اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

90-03-01-حجت الاسلام والمسلمين مهندسي-عوامل غضب الهي

معرفی برنامه

برنامه سمت خدا

حجت الاسلام والمسلمين مهندسي

-عوامل غضب الهي

90-03-01
از نو شکفت نرگس چشم انتظاريم گل کرد خار خار شب بيقراريم، پاک شد هزار پاره دلم از نگاه تو ديدم هزار چشم در آيينه کاريَِِِم، گر من به شوق ديدنت از خويش مي روم از خويش مي روم که تو با خود بياريَم، بود و نبود من همه از دست رفته است باري اگر تو دست برآري به ياريَم، کاري به کار غير ندارم که عاقبت مرهم نهاد نام تو بر زخم کاريَم، تا ساحل قرار تو چون موج بيقرار با رود رو به سوي تو دارم که جاريَم، با ناخنم به سنگ نوشتم بيا زان پيشتر که پاک شود يادگاريَم.
سوال – غضب الهي يعني چه ؟ خدا چگونه خشمگين مي شود ؟ عوامل آنرا توضيح بدهيد.
پاسخ – غضب در انسانها يک حالت نفساني، روحي و رواني است. وقتي خلاف ميل و خواسته ي ما کاري انجام مي گيرد، جوششي در خون ما ايجاد مي شود که ما را تحريک عصبي و فعال مي کند و فرياد مي زنيم و نگراني هايي است که در چهره پيداست. غضب در خداي متعال به اين معنا نيست. غضب در خداي متعال به معناي دورشدن از رحمت خاص است. خداوند يک رحمت گسترده اي دارد و تمام عالم وجود بر سر اين سفره ي رحمت هستند و از آن استفاده مي کنند که آنرا رحمت رحمانيت تعبير مي کنيم. يک رحمت ويژه اي دارد که اين را به رحمت رحيميت تعبير مي کنيم. خداوند هم رحمان و هم رحيم است. نسبت به همه ي موجودات رحمان است و در برخي از موارد توفيقات ويژه، کمالات خاص و عنايت هاي خاص ويژه رحيم است. رحمت ويژه را رحمت رحيميه مي گويند. وقتي مي گوييم خدا غضب کرده يعني انسان کاري کرده که خودش را از اين رحمت الهي محروم کرده است. ديگر اينکه در نظام آفرينش و دستگاه خداي متعال محروميت و حرمان وجود ندارد. خداوند هيچ کس را محروم نمي کند. به عبارتي خدا به هيچ کس غضب نمي کند. پس اگر مي گوييم حرمان در دستگاه هستي وجود ندارد، پس چرا در مورد حرمان و غضب صحبت مي کنيم ؟ يک وقت ما ا ين بحث را از ناحيه ي خداوند نگاه مي کنيم. اين مثل خورشيدي است که دارد نور مي دهد. وقتي خورشيد نور مي دهد به آن کس که نزديک است يا دور است به آن کسي که پشت ديوار است يا آن کسي که مقابل خورشيد قرار گرفته، همه ي اينها براي خورشيد مساوي است اما براي طرف مقابل متفاوت است. يکي آمده خودش را در معرض نور خورشيد قرار داده واز نور مستقيم خورشيد استفاده مي کنيم، يکي پشت ديوار رفته و به او نور کمتري مي خورد ولي باز از نور استفاده مي کند. يکي در اتاق را به روي خودش بسته و پرده ها را هم کشيده است. اينجا خورشيد امساک فيض نمي کند. خورشيد نورش را تقسيم نمي کند مثلا بگويد که به تو کمتر نور مي دهم و به يکي بيشتر مي دهم. شخصي با تفاوت مواضعي که گرفته، بهره مندي او از نور خورشيد متفاوت مي شود. رحمت خداي متعال براي همه است. ريزش رحمت او براي خاص و عام مي آيد اما اين ما هستيم که خودمان را در مدار بهره مندي و استفاده از آن رحمت الهي قرار مي دهيم يا اينکه در پستوخانه ي نفس مان مخفي مي شويم. هر چه خدا مي گويد که به سمت عبادت، نماز و ترک گناه بيا، ما به فضاي گناه و آلوده مي رويم.

اين عمل باعث مي شود که ما از رحمت ويژه ي الهي فاصله بگيريم و در اينجاست که مي گويند خدا بر او غضب کرده است. حالا غضب الهي اين طور نيست که خشمگين شده و دندانهايش را بهم فشار آورده است. در آيه هشتاد و يک سوره ي طه به اين بحث اشاره مي کند. ريشه غضب الهي و فعال شدن آن در درون ما انسانهاست. خدا سيستم ما را جوري آفريده که يکسري بايدها و نبايدهايي هست، اگر ما خلاف اين عمل کرديم يعني فاصله گرفتيم. خدا هيچ گاه از دست ما عصباني نمي شود بلکه ما هستيم که از خداوند دور مي شويم. اين دوري از خداوند يعني خدا غضب کرد.مي فرمايد: از پاکي ها بخوريد و بياشاميد (هر کاري که مي کنيد پاکي و طهارت باشد ) اگر عليه اينها طغيان کرديد از رحمت خدا دور مي شويد و سقوط مي کنيد. خدا از سر رحمت مي گويد که خودت را از رحمت من دور نکن. اين معناي غضب که ريشه اي در خود ما انسانها دارد. پس نگوييد که خدا عليه ما غضب کرده است، تو از خدا فاصله گرفته اي. اين غضب به نفع خودت برمي گردد. چرا خدا غضب مي کند ؟ خدا غضب نکرده است، تو داري از رحمت الهي دور مي شوي و در حقيقت خدا از تو طلبکار است نه اينکه تو از خدا طلبکار باشي. خدا مي فرمايد که من اين فضاي قشنگ را براي تو فراهم کرده ام، چرا از اين فضا دور مي شوي ؟ ديگر اين که خوراک انسان پاکي است. خوراک يعني نگاه، گفتار، شنيدن و اخلاقياتي که از ما صادر مي شود خوراک ماست. خوراک چيزي است که ما را مي پروراند و مي سازد. تمام هويت و حقيقت ما را اخلاقيات و انديشه ها مي سازند. خدا ما را طوري آفريد که پاکي ها را مصرف کنيم. اگر ناپاکي باشد حال ما را بهم مي ريزد. معده غذاي سالم مي خواهد اگر غذاي مسموم به آن بدهيم حالت تهوع به آن دست مي دهد. يعني اين گوارش را خدا جوري آفريد که پاکي را مصرف کند. کساني هستند که اين قدر غذاي ناپاک مي خورند و ادامه مي دهند که اين عات ثانويه مي شود. مثل کساني که گناه پشت سر هم مي کنند و اين يک عادت ثانويه برايشان مي شود. بر اساس فطرت اوليه اين شخص نمي خواهد که گناه کند ولي مزه هاي دنيوي بر کامش غالب شده است. فطرت سالم او گناه را نمي طلبد. پس خدا ما را با يکسري بايدها و نبايد ها آفريده است. اگر اين کارها را انجام بدهيم هويت ما ساخته مي شود و ما رشد مي کنيم. پس تمام آنچه که با شأن، شخصيت و هويت انساني سازش ندارد منشا غضب الهي خواهد بود. يعني دور شدن از رحمت ويژه ي الهي. خدا سيستم ما را جوري آفريده که ما با رفتارهاي زيبا و ترک آلودگي ها، ما انرژي هاي برتر در نظام هستي را جذب مي کنيم. انجام آلودگي و ترک پاکي يک سيستم دفاعي را در مقابل آلودگي ها ايجاد مي کند و نمي گذارد آن انرژي مثبتي که در عالم صادر مي شود به ما برسد. خدا به ما عقل داد که بفهميم. پيامبر قرآن امام و وحي براي تو فرستادم که سراغ اينها بروي و بفهمي.
در مورد عوامل غضب الهي بايد گفت که اين مسئله اين قدر مهم است که در نماز و سوره ي حمد، خدا گويش عبوديت و بندگي را در زبان ما گذاشته است. بگو غير المغضوب عليهم. يعني خدايا من را در مسير مستقيم قرار بده نه آنهايي که گرفتار غضب شده اند. خدايا من مسيري بروم که در آن چالش نباشد و سقوط نکنم. اگر ما در فضاي بايد ها و نبايد ها قرار بگيريم مورد غضب الهي قرار نمي گيريم. هر مقداري که خلاف بکنيم گرفتار غضب مي شويم. تمام گناهان ما را گرفتار غضب مي کند. ترک واجبات ما را گرفتار غضب مي کند. در نوع نگاهي که ما به گناه داريم اين است که به کوچکي گناه نگاه نکنيد به بزرگي کسي که از او نافرماني کرديد نگاه کنيد. بعضي ها مي گويند که مگر من چکار کرده ام ؟ اين خيلي خطرناک است. اگر بي ادبي کرديم اعتراف کنيم. خدا تمام کراماتها را در حق تو پياده کرد. ما نبوديم و تقاضاي ما نبود تو ناگفته ي ما مي شنود. بعد ما را اينجا آورده است. نعمت مادي و معنوي را داده است و حتي بعضي چيزهايي که فکر مي کنيم خدا به ما نداده، در حقيقت داده و ما فکر مي کنيم که نداده است.

زيرا ما متوجه مصلحت و خير خودمان نمي شويم. آيا چنين حقيقتي گناه کردن دارد ؟ چرا ما بايد با غرور در مقابل خدا بايستيم و گناه بکنيم ؟ پس هر رفتار زشت را کوچک نشماريد. در بعضي موارد غضب خيلي فعال مي شود. يکي از آن موارد نااميد شدن از لطف پروردگار است. در عين حال که مي خواهيم از غضب بگوييم از رحمت خدا هم مي گوييم. از مهمترين عواملي که غضب الهي را فعال مي کند يعني ما را از خدا دور مي کند، نااميدي از رحمت و بخشش خداست. من گناه کرده ام اما در را به روي من بسته است. همچنان در باز است و مي گويد که برگرد. اگر من با حالت نااميدي بگويم کجا برگردم مگر راه بازگشت هم هست ؟ شيطان مرتب اين را القاء مي کند که با يان همه گناه کجا مي خواهي بروي. جواني پيش پيامبر ناله مي کرد و مي گفت که گناه سنگيني کرده.

پيامبر فرمود: هر چه که گناه تو سنگين باشد از رحمت الهي سنگين تر نيست. وقتي اين تعبير خيلي سنگين را بکار برد، حضرت او را با ناراحتي نگاه کرد. چرا تو بايد حالت ياس و نااميدي پيدا کرده باشي ؟ ياس و نااميدي که درچهره ي اين جوان بود پيامبر را ناراحت کرد. ديگري اينکه سعي کنيم نسبت به حقوق اهل بيت حالت بي مهري نشان ندهيم. امام بر گردن ما حق دارد. ما بايد تعهداتي که نسبت به شخصيت امام داشته باشيم حتي المقدور به اما زمان (عج) نزديک بکنيم. در زيارت جامعه ي کبيره مي فرمايد: يکي از مواردي که باعث فعال شدن غضب الهي مي شود اين است که انسان آگاهانه نسبت به حقوق ولايي اهل بيت بي اعتنايي کند. الان ما امام زمان (عج) داريم که حاضر و ناظر برماست و ما منتظر ظهور او هستيم. اگر من رابطه ام را با امام زمان درست کردم اينها در تعامل من با ديگران هم اثر دارد. ديگري بد اخلاقي ها است که غضب الهي را فعال مي کند. بگو مگو ها، بددهاني ها، فحاشي ها. مي بينيد که در محيط خانواده، اعضاي خانواده با ادبيات زيبا با هم صحبت نمي کنند. پيامبر فرمود: با فحش و ناسزا با هم صحبت نکنيد. خدا ادبيات زشت و بد را در خانواده قبول نمي کند و غضب الهي اين است. حالا خانم يا بچه اشتباهي کرده است، نبايد با تندي و عصبانيت و پرخاشگري مسئله را حل کرد. امام کاظم (ع) فرمود: دو طائفه هستند که نبايد در مورد آنها غضب کرد، يکي بچه ها و يکي خانم ها. زيرا اينها نمي توانند پرخاش را تحمل کنند. اين مثل گل پرپرشدني است و طوفان نمي طلبد. اينها را بايد با نوازش نگه داريم. قرآن وقتي مي خواهد پيامبر را ستايش کند نمي گويد که تو خيلي نمازمي خواني يا خيلي روز مي گيري بلکه مي گويد که تو خلق عظيم داري. و پايه هاي اخلاقي تو خيلي بلند است. شاخصه هاي اخلاقي تو خيلي برجسته است. در محيط هاي بيرون از خانواده گاهي مي بينيد که طرف عصبانيت هاي بي مورد تحقيق نکرده وبر اساس بدبيني، در موردي به جنگ و جدال مي پردازد و بعد مي فهمد که اشتباه کرده است. در روايت داريم که اگر کسي از سر خصومت و دشمني به بحث و جدال بپردازد در جهنم است تا دست از اين کار بردارد. و گاهي توفيق دست برداشتن از اين کار را پيدا نمي کند زيرا گرفتار غرور مي شود. زيرا لج کرده، بداخلاقي کرده و گرفتار غرور هم مي شود. گاهي رفتارهايي در محيط اجتماعي يا خانوادگي انجام مي گيرد که خيلي خطرناک است. طرف حرفي را از يک نفر به فرد ديگري مي برد و دو نفر يا دو فاميل را بهم مي ريزد.

پيامبر فرمود: اگر فردي بخواهد بين دو نفر مسلمان فساد ايجاد کند و مي خواهد کاري بکند که بين آنها فاصله بيفتد، در دنيا و آخرت از رحمت خدا دور است. گاهي عادت کرده ايم و با اسم درد دل و غيبتش نباشد مردم را بهم مي اندازيم. اين ادبيات خوبي نيست که بنشينيم و بدي هاي همديگر به بگوييم. و اين باعث از بين بردن اخلاق مي شود. بعد مي گوييم که درد دل کرديم. خير شما درد دل نکرديد بلکه آتش در خودت و در ديگري بوجود آوردي. من خودم را از رحمت خدا دور کرد ام و بايد از اين بترسم زيرا از رحمت خدا دور هستم و در آتش جهنم خواهم بود. گناه يعني آتش افروزي. در جهنم هر چه که انسان مي سوزد مرگ ندارد و گرفتار عذاب هايي است که در جهنم فرياد مي زند لااقل ما را بميرانيد، ندا مي رسد که ديگر مرگي نيست. اگر ما مورد رحمت خدا قرار نگيريم نتيجه ي غضب خدا دوزخ است. بازتاب آن در همين دنيا هم هست. وقتي در دنيا داري آبروي فردي را مي ريزي، ايجاد اختلاف مي کني، دلي را مي شکني، با عصبانيت و پرخاشگري با ديگران رفتار مي کني، ريا کاري مي کني، نگاه حرام مي کني و. .. يعني من خودم را از بهشت دور مي کنم و به آتش نزديک مي کنم ودر مراتب آتش پايين مي آيم. پس در دنيا آثار منفي اش را دارد. امام رضا (ع) مي فرمايد: اگر شما گناه جديد کرديد، منتظر بلاي جديد هم باشيد. پس در دنيا گرفتاري دارد و در هنگام مرگ چطور مي خواهيم از اين سوراخ تنگي که براي خودمان درست کرده ايم عبور کنيم. گناهان براي انسان تنگنا درست مي کند. و بعد وارد فضاي زندگي برزخي همراه با انواع گناهان و عذاب هايي که خودت براي خودت درست کرده اي. به لطف و رحمت خدا پشت کردي و به دعوت شيطان گوش کردي. هرچه گناه سنگين تر باشد عمق شدت غضب خدا هم بيشتر است. حالا چکار کنيم که دچار غضب الهي نشويم ؟ ما از اين گناهان نااميد نشويم زيرا مي توانيم توبه کنيم. اگر توبه نکنيم گرفتار اين ها مي شويم. اگرکسي توبه کند به رحمت خدا اميد داشته باشد. از پيامبر فرمودند که چکار کنيم که دچار غضب الهي نشويم، ايشان فرمود: غضب نکنيد. يعني با مردم پرخاشگري نکنيد. با مردم با مهرباني و محبت برخورد کنيد تا خدا هم با مهرباني با شما برخورد کند. صدقه ي پنهاني در دل شب، گره از کار مومن باز کردن و با اعضاي خانه همراهي کردن آتش غضب الهي را خاموش مي کند.
سوال – سوره ي يوسف 23-30 توضيح دهيد.
پاسخ – وقتي زليخا از موضع قدرت با يوسف که غلام او است برخورد مي کند و در فضايي که همه ي درها را بسته است، به او امر مي کند که بيا و فکر مي کند که به کامش مي رسد. چرا يوسف به سمت او نرفت و به سمت درهاي بسته رفت ؟ مگر نمي دانست که درها بسته است ؟ مگر نمي دانست که ظاهراً در دست زليخا است ؟ او وقتي دويد درها يکي پس از ديگري باز شد. هرکسي که با ابزار تقوا حرکت بکند درها يکي پس از ديگري به رويش باز مي شود. حضرت يوسف در اين آيات به چهار مطلب اشاره کرد. اين چها رمورد شخصيت يوسف را توانمند مي کند که در مقابل شهوت زليخا بايستد. اين در همه ي ما انسانهاست. خدا مي گويد که آن يوسف و زليخا، هر دو در وجود تو هست. زليخاي وجود تو دارد تو را دائم به شهوت دعوت مي کند. يوسف فطرت تو مي خواهد فرار کند ولي بايد با ين شاخصه ها باشد. يکي اينکه پناهگا وجود دارد. خدا پناهگاه است. ديگري پروردگار من است. ديگري جايگاه ارزشمند براي من قرار داده است. اگر ما جايگاه خودمان را مي دانستيم کجا دنبال گناه مي رفتيم. اينها بخاطر سقوط درک ماست. ديگري اينکه چه کسي با گناه به جايي رسيده که من به آنجا برسم. يعني به عاقبت نيکان و پاکان نگاه کن. با اين چهار شاخص او فرار مي کند. اين درسي براي همه ي ما است. ما هم بگوييم که پناهگاه داريم و خدا پناهگاه ماست. ما دست پرورد ي شيطان نيستيم. خدا براي ما جايگاه انساني قائل شد که براي ما وحي و دين فرستاد. چرا براي حيوانات وحي نفرستاد؟ اين ارزش انساني ماست. هرچه ما خودمان را به مدار وحي نزديک کنيم، انسانيت مان را بيشتر درک کرديم و هرچه از وحي خودمان را دورتر کنيم به حيوانيت نزديک مي شويم.
سوال – آيا مي توان گفت که افراد با ايمان و بندگان خوب در عزت و سلامتي جسمي مي ميرند و کساني که در بيماري شديد مي ميرند بخاطر گناهاني است که مرتکب شده اند ؟
پاسخ – خير. مسئله ي مرگ و حيات و فضايي که ما هنگام رفتن از اين دنيا داريم متفاوت است ملاک اين است که وقتي انسان مي خواهد از اين دنيا برود، گاهي از نظر ما يک سکته ي آني است ولي از نظر خودش ممکن است که صد سال طول کشيده باشد. روايت داريم که خدا گاي انسان را در معرض پيري و بيماري و ناراحتي قرار مي دهد تا او را پاک کند. اين ادبياتي که فلاني چقدر ناراحت مُرد و فلاني چقدر راحت مرد، درست نيست. ما نمي توانيم بگوييم که کسي بد مي ميرد يا خوب مي مي ميرد. ما نمي توانيم اين تشخيص را بدهيم. آن لحظه اي که انسان دارد مي رود مرگ است. الان که در بستر است و دردنيا است و دارد سختي مي کشد و اين سختي او را پاک مي کند. واين کار باعث مي شود که او با توبه از دنيا برود و متوجه گناهانش بشود. اگر کسي در بستر افتاده و سختي مي کشد نشانه ي بدي او نيست يا اگر کسي در يک لحظه مي ميرد نشانه ي خوبي او نيست. انساني که در دنيا زندگي کرده خوبي و بدي داشته است. فشارهايي که انسان مومن در دنيا مي بيند يا براي تطهير يا براي ترفيع او است، ملاک اين است. ما نمي توانيم قضاوت بکنيم ولي مي توانيم از خدا تقاضا بکنيم که موت را اول راحتي ما قرار بدهد، در دعا داريم که خدايا مرگ را براي ما مبارک قرار بده. مي توانيم دعا کنيم که خدايا هنگام مرگ ما در بستر نيفتيم. اينکه طرف چند سال در بستر افتاده نشانه ي بدي او نيست و کسي که در لحظه اي مي ميرد هم نشانه ي خوبي او نيست. هر چه ما در دنيا حقوق مردم و خدا را بيشتر رعايت کنيم و ترک محرمات و انجام واجبات را انجام بدهيم راحت تر مي ميريم. بد اخلاقي مرگ را سخت مي کند حتي اگر طرف از نظر ما راحت بميرد ولي در آنجا در تنگنا است و فشار قبر دارد. با مردم خوش برخورد باشيم و حقوق شان را رعايت کنيم و بندگي خدا بکنيم حتما راحت مي ميريم. نگراني از مرگ نداشته باشيم. غصه مان از زندگي باشد. مرگ يک آئينه است. اگر شما خودتان را مرتب کرده ايد و يک آيئنه در مقابل شما قرار بدهند، شما چه ترسي داريد ؟ ولي اگر در کثيفي و دود برويد نمي توانيد خودتان را در آيئنه بينيد و تا خودتان را در آيئينه مي بينيد وحشت مي کنيد. اگر ما زندگي را زيبا انجام داديم مرگ هم زيبا انجام مي گيرد. بجاي اينکه از مرگ بترسيم از گناهاني که انجام مي دهيم بترسيم.
سوال – خانم 47 ساله هستم و تازه از خواب غلت بيدار شده ام و در جلوي چشم من اين شعر است که در جواني پاک بودن شيوه ي پيغمبري است. من خيلي زجر مي کشم. من را راهنمايي بفرماييد.
پاسخ – ايشان هنوز پير نشده اند و در ابتداي جواني هستند. ملاک جواني به سن نيست. ايشان الان جوان هستند زيرا قرآن دلهاي مومن را جوان مي داند. قرآن مي گويد که اصحاب کهف جوان مرداني بودند، جوان مردي مهم است در حاليکه روايت داريم که همه ي آنها پير بودند. ملاک جواني کم سني نيست، ملاک طراوت ايمان است که در وجود اين خانم ايجاد شده است. اين توفيقي که ايشان پيدا کرده و همين تاسفي که مي خورد، همه ي اينها توفيقات الهي است. قدر اين نعمت را بدانيد. نکند که شيطان بيايد و بگويد که الان ديگر جواني ات رفته است و توبه فايده ندارد. ما افرادي داشته ايم که در اين سن بيدارشده اند و جزء عرفا و اولياءالهي شده اند. به سمت خدا رفتن در اين سن خيلي هم ارزش دارد. زيرا ممکن است که انسان گناهاني در جواني انجام بدهد که توفيق توبه پيدا نکند و هر چه جلوتر برود غفلتش بيشتر بشود. قرآن مي فرمايد: اگر انسان پشت سر هم گناه بکند توفيق توبه از او گرفته مي شود و ديگر نمي تواند توبه بکند. اين مهم است. اينکه بگوييم حالا جوان هستيم بعدا توبه مي کنيم، از کجا معلوم که توفيق توبه پيدا کنيم.
سوال – جمع بندي کلي در مورد بحث غضب الهي بفرماييد.
پاسخ – سعي کنيم که از خدا نااميد نباشيم. حتي المقدور حقوق اهل بيت را رعايت کنيم. ارتباط ولائي مان را با امام زمان (ع) در همه ي اجزاي زندگي احساس کنيم. حقوق برادران و خواهران از داخل خانواده گرفته تا محيط بيرون را رعايت کنيم. اساس برخوردهاي مان را حُسن خلق قرار بدهيم. زندگي روزمره را در فضاي از بندگي خدا قرا بدهيم اگر دنبال آرامش هيتيم که اين جز در راه بندگي خدا حاصل نمي شود. کسي که دنبال مسمويت اخلاق ها و رفتارها مي رود، او مثل معتادي که مواد مصرف مي کند و مي گويد که کِيف کردم، آيا واقعا اين کيِف است ؟ کيف را آن جواني مي کند که سالم است و اعتياد ندارد. خودمان را به گناه معتاد نکنيم و بعد بگوييم که لذت بردم. اينها لذت نيست. دنبال زيبايي زندگي، بندگي، آرامش و امنيت باشيم و بندگي خدا را بکنيم. قطعا هم در دنيا و هم آخرت لذت مي بريم و گرفتار جهنم هم نمي شويم.


ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها