main logo of samtekhoda

99-04-11-حجت الاسلام والمسلمين عباسی ولدی – تأثیر محبت


برنامه سمت خدا

موضوع برنامه: تأثیر محبت

كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين عباسی ولدی

تاريخ پخش: 11-04-99

شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

گریه‌ام در حرم از روی پریشانی نیست *** که پریشانی از آداب مسلمانی نیست

گر طوافند چنان موج کبوترهایت *** که در این سلسله انگار پریشانی نیست

دست خالی است کسی که به حرم می‌آید *** دم در هیچ نیازی به نگهبانی نیست

شمس تبریز مراد دل مولاناهاست *** در دل ما که به جز شمس خراسانی نیست

در معطل شدن و دست رساندن به ضریح *** لذتی هست که در سجده طولانی نیست

روی هر پله‌ی صحن تو نشستم گفتم *** چیست این سنگ اگر تخت سلیمانی نیست

حاجتی دارم و ناگفته بماند بهتر *** چون که روی طلب آنچه تو می‌دانی نیست

«السلام علیک یا أبالحسن یا علی بن موسی الرضا» سلام می‌کنم به همه شما که دلتان در حسرت زیارت امام رضا پر می‌کشد. ایام ولادت حضرت رضا(ع) را تبریک می‌گویم. به سمت خدای امروز خیلی خوش آمدید. حاج آقای عباسی سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید. ایام مبارک باشد.

حاج آقای عباسی: بنده هم عرض سلام و ادب دارم خدمت همه بینندگان عزیز، ایام را تبریک می‌گویم، از همه پدر و مادرهایی یاد کنیم که بذر محبت اهل‌بیت به ویژه امام رضا(ع) را در دلهای ما کاشتند. آنهایی که از دنیا رفتند، برایشان طلب رحمت کنیم و آنهایی که هستند برایشان طلب عمر با عزت کنیم. یکی از قشنگ‌ترین صحنه‌ها در حرم امام رضا، صحنه‌ای است که یک بچه نوپا، که تازه راه رفتن را یاد گرفته، نزدیک باب الجواد می‌رسند، پدر یا مادر به او یاد می‌دهد دست روی سینه‌ات بگذار و خم شو و بگو: السلام علیک یا علی بن موسی الرضا! این روزها کسانی که به مشهد می‌روند به یاد همه ما باشند.

شریعتی: این چند هفته که در مورد محبت صحبت کردید، پیام‌های زیادی بود که یکسری مشکلات زیادی به ما هجوم می‌آورد که دست ما را برای ابراز محبت می‌بندد. مثلاً یکی از اعضای خانواده بیماری صعب العلاج دارد.

حاج آقای عباسی: من یک نکته کلی را بگویم که مشکلات انواع و اقسامش فرصت ابراز محبت هستند برای نزدیکتر شدن دلها به همدیگر. هستند کسانی که بین زن و شوهر اختلاف شدید بوده در حدی که خانم فردا می خواسته دادخواست طلاق بدهد، فردا بچه مریض می‌شود، مریضی هم مریضی صعب العلاجی است و سخت است. زن و شوهر اختلاف یادشان می‌رود. چون این مشکل برای عزیز دلشان است، دلهایشان به هم نزدیک می‌شود. گاهی ما مشکلی را به عنوان یک مانع می‌بینیم و همین نگاه باعث می‌شود از اولین چیزی که کم کنیم محبت باشد. ولی خود مشکلات یک فرصتی برای همدلی بیشتر است. نه تنها محبت را کم نمی‌کند، زیاد می‌کند و نیاز ما به محبت در مشکلات بیشتر هم شد. باید نگاهمان را به مشکلات عوض کنیم.

