main logo of samtekhoda

99-05-06-حجت الاسلام والمسلمين حسینی قمی – سیری در نهج‌البلاغه شرح خطبه 144


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: سیری در نهج‌البلاغه شرح خطبه 144
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين حسینی قمی
تاريخ پخش: 06- 05- 99
شریعتی:
بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
سلام می‌کنم به همه بینندگان خوب و     نازنین‌مان، به سمت خدای امروز خیلی خوش آمدید. انشاءالله هرجا هستید، تنتان سالم باشد، قلبتان سلیم باشد. برای سلامتی تک تک بیماران دعا می‌کنیم که انشاءالله خدا به همه آنها عافیت و سلامتی بدهد. حاج آقای حسینی قمی سلام علیکم، خیلی خوش آمدید.    
حاج آقای حسینی قمی: سلام علیکم و رحمة الله، عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت همه بینندگان عزیز دارم. امشب شب هفتم ماه ذی الحجه و شب شهادت وجود مقدس امام باقر(ع) هست. عزیزان با رعایت شیوه‌ نامه‌های بهداشتی رعایت کنند. در این مدت بیماری کرونا هیچکس به اندازه مراجع تقلید مراعات دستورات بهداشتی را نکردند. پنج شش ماه است این بزرگواران دیدارهای خود را تعطیل کردند، تمام دیدارهای حضوری لغو شده است. عزیزان جدی بگیرند. یکی از دوستان از کرمان که فرزند شهید بودند، چند ماهه بوده پدر به شهادت رسیده و 35 سال داشت، بدون هیچ بیماری زمینه‌ای در اداره از یکی از همکاران می‌گیرند و سه روز مهلت داشت و بعد به کما رفت و هفته گذشته در کرمان به خاک سپرده شد. این بیماری پیر و جوان نمی‌شناسد. به همه درگذشتگان این بیماری تسلیت عرض می‌کنیم. ما ولایی‌تر از مراجع تقلید نیستیم، یک عکس نشان بدهید که مراجع تقلید ملاقاتی داشته باشند؟ رعایت می‌کنند و ما هم باید رعایت کنیم. حدود 150 نفر از کادر درمانی از دنیا رفتند، ما مدیون این عزیزان هستیم. فردا هفتم ذی الحجه روز خطبه تاریخی امام حسین(ع) است، «خُطَّ الْمَوْتُ‏ عَلَى‏ وُلْدِ آدَمَ مَخَطَّ الْقِلَادَةِ عَلَى جِيدِ الْفَتَاةِ»     پس فردا حرکت سیدالشهداء (ع) از مکه به طرف کربلا هست.
به یوم الترویه محمل ببستند *** خواتین جملگی در آن نشستند
همه قربانیان     کعبه دل *** برون خرگه زدند از کعبه گل
مرحوم شهریار شعری بسیار زیبا دارد در وصف فردای امام حسین با حرکتشان که هشتم است،
شیعیان دیگر هوای کربلا دارد حسین
از حریم کعبه‌ی جدش به اشکی شست دست
مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین
می‌برد همراه خود هفتاد و دو ذبح عظیم
بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین
آیت الله احمدی میانجی (ره) به این بیت می‌رسیدند، گریه امانشان نمی‌داد.
بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب
ورنه این بی حرمتی‌ها کی روا دارد حسین
روز پنجشنبه روز عرفه و دعاست و بعد هم اعیاد قربان و غدیر است. انشاءالله اعیاد را به خوبی و مفصل برگزار کنیم و مناسبت امشب را هم فراموش نکنیم.
شریعتی: انشاءالله از این دوران و برهه نفس گیر به سلامت عبور کنیم. بحث امروز شما را با دل و جان خواهیم شنید.
حاج آقای حسینی قمی: خطبه 144 از امیرالمؤمنین، «أَيْنَ الَّذِينَ زَعَمُوا أَنَّهُمُ‏ الرَّاسِخُونَ‏ فِي الْعِلْمِ دُونَنَا كَذِباً وَ بَغْياً عَلَيْنَا» از خطبه‌های بسیار زیبای امیرالمؤمنین هست که حضرت جایگاه امام را بیان می‌کنند. کجایند نورهایی که گمان می‌کنند، قرآن توصیف می‌کند کسانی که علم و دانش دارند، خدا به آنها داده، کجا هستند؟ امام باید اعلم مردم باشد. دروغ می‌گویند، هرکس بگوید من علم الهی را دارم غیر از اهل‌بیت دروغ می‌گویند. و الا اگر واقعیت را نگاه کنند، تنها کسی که این علم در اختیارش هست، اهل‌بیت(ع) است. ابن عباس می‌گوید: هرچه من تفسیر قرآن دارم از امیرالمؤمنین است. آیاتی که تفسیر کرده و جمع آوری کردند، چند جلد است. ابن عباس می‌گوید: علم من، تمام اصحاب پیامبر، علوم همه را روی هم بریزید، با علم امیرالمؤمنین مقایسه کنید، مثل قطره در برابر دریاست. علم من و همه اصحاب مثل قطره است در برابر امیرالمؤمنین!
این داستان را مرحوم کلینی در کافی شریف نقل کردند. یکی از اصحاب امام باقر(ع) داستانی نقل می‌کند، یک رفیقی داشتم به نام ابن ابی لیلا، قاضی دوران بنی عباس در تشکیلات عباسی‌ها بود. با رفیقم که قاضی بود، رفتیم مسجدالنبی دیدیم امام باقر آن طرف مسجد نشستند. رفتیم خدمت حضرت، حضرت احوالپرسی کردند. حضرت فرمودند: تو که قاضی هستی و قضاوت می‌کنی، حضرت فرمود: چطور قضاوت می‌کنی؟ گفت: من هرچه از پیامبر به من رسیده، از علی بن ابی طالب و دیگران هرچه می‌دانم طبق آنها قضاوت می‌کنم. حضرت یک سؤال پرسیدند: شنیدی که پیامبر فرمود: هیچکسی درجه علم و دانش‌اش به قضاوت امیرالمؤمنین نمی‌رسد. حضرت فرمود: چطور می‌توانی احکام قضاوت را از غیر از امیرالمؤمنین بگیری؟ رنگش تغییر کرد! در این روایتی که تمام منابع عامه نقل کردند، مرحوم علامه امینی در الغدیر نقل کردند. پیامبر خدا فرمود: در قضاوت هیچکسی به دانش امیرالمؤمنین نمی‌رسد. در کنرالعمال هست، پیامبر هزار باب به من تعلیم کردند، از هر بابی هزار باب دیگر باز می‌شد.
این خطبه‌ی 93 نهج‌البلاغه است، خطبه مفصلی است. امیر مؤمنان فرمود: «فَاسْأَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي» از من بپرسید قبل از اینکه مرا از دست بدهید. «فَوَالَّذِي‏ نَفْسِي‏ بِيَدِهِ» به خدایی که جان من در اختیار اوست، «لَا [تَسْأَلُونَنِي‏] تَسْأَلُونِّي عَنْ شَيْ‏ءٍ فِيمَا بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ السَّاعَةِ» هر مسأله‌ای از امروز تا قیامت از من سؤال کنید، «وَ لَا عَنْ فِئَةٍ تَهْدِي مِائَةً وَ تُضِلُّ مِائَةً إِلَّا أَنْبَأْتُكُمْ» چه گروه‌هایی پیدا می‌شوند که حداقل صد نفر را گمراه می‌کنند یا هدایت می‌کنند. «بِنَاعِقِهَا وَ قَائِدِهَا وَ سَائِقِهَا وَ مُنَاخِ رِكَابِهَا وَ مَحَطِّ رِحَالِهَا وَ مَنْ يُقْتَلُ مِنْ أَهْلِهَا قَتْلًا» در حوادثی که پیش می‌آید، چند نفر کشته می‌شوند، چند نفر به مرگ طبیعی از دنیا می‌روند. هرچه از من سؤال کنید. در تاریخ هست که سبط ابن جوزی یکوقت هوا بَرش داشت و بالای منبر گفت: «سلونی قبل ان تفقدونی» یک خانمی از پشت پرده سؤالی از او پرسید و نتوانست پاسخ بدهد و عصبانی شد. گفت: تو با اجازه شوهرت از خانه آمدی یا بدون اجازه؟ اگر با اجازه او از خانه بیرون آمدی خدا شوهرت را لعنت کند. اگر بدون اجازه شوهرت آمدی خدا لعنتت کند!!!
مرحوم مروی فرمودند: یک کسی در یک شهری سخنرانی می‌کرد، من پای منبر ایشان بودم. گفت: «سلونی قبل ان تفقدونی» تا این را گفت، کسی گفت: من یک سؤال دارم. نام مادر حضرت خدیجه چه بود؟ نمی‌دانست. فراوان داشنیم کسانی که در تاریخ این را گفتند و رسوا شدند. امام باید اعلم بر مردم باشد. «أَ فَمَنْ يَهْدِي‏ إِلَى‏ الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى‏» کسی که می‌تواند دست دیگران را بگیرد و هدایت کند امام باشد یا کسی که خودش نیاز به هدایت دیگری دارد؟ در خطبه 175 نهج‌البلاغه هست، امیرمؤمنان قسم خوردند، «وَ اللَّهِ لَوْ شِئْتُ‏ أَنْ‏ أُخْبِرَ كُلَّ رَجُلٍ مِنْكُمْ» اگر بخواهم جزئیات زندگی هرکدام از شما را بگویم، «بِمَخْرَجِهِ وَ مَوْلِجِهِ‏ وَ جَمِيعِ شَأْنِهِ لَفَعَلْتُ وَ لَكِنْ أَخَافُ أَنْ تَكْفُرُوا فِيَّ بِ رَسُولِ اللَّهِ ص» می‌ترسم مرا از پیامبر بالاتر بدانید. «أَلَا وَ إِنِّي مُفْضِيهِ» می‌گویم ولی به اصحاب خاص خودم می‌گویم.
مرحوم علامه امینی در الغدیر، جلد سوم، مفصل نقل کردند. خلیفه دوم بارها گفت: خدا مرا زنده ندارد در این گرفتاری که علی بن ابی طالب در آن گرفتاری نباشد. مرحوم آقای تُستری که شرح نهج‌البلاغه دارند، کتابی دارند به نام «قضاوت‌های امیرالمؤمنین» آقای دکتر شیخ آقازاده ایشان ترجمه کردند. امیرالمؤمنین که می‌گوید: من راه‌های آسمان را بهتر از راه‌های زمین می‌دانم، مصیبت حضرت فقط این نیست که می‌خوانیم. ما امروز می‌خواهیم غباری از این مظلومیت کنار بزنیم؟ مرحوم شیخ صدوق در علل نقل می‌کنند، می‌آمدند از امیرالمؤمنین می‌پرسیدند. امام صادق فرمود: جواب امیرالمؤمنین را که می‌شنیدند، درست هرچه حضرت می‌گفت برعکس آن را فتوا می‌دادند. برای اینکه مردم را گمراه کنند. اینها مصیبت است. امام کاظم(ع) فرمودند: «مَا رَأَيْتُ‏ النَّاسَ‏ أَخَذُوا عَنِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ ع» راسخون در علم چه کسانی بودند؟ علم الهی نزد اینهاست. من در تاریخ ندیدم، مردم از امام حسن و امام حسین مسأله‌ای پرسیده باشند جز دو مسأله، بیست سال این دو بزرگوار امام بودند. گفتند: بعد از نماز عصر می‌شود نماز مستحبی بخوانیم یا نه؟ «إِلَّا الصَّلَاةَ بَعْدَ الْعَصْرِ وَ بَعْدَ الْغَدَاةِ فِي طَوَافِ الْفَرِيضَةِ» ما طواف واجب را انجام دادیم، نماز طواف را بخوانیم یا نه؟ چون بعد از نماز صبح ثواب نماز مستحبی کم است دیگر نخوانیم یا وقت دیگر بخوانیم؟ دو مسأله از امام حسن و امام حسین پرسیدند.
علامه طباطبایی(ره) می‌فرمودند: من دوره وسایل الشیعه شیخ حر عاملی که روایات فقهی ما هست، 37 هزار حدیث در این دوره هست. من یک دوره تک تک این روایات را نگاه کردم. در ده سال دوران امامت امام حسین یک بار ندیدم که یک نفر یک مسأله دینی از امام حسین پرسیده باشد. بنی امیه تبلیغ وسیع کرده بودند و نمی‌گذاشتند کسی سراغ امام حسین و امام سجاد برود. دوران امام باقر و امام صادق افول بنی امیه بود و بنی عباس هنوز قدرت نداشت. حضرت فرصت پیدا کردند، شیخ صدوق نقل می‌کند، اگر امام باقر(ع)، امام صادق نبودند، دیگران حتی مناسک حجشان را بلد نبودند. شیخ مفید می‌فرماید: از هیچکدام از ائمه به اندازه‌ای که از امام باقر و امام صادق روایت داریم، از دیگران نداریم. کاری کرده بودند که اهل‌بیت را به انزوا ببرند. امام باقر یک فرصتی پیدا کردند، لذا شیخ مفید می‌فرماید: بیشترین روایات فقهی ما از امام باقر و امام صادق است و تا زمان امام باقر چیزی نداشتیم.
بد نیست یک نمونه از امام باقر بگویم، داستان جالبی است. پادشاه ملک سعودی یک هدایایی برای آیت الله العظمی بروجردی فرستاده بود. ایشان نپذیرفتند. سفیرشان در تهران خدمت ایشان به قم آورد، قبول نکردند و فقط یک قرآن و قسمتی از پرده کعبه را قبول کردند. فرمودند من جواب هدیه‌شان را بدهم. چه جوابی دادند؟ فرمودند: یک حدیث هدیه می‌دهم. موضوع این حدیث توصیف حج رسول خداست. گفتند: مگر آنها این همه کتاب ندارند؟ اینها خودشان را خادم الحرمین شریفین می‌دانند! هنر این مرد بزرگ این بود، فرمود: این حدیث را از امام باقر برای شما می‌فرستم ولی نه حدیث امام باقر در کافی مرحوم کلین، حدیثی که صحیح مسلم، سنن ابی داود از امام باقر نقل کردند، بیشتر احکام حج اگر نگویم تمام احکام حج از این حدیث استفاده می‌شود. اگر امروز شما احکام مناسک حج را دارید مدیون امام باقر هستید. اگر این فضا باز نشده بود ما در مناسک حج معطل بودیم! شیخ مفید می‌فرماید: قبل از امام باقر مردم مناسک حج و حلال و حرام را نمی‌دانستند.
ما در مناسک حج با اهل سنت اختلاف نداریم، چرا؟ احکام حج خیلی زیاد است، چرا اختلاف نیست، چون مهمان سفره امام باقر هستند، روایتی که در صحیح مسلم، سنن ابی داود، هدیه آیت الله العظمی بروجردی برای پادشاه سعودی فرستاده شد. این فرصتی بود که برای امام باقر پیدا شد. در تاریخ هست امام جواد(ع) یک مناظره در مجلس مأمون دعوت شد. مأمون الرشید مناظره گذاشت. یحیی بن اکثم یک سؤال کرد. گفت: اگر کسی در حین احرام یک صیدی کرد، حکمش چیست؟ مأمون نشسته بود. حضرت جواد(ع) سؤال یحیی بن اکثم را به 22 صورت تقسیم کردند؟ آیا در محدوده حرم بوده یا خارج حرم؟ عالم بوده یا جاهل؟ عمد بوده یا اشتباه؟ عبد بوده یا حر؟ کبیر بوده یا صغیر؟ شب بود یا روز؟ عمره بود یا واجب؟ گفت: من گیج شدم...
داستان هشام بن حکم، صحابی خوب امام صادق(ع) را گفتم، یکوقتی هارون الرشید گفت: شنیدم هشام جلسه تشکیل می‌دهد و مناظره می‌گذارد، گفت: من امشب از پشت پرده شاهد این مناظرات هستم. وقتی گوش کرد گفت: ما چه نشستیم؟ زبان هشام از هزار شمشیر تأثیر بیشتر دارد. این در جلسه مناظره نشست. اینها هی تحریک می‌کردند هشام چیزهایی بگوید که هارون بر هشام غضب کند. مناظره بسیار مفصل بود. شیخ صدوق در کمال الدین این مناظره را آورده است. در یک بخشی از مناظره، از مخالفین و کسانی که نیاز به اهل‌بیت را قبول نداشتند، گفت: من سؤالی دارم. بگویید پیامبر خدا که از دنیا رفت، آیا خداوند تکلیف را از بندگان برداشت؟ واجباتی نداشتند؟ گفتند: نه ما چنین حرفی نزدیم و بعد از پیامبر مردم مکلف هستند. گفت: آیا همه مردم با وفات پیامبر، علمشان به علم پیامبر رسید؟ گفتند: نه، گفت: پس نیاز به چه کسی دارند؟ نیاز به عالمی دارند که چهار ویژگی داشته باشد. 1- سهو و خطا نداشته باشد. 2- ظالم نباشد. 3- معصوم باشد. 4- نیازمند به دیگری نباشد. اگر بناست امام نیازمند به دیگری باشد، چه امتیازی بر ما دارد؟ اگر علم و قدرت و عدالت و عصمت او مثل من است چرا بر من حاکم باشد؟ «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» من می‌توانم سر بسته و در بسته اطاعت خدا و رسول بگویم، به اولی الامر که می‌رسی، یزید باشد چه اشکالی دارد، معاویه باشد چه اشکالی دارد؟ این استدلالی بود که هشام فرمود.
حضرت در ادامه حکمت می‌فرماید، «أَنْ رَفَعَنَا اللَّهُ وَ وَضَعَهُمْ وَ أَعْطَانَا وَ حَرَمَهُمْ وَ أَدْخَلَنَا وَ أَخْرَجَهُمْ بِنَا يُسْتَعْطَى الْهُدَى» خدا به وسیله ما هدایت را به دیگران می‌دهد. «وَ يُسْتَجْلَى الْعَمَى» نابینایی‌ها و گم کردن راه‌ها به وسیله ماست. «إِنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ قُرَيْشٍ» پیامبر خدا فرمود: تا دوازده خلیفه بعد از من بیاید، دین عزیز به این دوازده جانشین است. دکتر تیجانی می‌گوید: جواب این سؤال معمایی است که هزار و چهارصد سال است کسی پاسخ نداده است. دین اسلام عزیز است و تا دوازده جانشین بعد از من بیاید. این دوازده نفر چه کسانی هستند؟ امیرالمؤمنین اشاره می‌کنند، ائمه از قریش هستند، «غُرِسُوا فِي هَذَا الْبَطْنِ مِنْ هَاشِمٍ» درخت وجودشان در هاشم غرس شده است. «لَا تَصْلُحُ عَلَى سِوَاهُمْ» بر غیر از اینها نمی‌تواند تطبیق کند، «وَ لَا تَصْلُحُ الْوُلَاةُ مِنْ غَيْرِهِمْ‏» کسی غیر از اینها نمی‌تواند امام باشد.
نگاه ما در امامت این است، حدیث در علل شیخ صدوق است. امام صادق فرمود: اگر روی کره زمین دو نفر وجود داشته باشند، یکی باید امام باشد. آخر کسی که از دنیا می‌رود امام است. اعتقاد ما این است. عبارت دیگر در منابع اهل سنت فراوان آمده است، یک کسی به نام طلحه بن مُصرف می‌گوید: از کسی سؤال کردم پیامبر خدا بعد از خودشان وصیتی کردند؟ گفتند: نه، پیامبر چیزی نگفته است. پرسید: چطور می‌شود پیامبری به امتش بگوید: وصیت داشته باشید، ما چقدر احکام وصیت داریم؟ چطور می‌شود پیامبری به همه امتش بگوید: اگر خانه داری، نمازت قضا شده، دین و بدهی داری وصیت کنی، اگر وصیت نکنی مدیون از دنیا می‌روی. چطور می‌شود قرآن و پیامبر به وصیت سفارش کرده باشد ولی خود حضرت وصیت نکرده باشد؟ این جمله بیشتر خطاب به کسانی است که هنوز در تردید هستند برای غدیر کار بکنند. ما دیگر کمتر از علمای اهل سنت کار نکنیم. چقدر از علمای اهل سنت بودند که وقتی مظلومیت امیرالمؤمنین را دیدند در مورد حضرت کتاب نوشتند. علمای اهل سنت حضرت را به عنوان خلیفه چهارم قبول دارند. یکی از علمای بزرگ اهل سنت حاکم حسکانی هست، هزار سال پیش از دنیا رفته است. کتابی دارد به نام شواهد التنزیل، در مقدمه‌ی این کتاب نوشته که در جلسه‌ای بودم یک عده بی انصاف‌ها در بحث سوره هل أتی گفتند، این هجده آیه سوره «هل أتی» در شأن امیرمؤمنان نیستند. وقتی این ظلم به امیرالمؤمنین را دیده یک کتاب نوشته به نام شواهد التنزیل، یعنی شاهدهای نزول قرآن. در این کتاب هزار و صد و شصت و سه حدیث آورده و دویست و سیزده آیه از سوره حمد تا سوره ناس را آورده که در شأن امیرمؤمنان است. می‌گوید: امیرمؤمنان 120 فضیلت داشت، اختصاص به حضرت داشت.
نمونه دوم حاکم نیشابوری وفاتش 405 است، امکان ندارد در کتابخانه اهل سنت بروید و کتاب‌های ایشان نباشد. کتابی نوشته به نام «فضائل الفاطمه الزهرا» می‌گوید: انگیزه من بود، دیدم عده‌ای که در آن جلسه هستند و نام امیرالمؤمنین برده شد، گفتند: امیرالمؤمنین حتی حافظ قرآن هم نبوده است. یک کتاب نوشته در شأن فاطمه زهرا که ثابت کند امیرمؤمنان اعلم مردم هست. نسائی از علمای بزرگ اهل سنت است. نسائی شام آمد، دید اینجا حرف معاویه زیاد است و از حضرت علی خبری نیست. گفت: ایها الناس! چطور از معاویه حرف می زنید و از علی سخن نمی‌گویید؟ کتابی هست صدها بار چاپ شده است. «خصائص امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب» برای نسائی، صاحب یکی از صحاح سته اهل سنت است. ویژگی‌ها و فضایلی که فقط امیرالمؤمنین دارد. اینقدر در شام او را کتک زدند که در اثر این فشارها از دنیا رفت. به او گفتند: کتابی در فضایل معاویه بنویس! گفت: می‌نویسم ولی فقط یک حدیث بلد هستم. گفتند: باشد بنویس. گفتند: حدیث چیست؟ گفت: از پیامبر روایت داریم که معاویه را دوبار سه بار صدا کرد، نیامد. گفتند: دارد می‌خورد. فرمود: سیر نشوی از بس می‌خوری! شما که شیعه امیرالمؤمنین هستید برای امیرالمؤمنین چه کردید؟ امیرالمؤمنین فرمود: من زمان پیامبر، پاره تن پیامبر بودم و مثل ستاره می‌درخشیدم. مظلومیت من مرا به جایی رساند، مرا شریک دیگران کردند، مرا با عمروعاص و معاویه مقایسه کردند.
شریعتی: امروز صفحه 481 قرآن کریم، آیات 39 تا 46 سوره مبارکه فصلت را تلاوت خواهیم کرد.
«وَ مِنْ آياتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خاشِعَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ إِنَّ الَّذِي أَحْياها لَمُحْيِ الْمَوْتى‏ إِنَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ «39» إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي آياتِنا لا يَخْفَوْنَ عَلَيْنا أَ فَمَنْ يُلْقى‏ فِي النَّارِ خَيْرٌ أَمْ مَنْ يَأْتِي آمِناً يَوْمَ الْقِيامَةِ اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ «40» إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ «41» لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ «42» ما يُقالُ لَكَ إِلَّا ما قَدْ قِيلَ لِلرُّسُلِ مِنْ قَبْلِكَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ وَ ذُو عِقابٍ أَلِيمٍ «43» وَ لَوْ جَعَلْناهُ قُرْآناً أَعْجَمِيًّا لَقالُوا لَوْ لا فُصِّلَتْ آياتُهُ ءَ أَعْجَمِيٌّ وَ عَرَبِيٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدىً وَ شِفاءٌ وَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ فِي آذانِهِمْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُولئِكَ يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ «44» وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَ إِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ «45» مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيْها وَ ما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ»
ترجمه آیات: و از آيات خداوند آن است كه زمين را پژمرده (و بى جان) مى‏بينى پس همين كه (از آسمان) آب را بر آن فرو فرستاديم به جنبش در آمد و نمو كرد، البتّه همان كسى كه (زمين مرده را) زنده كرد، قطعاً زنده كننده‏ى مردگان است؛ بدون شك او بر هر كارى قادر است. همانا كسانى كه در آيات ما به انحراف مى‏روند بر ما پوشيده نيستند، پس آيا كسى كه در آتش افكنده مى‏شود بهتر است يا كسى كه در روز قيامت در آرامش حاضر مى‏شود؟ شما هر چه مى‏خواهيد انجام دهيد، قطعاً خداوند به آن چه عمل مى‏كنيد، بينا است. البتّه كسانى كه به قرآن چون به سراغشان آمد كفر ورزيدند (به كيفر خود مى‏رسند) در حالى كه قرآن كتابى نفوذ ناپذير است. هيچ گونه باطلى از پيش رو و از پشت سر در آن راه ندارد، (اين قرآن) از طرف خداوند فرزانه و ستوده نازل شده است. (اى پيامبر!) به تو گفته نمى‏شود جز آن چه به پيامبران قبل از تو نيز گفته شده، همانا پروردگار تو صاحب آمرزشى بزرگ و كيفرى دردناك است. و اگر ما قرآن را عجمى قرار داده بوديم حتماً مى‏گفتند: «چرا آيات آن باز و روشن نشده (و با تعجب مى‏پرسيدند) آيا (قرآن) اعجمى و (مخاطب آن پيامبر و مردم) عربى؟!» بگو: «اين قرآن براى كسانى كه ايمان آوردند هدايت و شفايى است، و كسانى كه ايمان نمى‏آورند در گوش‏هايشان سنگينى است و قرآن براى آنان مايه كورى است، (گويى) آنان از راه دور ندا مى‏شوند. (ولى صدا را نمى‏شوند). و البتّه ما به موسى كتاب (آسمانى تورات) داديم، پس در آن اختلاف شد و اگر نبود سنّت سابقِ پروردگارت (در مورد مهلت دادن به مردم)، قطعاً ميانشان داورى شده بود (و هر اختلاف كننده‏اى به كيفر خود رسيده بود)، و البتّه آنان درباره‏ى قرآن نيز در شكى همراه با سوء ظن هستند. هر كس كار شايسته‏اى انجام دهد، پس به سود خود اوست، و هر كس بدى كند پس بر عليه خويش عمل كرده است، و پروردگار تو به مردم ستم نمى‏كند.
شریعتی: ایده‌ها و پیشنهادهای خود را برای غدیر برای ما به شماره پیامک 20000303 ارسال کنید.
حاج آقای حسینی قمی: آیه‌ی پایانی از این صفحه که تلاوت شد، «مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ» از امیرالمؤمنین روایتی داریم، فرمود: من به احدی خوبی نکردم. اصحاب نشسته بودند، تعجب کردند. گفتند: این همه کارهای خوبی کردید، فرمود: قرآن می‌گوید «مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ» شب شهادت امام باقر(ع) است. امام باقر فرمود: شیعه را امتحان کنید، یک معیار این است «إِلَى أَمْوَالِهِمْ كَيْفَ مُوَاسَاتُهُمْ‏ لِإِخْوَانِهِمْ‏ فِينَا» آیا با برادران ایمانی مواسات دارند یا نه؟ فرمود:     اگر کسی گرفتاری دارد، سراغ برادر ایمانی‌اش برود، اگر او را پیدا نکرد سر صندوق برود و پولی بردارد، او وقتی خبردار شد، بگوید: کار خوبی کردی. فرمود: نگویید برادر ایمانی، اگر مؤمن است باید به جایی برسد، اینقدر اختیار داشته باشد از حساب او در گرفتاری بردارد. امام باقر(ع) فرمود: اگر مسلمانی گرفتاری داشت و در خانه مسلمانی رفت، گفت: من حوصله همراهی با شما را ندارم، این از رحمت خدا دور است. مستأجرها و گرفتارها را فراموش نکنیم.
شریعتی: از هفته آینده، انشاءالله روزهای یکشنبه در خدمت حاج آقای حسینی قمی هستیم.
«والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین»