برنامه سمت خدا
کارشناس: حجت الاسلام والمسلمين حسيني قمي
موضوع: سيرهي تربيتي امام علي عليه السلام
تاريخ: 22-02-94
بسم الله الرحمن الرحيم و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين
شريعتي: سلام ميگويم به همهي هم وطنان عزيزم خانمها و آقايان خيلي خوش آمديد به سمت خداي امروز. امروز سمت خداييها مهمان بهار فرهنگي پايتخت هستند نمايشگاه بين المللي کتاب تهران همان طور که ديروز هم عرض کرده بوديم خدمت شما برنامهي امروز را از اين جا تقديم نگاه دريايي و آسماني شما ميکنيم خيلي خوشحاليم که در اين لحظات از اين جا به شما سلام ميکنيم. يک تشکر ويژه و مخصوص از همهي دوستان عزيزي که دست به دست هم دادند تا اين ارتباط به صورت زنده و مستقيم تقديم نگاه شما شود. در محضر حاج آقا حسيني قمي هستيم. سلام عليکم و رحمة الله خيلي خوشحاليم خدمت شما در نمايشگاه بين المللي کتاب تهران هستيم.
حاج آقا حسيني: سلام عليکم و رحمة الله عرض سلام و ارادت خالصانه دارم خدمت همهي بينندگان خوب برنامهي سمت خدا چون فردا شب بيست و پنجم ماه رجب شب شهادت امام موسي بن جعفر سلام الله عليهما است شهادت آن حضرت را هم به همهي عزيزان تسليت عرض ميکنم ان شاء الله فردا شب و روز پنج شنبه در مجالس حضرت شرکت خواهند فرمود جمعه هم عزيزان ميدانند بيست و ششم ماه رجب وفات حضرت ابوطالب پدر بزرگوار اميرمومنان سلام الله عليه و بزرگ حامي پيامبر اسلام است اميدوارم که بتوانيم حق اين مطلب را نسبت به اين شخصيت بزرگ و بزرگوار ادا کنيم من ابتدا عرض ميکنم مباحثي در مورد هفتهي گذشته و پيامهاي بينندگان و عکس العمل عزيزان خودمان است که ان شاء الله بعد از تلاوت قرآن بحث خواهيم کرد.
شريعتي: حتما بازتابهاي متفاوتي داشته بعد از تلاوت قرآن در محضر حاج آقا حسيني عزيز خواهيم بود. غرفهي برنامهي سمت خدا و شبکهي سه سيما در نمايشگاه بين المللي کتاب تهران راهرو بيست غرفهي 28 است دوستان ميتوانند محصولات فرهنگي را از اين جا تهيه بکنند و استفاده بکنند. مهمان نهج البلاغهي شريف خواهيم بود.
حاج آقا حسيني: بسم الله الرحمن الرحيم در بخش کلمات حکمت آميز حکمت 372 اميرالمومنين عليه السلام يک بيان بسيارنوراني دارند خطاب به جابر بن عبدالله انصاري يَا جَابِرُ قِوَامُ اَلدِّينِ وَ اَلدُّنْيَا بِأَرْبَعَةٍ (حکمت 372 نهج البلاغه) بسيار بسيار حکمت مثل همهي حکمتهاي اميرمومنان سلام الله عليه است فقط من اجازه ميخواهم خيلي سريع چون مخاطب اين حکمت شخصيت بزرگواري به نام جابر بن عبدالله انصاري است يک اشارهاي ميکنم مشخص شود چه مخاطبي دارد. جابر فرزند عبدالله انصاري است پدر بزرگوارش در جنگ احد به شهادت رسيد فرزند شهيد است ثانيا خودش يکي از مجاهدين رکاب پيامبر است در بسياري از جنگها همراه پيامبر حضور داشته و جالب است من مخصوصا به جوانهاي عزيز ميگويم از بيست سالگي در رکاب پيامبر در همهي نبردها شرکت کرده است مطلب سوم بعد از پيامبر از مجاهدين همراه اميرمومنان سلام الله عليه بود و مطلب چهارم اين داستاني که فراوان عزيزان شنيده اند اولين زائر اربعين سيدالشهدا سلام الله عليه است همراه با عطيه آمد و مطلب پنجم اين که کسي است که اين افتخار را داشت سلام پيامبر را به امام باقر عليه السلام رساند عمر طولاني داشت از پيامبر خدا اميرمومنان تا امام باقر سلام الله عليه 94 ساله بود در مدينه از دنيا رفته است جملهي آخري که اضافه ميکنم مرحوم حاجي نوري در مستدرک الوسائل وقتي به شخصيت اين مرد بزرگوار ميرسد ميفرمايدلَهُ فَضائِل لا اُحصِي فضيلتهاي اين بزرگوار را نميشود به حساب آورد به شماره نميشود آورد اين اجمالي از شخصيت بزرگوار است که مخاطب اين حکمت است البته همهي ما مخاطب اين حکمت هستيم ولي مخاطب اولش جابر است يَا جَابِرُ قِوَامُ اَلدِّينِ وَ اَلدُّنْيَا بِأَرْبَعَةٍ (همان)اگر من بخواهم خلاصهاي از اين حکمت بگويم حضرت امير ميخواهند بفرمايند سعادت دين و دنياي همهي مردم چهار چيز است يک عالماني که به علم خودشان عمل بکنند الگوي عملي جامعه باشند تعليم دوم تعلم آنهايي که بروند از محضر مردمي که بروند از محضر مردمان ديني استفاده بکنند سوم تقسيم عادلانهي ثروت است انسانهاي بخشندهاي که براي جود و بخشش شان بخل نورزند اهل سخاوت باشند و چهارم اگر عدهاي گرفتار فقر بودند صبر بر مشکلات و سختيها مخصوصا حضرت در اين مسئله به مشکل فقر اشاره کرده است اين پيامش است پس پايههاي سعادت يک جامعه تعليم، تعلم تقسيم عادلانهي ثروت و صبر بر همهي مشکلات مخصوصا فقر است يَا جَابِرُ قِوَامُ اَلدِّينِ وَ اَلدُّنْيَا بِأَرْبَعَةٍعَالِمٍ مُسْتَعْمِلٍ عِلْمَهُ (همان) پايهي اول و رکن اول سعادت يک جامعه عامل مستعمل است خيلي مهم است نه هر عالمي عالمي که به علمش عمل بکند من همين آغاز سخن يک داستان بگويم ببينيد نقش تاثير عمل ميدانيد مردم به گفتهها کمتر توجه ميکنند آن چيزي که بيشتر روي مردم تاثير دارد عمل است کردار است يکي از شاگردان مرحوم آيت الله حاج آقا مرتضي حائري تازگي هم از دنيا رفتند نزديک چهلم ايشان است از ايشان شنيدم ايشان ميفرمودند شاگرد حاج آقا مرتضي حائري فرزند موسس حوزهي علميهي قم بودند ميفرمودند وقتي به زندگي خودمان نگاه ميکرديم شاگردان اين بزرگوار اگر دين ما حفظ شد اگر ايمان ما حفظ شد نه مرهون شنيدههاي ما بود مرهون آن چيزي بود که از مرحوم آيت الله حائري ديده بوديم عمل اين مرد بود يعني وقتي اينها به اين شخصيتها نگاه ميکردند خدا ترسي را در زندگي شان ميديدند معاد باوري را در تمام زندگي اينها ميديدند اين بود که اينها را ميساخت اخلاق عملي شان نه فقط صرف گفتار يک داستاني هم از خود مرحوم آيت الله عظمي شيخ عبدالکريم حائري پدر ايشان موسس حوزهي علميهي قم اين هم عجيب است يکي از عزيزان ميفرمودند روزهاي آخر عمرشان بوده در بستر بيماري بودند که بعد از اين بيماري از دنيا رفتند يکي از ارادتمندان ايشان يک گوسفندي را ميفرستد منزل ايشان ميگويد اين گوسفند را قرباني کنند دستور بدهيد قرباني کنند گوشتش را بين فقرا تقسيم بکنند خدا به شما سلامتي برگرداند مرحوم آيت الله عظمي ميفرمايند گوسفند کجاست ميگويند در حياط منزل ميگويند بفرماييد اين گوسفند را شخصيتي با آن همه خدمت موسس حوزهي علميهي قم که من در حالات امام ميديدم به امام گفته بودند چرا مرحوم آيت الله حائري آن قيام و انقلابي که شما کرد شما شاگرد ايشان بوديد چرا ايشان اين کار را در برابر رضاخان نکرد امام فرموده بود حفظ حوزهي علميهي قم که توسط ايشان انجام شد کمتر از قيام و انقلاب ما نبود اين مرد با تمام حسناتي که داشت فرمودند گوسفند را بياوريد آوردند ايشان دستي روي اين گوسفند کشيده بود فرموده بود خوش به حالت تو را قرباني ميکنند گوشتت را يک عده مومنين استفاده ميکنند نيرو ميگيرند نماز ميخوانند دعا ميخوانند نماز شب ميخوانند من چه کنم؟ تو کارت با قرباني تمام ميشود عبدالکريم چه کار بکند؟ چند بار اين جمله را تکرار ميکنند تو که تمام ميشوي ما دلمان براي گوسفند ميسوزد کهاي بابا اين را دارند قرباني ميکنند اگر راستش را بخواهيد گوسفندان بايد دلشان به حال ما بسوزد او قرباني شد تمام شد فرمود عبدالکريم چه کار بکند که مرگ اول حساب کتاب است اينها باور داشتند اين باور ايمان باور معاد اين است که اثر دارد لذا اميرمومنان ميفرمايد ارکان و پايههاي دين چهار چيز است يک عالمي که به علم عمل کند دوم جَاهِلٍ لاَ يَسْتَنْکِفُ أَنْ يَتَعَلَّمَ(همان) ديگران هم حاضر باشند کوتاهي نکنند بروند از محضر عالمان ديني استفاده بکنند امروز حالا اگر بخواهيم واقعا يک گلايهي دوستانهاي هم بکنيم امروز آن تعليم يعني آن تشنگي براي تعليم ما نداريم آن طوري کهبايد باشد درست است مردم برنامههاي رسانه را ميبينند سمت خدايي باشد برنامهي مذهبي باشد اينها کافي نيست ما نگفتيم بياييد نهضت آشتي با نهج البلاغه ايجاد کنيد چقدر جلسهي آشنايي آشتي با نهج البلاغه است. فردا شب شب شهادت امام موسي بن جعفر سلام الله عليهما است يک داستاني از حضرت بگويم در اين بحث خيلي نکتهي زيبايي دارد اين داستان را همهي مصادر قديمي نقل کردند مرحوم کليني در کافي دارد مرحوم شيخ مفيد در ارشاد دارد يک کسي بود در عصر امام موسي بن جعفر سلام الله عليهما به نام عبدالله بن حسن اين آقا معروف بود در جامعه شهرت داشت به اين که آدم خوبي است سه ويژگي درباره اش گفتند كَانَ زَاهِداً مِنْ أَعْبَدِ أَهْلِ زَمَانِهِ يَتَّقِيهِ السُّلْطَانُ لِجِدِّهِ فِي الدِّينِ وَ اجْتِهَادِهِ وَ رُبَّمَا اسْتَقْبَلَ السُّلْطَانَ فِي الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ بِمَا يُغْضِبُهُ وَ كَانَ يَحْتَمِلُ لِصَلَاحِهِ(الخرائج و الجرائح ، ج 2 ، ص 650) در عبادت در زهد نمونه بود بالاتر از اين اهل امر به معروف نهي از منکر بود در حالاتش است حتي با حاکمان زمان خودش اينها را مر به معروف ميکرد نهي از منکر ميکرد آنها هم به خاطر موقعيتي که داشت ملاحظه اش را ميکردند يک وقتي امام موسي بن جعفر اين آقا را ديد اين آقايي که زاهد عابد اهل امر به معروف نهي از منکر است در جامعه معروف به خوبي است خيلي جالب است حضرت به او فرمود مَا أَحَبَّ إِلَيَّ مَا أَنْتَعَلَيْهِ من خيلي دوست دارم حالاتي که تو داري خيلي خوشحالم از حالاتي که داري تو اهل زهد عبادت امر به معروف داري همه چيزت خوب است ولي يک اشکال در زندگي ات است عرض کرد چه اشکالي بفرماييد برطرف کنيم أَنَّهُ لَيْسَتْ لَكَ مَعْرِفَةٌ فَاطْلُبِ الْمَعْرِفَةَبي معرفت هستي خدا پدرش را بيامرزد که سوال کرد معرفت چيست اگر نپرسيده بود هر کس يک جوري تفسير ميکرد حضرت فرمودند قَالَ وَ مَا الْمَعْرِفَةُ قَالَ اذْهَبْ وَ تَفَقَّهْدين را بفهم فقه يعني فهم، فهم دين پيدا کن حديث ياد بگير از راه حديث دين را بفهم همهي اين خوبيها جاي خودش يعني اگر بناست فقط نماز کنيم فقط عبادت کنيم فقط شب زنده داري فراوان شنيده ايم روايات فراوان است چقدر اهل بيت سفارش ميکردند در کنار عبادت تعليم فهم دين است جالب است گفت کجا بروم دين ياد بگيرم حضرت در مدينه بودند فرمودند اين همه فقها در مدينه هستند مالک بن انس است ديگران هستند حضرت يک کار زيبايي کردند خواستند اول عطش و تشنگي در او ايجاد بکنند بعد بيايند سراغ خود حضرت فرمودند اين همه کلاس درس است در مدينه مکتب در برابر اهل بيت فراوان بود مکتب زياد است در اهل بيت برو يکي از اين مکاتب را ولي حضرت رهايش نکرد فرمود هر چه از اين مکتبها ياد گرفتي بياور به من عرضه کن نشانم بده اين رفت يک چند وقتي رفت و لابد دفتري دستکي هر چه ياد گرفته بود آورد خدمت امام گفت محصول اين مدتي که من رفتم اينها بوده جالب است عين روايت اين است حضرت وقتي چيزهايي که ياد گرفته ديد حرفهايي که در مکاتب ديگر ياد گرفته بود رفته بود چند وقت جلسات فقهاي ديگر حضرت وقتي حرف هايش را ديد اَبطَلَهُ کُلَه تک تکش را باطل کرد گفت اين باطل است اين باطل است اينهايي که ياد گرفتي همه اش باطل است من يک آدرسي بگويم دوستان شايد بگويند اين باطل است يعني چه يک کتابي است به نام سيري در صحيحين نوشتهي مرحوم آقاي نجمي از نويسندگان معاصر تازه از دنيا رفتند خدا رحمتشان کنند خيلي هم زحمت کشيدند خيلي هم چاپ شده الآن هم در نمايشگاه انتشارات ناشرين مختلف دارند اين را ايشان يک نگاه اجمالي کرده يک سيري در صحيح مسلم صحيح بخاري اين چيزهايي که از غير مسير اهل بيت است ببينيد خدا را چطور معرفي کردند من وقت نيست وارد جزئيات شوم خدايي که جسم است خدايي که از آسمان هفتم نزول ميکند زمين ميآيد با جسمش ميآيد کلا ببينيد عزيزان ببينند حضرت وقتي رواياتي که درسهايي که در مکتبهاي ديگر ياد گرفته بود گفت فايده ندارد بگذار کنار گفت چه کار کنم گفت برو ياد بگير زرنگي کرد گفت من ديگر جاي ديگري نميروم فرداي قيامت پيش خدا ميگويم خدايا من خواستم تشنه بودم اين آقا دست من را نگرفت ديگر جايي نميروم حضرت ديدند نه آمادگي دارد جلسهاي برايش گذاشتند داستان حقانيت اميرمومنان ولايت اميرمومنان را مفصل بيان کردند ائمه را يک يک تا رسيد به خودشان امام موسي بن جعفر گفت من تازه از راه آمدم ميشود يک معجزهاي هم به من نشان دهيد خيلي زيبا است حضرت فرمودند آن درخت را ميبيني برو به آن درخت بگو موسي بن جعفر ميگويد بيا همين. به هر ترتيب تازه واردي است دلش ميخواهد يک معجزهاي هم باشد رفت به درخت گفت درخت حرکت کرد آمد محضر آقا موسي بن جعفر من به پايان داستان کاري ندارم ولي شاهدم اين است كَانَ زَاهِداً مِنْ أَعْبَدِ أَهْلِ زَمَانِهِ ولي آقا چه چيزي از او توقع داردقَالَ اذْهَبْ وَ تَفَقَّهْ و اُطلُبِ الحَديِث اين جا نمايشگاه کتاب است ما جدا کتاب در زندگي ما نقش ندارد آن هفته نگفتم شهيد مطهري با پنجاه و هفت هشت سال عمر هشتاد و چهار کتاب از او منتشر شده ما هشتاد و چهار کتاب مطالعه کرده ايم؟ نه يک کتاب برداريم چند صفحه بخوانيم بگذاريم کنار پس حضرت فرمودند ارکان دين و دنياي مردم پايههاي دين و دنياي مردم چهار چيز است عالمي که به علمش عمل بکند جاهلي که برود ياد بگيرد و جَوَادٍ لاَ يَبْخَلُ بِمَعْرُوفِهِ آدمهاي بخشندهاي که اهل جود و بخشش باشند اگر کسي ثروت دارد سخي باشد باز من فقط يک جمله اشاره ميکنم مجال کم است ميخواهيم در بخش دوم مطالب بيشتري عرض بکنيم اگر کسي اين حديث از امام صادق استما هم بايد بشارت داشته باشيم هم انذار نميشود همه اش بشارت باشد هر دوي آن لازم است امام صادق فرمود مَا آمَنَ بِاللهِ وَ لَا ِبرَسُولِهِ وَ لَا ِبوِلَاَيتِنا به خدا به رسول به ولايت ما اهل بيت ايمان نياورده چه کسي؟ مَن اِذَا عَطَاهُ کسي که اگر برادر مومنش بيايد در يک گرفتاري به او مراجعه بکند لَم يَضحَک فِي وَجهِهِ با خنده با خوش رويي از او استقبال نکند نه اين که حاجتش را برآورده کند آن جاي خودش يک گرفتاري آمد لبخند بزند با شادي برخورد کند آقاي ثروتمند آقايي که پولي شغلي مسئوليتي داري اگر کسي به تو مراجعه کرد با شادي نه با بداخلاقي الآن عزيزان ميگويند خيلي وقتها به ما مراجعه ميکنند توان انجامش را نداريم حضرت تکليف آنها را مشخص کرده فرمود اگر ميتواند حاجتش را برآورده کند اگر نميتواند واسطه شود از آبروي خودش مايه بگذارد بنابر اين بخش سوم ثروتمنداني که اهل جود و بخشش باشند.
شريعتي: اين هم يکي از پايهها است.
حاج آقا حسيني: بله و فَقِيرٍ لاَ يَبِيعُ آخِرَتَهُ بِدُنْيَاهُ اگر کسي گرفتار فقر است در گرفتاريها فَقِيرٍ لاَ يَبِيعُ آخِرَتَهُ بِدُنْيَاهُ درست است آدمهاي ثروتمند وظيفه دارند اگر آنها به وظيفه شان عمل نکردند فقير هم به خاطر فقر آخرتش را به دنيا نفروشد جواد و بخشنده وظيفهاي دارد جاي خودش اما اين بهانه نميشود فقير بگويد او به وظيفه اش عمل نکند من در فقر گرفتارم من هم دين فروشي ميکنم. حضرت ميفرمايد وَ إِذَا بَخِلَ اَلْغَنِيُّ بِمَعْرُوفِهِ بَاعَ اَلْفَقِيرُ آخِرَتَهُ بِدُنْيَاهُ معروف اگر پولدارها کوتاهي کردند درست است فقير نبايد دين بفروشد ولي گاهي اين طوري پيش ميآيد ولي وَ إِذَا بَخِلَ اَلْغَنِيُّ بِمَعْرُوفِهِ بَاعَ اَلْفَقِيرُ آخِرَتَهُ بِدُنْيَاهُ فقرا آن وقت اگر دينشان را فروختند اين گناهش گردن چه کسي است؟ اين هشدار است اين را زياد بينندگان شنيدند اگر يک فرزندي وقت ازدواجش باشد پدرش کوتاهي بکند و گناهي مرتکب شود در عين حالي که او گناه کار است ولي پدر هم مقصر است من ميخواهم بگويم اين کلام اميرمومنان است باور بکنيم اگر کساني ميتوانند گرفتاري گرفتارها را برطرف بکنند کوتاهي نکنند و اگر کوتاهي کردند آنها دين فروشي کردند گناه خودشان سر جايش ولي اينها در آن گناه سهيم هستند آن هفته عرض نکرديم؟ اگر دوازده ميليون جوان وقت ازدواجشان است و نتوانستند ازدواج بکنند آنها به گناه افتادند گناهشان سر جاي خودش است ولي مني که ميتوانستم قدمي بردارم و کوتاهي کردم يادم باشد در آن گناه سهيم هستم
شريعتي: خيلي ممنون مستفيذ و بهره مند شديم مثل هميشه خيلي خوشحاليم از نمايشگاه بين المللي کتاب تهران همراه شما هستيم به تعبير مقام معظم رهبري اين جا بهار کتاب است انس ما با مطالعه بيشتر شود خيليها گفتند ما شهرستان هستيم نميتوانيم در نمايشگاه شرکت بکنيم به ياد همه تان هستم دوستاني که ميخواهند محصولات فرهنگي و کتابهاي معرفي شده در برنامه را تهيه بکنند ميتوانند به سايت ما مراجعه بکنند دوستان به آنها خواهند گفت که چگونه محصولات فرهنگي و کتابها را تهيه بکنند مشرف ميشويم به محضر قرآن کريم طبق قرار امروز برميگرديم صفحهي 444 آيات 55 تا 70 سورهي مبارکهي يس ان شاء الله لحظه لحظهي زندگيتان منور به نور قرآن باشد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
إِنَّ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فِي شُغُلٍ فَاكِهُونَ ???? هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِي ظِلَالٍ عَلَى الْأَرَائِكِ مُتَّكِؤُونَ ???? لَهُمْ فِيهَا فَاكِهَةٌ وَلَهُم مَّا يَدَّعُونَ ???? سَلَامٌ قَوْلًا مِن رَّبٍّ رَّحِيمٍ ???? وَامْتَازُوا الْيَوْمَ أَيُّهَا الْمُجْرِمُونَ ???? أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ???? وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ ???? وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنكُمْ جِبِلًّا كَثِيرًا أَفَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ ???? هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ ???? اصْلَوْهَا الْيَوْمَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ ???? الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ وَتُكَلِّمُنَا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ ???? وَلَوْ نَشَاء لَطَمَسْنَا عَلَى أَعْيُنِهِمْ فَاسْتَبَقُوا الصِّرَاطَ فَأَنَّى يُبْصِرُونَ ???? وَلَوْ نَشَاء لَمَسَخْنَاهُمْ عَلَى مَكَانَتِهِمْ فَمَا اسْتَطَاعُوا مُضِيًّا وَلَا يَرْجِعُونَ ???? وَمَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ أَفَلَا يَعْقِلُونَ ???? وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَمَا يَنبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَقُرْآنٌ مُّبِينٌ ???? لِيُنذِرَ مَن كَانَ حَيًّا وَيَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكَافِرِينَ ????
ترجمه:
همانابهشتيان درچنين روزي درسرگرمي وصف ناپذيري شيرين کام وخوش اند. (??) آنان و همسرانشان در زيرسايه هايي [آرامبخش] برتختهايي [آراسته چون حجله عروس] تکيه ميزنند. (??) براي آنان در آنجا ميوهها [ي عالي و مطبوع] و آنچه دلشان بخواهد فراهم است. (??) باسلام [ي پرارزش و سلامتبخش] که گفتاري از پروردگاري مهربان است. (??) و [نداآيد:] اي گناهکاران! امروز [ازصف نيکان] جداشويد. (??) اي فرزندان آدم! آيا به شما سفارش نکردم که شيطان را مپرستيد که او بي ترديد دشمن آشکاري براي شماست؟ (??) واينکه مرا بپرستيد که اين راهي است مستقيم، (??) وهماناشيطان گروه بسياري ازشما را گمراه کرد ،آياتعقّل نميکرديد [که پيروانش به چه سرنوشت شومي دچار شدند؟] (??) اين است دوزخي که به شما وعده ميدادند. (??) امروز به کيفر کفري که همواره ميورزيديد ،درآن درآييد. (??) امروز بر دهانهايشان مُهرخاموشي نهيم و دستهايشان با ما سخن ميگويند و پاهايشان به اعمالي که همواره مرتکب ميشدند ،گواهي ميدهند! (??) واگربخواهيم [درهمين دنيا] ديدگانشان را محو ميکنيم ،پس به [سوي همان] راه [گمراهي] بر يکديگر پيشي ميگيرند؛ نهايتاً چگونه و کجا ميتوانند [صراط مستقيم را] ببينند؟ (??) و [نيز] اگربخواهيم آنان را درجاي خودشان مسخ ميکنيم، [و به صورت جمادي خشک در ميآوريم] که نه بتوانند بروند و نه بازگردند، (??) و به هرکس عمرطولاني دهيم،او را درعرصه آفرينش [به سوي حالت ضعف، سستي،نقصان و فراموشي] واژگونش ميکنيم ؛پس آيا تعقّل نميکنند؟ (??) و به پيامبر،شعر نياموختيم و [شعرگويي] شايسته او نيست. کتاب [او] جز مايه يادآوري وقرآني روشنگر [حقايق] نيست، (??) تا کساني راکه [به عقل و هوش واستعداد] زنده اند هشدار دهد، و فرمان عذاب بر کافران محقق و ثابت شود. (??)
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
شريعتي:خيلي خوشحاليم همراه شما هستيم و در کنار شما امروز سمت خداييها مهمان نمايشگاه بين المللي کتاب تهران هستند اشارهي قرآني امروز را حاج آقاي حسيني فرمايند
حاج آقا حسيني: آيهي 63 که تلاوت شد «هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي كُنتُمْ تُو عَدُونَ»من يک داستاني بگويم خدا رحمت کند مرحوم محمد قمي مرحوم شيخ عباس صاحب مفاتيح آقا زادهاي داشتند به نام حاج ميرزا علي آقاي محدث زاده ايشان ميفرمودند پدر ما در طول سال يک ساعت به اذان صبح بيدار ميشدند نماز شب ميخواندند که ما گاهي با صداي گريهي پدرمان از خواب بيدار ميشديم ميفرمودند يک شب بعد از نماز شبشان شروع کردند سورهي يس را تلاوت کردن که قلب قرآن است و خيلي سفارش شده رسيدند به اين آيه «هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ»آن قدر گريه کردند که از اين آيه رد نشدند تا اذان صبحگريه کردند و تکرار ميکردند ما بعضيها باور داريم گفتم باور ميخواهد مرحوم آقاي حائري باور داشت امام باور داشت اين مرد بزرگ باور داشت بعضيها بازي ميکنيم با آيات يک سلطان ظالم جائر خون آشامي به وزيرش گفت ما تصميم گرفتيم براي بعد از مرگمان سنگ قبري درست کنيم چه بنويسيم روي سنگ قبر گفت قبلهي عالم شما کجا به فکر قبر و سنگ و قيامت هستيد گفت حالا خواستند بعد از مرگشان يک تشکيلاتي راه بيندازند گفت نه ما تصميم گرفتيم تو فقط بگو چه مناسب است روي سنگ قبر بنويسيم بعد از مدتي خبر آورد گفت من فکر کردم هيچ آيهاي مناسب تر از اين آيه نيست گفت روي سنگ قبرت بنويس «هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي كُنتُمْ تُو عَدُونَ»روايت هم داريم که الْقَبْرُ رَوْضَةٌ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ أَوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ النَّار(بحارالانوار،ج6، ص 205) ان شاء الله خدا به همهي ما رحم بکند.
شريعتي: ان شاء الله خيلي ممنون حيف است در نمايشگاه کتاب باشيم و کتاب معرفي نکنيم دو کتاب دست من است دوستان نشان بدهند از تاليفات حاج آقاي حسيني عزيز ما است سيرهي علوي در دو جلد سيرهي تربيتي و اخلاقي و حکومتي امام علي عليه السلام مجموعه مباحث سمت خداست که حاج آقا حسيني کتاب را به رشتهي تأليف در آوردند دست مريزاد و خدا قوت خدمت شما و بازخواني تاريخ کربلا اين کتاب هم بسيار کتاب خوبي است من تورق کردم کتاب بسيار جامعي است چهارده مجلس عاشورايي اين هم از تاليفات حاج آقاي حسيني عزيز ماست سلسله مباحث برنامهي سمت خدا که دوستان تهيه بکنند و بهره مند شوند در نمايشگاه بين المللي کنتاب غرفهي شبکهي سه و برنامهي سمت خدا راهرو بيست غرفهي شماره 28 است دوستان مراجعه بکنند کتابها را تهيه بکنند يا براي ما پيامک ارسال بکنند يا به سايت ما مراجعه بکنند samtekhoda3.ir با توجه به فرمايشات شما در هفتهي گذشته بازتابهاي بسيار متفاوتي داشته من پيامها را خواندم پيامهاي بسيار عميقي رسيد مردم هم بسيار متاثر شدند هم اين که با آن درک و فهم عميقشان نکاتي را متذکر شدند که من احساس ميکنم حيف است در برنامهي امروز به آن نپردازيد. شما که ميدانيد ما برنامهي اين هفته را هفتهي گذشته ضبط کرده بوديم صادقانه خدمت بينندگان عزيز عرض بکنيم ولي تحت تاثير آن همه پيام محبت آميزي که مردم داشتند من به تهيه کنندهي خوب برنامه جناب رکني گفتم که براي احترام به اين همه پيامهاي محبت آميز ما بياييم برنامه را زنده برگزار کنيم و مخصوصا امروز هم در نمايشگاه اين برنامه برگزار شد با همهي گرفتاريهايي که داشتم به دوستان هم عرض کردم امروز را تا غروب بمانم در نمايشگاه براي اين که از نزديک به اين همه اظهار محبت.
شريعتي: بينندگان عزيز بخشي شان در استوديوي ما حضور دارند دوستان تصوير جمعيت را نشان بدهند بدانند دوستداران برنامهي سمت خدا اين جا حاضر هستند.
حاج آقا حسيني: من خدا شاهد است بدون مبالغه عرض ميکنم به قدري پيامها زيبا بود محبت آميز بود در ارتباط با موضوعي که هفتهي گذشته داشتيم در مورد اين که بايد به هم برسيم گرفتاريهاي همديگر را برطرف کنيم درد هم را بفهميم چرا کوتاهي ميکنيم خيلي پيام بود من آن هفته گفتم به خاطر تألمات روحي من با برنامه خداحافظي کنم من نميدانم اين را بگويم يا نه شما پيامها را ديديد به قدري پيام از خارج از کشور بود شخص مطرح نيست به برنامه مردم انس و علاقهاي دارند و الا من قابل نيستم من صادقانه عرض ميکنم پيامها را که مطالعه کردم باز اشک ما در آمد ولي اين مرتبه از اظهار محبتي که عزيزان داشتند. نتيجهي آن هفته من ميخواهم يک مطلبي را اين هفته عرض بکنم بلکه ان شاء الله اين همه هم ياري بينندگان به يک ثمرهاي برسد ما با دوستان کارشناس صحبت کرديم مشورت کرديم جلساتي داشتيم به اين نتيجه رسيديم الآن خيليها در پيامها نوشتند که خود سمت خدا بيايد صندوق قرض الحسنه تشکيل بدهد خود شما بياييد ما به شما اعتماد داريم هر چه شما بگوييد پول بدهيم شما واسطه شويد به نيازمندان يا قرض الحسنه عزيزان بيننده ميدانند اين واقعا کار پيچيدهاي است کار برنامه نيست اين خودش تشکيلات بسيار مفصلي ميطلبد حالاما گيرم به صد نفر به هزار نفر رسيديم به ده هزار نفر رسيديم مشکل يک کشور هفتاد ميليوني اين طور حل شدني نيست ما با کارشناسان به نتيجه رسيديم من با يک مقدمهاي پيشنهاد را عرض ميکنم بينندگان عنايت بکنند عزيزان مخصوصا قديميها بيشتر يادشان است در گذشته يک جلساتي بود در محلات و شهرستانها به آنها ميگفتند سياره حالا ميگويند جامعه انجمن هيئت قديمها ميگفتند سياره در خانهها ميچرخيد کارش چه بود؟ يک عالم ديني دعوت ميکردند يک جلسه داشتند سه کار اصلي داشتند يکي تلاوت قرآن بود بحث قرآن تلاوت قرآن آموزش قرآن فهم قرآن تفسير قرآن بود همهي کارهاي قرآني بود دوم احکام بود مسائل ميگفتند احکام ديني شان را ياد ميگرفتند نماز حمد و سوره شان را نمازشان را درست ميکردند من سوال ميکنم عزيزان قديما که رسانه نبود اين همه جلسات گسترده نبود شما دين تان را کجا ياد گرفتيد در همين جلسات و سيارهها نبود همين هيئتهاي خانگي و ماهانه و هفتگي و محلي نبود؟ اين کار دوم يکي قرآن با همهي محورها احکام با همهي محورها سوم به فرياد هم ديگر رسيدن گرفتاريهاي همديگر را برطرف کردن صندوق قرض الحسنه بود جهيزيهي دختري را بخواهند تامين بکنند بود يک کسي مريض بود به عيادتش بروند معرفي مورد ازدواج بود همه چيزش بود ما تا برنگرديم من با همهي وجود عرض ميکنم تا باور نکنيم و برنگرديم به همان کارهاي قديمي خودمان مشکلات حل نميشود هر کسي در محلهي خودش جلسهاي بگيرد همان جلسات هيئتها حالا ميگويند هيئت انجمن سيارههاي قديمي را داشته باشيم هم قرآن در آن باشد معارف باشد نهج البلاغه باشد رفع گرفتاري باشد اين طرح را ان شاء الله کارشناسان پيگيري ميکنند مخاطبين هم امکان آمادگي بکنند.
شريعتي: ما هم در حد بضاعت ميتوانيم حمايت بکنيم.
حاج آقا حسيني: ان شاء الله من يک بار ديگر با کمال تواضع تقدير تشکر ميکنم امروز آمديم در نمايشگاه که حضوري تا غروبي بعضيها من واقعا شرمنده ام يک آقايي پيام داده بود آقاي شريعتي ما که ايشان نيستيم شما به ايشان بگوييد ما ميخواهيم دست آقاي حسيني را ببوسيم من دست بينندگان و پاي عزيزان را ميبوسم اين جا آمدم بمانم چند ساعتي دست عزيزان را ببوسم ولي دل ما ميخواهد يک کاري شود بلکه ان شاء الله از همين جا شروع شود ان شاء الله بينندگان همراهي بکنند.
شريعتي: ان شاء الله فکر ميکنم اتفاق خوبي خواهد افتاد اگر مردم خوب مان فرد فردشان احساس مسئوليت بکنند دست به دست هم بدهند جز با کمک آنها اين اتفاق ميسر نيست ما هم در خدمت آنها هستيم
حاج آقا حسيني: من به يک سلسله پيامها هم اشارهاي ميکنم و اداي احترامي به حقوق آنها کرده باشم يقين داشته باشند که ما پيامها را ميخوانيم دهها پيامک بود در مورد موضوع کفارات يک بار ديگر اشاره کنم عزيزي نوشته بود خيلي شما آسان گرفتيد يا بيان شما خيلي روشن نبود. من اين را اشاره ميکنم خيلي ساده عرض ميکنم اگر کسي ماه رمضان مثلا سال گذشته سه سال گذشته پنج روز روزه نگرفته ده روز روزه نگرفته مريض بوده مسافرت بوده روزه نگرفته در فاصلهي تا اين رمضان بايد بگيرد اگر نگرفت در اين يازده ماه در اين فاصله روزه را قضا نکرد مثلا مال سه سال قبل بوده هنوز نگرفته دو ماه رمضان از آن گذشته اگر از رمضان آمديم بيرون تا فاصلهي رمضان بعد قضاي آن روزهها را نگرفتيم قضاي روزه جاي خودش يک دانه بايد قضا بکند مسافرت بوده مريض بوده اما يک جريمه هم دارد کفاره است کفاره اش چقدر است؟ خيلي ساده عرض ميکنيم براي هر روز 750 گرم گندم يا نه آسان تر يک کيلو نان بعضيها گفتند شما گفتيد يک دانه نه يک کيلو پس يا 750 گرم گندم يايک کيلو نان مثلا اگر من از سه سال پيش بعضيها نوشتند در دفترهايشان ده روز روزه داشتيم مال سالهاي قبل ماه رمضان گذشته نگرفتيم ده روز قضايش را به جا بياورند ده کيلو نان يا 10 تا 750 گرم براي ده روز به فقير بدهند هر کسي هر فقيري که سراغ داريم فقير را هم گفتيم اين نيست که رو به قبله خوابيده باشد دخل و خرجش با هم نخواند اين فقير است اين مال کساني است که ميگويند کفارهي تاخير جريمهي اين که به تاخير انداختند اما اگر کساني عمدا خوردند اين را زياد در پيامها داشتيم بالاخره شيطان بازي داده جواني بودم به هر دليلي يک روز روزه ام را عمدا خوردم چه کار کنم؟ رسالهها نوشته قضايش جاي خودش اما بايد يکي از سه کار را انجام دهد شصت مسکين را اطعام بکني يا شصت روز را روزه بگيري يا شصت برده آزاد بکني اين را که ميگويي مردم پشيمان ميشوند خدا رحمت کند آيت الله زنجاني سيد احمد زنجاني ميفرمودند آسان بگيريد مردم مشتري شوند نماز شب نگوييد چهل مومن و سي صد استغفرالله نه يازده رکعت مستحب است بقيه اش را نخواندي مردم مشتري ميشوند من ميخواهم آسان بگويم نه اين که حکم را عوض کنم شصت روز روزه نميشود شصت برده از کجا بياوريم بردهاي نيست شصت مسکين را اطعام کنيد يعني شصت نفر را برويم چلو کباب بدهيم نه آسان است براي يک روز که عمدا خورديد باز شصت کيلو نان به فقير بدهيد يا شصت تا 750 گرم که ميشود چهل و پنج کيلو به شصت فقير بدهيد فرقي که با آن قبلي دارد اين است که آن جا همه اش را ميشود به يک فقير داد ولي اين جا به شصت فقير بايد پيدا کنيد براي يک روز بدهيد اين يک کم سخت است اين را آقايان خانمها اگر ميخواهند انجام بدهند خيالشان را راحت بکنند به دفاتر مراجع تحويل بدهند پولش را بدهند به دفاتر مراجع آنها شصت فقير که هيچ شش هزار فقير به آنها مراجعه بکنند پس در عمدي براي هر روز 45 کيلو گندم يا به شصت فقير يا پولش را بدهند به دفتر مراجع که آنها به شصت فقير بدهند
شريعتي: پولش را نميشود به شصت فقير داد؟
حاج آقا حسيني: سوال خوبي است ميشود ما پولش را خودمان بدهيم در آن قصهي بخش اول يا دوم پول را اگر بخواهيم به فقير بدهيم بايد فقير را وکيل کنيم خودش برود نان بخرد بگوييم آقاي فقير من شصت کيلو نان ميخواستم صد کيلو نان زياد داشتيم هر چه ولي اين پول را شما وکيل هستيد از طرف من نان را بخريد توجه داشته باشد فقير که نان را دارد به وکالت من ميخرد اگر نه توجه داشته باشد به فقير مطمئن باشيد که اين کار را ميکند پول را نرود خرج ديگري بکند هر وقت پول نان بخرد اين در ذهنش باشد اين را دارم از طرف آقايي که کفاره داده ميخرم اين را عزيزان مخصوصا از فيض ماه رجب عقب نمانند يک مسئلهي ديگري بينندگان خيلي پيام داده بودند ما بحث بيمهي موتور را گفته بوديم ما گفتيم 100 هزار تومان بينندگان گفتند معلوم شد شما موتور نداريد راست ميگويند ما موتور نداريم گفتند 100 تومان نيست سي صد تومان است سي صد تومان هم به هر شکلي است ديهي 220 ميليوني دارد خداي نکرده حادثهاي پيش نيايد گرفتار نشويم بعضي از بينندگان حرف خوبي نوشتند که ما حاضر هستيم وقتي ميرويم بيمه مان را يک ماه دو ماه با تاخير که ميرويم بيمه جريمهي اين دو سه ماه را ميگيرد من از شما سوال ميکنم اگر شما ماشين تان را يک ماه دير برويد بيمه بکنيد اگر در آن يک ماه اگر حادثهاي به شما پيش بيايد بيمه به شما خسارتي ميدهد؟ نخير پس چرا جريمه اش را ميگيرد؟ در آن ايام به شما خدمت نميدهد اگر شما ايامي که بيمه تان تمام شده به شما خسارت نميدهد چرا شما جريمه ميدهد عزيزان در پيام هايشان نوشتند کجاي اسلام براي کار نکرده جريمه ميگيرند اگر ميخواهيد اينها تنبيه شوند بسم الله اين بايد برود بيت المال مثل بانکها جريمهي ديرکرد حتي اگر بشود راهي برايش پيدا کرد نبايد در جيب بانک برود اين را هم باز پيشنهاد داده بودند که متاسفانه بيمه شرطش گواهينامه است گواهينامه شرطش پايان خدمت است نوشت ما حاضر هستيم برويم ولي پايان خدمت نداريم بنابراين گواهينامه نميتوانيم بگيريم که برويم بيمه بگيريم درست است يک سري محروميتها براي اينهايي که نرفتند خدمت سربازي است ولي بايد بروند ولي محدوديتها را حذف کنند سند به نامشان نميشود خيلي محروميتها است ولي اين يک محروميت جان مردم است اين همه زنداني داريم اخيرا يک طرحي در مجلس تصويب شد ولي شنيدم نيروي انتظامي مخالفت کرده که درست نيست اين حرف مردم است اينها حتما بايد بروند سربازي جاي خودش محروميتهاي ديگر باشد حالا اين محروميتها باشد چطور ميشود؟ سربازي نرفته ولي گواهينامه بگيرد بيمه کند اين همه زنداني براي بيمه نداشته باشيم خيليها درگير هستند و حرف آخري که اگر در دقيقهي آخر من اضافه کنم باز به احترام پيامهايي که بينندگان عزيز دارند نوشتند بحثي که در مورد ازدواج زناني که شوهرانشان از دنيا رفته يا مرداني که همسرانشان از دنيا رفته ما گفتيم انصافا چيز عجيبي است در جامعهي ما خانمي شوهرش از دنيا رفته دو سال بعد هم بخواهد ازدواج بکند جامعه نميپذيرد يا به عکس اين را هم ان شاء الله بايد مفصل بپردازيم. من دعايي بکنم خيلي در پيامها بود من باز هم اعتراف ميکنم نه به دعاي خودمان ولي به ميليونها آميني که در برنامه است اميدواريم تقاضا ميکنم از بينندگان هر کس هر کجا گفتيم دل شکسته پاي اين برنامه زياد است سه مرتبه اين آيه را دعا کنيم اعوذ بالله من الشيطان الرجيم «أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ» (نمل/62)
خدايا به حق محمد و آل محمد همهي آنهايي که پاي اين برنامه هر حاجتي دارند به حق صديقهي طاهره به حق آقا موسي بن جعفر که فردا شب شهادتشان است حوائجشان را برآورده به خير بفرما مريض هايشان را لباس عافيت بپوشان رفع همّ و غم و گرفتاري از همه شان بفرما.
شريعتي: ان شاء الله خيلي ممنون والحمدلله رب العالمين و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين.