اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

89-01-16-حجت الاسلام والمسلمين مهندسي- رابطه خدا با گناهکاران

معرفی برنامه

89-01-16
سوال – خدا رابطه اش با بنده ي گناهکار و کساني که بعضي مواقع غافل مي شوند و حرفهايش را گوش نمي کنند و يا کساني که دائم گناه ميکنند، چگونه است؟
پاسخ - ما بخاطرظرفيت کم خودمان و نظرات تنگي که در روابط ما حاکم است، بعضا آنچه که من از شما مي خواهم اگر شما انجام ندهيد از دست شما گلايه ميکنم، روابط اين طوري است. ولي در ارتباط با خداي متعال ما با رحمت بي نهايت روبرو هستيم. يعني اين طور نيست که اگر ما خلافي مرتکب شديم و بعد برگشتيم و عذر خواهي کرديم و همين که از کارمان پشيمان شديم و حتي در برخي روايت داريم که اگر گناهي را بنده مرتکب شد، من بلافاصله آنرا ثبت نميکنم تا راه بازگشت باشد تا هفت ساعت فرصت مي دهد، اگر توبه کرد و بازگشت که آنرا ثبت نميکند و اگر توبه نکرد آنرا ثبت مي کند ولي اگر باز توبه کرد آنرا پاک ميکند. رابطه خودمان با خدا را مقايسه نکنيم. ما ظرفيت محدود داريم، ما تنگ نظر هستيم، ما سعه ي صدر نداريم، حتي پيامبران و اولياءالله هم با کساني که گناه مي کردند خوب برخورد مي کردند و رفتارشان با ما فرق ميکرده است. فردي خدمت امام حسن (ع) آمد و هر چه از دهانش آمد گفت ولي امام گفت: تو غريب هستي، بيا برويم منزل، خسته اي و غذا نداري، بارت را به من بده يعني دراين برخوردها مهر و محبت نشان مي دادند. خدا خودش مي گويد: بدي را با نيکي پاسخ بده و بعد خودش اين کار را نمي کند؟ اين کار براي انسانهاي بزرگ است کساني کهA  سعه ي صدر دارند. بنابر اين اين طور نيست که اگر ما غفلتي کرديم و خلافي مرتکب شديم و توبه کرديم، خدا نبخشد. در ضمن اگر ما موفق به توبه مي شويم، نشانه ي اين است که اول خدا به ما توفيق توبه را داده و بعد ما توبه کرده ايم. پس در توبه اول عنايت او شامل حال ما شده و بعد ما احساس کرديم که اين کار اشتباه بوده و توبه مي کنيم. يعني توبه هم يک توفيقي از جانب خداست. و به هرکس اين توفيق را نمي دهد و باز لطف اوست که شامل حال ما شده است. ما نبايد بگوييم که خدايا من توبه کردم، تو قبول کن بلکه بايد بگوييم که خدا از تو تشکر ميکنيم که توفيق توبه را به ما دادي و به من اجازه دادي که برگردم. وقتي که ما پشيمان هستيم و توبه کرده ايم و ديگر نمي خواهيم گناه را تکرار کنيم پس نگراني ما از چيست؟ خيلي ها سوال مي کنند که ما توبه کرده ايم و خدا هم قبول مي کند ولي سنگيني بار گناه که بر دوش ما است را چکار کنيم؟ اين احساسي که در من پيدا شده را چکار کنيم؟ اين دو حالت دارد. يک حالت توبه است، اين را مطمئن باشيد که وقتي خدا وعده داده، خلاف وعده عمل نميکند. توبه را پذيرفته بشرطي که پشيمان شده باشيم و ديگر نخواهيم که آن گناه را تکرار کنيم. اتفاقا اين احساس شرمندگي لطف خداست. اگر انسان خلافي مرتکب شده و اين احساس شرمندگي را داشته باشد ديگر دنبال آن خلاف نمي رود ولي اگر آن احساس شرمندگي از بين برود ممکن است که با بطرف آن خلاف برود. پس همين احساس شرمندگي مانع از آن ميشود که به دنبال خلاف برود. اين احساس قشنگي است که انسان در مقابل مولاي خودش خجالت بکشد و ادب را نشان بدهد. در از ناحيه خداوند هميشه باز است و هيچگاه نمي گويد که من در را مي بندم. خدا مي گويد تو بر نمي گردي، خوب برگرد. پس باز در حال گناه نظر لطف خداوند به او هست ولي او توجه نميکند. در حديث قدسي داريم که آنهايي که به من پشت کرده اند اگر مي دانستند که من چقدراين ها را دوست دارم و مشتاق آنها هستم، از شوق مي مُردند. هيچ وقت خدا دست رد به سينه ي بنده اي نمي زند و هيچ وقت با کسي قهر نمي کند. اين ما هستيم که با او قهر مي کنيم. وقتي ما با او قهر کرديم، گرفتار قهر اومي شويم. يعني قهر او عکس العمل قهر ماست. چون ما به او پشت کرده ايم از رحمت هاي ويژه او برخوردار نمي شويم. شما وقتي پشت به نور کرده ايد و رو به سايه آورده ايد، از نور بهره اي نمي بريد. و اين است که نور رويش را از شما گرفته است. بازدارندگي و باز داشت از ناحيه خداوند نيست. نکته اي که هست اين است که ما بايد حواسمان جمع باشد که از لطف بيکران حق سوء استفاده نکنيم. قرآن مي فرمايد: خدا که اين همه به تو لطف مي کند، چرا تو مغرورانه برخورد مي کني؟ آيا نتيجه ي اين همه لطف و صفا و مهرباني اين بود که تو از اينها سوء استفاده کني. در روابط اجتماعي ما اگر کسي در ظاهر مهر و محبت نشان مي دهد و ديگري مرتب سوءاستفاده مي کند، ارزيابي مردم نسبت به اين شخص چگونه است؟ اين را انسان موفقي ميدانند؟ هيچ عاقلي اين حرکت را قبول ميکند يا او را سرزنش ميکنند. پس در مقابل خدا هم ما اين ارزيابي را داشته باشيم. خدايي که اين همه مهرباني مي کند و به ما فرصت مي دهد و ما باز سوء استفاده مي کنيم. اگر مي خواست ما را عذاب کند آيا نمي توانست؟ خدا به ما فرصت مي دهد و ما باز هم سوء استفاده مي کنيم. ممکن است ما اين فرصت ها را چنان در خودمان نابود کنيم که ديگر جاي برگشت نباشد. اين نقطه ي خطرناکي است و انسان بدون توبه از دنيا مي رود. فرصت توبه از او گرفته ميشود. اين قدر غرور در ما بوجود مي آيد کهمي گوييم: بعداً توبه ميکنيم. مگر من چکار کردم؟ ديگراني که هزار تا انسان کشته اند، من و او يکي هستيم؟ حالا من يک حرف زدم، يک دروغ گفتم، يک نگاه کردم، يک غيبت کردم، و اين ها را کوچک مي شماريم. و گناهاني مثل قتل نفس، دزدي و بمباران کردن يک منطقه را بزرگ مي کنيم و مي گوييم من که اينها را انجام نداده ام يک غيبت و يک تهمت زده ام و يک نگاه بد کرده ام، مگر چه شده است؟ بدترين حالت اين است که انسان خلاف را کوچک بشمارد. اگر ما خلاف ها را کوچک شمرديم، منتظر باشيم که به خلاف هاي بزرگتر راه پيدا بکنيم. در برخي از روايت داريم که اگر ما از راه گناه به مقصدي مي روييم گمان نکنيم که به آرزوي مان مي رسيم. رسول اکرم (ص) مي فرمايد: کسي که با معصيت و نافرماني خدا دنبال کاري باشد از مطلوب خود دورتر و از آنچه که مي ترسيده، نزديک ميشود. در ارتباط با سنگيني گناه در مکارم الاخلاق اين روايت است که هرگاه خدا خوبي بنده اي را بخواهد، گناهان او را در برابرش مجسم مي کند و بار گناه را بر دوش او سنگين مي سازد يعني احساس گناه را از او نمي گيرد. توبه کرده و توبه اش را قبول مي کند ولي اين احساس گناه و شرمندگي را از او نمي گيرد زيرا او را دوست دارد و مي خواهد اين حجابي باشد بين او و گناه و اين خوب است. و هرگاه بدي بنده اي را بخواهد از باشد مي برد. يعني بندهA  گناه کرده و نسبت به گناهانش بي خيال است. مثل بيماري است که مريض است ولي با مُسکن هاي زياد اصلا به بيماري اش توجهي ندارد. ولي اگر به مرضش توجه کند اين باعث ميشود که بيماري اش زياد نشود و درمان ميشود.
سوال – من مي خواهم گناهانم را ترک کنم ولي نمي توانم و فقط وقتي گناه ميکنم، عذاب وجدان ميگيرم. اين چه سودي دارد؟
پاسخ - اين دو بخش است. يک بخش اينکه عذاب وجدان از گناه دارم، اين خوب است و عيبي ندارد. اين حس قشنگي است که از ارتکاب بيشتر گناه، جلوگيري مي کند. ولي اينکه مي گويد مي خواهم ترک گناه بکنم ولي نمي توانم، ايشان به چند مسئله توجهي نکرده اند. يکي اينکه به زشتي گناه فکر نمي کنند و مرتکب آن مي شوند. دوم اينکه مراقبه ندارند. گاهي به زشتي گناه توجه مي کنيم اما دقت نمي کنيم که الان خطر متوجه ما هست. سوم در مورد ترک اين گناه است که خدا چه جايگزيني هايي به ما داده است، به اين فکر نمي کنيم. وقتي به اين مسائل فکر نکرديم، راحت در فضاي گناه مي غلطيم، حواسمان پرت مي شوم و شيطان کار خودش را مي کند، بايد مراقب بود. نااميد نباشند. همين احساس گناه و شرمندگي نشان مي دهد که آثار حياتي در وجود ايشان هست و جاي نگراني نيست. مراقبت بيشتري بکنند، انشاءالله موفق مي شوند.
سوال – لطف کنيد در مورد بيدار کردن براي نماز صبح که فرموده بوديد بيشتر توضيح بدهيد.
پاسخ - يک بخش مربوط به شخصي است که خواب است و يک بخش مربوط به شخصي است که بيدار است. ما اين بحث را مطرح کرديم که کسي که مي خواهد بخوابد، اگر تصميمش اين باشد که من ميخواهم بخوابم و براي نماز صبح هم بلند نشوم، اين کار خلافي است. براحتي نمي تواند اين تصميم را بگيرد. اين تصميم اشتباه است. امام سجاد (ع) مي فرمايد: گناهاني که باعث ميشود دعا مستجاب نشود: سوء نيت، يکي خباثت دروني، نفاق و دورويي با برادرانش، بگويد خدا توبه من را قبول نميکند و ديگر اينکه نمازهاي واجب را به تاخير بيندازد و ترک کند. پس يک بحث اين است که شخصي که مي خواهد بخوابد و تصميم بر نماز ندارد و اين کار خلافي است. يک بحث اين است که شخص مي گويد: من بنا بر اين ندارم که نماز نخوانم، مي خواهم بلند شوم و ساعت هم مي گذارد و اگر هم ساعت نمي گذارد مصمم است. حالا خوابيد و براي نماز بيدار نشد و وقتي بلند شد، بحث قضاي نماز پيش مي آيد. در اينجا خلافي صورت نگرفته است. زيرا بين خود و خدا جداً تصميم گرفته بوده که نماز بخواند. و بعد خواب مانده است. ولي کساني که در اطراف او هستند بايد بيشتر حالت تشويقي داشته باشند نه حالت تنبيهي به اين معنا که ما بايد نهي از ذهنيت او که نمي خواهد بلند بشود و نماز بخواند بکنيم. اگر تصميم دارد که نماز بخواند هم ديگران وظيفه اي ندارند که اين کار را بکنند. خود شخص موظف است که اگر بيدار شد، نمازش را بخواند. تصميم گرفته و مصمم است که نماز بخواند و خوابيده، حالا ديگران موظف هستند که او را بيدار کنند؟ خير. حالا اگر گفته که من را بيدار بکنيد اشکالي ندارد او را بيدار کنيد. ما وظيفه نداريم که شخص را از خواب بيدار کنيم مگر با تشويق و ايجاد انگيزه براي بيدار شدن و خواندن نماز. ما از اين مسئله ي تربيتي غافل هستيم و فقط به مسئله ي فيزيکي و آن هم با بازتاب منفي توجه ميکنيم. تشويق و ترغيب و مهرباني بايد حاکم باشد و پدري که دوست دارد فرزندش از نماز صبح محروم نشود، بايد مقدماتي هم فراهم بکند. اينکه قرآن مي فرمايد: خانواده ات را امر به نماز بکن يعني براي نماز آماده شان بکن، فضا سازي کن، تربيتشان بکن و تشويقشان بکن. ولي صرفا با کتک و اجبار شيوه ي درستي نيست. بهترين شيوه ي تربيتي، شيوه ي دوستانه است. بايد يک تعامل بسيار زيبا و صميمي بين مربي و متربي انجام بگيرد تا آن تربيت کارآمد باشد. اگر قرار باشد که متکي بر قدرت انجام بگيرد، آن بازتابي ندارد. پدر و مادر در تربيت بايد در فضاي دوستانه با فرزند خود باشند. يعني در فضاي دوستي و محبت رشد و تربيت را انجامA  مي دهد. نبايد فرزند را يکباره و با خشونت بيدار کرد بلکه بايد در چند مرحله اين کار را کرد. کنار فرزند برويم و آرام بگوييم بابا جان وقت نماز است بيدار بشويد. بعد دوباره پنج دقيقه ي ديگر و در سه نوبت به اين ترتيب و با ملايمت بيدارش مي کنيم. سريع و تند و خشن تاثير ندارد. با برنامه ريزي اين کار انجام مي گيرد. ما نمازA A A  خوان ها اگر در تامل با فرزندمان، رفتارهاي قشنگ و دوستانه نشان بدهيم، علاقمند نماز مي شوند. اگر به همسرش نشان بدهد که اين همه عشق و صميميت در سايه تربيت دين و نماز است او هم تشويق ميشود. قرآن مي گويد: نمازگزاران انسانهايي مهربان، رئوف و دوست داشتني هستند. يک مقدار به آهنگ و محتويات نماز بيشتر دقت کنيم، خودش جذابيت ايجاد مي کند.
سوال – من و همسرم قبل از ازدواج با هم دوست بوده ايم و فکر گناهان گذشته من را آزار مي دهد. آيا ازدواج ما گناهان گذشته را پاک ميکند؟ اگر بخشيده نشوم چکار کنم؟
پاسخ - اين دو بخش دارد. يکي در قبل از ازدواج که روابط ناصحيح داشته اندA  و ديگري بعد از ازدواج بوده است و الان توبه کرده اند. ازدواج کردن باعث بخشيدن گناهان قبلي نميشود، توبه باعث بخشش گناهان گذشته ميشود. اگر اين آقا و خانم نسبت به گناهان گذشته شان پشيمان نيستند و بگويند که چون ازدواج کرديم اين کار توبه را مي کند. خير اين طور نيست. حالا ميشود گفت که من ارتباط را برقرار مي کنم، قصد جدي ازدواج هم دارم، پس يکسري روابط ملايم هم باهم داشته باشيم، آيا اين مجوز ميشود؟ خير. زيرا ما مطمئن هستيم که به ازدواج ختم ميشود؟ شايد نشد. دوم اينکه بر فرض که به ازدواج ختم شد، باعث تکفير گناهان قبلي نميشود و بايد توبه کنيم. آيا مطمئن هستيم که توفيق توبه پيدا ميکنيم؟ حالا ايشان توبه کرده اند و ما ميگوييم که خدا بخشنده است و توبه شما را مي پذيرد ولي نه اينکه چون ازدواج کرده ايد باعث بخشيدن گناهتان ميشود.
ممکن است اين توفيقات بدست نيايد ولي ايشان توبه کرده اند. ولي اين باب نشود که اين دوستي ها را داشته باشيم و خلاف بکنيم چون مي خواهيم ازدواج بکنيم. ازدواج چيزي را تغيير نمي دهد، توبه باعث بخشيدن گناهان ما ميشود و شايد موفق به توبه نشويم. روايت از اما م صادق (ع) داريم که هرگاه قصد کار بدي کردي، آنرا انجام نده زيرا گاه خدا بنده را در حال ارتکاب گناهي مي بيند و مي فرمايد: به عزت و جلال خود سوگند که ديگر او را نمي بخشم. پس اينکه باب توبه باز است نه اينکه ما بي رويه گناه بکنيم. خير. پس چه بهتر که نسبت به خطاهاي گذشته توبه کنيم و مراقب باشيم که گرفتار لغزش نشويم.
سوال - من چند سال پيش سي دي را که حاوي مسائل غير اخلاقي بود به دو نفر دادمA  ونمي دانم که آنها به چند نفر ديگر داده اند. من براي جبران اين گناه چکار بايد بکنم؟
پاسخ - خوب خلافي بوده که ايشان مرتکب شده است، اشتباه کرده، نفهميده و سي دي هم که ديگر در دستش نيست البته آنها هم وظيفه دارند که آن را از بين ببرند. اين شخصي که اينکار را کرده متوجه نبوده، حالا توبه کند، خدا مي بخشد. ايشان نااميد نباشد. خدا مي فرمايد: از رحمت من نااميد نشويد. خدا خيلي مهربان است. امام سجاد(ع) مي فرمايد: رحمت خدا هميشه بيشتر از ماست، پس مايوس نشويد.
سوال – بيست و دو سال دارم و برنامه شما را مي بينم و احساس مي کنم که مي توانم بر شيطان غلبه کنم ولي چند وقتي است که شيطان خيلي به من حملهA  ميکند. چکار کنم؟
پاسخ - شيطان هيچ وقت نمي تواند بر ما غالب باشد، اين را قرآن کريم در سوره ي نحل مي فرمايد: تسلط شيطان براي کساني است که او را مي پذيرند. اين طور نيست که شيطان به ما حمله کرده ما در را براي او باز کرده ايم. حمله ي شيطان دست ما نيست، اما در را باز کردن يا بستن دست ماست. خاک و خاشاک آمدن به اتاق دست ما نيست دست باد است ولي پنجره را باز و بسته کردن که دست ماست. قرآن مي فرمايد: اگر پنجره دلهايتان را به روي پيام هاي شيطاني باز کنيد مي آيد. آن کساني که شيطان را قبول ميکنند حمله ور مي شود ولي وقتي او را نپذيرند او تسلطي بر ما ندارد. توان مقابله با شيطان خيلي خوب است و اين ارزشمند است. وقتي شيطان سراغ اين جوان ميآيد و مي بيند که از دست او در مي رود و پر قدرت و پر توان خودش را از دست او نجات داد، پس مي خواهد به سراغش بيايد ولي قرآن مي گويد: انسانهاي متوجه کساني هستند که همينکه شيطان دورشان مي آيد مي فهمند و متوجه مي شوند و سريع خودشان را جمع مي کنند. پنجره را باز کرده بوديم که هواي خوشي بيايد، مي بينيم هوا طوفاني است سريع پنجره را مي بنديم. مواظب و مراقب باشند. در را ببنديد.

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها