main logo of samtekhoda

99-03-28-حجت الاسلام والمسلمين عباسی ولدی – راه تشخیص و درمان اشکالات زندگی (ویژه شهادت امام صادق)


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: راه تشخیص و درمان اشکالات زندگی (ویژه شهادت امام صادق)
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين عباسی ولدی
تاريخ پخش: 28-03-99
شریعتی:
بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
به منبر می‌رود دریا به سویش گام بردارید *** اسلام را از چشمه‌ی اسلام بردارید
مبادا از قلم‌ها جا بیافتد واژه‌ای اینک *** که در منبر قدح کج کرده آری جام بردارید
سلونی را هدر کردند روزی مردمان امروز *** بپرسیدش از اسرار جهان ابهام بردارید
الا ای شاعران چشمان او آرایه‌ی وحی است *** برای ما از آن باران کمی الهام بردارید
نسیم صبح صادق می‌وزد از گیسوی صادق *** از آن مذموم پیچیده جناس تام بردارید
به فرزندان به اهل خانه جز ایشان که می‌گوید *** غلام خسته‌ام خفته قدم آرام بردارید
اگر فرمان او باشد نباید پلک بر هم زد *** به سوی شعله چون هارون مکی گام بردارید
به جای حج به سوی کربلا رفتن *** خداجویی است کفن باید به جای جامه احرام بردارید
اگر در گوش نوزادی اذان می‌خواند می‌فرمود *** که با آب فرات و تربت از او کام بردارید
میان شعله‌ها آیات ابراهیم می‌سوزد *** میان گریه ختم سوره‌ی انعام بردارید
سلام می‌کنیم به امام صادق(ع) و سلام به همه‌ی عاشقان و محبان حضرت، سالروز شهادت حضرت را تسلیت می‌گویم. به سمت خدای امروز خیلی خوش آمدید. انشاءالله زیارت حضرت در بقیع نورانی نصیب همه ما شود، انشاءالله خوشه‌چین خرمن نورانی حضرت صادق باشیم. حاج آقای عباسی سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید.
حاج آقای عباسی: بنده هم عرض سلام و ادب دارم خدمت همه بینندگان عزیز، شهادت پیشوای مهربانی‌ها، امام صادق(ع) را به همه شما تسلیت می‌گویم و امیدوارم امروز دعای خیر امام زمان پشتوانه‌ی همه ما باشد برای اینکه از شیعیان راستین صادق آل محمد باشیم.
شریعتی: بحث هفته قبل خیلی مورد استقبال دوستان ما قرار گرفت.
حاج آقای عباسی: ممنونم از اینکه بیننده‌ها ابراز لطف کردند و بنا شد بحث هفته قبل را مفصل‌تر بیان کنیم.
امروز می‌خواهم با یک جمله کلیدی به مناسبت شهادت امام صادق(ع) بحث را شروع کنم و در خواستی که دارم این جملات کلیدی است که شاید زیرنویس هم بشود. اینها جملات کلیدی را بنویسیم و مجموعه این جمله‌ها را تبدیل به قانون‌هایی که بعد از برنامه در هفته‌های آینده مراجعه کنیم و بخوانیم و براساس آنها زندگی کنیم. روز شهادت امام صادق است. یک جمله کلیدی، به امام باید اعتقاد داشت اما اعتقاد به امام کافی نیست و باید با امام زندگی کرد. یک حدیث بسیار قشنگ بخوانم، ابو اسامه زید شحّام، از یاران امام صادق می‌گوید: روزی امام صادق به من فرمود: «اقْرَأْ عَلَى مَنْ تَرَى أَنَّهُ يُطِيعُنِي‏ مِنْهُمْ‏ وَ يَأْخُذُ بِقَوْلِيَ السَّلَامَ» خیلی دلبرانه است این حدیث. گاهی اوقات اینقدر ائمه(ع) رسم دلبری را قشنگ بلد هستند و به ما یاد می‌دهند آدم بخاطر تصویری که گاهی شاید از اهل‌بیت در ذهن داریم سازگار نباشد. استاد محبت هستند، امام صادق(ع) به زید شحّام فرمود: زید بر هرکسی که فکر می‌کنی اهل اطاعت از من است و به حرف‌های من عمل می‌کند سلام برسان. روز شهادت امام صادق(ع) دوست دارم اینطور به آقا عرض کنم که یقیناً من به شخصه جزء کسانی که بتوانم ادعا کنم اهل اطاعت از شما هستم، نه! از زبان همه کسانی که مثل من وضع خوبی ندارند، می‌گویم: آقاجان دوست داریم جزء این دسته از آدم‌ها باشیم و روز شهادتتان جواب سلام شما را اینطور می‌دهیم «السلام علیک یابن رسول الله» سلام برسان. سلام که رساندی به آنها بگو، «وَ أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ» شما را توصیه به تقوای خدا می‌کنم که پارسایی شدید در دینتان، «وَ الْوَرَعِ فِي دِينِكُمْ وَ الِاجْتِهَادِ لِلَّهِ» تلاش و کوشش کنید برای خدا، «وَ صِدْقِ الْحَدِيثِ» اهل راستگویی باشید «وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ» اهل امانت‌داری باشید «وَ طُولِ السُّجُودِ وَ حُسْنِ الْجِوَارِ» سجده‌هایتان را طول بدهید و با خدا حرف بزنید. اهل خوب همسایه‌داری باشید. «فَبِهَذَا جَاءَ مُحَمَّدٌ ص» رسول خدا محمد مصطفی(ص) همین‌ها را آورده است. «أَدُّوا الْأَمَانَةَ إِلَى مَنِ ائْتَمَنَكُمْ عَلَيْهَا بَرّاً أَوْ فَاجِراً» هرکس به شما اعتماد کرد و امانتی به شما داد به او برگردانید. فرقی ندارد این آدم اهل نیکی باشد یا فسق و فجور باشد. چون رسول خدا(ص) «كَانَ يَأْمُرُ بِأَدَاءِ الْخَيْطِ وَ الْمِخْيَطِ» دستور می‌داد، حتی نخ و سوزن هم دست کم نگیرید. بعد فرمودند: «صِلُوا عَشَائِرَكُمْ» با فامیل‌هایتان ارتباط داشته باشید. «وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ» از دنیایی که رفتند تشییع جنازه بروید، «وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ» از مریض‌هایشان عیادت بکنید. «وَ أَدُّوا حُقُوقَهُمْ» حقوقشان را ادا کنید. «فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْكُمْ إِذَا وَرِعَ فِي دِينِهِ وَ صَدَقَ الْحَدِيثَ وَ أَدَّى الْأَمَانَةَ وَ حَسُنَ خُلُقُهُ مَعَ النَّاسِ» وقتی یکی از شما در دینش ورع داشت و تقوای شدید داشت و اهل راستگویی و امانتداری بود و اخلاقش را مردم خوب بود، «قِيلَ هَذَا جَعْفَرِيٌّ» مردم می‌گویند: او جعفری است. «فَيَسُرُّنِي ذَلِكَ» این حدیث به من شیعه می‌گوید: تو خوب باشی در کوچه و خیابان می‌گویند: این جعفری است. من خوشحال می‌شوم و این کار مرا خوشحال می‌کند.
اگر کسی یک مؤمنی را شاد کند، بهشت بر او واجب می‌شود. این مؤمن کیه؟ معنای ایمان امام صادق(ع) است. حتماً این حدیث را از زبان امام زمان(ع) هم می‌شود گفت. «وَ يَدْخُلُ عَلَيَّ مِنْهُ السُّرُورُ» در دلم شادی وارد می‌شود، «وَ قِيلَ هَذَا أَدَبُ جَعْفَرٍ» مردم این را می‌بینند می‌گویند: این نتیجه ادب کردن امام جعفر صادق(ع) است، در آن مکتب ادب شده و چقدر قشنگ ادب شده است. «وَ إِذَا كَانَ عَلَى غَيْرِ ذَلِكَ» اگر اینطور نباشد. دروغ بگویید، امانتدار نباشید. بداخلاق باشید، باز هم فرمودند: «دَخَلَ عَلَيَّ بَلَاؤُهُ وَ عَارُهُ وَ قِيلَ هَذَا أَدَبُ جَعْفَرٍ» بلا و ننگ و عارش می‌آید روی دوش من امام صادق و در کوچه و خیابان می‌گویند: این نتیجه ادب مکتب امام جعفر صادق(ع) است. همیشه یادتان باشد این عبارت امام صادق را حفظ کنید و هرکاری خواستید بکنید، چه خوب و چه بد می‌گوید: «هذا أدبُ جعفر» ولی می‌شود هرجا نشستید دست رو به آسمان بگیرید، دعا کنیم. خدای عزیز، خدای مهربانی‌ها و خدای آدم خوب‌ها و آدم‌های بد، به همه ما کمک کن از زمره‌ی کسانی باشیم که شادی را وارد قلب امام ما می‌کند.
چرا این مقدمه را گفتم؟ با امام باید زندگی کرد. اعتقاد به امام تنها کافی نیست. حضرت فرمودند: «ِلَيْسَ مِنْ شِيعَتِنَا مَنْ‏ قَالَ‏ بِلِسَانِهِ‏ وَ خَالَفَنَا فِي أَعْمَالِنَا وَ آثَارِنَا» شیعه ما نیست کسی که به زبان می‌گوید: من شیعه هستم ولی در رفتار و آثار ما مخالفت می‌کند و پشت سر ما نمی‌آید، دستوری که ما دادیم را انجام نمی‌دهد و تبعیت نمی‌کند. «وَ لَمْ يَعْمَلْ بِأَعْمَالِنَا وَ لَكِنْ شِيعَتُنَا مَنْ وَافَقَنَا بِلِسَانِهِ وَ قَلْبِهِ وَ اتَّبَعَ آثَارَنَا وَ عَمِلَ بِأَعْمَالِنَا أُولَئِكَ شِيعَتُنَا» شیعه ما کسی است که به زبان و دل با ما موافق است و در عمل پشت سر ما می‌آید. عمل می‌کند و از آثار ما تبعیت می‌کند.
جمله اول چه شد؟ اعتقاد به امام کافی نیست و با امام باید زندگی کرد. زندگی کردن با امام یعنی شناختن امام، دوست داشتن امام و تبعیت کردن از امام، تبعیت کردن از امام یعنی مثل امام فکر کردن، مثل امام دوست داشتن و حس داشتن و مثل امام عمل کردن، با امام زندگی کنیم.
بحث چهارشنبه‌ها در مورد خانواده است، پنج نکته کلیدی را گفتم. محبت، احترام، اعتماد، درک متقابل و معنویت را گفتیم. بناست ادب جعفر را وارد خانواده کنیم. ابراز محبت به اعضای خانواده یکی از جمله‌های کلیدی بود. بنا داریم در چند جلسه این پنج نکته را باز کنیم. از اولی شروع کردیم که کادوی خدا به زن و شوهر بود وقتی وارد زندگی می‌شدند، «وَ جَعَلَ‏ بَيْنَكُمْ‏ مَوَدَّةً وَ رَحْمَة» (روم/21) یک جمله کلیدی این است که ابراز محبت تنها یک فضیلت نیست، یک ضرورت است. محبت آب حیات زندگی است. اینکه بعضی از محبت کردن غافل هستند در این تردید نیست. انشاءالله خداوند همه ما را هوشیار کند و حواسمان باشد. چرا بعضی محبت کردن را اینقدر جدی نمی‌گیرند؟ یکی از دلایل اصلی که می‌خواهیم صحبت کنیم این است که بعضی آثار ابراز محبت و تبعات عدم ابراز محبت را جدی نمی‌گیرند. شاید خبر ندارند! ماشین هم بنزین نیاز دارد و هم آب، یک کسی که وارد نیست به مکانیک ماشین می‌داند فقط باید بنزین بزند و راه بیافتد. هرچه هم می‌گویند: رادیات ماشین آب خالی نکند، می‌گوید: نه! مهم نیست، چرا؟ چون بنزین می‌زند ماشین روشن می‌شود، نباشد ماشین روشن نمی‌شود. بنزین که تمام می‌شود ماشین خاموش می‌شود. بنزین هم همه جا نیست، گران هم هست. باید یک پمپ بنزین باشد. اینها گولش می‌زند و بنزین درجه یک می‌زند. اما آب همه جا هست، اما فراموش می‌کند. رادیات آب نداشته باشد، ماشین یک مقدار راه می‌رود، اما آب اگر تمام شد ماشین موتور می‌سازند. بنزین که تمام شود، بالاخره جور می‌شود. اما اگر آب تمام شد موتور می‌سوزد، دیگر باید جرثقیل بیاید. بعضی محبت را مثل آب می‌دانند. محبت آب حیات زندگی است. نمی‌دانند محبت کردن چه آثاری دارد و نمی‌دانند محبت نکردن چه تبعات خطرناکی دارد؟
من در این برنامه قصد دارم با شما درباره آثار محبت صحبت کنم. اگر به آثار محبت توجه نکنیم انگیزه برای ابراز محبت پیدا نمی‌کنیم. ما در این پنج تا می‌خواهیم بگویم حرف ما این است. خیل از چیزهایی که ما در زندگی دنبالش می‌گردیم، گاهی اوقات به زور و گاهی با پول و گاهی با امر و نهی می‌خواهیم بدست بیاوریم، ولی بدست نمی‌آوریم، آن با محبت بدست می‌آید و خیلی ارزانتر و راحت‌تر و دم دست‌تر است. الآن چهار پنج مورد از مهمترین آثار محبت را می‌گوییم. اولین مورد همسان سازی است. یک خرده فنی‌تر می‌گویند: محبت تشاکل می‌آورد. من وقتی به کسی زیاد محبت کنم یک رابطه عاطفی شدیدی بین ما برقرار می‌شود و به صورت خودکار اتفاقی می‌افتد. اینکه او سعی می‌کند شبیه من شود. گاهی اوقات سعی هم نمی‌کند. یکی از سخت‌ترین کارها و از نشدنی‌ترین کارها عوض کردن بعضی علاقه‌هاست. الآن بعضی هستند بادمجان دوست ندارند. خوشمزه‌ترین خوراک بادمجان را درست کنی، بدش می‌آید. عوض کردن علاقه به طعم، عوض کردن علاقه به رنگ، در پیراهنش یک رگه قرمز باشد کنار می‌گذارد. عوض کردن علاقه به بو، از بوی عطری بدش بیاید. سالها وقت می‌گذارد عوض نمی‌شود. از منافع و مضرات آنچه دوست دارد می‌گویند، عوض نمی‌شود. در حالی که این برایش خوب است. داروی محبت بهترین دارو است.
یک پسری موهایش بلند است، پدرش دوست ندارد. می‌گوید: کوتاه کن، می‌گوید: نه، دوست دارم. معلمش می‌گوید: کچل کن. می‌گوید: زشت می‌شوم. از رنگ آبی هم بدش می‌آید. مادرش یک لباس خریده یک خط قرمز در این هست، کنار گذاشته است. آبگوشت هم دوست ندارد، فلان عطر هم دوست ندارد. این پسر عاشق یک بازیکن فوتبال شده، یک مجله‌ای با این بازیکن فوتبال مصاحبه کرده است. شروع می‌کند خواندن مصاحبه خط به خط، خبرنگار پرسیده: شما از چه غذایی خوشت می‌آید؟ می‌گوید: آبگوشت. پسر یک نگاهی به خودش می‌کند می‌بیند، عه یک علاقه‌ای به آبگوشت پیدا کرد. به مادرش می‌گوید: چرا آبگوشت درست نمی‌کنی؟! از پدرش پول می‌گیرد یک لباس تمام آب می‌خرد چون آن بازیکن فوتبال هم دوست دارد. بعد عکسش را زده، این بازیکن فوتبال کل سرش را تراشیده، این هم با تیغ سرش را می‌زند! تا دیروز کوتاه کردن مو را زشت می‌دانست. اینها را دست کم نگیریم. اینکه پیامبر فرمود: محبت پایه و روش کار من است.
خیلی‌ها که در زمان پیامبر تغییر کردند، عاشق شدند و تغییر کردند. من درباره این خیلی حرف دارم. امام صادق(ع) از رسول خدا نقل می‌کند که «الْمَرْءُ عَلَى‏ دِينِ خَلِيلِهِ وَ قَرِينِهِ» اهمیت دوست را از بیرون می‌کشیم، هرکسی بر دین دوست و هم‌نشین خویش است. ولی یک مقداری روی کلمه خلیل که یک دوستی ویژه است دقت کنیم اهمیت دوست را می‌گوید ولی اهمیت دوستی را هم می‌گوید. تو می‌خواهی از این زاویه نگاه کنی، به بچه‌ام می‌گویم: حواست باشد با چه کسی رفیق می‌شوی. می‌گوید: چرا؟ می‌گوید: چون امام صادق(ع) از قول رسول خدا نقل کردند «الْمَرْءُ عَلَى‏ دِينِ خَلِيلِهِ وَ قَرِينِهِ»، اگر امام صادق فرمود: «الْمَرْءُ عَلَى‏ دِينِ خَلِيلِهِ وَ قَرِينِهِ» دارد به تو تذکر می‌دهد. می‌گوید: اگر می‌خواهی بچه‌ات، هم دین و هم کیش و هم مسلک تو باشد، با او دوست باش. تو نمی‌خواهی دوست باشی ولی می‌خواهی بچه‌ات مثل تو نمازخوان باشد. تو نمی‌خواهی دوست باشی ولی می‌خواهی بچه‌ات با امر و نهی مثل تو با حجاب می‌شود. تو نمی‌خواهی دوست باشی ولی دوست داری بچه‌ات در روابطش مثل تو باشد. «الْمَرْءُ عَلَى‏ دِينِ خَلِيلِهِ وَ قَرِينِهِ»
شاید بعضی بگویند: ما محبت کردیم و خیلی محبت کردیم و فایده هم نداشت. همسان سازی نشده هیچ، رویش هم زیاد شده است. دو نکته بگویم، یکی اینکه صبر کنیم به روش‌های ابراز محبت برسیم، دکتر می‌گوید: غذایت را درست کن، تغذیه‌ات را درست کن. می‌گوید: من خیلی حواسم جمع است. می‌گوید: وضعیت معده‌ات نشان نمی‌دهد حواست جمع است. روزی دو تا نوشابه می‌خوری. دکتر می‌گوید: چرا از چربی و قند و شکر استفاده می‌کنی؟ می‌گوید: پس رعایت نمی‌کنی. از نگاه خودت رعایت می‌کنی. نکته دوم اینکه بعضی از آدم‌ها قدر محبت را نمی‌دانند ولی تعدادشان کم است. بعضی آدم‌ها هرچه هم محبت کنی محبت را نمی‌فهمند. با محبت عوض نمی‌شوند. مثل ظرف تفلون هستند و هیچی به آنها نمی‌چسبد ولی تعدادشان کم است. بعضی از ما دارو را خوردیم، دکتر در ذهنش این بوده طول درمان یک هفته هست، برای همین نسخه را برای یک هفته پیچیده است. ظهر دکتر بودیم و آمدیم مصرف کردیم، شب به منشی می‌گوییم: چرا خوب نشدم؟
نکته دیگر اینکه بخاطر دلایل مختلفی ممکن است همسان سازی که ما دوست داریم ایجاد نکند. فایده بعدی محبت ایجاد روحیه تبعیت است. محبت خاصیتش این است که آدم را حرف گوش کن بار می‌آورد. مثلاً به پدر و مادر می‌گوییم: زیر هفت سال اینقدر به بچه گیر ندهید. بگذارید با کابینت بازی کنند. اما تا سر وسایل می‌رود سریع می‌گیریم. می‌رود خانه مادربزرگ، می‌رود سمت کابینت، پدر می‌گوید: بیا این طرف! پدربزرگ می‌گوید: چه کار داری؟ بچه کیف می‌کند. بازی می‌کند کیف می‌کند. بچه‌ها بازی و آزادی را یکی از راه‌های ابراز محبت می‌دانند. لیوان آب را می‌ریزد، مادر می‌گوید: عه، مادربزرگ می‌گوید: ریخت که ریخت! فردا که بزرگ شد یک کار بد کرد، پدر و مادر نهی می‌کنند و گوش نمی‌دهد، پدر بزرگ و مادربزرگ می‌گویند: نکن، گوش می‌دهد! چرا؟ چون آن مادربزرگ و پدربزرگ موفق شدند در ابراز محبت به بچه، ایجاد روحیه تبعیت، یک کلمه می‌گوید: عزیزم! حرف مادرت را گوش کن، می‌گوید: چشم. نه تنها فرزند، همه اعضای خانواده. من با پدر و مادرم. خیلی از جوان‌ها می‌گویند: ما از پدر و مادرمان یک چیزی را می‌خواهیم حق ماست، گوش نمی‌دهند. می‌گویم: رابطه‌ات با پدر و مادرت چطور است؟ رفاقتی است؟ محبتی است؟ می‌گوید: نه، پدرم است، سی سال فاصله سنی داریم.
حواسمان باشد فقط خودمان را بررسی کنیم. به خودمان توجه داشته باشیم نه دیگران! امام صادق می‌فرماید: «تعصى الإله و أنت تظهر حبّه هذا لعمرك في‏ الفعال‏ بديع» تو حرف خدا را گوش نمی‌دهی و معصیت خدا را می‌کنی و بعد ادعای محبتش را می‌کنی که خدایا دوستت دارم. «لو كان حبّك صادقا لأطعته» اگر محبت تو صادقانه بود حتماً از خدا اطاعت می‌کردی. «إنّ المحبّ لمن أحبّ مطيع‏» محبّ مطیع محبوبش است و این قانون محبت است.
مدتی است امر مشاوره را تعطیل کردم، اما مدتی بود صبح تا شب مشاوره داشتم. با مشکلاتی که در زندگی هست غریبه نیستم. همسان سازی و تبعیت که از آثار محبت است، حلال بسیاری از دغدغه‌هایی است که زندگی‌ها را تلخ کرده است. رابطه پدر و مادر با بچه‌ها را به هم زده و بچه‌ها با پدر و مادر، زن و شوهرها را با هم، سردی روابط تولید کرده، سر نمازخوان کردن بچه‌ها چقدر پدر و مادر با بچه‌ها دعوا دارند. نمی‌گویم دستور در تربیت دینی جای ندارد، نه! حتماً دارد ولی دستور که می‌دهی این شعر امام صادق که یک قاعده است داشته باش. « ان المحبّ لمن أحبّ مطیع» اگر می‌خواهی اطاعت کند رابطه‌ات را دوستی و محبت و عاشقانه مدیریت کن. خیلی راحت‌تر حرفت را گوش می‌دهد. حتماً دستور باید در تربیت باشد ولی از طرف محبوب به محبّ!
به مجنون گفتند: چه کلمه‌ای را بیشتر از همه دوست داری؟ گفت: من از کلمه‌ی نه بیشتر از همه خوشم می‌آید. یکبار به لیلی گفتم: دوستم داری؟ گفت: نه! باور کنید در زندگی آدم‌های زرنگ برای اینکه حرفشان به کرسی بنشیند، به جای زندگی را به یک پادگان تبدیل کنند، اهل محبت می‌شوند. اینها آدم‌های زرنگی هستند، به همسر و بچه‌شان محبت می‌کنند تا آنجایی که حرف باید به کرسی بنشیند، با کمترین هزینه بنشیند.
سومین اثر محبت این است که آستانه تحمل را بالا و توقع را پایین می‌آورد. دقیقاً همان چیزی که پدر و مادرها از بچه می‌خواهند. آقا از خانم و خانم از آقا می‌خواهد. نمی‌گویم فقیرانه زندگی کرد و باید دنبال پول دوید. زندگی فراز و نشیب دارد. گاهی بخاطر کم کاری یک مسئول است و گاهی بخاطر شرایط خاصی است که ایجاد می‌شود. همیشه تنگناهای اقتصادی نیست. گاهی خانواده همسر من با من کج می‌افتند، این تنگنای اقتصادی نیست ولی زندگی را تنگ می‌کند. گاهی در محل کار با ارباب رجوع نه، با رئیس و رؤسایم دچار مشکل می‌شود تا یک مدت دچار تنگنا شوم.    یکی از ویژگی‌های محبت این است به شدت تحمل‌ها را زیاد می‌کند و توقع‌ها را کم می‌کند. آنهایی که تنگنای اقتصادی دارند ولی عاشق هم هستند، چقدر پدر و مادر برای بچه می‌میرند، چقدر این را حس می‌کنند که بار سنگین فقر را با این محبت چقدر قشنگ تحمل می‌کنند. چقدر این حرف را خوب درک می‌کنند آنهایی که تنگناهای خیلی معمولی دارند و در زندگی به اینها می‌خندند. اما چون همدیگر را دوست ندارند همین تنگناهای کوچک و سبک کمرشان را می‌شکند. محبت آدم را قوی می‌کند.    
شریعتی: نکات بسیار خوبی را شنیدیم. امروز صفحه 441 قرآن کریم آیات 13 تا 27 سوره مبارکه یس در سمت خدای امروز تلاوت خواهد شد. چقدر خوب است ثواب تلاوت این آیات را به امام صادق هدیه کنیم. کسی که به ما یاد داد دین جز محبت نیست و نخواهد بود.
«وَ اضْرِبْ لَهُمْ‏ مَثَلًا أَصْحابَ الْقَرْيَةِ إِذْ جاءَهَا الْمُرْسَلُونَ «13» إِذْ أَرْسَلْنا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُما فَعَزَّزْنا بِثالِثٍ فَقالُوا إِنَّا إِلَيْكُمْ مُرْسَلُونَ «14» قالُوا ما أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا وَ ما أَنْزَلَ الرَّحْمنُ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَ «15» قالُوا رَبُّنا يَعْلَمُ إِنَّا إِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُونَ «16» وَ ما عَلَيْنا إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ «17» قالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنا بِكُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَ لَيَمَسَّنَّكُمْ مِنَّا عَذابٌ أَلِيمٌ «18» قالُوا طائِرُكُمْ مَعَكُمْ أَ إِنْ ذُكِّرْتُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ «19» وَ جاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعى‏ قالَ يا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ «20» اتَّبِعُوا مَنْ لا يَسْئَلُكُمْ أَجْراً وَ هُمْ مُهْتَدُونَ «21» وَ ما لِيَ لا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ «22» أَ أَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ آلِهَةً إِنْ يُرِدْنِ الرَّحْمنُ بِضُرٍّ لا تُغْنِ عَنِّي شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً وَ لا يُنْقِذُونِ «23» إِنِّي إِذاً لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ «24» إِنِّي آمَنْتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ «25» قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قالَ يا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ «26» بِما غَفَرَ لِي رَبِّي وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ»
ترجمه آیات: براى آنها اصحاب قريه را مثال بزن كه فرستادگان خدا به سوى آنها آمدند.آن گاه كه دو نفر (از پيامبران خود) را به سوى آنان فرستاديم، پس تكذيبشان كردند، سپس با شخص سوّمى (آن دو را) تأييد كرديم، پس گفتند: همانا ما (از طرف خدا) به سوى شما فرستاده شده‏ايم. كفّار گفتند: شما جز بشرى مثل ما نيستيد و خداى رحمان چيزى (بر شما) نازل نكرده است، شما جز دروغ نمى‏گوييد. پيامبران گفتند: پروردگار ما مى‏داند كه ما به سوى شما فرستاده شده‏ايم. و بر ما، جز تبليغ آشكار و روشن، وظيفه‏ى ديگرى نيست. (كفّار به انبيا) گفتند: ما (حضور) شما را به فال بد گرفته‏ايم (وجود شما شوم است و مايه‏ى بدبختى ما) و اگر از حرفتان دست بر نداريد قطعاً شما را طرد خواهيم كرد و از طرف ما عذاب دردناكى به شما خواهد رسيد. (انبيا در پاسخ) گفتند: شومى شما از خود شماست، آيا اگر پند داده شديد (بايد فال بد بزنيد)؟ بلكه شما قومى اسرافكاريد. و از دورترين منطقه شهر، مردى با شتاب آمد (و) گفت: اى قوم من! از اين انبيا پيروى كنيد. از كسانى كه پاداشى درخواست نمى‏كنند و خود هدايت يافته‏اند پيروى كنيد. چه شده است مرا كه نپرستم آنكه مرا آفريده است و همگى به سوى او بازگشت داده مى‏شويد. آيا به جاى او خدايانى را برگزينم كه اگر خداوند رحمان اراده‏ى گزندى به من نمايد، شفاعت آنها كمترين سودى براى من ندارد و مرا نمى‏رهانند؟ در اين صورت من در گمراهى آشكارى خواهم بود. (اى مردم! بدانيد) من به پروردگارتان ايمان آوردم، پس (شما نيز سخن مرا) بشنويد (و ايمان آوريد). (سرانجام او را شهيد كردند) به او گفته شد: به بهشت وارد شو. گفت: اى كاش قوم من مى‏دانستند. كه پروردگارم مرا بخشيد و از گرامى داشتگان قرارم داد.
شریعتی: پرسید آقا ما خیلی شما را دوست داریم، برای همین اسم فرزندان خود را اسم شما و پدران شما می‌گذاریم. آیا برای ما سود و فایده‌ای دارد؟ حضرت فرمود: بله، مگر دین غیر از محبت است؟! انشاءالله این محبت‌های ما به حضرات معصومین دست ما را بگیرد و به سمت خدای متعال حرکت کنیم.
حاج آقای عباسی: بناست خودمان را معاینه کنیم، بشنویم و تصمیم داشته باشیم عمل کنیم. نکته چهارم اینکه اثر محبت پیشگیری از انحراف است. امروز فضا برای منحرف شدن فراهم است و به شدت بیشتر از گذشته است. فضای مجازی جایی است که زمینه را برای انحراف زیاد کرده است. خیلی‌ها نگران هستند که در خانواده، نه فقط بچه‌ها، بعضی‌ها آسیب خورده از انحراف در روابط زناشویی هستند. همسرشان خیانت کرده و نگران هستند. بعضی که این اتفاق برایشان نیافتاده با توجه به چیزهایی که شنیدند باز هم نگران هستند. آیا نگرانی به حق است؟ خیال ما نباید آسوده باشد. شیطان قسم خورده که قسمش را عملی کند. یکی از اصلی‌ترین عواملی که جلوتر ایستاده در مقابل این انحراف‌ها و بیمه می‌کند خانواده را محبت است. هرچقدر فضای خانواده از محبت سیر آب‌تر می‌شود جذبه‌های بیرون از خانواده کمرنگ‌تر می‌شود. گاهی در این آقایان و خانم‌هایی که پایشان لغزیده است، صحبت که می‌کنیم می‌گوید: از بس ندید بدید محبت در خانه بودم، یک نفر در فضای خصوصی من یک پیام محبت آمیز فرستاد، دلم رفت. دختر می‌گوید: دلم می‌خواست از پدرم بشنوم قربانت بروم، دورت بگردم. من یک دختر نوجوان بودم، دلم می‌خواست ابراز محبت پدرم را ببینم. نگفت و نشنیدم. در فضای مجازی یک نفر ارتباط برقرار کرد، دو روز جوابش را ندادم. پیام داد دارم می‌میرم!!! پای من لغزید.
پدرها و مادرها، خانم‌ها و آقایان حواستان را جمع کنید. اگر می‌خواهید مثل یک رزمنده در برابر شیطان بایستید، یکی از عوامل اصلی مبارزه با شیطان در این عرصه برای پیشگیری از انحراف خانواده محبت است. ما وقتی ابراز محبت می‌کنیم داریم به بچه‌هایمان آموزش می‌دهیم که محبت کنند. یعنی محبت کردن را یک سنت حسنه در خانواده تبدیل می‌کنیم و این خیلی لازم است.
شریعتی: کتاب «صبح ساحل» حوادث عصر امام صادق علیه السلام نوشته جناب آقای دکتر خدامیان هست. به 20000303 پیامک بدهید، دوستانم شما را راهنمایی خواهند کرد یا به فروش اینترنتی سایت ما مراجعه کنید.
حاج آقای عباسی: از آثار محبت گفتیم قرار شد هفته آینده وارد روش‌های محبت شویم. همسان سازی، ایجاد روحیه تبعیت، بالا بردن آستانه تحمل و کم کردن توقع، پیشگیری از انحراف و آموزش محبت. خدایا به همه ما کمک کن تا از شیعیانی شویم که شادی را وارد دل امام خود کنیم.
شریعتی: انشاءالله از محبان و شیعیان صادق امام صادق باشیم.
«والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمدٍ و آله طاهرین»