شریعتی: در مورد مشکلات اقتصادی و معیشتی هم همین را می‌گویید؟

حاج آقای عباسی: در پیام‌ها دیدم، اول انتقادها را می‌خوانم و بعد سراغ سؤال‌ها می‌روم. دو تا تذکر درباره‌ی کلیت بحث بدهم، مباحثی که در برنامه گفته می‌شود عمل کنیم. در مورد ابراز محبت حرف‌های زیادی زدیم و برای اولین بار با سرعت خیلی زیاد ولی یک بسته کامل در بحث روش‌های ابراز محبت داشتم. دوست داشتم از شما درخواست کنم گزارش بدهید که از هفته گذشته تا این هفته چه کردید و برای من حتماً مفید خواهد بود. من دوست دارم بازخوردها را ببینم. در مورد مشکلات اقتصادی حرف‌های زیادی در این زمینه زده می‌شود که مگر در این مشکلات اقتصادی می‌شود ابراز محبت کرد؟

قبل از اینکه در این مورد صحبت کنم، دو نکته بگویم. نکته اول اینکه خیلی صادقانه بگویم، اگر الآن درباره رابطه مشکلات اقتصادی و ابراز محبت صحبت می‌کنیم به هیچ وجه قصد توجیه مشکلات اقتصادی موجود در جامعه را نداریم. مردم عزیز من مشکلات اقتصادی موجود در جامعه را در شأن کشورمان با این اندازه از ثروت ملی نمی‌دانم و حتماً باید تلاش کنیم تا حل شود. پاسخ‌های امروز را به هیچ وجه به این سمت و سو نبرید. نکته دوم اینکه مسئولین برای حل مشکلات جامعه نباید شب و روز بشناسند. ما مردم نجیبی داریم، دوست ندارم مسئولی هم این حرف‌ها را به خودش بگیرد. مسئولی که قبل از اینکه به مسئولیت برسد، هشت ساعت می‌خوابیده و امروز هم هشت ساعت می‌خوابد، این باید در پیشگاه خدا پاسخگو باشد. مسئول برای حل مشکلات مردم پشت میز نشسته است. آقای مسئولی که پای حرف‌های ما نشستی، برنامه را تماشا کن ولی بحث‌های امروز من برای تو نیست!

چند نکته در دو سبد بگویم، سبد اول چند ماده فکری است. کسانی که در مشکلات اقتصادی زورشان به این محبت مظلوم می‌رسد و سریع از این کم می‌کنند، یک لحظه فکر کردن برتر از یکسال عبادت است. 1- محبت یک نیاز است. من هم تشنه هستم و هم گرسنه، چه کنم؟ شما به من آب می‌دهی و یادت می‌رود غذا بدهی. من شروع به غر زدن می‌کنم. یکی می‌گوید: تو هم نیاز به آب داری و هم غذا، الآن غذا نیست، حالا آب بخور. من می‌گویم: نیاز پایه یک خانواده متعدد است. یک نیاز، نیاز اقتصادی است و باید پاسخ داده شود. چرا من نیاز به محبت خانواده را کم کنم؟ مراقب باشم. اینجا همه سراغ مرد خانواده نروند، بگویند: آقای خانواده که الآن نمی‌توانی خانواده را تأمین اقتصادی کنی، محبت کن! نه، همه اینها را بناست به خودمان بگوییم. خانم خانواده که می‌بینی آقای خانواده نمی‌تواند سفره‌ات را آنطور که باید تأمین کند، الآن نیاز به محبت بیشتری دارد، به او روحیه بده. محبت یک حس خالی نیست. محبت یک حسی است که به آدم توان جسمی و روحی می‌دهد. ما محبت را دست کم گرفتیم. مرد شما شرمنده است و نیاز به انرژی و توان دارد. بچه‌ها به پدرتان توان و انگیزه بدهید. فقط توقع نداشته باشیم.

بخشی از ابراز محبت کم کردن توقعات است. نگران نباش، خدا هست، روزی رسان است. سختی‌ها می‌گذرد. لبخند تو برای من ارزشمند‌تر است. من تلاش تو را می‌بینم ولی تحمل شرمندگی تو را ندارم. خدا بخاطر این برخوردها لطف ویژه می‌کنده به این خانواده، محبت یک نیاز است. 2- محبت باعث می‌شود فشار تنگنای اقتصادی در یک خانواده کمتر دیده شود. 3- فقر محبتی باعث می‌شود فقر اقتصادی شدیدتر دیده شود. هرچقدر محبت کمرنگ شود، تنگناهای اقتصادی بیشتر دیده می‌شود. یک نان خالی سر سفره باشد ولی همدیگر را دوست داشته باشیم و بخوریم بیشتر از این کیف دارد که سفره پر زرق و برق باشد ولی من و تو همدیگر را دوست نداشته باشیم. این نان خالی وقتی کنار محبت می‌آید، یک چیز دیگر می‌شود. به این هم فکر کنیم. ما مشکلاتی داریم که شاید حل این مشکلات دست ما نباشد ولی می‌توانیم یک افزوده‌هایی کنار این مشکلات داشته باشیم، این مشکل زورش به ما نرسد.

نکته دیگر اینکه به داشته‌هایمان فکر کنیم. شیطان اینطور مواقع سراغ ما می‌آید و فقط نداشته‌ها را بررسی می‌کند. اگر وضعیت اقتصادی من بد است، ولی همسری دارم که سالم است. الحمدلله دو تا بچه سالم دارم. من داشته‌های کمی ندارم ولی نداشته‌های اینقدر گاهی برجسته می‌شود، اینها به چشم نمی‌آید. سعدی در گلستان تعریف می‌کند که مضمونش این است: از اینکه کفش نداشتم ناراحت بودم، کسی را دیدم که پا نداشت. خیلی قشنگ است. به داشته‌هایمان فکر کنیم. به خدا هم فکر کنیم. بعضی وقت‌ها شاید این مشکلات برای این است که زندگی ما را به سمت خدا ببرد. یک جمله‌ای هست دلگرم کننده ترین جمله عالم است. «خدا هست و خدا همه کاره هست» من به این آیه قرآن که می‌رسم خیلی کیف می‌کنم، «لَهُ مَقالِيدُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» (زمر/63) کلیدهای آسمان و زمین دست خداست. «وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ» (ذاریات/22) خدا هست. گاهی شاید چون فراموش کردیم خدا هست یک مشکلاتی برای ما پیش می‌آید، این سنت الهی است. نقص در اموال و انفس و ثمرات، برای ابتلای ماست. یکی از ذکرهایی که نمازخوان‌ها در طول روز به شدت تکرار می‌کنند و پر تکرارترین ذکری که شب و روز می‌گوییم: الله اکبر است. خدا خیلی بزرگتر از این است که بتوانیم توصیفش کنیم. خدای ارزانی و خدای گرانی یکی است.

در ایام میلاد امام رضا(ع) بود، صحن انقلاب بودم. پر از جمعیت بود. ازدحام زیاد بود، یک جوانی در صحن می‌رفت، نگاهش کردم دیدم یک مقدار مشکل عقلی دارد، یک جمله‌ای را با صدای بلند تکرار می‌کرد. فریاد می‌کشید، من نمی‌دانم این جمله را چه کسی یادش داده بود، می‌گفت: هنوز هم خدا همان خدای قدیمی است!!! ما فکر می‌کنیم خدای گرانی زورش کمتر از خدای ارزانی است. این خدا، خدای موسی و خدای یوسف است. در بعضی دعاها وقتی خدا را می‌خواهیم بخوانیم می‌گوییم: «اله ابراهیم» این همان خدایی است که ابراهیم را از آتش بیرون کشید. همان خدایی است که یوسف را از چاه بالای تخت رساند. ما بندگی کنیم، خدا، خدایی‌اش را بلد است! گاهی ما می‌خواهیم خدایی کنیم به مشکل می‌خوریم.

قانون‌های معنوی در این عالم هست که به ما یاد دادند، می‌ترسم این قانون‌های معنوی که در دل آیات و روایات است خدای نکرده در زندگی ما کم شود. چند راهکار عملی بگوییم که در این وضعیتی که در خانواده با مشکل فقر روبرو می‌شویم، باید چه کنیم؟ همه باید برای وضعیت اقتصادی خانواده‌شان تلاش کنند، روایت می‌گوید: رزق ضمانت شده برای کسی که دنبالش برود. شخصی نزد امام صادق آمد و گفت: رزق ما تنگ شده، دعایی کنید خدا رزق ما را وسیع کند. فرمود: من دعا نمی‌کنم. بخاطر اینکه خدا برای این راهی قرار داده و کار کردن است و تو می‌خواهی بنشینی و طلب رزق کنی. یک نکته را نباید فراموش کنیم با آنهایی که به دین و ایمان پایبند نیستند. اینها همه چیز را در همین تلاش کردن می‌دانند در حالی که دین می‌گوید: این بخشی از رزق آوری است. «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ» (اعراف/96) اگر اهل شهرها ایمان می‌آوردند و تقوا پیشه می‌کردند، کلید آسمانها و زمین دست اوست. برکات آسمان و زمین را باز می‌کردیم. تقوا، بعضی توصیه می‌کنند بعد از نمازهایتان این ذکر را بگویید: «وَ مَنْ يَتَّقِ‏ اللَّهَ‏ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ» (طلاق/3) خدایا مشکلات به من فشار می‌آورد. راه خروج را به من نشان بده. همه بن بست است. خدا می‌فرماید: هرکس تقوا پیشه کند خدا راه خروج را نشان او می‌دهد، اینقدر دور خودت نپیچ! راه خروج دست من است و شرط آن داشتن تقواست. از جایی که فکرش را نمی‌کنی به تو رزق می‌دهد. «مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ» فرق من با کافر است. آن کسی که کلید دستش است و اراده کند آسمان‌ها و زمین را باز می‌کند و برکات نازل می‌شود، از جایی که فکرش را نمی‌کنی رزق می‌دهد. تو بندگی بکن، خدا، خدایی کردن را بلد است.

سال اول طلبگی بودم، استادی داشتیم خدا حفظشان کند، اولین قصه‌ای که شنیدم این بود. گفتند: یک طلبه‌ای برای طلبگی به قم آمده بود و خرجی‌شان از شهرشان می‌رسید. برف سنگینی زد و راه‌ها بسته شد و خرجی‌اش نرسید. هرچه بود خورد، دیگر چیزی نداشت بخورد. گرسنه بود، رویش نمی‌شد از کسی قرض بگیرد. یکی از علمای بزرگ نماز جماعت در حرم می‌خواند، گفت: بروم به ایشان بگویم یک کمکی به ما بکن. رفت پشت سر ایشان نماز خواند، نماز تمام شد. مردم دنبال ایشان راه افتادند و هرکس کارش را گفت، تمام که شد عالم ماند و این طلبه. عالم برگشت دید، طلبه‌ای پشت سرش می‌آید، گفت: چه شده است؟ آمد و قصه را گفت. عالم گفت: بیا در منزل ما. در خانه ایستاد، عالم رفت و برگشت نان تازه آورد. یک خرده نان‌ها را بو کرد. عالم گفت: اینها را می‌بینی؟ ولی من به تو نمی‌دهم. برو! دلش شکست و برگشت. شب رفت مسجد، خوابش نمی‌برد. این استاد ما شش سال در عراق در دوران دفاع مقدس اسیر بود. سه سال انفرادی بود، می‌گفت: آدم گرسنه خوابش نمی‌برد. اگر کسی گرسنه بود و خوابش برد، هنوز به قله گرسنگی نرسیده است. چون من در عراق گرسنگی کشیدم. این آقا خوابش نبرد و رفت مسجد با خدا شروع به مناجات کرد. خدایا، عالم شهر هم مرا راند، به داد من برس. مناجات کرد، نماز صبح شد. حاج آقا آمدند مسجد نماز جماعت، بغل دستی این طلبه یک نگاهی کرد و به او گفت: یک چیزی خواستم به شما بگویم، دوست دارم امروز صبحانه با هم باشیم. می‌آیی صبحانه با هم بخوریم؟ رفت دید عجب خانه‌ای و معلوم شد یکی از بازاری‌های قم است. صبحانه را خوردند، دید این بازاری هی در چشم او نگاه می‌کند. بازاری برگشت گفت: یک چیزی می‌خواهم بگویم. گفت: بگو. گفت: واقعیت من خیلی از تو خوشم آمده است. به دلم نشستی! من یک دختر دارم، دنبال یک داماد خوب هستم. داماد من می‌شوی؟ سفره عقد پهن شد و عاقد کیست؟ همان عالم است. عالم وارد اتاق عقد شد، طلبه نشست. یک نگاهی به این طلبه کرد و آرام نزدیک شد، در گوشش گفت: اگر آن نان‌ها را به تو داده بودم، الآن سر این سفره نبودی!! «من حیث لا یَحتَسب»

شریعتی: مشابه قصه حضرت موسی که فرمود «رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ‏ خَيْرٍ فَقِيرٌ» (قصص/24)

حاج آقای عباسی: فقیر خدا هستیم و خدا خزانه‌اش پر است، «مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ» من یکوقتی این را در رادیو معارف مطرح کردم و بعضی با من مخالفت کردند و یک جسارتی کردم و عذرخواهی کردم. گفتم: مردم، بعضی این «مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ» را باور نمی‌کنند. من از درگاه خدا عذر می‌خواهم که برای اثبات آیه‌اش از شما می‌خواهم که تجربه‌هایتان را با ما درمیان بگذارید. ولی می‌شود تجربه‌های «مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ» خود را با ما به اشتراک بگذارید؟ انبوه تماس و پیامک که اگر می خواستیم در چند برنامه این پیام‌ها را پخش کنیم، جا داشت.

شریعتی: خیلی وقت‌ها احساس می‌کنم خیلی جاها ما دیندان هستیم نه دیندار، برای تعویض این عینک که اینطور به دنیا نگاه کنم، چه راهکاری دارید؟

حاج آقای عباسی: نکته خیلی مهمی را گفتید و دست روی نقطه‌ی درد گذاشتید. دین‌دانی و دینداری! دین داشتن و با دین زندگی کردن مهم است. ما باید با دین زندگی کنیم. ما با دین نماز می‌خوانیم و روزه می‌گیریم. با دین حج می‌رویم ولی با دین زندگی هم می‌کنیم؟ همه زندگی این است؟ من در ارتباط با دیگران، در مسائل اقتصادی با دین زندگی می‌کنم؟ برویم سراغ اینکه تقوا یک بحث کلی است. «وَ مَنْ يَتَّقِ‏ اللَّهَ‏ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ» را می‌خواهیم عملیاتی کنیم. ما باید ذکر داشته باشیم و ذکر زبانی هم باید داشته باشیم ولی اگر به سمتی رفتیم که آنوقت‌هایی که فقط ذکر می‌گویند حساس شدیم بنویسیم، و راهکارهای عملی برای ما جایی نداشت، این یعنی یک جای کار می‌لنگد. در برنامه گلبرگ گفتم: یک حدیثی دارم خواهش می‌کنم بنویسید، نکند وقتی کاغذ و قلم آماده کنید که من می‌خواهم بگویم یک نمازی را می‌خواهم یادتان بدهم، که اگر این نماز را بخوانید، گناه خودتان و پدر و مادرتان بخشیده می‌شود. الآن هم بنویسید. باور کنید بعد از این برنامه صد تا دویست تا پیامک بود که ما قلم و کاغذ آوردیم، چرا آن نماز را به ما یاد ندادید؟ من مثال زدم.

امام باقر(ع) فرمودند: بنده گناه می‌کند و به سبب آن روزی از او گرفته می‌شود. مراقب باشیم، به هر گناهی حساس باشیم. در روایتی امیرالمؤمنین فرمود: «اعْتِيَادُ الْكَذِبِ يُورِثُ‏ الْفَقْرَ» (خصال صدوق، ج 2، ص 504) میراث عادت کردن به دروغ، فقر است. کوچک و بزرگ فرق ندارد. یکی دیگر از مواردی که باعث می‌شود فقر بیاید، سبک شمردن نماز است. صدقه، من مشکل مالی دارم، یکی از چیزهایی که باعث حل مشکل مالی می‌شود، صدقه دادن است. رسول خدا فرمود: «أَكْثِرُوا مِنَ‏ الصَّدَقَةِ تُرْزَقُوا» زیاد صدقه بدهید تا رزق به شما داده شود. امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه می‌فرماید: رزق را به وسیله صدقه پایین بکشید. دروغ نگوییم و صداقت داشته باشیم. حواسمان به نمازمان باشیم. صدقه بدهیم. خوش اخلاق باشیم. طرف فقیر است، بداخلاق هم هست، می‌گویند: الآن فقیر هستی، بار فقر هم کمرشکن است، ولی می‌خواهی رزقت بیشتر شود، امام صادق فرمود: خوش اخلاقی روزی را زیاد می‌کند. در روایت دیگری امیرالمؤمنین فرمودند: کسی که خلقش بد است، رزقش تنگ است.

خانم من می‌دانم در خانه فکرت مشغول است که چه کنی به اقتصاد خانواده کمک کنی. این خیلی خوب است. ولی اگر شما می‌خواهی به وضعیت اقتصادی خانواده کمک کنی، نمی‌خواهم بگویم الآن که تنگنای اقتصادی آمده، بداخلاق هم هستی. ولی می‌خواهی به وضعیت اقتصادی کمک کنی به خوش اخلاقی در خانواده کمک کن و با بچه‌هایت خوش اخلاق باش. پدر خانواده بی حوصله است سر قسطی که عقب افتاده، خانم آرامش می‌کند. به بچه‌ها می‌گوید: شما خوش داخلاق باشید. این خانم دارد به وضعیت اقتصادی خانواده کمک می‌کند و رزق می‌آید. کسی که خوش اخلاق است رزقش زیاد است و کلام امام صادق است. ما دین داریم، قرآن و روایت داریم، اهل‌بیت را داریم، ما فقط با سنت‌های مادی زندگی نمی‌کنیم. یکی از مشکلات ما این است که حرف از دین می‌زنیم ولی سنت‌های معنوی که در متن قرآن و روایت آمده، رویش حساب باز نمی‌کنیم. مرد اعصابش خرد است، خانم جوابش را می‌دهد. وضعیت خانه پر از تنش می‌شود، اعصاب بچه‌ها هم خرد می‌شود چون حوصله ندارند.

ما داریم درباره‌ی نکته‌های کاربردی که در آیات و روایات درباره اینکه راه رزق را به خانه‌ها باز کنیم صحبت می‌کنیم. نیکی به طور کلی به ویژه به خانواده، در روایتی امام صادق فرمودند: نیکی روزی را زیاد می‌کند. «وَ مَنْ حَسُنَتْ نِيَّتُهُ زِيدَ فِي رِزْقِهِ وَ مَنْ حَسُنَ بِرُّهُ بِأَهْلِهِ زِيدَ فِي‏ عُمُرِهِ‏» کسی که خوش نیت باشد و برای مردم خوب بخواهد، این عمرش طولانی می‌شود. کسی که خوب نیکی کند به اهل خانواده‌اش رزقش زیاد می‌شود. گاهی یک بنده خدا راهی جلوی ما می‌گذارد، فکر نمی‌کنیم اصلاً ممکن است اشتباه می‌کند، سرمان را پایین می‌اندازیم. انشاءالله ادامه بحث را هفته آینده خواهیم گفت.

شریعتی: امروز صفحه 455 قرآن کریم، آیات 27 تا 42 سوره مبارکه صاد را تلاوت خواهیم کرد.

«وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما باطِلًا ذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ «27» أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ «28» كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ «29» وَ وَهَبْنا لِداوُدَ سُلَيْمانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ «30» إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِناتُ الْجِيادُ «31» فَقالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ «32» رُدُّوها عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَ الْأَعْناقِ «33» وَ لَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمانَ وَ أَلْقَيْنا عَلى‏ كُرْسِيِّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنابَ «34» قالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ «35» فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخاءً حَيْثُ أَصابَ «36» وَ الشَّياطِينَ كُلَّ بَنَّاءٍ وَ غَوَّاصٍ «37» وَ آخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفادِ «38» هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ «39» وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى‏ وَ حُسْنَ مَآبٍ «40» وَ اذْكُرْ عَبْدَنا أَيُّوبَ إِذْ نادى‏ رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ «41» ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ وَ شَرابٌ»

ترجمه آیات: و ما آسمان و زمين و آن چه را ميان آنهاست بيهوده نيافريديم، اين، پندار كسانى است كه كفر ورزيدند، پس واى از آتش (دوزخ) بر كسانى كه كافر شدند! آيا كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند همانند فسادگران در زمين قرار مى‏دهيم، يا اهل تقوا را مانند فاجران قرار مى‏دهيم؟ (اين) كتاب مباركى است كه به سوى تو فرو فرستاديم تا در آيات آن تدبّر كنند و خردمندان پند گيرند. و ما به داود سليمان را بخشيديم، او بنده‏ى خوبى بود، زيرا كه بسيار به درگاه ما روى مى‏آورد. آن گاه كه عصرگاهان اسبان چابك تندرو بر سليمان عرضه شد (و او مشغول سان ديدن بود). پس سليمان گفت: من اين اسبان را به خاطر پروردگارم (و براى جهاد با كفّار) دوست دارم. (سان ديدن ادامه داشت) تا آنكه اسبان از ديدگان او پنهان شدند. (پس دستور داد) اسبان را نزد من بازگردانيد (تا بار ديگر آنها را ببينم) پس شروع كرد (به نوازش كردن اسبان و) تا ساق‏ها و گردن‏هاى اسبان را دست مى‏كشيد. و به راستى ما سليمان را آزموديم و بر تخت او جسدى افكنديم پس به درگاه خدا انابه و توبه كرد. و گفت: پروردگارا! مرا بيامرز و به من فرمانروايى و ملكى عطا كن كه پس از من سزاوار هيچ كس نباشد، همانا تو بسيار بخشنده‏اى. پس ما باد را مسخّر او ساختيم كه به فرمان او هر كجا مى‏خواهد به نرمى و آرامى حركت كند. و جن‏هاى سركش را (مسخّر او ساختيم) هر بنّا و غوّاصى از آنها را. و گروه ديگرى از جن‏ها كه در غل و زنجير (و تحت سلطه‏ى او) بودند. (گفتيم:) اين بخشش بى‏حساب ماست، به هر كس مى‏خواهى ببخش يا امساك كن. و براى او نزد ما مقامى شايسته و سرانجامى نيك است. و بنده‏ى ما ايّوب را ياد كن، آن گاه كه پروردگارش را ندا داد كه: شيطان مرا به رنج و عذاب افكنده است. (به او گفتيم:) پاى خود را بر زمين بزن (تا از زير پاى تو چشمه‏اى جارى كنيم) اين چشمه‏ى آبى خنك براى شستشو و نوشيدن است.

شریعتی: اشاره قرآنی را بفرمایید.

حاج آقای عباسی: آیه 29 از سوره صاد می‌فرماید: «كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ» آقای قرائتی که خدا حفظشان کند، می‌فرمایند: بزرگترین تعریف از قرآن این است که این کلام خداست. خدا برای ما فرستاده اما می‌گوید: ما به تو دادیم تا در آن تدبر کنید. به معنای حقیقی کلمه، مبارک بودن قرآن و برکت دار بودن قرآن را با تدبر در آن، می‌شود با تمام سلول‌های بدن حفظ کرد. کاش می‌شد یک برنامه‌ای را در طول روز حتی پنج دقیقه بگذاریم برای تدبر در آیات الهی که با این آیات زندگی کنیم، وقتی می‌رسیم به «وَ مَنْ يَتَّقِ‏ اللَّهَ‏ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ» رد نشویم، تدبر یعنی چه؟ یعنی این کلام خداست. یعنی خدا وعده داده است. چه کسی از خدا راستگوتر است. با وعده خدا زندگی کنم. خدا گفته تو وعده خوبی باش، بقیه با من. فلسفه‌ی نزول قرآن یکی تدبر است، ولی تدبر نتیجه‌اش می‌شود با قرآن زندگی کردن که همه سعادت در همین است. مراقب باشیم تنگناهای زندگی از جمله مشکلات اقتصادی باعث نشود از محبت بزنیم، در تنگناهای اقتصادی باید به یک چیزهایی را فکر کنیم و انجام بدهیم.

شریعتی: به امام رضا سلام می‌کنیم و به حضرت می‌گوییم:

تقدیر من این است که هربار شما را *** از پنجره‌ی چشم گوهرشاد ببینم

«والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمدٍ و آله طاهرین»