اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

1400-12-07-حجت‌الاسلام حسینی قمی -سیری در نهج البلاغه امیرالمؤمنین (حکمت ۱۵۰)

آقای شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم هر صبح شکوه سرمدی می‌بینم، هر شب نَفَحات احمدی می‌بینم، هستی چو بهار جوشش نام شماست، گلها همه را محمدی می‌بینم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم سلام علیکم و رحمة الله خیلی خو‌ش آمدید به سمت خدای امروز. با افتخار و با احترام خدمت حاج آقای حسینی عزیزمان هستیم سلام علیکم و رحمة الله شما هم خیلی خوش آمدید. حجت‌الاسلام حسینی قمی: سلام علیکم و رحمة الله.

معرفی برنامه

عرض سلام و ارادت خالصانه دارم خدمت همه‌ی بینندگان عزیز، عزیزانی که تکرار برنامه را از شبکه‌ی افق می‌بینند، شبکه‌ی جام جم می‌بینند، شبکه‌ی ولایت می‌بینند، از رادیو معارف گوش می‌کنند، از همه‌ی رسانه‌ها و شبکه‌هایی که تکرار برنامه را می‌بینند به همه‌ی آن‌ها عرض سلام و ارادت خالصانه دارم.
آقای شریعتی: و علیکم السلام و رحمة الله ان‌شاءالله که حال شریف و مبارک همه‌ی دوستان ما خوب باشد، بهترین‌ها را برای تک تک عزیزانمان از خداوند متعال مسئلت می‌کنیم.
ممنون لطف و محبت و الطاف همیشگی شما هستیم. بحث امروزمان را با حاج آقای حسینی آغاز می‌کنیم ان‌شاءالله این لحظات و دقایقی که خدمت شما هستیم و در محضر حاج آقا، دقایق مفید و پر باری باشد. خواهش می کنم بفرمایید.
حجت‌الاسلام حسینی قمی: ‌‌سپاسگزارم، خب بحث ما حکمت 150 نهج البلاغه امیرالمؤمنین علیه السلام هست. فقط قبل از آغاز حکمت یادآوری کنم که چون در آستانه‌ی شهادت آقا موسی بن جعفر علیه السلام قرار داریم. امشب شب شهادت حضرت، یکشنبه 25 ماه رجب روز شهادت حضرت هست قبلا هم عرض کردیم ان‌شاءالله در تعظیم شعائر کوتاهی نکنیم و ان‌شاءالله دیگر عزیزان برنامه‌ریزی کردند برای جلسات.
ولی یک قصه‌ی خیلی سریع بگویم دلم نمی‌آید این را نگویم. می‌دانید جناب آقای شریعتی یکی از شاهزادگانی که خیلی فرهیخته بوده و ملا بوده است و با سواد بوده است و خوی پادشاهان را هم نداشته است شخصیتی است به نام حاج فرهاد میرزا. یک وقتی نشسته بود با جمع شاهزادگان باهم تعریف می‌کردند هر کسی می‌گفت مثلاً ثروت من چقدر است او می‌گفت من پول‌هایم را در فلان بانک خارجی گذاشتم، او می‌گفت من تبدیل به زمین کردم، او می‌گفت من تبدیل به طلا کردم. فخر فروشی می‌کردند به ثروتشان.
خیلی داستان جالبی است چون در آستانه‌ی شهادت حضرت موسی بن جعفر هم هستیم. نوبت به فرهاد میرزا رسید عموی ناصر الدین شاه بوده است. گفتند که شاهزاده تو کجا پول هایت را گذاشتی؟ گفت من دوتا بانک سرمایه‌گذاری کردم، خوشا به حال آنهایی که تو این بانک‌ها سرمایه‌گذاری کردند بقیه‌ی بانک‌ها روزی که نفس آخر آمد می‌دانید که اول کاری که می‌کنند این حساب و کتاب‌ها را مسدود می‌کنند و تمام می‌شود و دیگر هیچی مال ما نیست، نفس تمام شد الان قوانین همین است ديگر تا خبر می‌شود که کسی از دنیا رفته است حساب‌ها مسدود می‌شود و لذت بعد از آن مال وارث‌هاست حالا آیا کسی وصیت به ثلث کرده باشد یا نباشد.
به این شاهزاده گفتند عرض کردم فرهاد میرزا خیلی آدم فرهیخته و فرهنگی بوده است، گفتند که تو کجا تبدیل کردی پول را کجا گذاشتی، گفت من دوتا بانک گذاشتم یکی بانک سیدالشهدا علیه السلام یکی بانک آقا موسی بن جعفر، تو دنیا هم خیلی از این سرمایه‌گذاری کردند، خیلی‌ها هم بنا دارند سرمایه‌گذاری کنند امروز و فردا می‌کنند متاسفانه گاهی اَجل مهلت نمی‌دهد و تمام. من دلم می‌سوزد آقای شریعتی عذر می‌خواهم مخلص همه‌ی بینندگان هستیم ولی باور کنید شاید روزی نمی‌گذرد ما خبر داریم کسانی که می‌خواستند یک کارهای خیلی خوبی انجام بدهند، خیراتی داشته باشند، یک بيمارستانی بسازند، یک مدرسه‌ای بسازند، یک زایشگاهی بسازند، یک دستگاه MRI برای یک منطقه محروم تهیه کنند، یک دستگاه سی‌تی‌اسکن برای یک منطقه‌ی محرومی تهیه کنند، یک خوابگاه دانشجویی درست بکنند من خبر دارم واقعاً تصمیم داشتند امروز و فردا کردند و ناگهان بانگی برآمد خواجه مُرد.
اگر می‌خواهید سرمایه‌گذاری کنید تو این بانک‌ها سرمایه‌گذاری کنید. گفت من دوتا بانک سرمایه‌گذاری کردم یکی بانک امام حسین علیه السلام گفتند کجاست بانک امام حسین علیه السلام ما نشنیدیم؟ یک کتاب نوشته ایشان راجع به سیدالشهدا به نام ‌قَمقام زَخّار، جناب آقای شریعتی من با اطلاع می‌گویم نه اینکه ندانم یکی از بهترین کتاب‌ها راجع به زندگی سیدالشهدا هست، یکی از بهترین عرض کردم با مطالعه می‌گویم بی‌حساب و کتاب نمی‌گویم عزیزان اگر بتوانند تهیه کنند ‌قمقام زخار خیلی هم مفصل است شاید حوصله‌ی عزیزان نیاید 700، 800 صفحه هست. شرح حال زندگی سیدالشهدا هست حاج فرهاد میرزا عرض کردم ملا بوده خیلی ملای حسابی‌ها نه اینکه روحانی نبود خیلی باسواد فرهنگی بود. این کتاب را گفت من این سرمایه‌گذاری من توی بانک امام حسین علیه السلام. گفتند دیگه چی؟ گفت یکی هم تو بانک آقا موسی بن جعفر سرمایه‌گذاری کردم گفتند آن بانک کجاست؟ حالا بد نیست قبل از اینکه من این داستان را تمام کنم، الان جناب آقای شریعتی بانک ایشان باقی مانده است دیگر حساب سپرده‌ی آن هست دومی را هم می‌گویم الان باقی مانده است. آن شاهزاده‌ها کجاست حساب بانکی‌های آن‌ها؟ آنهایی که دور این میز نشسته بودند با فرهاد میرزا و فخر می‌کردند که تبدیل کردیم به پول و دلار، به باغ و ملک کجا هستند؟ کسی اسمی، نامی از این‌ها یادشان هست؟ ولی نام این حاج فرهاد میرزا باقی مانده است.
گفت بانک دومم بانک موسی بن جعفر هست و آن این بود که ایشان یک سری تعمیرات و توسعه‌ی فراوانی در صحن آقا موسی بن جعفر انجام داده است در کاظمین. وقتی هم که از دنیا رفت خب در ایران در تهران از دنیا رفت وصیت کرد که ببرند او را آنجا دفنش کنند اگر عزیزان یک وقت مشرف شدند یادشان باشد از باب المراد الان غالباً زائران از باب المراد وارد می‌شوند از باب المراد که وارد می‌شوید دست راست یک حجره‌ای هست همان حجره اولین حجره قبر این بزرگوار آنجا است وصیت کرده که آنجا دفن شود.
و حتی وصیت کرده بود که مخفیانه تشییع کنند و یاد کنم و این را اضافه کنم خدا رحمت کند مرحوم آیت الله مرعشی نجفی ایشان می‌فرمودند ایام وفات حاج فرهاد میرزا ایشان در کاظمین بوده است در عراق بوده است. حاج فرهاد میرزا وصیت می‌کند که من را مخفی دفن کنید همان‌طوری که خود آقا موسی بن جعفر بی سر و صدا ایشان نقل میکردند که آقا موسی بن جعفر به خواب کلید دار ایشان می‌آیند که نه اعلام کنید به همه‌ی مردم بیایند و آیت الله مرعشی نجفی از قول پدرشان نقل می‌کنند وقتی این خواب را برای مردم تعریف کردند دیگر غوغایی شد در کاظمین در تشییع جنازه حاج فرهاد میرزا.
من خواستم از این داستان هم عرض ارادتی به آقا موسی بن جعفر کرده باشم هم یک تلنگری به خودمان باشد توروخدا زودتر تو این بانک‌ها یک حسابی باز کنید، گرفتار خیلی زیاد است، محرومین خیلی زیاد هستند، بیچاره‌ها خیلی زیاد هستند، نیازها خیلی زیاد است یک کاری در این راستا، این بانک‌ها مطمئن باشید می‌ماند حاج خانم ببخشید نگویید نگفتند‌ها من گفتم‌ها آن نفس آخر منو شما ندارد به سن و سال هم نیست، حاج خانم، حاج آقا نفس آخر را کشیدی حساب بانکی‌های تو مسدود است. وارث می‌خورد حالا ان‌شاءالله که گرفتار بد وارث و بی وارثی همیشه می‌گویند آقا فاتحه‌ای که می‌خوانید بر بد وارث‌ها و بی وارث‌ها بخوانید. آقای شریعتی ناراحت نشوند بینندگان عزیز من نمیدونم ان‌شاءالله که حرف بدی نیست غالباً ماها بی‌وارث نیستیم ولی بد وارث هستیم. چرا بد وارث هستیم؟ برای اینکه آقای شریعتی ما چه خدمتی برای پدر و مادرهایمان کرده‌ایم که انتظار داریم بچه‌های ما برای ما داشته باشند. وارث می‌نشیند حساب می‌کند آقا ببین چیزی اگر وصیتی چیزی هست که هست اگر نه می‌روند سراغ مال و اموال خودشان. گفتم خدا رحمت کند آیت الله مجتهدی در احکام ارث گفتم آیت الله مجتهدی می‌گفتند 11 تا عیب ندارد این هشدار اصلاً سمت خدا جای این هشدارهاست برای ما، برای همه. آیت الله مجتهدی می‌گفتند 11 برادر و خواهر آمدند پیش ما پدرشان مرده بود گفتند آقا ما تکلیفی داریم راجع به پدرمان؟ گفتند وصیتنامه داشته؟ گفتند نه بابا به فکر این چیزها نبود می‌خواست بنویسد امروز و فردا و تمام شد گفتم خب نماز و روزه چیزی به گردن دارد؟ گفتند آره نماز قضا و روزه قضا گفتند خب برایش بدهید دیگر گفتند ببین حاج آقا وارث‌ها گفتند آقای مجتهدی وظیفه‌ی ما را شما بگو شرعاً وظیفه داریم بدهیم یا نه؟ گفتند این همه ارث رسیده‌اید حالا به وظیفه، گفتند نه ما موعظه‌ی اخلاقی نیامدیم موعظه کنید ما را فقط بگویید شرعاً؟ گفتم نه چون وصیت نکرده است الان وظیفه‌ای ندارید.
گفتند آقا ما نقشه ریختیم برای این اموال حاضر نیستیم بدهیم، ندادند. نماز و روزه قضای بابا را ندادند اگر کسی وصیت نکرده باشد وصیت کند مکلف هستند وصیت نکرده باشد مشهور فقها می‌گویند وارث وظیفه‌ای ندارد. آقای مجتهدی می‌گفت من به این‌ها گفتم بابا گناه دارد پدرتون این همه ارث به شما رسیده، پدرتان آنجا گرفتار است، 20 روز است یکی از این بچه‌ها به زبان آمد و گفت آقای مجتهدی شما انصاف بدهید ما 11 تا بسوزیم بهتر است یا آن یکی بسوزد! ، ما 11 تا نقشه ریختیم.
آقایان و خانمها عیب ندارد بترسیم، چون بترسیم هشدار است حواسمان را جمع می‌کنیم غالباً گرفتار بی وارث و بیشتر آن بد وارث هستیم خودمان یک کاری کنیم.
حاج فرهاد میرزا دوتا بانک ثبت‌نام کرد بانک سیدالشهدا و بانک آقا موسی بن جعفر تا قیام قیامت سپرده‌های آن باقی است، هرکی برود صحن آقا موسی بن جعفر دارد از این امکانات استفاده می‌کند حتی کتاب قمقام زخار شرح حال امام حسین علیه السلام است اخيراً چاپ شده است خیلی کتاب مهمی است و تمام شاهزاده‌ها رفتند سپرده‌هایشان را، ان‌شاءالله حواسمان باشد.
آقای شریعتی: ان‌شاءالله حالا یک بانک هم ما معرفی کنیم طرح فرزندان غدیر واقعاً اقدام بسیار بسیار ماندگاری است که از ماه‌ها قبل ما شروع کردیم و الحمدلله گزارش آن را هم در اثنای برنامه شما دیدید مکرر، اتفاقات خوبی دارد می‌افتد. قرار گذاشتیم 17، 18 هر ماه ما يادآوری کنیم که این طرح یک طرح دائمی است و زوج‌های زیادی ثبت‌نام کردند. ماها غالباً شرمنده می‌شویم از بس که این مراجعات زیاد است و ثبت‌نام‌ها هر چقدر لطف و بزرگی شما باشد ما سعی می‌کنیم خدمات بیشتری ارائه بدهیم همچنان نیازمند کمک شما و همدلی و همراهی شما هستیم برای مشارکت هم می‌توانید به سایت ما هم به کانال ما در سروش و ایتا مراجعه بکنید و هم با شماره‌گیری کد دستوری *780*3131# در این طرح شرکت کنید ان‌شاءالله که خیر ببینید. چقدر پدر و مادرها خوشحال می‌شوند، پدر و مادرهایی که فقط باید ببینید آن‌ها را که بعد از سال‌ها چشم انتظاری حالا به چهره‌ی ماه و زیبای فرزندشان لبخند می‌زنند.
این نکته‌ی حاج آقای حسینی قمی بهانه‌ای شد که من این را هم یادآوری کنم و بعد ان‌شاءالله باهم مشرف بشویم محضر نهج البلاغه.
حجت‌الاسلام حسینی قمی: یک جمله‌ی دیگر اگر اجازه بفرمایید شب شهادت آقا موسی بن جعفر علیه السلام هست این را هم بگویم، میدانید که از این حرفهای زشتی که وهابی‌ها می‌زنند اصلاً زیارت را قبول ندارند و قبلاً مفصل گفتیم حالا آن‌ها را بگذاریم کنار. جالب است در میان اهل سنت یک تعبیرات خیلی بلندی راجع به آقا موسی بن جعفر، اصلاً می‌دانید آقا را باب الحوائج می‌دانند ما فقط نمی‌گوییم باب الحوائج.
این عبارت مال کمال الدین محمد بن طلحه شافعی است وفات او 652 هست یعنی بیش از این حدود 800 سال پیش زندگی می‌کرد یک عالم اهل سنت است کمال الدین محمد بن طلحه شافعی راجع به آقا موسی بن جعفر که می‌رسد می‌گوید یُعرفُ فی العراق باب الحوائج الی الله، معروف است در ما چرا؟ لِنجهِمَ طالبِ، ایشان خیلی حاجتشان را با توسل به آقا موسی بن جعفر و جالب‌‌‌تر از این خود امام شافعی، خب می‌دانید اهل سنت چهار پیشوا دارند دیگر یکی شافعی محمد بن است راجع به آقا موسی بن جعفر می‌گوید قَبرُ موسی الکاظم اَلتریاقُ المُجَرب این عبارت امام شافعی است حالا جالب او می‌گوید اَلتریاقُ یعنی وسیله‌ای است که مجرب است هر کسی بخواهد برود متوسل بشود.
جالب است از این وهابی‌ها ابن تِیمیه طاقت نیاورد این تعبیر محمد بن شافعی را در این دقائق التفسیر عزیزان ببینند ابن تِیمیه حمله کرده است تو چرا گفتی اَلتریاقُ، چرا گفتی که کسی متوسل بشود به موسی بن جعفر دست رد به سینه‌ی او نمی‌زنند.
به هر حال باب الحوائج است، همه قبول دارند او را، امشب و فردا هم که کاظمین غوغاست ان‌شاءالله که اسم ما را هم در زمره‌ی زائرین حضرت قرار بدهند.
آقای شریعتی: ان‌شاءالله.
حکمت 150 نهج البلاغه.
حجت‌الاسلام حسینی قمی: بله، برای جلسه‌ی سوم یادآوری می‌کنم که سید رضی چون عظمت این حکمت را، به دوستان بگویم تا از این حکمت رد نشدیم، سید رضی رضوان الله علیه در پایان این حکمت می‌نویسد  لو لم يكن في هذا الكتاب إلا هذا الكلام، اگر در نهج البلاغه جز این حکمت 150 نبود برای عظمت نهج البلاغه کفایت می‌کرد.
جمله‌ی سوم را می‌خواهیم بخوانیم.
حضرت می‌فرماید لا تَکُن از کسانی نباش که «إِنْ أُعْطِيَ مِنْهَا لَمْ يَشْبَعْ، وَ إِنْ مُنِعَ مِنْهَا لَمْ يَقْنَعْ».
جمله‌ی قبلی که آن هفته خواندیم این بود که حضرت فرمود که از کسانی نبا‌ش که  «يَقُولُ فِي الدُّنْيَا بِقَوْلِ الزَّاهِدِينَ، وَ يَعْمَلُ فِيهَا بِعَمَلِ الرَّاغِبِينَ» زاهدانه سخن می‌گوید، حرف دنیا که می‌شود آقا دنیا چیست، دنیا ما را فریب نداده است چرک کف دست است ولی وَ يَعْمَلُ فِيهَا بِعَمَلِ الرَّاغِبِينَ همچین چهار دست و پا افتاده است از هر راهی که هست آسایش برای خودش نمی‌گذارد، آرامش برای خودش نمی‌گذارد فقط دنبال دنیا است. آقا یک نمازی، عبادتی، پدری، مادری، خانواده‌ای، ارحامی، خویشاوندی.
از این‌هایی نباش که إِنْ أُعْطِيَ مِنْهَا لَمْ يَشْبَعْ دنیا داشته باشد سیری ندارد. ما اشکالمان این است، آقا فکر می‌کنید جناب آقای شریعتی همه‌ی این‌هایی که دارند دنبال دنیا می‌روند ما هم یکی هستیم ديگر موعظه برای ما هم لازم است. این همه که دارند دنبال دنیا می‌روند همه چون ندارند دارند می‌روند یا نه سیری ندارند، بله یک عده هستند گرفتار هستند این را می‌فهمیم اما بسیاری چون لَمْ يَشْبَعْ سیری ندارند از دنیا سیر نمی‌شوند.
آقای شریعتی: به اندازه‌ی چند نسل بعد از خودشان هم دارند ولی باز جمع می‌کنند.
حجت‌الاسلام حسینی قمی: بله، بابا داری می‌میری. خدا می‌داند من بعضی اوقات افراد می‌بینم الان دیگه نوبت بازنشستگی آن‌ها هست آقا دنیا خوب ولی بس است دیگر تو به اندازه به قول یکی از دوستان می‌گفت من دوتا بازنشستگی کار کردم 30 سال است بازنشستگی یعنی دوتا 30 سال کار کردی، 30 ساله بازنشست می‌شوند بس است، بنشین لذتش را ببر دیگر اینقدر مال و ثروت داری به بچه‌ها بده، به نوه‌ها بده، به بیچاره‌ها بده، خودت هم پاشو برو مکه برو زیارت، به فقرا رسیدگی کن اینقدر بابا می‌میری چه خبر است لَمْ يَشْبَعْ.
من گاهی گفتم این پست و مقام‌ها مخصوصاً، طرف حالا من الان سن بگویم می‌گویند دوباره حاشیه اصلاً سن نگوییم بابا بس است نمی‌تواند مسئولیت‌هایش را بشمارد، آقا عضو چند تا هیئت مدیره، عضو چند تا هیئت چی، چند تا پست و مقام به جان خودم نمی‌تواند بشمارد الان بگویی چند تا پست داری نمی‌تواند بگوید 80 سالش هست، 80، 90 سالش هست یک مقدار به داد خودت برس لَمْ يَشْبَعْ بحث خدمت هم نیست‌ها فکر نکنید همش قربة الی الله و می‌خواهند خدمت بکنند.
یک وقتی برای شما عرض کردم جناب آقای اعرافی مدیر محترم حوزه ایشان می‌گفت من وقتی می‌خواستم مدیر بشوم مقام معظم رهبری رفتم خدمت ایشان آقا فرمودند که ما می‌خواهیم این مدیریت حوزه را به شما واگذار کنیم ایشان گفت که من گفتم خب آقا اجازه بدهید من یکی دو ماه یک برنامه‌ریزی کنم ببینم می‌توانم یا نمی‌توانم، برنامه‌ها بررسی کنم ایشان تعجب کرد گفت ما به هر کسی تا یک پستی می‌گوییم به تعبیر من تو هوا میزنن شما میگی من بروم 2 ماه مثلاً بررسی کنم ببینم میتوانم این کار را انجام بدهم یا نه. این استثنا هست وگرنه هرکسی هست و هرچی هست قرآن دارد که  «نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ» می‌گوید آقا بده هرچی هست بده. آقا سیری داشته باش إِنْ أُعْطِيَ مِنْهَا لَمْ يَشْبَعْ وَ إِنْ مُنِعَ مِنْهَا لَمْ يَقْنَعْ آقا دنیا نداری خب حالا بیشتر از این نداری تلاشت را کردی اما دیگر بیش از این نیست قانع باش به آب و آتش نزن، از حرام تهیه نکن.
 «يَعْجِزُ عَنْ شُكْرِ مَا أُوتِيَ ویژگی بعدی، از این‌هایی نباش که يَعْجِزُ عَنْ شُكْرِ مَا أُوتِيَ وَ يَبْتَغِي الزِّيَادَةَ فِيمَا بَقِيَ» از شکر نعمت‌های خدا عاجز است نمی‌تواند شکر این نعمت‌‌هایی که خدا به او داده است را به جا بیاورد از این عاجز است ولی وَ يَبْتَغِي الزِّيَادَةَ فِيمَا بَقِيَ می‌گوید خدایا باز هم بده ما طلبکار هستیم.
