اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

89-08-19-خانم نيلچي زاده-آموزش دين به کودکان

معرفی برنامه

برنامه سمت خدا

-خانم نيلچي زاده

-آموزش دين به کودکان

89-08-19

سوال – چگونه اخلاق و آداب اسلامي را به کودکان زير هفت سال آموزش بدهيم ؟

    پاسخ – قرآن مي فرمايد: خودتان و خانواده تان را از آتش دوزخ حفظ کنيد. اين آتش از همين الان در زندگيهاي ما شروع ميشود نه بعد از پروازمان به عالم ملکوت. اميرالمومنين مي گويند که بهترين ارث براي فرزندان ياد دادن آداب اسلامي است. قرار شد که تا هفت سالگي ما از روش بازي درماني استفاده کنيم. با بازي کردن نقش بچه ها و نقش بچه ها را به بزرگتر ها دادن به آنها ياد بدهيم. قرار شد از دو روش اصلي استفاده کنيم. يکي روش هاي مثبت يعني اينکه کارهاي خوب انجام بدهيم و او ببيند و ياد بگيرد و روش دوم اينکه کارهاي بدي که بچه مان انجام ميدهد را انجام بدهيم و از بچه مان هم بخواهيم که ما را راهنمايي کند. ادب از که آموختي از بي ادبان. درست روش لقمان حکيم. اگر بچه مان حسود و بي نظم است و صفاتي دارد که ما دوست داريم بچه مان زود حرف ما را بفهمد و اگر نفهميد او را تنبيه مي کنيم که در واقع تنبيه نيست تخليه ي خشم است، تنبيه خوب است و آگاه کردن است و اثر مثبت دارد ولي تخليه ي خشم اثر معکوس دارد يعني بجاي اينکه بچه ما را دوست داشته باشد و راه خوب را ياد بگيرد لجاجت را ياد ميگيرد. مشکل اخلاقي که بچه هاي سه الي چهار ساله دارند اين است که چون مي خواهند خودشان و محيط پيرامون شان را بشناسند حس مالکيت در آنها قوي ميشود. اين حس اين قدر زياد است که ما بعضي مواقع به بچه هاي مان اتهام مي زنيم که اين بچه خيلي خسيس است و هيچ يک از اسباب بازي هايش را به بچه ها نمي دهد يا وقتي خانه ي دوستانش مي رود اسباب بازي آنها را بر مي دارد و مي گويد ما خودم است. اين حس طبيعي است و من بايد به بچه هم حس مالکيت و هم حس ايثار و هم حس بخشش را ياد بدهم و اينکه بتواند به ديگران کمک کند. اين ها يک مجموعه است و اگر يکي از اين ها را به بچه ام ياد بدهم قطعا بايد بدانم که بچه ام در دوره ي دبستان و بزرگسالي دچار يکسري از آسيب ها مي شود تا وقتي که اين قدر آسيب ببيند تا ياد بگيرد يا اينکه فردي بشود که دچار بخل بشود و حتي حاضر نباشد اطلاعات علمي خودش را به ديگران بدهد. براي اينکه بچه مان از خسيس بودن و بخل دور بشود لازمه اش اين است که خيلي وقت ها وقتي مي خواهيم هديه اي به کسي بدهيم آنرا به بچه مان بدهيم که او هديه کند. داريم که اگر مي خواهيد صدقه بدهيد آن را به بچه تان بدهيد تا اين کار را انجام دهد که هم اين رفتار را ياد بگيرد و هم گذشتن از چيزي که ارزشمند است ياد بگيرد. نوع رفتاري که بچه ها بعضي وقتها پيدا ميکنند حسد است. در خانواده هايي که بيش از يک فرزند دارند، وقتي بچه ي دوم بدنيا مي آيد ممکن است دو تا روحيه در بچه ي اول پيش بيايد. يک حالت اين است که بصورت منزوي و گوشه گير ميشود حتي غذا خوردنش کمرنگ ميشود و مي خواهد يک جورهايي از خودش انتقام بگيرد. چون مي بيند که اين بچه اي که بدنيا آمده تمام مهر و محبت پدر و مادر را از او دزديده است. و بچه ي دوم را هووي خودش ميداند. ما راه حلي پيشنهاد مي کنيم که اين بچه دچار حسد نشود و درهمان دوران کودکي ممکن است به طرف انتقام برود که ممکن است خطرناک باشد. خانمي نقل مي کردند که در دوران کودکي وقتي دختر دوم من بدنيا آمده بود ديدم که مادر به او زياد مي رسد و حتي موقع غذا خوردن به کس ديگري مي گفت که به من غذا بدهند و من يک روز يک بالش روي دهان خواهرم گذاشتم و مي خواستم روي آن بنشينم که مادرم رسيد و خوشبختانه او آسيب نديد. دردنياي بچگي اين مفهوم ندارد که چه کسي حق دارد که پدر و مادر من را از من بگيرد. بچه همانطور که يک عروسک را با خودش اين طرف و آن طرف مي برد به همان نسبت به پدر و مادرش هم تعلق دارد مي گويد: مادر خودم است و کسي حق ندارد با او حرف بزند. وقتي فرزند دومي بدنيا مي آيد شما بايد عدالت بين فرزندان را رعايت کنيد و پيامبر اين را به ما توصيه کرده است.

    روايت هست که فردي نزد پيامبر بود. پسر کوچکش آمد. او بچه اش را روي پايش نشاند و او را بوسيد و مدتي بعد دخترش آمد و او را روي زمين نشاند. پيامبر به او اعتراض کرد و گفت که چرا دخترت را روي زمين نشاندي و روي پايت ننشاندي ؟ پبامبر مي گويد که مواظب محبت کردن به دخترها باشيد که آسيب نبينند. و وقتي او دخترش را روي پايش گذاشت پيامبر گفت: حالا عدالت را رعايت کردي. درست است که بچه هاي کوچکتر بيشتر به محبت نياز دارند اما ما بدون آنکه متوجه بشويم گاهي اوقات به روابط عاطفي خواهرها و برادرها آسيب مي زنيم. يعني با توجه کردن به يکي از آنها و محبت کردن به او باعث ميشويم که آنها با هم دشمن بشوند. اين گاهي تا بزرگسالي هم مي ماند و اين خواهر و برادري که بايد پشتوانه هم باشند، رقيب هم مي شوند. به پدرها و مادرها مي گويم که شما تمام محبت خودتان را به بچه ي اول بکنيد و به او بگوييد که ببين که چقدر تو خوب بودي که خدا براي تو خواهر ديگري فرستاد تا تو تنها نباشي و تو را دوست داشته باشد. شما واسطه ي محبت خواهر و برادر بشويد. بجاي اينکه بگوييد که به اين بچه دست نزن اذيت مي شود بگذار بخوابد بگوييد که آفرين تو آمده اي که خواهرت را نوازش کني ولي حالا او خوابيده، بيا برويم بيرون و هر وقت بيدار شد با او بازي کن. کمکم ميکني ؟ آخر اين خيلي کوچک است. آن موقع که تو کوچک بودي، هيچ کس نبود که کمکم کند ولي الان تو هستي و ميتواني به من کمک کني. ما بايد کمک کنيم که آن حس حسادت که از حساسيت شروع ميشود، بعضي از شرايط زندگي ما انسانها را زودرنج مي کند و اين حساسيت به حسادت تبديل ميشود يعني يک بيماري بدخيم اخلاقي. سرطان هاي جسمي يک امتحان بزرگ خداست و وقتي خداوند به بعضي ها سخت مي دهد ميتوانند ارتباط بيشتري با خداوند برقرار کنند. خدا ميگويد که در اين سختيها راهي گذاشته ام که بيايي و من را پيدا کني اما در سرطان هاي اخلاقي من هم خدا را گم ميکنم هم خودم را و هم بهشت را گم ميکنم. پس کمک کنيم که خواهرها و برادرها با هم يک ارتباط عاطفي محکم داشته باشند. بايد ببينيم که بزرگتر زورگويي ميکند يا کوچکتر اذيت ميکند. مراقب باشيم که اين ها با هم ارتباط خوبي داشته باشند. وقتي خواهر و برادر با هم دعوا ميکنند چکار کنيم ؟ بچه ي کوچکتر کتاب بچه ي بزرگتر را خط خطي کرده است و بچه ي بزرگتر يا به شکايت مي آيد يا خودش او را تنبيه مي کند. احيانا روي دستش مي زند و او هم گريه کنان سراغ مادر مي آيد که برادرم من را زد. و چون بچه ي کوچکتر آسيب پذيرتر است مادر مي آيد و برادر بزرگتر را دعوا ميکند. شما با اين کار بدون اينکه بخواهيد تخم کينه بين خواهر و برادر را کاشته ايد. هر دو تا را به اندازه دعوا کنيد و از هر دو تا به اندازه حمايت کنيد. شما چه از بزرگتر حمايت کنيد و چه از کوچکتر حمايت کنيد اشتباه کرده ايد. وقتي اين بچه گريه کنان مي آيد و مي گويد که داداش من را زد. مادر بايد بگويد که حتما تو کار بدي کردي که تو را زده است. يعني در نبودن برادر مادر سيستم دفاعي برادر ميشود. چون برادر منتظر است که مادر بيايد و از او انتقام بگيرد. بچه ميگويد که روي کتاب دادش نقاشي کشيدم و مادر ميگويد که کار بدي کردي و باهم به اتاق داداش مي روند. مادر بگويد که مثل اينکه اين بچه اشتباه بزرگي کرده که شما او را دعوا کرده اي يعني کمک ميکند که جنبه هاي مثبت هر دو طرف را ببيند. بچه بزرگتر مي گويد که اين بچه ي شما چقدر لوس است که کتاب هاي من را خط زده است و مادر مي گويد که کار بدي کرده، الان عذر خواهي ميکند و بچه مي گويد که من عذرخواهي نمي کنم زيرا من را زده است. مادر مي گويد که تو اشتباه کرده بودي و مي گويد که داداشي ميشود که خواهرت را ببخشي ؟ اشتباه کرده و قول مي دهد که به وسايل شما دست نزند. حالا صورت همديگر را بوس کنيد. بيا برويم داداش را راضي بکنيم و دلش را بدست بياوريم. برو در آشپزخانه تا با هم ميوه بياوريم و وقتي بچه ي کوچکتر به آشپزخانه رفت به پسر بزرگتر بگويم که تو نبايد او را مي زدي اين کوچک است و عقلش نمي رسد. کاش در اتاقت را بسته بودي او اشتباه کرده است. من هم حواسم نبود ولي اين کوچک است و همين که تو دستت را به دست کوچک او ميزني او دردش مي آيد. تو هم که کوچک بودي اشتباهات بزرگ ميکردي و ما تو را مي بخشيديم. حالا اگر دعوا بين پدر و بچه باشد چکار کنيم ؟ اگر بچه سن هفت سال باشد اصلا طرف همسرتان را رها نکنيد. مادرها زودتر دچار خطاي احساسي مي شوند زيرا احساسي تر هستند اگر از خودشان مراقبت نکند. اگر به فرض همسرتان اشتباه کرده است سکوت کنيد و سرتان را پايين بيندازيد. اگر خواست بچه را بزند و آسيب جدي بچه را تهديد مي کرد شما حق نداري سکوت بکني، بچه را بردار و بدون اينکه به همسرت پرخاش بکني از اتاق بيرون برو ولي اگرغير از اين بود نگذاريد که بچه از صميميت بين شما و همسرتان استفاده بکند. در خانواده اي که صميميت بين پدر و مادر نمره ي خوبي را مي آورد بچه ها کمتر دچار آسيب هاي اخلاقي مي شوند حتي اگر يکي از والدين بزهکار باشد و مستحق زندان رفتن باشد. يعني والدين همديگر را جلوي بچه خراب نميکنند و مادر طرف بچه را نمي گيرد و طرف همسر را هم نمي گيرد و سکوت مي کند.

    اختلاف روش تربيتي بين پدر و مادر وجود دارد. گاهي بچه ها اعتراض ميکنند. خانمي ميگفت که بچه ام به من ميگويد که تقصير توست که با او ازدواج کردي مثل اينکه اولين خواستگارت بوده است. يعني اين قدر دعوا بين پدر و مادر را مي بينند که به خودشان اجازه مي دهند که اين جوري صحبت کنند. پس جلوي بچه ها از هم جدي حمايت کنيد ولي وقتي خودتان تنها مي شويد با قانون يک باضافه ي شش اشتباهات همسرتان را با محبت به او ياد آوري کنيد. شش تا خوبي همسرتان را به او بگوييد و بعد بگوييد اما کاشکي صبر مي کردي و بچه را اين طور تنبيه نمي کردي. اين بچه خيلي تو را دوست دارد ولي با اين بدرفتاري محبت تو مثل نمک در دل اين بچه مي تواند حل بشود و بدون اينکه بخواهد با تو لجبازي ميکند. من دلم نمي خواهد بچه به تو بي احترامي کند. حال اگر بددهاني پدر رخ داد من بايد کارت شارژ عاطفي بچه را پُر کنم کسي که بد دهان است يعني يک آسيبي در هويت او وجود دارد يعني با افرادي نشست و برخاست کرده که خيلي راحت حرفهاي زشت مي زند يا در دوران کودکي اين کلمات براي او استفاده شده است يا در جامعه خيلي احساس حقارت کرده است. و حقارتش را با فحش دادن مي خواهد حل بکند. اين انسان به درياي محبت احتياج دارد و درمان او با داد و فرياد نيست. در روايت داريم که اگر کسي به شما گفت که اگر يکي بگويي من ده تا جواب مي دهم فوري جوابش را بده که اگر تو ده تا بگويي يکي هم جوابش را نمي شنوي. اين کمک ميکند که فرد کمي به خودش بيايد. سکوت خلاق براي اين جور موقعيت هاست. در اين موقع من بايد به بچه ام بفهمانم که سکوت کن و جواب پدرت را نده و بعد که پدر نبود به بچه بگويد که تو اين قدر پدر را عصباني کردي که حتي خودش از حرفهاي نامناسبي که زده شرمنده است. تو نبايد اين کار را مي کردي گرچه کار پدر هم زشت بود. ما بزرگترها هم گاهي اشتباه ميکنيم ولي تو هم بايد مراقبت کني. اگر انصاف داشته باشيم و همزمان هم هواي پدر و هم هواي فرزند را داشته باشيم قطعا زندگي مان بهتر خواهد شد.
    سوال – سوره بقره آيات 265-269 را توضيح بدهيد.
    پاسخ – آيه آخر مي فرمايد که خدا حکمتش را به هرکسي که شايسته باشد عطا خواهد کرد. حکمت آن چيزي است که وقتي قلب انسان به سمت آن باز بشود نوع نگاهش به کل عالم هستي تغيير مي کند، سبک زندگي اش متفاوت ميشود. خدا مي فرمايد: هر کسي که حکمت را بدست بياورد خير کثير بدست آورده است. هر کسي که چهل روز از خودش مواظبت کند و مراقب دل خودش باشد خدا به او حکمت ميدهد و حتي ميتواند آنرا به ديگران هم بدهد. اين ايام ماه ذيحجه خوب وقتي است براي اين کار.
    سوال – دختر نوزده ساله هستم و تابحال فقط يک خواستگار داشته ام و مادرم عکس من را پيش رمال ها مي برد و به خاله هايم سفارش ميکند که براي من خواستگار پيدا کنند. پدرم هم از اينکه من شوهر نمي کنم ناراحت است. خيلي ناراحت هستم و از رفتارهاي آنها خسته شده ام و احساس ميکنم که اضافه هستم. راهنمايي بفرماييد.
    پاسخ – واسطه گري در ازدواج يک هنر ويژه است که نياز به خلاقيت و توجه زياد دارد. من از اين دختر خانم مي خواهم که نيمه ي پر ليوان را ببيند. بجاي اينکه نکات آزار دهنده را مي بيني يک بار هم نکات مثبت را هم مرور کن. کساني که پي رمال ها مي روند کار درستي نمي کنند در واقع اين کار يک نوع شرک به خداست. کسي که وارد اين کارها مي شود حواسش باشد که نه تنها کار درست که انجام نميدهد بلکه گره ي بيشتري در زندگي خودش و خانواده اش قرار مي دهد. مادرت چون نگران آينده شماست دچار چنين اشتباه بزرگي شده است. اين نگراني قشنگ است. بقول ائمه دختر گلي است خوش بو که پدر و مادر به او علاقه مند هستند اما گاهي رفتار تو تلخ شده است و آنها به خودشان اجازه مي دهند که حس زيباي خودشان را به زشتي به تو نشان بدهند. ميگويند که دلمان ميخواهد تو ازدواج کني و بروي و ما راحت بشويم. در صورتيکه منظورشان اين نيست. هيچ پدر و مادري نيست که بچه اش را راهي خانه ي بخت بکند و ننشيند گريه کند. جاي خالي او را مي بيند و ميگويد که بچه ام الان چکار مي کند با اينکه مي داند او الان راحت است و اين حرفهاي آنها را باور نکنيد زيرنويس اين حرف اين است که دوستت دارم ولي نمي دانم چکار کنم. بهترين راه حل اين است که از فرمول هاي خدا استفاده کنيم. خدا مي فرمايد بعد از من به پدر و مادرت احسان کن و اين بهترين کار است. چيزي که تو را حمايت ميکند احسان به پدر و مادر است که تو از آنها دلخور هستي. به آنها محبت کن. حضرت عيسي فرموده اند که اگر کسي يک سيلي به صورت تو زد طرف ديگر صورتت را هم بياور که سيلي بزند. اين را مي توانيم براي پدر و مادر استفاده کنيم. ممکن است که اين ميوه تلخ باشد ولي ميوه ي آن شيرين است. احسان و احترام بيشتر. و حواست باشد که سني از تو نگذشته است البته در بعضي از شهرها دخترها از 16 سالگي آماده ازدواج مي شوند. تو وقتي رفتار بدي از آنها مي بيني سکوت کن و در اولين فرصت چاي براي مادرت بياور و خوبي هاي مادرت را بگو ولي در آخرش بگو با اينکه شما را خيلي دوست دارم ولي من فکر ميکنم که در اين خانه نان خور اضافي هستم و فکر مي کنم شما از اينکه من ازواج نکرده ام ناراحت هستيد و تمام احساسات منفي خودت را اعلام بکن ولي با يک دنيا احترام و محبت. مطمئنا در مادرت اثر خواهد کرد.
    سوال – من در دوران مجردي دوران گناه آلودي داشته ام الان ازدواج کرده ام و شوهرم در مجردي دوران پاکي داشته است من با اينکه توبه کرده ام ولي وقتي شوهرم را مي بينم احساس گناه ميکنم. چون من گذشته ام را به شوهرم نگفته ام آيا حقي از او ضايع کرده ام ؟
    پاسخ – گناه قطعا اثر خودش را دارد مگر با يک توبه حقيقي اثر آن از بين برود. شما هيچ اشتباهي نکرده ايد که گناهان گذشته ي خودتان را به شوهرتان نگفته ايد بلکه کمک کرديد که يک زندگي خوبي را شروع کنيد. ما حق نداريم ديگران را از گناهان گذشته ي خودمان باخبر کنيم مگر کسي که يک طبيب است و قدرت دارد که به ما کمک کند که اين گناه را پاک کنيم. غير از اين حق نداريم بگوييم. گناه پنهاني به آمرزش خدا خيلي نزديکتر است تا گناه آشکار. و گناهي که گفته ميشود خشم خدا را برمي انگيزد. ايام خوب ذيحجه فرصتي است که شما دوباره با خدا تجديد عهد کنيد. الان حاجيان دور خانه ي خدا ميگردند تا يادمان باشد که زندگي ما مثل يک دايره است که نقطه ي مرکزي آن خداست. يعني خدا محور زندگي ما است. ما شعاعي بشويم بين خدا و خودمان و همه چيز دور خدا بگردد. شما ببينيد که توبه ي شما چقدر قبول شده است که خدا همسر به اين خوبي نصيب شما کرده است. اين کارت آفرين خداست و نشانه ي قبولي توبه ي شماست. رابطه ي خودت با خدا را بهتر کن و ليلي بودن در زندگي خودت، به همسرت محبت بکن و حواست بيشتر به خدا باشد.
    سوال – من با حجاب هستم و مسائل ديني را رعايت مي کند و شوهرم همين طور است. اطرافيانم هم همينطور هستند ولي دختر هفت ساله ي من دوست ندارد به نماز و حجاب اهميت بدهد و از خانم هاي بي حجاب و باکلاس خوشش مي آيد. راهنمايي بفرماييد.
    پاسخ – احتمالا تضاد فرهنگي در بين اقوام نزديک خانواده وجود دارد که درالان خانواده هاي رايج است. شما بدون سرزنش و پرخاشگري بچه تان را به خوبي ها دعوت کنيد از جمله حجاب و نماز. ديگر اينکه از ارتباط عاطفي خودتان با اين بچه مراقبت بکنيد مبادا افرادي که داراي ويژگي مثبت هستند تحقير بکنيد و از افرادي که کارهاي غلط مي کنند مدام تعريف بکنيد. گاهي اوقات شما اشتباهي رفتاري را مي کنيد که نشان ميدهد کسي که رفتارهاي غلط دارد خيلي بهتر از آن کسي است که رفتارهاي خوب دارد. ديگر اينکه در ارتباط عاطفي خودتان در خانه، شاخص هاي زيباشناسي اين بچه را ارضاء کنيد يعني اين امکان را فراهم بکنيد که نوع پوشش و نوع رسيدگي به موها، لباس و رفتارش در خانه خيلي جدي باشد و خودتان هم جدي بگيريد. و به او کمک کنيد که ياد بگيرد که هنر يک زن اين است که زيبايي خودش را در بين محارم خودش داشته باشد تا در بيرون از خانه بتواند خودش را صيانت بکند تا يک زيبايي ماندگار و بهترين حالات روحي را درک کند.


    ارسال دیدگاه


    ارسال

    جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

    دیدگاه ها