main logo of samtekhoda

99-03-21-حجت الاسلام والمسلمین عباسی-از کجا بفهمیم اشکال زندگی ما در کجاست؟



برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: راه تشخیص و درمان اشکالات زندگی
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين عباسی ولدی
تاريخ پخش: 21-03-99
شریعتی:
بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
سلام می‌کنم به همه‌ی بیننده‌ها و شنونده‌های عزیز و نازنین‌مان، به سمت خدای امروز خیلی خوش آمدید. سالهای پیش روزهای پنجشنبه در برنامه گلبرگ حضور داشتند و نکات بسیار کاربردی خوبی را در حوزه خانواده از ایشان می‌شنیدیم. حاج آقای عباسی ولدی که در خدمت ایشان هستیم، سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید.
حاج آقای عباسی: بنده هم عرض سلام و ادب دارم خدمت همه بینندگان عزیز، امیدوارم در این روزها عقربه زندگی‌تان به سمت خدا باشد و حال و روز زندگی‌تان پر از محبت و معرفت خدا و اهل‌بیت(ع) باشد و لبتان خندان و دلتان شاد باشد.
شریعتی: خیلی از مخاطبین عزیز برنامه درخواست داشتند که یکسری مباحث و نکاتی را در حوزه خانواده و مهارت‌های زندگی را مطرح کنیم. امروز فرصت خوبی است که از حضور شما استفاده کنیم. برای امروز مخاطبان ما چه به ارمغان آورده‌اید؟
حاج آقای عباسی: وقتی قرار شد امروز در خدمت بینندگان باشم فکر کردم چه بگویم، به موضوعی رسیدم که معمولاً عروس و دامادهای تازه ازدواج کرده از من می‌خواهند نصیحت ابتدای زندگی را برایشان داشته باشم، یک بسته پنج تایی مبتنی بر معارف ناب اسلام و آیات قرآن و روایات اهل‌بیت، به ذهنم رسید با این مقدمه این پنج نکته را مطرح کنم. امروز می‌خواهیم خودمان دکتر شویم و خودمان هم مریض شویم، می‌خواهیم ببینیم مریض هستیم یا نه؟ می‌خواهیم خودمان و زندگی‌مان را معاینه کنیم و با پنج مؤلفه، وقتی دکتر می‌روید فشار و تپش قلب را چک می‌کند. ما می‌خواهیم نبض زندگی را بگیریم. قبل از اینکه موارد را مطرح کنم، باید یکی دو نکته مقدماتی را مطرح کنم. از همه خواهش می‌کنم هرکسی در ذهنتان وجود دارد غیر از خودتان فعلاً پاک کنید. قرار است خودمان را معاینه کنیم. امروز می‌خواهیم خودمان و نقش خودمان را در زندگی معاینه کنیم. در این پنج موردی که مطرح می‌کنم شاید ریشه هفتاد درصد مشکلات را بشود پیدا کرد. به همین دلیل خواهش می‌کنم با دقت به بحث گوش بدهید.
حدیث بسیار زیبایی هست که «طوبی لمن شغل عیوبه عن عیوب الناس» خوش به حال کسی که عیب‌های خودش او را از عیب‌های بقیه غافل کند. ممکن است بعضی حال زندگی‌شان خوب باشد و بگویند: ما نیاز به معاینه نداریم. نه! صبر کنید. ویروس کرونا خیلی چیزها به ما یاد داد، یکی از چیزهایی که یاد داد این است که به سرپا بودن خود اعتماد نکنید. ممکن است وقتی تست کرونا می‌دهید مثبت شود. چون ویروس دو هفته طول می‌کشد فعال شود. بعضی وقت‌ها ویروس هست و تو را نمی‌اندازد ولی به دیگری انتقال پیدا کند. شاید من ناقل ویروس باشم. خواهش می‌کنم اگر به نظرتان حال زندگی‌تان خوب است باز هم به بحث امروز ما گوش کنید.
پنج نکته طلایی در معاینه زندگی با محوریت خودمان هست. اولین چیزی که اگر نباشد حال زندگی‌ها خراب می‌شود و اگر نبود و حال زندگی خوش بود، ابراز محبت است. ما آدم هستیم. آدم‌ها نیاز دارند به اینکه به همدیگر محبت کنند و از هم محبت بگیرند. وقتی ازدواج می‌کنیم خدا به ما کادو می‌دهد و این کادو در آیه 21 سوره روم هست. کادو خدا برای زن و شوهری که وارد زندگی می‌شوند چیست؟ «وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ‏ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً» آدم‌هایی که در کادو دادن خوش فکر هستند، می‌گردند ببینند عروس و داماد چه نیاز دارند و آن را کادو می‌دهند. خدای حکیم می‌گوید: من از جنس شما برای شما همسرانی را آفریدم تا با هم آرامش پیدا کنید. مودت و دوستی را به شما کادو دادم. امام باقر و امام صادق در مسجد نشسته بودند، یک کسی یک نفر را دید و گفت: من این را دوست دارم. امام باقر(ع) فرمودند: «أَلَا فَأَعْلِمْهُ فَإِنَّهُ أَبْقَى لِلْمَوَدَّةِ وَ خَيْرٌ فِي‏ الْأُلْفَةِ» به او بگو دوستش داری چون این اعلام کردن باعث می‌شود مودت شما باقی‌تر و پایدارتر باشد و این باعث می‌شود الفت بیشتری بگیری، برای الفت و انس شما بهتر است. وقتی محبت ابراز نمی‌شود انگار پایداری‌اش کم می‌شود. این اعلام و ابراز رابطه‌ها را درست می‌کند.
در روایتی داریم رسول خدا فرمود: وقتی کسی را دوست داری به او بگو: دوستت دارم. «فَإِنَّهُ‏ أَصْلَحُ‏ لِذَاتِ الْبَيْنِ» این برای رابطه شما خوب است. رابطه شما را بهتر می‌کند. محبت کنید و با زبان بگویید. بعضی می‌گویند: خجالت می‌کشم! پس چرا وقتی رفیقت زنگ می‌زند می‌گویی: دلم تنگ شده بود، نوکرتم! اما وقتی مادرش زنگ می‌زند سلام حال شما خوب است. همسرش زنگ می‌زند: الو سلام چیه؟ بگو... کار نداری؟ خجالت می‌کشیدی چرا با دوستت حرف زدی خجالت نکشیدی؟ من نمی‌توانم بپذیرم که خجالت می‌کشم. محبت فقط گفتاری نیست، رفتاری هم هست. امیرالمؤمنین فرمود: «الْبَشَاشَةُ مُخُ‏ الْمَوَدَّةِ» هوا گرم است، دارم به خانه برمی‌گردم. همسایه مرا می‌بیند، حال و احوال می‌کنم. وقتی داخل خانه می‌روم خانمم را می‌بینم، می‌گویم: خسته‌ام، به بچه‌ام می‌گویم: حوصله ندارم. بچه من نیاز به خوشرویی من ندارد؟ خوشرویی مخ مودت است. چرا؟ من وقتی شما را می‌بینم لبخند می‌زنم یعنی از دیدن شما خوشحال شدم. بچه من وقتی مرا می‌بیند، متوجه می‌شود من تازه یاد خستگی‌هایم افتادم، از این یک پیامی را دریافت می‌کند. دخترم، من اینقدری دوستت ندارم وقتی از صبح تا غروب ندیدمت، حالا که می‌بینمت خوشحال باشم؟ این بی انصافی است. برای خانواده‌مان دل بسوزانیم. پدر پیری به پسرش زنگ زده، دوست دارد خوش برخوردی بچه‌اش را ببیند. دلمان برای اهالی خانواده بسوزد. اگر خوش اخلاقی و خوش برخوردی سهمیه بندی باشد، اول سهم خانواده هست و مقدم هستند. شاید این خوش اخلاقی و محبت را سهم خانواده نمی‌دانیم. محبت رفتاری، هدیه دادن و خوش برخوردی، استقبال و بدرقه.
گاهی همسر من از خانه بیرون می‌رود تا دم در با او بروم. از بیرون می‌آید در را باز کنم. یکی از مشکلات من در بحث محبت این است که تا این بحث را مطرح می‌کنم می‌گویند: کو پول؟؟ در این شرایط مگر می‌شود محبت کرد؟ پول نیست و وضع اقتصادی بد است، ولی با محبت نکردن مشکل بیشتر می‌شود یا کمتر؟ وقتی همسر من از فقر من سختی می‌کشد، بگذار از فقر اقتصادی فقط زجر بکشد. چرا از فقر محبتی هم باید زجر بکشد؟ الآن همسرم می‌گوید: باشد، چادر مشکلی من از بس آفتاب خورده قرمز شده، صبر می‌کنم. زیر بار فشار اقتصادی تحمل می‌کنم ولی تو محبتت را دریغ می‌کنی! گاهی اوقات در زندگی‌هایی که محبت زیاد است، رابطه‌های عاطفی شدید است، فقر اتحاد را بیشتر می‌کند. خانم می‌گوید: چرا ناراحت هستی؟ می‌گذرد. اصل دوست داشتن است. کنار هم خوش هستیم. آنهایی که زندگی‌تان مشکل دارد، واقعاً خوب محبت می‌کنید؟ معاینه کنید، محبت گفتاری، محبت رفتاری، گاهی محبت کتبی، بنویسید. آنهایی که محبت نمی‌کنید و حال زندگی‌تان خوش است ولی مراقب باشید. عجیب است در یک زندگی محبت نباشد و حال آدم‌ها خوب باشد!
نکته دوم اینکه ما محبت می‌کنیم، دیگران هم به ما محبت می‌کنند، می‌بینیم؟ همسر من به من محبت می‌کند ولی نمی‌بینم. وقتی وضعیت اقتصادی مناسب نیست ولی او برایت نامه نوشت، این را ببین. وقتی غذا را تزئین کرد و آورد، روی ماست با نعنا قلب کشید، این را ببین. دارد به تو می‌گوید: دوستت دارم. گاهی اوقات مشکل محبت کردن نفر مقابل به من نیست. ندیدن محبت است.
احترام، گاهی به عروس و دامادها التماس می‌کنم و قسم می‌دهم تو را به وجدانتان قسم، دعوا می‌کنید محترمانه دعوا کنید. دیوار شخصیت همدیگر را خرد نکنید. به هم احترام بگذارید. اگر همدیگر را تحقیر کردیم و شخصیت همدیگر را خرد کردیم، حتی اگر حال زندگی‌مان خوب بود باید منتظر اتفاق‌های بد باشیم. آنهایی که حال زندگی‌تان ناخوش است، شاید یکجاهایی احترام همسر، احترام پدر و مادر را خرد کردیم. حواسمان نبوده است، احترام نگه داریم. طرز درخواست کردن، بچه یک لیوان آب بیار!! علی جان، می‌شود یک لیوان آب بیاوری؟ درخواست می‌کنم ولی علی جان که می‌گویی، احترام است. احترام و محبت رفیق هم هستند. احترام برود، محبت نمی‌ماند.
بعضی با بچه‌شان مشکل دارند. می‌گویم: چند بار سلام دادی؟ می‌گوید: بزرگتر به کوچکتر باید سلام بدهد یا کوچکتر به بزرگتر؟ می‌گویم: پیغمبر به ما یاد داده بعضی چیزها را ترک نمی‌کنم تا آخر عمرم تا بعد از من سنت شود، یکی سلام دادن به بچه است. به بچه سلام بده. وقتی بزرگ شد، سلام عزیزم، صبحت بخیر، دیشب خوب خوابیدی؟ همین سلام چقدر شخصیت به طرف مقابل می‌دهد. بچه صبح بلند می‌شود، پدر نگاهش می‌کند! پدر می‌گوید: گشنته؟ آره بابا گرسنه هستم. پدر می‌گوید: دیدم سلامت را خوردی! سلام کن بچه... بچه را خرد می‌کند. تو سلام بده! حرف‌ها را گوش بدهیم. همسر حرف می‌زند، حرفش را گوش بدهیم. یکی از پایه‌های تربیت دینی اکرام است. احترام گذاشتن در کنار محبت است. این دو پایه اصلی هستند. بعضی گله دارند از اینکه پدر یا مادر، زن یا شوهر به آنها حرف زشت می‌زند. حرف زشت زدن چقدر خرد کردن شخصیت است! جلوی جمع بچه‌‌اش را با یک حرف زشت خرد می‌کند. حواسش نیست، پایش به لیوان بخورد و آب بریزد، جلوی همه می‌گوید: دست پا چلفتی! خردش می‌کند. احترام بگذاریم و احترام گذاشتن را ببینیم.
نکته سوم اعتماد است. اعتماد آقا و سرور محبت و احترام است. اعتماد نبود، محبت و احترام به جایی نمی‌رسند. یکی از اصلی‌ترین چیزهایی که اعتماد را از بین می‌برد دروغ است. وقتی آدم دروغ می‌گوید دیگر می‌میرد. روایت داریم از امیرالمؤمنین، می‌فرماید: دروغگو و مرده یکی هستند. «الْكَذَّابُ‏ وَ الْمَيِّتُ‏ سَوَاءٌ فَإِنَّ [لِأَنَ‏] فَضِيلَةَ الْحَيِّ عَلَى الْمَيِّتِ الثِّقَةُ بِهِ» برتری زنده به مرده این است که زنده اعتماد می‌شود. «فَإِذَا لَمْ يُوثَقْ بِكَلَامِهِ [فَقَدْ] بَطَلَتْ حَيَاتُهُ» اگر کسی به حرفش اعتماد نشد، زندگی‌اش باطل می‌شود. اعتماد، نگذاریم به هیچ قیمتی یک ترک روی دیوار اعتماد بخورد. هزینه صداقت را پرداخت کنیم ولی دروغ نگوییم. «النجاة فی الصدق» اعتماد سازی بکنیم ولی از آن طرف سوء ظن نداشته باشیم. ممکن است همسر من بخواهد اعتماد سازی کند ولی سوء ظن من اجازه نمی‌دهد من اعتماد سازی او را ببینم. من سوء ظن را تیر خلاص به زندگی می‌دانم. اگر همسر شما به شما سوء ظن دارد، تو چطور نگاه می‌کنی؟ اعتماد سازی تو در چه حد بود؟ «مَنْ‏ غَلَبَ‏ عَلَيْهِ‏ سُوءُ الظَّنِّ لَمْ يَتْرُكْ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ خَلِيلٍ صُلْحاً» چقدر عجیب است. امیرالمؤمنین فرمود: هرکس بر او سوء ظن غلبه کند، هیچ سازشی بین او و دوستش باقی نمی‌ماند.
درک متقابل، من باید بتوانم به اعضای خانواده‌ام بفهمانم که تو را می‌فهمم. این هنر ویژه‌ای است و یکی از اعتراض‌های خیلی‌ها در زندگی این است که چرا پدرم مرا درک نمی‌کند، چرا همسرم مرا درک نمی‌کند؟ درک یعنی کارهایش را ببین و شرایطش را درک کن. اگر زحمت می‌کشد، زحمت او را ببین. ممکن است زحمتش به اندازه‌ای نباشد که تو توقع داری. ولی این تکه‌ی زحمت کشیدن را ببین. دستپخت او آنطور که دوست داری نیست، میزانی که خوب است را ببین. هندوانه خوب نخریده، هنداونه خرید آب بر سرش نزن! خیار و گوجه‌ای که خوب خریده را ببین. بچه به سن بلوغ رسیده یک مقدار پرخاشگر شده، درکش کن. شرایط اقتصادی به هم ریخته، دست همسر تنگ است، توقعاتم را مطابق با شرایط اقتصادی تنظیم کنم. دنیایی از محبت در این مسأله وجود دارد. وقتی می‌بینم همسرم در این شرایط اقتصادی، هنوز توقعاتش مثل قبل است، اذیت می‌شوم. حس بدی به او پیدا می‌کنم. ولی وقتی می‌بینم با شرایط اقتصادی امروز من خوشم می‌آید. خانم باردار است، شرایطش فرق کرده، سخت است، درکش کن. خانه یک خرده به هم ریخته است، تو ناراحت می‌شوی! همانطور که قبلاً بودی.
یک کسی نزد رسول خدا(ص) آمد، گفت: من همسری دارم وقتی خانه می‌روم، به استقبال من می‌آید. وقتی از خانه بیرون می‌آیم بدرقه‌ام می‌کند. وقتی می‌بیند ناراحت هستم، می‌گوید چه چیزی ناراحتت کرده است. اگر ناراحت رزقت هستی خدا آن را به عهده گرفته است. اگر ناراحت امور آخرتی‌ات هستی، خدا انشاءالله همّ و غمّ تو را نسبت به آخرت زیاد کند. انشاءالله همیشه غم و غصه با ارزش و مقدسی مثل آخرت داشته باشی. حضرت فرمودند: خدا روی زمین کارگزارانی دارد که یکی از کارگزارانش همین خانم است و این نصف اجر یک شهید را دارد. شرایط را درک می‌کند. برای درک متقابل یک بیان تشکر، تشکرها را ابراز کنیم. تشکری که حس‌اش معلوم باشد حس دیدن کار است. تعدیل و توقع متناسب با شرایط!
نکته بعدی که شاه کلید همه نکات است، ما در شرایط مختلف زندگی نه یکبار و دوبار، بارها بین خودمان و خدا مخیّر می‌شویم یکی را انتخاب کنیم. من یا خدا؟ همیشه اینطور نیست که اگر من را انتخاب کنم، دنیای بهتری داشته باشم و خدا را انتخاب کنم آخرت بهتری داشته باشم. نه! در بسیاری از موارد انتخاب من یعنی انتخاب سختی بیشتر در دنیا، انتخاب خدا یعنی انتخاب راحتی بیشتر در دنیا. در صفحات مجازی ورق می‌زنم، به صفحه‌ای می‌رسم که عکس ناجور دارد. من باید انتخاب کنم. این لذت نفسانی دارد، این لذت را انتخاب کنم یا نگاه نکنم؟ می‌آیم رد کنم نمی‌شود. لذت نمی‌گذارد! به ظاهر من به لذت دنیایی می‌رسم ولی اگر حواسم باشد که چند بار از این لذت‌ها را تجربه کنم، نسبت به همسرم بی میل می‌شوم و زندگی و دنیای من به هم می‌ریزد. وقتی نسبت به همسرم بی میل شوم، همسرم متوجه شود، زندگی به هم می‌ریزد. اینجا یک قدرت برای رد شدن می‌خواهم، که اسم این قدرت، قدرت معنویت است. باید بخاطر خداهای زندگی‌مان زیاد شود. اگر بخاطر خداهای زندگی‌مان زیاد نشود، در این انتخاب‌ها نمی‌توانیم انتخابی بکنیم که خدا دوست دارد.
من می‌دانم اگر گذشت کنم مصلحت زندگی من است ولی انتقام برای من لذت دارد. الآن می‌خواهم از لذت انتقام بگذرم باید چه کنم؟ بخاطر خدا، باید از من خود بگذرم. نمی‌توانم، چرا؟ چون معنویت خود را تقویت نکردم. امام سجاد(ع) مناجاتی دارند، مناجات خمسه عشر، مناجات زندگی است. «إلهي من‏ ذا الذي‏ ذاق‏ حلاوة محبّتك فرام منك بدلًا؟» خدایا چه کسی است که شیرینی محبت تو را چشید و تو را کنار گذاشت و کسی دیگر را جایگزین کرد؟ «ذاق» باید چشید، آنجایی که نمی‌توانم از صفحه اجتماعی بگذرم، نمی‌توانم از لذت انتقام چشم بپوشم، نمی‌توانم لذت بروز خشم و ترساندن دیگران را نادیده بگیرم، نیاز به لذت برتری دارم که اگر آن لذت برتر بود به راحتی از این صفحه اجتماعی، از انتقام، از لجاجت می‌گذرم. از لذت غیبت کردن می‌گذرم. این «ذاق حلاوة محبتک» است.
در مناجات شعبانیه بنده به خدا می‌گوید: «الهی لم یکن لی حولٌ فانتقل به عن معصیتک الا فی وقتٍ أیقظتنی لمحبتک» خدایا من هیچ قدرتی ندارم. وقتی یک کلمه منفی سر کلمه‌ی نکره می‌آوری، یعنی هیچ چیز، «لم یکن لی حولٌ» یعنی هیچ قدرتی ندارم که از وادی معصیت تو منتقل شوم مگر وقتی که تو با محبت خود مرا بیدار کنی. وقتی عاشق شدم و به درجه‌ای از محبت رسیدم که رضایت تو برای من مهم شد، به راحتی از انتقام می‌گذرم. از لجاجت و بروز خشم و از بداخلاقی و از رفتن در صفحات ناجور راحت رد می‌شوم.
شریعتی: یک جمع‌بندی بفرمایید و اینکه فقط همین‌ها معیار اصلی معاینه ماست یا نکات و معیارهای دیگری هم هست؟
حاج آقای عباسی: محبت، احترام، اعتماد، درک متقابل، معنویت. من معتقد هستم که حدود 70 درصد از مشکلات با توجه به اینها حل شدنی است، ولی ادعا ندارم که هیچ مسأله دیگر نیست، جزء اصلی‌ترین‌هاست. دکتر اول نبض می‌گیرد. محبت و احترام نبض است. امروز به این پنج نکته دقت کنید. به لطف خدا این پنج مورد را اگر خوب در زندگی معاینه کنیم خیلی از مشکلات حل می‌شود. برای معنویت دو نکته بگویم. آنهایی که تجربه زندگی متمولانه یا کسانی که تجربه زندگی با همسری که از زیبایی چیزی کم ندارد، با ما صحبت کنند. به ما بگویند: این ثروت و این زیبایی، چقدر از استحکام زندگی‌شان را ضمانت کرده است؟ دوم اینکه قدیمی‌ها می‌گویند: دلت خوش باشد. اگر دلت خوش بود در یک چادر کنار همسرت خوش هستی، دلت خوش نبود در کاخ هم باشی باز هم ناخوش هستی. این یک جمله حکیمانه است. ثروت، زیبایی، تحصیلات، جایگاه اجتماعی و محصولات، جای هیچکدام از این پنج مورد را نمی‌گیرد. همسر ثروتمندی دارد ولی اهل اهانت است، اهل بی محبتی است. بپرسید بین ثروت و محبت و احترام کدام یک را انتخاب می‌کنید، می‌گوید: من حاضر هستم زندگی فقیرانه داشته باشم ولی محبت و احترام باشد. حسرت می‌خورند به حال کسانی که ثروت ندارند ولی محبت و احترام دارند.
شریعتی: حاج آقای عباسی تألیفات بسیار خوبی دارند که انشاءالله در سایت برنامه خواهیم گذاشت. امروز صفحه 434 قرآن کریم، آیات پایانی سوره مبارکه سبأ و آیات ابتدایی سوره مبارکه فاطر را تلاوت خواهیم کرد.
«قُلْ‏ جاءَ الْحَقُ‏ وَ ما يُبْدِئُ الْباطِلُ وَ ما يُعِيدُ «49» قُلْ إِنْ ضَلَلْتُ فَإِنَّما أَضِلُّ عَلى‏ نَفْسِي وَ إِنِ اهْتَدَيْتُ فَبِما يُوحِي إِلَيَّ رَبِّي إِنَّهُ سَمِيعٌ قَرِيبٌ «50» وَ لَوْ تَرى‏ إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ «51» وَ قالُوا آمَنَّا بِهِ وَ أَنَّى لَهُمُ التَّناوُشُ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ «52» وَ قَدْ كَفَرُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ وَ يَقْذِفُونَ بِالْغَيْبِ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ «53» وَ حِيلَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ ما يَشْتَهُونَ كَما فُعِلَ بِأَشْياعِهِمْ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ كانُوا فِي شَكٍّ مُرِيبٍ «54»
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏، الْحَمْدُ لِلَّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ جاعِلِ الْمَلائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ ما يَشاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ «1» ما يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها وَ ما يُمْسِكْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ «2» يا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ»
ترجمه آیات: بگو: حقّ آمد و باطل (كارى از آن ساخته نيست) نمى‏تواند آغازگر چيزى باشد و نه تجديد كننده آن. بگو: اگر من گمراه شده باشم به زيان خود گمراه شده‏ام، و اگر هدايت يافته باشم پس به (بركت) چيزى است كه پروردگارم به من وحى مى‏كند، همانا اوست شنواى نزديك. و اگر ببينى وقتى كه كافران (از عذاب سخت) فزع كنند و راه گريزى در كار نيست، و از مكانى نزديك دستگير شوند (تعجب خواهى كرد). (و در آن حال) گويند: به او ايمان آورديم و كجا اين دست‏يابى به ايمان از راه دور (كه توان بر انجام عمل صالحى ندارند) به سودشان خواهد بود. در حالى كه پيش از اين به آن كفر ورزيدند و از دور دست‏ها تير در تاريكى مى‏انداختند. (و به پيامبر اسلام تهمت‏ها مى‏زدند.) (سرانجام) ميان آنان و آن چه مى‏خواستند جدايى افتاد، همان گونه كه از دير باز با امثال ايشان چنين شد، زيرا آنان در شك و ترديد سختى بودند.
به نام خداوند بخشنده‏ى مهربان‏، ستايش، مخصوص خداوندى است كه آفريدگار آسمان‏ها و زمين است؛ فرشتگان را كه داراى بال‏هاى (قدرت) دو تا دو تا و سه تا سه تا و چهار تا چهار تا هستند، رسولانى قرار داد. او هر چه را بخواهد در آفرينش مى‏افزايد، البتّه خداوند بر هر كارى تواناست. هر رحمتى را كه خداوند (به روى) مردم بگشايد، بازدارنده‏اى براى آن نيست، و هر چه را خداوند دريغ دارد، پس غير او فرستنده‏اى براى آن نيست، و اوست عزيز و حكيم. اى مردم! نعمت‏هايى را كه خداوند به شما عطا كرده ياد كنيد، آيا جز خداوند، آفريدگارى است كه از آسمان و زمين به شما روزى دهد؟ جز او معبودى نيست. پس چگونه از حقّ به سوى باطل بازگردانده مى‏شويد.
شریعتی: جمع بندی فرمایشات شما را خواهیم شنید.
حاج آقای عباسی: امروز تصمیم گرفتیم زندگی‌هایمان را با محوریت خودمان معاینه کنیم. پنج نکته را گفتیم که ملاک معاینه ما باشد. 1- اهل ابراز محبت هستیم یا نه؟ محبت‌ها را می‌بینیم یا نه؟ 2- اهل احترام گذاشتن هستیم یا نه؟ احترام‌ها را می‌بینیم یا نه؟ 3- اهل اعتماد سازی و مراقبت از اعتماد هستیم یا نه؟ سوء ظن داریم یا نه؟ 4- درک می‌کنیم همسرمان را با دیدن کارهایش و فهمیدن شرایطش یا نه؟ 5- چقدر با خدا رفیق هستیم و محبت ما نسبت به خدا و اهل‌بیت چقدر است؟ این نکته‌ها برای خودمان است اما در مواجه با همه اعضای خانواده، نه فقط عروس و دامادها، با پدر و مادر، با بچه، اینها نکاتی نیست که بگوییم در یک محدوده هست و در یک محدوده نیست. همه با این نکات خودمان را محک بزنیم. برای ارتباط با خدا و اهل‌بیت دو توصیه‌ کنم، رابطه‌مان را با قرآن زیاد کنیم و با قرآن رفیق باشیم. با امام زمان(ع) اهل مناجات و درد و دل باشیم، با امام خود خلوت کنیم که به شدت در زیاد شدن معنویت به ما کمک خواهد کرد.
شریعتی: انشاءالله دیدار هفتگی شما در برنامه سمت خدا رزق ما شود، اگر بخواهید یک کتاب از تألیفات خود که جامع باشد و مردم بتوانند استفاده کنند، چه کتابی است؟
حاج آقای عباسی: «تا ساحل آرامش» بخش قابل توجهی از این صحبت‌ها را می‌شود درونش پیدا کرد. «من دیگر ما» هم مجموعه هست برای پدر و مادرانی که دوست دارند فرزندان خود را تربیت کنند.
شریعتی: دعا بفرمایید.
حاج آقای عباسی: الهی که خدا زندگی‌هایمان را به سمت خودش هدایت کند و دلهای ما را پر از نور محبت و معرفت اهل‌بیت(ع) بکند.
شریعتی:«والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمدٍ و آله طاهرین»