آقا این‌ها را شاکر بودی؟ جناب آقای شریعتی من عیب ندارد این‌ها را بگویم به هر حال یک تلنگری، یک تذکری. یک جوانی آمد مدرسه پیش من مدرسه آیت الله گلپایگانی که روزها می‌رویم آنجا، گفت آقا می‌شود چند ساعت بیایید خانه‌ی ما؟ خونه‌ی ایشان تو پردیسان بود گفتم که چیکار داری؟ گفت من یک پدر خانمی داشتم ایشان خیلی هم فعال بوده، خیلی پر کار بوده است الان تقریبا یک سالی هست بیمار شده است بیماری MS که تمام نخاع بدن را، اعضای بدن را، گفت یک مقداری با او صحبت کنید به هر حال تقویت روحیه‌ی ایشان باشید گفتم چشم برویم. رفتم دیدم سنی هم نداشت تقریبا شاید 55 سالش بود، خب خیلی صحبت کردیم با ایشان نمی‌خواهم حالا گزارش آن صحبت‌ها را بگویم گفتم آقا شما الان آن فعالیت‌های قبلی را نمی‌توانی انجام بدهی عیبی ندارد بنشین در خانه کتاب بخوان حوصله‌ات سر نرود گفت چطوری کتاب بخوانم؟ گفت یک صفحه که خواندم چیکار کنم، گفتم ورق بزن برو صفحه بعدی گفت دست من را ببین بلند می‌شود که ورق بزنم؟ گفت اصلاً دستم را می‌توانم بلند کنم که صفحه ورق بزنم. باید التماس کنم لحظه به لحظه آقا یکی بیاید من دو صفحه خواندم ورق بزنید نه نمی‌شود گاهی بچه‌ها حوصله‌شان سر می‌رود می‌گویند نخوان کتاب خب هی ما را صدا میزنی که ورق بزن.
خب آقا این همه نعمتی که خدا به ما داده است شکر آن را به جا آوردی؟ فقط نیمه‌ی خالی لیوان را می‌بینیم؟ فقط مشکلات را؟ قطعا ما بیشتر از همه گفتیم مشکلات ولی امیرالمؤمنین حرفشان این است. می‌فرماید يَعْجِزُ تو نمی‌توانی شکر نعمت‌ها را به جا بیاوری  وَ يَبْتَغِي الزِّيَادَةَ فِيمَا أوتی.
جناب آقای شریعتی یک سوال البته من با این آقا صحبت کردم و از او پرسیدم گفتم از خانمت راضی هستی، از بچه‌هایت راضی هستی، گفت نگو که تمام عمر من است گفتم خب بسم الله، این همه نعمت داده است. باید دعا کنیم برای کسانی که مریض هستند.
آقای شریعتی: همین جا هم دعا کنیم برای آن‌هایی که درگیر بیماری هستند.
حجت‌الاسلام حسینی قمی: مخصوصا این بیماری خدا به حق حضرت زهرا سلام الله علیها، به حق آقا موسی بن جعفر که باب الحوائج الی الله هست خدایا تو را قسم می‌دهیم همه‌ی آن‌هایی که دست امید به آقا موسی بن جعفر باب الحوائج دارند حوائج آن‌ها را برآورد به خیر بفرما، مریض‌ها لباس عافیت بپوشان.
آقای شریعتی: الهی آمین.
حجت‌الاسلام حسینی قمی: گفتم در عین حال نعمت‌هایی هست ولی می‌خواهم بگویم آنی که این بیماری را دارد نعمتی هم هست. من می‌خواهم بگویم یک مقدار حواسمان به این چیزها باشد آقای محترم، خانم محترم من نمی‌گویم گرفتاری نیست درسته همه چیز مشکل است ولی نشستید فکر کنید چقدر نعمت سراسر وجود ما را نعمت گرفته است يَعْجِزُ عَنْ شُكْرِ مَا أُوتِيَ می‌توانیم شکر آن را به جا بیاوریم؟ آن وقت يَبْتَغِي الزِّيَادَةَ می‌گوید خدا طلبکاریم بده برای چی ما را خلق کردی؟ نمیدی به ما، اینقدر گرفتار هستیم. چرا یک عده‌ای الان متاسفانه عرض کردم اشتباه نشود من به گرفتاری‌ها و مشکلات توجه می‌کنم اما چرا یک عده به آن‌ها می‌گویی آقا نماز می‌گوید چه نمازی بابا خدا چی به ما داده که نماز برایش بخوانیم. می‌خواهم محصول این کلام امیرالمؤمنین علیه السلام این باشد که ناسپاسی نکنیم، با همه‌ی گرفتاری‌‌هایی که هست ولی نیمه‌ی پر لیوان را به قول معروف ببینیم يَعْجِزُ عَنْ شُكْرِ، وَ يَبْتَغِي الزِّيَادَةَ فِيمَا بَقِيَ؛ يَنْهَى وَ لَا يَنْتَهِي از کسانی نبا‌ش که دیگران را خوب یاد دارد نهی از منکر بکند ولی لا يَنْتَهِي در زندگی خودش خبری نیست. این آیه را در سوره‌ی مبارکه‌ی بقره آیه‌ی 44 عزیزان آشنا هستند با این آیه،  «أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ» خوب یاد داریم به دیگران دستور بدهیم خودشان را فراموش می‌کنند، از کسانی نبا‌ش که يَنْهَى وَ لَا يَنْتَهِي.
خدا رحمت کند بعضی از بزرگان می‌گفتند راست هم می‌گفتند که ما موعظه‌ای نمی‌کنیم مگر اینکه خودمان به آن عمل کرده باشیم. در کلمات امیرالمؤمنین علیه السلام هست که من آنچه به شما گفتم قبل از اینکه به شما بگویم خودم عمل می‌کردم. اگر نهی می‌کند دیگران را، يَنْهَى وَ لَا يَنْتَهِي، يَأْمُرُ [النَّاسَ بِمَا لَمْ يَأْتِ] بِمَا لَا يَأْتِي امر می‌کند ولی خودش آن کار خیر را انجام نمی‌دهد.
 «يُحِبُّ الصَّالِحِينَ وَ لَا يَعْمَلُ عَمَلَهُمْ» می‌گوید من اولیا خدا را دوست دارم، ائمه را، ولی کو این چه محبتی است؟
شعر از امام صادق علیه السلام است، اِن کٌنتَ صَادِقاً اِن کانَ حُبُّکَ صَادِقاً لَأطَعتَهُ اگر راست می‌گفتی دوست داری  إنَّ المُحِبَّ لِمَن یُحِبُّ مُطِیعٌ کسی که کسی را دوست دارد مطیع او هست. خدایا از کسانی نبا‌ش که می‌گوید من دوست دارم ولی لا یَعملُ.
در صحیفه سجادیه هم این تعبیر هست، بحمداللَّه صحيفه سجادیه را هم مهمان روزهای دوشنبه حاج آقای فرحزاد هستیم انصافاً احیا باید بشود نهج‌البلاغه، صحیفه، تفسیر خداروشکر.
در دعاهای صحیفه دعای 24 امام سجاد علیه السلام عرضه می‌دارند لا تجعلنی مرا از کسانی قرار نده مِمَن یُحِبُّ الصَّالِحِینَ وَلاَ یعْمَلُ عَمَلَهُمْ. می‌گوید من اولیا خدا را دوست دارم ولی مثل آن‌ها عمل نمی‌کنم از این‌ها نباش.
وَیُبْغِضُ الْمُذْنِبِینَ وَهُوَ أَحَدُهُمْ می‌گوید من با گنه کاران و اهل فسق و فجور خوب نیستم ولی خودش هم جزو آن‌ها هست.
یَکْرَهُ الْمَوْتَ لِکَثْرَةِ ذُنُوبِهِ ولی وَیُقِیمُ عَلَى مَا یَکْرَهُ الْمَوْتَ از مرگ می‌ترسد به خاطر گناهان زیادش.
باز در قرآن کریم سوره‌ی مبارکه‌ی بقره این‌ها آرزوی مرگ نمی‌کنند چرا؟ بما قَدَمَت. سوره‌ی مبارکه‌ی جمعه  «قُلْ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ» اگر راست می‌گویید شما اولیا خدا هستید آرزو کنید چرا از مرگ می‌ترسید آن‌ها ادعا داشتند که کسی از ما بهتر نیست. اگر راست می‌گویی حضرت می‌فرمود از کسانی نباش که یَکْرَهُ الْمَوْتَ چون گناه، بار گناه او سنگین است اما وَیُقِیمُ عَلَى مَا یَکْرَهُ الْمَوْتَ مِنْ أَجْلِهِ گفت آقا اگر بار گناه داری بار خودت را سبک بکن.
این حدیث معروف است فراوان شنیده‌ایم از ابوذر نقل شده است که ما چرا از مرگ می‌ترسیم، فرمود لأنكم عمرتم الدنيا، و خربتم الآخرة، دنیای شما خیلی آباد است آخرت شما خراب است می‌ترسید از اینجا به آنجا منتقل بشوید.
اگر انسانی خانه‌ای داشته باشد الان به شما بگویند یک خانه 10 برابر این خانه‌ای که الان دارید در آن زندگی می‌کنید یک واحد آپارتمانی 70 متر الان زندگی می‌کنی یک واحد برایت می‌آوریم 10 برابر این آدم سختش هست منتقل بشود؟ یا ثانیه شماری می‌کند؟ ما می‌خواهیم از یک خانه‌ای منتقل بشویم این خانه را آباد کردیم آن خانه خراب است.
یک قصه‌ای بگویم خیلی جالب است کسی آمد محضر امام صادق علیه السلام جناب آقای شریعتی بالاخره محصول سمت خدا باید همین باشد آخرش برسیم به اینجا که تحولی هم در اعتقادات و باورهای ما و هم در رفتار ما.
آقای شریعتی: زندگی ما تغییر کند.
حجت‌الاسلام حسینی قمی: مرحوم فیض کاشانی در محجة البیضاء نقل می‌کند، آمد خدمت امام صادق علیه السلام 10 هزار درهم داد به حضرت گفت آقا من گاهی می‌آیم مدینه، خیلی نمی‌آمد سالی یک بار دو بار. گفت آقا من گاهی می‌آیم مدینه می‌خواهم مزاحم شما نباشم یک خانه برای من بخرید مدینه از اصحاب نزدیک حضرت بود، یک خانه برای من در مدینه بخرید خیالم راحت باشد برای سالی چند روز مزاحم این و آن نشوم. گفت من می‌روم مکه برگشتم کارهایش را انجام داده باشید، حضرت این پول را گرفتند و امانت دست حضرت بود بین فقرا تقسیم کردند بین ایتام مدینه تقسیم کردند. این بنده خدا رفت مکه برگشت گفت آقا خانه‌ی من چی شد؟ گفتند سندش هست و آماده هست گفت آقا این خانه کجا هست؟ موقعیت مکانی خانه خیلی مهم است همسایه کی باشد، قدیم‌ها اگر همسایه یک عالم بود این سرقفلی بود برای خانه. من تو همین تهران شنیدم بعضی از عزیزانی که همسایه‌ی مرحوم آیت الله ضیاء آبادی بودند می‌گفتند خانه‌های اینجا به خاطر ایشان قیمتش بالا رفته است دلشان می‌خواست به همسایه‌ی ایشان و مسجد ایشان نزدیک باشند.
به امام صادق گفت آقا سند خانه، گفتند سند آماده است همسایه‌اش کیست فرمود چه خانه‌ای برایت گرفتم یک طرف آن خانه‌ی امام حسن است یک طرف آن خانه‌ی امام حسین است، یک طرف خانه‌ی امیرالمؤمنین، یک طرف خانه‌ی رسول الله. خیلی عالی است، حضرت فرمود یک اما فقط دارد و آن این است که این خانه اینجا تحویلت نمی‌دهم اونجا تحویلت می‌دهم. گفت آقا یعنی چی؟ حضرت فرمود برای اینکه من دیدم حالا تو خانه میخواهی و سالی چند روز میخواهی بیایی مدینه حالا این خیلی ضروری نیست به تعبیر من بیا پیش خودم دیدم ایتام مدینه گرسنه هستند، بچه‌های مدینه گرفتار هستند من پول را اینطوری خرج کردم ولی مشروط به رضایت خودت هست اگر راضی نیستی گفت نه آقا راضی هستم خانه‌ی خوبی برایم خریدی سند را بدهید حضرت سند به او داد مکتوب سند به او داد که من امام صادق ضمانت کردم یک خانه با همین مشخصات در بهشت همسایه‌ی رسول الله، گفت قبول دارم و راضی هستم این خانه خوب است قبول دارم. سند را وصیت کرد با خودش دفن کردند.
ابوذر حرفش این بود گفت شما از اینجا می‌خواهید بروید یک خانه‌ای که آخرت خراب است اگر به ما بگویید این خانه آباد داریم که انتقال ما سخت نیست ان‌شاءالله از این خانه‌ها بخریم. داستان حاج فرهاد میرزا را هم برای همین گفتم تو این بانک‌ها سرمایه‌گذاری کنیم، ثابت باشی و از این خانه‌ها بخر آن وقت دیگر نگران رفتنمان نیستیم.
ان‌شاءالله به هر حال بی تأثیر نیست یقین دارم، شما خودتان پیامک‌ها را می‌بینید چقدر مردم تحت تاثیر کلمات امیرالمؤمنین، داستان‌های اهل بیت علیهم السلام قرار می‌گیرند، تصمیم می‌گیرند. من فقط غصه ام این است که دیر نشود فقط نگرانم این تصمیمات دیر نشود تا بیایند فکر کنند که می‌خواهیم بدهیم و تصمیم گرفتیم یک کار خیری کنیم امروز و فردا نشود.
حضرت می‌فرمود از کسانی نباش یَکْرَهُ الْمَوْتَ که از مرگ می‌ترسد به خاطر گناهان زیادش اما وَیُقِیمُ عَلَى ولی عملاً دارد همان‌ها را انجام می‌دهد.
 «إِنْ سَقِمَ ظَلَّ نَادِماً، وَإِنْ صَحَّ أَمِنَ لاَهِیاً» آن روزی که بیمار می‌شود سَقِمَ مریض می‌شود ظَلَّ نَادِماً می‌نشیند یک جایی پشیمان می‌شود عجب اشتباهی کردم خدایا توبه کردم. یک روایتی داریم خیلی حدیث لطیفی است از این حدیث‌‌هایی است که من خیلی دلم می‌خواهد به هر بهانه‌ای بخوانم. امام صادق علیه السلام فرمود لَوْ لَا ثَلَاثٌ اگر سه چیز نبود مَا طَأْطَأَ رَأْسَهُ این سر آدم هیچ چیزی سرش را پایین نمی‌آورد. اینکه گاهی می‌بینید ما می‌گوییم آره خدایا غلط کردم و اشتباه کردم و اعتراف می‌کنیم این سه تا هست.
فرمود یک، [1] الْمَرَضُ بیماری است در بیماری آقا همین آدمی که قهرمان بوده و پهلوان بوده یا نه تا دیروز خوش و سلامت همه‌ی کارهایش را حالا افتاده در بستر بیماری آب باید دهانش بگذارند، قرص باید دهانش بگذارند دیگه نا ندارد ناله می‌کند. عیبی ندارد گاهی خدا این بیماری‌ها را می‌دهد نعمت است ادب می‌کند بنده‌ی خودش را. در روایت داریم که البَلا بیماری برای بعضی‌ها ادب است حواسشان باشد.
امیرالمؤمنین می‌فرماید إِنْ سَقِمَ ظَلَّ نَادِماً اینکه خیلی خوب است روز مریضی فرمود سه چیز آدم را بیدار می‌کند. یکی بیماری است، دوم فقر است.
یک روز همه چیز داشته همان روزی که تازه یادش می‌آید گرفتار فقر می‌شود می‌رود در خانه‌ی خدا می‌گوید خدایا اشتباه کردم آن آیه را خواندیم لَنَ صَدَقَنَ خدایا بده ما صدقه می‌دهیم.
یکی هم مرگ است ولی حیف که این بیداری سومی دیگر خواب به خواب است یعنی از اینجا می‌روی دیگر. حضرت فرمود از کسانی نباش که إِنْ سَقِمَ ظَلَّ نَادِماً روز مریضی پشیمان می‌شود و در بستر می‌افتد و توبه می‌کند خدایا این دفعه ما را از این بیماری شفا بده این کرونا را ما زمین بزنیم البته من عرض کردم متاسفانه ماها فکر می‌کنیم کرونا را که شکست دادیم جناب آقای شریعتی مرگ را شکست دادیم. نمی‌دانیم که کرونا را شکست دادیم، مرگ از یک پنجره‌ی  ديگر می‌آید فکر نکن حالا کرونا را ان‌شاءالله که زودتر این بلا از جامعه‌ی ما برداشته بشود. ولی کرونا را شکست دادیم مرگ را شکست ندادیم.
یادتان هست آن جلسه‌ی اولی که خدمت شما رسیدم گفتم واقعاً این بیماری کرونا مایه‌ی بیداری است من در ایام بیماری فکر می‌کردم که آقا حالا اگر ما الان که مردم محبت دارند خب حمد سلامتی می‌خوانند و دعا می‌کنند خیلی هم مردم الان باز پیامک‌ها واقعاً هم همینطور ممنون لطف همه هستم. ولی حالا نهایت لطف مردم این است، لطف مردم یک حمد شفا است، مخلص همه هستیم گفتم اگر در بیماری حمد شفا می‌خوانند اگر از این بیماری نجات پیدا نمی‌کردیم کنار حمد یک قل هو الله هم می‌گذاشتند بیش از کسی نمی‌تواند به کسی خدمت کند. هیچ کسی به هیچ کسی بیش از این نمی‌تواند خدمت بکند. آقا انبیا رفتند و اولیا رفتند، بزرگان رفتند چه کردیم ما؟ ما تسلیم مرگ هستیم مگر می‌شود کاری کرد نهایت یک طلب رحمتی و تمام می‌شود و فراموشی عجیب همه چیز یادمان می‌رود.
لذا امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید یادت باشد حواست باشد حرف نباشد، از کسانی نبا‌ش وَیُقِیمُ عَلَى مَا یَکْرَهُ الْمَوْتَ تو که می‌گویی من از مرگ می‌ترسم بسم الله پس الان یک کاری بکن کثرة ذُنوبهی إِنْ سَقِمَ ظَلَّ نَادِماً، وَإِنْ صَحَّ أَمِنَ لاَهِیاً در مریضی پشیمان است اما وَإِنْ صَحَّ خوب شد، أَمِنَ لاَهِیاً دوباره دنبال همان لهو و لعب خودش می‌رود بابا مگر تو قول ندادی خدایا خوب بشوم آدم حسابی میشوم، نمازم را می‌خوانم، دست پدر و مادر را می‌بوسم، با همسرم بداخلاقی نمی‌کنم، با اولادم تندی نمی‌کنم، از این مالم خدایا خوب بشوم من برسم. دفتر ثبت اسناد میدهم از این اموالم، به بچه‌هایم میدهم کی بهتر از بچه‌هایم. الان چقدر هستند جناب آقای شریعتی بچه‌ی او گرفتار است دل نمی‌کند خودش آلاف دارد نمی‌تواند حسابش کند باور کنید جناب آقای شریعتی به هر حال الان طبقات مختلف هستند دیگه مردم الان به بعضی‌ها بگویی درجا میتوانی بگویی جمع ثروتت چقدر است؟ باور کنید نمی‌تواند آقا چطوری بگویم، یک ویلا شمال دارم دو سه تا خانه دارم پول‌ها را هم که تبدیل به ارز کردم گفتیم ببینیم تکلیف برجام چی می‌شود، طلا دارم ملک دارم، نمی‌تواند درجا بگوید آقا ثروت او چقدر است. آن وقت اولاد او محتاج هست، دخترش، پسرش محتاج است عروس و داماد او محتاج هستند.
آقای شریعتی: هستند کسانی که با همین وضعیت در خانه به همسرشان سخت می‌گیرند.
حجت‌الاسلام حسینی قمی: بله به همسرش نمی‌دهد بابا الان بده نمی‌تواند جمع بزند واقعاً نمی‌تواند درجا جمع بزند ثروتش چقدر است باید بنشیند فکر کند چقدر است.
آقای شریعتی: این همان دل کندن است.
حجت‌الاسلام حسینی قمی: بله، امیرالمؤمنین می‌فرمود از کسانی نباش همین آدم وقتی در بستر بیماری می‌افتد خدایا ما را نجات بده، همه‌ی بچه‌ها را صدا می‌زنم و به بچه‌ها میدهم خانه به این میدهم پول به او می‌دهم این‌ها هم به زندگی خودشان برسند این‌ها چرا گرفتار باشند اما همین آدم وَإِنْ صَحَّ خوب شد همان اولی می‌شود أَمِنَ لاَهِیاً.
یُعْجَبُ بِنَفْسِهِ إِذَا عُوفِیَ وقتی خوب می‌شود عجب پیدا می‌کند، خودپسندی پیدا می‌کند، خود بزرگ بینی پیدا می‌کند.
وَیقْنَطُ إِذَا ابْتُلِى بیمار می‌شود ناامید می‌شود.
دیدم ابن الباقی یک تعبیر خیلی قشنگی دارد ذیل این حکمت می‌گوید امیرالمؤمنین خیلی جالب است، امیرالمؤمنین امیر بیان بود یک مطلب را در غالب‌های مختلفی حضرت می‌تواند بریزد و عبارت‌های مختلفی تو این حکمت بعضی از مطالب حالا می‌رسیم اشاره می‌کنم با چند تا بیان، با چند تعبیر امیرالمؤمنین امیر بیان بود، کلام در اختيار امیرالمؤمنین علیه السلام بود. خیلی‌ها وقتی می‌خواستند به درجه‌ی بلاغت برسند حالا مجال نیست وارد بشوم دور می‌شوم از اصل می‌گفتند آقا تو چطوری رسیدی به اینجا می‌گفت من اول ده‌ها خطبه از امیرالمؤمنین علیه السلام حفظ کردم و یاد گرفتم تا بلاغت را یاد بگیرم. امیرالمؤمنین چون امیر بیان است الان همین تعبیر را بالاتر هم داشتیم دوباره با یک عبارت دیگری یُعْجَبُ بِنَفْسِهِ إِذَا عُوفِیَ اگر خوب بشود، آقا داشتیم دیگه پول داشتیم دکترهای خوب پیدا کردیم و خرج کردیم و خوب شدیم اما همین آدم وَیقْنَطُ إِذَا ابْتُلِىَ چطور آن روزی که هنوز خوب نشده بودی به زمین و زمان ناسزا میگفتی خدایا خب ما را چرا مبتلا کردی، مریضی چرا سراغ ما آمد.
إِنْ أَصَابَهُ بَلاَءٌ دَعَا مُضْطَرّاً باز شبیه همان عبارت است، اگر یک مریضی و گرفتاری به او برسد دَعَا مُضْطَرّاً التماس می‌کند و زجه می‌زند اما وَإِنْ نَالَهُ رَخَاءٌ خوب بشود أَعْرَضَ مُغْتَرّاً.
جالب است یک حدیث خیلی لطیف است به هر حال می‌دانید روایات همه نور است ولی نور هم درجاتی دارد خیلی لطیف است. این حدیث در کتاب عودتُ الداعی دیدم، بارها گفتیم کتابی است جامع‌ترین، کامل‌ترین، قدیمی‌ترین کتاب در موضوع دعا. عزیزان اگر ان‌شاءالله کربلا مشرف شدند از باب القبله که بیایند بیرون خیابان مقابل باب القبله اسمش خیابان قبله هست شارع القبله باب القبله حرم سیدالشهدا بیاید بیرون شارع القبله، شاید 100 متر، 200 متر رد می‌شوند دست راست قبر یک عالم بزرگ شیعه است ابن فَهد حلی هست می‌روند معمولا زائرین حداقل آن‌هایی که در آن مسیر هستند برای ایشان فاتحه‌ای می‌خوانند اخيرا هم ساختمان را تجدید بنا کردند. ابن فهد حلی حدوداً 700 سال پیش بوده است کتابی دارد به نام عودتُ الداعی یعنی اسباب وسائل دعا کسی می‌خواهد دعا کند چه وسایلی، تقریباً جامع ترین و قدیمی ترین ترجمه هم شده است کسی در موضوع دعا می‌خواهد هرچی می‌خواهد اینجا است.
این حدیث را ایشان نقل کرده خیلی لطیف است از امام صادق علیه السلام فرمود  «تعرفوا إلى الله في الرخاء يعرفكم في الشدة» حضرت گلایه شان چیست امیرالمؤمنین گفت از کسانی نباش که در بلا فقط التماس می‌کند اما وَإِنْ نَالَهُ رَخَاءٌ در خوشی کاری با خدا ندارد.
این حدیث می‌فرماید تعرفوا إلى الله في الرخاء يعرفكم في الشدة آن روزی که حالت خوش است خودت را نشان خدا بده تَعَرف بیا در خانه‌ی خدا و خودت را نشان بده يعرفكم في الشدة آن روزی که می‌آیی گرفتاری و در خانه‌ی خدا التماس میکنی، در روایت داریم فرشته‌ها آن کسی که همیشه می‌آید در خانه‌ی خدا دعا کمیل او همیشه هست، دستگیری از گرفتارها همیشه هست، کار خیر او همیشه هست یک روزی که مریض شد و گرفتار شد می‌آید در خانه‌ی خدا یک شب جمعه با بیماری می‌آید فرشته‌ها می‌گویند این صدا را ما می‌شناسیم این صدا برای ما غریبه نیست این هر شب جمعه می‌آمده.
آقای شریعتی: آهان اگر نبودی می‌گویند تا الان کجا بودی.
حجت‌الاسلام حسینی قمی: نه می‌گویند صدا تا آشنا است حالا به ما نمی‌گویند تا حالا کجا بودی اصلاً در قاموس اولیای دین نیست که بگویند چرا حالا آمدی هر وقت هم آمدی می‌پذیرند ولی می‌گویند این صدا آشنا نیست. بعضی صداها همیشه، آقا فقط روز مریضی و بیماری و گرفتاری دعای کمیل نخوان، زیارت عاشورا نخوان آقا تا مریض میشود مفاتیح و قرآن ورق ورق می‌کند حرم می‌رود و دعا می‌خواند خب باشد آن شب جمعه که سالم بودی چرا نیامدی؟ حالا هفته دیگر سالم میشوی تَعَرف اگر عزیزان بتوانند زیرنویس کنند خیلی حدیث لطیفی است تَعَرف الی الله فی الرخاء یعنی روز خوبی و خوشی تَعَرف الی الله خودت را نشان خدا بده خدا بشناسد تو را، ببیند تو را خدا که همه را می‌شناسد ولی تو به این عنوان خودت را نشان بده یَعرفُک فی الشدة آن وقت در روز گرفتاری هم،
آقای شریعتی: در سختی‌ها دیگر جای معارفه نیست.
حجت‌الاسلام حسینی قمی: احسنت حالا آنجا عرض کردم خدا ارحم الراحمین است همان جا هم خدا می‌گوید باشد هیچ وقت نمی‌گویند چرا حالا آمدی، دیر آمدی ولی صدایت نا آشنا است یک کاری کن صدایت آشنا باشد.
در قرآن کریم هم دیدید در سوره‌ی مبارکه‌ی عنکبوت قرآن مذمت می‌کند می‌گوید عده‌ای اینطوری هستند فَإِذا رَكِبوا فِي الفُلكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخلِصينَ از آیات معروف است و از خدا گله می‌کند، یک گرفتاری در هواپیما یک مقدار این پرواز می‌رود پایین و بالا، قطار، ماشین، کشتی سوار می‌شود  دَعَوُا اللَّهَ می‌گویند یک حادثه ای پیش آمده است برطرف می‌شود نذر می‌کند نیاز می‌کند حالا بعداً هم عمل بکند یا نه خدا می‌داند اما روز خوشی کاری ندارد. قرآن شکایت می‌کند اینطوری نباشیم.
پس بنابراین از کسانی نبا‌ش که إِنْ أَصَابَهُ بَلاَءٌ دَعَا مُضْطَرّاً در گرفتاری دعا می‌کند وَإِنْ نَالَهُ رَخَاءٌ أَعْرَضَ مُغْتَرّاً روز خوشی یک نماز بخواند ضرر ندارد بابا نماز را بخوانید شما من واقعا اینکه می‌گویم نماز را برای اینکه نمی‌دانم ساعت بگذارد آقا 17 رکعت نماز چقدر زمان از ما می‌برد نماز.
من گاهی فکر می‌کنم آقا اصلاً نماز این چقدر زمان می‌برد که اینقدر باید انبیا و اولیا و آیات قرآن سفارش کنند این همه ما وقت باطله داریم، این همه وقت تلف شده داریم، این همه سرگرمی برای خودمان درست می‌کنیم 17 رکعت می‌خواهیم نماز بخوانیم زمین و زمان را هزار بهانه و عذر برای فرار از این 17 رکعت است. این همه اشتغالات داریم، این همه برای خودمان سرگرمی، اصلاً بابا شما نه حاج آقا شما فلسفه را نمی‌دانید حالا تو فلسفه همه چیز را دانستی که تا این را تا فلسفه ندانی نمی‌خواهی بخوانی؟ نه من باید نهايتاً کاملاً فلسفه‌ی نماز را بدانم. این همه بازی در می‌آوریم، امیرالمؤمنین می‌فرماید از کسانی نبا‌ش که وَإِنْ نَالَهُ رَخَاءٌ أَعْرَضَ مُغْتَرّاً در روز خوشی ديگر کاری با خدا نداری.
تَغْلِبُهُ نَفْسُهُ عَلَى مَا یَظُنُّ، حالا این یک مقدار طولانی است بعد از قرآن عرض کنم.
آقای شریعتی: بسیار خب، خیلی از شما ممنون و متشکرم حاج آقای حسینی قمی خدا ان‌شاءالله حفظتان بکند و خیلی ممنون و ‌‌سپاسگزارم از لطف و عنایت و محبت تک تک مخاطبان جان ان‌شاءالله که بهترین اتفاقات زیر سایه‌ی امیرالمؤمنین برای همه‌ی ما رقم بخورد.
حجت‌الاسلام حسینی قمی: این تعبیر مخاطبان جان هم خیلی لطیف است.
آقای شریعتی: اصل این لطافت از آقای صالح اعلاء سرچشمه می‌گیرد. ایشان آن وقت‌ها که رادیو پیام بودند و جزء امضاهای ایشان است این تعبیر.
حجت‌الاسلام حسینی قمی: خیلی تعبیر خوبی است برای من جالب بود و تازگی داشت.
آقای شریعتی: آره ما الحمدلله خیلی به ایشان مدیون هستیم و همیشه الطاف ایشان شامل حال ما می‌شود ان‌شاءالله هرجا که هستند خداوند متعال حفظشان کند.
خب مشرف بشویم به ساحت نورانی قرآن کریم صفحه‌ی 458 قرآن کریم را دوستانم امروز تلاوت می‌کنند آیات پایانی سوره‌ی مبارکه‌ی صاد و آیات ابتدایی سوره‌ی مبارکه‌ی زمر آیات را بشنویم و برمی‌گردیم ان‌شاءالله با دل و جان همراه شما هستیم و در کنار شما.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
 صفحه‌ی 458 قرآن کریم
آقای شریعتی: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
زان پیش‌‌‌تر که عالم فانی شود خراب،
ما را ز جام باده‌ی گلگون خراب کن.
ان‌شاءالله که حال دلتان همیشه خوب باشد خیلی ممنون و متشکرم از توجه شما اشاره قرآنی امروز را حاج آقای حسینی بفرمایند و از محضر شما مرخص بشویم و خداحافظی کنیم.
حجت‌الاسلام حسینی قمی: آیات اول این صفحه که تلاوت شد خب ادامه‌ی آیات قبل هست شیطان از خدا درخواست کرد که به من مهلت بده و از خدا مهلت گرفت خدا به او مهلت داد قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِی إِلی یوْمِ يُبْعَثُونَ تا قیامت به من مهلت بده حالا که بناست از بهشت رانده بشوم در برابر مزد عباداتم مهلت بده.
قالَ فَإِنَّک مِنَ الْمُنْظَرِینَ * إِلی یوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ این هم مفسرین گفتند نکته‌ی لطیفی است حالا مجال نیست، شیطان تا قیامت مهلت خواست ولی قرآن نگفت تا قیامت تو نباید برای ما زمان تعیین کنی ما زمان مشخص می‌کنیم.
جواب آمد إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ حالا تا هر وقت که خداوند اراده کند.
قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿۸۲﴾ قسم خورده است که من بندگان را گمراه خواهم کرد إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ﴿۸۳﴾ مگر بندگان خالص.
خب جواب این چیست؟ قَالَ فَالْحَقُّ وَالْحَقَّ أَقُولُ ﴿۸۴﴾ شاید این تعبیر در قرآن نداشته باشیم فَالْحَقُّ، وَالْحَقَّ أَقُولُ،
لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكَ وَمِمَّنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿۸۵﴾ خط جدا شد دیگر خط شیطان و خط آدم و حذف آدم باشند. این یک هشدار مهمی است ببینید امیرالمؤمنین در خطبه قاصعه خواندیم کسی که شش هزار سال عبادت کرد حضرت می‌فرماید لا یُدرا این شش هزار سال امنثی الدنيا و امنثی الآخره، شش هزار سال سال‌ها 365 روز بوده است یا نه سال‌هایی که قرآن می‌گوید هر روز آن، آن وقت آخرش می‌رسد به جایی که مزد او را چی می‌خواهد؟ مزد عبادت این شش هزار سال را چی می‌خواهد؟ اقوای دیگران، فریب دیگران می‌شود آدم مزد عبادتش را ذلیل کردن دیگران، زمین زدن دیگران بخواهد؟ بله فکر شیطانی مزد عبادتش را، بعد صف‌ها جدا می‌شود.
آقای شریعتی: بسیار خوب خیلی از شما ممنون و متشکرم ان‌شاءالله که رفتار ما، نگاه ما رحمانی باشد و ان‌شاءالله خدای متعال هم نظر لطفش را از ما دریغ نکند.
نکته‌ای باقی مانده است؟
حجت‌الاسلام حسینی قمی: بله، امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید از کسانی نبا‌ش تَغْلِبُهُ نَفْسُهُ عَلَى مَا يَظُنُّ، وَ لَا يَغْلِبُهَا عَلَى مَا يَسْتَيْقِنُ.
تَغْلِبُهُ نَفْسُهُ عَلَى مَا يَظُنُّ، چیزهایی که مطمئن نیست یقین هم ندارد خوب دنبال آن می‌رود شارعی نهج‌البلاغه معنا کردند گفتند رسیدن به مال و مقام دنیا یقین هم نداری می‌رسی یا نه ولی خوب می‌رود.
جناب آقای شریعتی تمام این‌هایی که الان دنبال کار تجاری هستند کارهای اقتصادی یقین دارند می‌رسند؟ نه خیلی وقت‌ها هم نمی‌رسند خیلی وقت‌ها هم ضرر می‌کنند شکست می‌خورند یقین نداری تمام این کار درست است.
حضرت می‌فرماید از کسانی نبا‌ش که در مال دنیا، در طلب دنیا یقین ندارد به سود می‌رسد یا نه حالا شروع می‌کنیم کارخانه را می‌زنیم، تجارت را شروع می‌کنیم، مسافرت را می‌رویم، این خط تولیدی را افتتاح می‌کنیم ببینیم چه می‌شود یقین ندارد با اینکه یقین ندارد می‌رود سراغ آن. تَغْلِبُهُ نَفْسُهُ عَلَى مَا يَظُنُّ، یقین ندارد اما وَ لَا يَغْلِبُهَا عَلَى مَا يَسْتَيْقِنُ آن وقت قیامتی که قطعی است، مرگ و میری که قطعی است، آنی که حتماً آخرش به مرگ و میر و به قیامت و مزد و پاداش الهی آن را انجام نمی‌دهد.
یک عبارت خیلی زیبایی از ابن ان الحدید بخوانم و بحث را تمام کنم. می‌گوید هذه کلمة الْجَلِيلَ الْعَظِيمَ می‌دانید ابن ان الحدید فراوان در این شرح نهج البلاغه ادای احترام می‌کند به عظمت کلمات امیر از جمله اینجا. می‌گوید معنای این کلام این است که يَستَيقِنْ الحِسابَ والثواب و العقاب ما دیگر به تعبیری در هر چیزی تردید داشته باشیم در مرگمان که تردید نداریم به مرگ که یقین داریم شک نداریم که می‌میریم. با اینکه یقین داریم مرگی در کار است، ثوابی در کار است، عقابی در کار است آقا حتماً اگر کار خیری کردی می‌بینی پاداش آن را، کار بد حتماً می‌بینی. اینجا کاری انجام نمی‌دهد با اینکه یقین دارد اما در مال دنیا یقین نداریم باید هم برویم اصلاً کار دنیا همین است هر تاجری می‌رود احتمال می‌دهد به نتیجه برسد هر کسی هر کاری می‌کند یقین ندارد کار را انجام می‌دهد ولی در مسائل دینی و معنوی با اینکه یقین داریم دنبال آن نمی‌رویم از این‌ها نباش.
يَخَافُ عَلَى غَيْرِهِ بِأَدْنَى مِنْ ذَنْبِهِ، وَ يَرْجُو لِنَفْسِهِ بِأَكْثَرَ مِنْ عَمَلِهِ این یک مقدار توضیحش طولانی است.
آقای شریعتی: ان‌شاءالله باشد هفته آینده.
خیلی ممنون و متشکرم دعا بفرمایید.
حجت‌الاسلام حسینی قمی: خدا را قسم می‌دهیم به حق باب الحوائج موسی بن جعفر علیه السلام همه‌ی آنهایی که به این جمع، من خواهش میکنم عزیزان در هر شرایطی هستند آمین را بگویند ما امیدوار به آمین مردم هستیم. خدایا به حق محمد و آل محمد، به حق باب الحوائج موسی بن جعفر همه‌ی این‌هایی که به این جمع التماس دعا گفتند گرفتاری‌های آن‌ها را برطرف بفرما، مریض‌ها را لباس عافیت بپوشان، خدایا به حق محمد و آل محمد قرض مقروضین ادا بفرما، خدایا آنهایی که اولاد می‌خواهند به حق آقا موسی بن جعفر علیه السلام اولاد صالح به آن‌ها عنایت بفرما، دنیا و آخرت ما را از اهل بیت جدا مگردان، قلب نورانی امام زمان از ما راضی و خشنود بدار.
آقای شریعتی: الهی آمین، خیلی ممنون و متشکرم.
فردا ان‌شاءالله با حضور حاج آقای شریفیان خدمت شما خواهیم رسید. زیارت کاظمین نصیب شما.
باب الحوائج شد بگیرد دست‌ها را.
تا فردا و تا سلامی دوباره.

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها