگویند: یک موقعی ما بچه بودیم میخواستیم مهمانی برویم خدا رحمت کند پدرمان شوخی میکرد، دو روز قبلش غذا نخور بابا جان! اگر میگویند ماه شعبان و رجب را روزه بگیری، یعنی دو ماه قبلش هیچی نخور، تا بفهمی رمضان چه خبر است! این شکم را از طعام دنیا خالی کن، تا در آن نور معرفت بینی!
شریعتی: إنشاءالله، خیلی خوب، خیلی عالی، یک فصلهایی در بازار ما، در فروشگاههای ما، یک حراجهای باورنکردنی میگذارند، تخفیفهای داغ! حراج بهشت با قیمتهای استثنایی و بدا به حال بیچارههایی مثل من، که قدر ندانند و امیدوارم این رمضان المبارک، رمضان المبارک...
حجت الاسلام ماندگاری: این نکتۀ قشنگ را گفتی، حراج یعنی نفسهای ما را دارد سبحان الله حساب میکند، خوابمان را عبادت، یک آیۀ قرآن ختم قرآن است. این حراج است، چه حراجی هم گذاشته.
شریعتی: بله، إنشاءالله قدر بدانیم و جا نمانیم. خیلی خوب، آقا خیلی متشکرم از شما حاج آقای ماندگاری، صحفۀ سیصد و چهل و هشت را با هم تلاوت میکنیم، آیات نورانی سورۀ مبارکۀ مؤمنون، که از جنس آن حسرتهایی که از دست دادن فرصتها، نصیب همۀ ما میشود، در این آیات، خدای متعال صحبت کرده، یک تذکر و یک تنبه است. به اتفاق بشنویم آیات را تلاوت کنیم بر میگردیم با احترام، همراه شما هستیم و در کنار شما. بفرمایید... صفحه348 قرآن کریم
اللهم صلّ علی محمداً و آل محمد و عجل فرجهم، از لطف و محبت و مرحمت تک تک شما، ممنون هستم و متشکر، از اینکه نگاه پر مهرتان را از ما دریغ نمیکنید و همۀ شنوندههای خوب رادیو، مخاطبان خوب شبکۀ افق، که تکرار برنامه را میبینند هم، سلام میکنم و إنشاءالله دعاگوی تک تک مخاطبان عزیزمان، که التماس دعای ویژه گفتند و همیشه ملتمس دعای خیر بودند باشند، حاج آقای ماندگی، اشارۀ قرآنی را بفرمایید و إنشاءالله خداحافظی کنیم.
حجت الاسلام ماندگاری: بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله اشارۀ قرآنیمان متناسب با بحث است، آیۀ نود و نه و صد سورۀ مؤمنون، حتی «حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِ ارْجِعُونِ * لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ» کسانی که در دنیا خواب هستند، با مرگ بیدار میشوند، حقیقت را میبینند، فریاد میزنند، من را برگردان، خدا چه میفرماید؟ «كَلَّا» همان أرحم الراحمینی که اینجا ناز ما را میکشید، «كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها» یک حرفی است که فقط تو میزنی، سر و صورتت سفید شد، خبر مرگ بود هشدار مرگ بود. بچهها عروس و داماد شدند هشدار مرگ بود، اطلاعیۀ ترحیم همسایهها و دوستان را دیدید، هشدار مرگ بود، اصلاً گذر زمان، هشدار مرگ است «وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ» و چقدر سخت است برزخ دوستداران اهلبیت، حاج آقا مجتبی تهرانی با روایتی میفرمودند، چون خدا تازه دوستمان دارد، در برزخ میخواهد پاکمان کند. ولی خوش به حال کسانی که بیدار شوند در دنیا پاک شوند، خاک شوند و الا در برزخ، پاک میشوند، برزخ خیلی طولش از دنیا بیشتر است، سختیاش هم بیشتر است. خدایا به آبروی ماه رمضان، به آبروی ماه شعبان...
شریعتی: خطبه که تمام نشد تازه شروع کردیم.
حجت الاسلام ماندگاری: من یک جملهای به خدا و اهلبیت گفتم، گفتم: شما... خدا تو خالق هستی و ما مخلوق، اهلبیت هم گفتند: شما مولا هستید و ما بنده، شما آقا هستید و ما ریزهخوار شما. یک حقی ما به گردن شما داریم و یک حقی شما به گردن ما دارید. ما حق شما را ادا نکردیم دستهایمان بالا، ولی شما که کردید، شما که به ما نگاه نمیکنید. خدایا به حقی که ما به گردن تو داریم، به حقی که ما به گردن اولیائت داریم، ما را پاک وارد ماه رمضان کن.
شریعتی: الهی آمین، إنشاءالله. خیلی ممنون هستم و متشکر حاج آقای ماندگاری از شما و خیلی ممنون هستم از همراهی شما، تا این لحظه فردا إنشاءالله با حضور آقای نظافت، خدمت شما خواهیم رسید و به شما سلام خواهیم کرد، در پناه خداوند بزرگ و مهربان باشید، میخواهیم عازم بقیع نورانی شویم، عازم مسجد النبی، با دل و جان، به پیغمبر خوبیها، رحمة للعالمین، سلام بکنیم و دست به سینه عرض کنیم که السلام علیک یا رسول الله! خیلی ممنون هستم تا سلامی دوباره. متشکرم از شما حاج آقای ماندگاری.