اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

89-03-09- حجت الاسلام والمسلمين عالي- دينداري در آخرالزمان

معرفی برنامه

برنامه سمت خدا

کارشناس برنامه: حجت الاسلام والمسلمين عالي

موضوع برنامه: دينداري در آخرالزمان

زمان پخش: 09-03-89


به نام او که در طلوع نگاهش قامتم قد مي کشد به دو رکعت صلاه عشق. بي تو اينجا همه در حبس ابد تبعيدند، سالها هجري و شمسي همه بي خورشيدند، سير تقويم جلالي به جمال تو خوش است فصل ها را همه با فاصله ات سنجيدند، تو بيايي همه ساعت ها و ثانيه ها از همين روز همين لحظه همين دم عيدند.

سوال: من به يک روايت برخوردم که روايت تکان دهنده اي بود. نمي دانم بايد بترسم و يا خوشحال باشم. رسول خدا (ص) فرمود: گروهي دين خود را به بهايي اندک مي فروشند، کسي که در اين آن روز به دين خود چنگ زده و پاي بند است مثل کسي است که گلوله اي از آتش را در دل گرفته و يا بوته خاري را در دست مي فشارد. دينداري در آخر زمان خيلي سخت است. بسيار از حضرات معصوم (ع) روايت شده که در اين دوره ما زياد امتحان و غربال و آزمايش مي شويم و اين آزمايش هم در امر دين است. خوش به حال آنهايي که دين خودشان را حفظ مي کنند اگر چه سخت است. خيلي ها مي گويند عجب دور و زمانه اي است که ما بارها در محاوره ها شنيده ايم که مي گويند آخرالزمان است ديگه، خدا به داد بچه هايمان برسد. پدر و مادر نگران فرزندانش است و شوهرها نگران خانمهايشان هستند و خانمهايشان نگران شوهرانشان هستند. جوانها و بچه ها مي گويند ما چه گناهي کرديم که بايد در اين دوره متولد بشويم و دوران پدر و مادر ما براي دينداري راحتتر بود. آيا واقعاً بايد از آخرالزمان ترسيد؟ آيا اصلاً ما در آخرالزمان قرار داريم؟

پاسخ: شروعتان زيبا بود چون بخشي از آخرالزمان را ترسيم کرديد يعني آن بخش تهديدها و ترسها را. بله واقعيت اين است که طبق آموزه هاي ديني و روايات ما که هم شيعه و هم اهل سنت و حتي برخي از ديگر از اديان مسيحي ها و يهوديها اين تهديدها و ترسهاي آخر الزمان را نقل کردند. به هر حال اين سختي هاي دينداري و فتنه ها و لغزشها و لغزشگاهها واقعيتي است که در آموزه هاي ديني بخصوص در روايات اهل بيت به وفور از آن نام برده شده است که اصلاً قابل انکار نيست. کتب متعددي از علماي ما جمع آوري کرده که همين فتنه ها و سختي ها و آشوبها را که اصلاً در کتب آخر الزماني مهدوي به کتاب مَلاهم و فِتَن يعني آشوبها و فتنه ها معروف است که اصلاً يک مبحث مجزا و شناخته شده در مباحث مهدويت است. منتها اين بخشي از واقعيت آخرالزمان است يعني قسمتي که واقعاً تهديد و ترس است و شوخي هم نيست و تعارف بردار هم نيست. واقعيتي که حتي با قطع نظر از روايات، مردم به صورت عيني و ملموس آن را مي بينند يعني در زندگي خودشان سختي دينداري را لمس کردند. با توجه به زمينه هاي فتنه و لغزش که اي چه بسا در گذشته نبوده حتي در اين عمر کوتاه اگر با گذشته خودشان مقايسه مي کنند مي بينند زمينه لغزش فراوانتر شده است و هم کميت و هم کيفيت اش شدت پيدا کرده است، هم تعداد آنها بسيار شده و هم کيفيت آنها طوري شده که جذاب تر انسان را به سمت شيطنت و تمرد و دوري از خداوند متعال سوق مي دهد. منتها بخش ديگري از واقعيت آخرالزمان اميدها و روشنايي ها دوره آخرالزمان است که نبايد از آن هم غافل بود يعني اين هم در آموزه هاي ديني ما هم است که بايد به آن توجه شود که بهترين انسانها و ياران خالص امام زمان (ع) در آخرالزمان پرورنده مي شوند. دو روايت براي شما بگويم که خيلي زيباست. روايت خيلي معروف از پيامبر اکرم (ص) است که حضرت در جمعي از  اصحاب نشسته بودند و با يک آه و شوقي فرمود: خدايا برادران مرا به من نشان بده خيلي مشتاق آنها هستم. اصحابي که دور پيامبر نشسته بودند گفتند يا رسول الله مگر ما برادران شما نيستيم فرمودند نه شما اصحاب من هستيد برداران من کساني در آخرالزمان مي آيند که بدون اينکه ما را ببينند و بدون اينکه حجت حق را با چشم فيزيکي بتوانند رويت کنند، اما ما را باور و قبول دارند و بر دين خودشان ايستادند. بعد پيغمبر فرمود که استقامت هر يک از آنها در دين خود از کندن خار با دست و به دست گرفتن آتش گداخته سخت تر است. آنها مشعلهاي هدايت هستند که خداوند آنها را از فتنه هاي تيره و تار نجات مي بخشد. اينها هم در آخرالزمان هستند منتها مشعلهاي هدايت و حجت هاي خدا هستند که در روز قيامت پروردگار عالم مي تواند به عنوان الگو به همه نشان دهد و حجت را تمام کند که آخرالزمان چنين کساني هم بودند و دينشان را حفظ کردند و بلکه بهترين ياوران دين شدند. روايت ديگري که بسيار زيبا است در جلد پنجم بحارالانوار علامه مجلسي نقل کردند که بزودي پس از شما کساني مي آيند که يک نفر از آنها پاداش 50 نفر از شما را دارد. اصحاب پيامبر گفتند يا رسول الله ما در رکاب شما بوديم در جنگهاي بدر، حنين و احد شرکت کرديم و آياتي از قرآن در مدح ما آمده است پس چطور آخرالزماني ها هر نفرشان اجر 50 نفر را ما را دارد. پيامبر دليل فرمودند که چون آنچه از سختيها بر آنها مي آيد (تحملي که آخرالزمانيها که بايد در دينداريشان انجام بدهند)، اگر بر شما وارد بيايد معلوم نيست که شما بتوانيد تحمل کنيد. آن افراد با استقامت ارزش دينداريشان فوق العاده خواهد بود. در آخرالزمان با ديد ترس و اميد بايد ديد، هم بايد ترسيد چون شوخي بردار نيست. ما حدود دو هزار روايات در اين زمينه داريم که فقط روايات بخش آخرالزمان است و کل روايات مبحث مهدويت شايد حدود شش هزار روايات است ولي حدود دو هزار روايات درباره علائم و نشانه ها، خصوصيات آخرالزمان و بحث فتنه ها و مقابله با فتنه ها و مباحث اينچنين است. پس معلوم است که يک امر جدي است و بايد ترسيد. اما در عين حال از آنطرف نقطه هاي اميد و روشني هم فراوان است که اگر کساني در اين زمينه بتوانند مراقبت از خودشان داشته باشند و عوامل تقويت دينداري را در خودشان و اطرافيانشان فراوان بکنند که در مباحث آينده به آن خواهيم پرداخت، اين جزء کساني خواهد بود که رسول خدا (ص) مشتاق آنها خواهد بود و مي فرمود در آخرالزمان هر نفر آنها اجر 50 نفر از اصحابي که در بدر، حنين و احد شرکت کردند، را خواهد داشت. براي پاسخ به بخش دوم سوال شما که در آخرالزمان هستيم يا نه، بايد فضاي آخرالزمان را آنچنان که در روايات ما ترسيم کردند، ما مقداري بتوانيم ترسيم کنيم.

سوال: آيا ضرورت دارد که ما دنبال علائم آخرالزمان باشيم و بفهميم در آخرالزمان هستيم يا نه؟

پاسخ: بله کاملاً يکي از ضروري ترين مباحث معارف ما که از تاکيدات زياد ائمه که تعداد روايات آن را عرض کردم، نشان مي دهد که براي آنها خيلي مهم است که مومنين و شيعيان و پيروان آنها به اين مبحث توجه کنند، همين مبحث آخرالزمان است که بايد دنبال شود. چرا يک ضرورت انکارناپذير دنبال کردن آخرالزمان است؟ از اين باب که آن آمادگي لازم را در مقابل آن داشته باشيم و بتوانيم در مقابل آن تهديدها، تهديدها را به يک فرصت تبديل کنيم و اين طبيعتاً براي کسي امکان خواهد داشت که آمادگي از قبل براي خودش پيدا بکند و زمانه اش را بفهمد و در چه زمان بودنش را متوجه باشد. لذا از اين جهت يک ضرورت انکارناپذير است با تاکيدات بسيار فراوان خود ائمه که اين بخش را بايد جدي بگيريم. شناسايي دوره و زمانه که در آن زندگي مي کنيم به ما کمک مي کند که بيشتر مراقب باشيم. براي جواب دادن اينکه الان آخرالزمان است يا نه؟ ابتداء فضاي آخرالزمان را ترسيم کنم بعد بطور طبيعي مي شود فهميد که در اخرالزمان هستيم يا نه؟ من بعضي از خصوصياتش را عرض کنم اولاً اين آخرالزمان کي است؟ چه تعريفي براي آن است؟ از روايات مي توان دو تا تعريف براي آخرالزمان بدست آورد. يک تعريف که در روايات ما که متعدد به آن پرداخته شده از زمان بعثت پيغمبر اکرم (ص) به بعد آخرالزمان مي شود چون در روايات ما مکرراً از زبان انبياء گذشته حضرت عيسي و حضرت سليمان و در روايات داريم که وقتي مي خواستند پيغمبر خاتم را معرفي کنند مي گفتند در آخرالزمان پيغمبري خواهد آمد، پيغمبر آخرالزمان. در روايتي از حضرت سليمان است که وقتي حضرت سليمان در سفري به همين منطقه مدينه رسيده بودندکه شهر پيغمبر بعداً در آن بوجود مي آمد، حضرت سليمان به اطرافيانش فرمودند که اين مکان، مکاني است که نبي آخرالزمان در آن خواهد آمد. خوشا به حال آن کسي که از او تبعيت کند و به او ايمان آورد. پيامبر اکرم (ص) فرمود که بعد از من نبي ديگري نخواهد آمد من آخرين نبي و نبي دوره آخر هستم يعني آن آخر زمان دنيا که متصل به قيامت مي شود، زمان پيغمبر اکرم (ص) است. پيغمبر در يک جمعي دو تا انگشتشان را نشان دادند و فرمودند: من و قيامت مثل اين دو انگشت هستيم که بعد از من قيامت است و ديگر چيز ديگر نيست يعني بعد از دوره نبوت من، که دوره نبوت پيامبر، تمام آخرالزمان را مي گيرد. اين معني عام است. ولي معني رايجتر و معروفتر آخرالزمان که معمولاً در مباحث مهدوي مقصود ماست، بخشي از زمان نبوت پيامبر اکرم (ص) است که متصل به ظهور حضرت ولي عصر (ع) است که در واقع در دوران غيبت، آن بخشي که متصل به ظهور و نزديک به ظهور است. البته نزديک بودن به اين معني که چند سال تا ظهور است، به هيچ وجه روشن نيست. در بحث اين را بايد متوجه باشيم که ائمه ما به شدت از اينکه در تشخيص دادن زمان ظهور را مشخص بکنيم، به شدت نهي کردند و فرمودند: ما وقت نمي گذاريم و کساني که وقت تعيين مي کنند دروغ مي گويند. بنابر اين اينکه ما مي گويم دوره آخرالزمان يک دوره متصل و نزديک به ظهور است معنايش اين نيست که مقدار سال را تا ظهور را بگوييم و اين نزديکي نسبي است. نزديکي يک دوره نسبي است که فقط در اين دوره نزديک به ظهور و هر چه که نزديکتر مي شويم شدت فتنه ها و هم آسيب هاي اجتماعي از قبيل لغزشها و گناهان و مفاسد و هم بلاهاي طبيعي مثل سيلها و زلزله ها و توفانها که بسياري از آنها نتيجه گناهان است که بايد روي آن بحث شود و هم بحرانهايي که در زندگي مردم بوجود مي آيد مثل بحرانهاي اخلاقي و اعتقادي که از جهت اعتقادي که چه بسا سرگرداني براي بعضي بوجود مي آيد از جهات اخلاقي در سقوط هاي اخلاقي قرار خواهند گرفت. بحرانهاي زيست محيطي و بحرانهاي اقتصادي، اينها اموري است که در آخرالزمان گفته شده و پيش خواهد آمد. معناي آخرالزمان که ما الان روي آن بحث مي کنيم به معناي دوم است يعني آن معناي نزديک به ظهور و قبل از ظهور است. در اين دوره علائمي گفته شده است که البته من در اينجا مطلبي را عرض کنم که اين علائم و نشانه هاي آخرالزمان را ما دو جور مي توانيم برخورد کنيم يکي اينکه اين علائم و نشانه ها را ببينيم و فقط دنبال شناسايي آن برويم و تشخيص بدهيم که اين علامت چيست؟ فرض کنيد در روايات ما است که صيحه آسماني در 23 ماه رمضان زده خواهد شد، يا خروج يماني و يا خروج سفياني، اين علائمي که قبل از ظهور گفته شده است. اين يک نوع برخورد است که به نظرم اين برخورد را بسپاريم به کارشناسان فني که سند روايات را مي توانند تشخيص بدهند و قرائني که اطراف اين علائم است را مي توانند تشخيص بدهند و اينها خيلي بين مردم پخش نشود تا هر کس بخواهد راجع به آن اظهار نظر کند چون به ما لطمه مي زند. برخورد دومي که به علائم و نشانه هاي آخرالزمان و آن اين است که ما علائم را بشناسيم به قصد اينکه وظيفه اي براي خودمان در آخرالزمان ترسيم کنيم که تهديدها تبديل به فرصت شود و يک سکوي پرش شود. اين نگاه ما فقط نگاه شناسانه علائم نباشد بلکه نگاه وظيفه شناسانه باشد که از اين نشانه ها وظيفه در بياوريم و آمادگي خودمان را بالا ببريم. مثلاً در رابطه با بحث آخرالزمان و نشانه هايي که عرض کردم پيغمبر اکرم (ص) در يک حديث معروفي دوره هايي که بشر با آن مواجه خواهند بود به خصوص جامعه مسلمين، سه دوره کردند، يک دوره خواهد آمد که مردم امر به معروف و نهي از منکر را ترک خواهند کرد، اصحاب با تعجب گفتند آقا يعني اين امکان دارد که امر به خوبي ها و نهي از بديها را مردم ترک کنند. پيغمبر فرمود بالاتر، زماني برسد که مردم همديگر امر به منکر و نهي از معروف کنند. دوباره اصحاب با تعجب گفتند يعني اين امکان دارد که امر به بديها و نهي از خوبيها کنند. پيغمبر فرمود: بالاتر زماني برسد که جاي معروف و منکر و خوبي و بدي عوض شود. يعني پيغمبر اکرم (ص) سه دوره را ترسيم کردند که در دوره اول ارزشها کمرنگ مي شود و به آن اعتناء نمي شود و دوره دوم دوره مقابله با ارزشها در جامعه بشري صورت مي گيرد و دوره سوم دوره وارونه شدن ارزشها است و جاي خوب و بد عوض مي شود. آخرالزمان با دوره سوم منطبق مي شود که دوره اي است که سقوط بيشتر خواهد بود و متاسفانه شيطان در ذائقه هاي بشري نفوذ بيشتري خواهد کرد. شيطان در آخرالزمان هر چيزي که در چَنته دارد روي سيني مي ريزد هر تيري دارد در ترکش دارد به سمت انسان ها و انسانيت رها مي کند چون مي داند که فرصت و عجل او دارد به پايان مي رسد. شما در قرآن خوانده ايد که شيطان از بهشت رانده شد از خداوند متعال خواست که به او تا قيامت مهلت بدهد ربنا انزني يوبعثون. خداوند متعال نفرمود که تا هر وقت که خواستي مهلت مي دهم فرمود: و انک منزين عن الوقت المعلوم: من تا وقت معيني به تو مهلت مي دهم که در روايت است که وقت معين وقت ظهور حضرت ولي عصر (ع) است که فلسفه وجودي شيطان تمام خواهد شد. شيطان اين را مي داند که عجلش نامحدود نيست، لذا در آخرالزمان که نزديک ظهور است سعي او بر اين است که لغزشها را بيشتر کند و هر چه دارد رو مي کند و اين دوراني است که آن سختي ها بر آن شمرده شده است. يکي از شاگردان آيت الله مرعشي نجفي که مرحوم اشتهاردي بودند که در حرم حضرت معصومه نماز مي خواندند مي گفتند آيت الله مرعشي در درس مي فرمودند آقايان من صبح که از خانه بيرون مي آيم خدا را به چهارده معصوم قسم مي دهم که ظهر ديندار به خانه برگردم. چه بسا سرعت سقوط چقدر زياد مي شود. در روايت است که شخص صبح ديندار است و شب دينش را از دست مي دهد و يا شب ديندار است و صبح دينش را از دست مي دهد، به خاطر اين است که عوامل سقوط زياد است که اگر کسي مراقب نباشد از اين جهت سقوط انسانها بسيار خواهد بود.

