main logo of samtekhoda

99-04-04-حجت الاسلام والمسلمین عباسی-راهکارهای ابراز محبت

برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: راهکار ابراز محبت
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين عباسی ولدی
تاريخ پخش: 04-04-99

شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
سلام می‌کنم به همه بینندگان عزیز، به سمت خدای امروز خیلی خوش آمدید. حاج آقای عباسی سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید.
حاج آقای عباسی: بنده هم عرض سلام و ادب دارم خدمت همه بینندگان عزیز، ایام دهه کرامت، میلاد با سعادت حضرت معصومه(س) را خدمت همه شما تبریک می‌گویم. پیشاپیش میلاد امام رضا را هم تبریک می‌گویم. روز دختر را هم به همه دختر خانم‌های کشور عزیزمان تبریک می‌گویم.
شریعتی: هفته قبل در مورد محبت صحبت کردیم، خیلی‌ها گفته بودند: راه‌های جلب محبت و ابراز محبت را هم بگویید.
حاج آقای عباسی: برنامه هفته گذشته در مورد آثار محبت بود، وقتی محبت باشد چه اتفاقی می‌افتد، انگیزه پیدا کنیم وقتی به راهکارها رسیدیم عمل کنیم. یک قاعده در تربیت دینی هست، اینکه اگر به آن چیزی که دانستی عمل کردی، خدا ندانسته‌ها را برایت آشکار می‌کند. بحث‌های کاربردی خیلی خوب است ولی خطر هم دارد، اینکه اگر شنیدم و عمل نکردم راه برای من بسته می‌شود. چون قاعده این است «وَ الَّذِينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً» (محمد/17) کی ظرفیت بیشتر پیدا می‌کنیم تا خدا هدایت بیشتری در ظرف ما بریزد؟ وقتی به آن چیزی که فهمیدیم عمل کرده باشیم. پس بحث‌های کاربردی از جهتی خطر دارد، چون ممکن است راه بسته باشد، چون من شنیدم و عمل نکردم. شنیدن و عمل نکردن خطر قساوت قلب هم دارد.
محبت اگر در دل ماند و ابراز نشد ممکن است از بین برود، مثل خیلی از سرمایه‌های دیگری که اگر راکد شوند، مرداب می‌شوند. بسیاری از بی‌قراری‌های زندگی ما، بهانه‌گیری‌های همسر و بچه‌ها، بخاطر نیازی است که به ابراز محبت دارد و نمی‌بیند. نیاز وقتی برآورده نشود به صورت بهانه جلوه می‌کند. بچه بهانه می‌گیرد، می‌گویند: خوابش می‌آید. باید بخوابد، ولی به هر دلیلی دلش درد می‌کند، نمی‌خوابد.این نیاز که پاسخ داده نمی‌شود، بهانه می‌گیرد. یک مقدار آب به او می‌دهند آرام می‌شود. قصه‌ی پاسخ ندادن به نیاز و بهانه‌گیر شدن فقط برای بچه‌ها نیست. گفتیم ما نیاز به محبت داریم. خیلی وقت‌ها دلیل بهانه‌گیر شدن یکی از اعضای خانواده این است که نیاز محبتی‌اش پاسخ داده نشده است. وقتی محبت می‌کنیم به ما گفتند: ابراز محبت، «أَبْقَي‏ لِلْمَوَدَّةِ» (المحاسن، ج 1، ص 266) باعث می‌شود این محبت ماندگارتر شود. «وَ خَيْرٌ فِي الالْفَةِ» دلها را به هم نزدیکتر می‌کند، «اصلح لذات البین» اختلافی بین شما هست لازم نیست سر آن اختلاف بحث کنید. گاهی با محبت خودش به راحتی حل می‌شود.
ممکن است تا بحث راه‌های ابراز محبت پیش می‌آید، بعضی بگویند: می‌خواهد هدیه را بگوید. به زن و بچه‌تان بگویید، دوستتان دارم! سه جور محبت داریم، محبت گفتاری، رفتاری، محبت کتبی و نوشتاری. بسیاری از محبت کردن‌های ما، دوست دارم گفتن‌ها اثر ندارد بخاطر اینکه بچه و همسر و پدر و مادر ما، احساس می‌کند در محبت گفتاری صداقت نداریم. نمایش است! چرا؟ چون در رفتار محبت نمی‌بیند. محبت رفتاری تأیید کننده صداقت ما در محبت گفتاری است. چه محبت‌هایی محبت رفتاری محسوب می‌شود؟ غیر از هدیه، یکسری از رفتارهای محبت آمیز را به شما بگویم که هیچکدام پولی نیست. بعضی فکر می‌کنند محبت، یعنی هدیه خریدن.
یکی از محبت‌های رفتاری که خیلی رایگان و بسیار تأثیرگذار و عمیق هست، خوش اخلاقی و خوش زبانی است. «الْبَشَاشَةُ مُخُ‏ الْمَوَدَّةِ» امیرالمؤمنین فرمود: خوشرویی مغز دوستی است. همین امروز در این ایام مقدس، با حضرت معصومه و امام رضا قرار بگذاریم، قاعده ما در خانه خوشرویی و خوش اخلاقی باشد. امیرالمؤمنین فرمود: چیزی مثل گشاده دستی و مدارا و رزق و خوش اخلاقی محبت را جذب نمی‌کند. خوش اخلاقی را قاعده زندگی قرار بدهیم. خوش اخلاقی یعنی من دوستت دارم. در مقابل چیزی که به دست می‌آید چیزی نیست. چرا خوش زبانی ما برای بقیه است؟ چرا وقتی بچه فامیل در خانه یک چیزی را پرت می‌کند و می‌خورد، لیوان شیشه‌ای را می‌شکند و شربت آلبالو می‌ریزد روی فرش کرمی که تازه خریدیم، مادرش که دعوایش می‌کند، صاحبخانه می‌گوید: دعوا نکن! پسرم چیزی نشد؟ شکر خدا... بعد بچه خودش لیوان پلاستیکی که درونش آب است کف سرامیک آشپزخانه می‌ریزد، می‌گوید: عه... حواست نیست؟ با این هم خوش زبان باش، پسرم عیب ندارد. این خوش اخلاقی و خوشرویی است. خوش اخلاقی من بیرون خانه نباشد و اخم من درون خانه!
خوش زبانی یعنی چه؟ واژه‌های گوارا و لحن مهربان، بدزبانی خیلی عقوبت دارد. من دوست دارم به صراحت بگویم تا وقتی ما گناه‌ها را محدود کردیم در چیزهای مشخص، بی‌نمازی و بی حجابی و روزه نگرفتن، باید توجه کرد و اینها گناهان بزرگ است. بدزبانی با خانواده را اگر گناه ندانستیم نمی‌توانیم از لحاظ معنوی رشد کنیم. به پیامبر از یک زنی تعریف کردند که شب‌ها به عبادت می‌ایستد و روزها روزه می‌گیرد. بعد گفتند: دو ویژگی دارد: 1- بداخلاق است 2- با زبانش همسایه‌ها را آزار می‌دهد. رسول خدا(ص) فرمود: آن زن اهل آتش است و خیری در او نیست.
خوب صدا زدن، هر صدا زنی در طول شبانه‌روز یک فرصتی برای محبت کردن است. آنطور صدا بزنید که بچه و همسر ما دوست دارد. می‌توانم بگویم: علی، پسر! علی جان، می‌توانم بگویم: علی آقا! هرکدام یک باری دارد. باور کنید بسیاری از مشکلات خانوادگی با این کار حل خواهد شد. در بعضی از مباحث اخلاقی می‌گویند: حتی اگر واقعی هم نمی‌توانی، فیلم بازی کن. نمی‌توانی حلیم باشی، از درون داری تحلم می‌کنی، خودت را به صبوری بزن درست می‌شود. امیرالمؤمنین می‌فرماید: اگر خودت را شبیه قومی کن، آرام آرام شبیه آنها می‌شوی. بعضی وقت‌ها باید همین کار را کرد. دست دادن، وقتی وارد خانه می‌شوم، دست بدهید. با دست دادن بگویید: چقدر خوشحالم از اینکه خانه رسیدم. دست را رها نکنید. روایت می‌گوید: وقتی دست داده می‌شود، کینه‌ها از بین می‌رود.
تواضع، واقعاً محبط خانواده نیاز به تواضع دارد. تواضع یکی از ابزار ابراز محبت است و بی هزینه است. در سلام کردن پیش قدم باش. پیامبر فرمود: من بعضی چیزها را رها نمی‌کنم یکی پیشی گرفتن در سلام بر کودکان است. وقتی صبح زودتر به پسرم سلام می‌کنم یعنی ارزش برایش قائل می‌شوم.
شریعتی: در تربیت من خلل ایجاد نمی‌شود؟
حاج آقای عباسی: من برای اینکه به او یاد بدهم باید سلام بدهد، پس باید اجازه بدهم او سلام کند. من دو نکته بگویم. اولاً پیغمبر من که الگوی من است، تأکید دارد به بچه‌ها پیشی بگیرد تا بعد سنت شود. ادب این است که پیغمبر می‌گوید: تو پیشی بگیر. وقتی من در سلام پیشی می‌گیرم، بچه من می‌فهمد در سلام باید سبقت بگیرد. من دارم یاد می‌دهم آن کسی که مقدم می‌شود بر سلام کردن به پیغمبر نزدیک است. امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «ثَمَرَةُ التَّوَاضُعِ‏ الْمَحَبَّةُ». پیامبر از مسافرت می‌آمدند، نزدیک شهر بچه‌ها حضرت را می‌دیدند و می‌گفتند: بیایید بازی! چه بازی؟ شترسواری! اول یکی دو نفر را بغل می‌کردند و می‌گفتند: ابوذر، مقداد، علی، هرکس یک بچه روی دوشش است. جابر و ابن عباس هردو فرمودند که وارد خانه پیامبر شدیم، دیدیم حضرت چهار دست و پا هستند. حسنین سوار هستند و حضرت دارند می‌روند! یک لحظه دیدم حضرت ایستادند و نگاه به حسنین کردند و گفتند: «نِعْمَ‏ الْجَمَلُ‏ جَمَلُكُمَا وَ نِعْمَ الْعَدْلَانِ أَنْتُمَا» چه خوب شتری است شتر شما وچه خوب سوارانی هستید شما! آدمی که متواضع است اینطور می‌گوید.
پدران و مادران عزیز، تکبر ریشه‌ی بعضی از زندگی‌ها را زده است. خودبرتربینی اجازه انجام یکسری کارها که پیغمبر ما انجام می‌داد از ما گرفته است. یکی از دلایل اصلی طلاق، تکبر است. تواضع یعنی تو را دوست دارم. وقتی از بالا به همسر و بچه‌ام نگاه می‌کنم، نمی‌تواند مرا دوست داشته باشد. خیلی خطرناک است. تواضع یعنی برای من ارزشمند هستی. پدر به بچه‌اش می‌گوید: پسرم! شب جمعه است، تو آبروی بیشتری در خانه خدا داری، پدر گناهکارت را هم دعا کن! چه حسی در دل این بچه تولید می‌شود. خیلی عجیب و غریب تواضع آدم را محبوب می‌کند.
سال اول طلبگی‌ام بود. در یک مدرسه‌ای بودیم که همه جوان بودند. استاد اخلاق ما آیت الله انصاری شیرازی بود. من تواضع را در ایشان دیدم. ایشان تواضع بود، آدم متواضعی نبود. اینقدر این بشر متواضعانه با طلبه‌ها برخورد می‌کرد، معمولاً برخورد با ایشان برای ما دنیایی از شرم و خجالت داشت. از شاگردان درجه یک حضرت امام و علامه طباطبایی بودند. وقتی به ایشان گفتند: به طلبه‌ها جایزه بدهید. اساتید دیگر منتظر بودند ایشان جایزه بدهد، ایشان گفتند: من این کار را نمی‌کنم! ایشان گفتند: باشد، من نیابتاً می‌پذیرم. یکی از اساتید پشت بلندگو گفت: از محضر استاد اخلاق، حضرت آیت الله انصاری شیرازی دعوت می‌کنیم برای اهداء جوایز بیایند! اینکه دارم می‌گویم صحنه‌اش یادم نمی‌رود. یک دستمال آب داشتند از جیبش درآورد و رنگ چهره‌اش عوض شد و شروع کرد زار زار اشک ریختن! کجا من استاد اخلاق هستم؟! بچه‌ها وقتی یکی ازدواج می‌کرد، نامزدش تلفن می‌زد. یک دفعه چند نفر می‌گفتند: آقای فلانی تلفن، یکباره در مدرسه ده نفر با هم می‌گفتند و همه می‌فهمیدند نامزدش زنگ زد! به ایشان گفتند: بعد از نماز به طلبه‌ها تذکر بدهید. ایشان آمدند نشستند، گفتند بگذارید من دو تا عیب خودم را بگویم. دو تا عیب از خودشان گفتند و بعد گفتند: شنیدم یک کسی نامزدش در یک شهری نشسته و گفته شاید همسر من در یک مسأله‌ی فلسفی گیر کرده باشد، دل عاشق به پیغامی بسازد! من یک زنگی بزنم و این نشاطی پیدا کند. بعد شما می‌گویید: آقای فلانی تلفن! این کار را نکنید. از فردا دیگر هیچکس این کار را نکرد. پدر و مادرها! تواضع محبت می‌آورد. محبت که آمد حرف‌ها اثر می‌گذارد. خیلی از کارهای ما که اثر نمی‌گذارد و امر و نهی می‌کنیم اثر نمی‌گذارد بخاطر اینکه رابطه، رابطه‌ی عاطفی شدید نیست. یکی از اصلی‌ترین دشمنان محبت تکبر است. یکی از اصلی‌ترین دوستان محبت تواضع است.
صداقت، یک رفتار محبت آمیز است. در روایت داریم امیرالمؤمنین فرمود: آدم راستگو با راستگویی خود سه ویژگی بدست می‌آورد. 1- خوب به او اعتماد می‌کنیم. 2- محبت، ما آدم‌های راستگو را دوست داریم. اگر کسی به ما دروغ بگوید، حس بدی به او پیدا می‌کنیم و احساس می‌کنیم به ما خیانت کرده است. جذبه پیدا می‌کند، با همسر و بچه و پدر و مادرمان صادق باشیم. اگر می‌گوییم صادق باشیم، یکی از کارکردهایش این است که محبت ما به دیگران اثبات می‌شود و محبت آنها به ما زیاد می‌شود. گاهی اوقات بعضی از رفتارهای متضاد این شمشیر را می‌شکند، دروغ شمشیر محبت را می‌شکند. یکی از رفتارهای بسیار ویژه در ابراز محبت، حسن ظن است.
معروف است لیلی آش می‌داد، همه صف کشیده بودند و مجنون کاسه بدست در صف بود. هم خودش منتظر بود نوبتش برسد و بقیه هم منتظر بودند وقتی نوبت مجنون شد، لیلی چه می‌کند؟ نوبت مجنون رسید. کاسه‌اش را به لیلی داد. لیلی کاسه را گرفت و زمین زد و شکاند. همه شروع کردند سرزنش کردن. تو خودت را وقف چه کسی کردی؟ به همه آش داد، به تو آش نداد که هیچ، کاسه‌ات را هم شکست. خیلی سفت و محکم گفت:
اگر با دیگرانش بود میلی *** چرا ظرف مرا بشکست لیلی؟
از کنار این داستان نباید راحت رد شویم. از این زاویه کم به این داستان نگاه شده که وقتی شما یک کسی را دوست داشته باشی، برای اعلام دوستی با او هرکاری می‌کند به بهترین شکل ممکن تفسیرش می‌کنی. طوری که به او می‌فهمانی من نمی‌خواهم هیچ بدی روی تو باشد. زدی شکاندی حتماً می‌خواستی بگویی دوستت دارم! می‌خواهم متفاوت از بقیه با تو رفتار کنم. من وقتی به حسن ظن رفتار می‌کنم، رفتارهای طرف مقابل خود را خوشبینانه تفسیر می‌کنم، به او می‌گویم: دوستت دارم و بدی را برای تو نمی‌خواهم. حسن ظن یک رفتار محبت آمیز است. اعلام محبت است. بعد محبت را جلب می‌کند. امیرالمؤمنین فرمود: «مَنْ‏ حَسُنَ‏ ظَنُّهُ‏ بِالنَّاسِ حَازَ مِنْهُمُ الْمَحَبَّةَ» هرکسی با بقیه با حسن ظن برخورد کند، از آنها محبت جمع می‌کند. می‌خواهیم ابراز محبت کنیم، رفتارهای بچه‌ها و همسرمان و پدرو مادرمان را خوب قضاوت کنیم. می‌خواهیم محبت دریافت کنیم، رفتارهایشان را خوب تفسیر کنیم. حسن ظن رکن و پایه‌ی زندگی است.
نکته بعدی انصاف است. «الْإِنْصَافُ‏ يَسْتَدِيمُ‏ الْمَحَبَّةَ» انصاف باعث تداوم محبت می‌شود. من ازدواج کردم، نمی‌توانستم یک ساعت از همسرم دور بمانم، او برای من میمرد و من برای او میمردم! الآن یک مدت است انگار همدیگر را دوست نداریم. چه شد؟ کادوی محبت را خدا می‌دهد ولی خودمان هم باید مراقبت این کادو باشیم. محبت بود و جایی نرفته است. برو دنبال قیچی‌هایی که با آن رشته‌های محبت را تکه تکه کردی. در روایت می‌فرماید: انصاف باعث تداوم محبت می‌شود و محبت را امتداد می‌دهد. وقتی کار همسرم در خانه را خوب و منصفانه نبینم. دو تا غذا درست کردی، یک مقدار خانه را جمع کردی، کوه کندی! اگر شوهر احساس کند از طرف همسرش دارد غیر منصفانه قضاوت می‌شود، همه مردها بیرون کار می‌کنند! این غیر منصفانه قضاوت کردن و کار او را ندیدن و شرایط او را درک نکردن، انصاف نباشد محبت تداوم پیدا نمی‌کند. یکبار غذا می‌سوزد، زن شرمنده است. من می‌توانم خنثی از کنارش رد شوم و بخورم، این از دست دادن یک فرصت است. می‌توانم بگویم: حواست را جمع می‌کردی! غذای سوخته چیه آوردی سر سفره!؟ این یعنی فرصت را به تهدید تبدیل کردن. یک وقت می‌توانم بگویم: این همه غذای جا افتاده خوردیم، یکبار هم سوخته، اشکالی ندارد. این یعنی از فرصت استفاده کردم. من انصافم را نشان می‌دهم.
شریعتی: یکی از علمای درجه یک و برجسته ما، وقتی خانمش غذای سوخته سر سفره گذاشت، هیچی نگفت و مثل همیشه با مزه خورد و بعد از آن می‌گوید: حالم دلم خوب شد که هیچ و کراماتی نصیب من شد.
حاج آقای عباسی: رشد معنوی و عرفانی امکان ندارد اتفاق بیافتد بدون اینکه من جایگاهم را در خانواده آنطور که خدا گفته تنظیم کنم. من ببینم رشد کردم یا نه؟ این روایت را حفظ کنیم «خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ‏ لِأَهْلِهِ‏ وَ أَنَا خَيْرُكُمْ لِأَهْلِي» (وسایل الشیعه/ص171) پیامبر خدا فرمودند: بهترین شما بهترین برای خانواده است و من بهترین هستم برای خانواده. وقتی من از این فرصت استفاده می‌کنم یعنی آن بنده زرنگ هستم. اگر احساس شرمندگی می‌کند، بگو فدای سرت! آقا خرید کرده، خرید خوبی نکرده، میوه خوبی نخریده است. بگو: فدای سرت! اشکالی ندارد. ما باید بنده‌های زرنگی باشیم. این همان انصاف است.
نکته بعدی هدیه است. به کسانی که می‌خواهند به آنها هدیه داده شود، خواهش می‌کنم با مناعت طبع با هدیه‌ها برخورد کنید. خودتان را جای کسی بگذارید که به کسی هدیه داده و نگاه کرده خوب... دستتان درد نکنه! چه حسی پیدا می‌کنید؟ هر هدیه‌ای ولو کوچک و بی قیمت را بزرگ ببینیم. یکی از نشانه‌های کمال عقل از نگاه امام رضا(ع) این است «يَسْتَكْثِرُ قَلِيلَ‏ الْخَيْرِ مِنْ غَيْرِهِ وَ يَسْتَقِلُّ كَثِيرَ الْخَيْرِ مِنْ نَفْسِهِ» آدمی که عقلش کامل است، خیرهای کم را از دیگران زیاد می‌بیند و خیرهای زیاد را از خودش کم می‌بیند. همین یک جمله مشکل بسیاری از زندگی‌ها را حل می‌کند. خیرات زیاد را از خودش کم می‌بیند و خیرات کم را از دیگران زیاد می‌بیند. هدیه هرچقدر کوچک هست، زیاد ببینیم. کسانی که می‌خواهید هدیه بدهید، اسراف نکنید ولی اگر توانمند هستید چون سخاوت یکی از ابزار اعلام محبت است، در هدیه دادن بخیل نباشید. به پیام پشت سر هدیه نگاه کند که ابراز محبت است.
محبت گفتاری، الفاظی که اعلام محبت می‌کند. همه دوست دارند واژه‌های محبت آمیز بکنند. مادربزرگ هشتاد سالهف پدربزرگ هشتاد ساله، نوه‌ی شما به شما بگوید: من دوستت دارم! از شکل صورتش نشان بدهد این گفتار از ته دل است، خوشتان نمی‌آید؟ ذوق می‌کنید. محبت سن نمی‌شناسد و من دوست دارم به من بگویند: دوستت دارم. محبت یک نیاز است. هر روز آب می‌خوریم، با اینکه مزه تکراری دارد، ولی چون نیاز من است، آب تکراری نمی‌شود. بنده خدایی می‌گفت: برای ابراز محبت نمی‌گویم: دوستت دارم، دورت بگردم... اینها لوس بازی است. گفتم: شما به همسرتان چه می‌گویید؟ گفت: می‌گویم من متعلق به شما هستم... همه خندیدند! ابراز محبت صمیمانه و خودمانی باشد که خدا هم دوست دارد.
شریعتی: نکات بسیار خوبی را شنیدیم، امروز صفحه 448 قرآن کریم، آیات 52 تا 76 سوره مبارکه صافات را تلاوت خواهیم کرد.
«يَقُولُ أَ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُصَدِّقِينَ‏ «52» أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنَّا لَمَدِينُونَ «53» قالَ هَلْ أَنْتُمْ مُطَّلِعُونَ «54» فَاطَّلَعَ فَرَآهُ فِي سَواءِ الْجَحِيمِ «55» قالَ تَاللَّهِ إِنْ كِدْتَ لَتُرْدِينِ «56» وَ لَوْ لا نِعْمَةُ رَبِّي لَكُنْتُ مِنَ الْمُحْضَرِينَ «57» أَ فَما نَحْنُ بِمَيِّتِينَ «58» إِلَّا مَوْتَتَنَا الْأُولى‏ وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ «59» إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ «60» لِمِثْلِ هذا فَلْيَعْمَلِ الْعامِلُونَ «61» أَ ذلِكَ خَيْرٌ نُزُلًا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ «62» إِنَّا جَعَلْناها فِتْنَةً لِلظَّالِمِينَ «63» إِنَّها شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ «64» طَلْعُها كَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّياطِينِ «65» فَإِنَّهُمْ لَآكِلُونَ مِنْها فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ «66» ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَيْها لَشَوْباً مِنْ حَمِيمٍ «67» ثُمَّ إِنَّ مَرْجِعَهُمْ لَإِلَى الْجَحِيمِ «68» إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آباءَهُمْ ضالِّينَ «69» فَهُمْ عَلى‏ آثارِهِمْ يُهْرَعُونَ «70» وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ «71» وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا فِيهِمْ مُنْذِرِينَ «72» فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ «73» إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ «74» وَ لَقَدْ نادانا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِيبُونَ «75» وَ نَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ»
ترجمه آیات: كه پيوسته مى‏گفت: آيا تو از باوردارندگان (قيامت) هستى؟ آيا هرگاه مرديم و خاك و استخوان شديم (دوباره زنده شده و) جزا داده خواهيم شد؟ گويد: آيا شما (بهشتيان) مى‏توانيد (بر حال او) اطلاع يابيد؟ پس از حال او اطلاع مى‏يابد، پس او را در ميان دوزخ مى‏بيند. (فرد بهشتى به دوزخى) گويد: به خدا سوگند نزديك بود كه مرا به نابودى كشانى. و اگر نعمت (و لطف) پروردگارم نبود، قطعاً از احضار شدگان (در دوزخ) بودم. (سپس از روى سرزنش به آن منكر جهنّمى يا از شدّت شادى به ياران بهشتى خود گويد:) آيا ما ديگر نمى‏ميريم؟ مگر همان مرگ اوّلى (دنيا كه گذشت) و ما ديگر عذابى نخواهيم شد؟ قطعاً اين (نعمت‏هاى ابدى) رستگارى بزرگى است (كه نصيب ما شده). بايد اهل عمل براى چنين جايگاهى كار كنند. آيا آن (نعمت‏هاى بهشتى) براى پذيرايى بهتر است يا درخت زقوم؟ همانا ما درخت زقوم را وسيله‏ى شكنجه و درد و رنج ستمگران (كافران) قرار داده‏ايم. همانا اين درخت از عمق دوزخ مى‏رويد. خوشه‏ها و شكوفه‏ى آن مانند سرهاى شياطين است. پس دوزخيان از آن مى‏خورند و شكم‏ها را از آن پر مى‏كنند. سپس بر روى آن (غذا) مخلوطى از آب جوشان و سوزنده براى آنان خواهد بود. پس بازگشت آنان به سوى دوزخ است. آنان پدران خويش را گمراه يافتند. امّا با اين حال، در پى آنان شتابان مى‏دوند. بى‏گمان قبل از آنان، اكثر پيشينيان (نيز) گمراه شدند. و قطعاً ما در ميانشان بيم‏دهندگانى فرستاديم. پس (اينك) بنگر كه سرانجام هشدار داده شدگان چگونه بود. (كه همه آنان هلاك شدند) به استثناى بندگان خالص شده خدا. و همانا نوح، ما را (به فرياد رسى) ندا داد، (و نداى او را اجابت كرديم) پس چه خوب پاسخ دهنده‏اى هستيم. و او و كسانش را از اندوه بزرگ رهانيديم.
شریعتی: امسال چون نمایشگاه کتاب برگزار نشد، دوستان ما طرح تخفیف کتاب‌های معرفی شده در برنامه سمت خدا را در سایت قرار دادند، می‌توانید به سایت ما در قسمت فروش اینترنتی کتاب سر بزنید و به کانال برنامه مراجعه کنید. نکات پایانی شما را خواهیم شنید.    
حاج آقای عباسی: گاهی نوشتاری هم می‌شود محبت کرد. قبلاً که موبایل نبود، یک هدیه که می‌دادند دو کلمه هم می‌نوشتند. این دستخط یک حس خاصی دارد که شاید در گفتار نباشد. محبت کنیم، محبت با سه شیوه رفتاری، گفتاری و نوشتاری، رفتار محبتی است که صداقت ما را در محبت گفتاری تأیید می‌کند. از محبت گفتاری و رفتاری هم غافل نشویم. هرکدام کارکرد خود را دارد. خوش اخلاقی و خوش زبانی و انصاف و هدیه و تواضع و حسن ظن و صداقت. انشاءالله خداوند زیارت با معرفت حضرت معصومه و علی بن وموسی الرضا را نصیب همه ما بفرماید.
شریعتی: «والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمدٍ و آله طاهرین»