main logo of samtekhoda

91-05-23-حجت الاسلام والمسلمین فرحزاد

سوال – در مورد خوش اخلاق  توضیحاتی بفرمایید.

پاسخ – ما به مصیبت زدگان زلزله تسلیت می گوییم و در برای عزیرانی که در زلزله با زبان روزه از دنیا رفته اند، از خداوند طلب آمرزش می کنم. افرادی که مصیبت می بینند مایه ی عبرت برای بقیه هستند و باید با صدقه و کارهای خیر این مصیبت ها را دور کرد. افرادی که نزدیکان شان در این حادثه آسیب دیده اند منتظر کمک دولت نباشند و از نظرمادی ومعنوی به آنها کمک کنند. این زلزله ها روز قیامت را بخاطر می آورند. در قرآن سوره ی زلزال داریم .این زلزله ها تمام شدنی است و ما باید خودمان را برای زلزله ی روز قیامت آماده کنیم .

بداخلاقی بیماری خطرناکی است ولی قابل علاج است. بقول آقای قرائتی اسلام بن بست ندارد. دراسلام ،بدترین مصائب و مشکلات بن بست ندارد. خدا قدرت دارد ،خدا در قرآن فرموده که ما به لقمان حکمت دادیم . لقمان نه پیامبربود و نه امام. ما فکر نکنیم که حکمت فقط در محدوده ی معصومین است. لقمان یک غلام بوده است .لقمان نه مال داشت نه چهره ی زیبا و امام هم نبود بلکه یک کارگر و برده بود ولی با تقوا، کاری کرد که خدا به او حکمت داد. حتی انبیاء به حکمت های او استناد می کردند و در قرآن یک سوره بنام لقمان داریم.در اصول کافی از امام صادق (ع) در مورد نصیحت لقمان به فرزندش داریم :ای فرزندم ،خدا آنقدر رحمتش بزرگ است که اگر تو گناه انس و جن را انجام بدهی خدا تو را می بخشد، اگر عبادتی کردی غرور تو را نگیرد. زیرا اگر خدا بخواهد با عدلش با ما رفتار کند، دست ما خالی می شود. ولی خدا دست ما را می گیرد و به فضل رفتار می کند. پس درمکتب ما بن بست وجود ندارد. بداخلاقی گناه بزرگی است .درنهج البلاغه داریم :عصبانیت و تندی یک نوع جنون است وعلتش این است که فرد پشیمان می شود و اگر پشیمان نشود دیوانه بودن او حتمی است .

اخلاق تند ازغده ی سرطانی بدتراست .بعضی ازغده های سرطانی قابل معالجه است و اگر هم قابل معالجه نباشد فرد جانش را از دست می دهد و اگر انسان خوبی باشد به بهشت می رود.فردی که بداخلاق است هم خودش را می سوزاند و هم دیگران را آزار می دهد و به جهنم می رود. ما دو نوع بداخلاقی داریم : بداخلاقی حاد و بد اخلاقی کم. این دو بداخلاقی     قابل درمان هستند. بداخلاقی حق الناس است. داریم :اگر فرد مومنی را به ناحق آزار بدهید خانه ی کعبه را منهدم کرده اید یعنی حرمت یک مومن از کعبه بالاتر است .وقتی شما دل مادرتان را می شکنید یعنی حرمت کعبه را از بین برده اید. وقتی شما به مظلومی آزار می رسانید به خدا آزار می رسانید یا حرمت کعبه را از بین می برید. اگر فردی که بداخلاقی حاد دارد توبه نکند به جهنم می رود. کسانی که بداخلاقی کم دارند اگر توبه نکنند دچار فشارقبر می شوند. مثل سعدبن معاذ .غضب یک دیوانگی است و حق الناس است. بزرگانی هستند که اگر یک حرف تند بزنند شب خوابشان نمی برد و حتما طرف را راضی می کردند.

دو نوع خوش اخلاقی داریم :خوش اخلاقی کامل مثل ائمه و بزرگان .خوش برخوردی و خوش گفتاری یک بخشی از خوش رفتاری است .در دعای سحر داریم :خدایا تو را قسم می دهم به شریفترین موجودها، همه ی آیات تو بزرگ است ولی قسم به بزرگترین آیات تو که همان صلوات بر محمد و آل محمد است .امام مجتبی(ع) می فرماید :بهترین حُسن، اخلاق پسندیده است. هیچ چیزی شیرین تر از خوش اخلاقی نیست زیرا هم خود فرد در آرامش است و هم دیگران از دست او در امان هستند. مراعات نکردن مسائل اخلاقی مملکت را به آتش می کشاند. در مسائل اقتصادی، سیاسی و معاملات اگر اخلاق حاکم بشود، همه کارها اصلاح می شود. حضرت علی (ع) می فرماید :انسانی که صبور است در افق پیامبری است یعنی در ردیف پیامبران است . کسی که خوش اخلاق است خدا گناهان او را پاک می کند. روایت داریم : خوش اخلاقی گناهان را ذوب می کند همانطور که خورشید یخ و برف را ذوب می کند. مشکلات زندگی نباید باعث بداخلاقی بشود .ما باید تعلقات مان را کم کنیم و با مشکلات کنار بیاییم و برای بداخلاقی، دنبال توجیه نباشیم . می فرماید: اگر انسان فقط واجباتش را انجام بدهد ولی خوش اخلاقی باشد ثواب کسی را می برد که شب تا صبح عبادت کرده و در طول سال روزه گرفته است. اگر انسان همسر یا پدرومادر خوبی باشد و همه از او راضی باشند، مثل این است که تمام شب را عبادت کرده اید و تمام روزها را روزه ی گرفته است.

امیرالمومنین حتی با دشمنانش خوش اخلاق و مهربان بودند.در جنگ خندق،امیرالمومنین درمقابل عمربن عبدود قرار گرفت .عبدود خیلی قوی بود، یک ضربه به پیشانی حضرت زد و حضرت پای او را قطع کرد. حضرت وقتی می خواست سر عبدود را ببرد بلند شدند و قدم زدند. از حضرت پرسیدند که چرا همان موقع سر او را جدا نکردید. حضرت فرمود :او به مادرم فحش داد و آب دهان به صورت من انداخت .من همان موقع بلند شدم تا بخاطر انتقام جویی او را نکشم .در مثنوی این داستان بصورت شعر آمده است .حضرت فرمود که من برای حق شمشیر می زنم ،بنده ی خدا هستم و بنده ی هوا و هوس نیستم. پس امیر المومنین در مقابل جسارت عبدود به آرامی برخورد کرد و او را برهنه نکرد و او را رها کرد و شمشیر و زره او را برنداشت. حضرت با دشمن هم کریمانه رفتار کرد.

سوال – صفحه ی 53 قرآن را توضیح بفرمایید.

پاسخ – پیامبر فرمود : ذکر صلوات ،قبر عالم برزخ را نورانی می کند، در هنگام عبور از صراط فرد را نورانی می کند و دربهشت انسان را نورانی می کند.

در آخرین آیه در این صفحه داریم :خدا از پنهان و آشکار شما خبر دارد و از هر آنچه در زمین و آسمان است با خبر است. ما باید بدانیم درمحضر دید الهی هستیم . اگر انسان این حضور را درک بکند حتی فکر گناه را هم نمی کند. وقتی ما میهمانی داریم خیلی ملاحظه می کنیم . اگر حضور خدا را هم در زندگی مان پررنگ کنیم دیگر گناه نمی کنیم .

سوال – رفتار حضرت علی (ع) با ابن ملجم چگونه بود ؟

پاسخ – حضرت امیر با دشمن اخلاق نیکویی داشتند. وقتی ابن ملجم را دستگیر کردند و نزد امام آوردند، حضرت مسموم بود و نماز را نشسته می خواند. امام به او فرمود :آیا من بد امامی برای تو بودم ؟چرا شما این کار را با من کردی؟ ابن ملجم منقلب شد و گریه کرد . حضرت به فرزندش گفت که او ترسیده است، به او رحم کنید. حضرت به فرزندانش وصیت فرمودند: از آنچه که خودتان می خورید به او بخورانید و از آنچه خودتان می نوشید به او بنوشانید،طعامش نیکو باشد و فرش زیر پایش نرم باشد. در روز آخر وقتی حضرت شیر می نوشیدند، فرمودند که مقداری از آنرا به ابن ملجم بدهید.

می زند پس لب او کاسه ی شیر                        می کند چشم اشارت به اسیر

چه اسیری که همان قاتل اوست                     تو خدایی مگر ای دشمن دوست

درجهانی همه شوروهمه شر هاعلیٌ             بشرٌکیف بشر ربه فیه تجلی وذهب

شبروان مست ولای تو علی                                جان عالم به فدای تو علی

انشاء الله مقداری از حلم علی را به ما بچشانند تا با دوستان مان مهربان باشیم .