سوال: گفتيم در آخرالزمان ارزشها جابجا مي شود. اگر ما ديدم ارزشها جابجا شد آيا مي توانيم دست روي دست بگذاريم که اين از ويژگيهاي آخرالزمان است و نمي شود کاري کرد؟

پاسخ: اين روايت کاملاً همين را بيان مي کند که اين دوره خواهد آمد و شما مراقب خودتان باشيد. اهل بيت نخواستند فقط يک دوره اي را ترسيم کنند که ما حسرت لغزشها را بخوريم به افرادي که لغزيدند. نه اين را مي گويند تا اين دوره سخت، دوره اي است که صرف يک دين شناسنامه ايي کافي نيست و دين بايد عميق باشد. يکي از چيزهايي که خطر اين دوره را زياد مي کند اين است که اشخاص متوجه بدي اين دوره نمي شوند يعني آنچنان با فاسد عادت کردند که خودشان را تطبيق مي دهند يعني اگر قرار شد جاي خوب و بد عوض شود، اي چه بسا مني که مراقب نباشم و معيارهاي ديني را از دست داده باشم، من هم بد را خوب ببينم و ديگر با آن مبارزه نکنم. اين را نشان دادند و فرمودند تا انسان خودش يک باز بيني داشته باشد. ما بزرگي مثل عبدالعظيم حسني در شهر ري به پابوسي او مي رويم، مي ببينيم که ايشان از بزرگان و محدثين شيعه است و خودش از امامزادگان بزرگوار بود، خدمت امام هادي (ع) مي رسد و دين خودش را بازگو مي کند و مي گويد اعتقادات من اين است و اگر اشکالات دارد به من بفرماييد. آنوقت ما گاهي اِبا داريم که بيايم يک بازنگري در دين خودمان کنيم. اي چه بسا اين دين احتياج به يک عالمي و کارشناس دين عرضه شود و آن لغزشگاههاي آن و محلي که ممکن است باعث سقوط من شود، جلويش گرفته شود. اين خطر بيماري که مي تواند بي درد باشد و من نمي توانم بفهمم مگر آن کسي که از قبل با اين روايات حساس شده است و بيشتر به دين خودش بپردازد و حداقل يک بازنگري کند و آنجاهايي که احتياج دارد تعميق شود. اين را هم بايد با يک نگاه وظيفه شناسانه پرداخته شود. نهايتاً وقتي ما اين علائم و روايات را مي بينيم مي توانيم تا حدي اطمينان پيدا کنيم که با توجه به شدت يافتن فتنه ها و لغزشها و آشوبها و بلاها که چه بسا بعضي از اين بلاها در دهه هاي اخير در طول تاريخ از نظر کيفيت و کميت سابقه نداشته است. مي تواند انسان يک اطميناني پيدا کند که دوره اي به سر مي برد، دوره آخرالزمان است، حداقل به عنوان يک احتياط، يک مومن بايد اين دوره را به عنوان دوره آخرالزمان که احتمال معقول بدهد تا بتواند آن لوازم ورود به اين دوره و تبديل کردن آن تهديدها به فرصت را در خودش و اطرافيانش ايجاد کند و به شدت مراقب باشد که دينش حفظ شود. با توجه به روايت پيامبر اکرم (ص) که سه دوره اي خواهد آمد و آن دوره که دوره انحطاط و سقوط بشري که جاي خوب و بد عوض مي شود، ذهنم بي اختيار مي رود به چيزي که متاسفانه در دنياي فعلي اتفاق مي افتد. شما به عنوان مصداق بارز ببينيد بعضي از منکرات درشت و قبيح، قبح خودش را از دست داده است. پديده اي مثل همجنس گرايي که پديده بسيار کثيف و آلوده است در بعضي از اين کشورها قبح خودش را از دست داده است يعني همجنس گراها افرادي هستند که حقوق قانوني دارند و از آنها حمايت مي شود و افرادي هستند که اتحاديه و صنفيه دارند و افرادي هستند که براي خودشان فلسفه و تئوري در کار خودشان ترسيم کردند. کساني هستند که کارشان نه تنها قبيح شمرده نمي شود، بلکه نشاندهنده روشن انديشه بودن هم شمرده مي شود و در ايام انتخابات رياست جمهوري و محلي که مي شود کانديدها سعي مي کنند که راي اينها را براي خودشان جمع کنند. در دانشگاه کلمبيا رئيس جمهور ما که مي رود به عنوان اعتراض و نه سوال مي گويند چرا در ايران اين آزاد نيست. اين پديده قبح خودش را از دست مي دهد و اين منکر، معروف مي شود و از آنطرف با عفاف و حجاب مبارزه مي شود. با روسري و مقنعه در بسياري از کشورهايي که دم از آزادي مي زنند، مبارزه مي شود و به عنوان نشانه و نماد عقب ماندگي و تحجر شمرده مي شود و در دادگاهها آن خانم محجبه 18 تا ضربه چاقو مي خورد اما در عين حال کسي از او دفاع نمي کند و بعد مطبوعات از او حمايت نمي کنند. من گاهي فکر مي کردم که اين 18 ضربه چاقو 18 تير مسلسل که نيست که در يک لحظه رها شود، طول مي کشد و مي توانستند جلوي آن را بگيرند ولي مي بينيد که اين برخورد صورت نمي گيرد. آدم ياد حکايت سعدي مي افتد سعدي يک حکايتي در گلستان نقل کرده است که شاعري در ديار دزدان راهش افتاد وقتي او را نزد سردسته دزدان بردند يک شعري در مدح آنها گفت. رئيس دزدها خوشش نيامد و گفت اموال اين را بگيرد و رهايش کنيد. اموالش را گرفتند و شاعر بيچاره را رها کردند. وقتي از آن منطقه بيرون مي رفت هوا بسيار سرد بود و يک تعداد سگ دنبالش کردند. سعدي مي گويد اين دست کرد که يک سنگي را بردارد و سگ را بزند ديد اين سنگ روي زمين يخ زده است. گفت خدايا اينجا ديگر چه جهنمي است سنگ را بستند و سگ را آزاد گذاشتند. آدم گاهي متحير مي ماند که شبيه آن را مي بينيم که سنگ را بستند وقتي شوهر آن زن براي دفاع مي رود به او حمله مي کنند ولي سگ را آزاد مي گذارند. اين جابجا شدن ارزشها که آدم نمونه هاي بارز آن را مي بيند اين همان است که مي تواند اطمينان پيدا کند که در دوره آخرالزمان به سر مي برد و آمادگي هاي لازم جايش همين موقع است.

سوال: از امام صادق (ع) نقل شده است که اميرالمومنين (ع) در سخنرانيهاي خود اين جمله را بسيار مي گفت اي مردم ديندار باشيد ديندار. اگر گناه کنيد و ديندار باشيد بهتر از آن است که ثواب کنيد و بي دين باشيد زيرا گناه در دينداري آمرزيده مي شود و ثواب و نيکي در بي ديني پذيرفته نمي شود. اگز نکته اي درباره علائم اخرالزمان مانده است بفرماييد.

پاسخ: من نکته اي را عرض کنم که در روايات ما است و خيلي نکته زيبا و قابل توجهي است و آن اين است که خداوند متعال به ازاي سختي هايي که در دوران آخرالزمان است و همان فتنه ها و لغزشهايي که عرض کرديم و در روايات ما هم به آن تاکيد شده است يک سادگي و ساده گرفتني را پرودگار عالم در آخرالزمان قرار داده يعني نمره قبولي که به آدمها مي دهد خيلي ساده و بالا است. من روايتي را عرض کنم بهترين چيز خود روايت گوياي مطلب است. پيغمبر اکرم (ص) به مخاطبين زمان خودش فرمود: اگر در زمان شما اگر يک دهم وظايف ديني اش را ترک کند اهل هلاکت است يعني شما عذري نداريد و کنار پيغمبر هستيد و الگوي مجسم دين را مي بينيد و الگوي مجسم اخلاق و پاکي و طهارت را مي بينيد و اگر مشکلي هم داشته باشيد، خيلي راحت مي توانيد آن را حل کنيد و اما روزگاري خواهد آمد که اگر کسي به يک دهم از تکاليف عمل کند نجات خواهد يافت. البته اين معنايش اين نيست که ما بياييم سهل انگار باشيم چون اين امري است که خداوند متعال در اين سختي ها تفضل خودش را مي کند و ما بايد کار خودمان را بکنيم. اين حديث نبايد براي ما اين را ايجاد کند که ما سهل بگيريم و اي چه بسا کسي اين را انجام بدهد آن يک دهم هم برايش نمي ماند يعني من بايد سعي خودم را بکنم و همانطور که در روايات آمده ما موظف هستيم که به دانستني هاي خودمان را پاي بند باشيم و پاي او بيايستيم. اما از طرف خداوند به خاطر سختي هاي اين دوره ارفاقهايي خواهد بود. اين موجب اين نشود که ما سهل بگيريم خدا دارد سهل مي گيرد و ما بايد وظيفه بندگي امان را انجام بدهيم و ما که خدا نيستيم و خدا، خدايي اش را بلد است که چگونه برخورد کند.

سوال: بسياري از پدر و مادرها نگران فرزندانشان هستند و خيلي از فرزندان نگران پدر و مادرشان هستند و خيلي ها نگران دوستان خود هستند و خيلي ها نگران همسرنشان هستند. چگونه مي توان در اين دوره از دينداري بهترشان کمک بکنيم. راهنمايي شما را مي شنويم.

پاسخ: ما يک قدم عقب تر برويم و آن بحث مربوط به تقويت دينداري را در مرحله بعد مطرح مي کنيم. اصلاً ما چه نيازي به دينداري داريم؟ حالا اينکه چگونه دينداري را تقويت کنيم سوال ديگري است. اصلاً ما چه نيازي به دين داريم؟ دين چه خلايي را در زندگي ما پر مي کند و چه نيازي از نيازهاي ما را برآورده مي کند؟ چه بسا گاه مي گويند دلت پاک باشد و چکار داري که اينطور باشي و احتياجي به مديريت دين نمي بينيم و گاهي هم مي گويند ما آنقدر بزرگ شديم که نيازي به دين نداشته باشيم يعني عقل جاي دين و وحي را بگيرد. وقتي قرآن مي خواهد مسائل ديني و مناسک ديني را به ما معرفي کند نماز، روزه و حج را. يک نگاه بيان فايده در هر کدام از معرفي امور دارد. مثلاً وقتي وجوب روزه را مي خواهد بيان کند مي فرمايد روزه بگيريد که پاک شويد. وقتي نماز را مي خواهد واجب کند فقط يک دستور خشک نيست بلکه فايده آن را هم بيان مي کند که در زندگي چه اتفاقي رُخ مي دهد. ان الصلاة تنهى عن الفحشاء والمنكر والبغي (سوره عنکبوت آيه 45) که باعث مي شود رذايل و آلودگي شما برطرف شود و با نماز خداوند متعال دست روي قلبها مي گذارد و آرام آرام تطهير مي کند. اگر ما با همين نگاه به دين نگاه کنيم يعني آن نگاهي که قرآن دارد. اين عصري که روانشناسان به عصر اضطراب ناميدند دوره اي که بحران هويت و معنويت است. اصلاً براي چي زندگي کنيم که چي بشود؟ اگر دين در زندگي ما بيايد و باورها و اخلاق ما را درست کند شما ديگر از اين اضطراب و نگرانيها رهايي مي يابيد. انسان به پوچي مي رسد. ببينيد با وجود رفاه در بعضي از کشورها آمار خودکشي و افسردگي بالاست. مشکل فقط فقر و اقتصادي نيست، بلکه مشکل روحي به يک بحران رسيده است. بنابر اين اين نکته اگر مورد توجه قرار بگيرد که من در باورم اين باشد که اين ملک خدايي دارد که عالم را اداره مي کند و کسي که از من به من عالم تر و آگاهتر است و هم از من به خودم مهربانتر است والله غالب علي امره (سوره يوسف-آيه 21): و او کسي است که سوار بر کار است و مديريت کار را بعهده گرفته است. کسي است که اسباب به دست اوست و سبب ساز و سبب سوز اوست. اگر باور داشته باشيد که لاحول و لا قوه الا بالله که حول و قوه دست اوست و تاثيرگذاري در اين دنيا دست اوست و اسباب به اذن او تاثير در اين عالم مي گذارند، آتش مي سوزاند، آب تشنگي را رفع مي کند و غذا سير مي کند و دارد به اجازه او شفا مي دهد. اگر انسان اين باور را داشته باشد و در دينداريش محکم باشد کجاي زندگي اش به بن بست مي رسد و کجا کم مي آورد. بن بست ها براي ماست و براي خدا نيست. وقتي حضرت موسي (ع) بني اسرائيل را از چنگ فرعونيان نجات داد، به رود نيل رسيدند و از آنطرف لشگر فرعون به تاخت دنبال آنها آمدند. به تعبير قرآن آنها آنقدر نزديک شدند که اين دو جمعيت همديگر را مي ديدند فلما تراءى الجمعان قال أصحاب موسى إنا لمدركون (سوره شعراء-آيه 61). اينها شروع به اعتراض به موسي کردند که اي موسي ما بيچاره شديم و گير افتاديم يعني بريدند و کم آوردند و به بن بست رسيدند. حضرت موسي با اينکه نمي دانست چه اتفاقي مي خواهد رُخ دهد، اما مي دانست اين عالم خدايي دارد که آن خدا دارد اداره مي کند و اگر من بندگي ام را بکنم او کم نمي گذارد و از من به من مهربانتر است اگر من وظيفه ام را انجام بدهم. لذا با اطمينان به آن جمع بريده فرمود: إن معي ربي سيهدين (سوره شعراء-آيه 62): ما ربي داريم که ما را هدايت مي کند و آنجا دستور رسيد که با عصايت به دريا بزن که شکافته شود و عبور کنيد. اگر انسان اينطور باور داشته باشد اين دين باعث مي شود که هيچوقت در بن بست نماند و دچار افسردگي و پزمردگي نشود و خلاء روحي هيچگاه پيدا نکند. بعلاوه اگر قيامت را باور داشته باشم و يک ذره کار خير و يا شر در اين عالم نه کم مي شود و نه گم مي شود و همه محفوظ است فمن يعمل مثقال ذره خيرا يره فمن يعمل مثقال ذره شرا يره (سوزه زلزال-آيه 7و8). اگر اين را باور داشته باشم مي توانم به کسي ظلم کنم و حق کسي را پايمال کنم و مي توانم در خانه به همسرم و پدر و مادرم اجحاف کنم ، مگر باورها ضعيف باشد که ا« احتياج به تقويت و عوامل تقويت دارد. ولي دين اين خلاءها را پر مي کند. باور به دين باعث مي شود انسان در زندگي آرامش داشته باشد و نبُرد و باعث مي شود که انسان حقوق ديگران را رعايت کند و به حق خودش قانع باشد. يک نکته ديگر هم عرض کنم. اگر من واقعاً باور داشته باشم که خداوند متعال تقديرات را به عهده دارد و مقدرات بر اساس تلاش، وظيفه شناسي ماست. اگر اين را باور داشته باشم و يک مشکلي و بلايي در زندگي پيش آمد نه فقط راحت مي توانم صبر کنم بلکه مي توانم شکر بکنم. اين خيلي حرف است که انسان بتواند در بلاها نه فقط صابر باشد بلکه شاکر باشد. اينکه وجود مقدس اباعبدالله الحسين (ع) در سنگين ترين بلاهاي عاشورا، شب عاشورا شکر مي کرد. مرحوم بافقي که يکي از علماي خوب ما در زمان حاج عبدالکريم حائري موسس حوزه قم بوده است، ايشان در آخر عمر دچار سکته مي شود و حالش خيلي وخيم شده بود. اتفاقاً در همان حين يک سکته دومي برايش پيش آمد که دستهايش از کار افتاده بود. وقتي حالشان را از او سوال مي کنند. ايشان گفته بود الحمدالله از صبح تا حالا ناز دستانم را مي کشم و غذا در دهانم مي گذارند. چنين کسي وقتي نگاهش اين است که من بندگي ام را کرده ام ديگر هر چه پيش آيد خوش آيد. کسي مقدرات را رقم مي زند که هم حکيم و عالم است و عالمتر از من به مصالح من و همربانتر از خودم به خودم است. اين آدم هيچ وقت در زندگي اش بن بست ندارد. دين در اينجاست که جاي آن بدل ندارد. ما دين را خوب نشناختيم. شکي نيست که درصورتي دين اين فوايد را خواهد داشت که يک باور باشد و عمل به آن شود و من صرفاً اداي دينداري را بخواهم در بياورم فوايد دينداري به من نمي رسد. همان ضرب المثل معروف که با حلوا حلوا گفتن دهان شيرين نمي شود. من بايد اين را بچشم و دين هم بايد چشيده شود و هضم شود و باورهايش يک باور براي من باشد و اخلاقياتش صفات اخلاقي در زندگي من وارد شده باشد. اگر به من دستورات ديني مي دهند من نخواهم بهانه بياورم و توجيه کنم. اين توجيه ناپسندي است که از متدينين سزاوار نيست که بگويند دلت پاک باشد. مگر منافات دارد که هم آدم دلش پاک باشد و هم ظاهر آدم زيبا و پاک باشد. هم دل زيبا باشد و هم ظاهر رفتار و پوشش و اعمال آدم هم زيبا باشد. به خصوص اينکه دستورات دين را کساني دادند که دلشان از همه پاکتر بود و آنها اين توجيه را نکردند و خودشان از همه بيشتر سخت کوشتر بودند. اگر کسي بگويد دلم پاک است و رفتارم هر چه دلم مي خواهد انجام مي دهد، آن دل پاک نخواهد ماند يعني ظاهر انسان ظاهر خود انسان است و بيگانه با من نيست و در من تاثير مي گذارد. بنابر اين هم پاکي دل بر پاکي رفتار و اخلاق تاثير مي گذارد و هم از آنطرف رعايت کردن امور ظاهري در پاک کردن دل تاثير گذار است. اينها ارتباطشان با هم مستقيم است.

خدايا اين دوره آخرالزمان را اگر درآن به سر مي بريم براي ما جزء بهترين دوره هايي که پيغمبر فرمود برادران ما در آخرالزمان هستند جزء آن بهترين دوران هاي ما که جزء برادران رسول خدا (ص) و ياوران حضرت ولي عصر (ع) باشيم قرار بده.

مي گفت به انتظار نشستن، بزرگترين خطاي بشريت است و من به انتظار تو مي دوم. منتظر واقعي باشيد.

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها