main logo of samtekhoda

99-04-25-حجت الاسلام والمسلمين عباسی ولدی – رابطه‌ی توحید و محبت


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: رابطه‌ی توحید و محبت
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين عباسی ولدی
تاريخ پخش: 25-04-99

شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم، بینندگان خوب و نازنین‌مان، به سمت خدای امروز خیلی خوش آمدید. انشاءالله هرجا هستید خدای متعال پشت و پناه شما باشد و برای همیشه دل و جان شما را بهاری و سبز قرار بدهد. حاج آقای عباسی سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید.
حاج آقای عباسی: بنده هم عرض سلام و ادب دارم خدمت همه بینندگان عزیز، از همه مردمی که این روزها در کوچه و خیابان مراعات می‌کنند و فاصله اجتماعی را رعایت می‌کنند و ماسک می‌زنند، تشکر می‌کنم. الهی هرچه زودتر زندگی‌ها به حالت عادی برگردد.
شریعتی: به همه کادر درمان خسته نباشید و خدا قوت می‌گویم، ما همچنان قدردان زحمات و مجاهدت‌هایشان هستیم. بحث امروز شما را خواهیم شنید.
حاج آقای عباسی: امروز از یک زاویه‌ی متفاوتی به بحث مهربانی و محبت نگاه می‌کنیم، از همه می‌خواهم قدم به قدم در این بحث همراه ما باشند، امروز یک اتفاق جدیدی در مورد محبت و مهربانی در ذهن همه ما می‌افتد. گاهی به بحث محبت و مهربانی که می‌رسیم خوب نگاه می‌کنیم در این اندازه که یک فضیلت اخلاقی است، اگر دارم خدا را شکر و اگر ندارم، خوش به حال آنهایی که دارند. چیزی که ندارم چندان قیمتی نیست یا حداقل پایه‌های زندگی ایمانی من را متزلزل نمی‌کند. بود شکر خدا و نبود هم نبود. امروز می‌خواهم از این زاویه به بحث محبت و مهربانی نگاه کنم. اگر می‌خواهیم ببینیم توحید ما چقدر قوی شده و ولایت ما به اهل‌بیت علیهم السلام چقدر رشد کرده، یکی از نشانه‌های نقد آن این است که ببینیم چقدر با محبت و مهربانتر هستیم؟ نشانه‌ی میزان رشد من در توحید و ولایت است و خیلی مهم شد. آنجایی که من احساس می‌کنم رحم و مهربانی من کم شده باید یک نگاهی بیاندازم به ساختمان توحید که شاید ساخته نشده و شاید دارد خراب می‌شود. محبت و مهربانی محک توحید و ولایت می‌شود. نماد توحید در عالم کیست؟ کسی بالاتر از رسول خدا نیست. الگوی توحید است. ما باید توحیدمان را با توحید پیامبر(ص) بسنجیم.
گاهی من برای اینکه خودم را درست کنم، رفتارم را با فلانی درست می‌کنم، رفتارم را در مورد فلان چیز درست می‌کنم، عقیده‌ام را درست می‌کنم اما گاهی توحید و ولایتم را که درست می‌کنم، خود به خود می‌بینم رفتار من تغییر کرد. اگر توحید من درست باشد، ولایت من درست شود، خود به خود مهربان می‌شوم و نمی‌توانم نامهربانی کنم مگر جایی که خدای من و ولی من خواسته باشد نامهربان باشد، پیامبر(ص) درباره‌ی امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند: «خشنٌ فی ذات الله» علی خشونت دارد ولی خشونت او بخاطر خداست. نماد و الگوی توحید در عالم پیامبر(ص) است. این پیامبر با همه مهربان است، مگر جایی که نباید مهربان باشد، خیلی به نکات این قصه‌ها باید دقت کنیم و اوج ارتباط را بین ولایتمداری و توحید و محبت و مهربانی ببینیم. فتح مکه است، سپاه مسلمان‌ها دارند برای فتح مکه می‌روند. فضا، فضای نظامی است. جدی و خشن، لشگر دارد می‌رود فرمانده کیست؟ پیامبر است. فرمانده حواسش باید به همه چیز باشد از جمله صدای زوزه‌ی سگی که نشان دهنده این است که این زوزه از ترس است. حضرت یک سگی را با بچه‌هایش می‌بینند. سگ دارد زوزه می‌کشد. بچه‌ها دارند شیر می‌خورند. یک سرباز به نام جعیل بن سراقه را حضرت مأمور می‌کنند که جعیل اینجا بایست و مراقب سگ و بچه‌هایش باش تا لشگر رد شود و مشکلی برای این سگ و بچه‌هایش پیش نیاید.
وقتی آدم موحد می‌شود بنده خدای رحمان و رحیم می‌شود و وقتی بندگی خدای رحمان و رحیم را کرد، رحم در وجودش جریان پیدا می‌کند. با آن سگ و بچه‌هایش مهربان بود و یک سرباز را مأمور کرد تا سپاه رد شود. حضرت از غزوه‌ی تبوک از جنگ برمی‌گردند، می‌رسند جایی که مشرف به مدینه و کوه احد است، یک نگاه به کوه احد می‌اندازند و می‌گویند: «هَذَا جَبَلٌ‏ يُحِبُّنَا وَ نُحِبُّهُ» این کوهی است که ما دوستش داریم و این هم ما را دوست دارد. وقتی آدم موحد می‌شود طبیعت را هم دوست دارد. اینجا هم داریم از جنگ برمی‌گردیم و در کوه این جنگ یک رابطه‌ی عاطفی میان یک فرد و یک کوه، همین پیغمبر بچه‌ها را هم دوست دارد. من اگر ولایت این پیغمبر را داشتم و خدای این پیغمبر را می‌پرستیدم، نمی‌توانم بدون این رحم و مهربانی زندگی کنم.
روایت داریم یک روزی رسول خدا(ص) در جمعی بودند و امام حسین(ع) کودکی که در نزدیکی حضرت بود، حضرت مشغول نماز بودند، وقتی به سجده می‌رفتند، امام حسین(ع) سوار بر پشت حضرت می‌شدند، سوار می‌شدند این دو پا را تکان می‌دادند و می‌گفتند: «حُل حُل» وقتی حضرت می‌خواستند بلند شوند، امام حسین را می‌گرفتند و کنارشان می‌نشاندند و وقتی سجده بعدی می‌رفتند دوباره امام حسین روی دوش حضرت می‌آمدند و می‌گفتند: حُل حُل و باز حضرت همین کار را می‌کردند. روایت می‌فرماید: تا حضرت نماز می‌خواندند در سجده امام حسین این کار را می‌کردند. یک یهودی دم در مسجد ایستاده بود و نگاه می‌کرد. مسجدها آن زمان سقف و در نداشت و یک دیوارچین بود. وقتی نگاه می‌کند عه... پیغمبر فرمانده مسلمان‌ها سجده می‌رود، یک بچه روی دوش‌اش می‌رود، چرا عصبانی نمی‌شود؟ وقتی حضرت بیرون آمدند از مسجد، «فَقَالَ‏ يَهُودِيٌ‏ يَا مُحَمَّدُ إِنَّكُمْ‏ لَتَفْعَلُونَ بِالصِّبْيَانِ شَيْئاً مَا نَفْعَلُهُ» به پیامبر عرض کرد: دیدم رفتاری با بچه‌ها داری که ما یهودی‌ها اینطور با بچه‌ها رفتار نمی‌کنیم. حضرت فرمودند: «أَمَا لَوْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ لَرَحِمْتُمُ الصِّبْيَانَ» آگاه باش که اگر شما هم به خدا و رسولش ایمان داشتید، با بچه‌ها مهربان برخورد می‌کردید.
اگر با بچه‌ات مهربان نیستی و اهل محبت نیستی، پای ایمانت به خدا و رسول می‌لنگد. گاهی در مدرسه، معلم‌ها به ما می‌گفتند: بروید برگه‌ها را تصحیح کنید. بعضی معلم‌ها می‌گفتند: برگه خودت را هم خودت تصحیح کن. وقتی به برگه خودمان می‌رسیدیم احساس می‌کردیم دست ما شل شده است. به رفیق‌مان که می‌رسیدیم باز هم شل می‌شدیم. وقتی می‌خواهیم در مورد خودمان و ایمانمان قضاوت کنیم، خدا رحم کند که در مورد خودمان و قضاوت در مورد خودمان آسان‌گیر نشویم. خیلی ایراد بزرگی است. چون آن موقع نمی‌فهمیم چقدر رشد کردیم و دچار توهم می‌شویم. اگر ایمان بیاورید به خدا و رسولش نشانه‌اش چیست؟ نه آقا، بالاخره من سر بچه داد می‌زنم، حال و حوصله محبت ندارم. پدرش هستم، مادرش هستم، برادر بزرگترش هستم. چرا راحت رد می‌شویم؟ این را پیغمبر گفته است. یکی از مهمترین بحث‌هایی که باید برایش حرص بزنیم تا به دستش بیاوریم این است که با چه ملاکی داریم خودمان را قضاوت می‌کنیم؟ نکند یکوقت از خود راضی باشیم. چرا اینطور هستیم؟ اگر به این روایت توجه کنیم، وقتی از بچه‌هایمان بپرسیم، پسرم، دخترم من با تو مهربان هستم یا نه؟ اگر امنیت بدهم که هر جوابی داد، کاری به کارش نداشته باشم، اگر صادقانه گفت: مهربان هستی، خدا را شکر کنم. اما اگر گفت: مهربان نیستی. باید به ایمانم شک کنم. همه حرف من امروز این است. به خوش اخلاقی به مهربانی و محبت و عاطفه، صرفاً به عنوان یک مقوله‌ی اخلاقی ساده نگاه نکنید. بین اینها و ایمان ما ربط وجود دارد. «أَمَا لَوْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ لَرَحِمْتُمُ الصِّبْيَانَ»
در کتاب شریف مکارم الاخلاق هست، در این کتاب درباره‌ی سیره‌ی رسول خدا می‌فرماید که گاهی بچه‌ها را به پیامبر می‌دادند، «لِيَدْعُوَ لَهُ بِالْبَرَكَةِ أَوْ يُسَمِّيَهُ» برای اینکه دعا کنند. یا اینکه می‌گفتند: این بچه را بگیرید اسم گذاری کنید. «فَيَأْخُذُهُ فَيَضَعُهُ فِي حِجْرِهِ» حضرت می‌گرفتند و در آغوششان می‌گذاشتند. «تَكْرِمَةً لِأَهْلِهِ» می‌خواستند اکرام کنند پدر و مادر را،‏ «فَرُبَّمَا بَالَ الصَّبِيُّ عَلَيْهِ» گاهی بچه را که می‌آوردند، خرابکاری می‌کرد. «فَيَصِيحُ بَعْضُ مَنْ رَآهُ حِينَ بَالَ فَيَقُولُ» بعضی از این پدر و مادرها اینقدر خجالت می‌کشیدند، فریاد می‌زدند وای! وقتی اینطور شد، بچه می‌ترسید. می‌فرمودند: «لَا تُزْرِمُوا بِالصَّبِيِّ» یعنی کاری نکنید وسط کارش هول شود. «فَيَدَعُهُ حَتَّى يَقْضِيَ بَوْلَهُ» بگذار کارش تمام شود، چرا ناراحت هستی؟ آنهایی که به این پیغمبر اهانت می‌کنند، می‌خواهند چهره‌ی این پیغمبر دیده نشود. این پیغمبر آدم را دیوانه می‌کند. «ثُمَّ يَفْرُغُ لَهُ مِنْ دُعَائِهِ أَوْ تَسْمِيَتِهِ وَ يَبْلُغُ سُرُورُ أَهْلِهِ فِيهِ» بعد از اینکه بچه کارش را تمام می‌کرد، دعا و اسم گذاری می‌کردند. شادی پدر و مادر به اوج می‌رسید. «وَ لَا يَرَوْنَ أَنَّهُ يَتَأَذَّى بِبَوْلِ صَبِيِّهِمْ» این پدر و مادر اثر ناراحتی در چهره پیغمبر بخاطر اینکه بچه‌شان لباس پیغمبر را خیس کرده  نمی‌دیدند. «فَإِذَا انْصَرَفُوا غَسَلَ ثَوْبَهُ» حضرت همان موقع هم هیچ کاری نمی‌کردند، اجازه می‌دادند پدر و مادر که رفتند بعد می‌رفتند لباسشان را می‌شستند. این همان پیغمبری است که الگوی توحید است.
این لطافت برای چیست؟ آیا باید برای تک تک اینها از قبل خودمان را آماده کنیم یا نه؟ وقتی توحید در وجود من جاری شد، صفات توحیدی در وجود من جاری می‌شود. من هم می‌شوم بنده‌ی خدای رحمان، بنده‌ی خدای رحمان و رحیمی که جلوه‌ی عبودیتش را پیغمبر به نمایش می‌گذارد. اگر شما به خدا و رسول خدا ایمان داشتید، با بچه‌ها مهربان می‌شدید. نه با امام حسین(ع)! یک نکته تربیتی بگویم. از من درخواست می‌کنند مباحث تربیت فرزندی را هم بگوییم. اما اینجا از آن سیره‌ی پیامبر یک استفاده کنم در نکته تربیتی، خیلی‌ها می‌پرسند: چه کنیم بچه‌های ما نمازخوان شوند؟ پدر عزیزی که نگران کاهل نمازی بچه‌ات هستی و دوست داری بچه‌ات وقتی بزرگ شد، بدون اینکه بخواهی به او فشار بیاوری، نماز بخواند، از همان کودکی که یکی دو سال دارد می‌توانی یک کاری کنی که جای صد تا توصیه و نصیحت و کتاب می‌تواند شوق بچه‌ی تو را به نماز زیاد کند. تو به عنوان یک فرد نمازخوان حواست را جمع کن، نماز اصلی‌ترین تجلی ارتباط من با خدای رحمان و رحیم است. من با نمازم به بچه‌ها بفهمانم من هرچقدر به نماز نزدیکتر شوم و هرچقدر غرق در نماز شوم مهربانتر می‌شوم. نماز معراج است و معراج یک سفر معنوی است. من وقتی نماز می‌خوانم به معراج می‌روم یعنی نزد خدا می‌روم. از سفر برمی‌گردم، از سفر که برمی‌گردم بچه‌ام از من سوغاتی می‌خواهد، پدرم و مادرم، سوغاتی معراجت چه بود؟ من دوست دارم بعد از نماز تو را مهربانتر ببینم. پدر و مادر عزیز، بعد از نماز مهربانتر هستی؟ بچه‌ها اثر ارتباط من با خدای رحمان و رحیم را بعد از نماز می‌بینند؟ یک کار اشتباهی کردم الآن می‌خواهم عذرخواهی کنم، الآن نزد خدای رحمان و رحیم، برگشته سوغاتی‌اش چیه؟ مهربانی و محبت است. الآن می‌روم به او می‌گویم من را می‌بخشی؟ نه فقط بچه‌ها، زن و شوهرها، بعد از نماز با هم مهربانتر هستند؟ حین نماز چطور؟ بچه آمده سوارم شده، بچه آمده مهر را برداشته و رفته، الله اکبر... استغفرالله... تمام می‌شود، می‌گوید: زن... مگر نمی‌بینی نماز می‌خوانم؟؟! باید وقتی نماز می‌خوانی لطیف‌ترین حالت تو باشد، زنت نگوید: نمازش تمام شد من چه کار کنم؟ بچه‌ات باید بعد از نماز منتظر باشد بغلش کنی.
همه این آیه را شنیدیم، «مُحَمَّدٌ رَسُولُ‏ اللَّهِ» محمد(ص) رسول خداست، «وَ الَّذِينَ مَعَهُ» کسانی که همراهش هستند، «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» در مقابل کفار محکم و شدید، «رُحَماءُ بَيْنَهُمْ» (فتح/29) بین خودشان اهل رحم هستند. ما با آمریکا و اسرائیل مشکل داریم،«أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» با مردم یمن و عراق مهربان هستیم،«رُحَماءُ بَيْنَهُمْ» اشتباه کجاست؟ اینجا که ما«رُحَماءُ بَيْنَهُمْ» را همین اندازه نگه داریم. این بَینَهُم فقط این نگاه بین‌المللی است یا نه می‌شود وارد زندگی ما هم شود؟ حتماً می‌شود. حضرت فرمودند: «أَحْسَنُ‏ النَّاسِ‏ إِيمَاناً أَحْسَنُهُمْ خُلُقاً» بهترین و نیکوترین مردم از نظر ایمان آنهایی هستند که خوش اخلاق‌تر هستند «وَ أَلْطَفُهُمْ بِأَهْلِهِ» و با خانواده‌شان مهربان‌تر هستند. چه ملاک‌ها و معیارهایی است. من می‌خواهم ایمانم را بسنجم باید ببینم با خانواده‌ام مهربان هستم یا نه؟ «وَ أَنَا أَلْطَفُكُمْ بِأَهْلِي» من پیغمبر بین شما از همه شما با خانواده‌ام مهربانتر هستم.
رسول خدا(ص) فرمود: «أَقْرَبُكُمْ‏ مِنِّي‏ مَجْلِساً يَوْمَ الْقِيَامَةِ» (صحیفه امام رضا(ع)/ص67) در قیامت نزدیکترین شما به من پیغمبر، «أَحْسَنُكُمْ خُلُقاً وَ خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لِأَهْلِهِ» خوش اخلاق‌ترین شما نزد خانواده هست. اولین برنامه در مورد محبت حرف زدیم گفتیم: هرکس برگه‌ی خودش را تصحیح کند. بعضی وقت‌ها خیال آسودگی‌های ما خیال آسودگی‌های توهمی است. بعضی وقت‌ها برای اینکه به راحتی از کنار ملاک‌ها و معیارها گذشتیم، خیال ما راحت است و این خوب نیست. این نگرانی اگر نباشد ممکن است من هیچوقت به خودم و اخلاقم و مهر و محبتم نپردازم. اما وقتی نگران شدیم مواظب باشیم مأیوس نشویم. خدا هست، خدایا امروز من فهمیدم مهربانی و محبت و رحم با خانواده و بچه‌ها از نشانه‌های ایمان است. وقتی برگه‌ام را تصحیح کردم، خدایا دیدم نمره خوبی ندارم، کمکم کن! از خدا بخواهیم کمک می‌کند. به اهل‌بیت توسل کنیم و بخواهیم. این نگرانی چون نگرانی مقدسی است یک روایت از امام صادق بخوانم.
ابو ربیع شامی می‌گوید: خدمت امام صادق(ع) رفتم، خانه مملوء از جمعیت بود. «وَ الْبَيْتُ غَاصٌّ بِأَهْلِهِ فِيهِ‏ الْخُرَاسَانِيُ‏ وَ الشَّامِيُ» (کافی/ج2/ص637) در بین همه مباحث معارفی که می‌خوانیم و می‌شنویم، حواسمان باشد که ما امامی داریم حاضر و ناظر، زنده، ولی غایب از نظر، دو نکته را داشته باشیم. 1- همه روایاتی که از زبان ائمه گفته می‌شود می‌توانیم بگوییم این همان هست که امام زمان(ع) از ما می‌خواهد. پس همه روایات را وقتی خواندیم در ذهنمان بیاوریم، اگر اینجا امام صادق(ع) می‌خواهند چیزی بگویند، یعنی امام زمان(ع) همین الآن دارند این را می‌گویند. 2- همیشه این آرزو را در دلمان نگه داریم، خوش به حالت ابوربیع شامی! گفتی بروم خانه امام صادق(ع)، رفتی و جمعیت بود ولی امام را دیدی و حرف زدی. همیشه به خدا بگوییم: خدایا ما هم امام خود را دوست داریم، دوست داریم امام ما ظهور کند و بگوییم: امروز خانه‌ی امامم بروم. ببینم جمعیت نشستند و امام زمان می‌خواهند حرف بزنند. این حسرت خودش انسان را رشد می‌دهد. ابو ربیع شامی می‌گوید: رفتم دیدم خانه امام صادق پر از جمعیت است، از جاهای مختلف آمدند. «وَ مِنْ أَهْلِ الْآفَاقِ فَلَمْ أَجِدْ مَوْضِعاً أَقْعُدُ فِيهِ» جای نشستن نبود. «فَجَلَسَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع وَ كَانَ مُتَّكِئاً» حضرت نشسته بودند و تکیه داده بودند. «ثُمَّ قَالَ يَا شِيعَةَ آلِ مُحَمَّدٍ» به همه ابلاغ می‌کنند. «اعْلَمُوا أَنَّهُ لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يَمْلِكْ نَفْسَهُ عِنْدَ غَضَبِهِ» ما یک معیت داریم اسمش را معیت محمدی می‌گذاریم، «محمد رسول الله والذین معه» گفتیم این معیت، معیت جسمانی نیست. اگر می‌خواهی ببینی معیت محمدی داری یا نه، ببین مهربان هستی یا نیستی؟ اگر نیستی معیت محمدی هم نداری. از ما نیست کسی که در هنگام خشم و غضب خویشتن‌دار نباشد. داد می‌زند، کتک می‌زند، حرف زشت می‌زند!!! «وَ مَنْ لَمْ يُحْسِنْ صُحْبَةَ مَنْ صَحِبَهُ» آن کسی که با کسی که با او هم‌نشین است، خوب همراهی نمی‌کند، از ما نیست. «وَ مُخَالَقَةَ مَنْ خَالَقَهُ وَ مُرَافَقَةَ مَنْ رَافَقَهُ وَ مُجَاوَرَةَ مَنْ جَاوَرَهُ» کسی که خوب همسایگی نمی‌کند برای کسی که همسایه‌اش است، از ما نیست. «وَ مُمَالَحَةَ مَنْ مَالَحَهُ» کسی که با او شوخی می‌کند، خوب شوخی نمی‌کند. از ما نیست! «يَا شِيعَةَ آلِ مُحَمَّدٍ اتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ‏ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ» هرچقدر می‌توانید تقوا پیشه کنید! اگر من خوب با کسی شوخی نکردم با کسی که با من شوخی می‌کند، تقوا ندارم. اگر من مهربان نبودم و بداخلاق بودم و خشمم را ابراز کردم، پای تقوای من می‌لنگد.
در وسایل الشیعه، جلد 20 صفحه 163 داریم، رسول خدا(ص) فرمودند: هرکسی زنی داشته باشد که اذیتش کند، خدا نه نمازش، نه کار خوبش را قبول نمی‌کند تا وقتی که رضایت همسرش را کسب کند و کمکش کند. «وَ إِنْ صَامَتِ الدَّهْرَ وَ قَامَتْ وَ أَعْتَقَتِ الرِّقَابَ وَ أَنْفَقَتِ‏ الْأَمْوَالَ‏ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» خدا قبول نمی‌کند حتی اگر این کل عمرش را روزه بگیرد و شب‌ها شب زنده‌داری کند و به عبادت بایستد، برده‌ها آزاد کند و اموالش را در راه خدا انفاق کند. «وَ كَانَتْ أَوَّلَ مَنْ يَرِدُ النَّارَ» این اولین کسی است که وارد آتش می‌شود. نمازت هم که می‌خواهد قبول شود، خوش اخلاق و مهربان باشی، این نمازش قبول نشده، فرمود: «سُوءُ الْخُلُقِ سَيِّئَةٌ لَا يَنْفَعُ مَعَهَا كَثْرَةُ الْحَسَنَاتِ‏» بداخلاقی یک گناهی است که اگر آمد کثرت حسنات فایده ندارد. حضرت فرمودند: «ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ عَلَى الرَّجُلِ مِثْلُ ذَلِكَ مِنَ الْوِزْر و العذاب» حواستان باشد بر مرد هم چنین عذابی هست وقتی به زنش ظلم کند و اذیت کند.
شریعتی: تا به حال با این سؤال مواجه نشدید که اگر من بخواهم خیلی خوش اخلاق باشم، این خوش اخلاقی من از حد بگذرد، دیگر جذبه و هیبتی که در خانه باید داشته باشم را ندارم؟
حاج آقای عباسی: ما یک اقتدار محبتی داریم، یک اقتدار خشونتی داریم. اقتدار محبتی اقتداری است که با محبت حاصل می‌شود و بسیار کارآمدتر از اقتدار خشونتی است.
شریعتی: امروز صفحه 469 قرآن کریم، آات 17 تا 25 سوره مبارکه غافر را تلاوت خواهیم کرد. انشاءالله زندگی ما سرشار از محبت و خلق و خوی محمدی باشد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
«الْيَوْمَ‏ تُجْزى‏ كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ لا ظُلْمَ الْيَوْمَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسابِ «17» وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَناجِرِ كاظِمِينَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَ لا شَفِيعٍ يُطاعُ «18» يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ «19» وَ اللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَقْضُونَ بِشَيْ‏ءٍ إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ «20» أَ وَ لَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ كانُوا مِنْ قَبْلِهِمْ كانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ آثاراً فِي الْأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَ ما كانَ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ واقٍ «21» ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانَتْ تَأْتِيهِمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَكَفَرُوا فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ إِنَّهُ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقابِ «22» وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى‏ بِآياتِنا وَ سُلْطانٍ مُبِينٍ «23» إِلى‏ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ قارُونَ فَقالُوا ساحِرٌ كَذَّابٌ «24» فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا اقْتُلُوا أَبْناءَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ وَ اسْتَحْيُوا نِساءَهُمْ وَ ما كَيْدُ الْكافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلالٍ»
ترجمه آیات: امروز، هر كس در برابر كارى كه كسب كرده است پاداش داده مى‏شود؛ امروز هيچ ظلمى نيست؛ همانا خداوند به حساب‏ها زود مى‏رسد. (اى پيامبر!) مردم را از روز نزديك (قيامت) هشدار ده، آن‏گاه كه (از شدّت وحشت) جان‏ها به گلوگاه رسد، در حالى كه اندوه خويش فرو مى‏برند، (در آن روز) براى ستمكاران هيچ دوست دلسوز و هيچ شفاعت‏گرى كه سخنش پذيرفته باشد وجود ندارد. خداوند از خيانت چشم‏ها و آن چه دل‏ها مخفى مى‏كنند، آگاه است. و خداوند به حقّ داورى مى‏كند و معبودهايى كه جز او مى‏خوانند هيچ حكمى نمى‏كنند. همانا خداوند اوست شنواى بينا. آيا در زمين سير نكردند تا بنگرند عاقبت كسانى كه پيش از آنان بودند و قوت و آثارشان در زمين سخت‏تر و نيرومندتر از اينان بوده چگونه بوده است؟ پس خداوند آنان را به خاطر گناهانشان (به قهر خود) گرفت و در برابر (قهر) خداوند براى آنان هيچ مدافعى نبود. اين (قهر الهى) به خاطر آن بود كه پيامبرانشان همراه با دلائل روشن به سراغ آنان مى‏آمدند، ولى آنان كفر ورزيدند، پس خداوند آنان را به قهر خود گرفت. همانا او قوى و سخت كيفر است. و همانا ما موسى را همراه با معجزات و منطق روشن فرستاديم. به سوى فرعون وهامان و قارون، پس گفتند: «او ساحرى دروغگوست».پس چون موسى از طرف ما همراه با حقّ به سراغ آنان آمد، گفتند: «پسران كسانى را كه با موسى ايمان آورده‏اند، بكشيد و زنانشان را زنده نگهداريد». (غافل از آن كه) طرح و نيرنگ كافران جز در گمراهى و تباهى نيست.
شریعتی: روز جمعه روز دحوالارض است و روزه این روز جزء روزه‌های مهم سال هست. نکات پایانی و جمع‌بندی مباحث امروز را بشنویم.
حاج آقای عباسی: امروز در مورد خوش اخلاقی صحبت کردیم، قبلاً گفتیم یکی از مصادیق ابراز محبت، خوش اخلاقی است. یکی از نشانه‌های ولایتمداری و قوی بودن ولایت ما نسبت به اهل‌بیت همین مهر و مهربانی ماست. رسول خدا(ص) فرمودند: «عُنْوَانُ صَحِيفَةِ الْمُؤْمِنِ‏ حُبُّ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع» مؤمن به یک کتاب تشبیه شده است. کتاب اسم دارد. اگر مؤمن را به کتاب تشبیه کنیم اسمش «حبّ علی بن ابی طالب» است. علی بن ابی طالب یک روایت دارند. «عُنْوَانُ صَحِيفَةِ الْمُؤْمِنِ‏ حُسْنُ خُلُقِهِ» از این دو مورد چه نتیجه‌ای می‌گیریم؟ یک روایت می‌گوید: «عُنْوَانُ صَحِيفَةِ الْمُؤْمِنِ‏ حُبُّ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع» یک روایت می‌گوید: «عُنْوَانُ صَحِيفَةِ الْمُؤْمِنِ‏ حُسْنُ خُلُقِهِ» کسی که حبّ علی بن ابی طالب را دارد باید خوش اخلاق باشد. اگر خوش اخلاق و مهربان نبودی، باید روی محبت یک مقدار کار کنی. باید درجه محبت را بالا بیاوری. زیارت جامعه می‌گوید: «بِمُوَالاتِكُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعَالِمَ‏ دِينِنَا ... وَ ائْتَلَفَتِ الْفُرْقَة» با ولایت شما تفرقه به الفت تبدیل می‌شود. اگر ما الفت نداریم، ولایت ما لنگ می‌زند. چون امام هادی(ع) گفتند که با ولایت شما تفرقه به الفت تبدیل می‌شود. الفت همان نزدیکی قلبی است. توحید و ولایت ما وقتی قوی شد به صورت طبیعی ما مهر و محبت و مهربانی‌مان بیشتر می‌شود. اصلی‌ترین جایی که مهر و محبت و مهربانی باید جریان داشته باشد، محیط خانواده است.
شریعتی: برای زنده نگه داشتن و ماندگارتر کردن غدیر، برای کارهایی که احساس می‌کنید جای آن در جامعه ما خالی است، اگر پیشنهادی دارید به 20000303 ارسال کنید.
گاهی دلم به سمت خدا می‌برد مرا *** یعنی به آستان رضا می‌برد مرا
اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی...
«والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمدٍ و آله طاهرین»