اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

95-02-13-حجت الاسلام و المسلمين فرحزاد - وصيت رسول گرامي اسلام به حضرت علي (ع)

معرفی برنامه

برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: وصيت رسول گرامي اسلام به حضرت علي
كارشناس: حجت الاسلام و المسلمين فرحزاد
تاريخ پخش: 13-02-95

بسم الله الرحمن الرحيم و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين
کجاي وسعتي از آفتاب گردان‌ها *** نشسته به تماشاي ما پريشان‌ها؟
کجاي اين شب مهتاب مي‌زني لبخند *** به روي مزرعه آفتاب گردان‌ها
شهيد باغ اشارات چشم‌هاي تو اند *** که مانده اند در اوصافشان غزل خوان‌ها
تمام جاده چراغاني نفس هايت *** نشسته اند به پابوسي خيابان‌ها
زمين قلمرو گل‌هاي افتابي توست *** زمان پر از هيجان شکوفه باران‌ها
دوباره دست تکان مي‌دهي بر آن سوها *** دوباره حس شگفتي است در نيستان‌ها
کنار تپه‌ي نرگس مسافري مي‌خواند *** خوشا هواي تو و جشن گل به دامان‌ها
درا که تفرقه تعطيل کرده عاطفه را *** پرندگان پراکنده اند انسان‌ها !
بهر مي‌رسد از راه تازه مثل ظهور *** خوش است فرصت گل چيدن از فراوان‌ها

شريعتي: سلام به همه‌ي شما دوستان خوب خيلي خوش آمديد به اين سمت خدا دلتان گرم به محبت اهل بيت عليهم السلام باشد خوشحاليم در کنار شما هستيم سلام عليکم حاج آقا فرحزاد.
حاج آقا فرحزاد: سلام عرض مي‌کنم خدمت شما و بينندگان عزيز و مهربان و شنوندگان راديو قرآن. جا دارد تشکر مي‌کنم از اين عزيزاني که ارتباط صوتي را هم فراهم کردند که اين دو سه هفته پيام‌هاي بسيار زيادي بود که تشکر کردند از اين که اين برنامه از راديو قرآن پخش مي‌شود.
شريعتي: بله از طريق موبايل هم مي‌توانند بشنوند نرم افزار ايران صدا را مي‌توانند از سايت ما دريافت بکنند و بشنوند.
حاج آقا فرحزاد: گفت گر گدا کاهل بود تقصير صاحب خانه چيست تکرار برنامه هم بعد از اذان صبح شده عزيزان معمولا بعد از اذان صبح بيدار هستند مي‌توانند پيگيري بکنند و ببينند روز معلم و کارگر را که گذشت گرامي مي‌داريم بسياري از اساتيد ما از دنيا رفتند من يادم هست يکي از نزديکان آيت الله بهجت مي‌گفتند ايشان هر روز براي پدر مادر و معلم‌ها و اساتيدش نماز مي‌خواند و دعا مي‌کرد و زيارت مي‌خواند اين قدرشناسي خيلي مهم است خدا برکت مي‌دهد يکي از نزديکان گفت شما چقدر دعا مي‌کنيد براي آن‌ها فرمودند به عدد موهايي که در سر دارم افرادي که در زندگي من نقش داشتند بهجت بهجت شده بسيار رويش کار شده معلم‌ها اساتيد بزرگان دعاي پدر مادرها و اساتيد بزرگي روي ما کار کردند اگر کسي شکر اين‌ها را به جا نياورد شکر خدا را به جا نياورده اگر مي‌خواهيد خير و برکت باشد هميشه تعظيم معلم بزرگ داشت معلم قدر شناسي از معلم داشته باشيد آن‌هايي که از دنيا رفتند برايشان طلب مغفرت و آمرزش بکنيد آن‌هايي که هستند تشکر بکنيد اين روزها از کارشناسان سمت خدا تشکر کردند يا روز معلم را تبريک گفتند صميمانه از آن‌ها تشکر مي‌کنيم ان شاء الله خدا برکت بدهد به مال و جان و عمر و علوم و همه‌ي نعمت‌هايي که خدا به آن‌ها عطا کرده امشب هم شب شهادت امام هفتم است تسليت عرض مي‌کنيم خدمت بينندگان ان شاء الله با امنيت کامل همه زيارت بکنند در آستانه‌ي مبعث هم هستيم ان شاء الله قدر روزهاي باقيمانده‌ي ماه رجب را بدانيم.
شريعتي: ان شاء الله روزهاي دوشنبه ما وصيت نبي مکرم اسلام به حضرت علي را مرور مي‌کنيم نکات خيلي خوبي را در جلسات گذشته شنيديم بحث صبر و شکر را در جلسه‌ي گذشته مفصل پرداختيم وعده داديد که از قناعت مي‌گوييد.
حاج آقا فرحزاد: بسم الله الرحمن الرحيم اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم همان طور که هفته‌هاي گذشته عرض کرديم در وصايايي که پيغمبر عظيم الشان به حضرت علي عليه السلام دارند فرمودند مومن سزاوار است که هشت خصلت داشته باشد وَقُوراً عِنْدَ الْهَزَاهِزِ صَبُوراً عِنْدَ الْبَلَاءِ شَکُوراً عِنْدَ الرَّخَاءِ (کافي، ج 2، ص 47) اين‌ها را توضيح داديم وقار و صبر و شکرگزاري اين صفات تقريبا به هم پيوسته است پيوند دارد ربط دارد کسي که شکرگزار باشد مثلا ما حديث داريم اَشکَرَکُم اَقنَعَکُم يعني هر کس که بيشتر شکرگزار است قانع تر است يعني به آن داده‌هايي که خدا مرحمت کرده بسنده مي‌کند شکرگزاري مي‌کند خدا بيشتر مي‌کند اين‌ها به هم پيوند دارد علامت ديگري که حضرت بيان کردند قَانِعاً بِمَا رَزَقَهُ اللَّهُ عزوجل اهل قناعت است يک علامت مومن قانع بودن است حالا اين قانع بودن يعني چه؟ اول يک مقداري درباره اش توضيح بدهيم و بعد آثار و برکاتي که خدا در قناعت گذاشته که خيلي آثار و برکاتش فوق العاده است همان طور که عزيزان بيننده بحث صبر را پيگيري کردند و خيلي بازتاب خوبي داشت دوست دارم اين بحث قناعت را هم پيگيري بکنند من معتقد هستم يک راه مشکلات اقتصادي شکرگزاري است که خدا نعمت را زياد مي‌کند يکي اش هم قانع بودن است يعني سپر حوادث مشکلات اقتصادي و بيمه شدني که ما به فقر نخوريم دچار بحران‌ها نشويم در مسائل اقتصادي يا همين اقتصاد مقاومتي وابستگي به خارج و اطرافيان نداشته باشيم وابسته به بانک‌ها به رباهاي بيجا سود‌هاي کلان نداشته باشيم يا ديرکردهايي که ريشه‌ي طرف را در مي‌آورد يکي از راه‌هاي اساسي اش قناعت است و در مقابلش حرص و طمع زياده خواهي و زياده طلبي انسان را به همه‌ي مهلکات مي‌رساند عزيزان حتما پيگيري بکنند چون در برنامه‌ي سمت خدا مفصل مطرح نشده قناعت يک صفت دروني است يک حالت است و هم در رفتار و اعمال ما بايد خودش را نشان بدهد مثل بقيه‌ي چيزها هم صبر هم شکر هم زباني است هم قلبي است هم عملي است همه‌ي اعمال اين طور است ايمان هم اعتقاد قلبي است هم اقرار به زبان است و هم عملي است به رفتار ما است همه‌ي موضوعات و صفات هم دروني است هم بيروني آدم‌هاي قانع زود راضي مي‌شوند به کمترين خوراک پوشاک راضي است به زندگي ساده راضي است صرفه جويي دارد در درونش نارضايتي ندارد زياده خواهي ندارد زود قانع و راضي مي‌شود در مسائل مادي بايد اين طور باشد در مسائل معنوي نبايد آدم به کم قانع باشد در روايات ما فراوان آمده ما که بحث قناعت را مي‌کنيم در مسائل مادي دنيايي است افزون طلبي و زياده خواهي خوب نيست ولي در مسائل معنوي انسان برود مسابقه بدهد علمش بالاتر برود فهمش بالاتر برود عقلش رشد پيدا بکند در کمالات در صفات در خير رساندن به ديگران در توليد در اشتغال زايي سوء برداشت نشود ما به يک کارفرما که مي‌گوييم قانع باشد يعني اين که نسبت به خودش خانواده اش زندگي ساده تري داشته باشد قانع باشد بلند پروازي نکند ولي اين که اشغال را زياد بکند توليد را زياد بکند خير و احسان به ديگران را زياد بکند خيلي ثواب دارد سيره‌ي اهل بيت ما خيلي روشن است حضرت علي براي زندگي شخصي خودش به کمترين لباس به کمترين غذا امکانات قناعت مي‌کردند البته اگر در يک زماني باشد که همه وضعشان خوب باشد عيب ندارد ولي در زماني که فقير و ضعيف و مستضعف است حداقل مسئولين و آن‌هايي که زندگي بالاتري را دارند و امکاناتي دارند آن‌ها قانع باشند نسبت به خودشان اما نسبت به ديگران هر چه احسان بکنند کارهاي خير بکنند چه کارهاي خير و احسان و چه در امور معنوي و کمالات در علم انسان حريص باشد خيلي خوب است در معنويات حريص باشد در دعا زيارت نماز عبادت حريص باشد حرص بزند بيشتر به خدا نزديک شود «رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا» (طه/ 114) «رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ» (شوري/ 83) ولي در مسائل مادي نه هر کس قانع تر باشد اين بيشتر علامت رشد و بزرگي اش است حديث داريم مَنْ عَقَلَ قَنِعَ بِمَا يَكْفِيهِ (كافي، ج 1، ص 17) هر کس عاقل تر است قانع تر است الفَرَحُ بالدُّنيا حُمقٌ (غرر الحکم، ص 142) اصلا آدم يک کمي در ذوقمان بخورد که حماقت را ما يک جاي ديگر معنا بکنيم ولي حضرت رسول که عقل کل است مي‌گويد آدمي که به صرف دنياي مادي خوشحال مي‌شود پولي را جمع کرده اضافه کرده يا به پول و مقامي رسيده حماقت است يک وقت به پول مي‌رسد به فقرا کمک بکند گره زن و بچه اش را باز بکند اين دنيا نيست اين آخرت است اما اين که اندوخته‌اي را جمع بکند بي خودي مال روي مال جمع آوري حرص و طمع داشته باشد مي‌فرمايد حرص و شادي به دنيا منهاي کار خير و گره گشايي اين حماقت است خيلي تکان دهنده است اين حديث. مي‌فرمايد لدُّنْيا دَارُ مَنْ لَا دَارَ لَهُ وَ مَالُ مَنْ لَا مَالَ لَهُ لَهَا يجْمَعُ مَنْ لَا عَقْلَ لَهُ (مجموعه ورام، ج 1، ص 130) اين را پيغمبر ما که عقل کل است مي‌فرمايد کسي که شش دنگ به دنيا مي‌چسبد مي‌گويد فقط دنيا خوراک پوشاک مسکن طمع دنيا زياده طلبي دنيا او آخرت را فراموش کرده کار خير را فراموش کرده دنيا خانه‌ي کسي است که جاي ديگر خانه‌اي ندارد معنويت و پايگاهي ندارد فقط همين جا را مي‌بيند آخرت بهشت قرب کمالات را نمي‌بيند کسي دنيا را جمع مي‌کند نگه مي‌دارد حرص مي‌زند که عقل و فهم ندارد اگر عقل و فهم بيايد نسبت به دنيا و مصرف شخصي خودش کمترين اندازه را اختيار مي‌کند حريص نيست مَنْ عَقَلَ قَنِعَ بِمَا يَكْفِيهِ آن حرص و طمع و حلال و حرام و شبه ناک دنيا و مال مردم را جمع نمي‌کند بسياري از دعواهايي که در دادگاه‌ها مطرح است ورشکستگي‌ها زياده خواهي‌ها مشکلات بانکي که براي خيلي‌ها پيش آمده گوشه‌ي زندان رفتن‌ها آبرو رفتن‌ها مال مردم را خوردن به خاطر زياده خواهي است اگر انسان‌ها قانع بودند حريص نبودند بسياري از مشکلات اجتماعي و اقتصادي را نداشتيم زياده خواهي مي‌کند مي‌گويد پولم را زياد کنم زمين و خانه را بزرگ کنم نه به قصد خير رساندن به قصد جمع آوري خودش معمولا اين طوري است ويلا فلان جا تهيه بکنم دنيا را بزرگ بکنم يک وقت مي‌بيني خير مي‌خواهد بدهد آن عيب ندارد قناعت هم صفت دروني است که انسان در درونش رضايت مندي داشته باشد از خدا راضي باشد گلايه و شکايت نداشته باشد در اتفاقا دعاهاي ماه رجب است که خيلي دعاهاي قشنگي است هر روز خوانده مي‌شود خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَيْرِكَ در مفاتيح شيخ عباس قمي در اعمال مشترک ماه رجب اول دعاهايش را آورده آن دعاي آخري اش که اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِالْمَوْلُودَيْنِ فِي رَجَبٍ بند آخرش اين است که وَ نَفْسٍ بِمَا رَزَقْتَهَا قَانِعَةٍ إِلَى نُزُولِ الْحَافِرَةِ وَ مَحَلِّ الْآخِرَةِ وَ مَا هِيَ إِلَيْهِ صَائِرَةٌ يعني خدايا يک نفسي که قانع به رزق تو باشد به من بده که نفس من بلند پروازي بي جا نکند زياده خواهي نداشته باشد قانع باشد به آن چه که خدا مرحمت کرده تا اين که ما سر سالمي از اين دنيا نبريم سر سالمي به گور ببريم و به آخرتمان که عاقبت به خير شويم يکي از راه‌هاي عاقبت به خيري قناعت است آدم‌هاي قانع شکور هستند سپاسگزار هستند زود راضي مي‌شوند به حداقل داشته هايشان را هم مي‌بينند که خدا چقدر نعمت به آن‌ها مرحمت کرده يک اشتباه بزرگي که ما داريم فکر مي‌کنيم رزق فقط مال است يا حلال مشکلات فقط مال است اين طور نيست رزق مطلق داده‌هاي خداست نعمت‌هايي که خدا به ما داده از امنيت سلامتي عافيت راحتي خوشي آرامش بسياري از افراد هستند مال و ثروت دارند خوشي و راحتي و عافيت و آرامش ندارند هزار درد و مرض و بلا و درگيري دارند مرحوم آيت الله بهاء الديني مي‌فرمودند رزق فقط داشتن نيست آن چيزي که شما مصرف مي‌کني رزق شماست آن چيزي که جمع مي‌کني حمال ديگران هستي در روايات آمده بسياري از افراد هستند که مال ثروت زمين جمع کردند نه خودشان نه ديگران بهره نبردند گذاشتند رفتند او حمال است بايد حساب کتابش را پس بدهد رزق آن چيزي است که شما به جا مصرف مي‌کني بايد درست استفاده بکني اين رزق شماست پس قناعت هم يک صفت دروني است که انسان آرامش داشته باشد راضي باشد و هم صفت بيروني با اعمال و رفتارمان است يعني صرفه جويي بکنيم تجمل گرا نباشيم چشم و هم چشمي در وجودمان خيلي دخالت نداشته باشد بخواهيم تفاخر بکنيم فخر بفروشيم او رفته يک لباس خريده من يک لباسي بخرم رو دست او خانه‌اي ساخته من يک خانه‌اي بسازم روي دست او اين‌ها ضد قناعت است يعني در مقام عمل اين تجمل گرايي تجمل داريم تجمل گرايي داريم تجمل اين است که آدم آراسته باشد عطر بزند لباس تميز بپوشد قشنگ باشد شيک باشد زهد فروشي کار خوبي نيست لباس‌هايي که شما پنج دست لباس داريد هر دو سه روز لباس عوض مي‌کنيد من يقين دارم گران نيست ولي تميز و شيک است تجمل با تجمل گرايي دو موضوع است اين که پيغمبر ما لباس ساده مي‌پوشيدند ولي تميز و زيبا بود همان لباس زيبا هم ما از قيمت پنجاه صد هزار تومان داريم تا ميليون ميلون کفش همين طور است همه چيز همين طور است زيبا زندگي کردن اشکالي ندارد تجمل خوب است پيغمبر امامان ما عطر مي‌زدند کانَ رَسُولُ اللَّهِ يُنْفِقُ فِي الطّيبِ اَکْثَرَ مِمَّايُنْفِقُ فِي الطَّعامِ (مکارم الاخلاق، ج 1، ص 45) خرج عطرشان و اين که خوشبو بگردند بيشتر از خرج غذايشان بود به بوي خوش بيشتر بها مي‌دادند البته غذاي پيغمبر خيلي کم بود ساده بود نان جو بود ولي آراسته بودند آراستگي تميز بودن خوب است حتي ما روايت داريم پيغمبر ما بيرون مي‌آمدند اگر آينه نبود در آب صاف و زلال نگاه مي‌کردند خودشان را مرتب مي‌کردند مرزهايش معلوم شود تجمل خوب است مخصوصا خانم‌ها براي همسرشان لازم است تجمل داشته باشند خودشان را آراسته بکنند البته نه براي نامحرم انسان زيبا باشد زيبا بگردد در حد معمول نه باز زياده روي بکند ولي تجمل گرايي اين که تمام هزينه‌ها را صرف تجمل بکند دچار افراط شويم اين چيز نا پسندي است پيغمبر ما بهترين لباس خوراک خوب اما تجمل گرايي يا اين که نيت‌ها هم فرق مي‌کند يک موقع اکثر ما دنبال رو کم کردن ديگران هستيم امام حسين عليه السلام تعبير عجيبي دارد فرمودندأهلَكَ الناسَ اثنانِ: خَوفُ الفَقرِ ، و طَلَبُ الفَخرِ (بحارالانوار، ج 73، ص 290) فرمودند دو چيز مردم را هلاک کرده يکي فخر فروشي است اين که من يک خانه‌اي بسازم که در فاميل ما هيچ کس نداشته باشد ماشيني سوار شوم چشم‌هاي همه در بيايد اين‌ها در مردم و اهل دنيا است خيلي فراوان است پست و مقامي بگيرم چنين چنان بکنم که جلو بزنم يک روايت عجيبي ديدم روايت داريم که پيغمبر عظيم الشان صلي الله عليه و آله و سلم که گفتار و رفتارش بهترين معلم عالم بوده در جهان قبل و بعد و آينده و بالاتر از پيغمبر ما نداريم سرور اولين و آخرين است پيغمبر ما زندگي ساده‌اي داشتند ولي راحت زندگي مي‌کردند با آرامش کامل زندگي مي‌کردند از افراط در ول خرجي‌ها خيلي مواظب بودند نهي بکنند يک مرد انصاري بود در مدينه زندگي خوبي داشت يعني مرفه بود وضع مالي اش خوب بود پيغمبر هم گاهي مي‌آمدند به او احترام مي‌گذاشتند يک بار پيغمبر عظيم الشان داشتند رد مي‌شدند ديدند يک خانه‌اي بنا شده ولي يک قبه‌اي گنبدي رويش درست کردند الآن يک معضل ما در مساجد و حسينيه‌ها است اين تجمل گرايي چيز خوبي نيست خيلي زينت دادن خوب نيست در مسجد که ما مي‌رويم بايد ياد خدا بيفتيم نه ياد آينه کاري و کاشي کاري ساده باشد يا فرش مسجد هيچ وقت من پول براي تزئينات مسجد ندادم و نخواهم داد بله اصل اساس مسجد خيلي لازم است ولي تزئين و زينت کاري خوب نيست پيغمبر ما ديدند خانه‌اي بنا کرده گنبدي رويش درست کرده خيلي شيک و فوق العاده کرده که هر کسي مي‌آيد در اين محل به چشم بيايد فرمودند اين خانه مال چه کسي است گفتند فلان مرد انصاري حضرت ناراحت شدند بدي اين کار اين است که باب مي‌شود بقيه هم دنباله رو مي‌شود يک بزرگي مي‌فرمود هيچ وقت دنبال چيزي که انتها ندارد نرويد مد گرايي آخر ندارد ته ندارد تجمل گرايي آخر ندارد يعني هر لحظه ممکن است يک چيز رو دست بيايد يک نقشه‌ي بالاتر بيايد برويم به کمتر چيزي که نياز ما را کفايت مي‌کند قانع و راضي باشيم و گذران زندگي باشد همه اش به ديگران تکيه نکنيم همه اش دنبال حرص و طمع نباشيم ما بيشتر به برج توجه مي‌کنيم تا خرج حضرت خيلي ناراحت شدند در مدينه که اصحاب صفه جان دارند مکان ندارند لباسشان به حدي بوده که خوب پوشش نداشته ما نمي‌توانم بگويم چه وضعي داشتند پيغمبر بخور نمير انفاق مي‌کردند در يک محيطي که مردم اين طور زندگي مي‌کنند تو آينه کاري تزئينات بکني و قبه بزني روي خانه ات حضرت ناراحت شدند مرد انصاري يک روز آمد ديدن حضرت در جمعي که اصحاب بودند سلام عليک کرد و احوال پرسي حضرت به ايشان توجه نکردند جواب سلامش را دادند ولي دفعه‌هاي قبلي خوش و بش مي‌کردند ولي اين دفعه نه حس کرد پيغمبر ناراحت کرد از اطرافيان پرسيدند اين دفعه رفتار پيغمبر فرق کرده سر سنگين شدند گفتند حضرت عبور مي‌کرده از خانه‌اي که ساختي و تشکيلات داشتي قبه و بارگاه و تشريفاتي که زده‌اي حضرت ناراحت شد او هم بسيار آدم منصف و فهيمي بود رفت آن تزئينات را خراب کرد گفت مي‌ارزد پيغمبر رضايت او رضايت خداست غضب او غضب خداست رد او رد خداست خشنودي او خشنودي خداست روايت داريم هر بنايي که ما فوق نياز شما است اگر شما درست بکني يا پول خرج بکني روز قيامت وَبَالٌ عَلَى صَاحِبِهِ يعني براي من يک طبقه خانه کافي است سه طبقه بسازم الآن شما مي‌دانيد چند ميليون خانه در ايران خالي است؟ بخشي اش به خاطر اين است که رکود است يا ساختمان سازي يا خريد و فروش راکد است ولي بخش مهم اش اين است که اين‌ها زن و شوهر هستند دو نفر هستند سه طبقه خانه هستند آماري که مي‌دهند همه اش هم نمي‌شود دقيق باشد چقدر خانه‌هايي که استفاده نمي‌شود چقدر دکور بندي‌ها تزئينات و آينه کاري‌ها که هيچ ضرورتي ندارد هر بنايي هر ساختمان سازي هر تزئيناتي که مورد نياز نباشد بيش از اندازه‌ي معمول باشد ما خشک مقدس نيستيم يک کسي شأنش اين است که خانه‌ي صد متري داشته باشد يک کس ديگر صد و پنجاه سي صد متر داشته باشد اين شأن هم بحث مهمي است هفته‌ي آينده تعريف خواهيم کرد خودش غلط انداز است ممکن است يک خانواده‌اي با مثلا پنج شش ميليون جهاز گذران زندگي بکنند ممکن است خانواده‌اي با ده بيست ميليون اما خانواده‌اي ميليون ميليون سيرش نمي‌کند اين ديگر قشنگ از خط بيرون است مي‌خواهم عرض بکنم آن خانه و زندگي که به اندازه‌ي آبروو شأن طرف است و نياز طرف است روضه خواني مي‌گيرد مهمان دارد رفت و شد دارد لازم است بايد داشته باشد ما هيچ وقت سخت گيري نمي‌کنيم ولي اگر بيش از نياز باشد که استفاده نمي‌شود من سي صد متر يک طبقه ساختمان بنا بکنم سالي يک بار شايد استفاده شود خب با اين چند نفر ديگر را مي‌توانيد شما خانه دار بکنيد؟ اين مي‌شود وزر و وبال هر بنايي که بيش از احتياج افراد و مهمان هايشان باشد وزر و وبال است روايت داريم تکان دهنده است پيغمبر عظيم الشان صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند مَا أَحَدٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ- إِلَّا وَ هُوَ يَتَمَنَّى يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَنَّهُ لَمْ يُعْطَ مِنَ الدُّنْيَا إِلَّا قُوتاً (بحارالانوار، ج 74، ص 44) يعني چه؟ يعني اولين و آخرين روز قيامت مي‌آيند پاي حساب و کتاب إنَّ الدُّنْيا في حَلالِها حِسابٌ (نهج البلاغه، خطبه 82) من با يک غذاي پنج هزار توماني شکم ام سير مي‌شده نه بيست هزار توماني رفتم غذاي صد هزار توماني خوردم من با نصف پرس غذا سير مي‌شدم رفتم سه چهار رقم غذا براي خودم مهمان هايم تهيه کردم روز قيامت اين‌ها بايد حساب کتاب هايش را پس بدهند روز قيامت آرزو مي‌کنند کاش بيش از نياز ما ما استفاده نمي‌کرديم اين جا وزر و وبال است گير هستيم بايد جوابش را پس بدهيم اولين و آخرين روز قيامت آرزو مي‌کردند کاش بيش از نيازمان استفاده نمي‌کرديم اين حديث تکان دهنده است ما چقدر فاصله داريم؟ بسياري از افرادي که ضعيف فقير هستند اين صريح نهج البلاغه است حکمت 320 مي‌فرمايد إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ فَرَضَ فِي أَمْوَالِ الْأَغْنِيَاءِ أَقْوَاتَ الْفُقَرَاءِ فَمَا جَاعَ فَقِيرٌ إِلَّا بِمَا مَنَعَ بِهِ غَنِيٌّ وَ اللَّهُ تَعَالَى جَدُّهُ سَائِلُهُمْ عَنْ ذَلِكَ خداوند در اموال اغنيا قوت فقرا و رزق فقرا را واجب قرار داده است يعني بر ثروتمندان واجب کرده حقي از مال فقرا در مال اغنيا است حالا زکات است خمس است صدقه است حداقل امور واجب است مي‌فرمايد خداوند سبحان واجب کرده در اموال اغنيا حقوق و قوت فقرا را و هيچ فقيري در روي کره‌ي زمين فقير نمي‌شود گرسنگي بي لباسي برهنگي بي جهازي الا اين که حقي از اين فقير را يک ثروتمند گرفته و خورده هشدار جدي است دنبالش هم حضرت مي‌فرمايد خدايي که عظمت و بزرگواري اش متعالي است و بلند است از روز قيامت از اين ثروت مند‌ها سوال مي‌کند برادرت خواهرت فاميل نزديکت حالا بيگانه‌ها را کاري نداريم اطرافيانت جهاز نداشت بسياري از خانواده‌ها به خاطر نداشتن جهاز معطل هستند خيلي به من مراجعه مي‌کنند دختر پسر‌هايي که يا پيامک دارند گفتند اين قدر خواستگار مي‌آيند پدر مادرهاي ما سخت مي‌گيرند يا مي‌گويند جهاز نداريم رد مي‌کنند براي چه ما در خانه بمانيم؟ بسياري از پسر‌ها مي‌گويند در آمد آن چناني نداريم شغل آن چناني نداريم واقعا به ازدواج نياز داريم خداي متعال در قرآن تا مي‌گويد «وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّـهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّـهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ» (نور/ 32) مي‌گويد ضمانت مي‌کنم بياييم به وعده‌ي خدا به اندازه‌ي بانک اعتماد بکنيم خداوند ضمانت کرده وقتي که بفهمد که مي‌خواهد ازدواج بکند يا به جاي ازدواج قرار مي‌گيرد قهرا تحريک مي‌شود به هر کار حلالي دست بزند.
شريعتي: ما سخت مي‌گيريم سخت هم مي‌شود.
حاج آقا فرحزاد: بله اگر بحث قناعت و صرفه جويي باشد مورد هايش را هم مفصل خواهيم گفت اين حديث خيلي تکان دهنده بود يعني روز قيامت تمام کساني که پاي بيننده‌ها و گيرنده‌ها هستند اگر در فاميل و بستگانتان يک کسي است که رو به قبله است گرفتار است مريض است نمي‌تواند و شما داريد خداي متعال از شما روز قيامت مي‌پرسد نداريد في امان الله راحت اگر داريم مسئوليت داريم اويس قرن هر شب هر چه اضافه داشت انفاق مي‌کرد گفت خدايا من چيزي ندارم اگر گرسنه‌اي سر به زمين گذاشت من ندارم من داده ام ما اضافه مان را بدهيم نمي‌خواهد ايثار بکنيم از لقمه‌ي دهانمان بدهيم يک دوستي داشتيم شايد مثلا سي سال قبل پدرش ثروتمند بود تعريف مي‌کرد براي من امر خير ازدواج پيش آمد چون خانواده‌ي مرفهي بودند خانواده‌اي مثل خودشان گرفتند گفت آن موقع خرج شيريني من يک ميليون شد مثلا سي سال قبل عددش مثال است دوستي داشتم خانواده‌ي ضعيفي بودند همان طور که صحبت مي‌کردم گفتم عروسي مان اين روزي‌ها برقرار شده يک ميليون شيريني پدرم گرفته گفت يک ميليون شيريني گرفته؟ من اگر يک ميليون داشته باشم زن مي‌گيرم يک ازدواج کامل مي‌کنم گفتم با يک ميليون؟ گفت بله گفتم من رفتم خانه به پدر مادرم گفتم فلان رفيق دارم هم درس من است هم کلاسي من است به او گفتم يک ميليون پول شيريني ما شد گفت اگر يک ميليون داشته باشم زن مي‌گيرم گفتند واقعا؟ گفتم بله مورد اعتماد است سالم است مادرم يک النگويش را داد پدرم گفت من اين قدر مي‌دهم اين آقا با يک ميليون ازدواج کرد من در اخبار مي‌خواندم يا در روزنامه بود يک خانواده‌ي ثروتمندي خواستند دختر پسرشان را براي امر ازدواج گفتند حدود صد ميليون هزينه مي‌کنيم تالار و خريد و جشن عقد و طلا چقدر فهم و درک و شعور خوب است مَنْ عَقَلَ قَنِعَ بِمَا يَكْفِيهِ دو کلمه است به اين‌ها خدا راحتي مي‌دهد خوشي و رفاه مي‌دهد گفتند به پدر مادرشان شما اين صد ميليون را بکنيد ده بيست ميليون بقيه اش را به فقرا يا افرادي که مي‌خواهند ازدواج بکنند و ندارند کمک بکنيد ده نفر مي‌روند خانه‌ي بخت واقعا اين طوري است اين خاطره هم جالب است من فاطميه دوم اصفهان بودم ما را يک مسجدي دعوت کردند رفتيم آن مسجد نماز بخوانيم ديديم خيلي به لطف مي‌کنند گفتند اين مسجد به برکت سمت خداست گفتم يعني چه گفتند اين مسجد مخروبه شده بود باني نداشت خطرناک هم بود آمديم ديديم چند صد ميليون هزينه اش مي‌شود پول نداشتند اهل محل يک نفر آمد رد شود گفت چقدر خرجش مي‌شود گفتيم گفت من دويست سي صد مي‌دهم گفتيم چرا؟ گفت فرحزاد در سمت خدا گفت هر چه اضافه داشته باشي آن جا وزر و وبال است من ديدم خانه‌ي من هفتصد ميليون است هفتصد ميليون نياز نيست يک زن و شوهر هستيم رفتم خانه ام را کردم سي صد چهار صد ميليون بقيه اش را مي‌دهم مسجد صد‌ها سال در اين مسجد نماز خوانده شود چه باقيات صالحاتي است برايش. مرحوم نويسي از بزرگان قم بوده يکي از اساتيد ما مي‌فرمودند چون بزرگ قم بود خيلي شهرت داشت در محله‌ي باغ پنبه‌ي قم محله‌ي فقرا نشين خانه‌ي کلنگي ساده‌اي داشت دوستاني داشت خيلي ثروتمند يکي از معمارها با ثروت مند‌ها آمدند گفتند خانه ات بي قواره شده اجازه بده ما تعمير بکنيم خودمان هم باني مي‌شويم سهم هم نيست خمس هم نيست هبه و بخشش است ما يک سر و وضعي به خانه ات مي‌دهيم گفت چقدر مي‌شود حساب کردند مثلا پنجاه هزار تومان گفت مي‌شود آن پول را به من بدهيد من خودم انجام بدهم اين طوري اگر آدم بتواند در مصرف صحيح قرار بدهد بهتر است آن پول را از آن‌ها گرفت گفت ببينيد اين خانه را مي‌خواهيد تزئين بکنيد کاشي کاري بکنيد سنگ کاري بکنيد من فاطميه اتريش بودم خيلي براي من جالب بود امام جمعه من را مي‌برد دور مي‌زديم يک ساختماني که بنايش سنگ باشد در کل وين نيست تمام سيمان کاري است رنگ‌ها مختلف است از هتل‌ها از کاخ رياست جمهوري‌ها خانه‌ها سيمان است رنگ شده شما ببينيد چند ميليارد ميليارد هزينه‌ي سنگ مي‌شود مي‌گويم عيب ندارد ولي تشريفات تزئينات سنگ ارزان است گران هم است ديگر سنگي بکني که چشمان مردم برق بزند مرحوم آقاي نويسي پول را گرفت فرمود حال کاشي باشد نباشد من که پير هستم رو به قبله هستم من اين پول را مي‌دهم چند تا فقرايي که گرفتار هستند خانه زندگي شان درست شود آن‌ها هم قبول کردند مرحوم شيخ عبدالکريم حائري موسس حوزه درسش مرجع پرور بودند امام آيت الله گلپايگاني اراکي بزرگان پاي درسش بودند در حالات ايشان مي‌خواندم از يزد يک تاجر ثروتمندي يک عباي قيمتي پشم شتر که خيلي رويش کار شده بود را براي ايشان به وسيله‌ي يکي از فرزندانش هديه مي‌فرستد فرزند آن ثروتمند مي‌آيد سلام آقا را مي‌رساند مي‌گويد آقا از ارادتمندان شما هست اين عبا را خدمت شما فرستادند حاج شيخ عبدالکريم مي‌فرمايد اختيارش دست من است؟ مي‌گويند بله هديه به شماست خادمشان را صدا مي‌زنند مي‌فرمايد برو اين عبا را قيمت بکن ببين چقدر مي‌ارزد معادل او هر چقدر که عباي معمولي مي‌دهند براي من تهيه بکن مي‌رود مثلا بيست عبا مي‌خرد مثلا اگر يک ميليون بوده بيست عباي پنجاه هزار توماني مي‌خرد مي‌آورد بيست عبا به پسر آن شخص مي‌گويد آيا من تنها يک عبا بيندازم به اين قيمت بهتر است يا بيست طلبه عبا دار شوند؟ مي‌گويد اين خيلي بهتر است مي‌گويد پس من اين را تبديل به اين کردم اگر مسئولين ما بزرگان ما پدر مادر‌ها فرد فرد ما من معتقد هستم بسياري از گره‌ها باز مي‌شود بسياري از وابستگي‌ها از بين مي‌رود آدم راحت مي‌شود بحث قناعت بحث گسترده‌اي است بيشتر در مصاديقش و مورد هايش صحبت کرد.
شريعتي: هم قناعت در برابر حرص و طمع و هم قناعت در برابر اسراف. صفحه‌ي 203 آيات 100 تا 106 قرآن کريم را تلاوت مي‌کنيم.
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللَّـهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ?100? وَمِمَّنْ حَوْلَكُم مِّنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُم مَّرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ ?101? وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللَّـهُ أَن يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّـهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ?102? خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَّهُمْ وَاللَّـهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ?103? أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّـهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ اللَّـهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ?104? وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّـهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ?105? وَآخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّـهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَإِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَاللَّـهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ?106?
ترجمه:
پيشگامان نخستين از مهاجران و انصار و کساني که به نيکي و درستي از آنان پيروي کردند، خدا از ايشان خشنود است و آنان هم از خدا راضي هستند؛ براي ايشان بهشت‌هايي آماده کرده که از زيرِ [درختانِ] آن نهرها جاري است، در آنجا براي ابد جاودانه اند؛ اين است کاميابي بزرگ. (???) و گروهي از باديه نشيناني که پيرامونتان هستند منافق اند؛ و نيز گروهي از اهل مدينه بر نفاق خو گرفته اند، تو آنان را نمي‌شناسي ما آنان را مي‌شناسيم، به زودي آنان را دوبار عذاب مي‌کنيم [عذابي در دنيا و عذابي در برزخ] سپس به سوي عذابي بزرگ بازگردانده مي‌شوند. (???) و ديگراني هستند که به گناهانشان اعتراف کردند، [و] اعمال شايسته را با اعمال بد درآميختند، اميد است خدا توبه آنان را بپذيرد زيرا خدا بسيار آمرزنده و مهربان است. (???) از اموالشان زکاتي دريافت کن که به سبب آن [نفوس و اموالشان را] پاک مي‌کني، و آنان را رشد و تکامل مي‌دهي؛ و [به هنگام دريافت زکات] بر آنان دعا کن؛ زيرا دعاي تو مايه آرامشي براي آنان است؛ و خدا شنوا و داناست. (???) آيا ندانسته اند که فقط خداست که از بندگانش توبه را مي‌پذيرد و صدقات را دريافت مي‌کند؟ و يقيناً خداست که بسيار توبه پذير و مهربان است. (???) و بگو: عمل کنيد يقيناً خدا و پيامبرش و مؤمنان اعمال شما را مي‌بينند، و به زودي به سوي داناي نهان و آشکار بازگردانده مي‌شويد، پس شما را به آنچه همواره انجام مي‌داديد، آگاه مي‌کند. (???) و گروهي ديگر کارشان موقوف به مشيّت خداست، يا آنان را عذاب مي‌کند يا توبه آنان را مي‌پذيرد؛ و خدا دانا و حکيم است. (???)
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
شريعتي: از فضيلت ذکر صلوات و اشاره‌ي قرآني مي‌شنويم
حاج آقا فرحزاد: يکي از بهترين و محکم ترين مدرک صلوات آيه‌ي قرآن است سوره‌ي مبارکه‌ي احزاب خداي متعال مي‌فرمايد «إِنَّ اللَّـهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ» (احزاب/ 56) در قرآن يا ايها الذين آمنوا معمولا اول آمده اين جا خدا وسط آمده مي‌فرمايد همانا کار خدا و ملائکه صلوات است يعني دائم لطف و رحمت بر پيغمبر نازل مي‌کند ملائکه هم درخواست درود و رحمت مي‌کند بعد از اين مقدمه خداي متعال به ما مومنين خطاب مي‌فرمايد «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا» اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم يعني شما هم با خدا و ملائکه هم نوا شويد صلوات تخلق به اخلاق خدا و ملائکه است خدا و ملائکه يعني عالم هستي همه اش ريزش بر سر ارباب‌هاي عالم که چهار ده معصوم است دارند شما هم هم نوا شويد کامل ترش اين است که هم سلام بدهيم هم صلوات در قرآن مي‌گويد که صلوا عليه يعني بر پيغمبر چرا ما آل پيغمبر را اضافه مي‌کنيم روايات فراوان هم از طريق شيعه هم اهل سنت داريم که پيغمبر نهي کردند صلوات را دم بريده ابتر نفرستيد آل رو هم بگوييد حتي فرمودند اگر کسي بر من درود بفرستد آل را اضافه نکند ملائکه لعنتش مي‌کنند آل را هم ضميمه‌ي صلوات بکنيم. در اين صفحه آيه‌ي 105 خداي متعال مي‌فرمايد «وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّـهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» از اين که خدا مي‌گويد عمل بکنيد کار بکنيد معلوم مي‌شود عمل اختياري است هيچ وقت اجباري نيست هر عملي کار خوب کار بد حواستان باشد بيننده خيلي است چون پخش مستقيم است حرکات ما را ميليون‌ها نفر ممکن است ببينند چقدر مواظب هستيم همه‌ي بيننده‌ها قابل قياس با خدا و پيغمبر نيستند خدا مي‌فرمايد اعمالتان را مراقب باشيد خدا مي‌بيند در معرض ديد خداي متعال است رسول خدا مي‌بيند غير از عرضه‌ي اعمال انسان کامل اشرافي دارد همه‌ي ذرات عالم شعاع وجود انسان کامل هستند هم مي‌بينند هم از نظر تشريفاتي هم پرونده‌ي اعمال عرضه مي‌شود به پيغمبر و امام حتي ما در روايات داريم بعد از شهادتشان هم باز اعمال ما عرضه مي‌شود پيغمبر خدا فرمود بعد از مردن من هم اعمال شما عرضه مي‌شود اگر کار خوب کرديد خوشحال مي‌شوم تشکر مي‌کنم اگر کار بد کرديد استغفار مي‌کنم پس در ديد منظر خدا هستيم پيغمبر مي‌بينند مومنين که اهل بيت امامان معصوم هستند مي‌بينند بعد هم بدانيم که تمام اين‌ها حساب کتاب دارد روز قيامت پرونده هايش موجود است خدايي که غيب و شهادت را آگاه و دانا است به آن چه که شما عمل کرديد شما را آگاه مي‌کند.
شريعتي: خيلي خوب يک حسني هم دارد آن هم اين که اگر تحت نظر باشيم و آن‌ها مراقب ما باشند خيلي جاها دست ما را هم مي‌گيرند ان شاء الله هميشه خودمان را در محضر خداوند متعال و اهل بيت ببينيم وقت ما تمام شده اگر نکته‌ي پاياني مانده مي‌شنويم.
حاج آقا فرحزاد: عزيزان بحث قناعت را پيگيري بکنند قناعت براي همه است ريز درشت کوچک بزرگ اگر فقرا عزت مندي شان را حفظ بکنند پايشان را از گليماشان فراتر نگذاردن من مي‌توانم زندگي ساده تري داشته باشم دستم را جلوي اغنيا دراز نکنم عزتي که خدا به فقرا با قناعت داده عرض مي‌کنيم که در روايت داريم از انفاقي که اغنيا مي‌کنند بالاتر است اگر فقرا نيازهايشان را محدود بکنند لقمه را به اندازه‌ي دهانشان بردارند عزتي را خدا به آن‌ها مي‌دهد که راهشان از اغنيا نزديک تر به بهشت خواهد بود فقرا هم بايد مراقب زندگي شان باشد از بحث ما استفاده نشود که قناعت مخصوص اغنيا است نخير قناعت مخصوص همه است مخصوصا از فقرا بيشتر انتظار داريم عزت خودشان را حفظ بکنند.
شريعتي: خيلي ممنون التماس دعا خدانگهدار.

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها