main logo of samtekhoda

99-03-22-حجت الاسلام والمسلمین عاملی-مضامین بی نظیر دعاهای اهل‌بیت (علیهم السلام)

حجت الاسلام والمسلمین عاملی- مضامین بی نظیر دعاهای اهل‌بیت (علیهم السلام)
برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: مضامین بی نظیر دعاهای اهل‌بیت (علیهم السلام)
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمین عاملی
تاريخ پخش: 22-03-99
شریعتی:
بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
سلام می‌کنم به همه شما بینندگان عزیز، به سمت خدای امروز خیلی خوش آمدید. حاج آقای عاملی سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید.
حاج آقای عاملی: عرض ادب و احترام دارم خدمت حضرتعالی و همه مردم عزیز، آرزوی توفیقات و حظوظ معنوی بزرگ و شادکامی و کامیابی و حل مشکلات و گشایش و توفیق فرصت‌های معنوی برای همه دارم. انشاءالله خدای متعال عالی‌ترین زمینه عزت و اقتدار و اعتلای کشور ما را فراهم کند و ما را جزء پیروان واقعی اهل‌بیت و شاکرین خون مقدس شهداء قرار بدهد.
شریعتی: بحث ما یغظه و بیداری بود، که در ایام ماه رمضان فاصله افتاد. در حال و هوای دعاهای بلند و خوش مضمون اهل‌بیت نفس می‌کشیم، نکات خوبی را شنیدیم. بحث امروز شما را خواهیم شنید.
حاج آقای عاملی: به عنوان مقدمه برای بررسی مطالبی که در ادعیه معصومین مطرح شده و ادبیاتی که معصومین دارند و معارفی که در این بزرگان وارد شویم، مقدمه‌ای در مورد دعا داشتیم که دعا رابطه با مسبب الاسباب و با ذات قیوم است و این ارتباطی است ضروری، یعنی کسی که ارتباط خودش را با مسبب الاسباب قطع کند، سببیت اسباب از اوست، اگر این ارتباط قطع شود پل‌ها خراب شده است. قیوم یعنی قوام همه چیز دست اوست و نیاز فطری انسان این است که با ذات احدیت مرتبط شود. بحث ما این است که این مطلب فرع بر توحید است. دعا در مرحله دوم است و اگر کسی توحید نداشته باشد، ساده می‌گوید: من می‌خواهم کاری را انجام بدهم اگر اسباب ظاهری هست، دعا را می‌خواهم چه؟ اگر اسباب ظاهری نیست دعا را می‌خواهم برای چه؟ دعا در مرحله دوم است و در مرحله اول باید هرکسی مشخص کند این عالم آیا شعور دارد، اراده حکیمانه دارد یا نه؟ کسی که می‌خواهد در این عالم سالم زندگی کند و از اینجا خارج شود و حظّ و نصیب او از این نشئه بیشتر باشد، عالی باشد، فردا در ما فی الضمیر خود رو سفید باشد، باید به چند سؤال سرنوشت ساز پاسخ بدهد و این سؤالاتی است که مستقیم در سرنوشت انسان اثر دارد.
اولین سؤال تعریف من است.
که باشم من مرا از خود خبر کن *** چه معنی دارد این در خود سفر کن
مسافر چون بود رهرو کدام است *** که را گویم که او مرد تمام است
اگر اشتباه کند در تعریف من خانه خراب شده است و تمام زندگی به هم می‌ریزد. ماشین من، سواد من، همسر من، مدرک تحصیلی من، این من چیه؟ افلاطون می‌گوید: سرمایه خود مساز آنچه از ذات تو جداست! اینها همه از ذات من جداست. این من نباید مثل زمینه باشد. ما به آن اشتباه در تطبیق می‌گویید. اگر در تطبیق من اشتباه کنیم، خسارتی که ایجاد می‌شود جبران پذیر نیست. فکر می‌کند من یعنی وجود کیلویی، موقعیت اجتماعی، اشتباه در تطبیق همان تسویل است. از هرجا ندا می‌زنند «هَلْ أَدُلُّكَ عَلى‏ شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَ مُلْكٍ لا يَبْلى» (طه/120) از همه جا ندا می‌زنند. خیال کرده سعادت این است که رشوه بگیرد و گشایش این است که خیانت به بیت‌المال کند. خیال کرده سر مردم کلاه بگذارد زرنگی است. بی حجابی کلاس است. برتری است و آینده‌اش را تأمین می‌کند. اشتباه در تطبیق یک بحث عظیمی است و بسیار ضروری در جامعه ماست. من و سعادت و هدایت را چطور تعریف می‌کنم. مبادی تصوری یعنی تعریف، یکوقت می‌گوییم: این خوب است. به چه چیزی خوب می‌گوییم؟ غرور بد است، کدام غرور خوب است؟ اگر غرور مقدس کسی نداشته باشد صیانت ندارد. یک خانم غرور مقدس دارد که به شوهرش می‌گوید: حق نداری سیگار بکشی. غرور مقدس دارد می‌گوید: نباید فلان مکان بروی و به مواد مخدر نزدیک شوی و شراب بخوری. اگر غرور مقدس بشکند در زن، زن پلاس زیر پا می‌شود. مخصوصاً برای نسل جدید باید این بحث باز شود.
آیا این عالم شعور مدیریتی دارد یا نه؟ یعنی در برابر فعل شما اقتضای مناسبت با فعل شما دارد یا نه؟ اگر شما کسی را بدبخت کردید، این عالم عکس‌العمل دارد یا بی خیال است؟ اگر شما غش در معامله کردید، عالم بی‌خیال است؟ هرکس سر کسی کلاه بگذارد حتماً سر او کلاه گذاشته می‌شود. ذرات عالم شعور دارد و عکس‌العمل دارد. دنیا را اینها اداره می‌کند. «فَالْمُدَبِّراتِ‏ أَمْراً» (نازعات/5) یعنی شما صرفاً به ظاهر تکیه کنید. خطای محض است. عناصر تأثیر گذار در سرنوشت انسان صرفاً مسائل ظاهری نیست. عالم اینطور درست شده که با خوبی‌ها محرم و با بدی‌ها نامحرم است. پس می‌زند، «لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ‏ مِنَ‏ الطَّيِّبِ» (انفال/37) خدا خبیث را از شکم طیب بیرون می‌کشد. این عالم سلامتی مطلق است، با اینها نامحرم است.
«اللهم أنت السلام و منک السلام و الیک یعود السلام و دارُک دار السلام» همه اینها سلامتی شد آخر می‌گوید: خدایا همه جا را نگاه می‌کنم، سلامتی است، پس مرا هم در این منظومه سالم کن. خدا می‌گوید: از ملک من بیرون برو و بعد هرکاری خواستی بکن. صحبت این است که اول باید مشخص کند که آیا در واقع یک حقیقت نفس الامری هست که مناسب عمل من باشد؟ آیا ذرات این عالم در برابر خیر و شر عکس العمل دارد؟ در برابر حق کور است یا بیناست؟ با حق همراه هست یا نه؟ خوبی‌ها مؤید ذاتی دارد یا نه؟ اینها باید و نباید برای ما مشخص می‌کند. کسی که در زندگی باید و نباید تربیتی ندارد، این عالم، عالم هرچه شد نیست. خدا اینطور ملعبه درست نکرده است. خانه خوردن درست نکرده است. «لَاتَّخَذْناهُ مِنْ‏ لَدُنَّا إِنْ كُنَّا فاعِلِينَ» (انبیاء/17) در داخل تشکیلات خودمان این را راه می‌انداختیم. عالم، عالم ملعبه نیست.
حضرت علی اکبر وقتی رجز می‌خواند می‌گوید: «الحربُ قد بانت لها حقایق و ظهرت من بعدها مصادقٌ» جنگ که آشکار شده، شما بعداً می‌فهمید ما چه کردیم؟ امام حسین را مثل حلقه انگشتر در محاصره قرار دادند اما براساس همین است. یعنی مدیریت این عالم پشت پرده‌ای دارد. آیا شما به این مدیریت پشت پرده معتقد هستید یا نیستید؟ اگر معتقد هستی حق نداری دروغ بگویید. حق نداری حق کسی را ضایع کنی. اگر اذیت کردی اذیت می‌شوی. هرطور معامله کنی با تو همانطور معامله می‌شود. دنیا دار صدق است اما کسی که صادق است. اگر شما در دنیا صادق شدید، تمام عالم با شما هماهنگ می‌شود. هرکس خودش را با اراده خالق این نظام هماهنگ کند، ذرات عالم با او هماهنگ می‌شود. تمام عالم می‌شود لشگر، آنهایی که به مراتب عالی خلوص رسیدند همینطور بوده است.
امام صادق در مکه دید خانمی گاوش مرده و دارد گریه می‌کند، ای خدا! رزق من از این گاو بود این هم مرد. امام فرمود: می‌خواهی زنده کنم؟ زن فرمود: مرا مصیبت زده دیدی و مرا شماتت می‌کنی؟ باور نمی‌کرد. اینکه انسان به درجه‌ای برسد که از جهت تنظیم اراده با اراده حق، تصرف در کائنات کنی یک چیز سهل است. گاو بلند شد. این زن داد زد عیسی آمده! حضرت سریع وارد جمعیت شد که معلوم نشود. ما اسمش را شعور مدیریتی در این عالم می‌گذاریم. یعنی این عالم شعور دارد. این ثروت اطاعت نیست و اطاعت را ما می‌فهمیم. خدا می‌گوید: تسبیحی دارند که شما نمی‌فهمید. تو اگر دزدی کنی تمام ذرات عالم می‌فهمند تو دزد هستی. ممکن است چند روزی از باب استدراج کارت درست شود ولی یک روزی علیه تو شورش می‌کنند.
«تحبس‏ السماء ماءها و تمنع الأرض بركتها» آسمان قطراتش را حبس می‌کند و زمین برکاتش را منع می‌کند. این شعور مدیریتی در هر دوره و هر لحظه، اتفاقاتی می‌افتد که با اسباب ظاهری توجیه پذیر نیست. ما هر روز، قاهریت خدا خودش را نشان می‌دهد. در هر لحظه حوادثی اطرافمان می‌بینیم که با اسباب ظاهری ذره‌ای روی آن حساب نمی‌کردیم. آنقدر خدا تلاش می‌کند ذهن ما را از اسباب ظاهری بیرون بیاورد که بگوید: این حوادث یک پشت صحنه دارد. در جنگ بدر دو گروه از مسلمان‌ها در برابر هم ایستادند، کفار مسلمان‌ها را دو برابر می‌دیدند. این دست خداست که کم را زیاد نشان بدهد. «وَ اللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشاءُ إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصار» (آل‌عمران/13) یک قاعده کلی می‌خواهد بگوید. شما اگر دنبال حق راه افتادید و خیانت و دروغ و قتل و حیله به خود راه ندادید، این اراده با شما همراه است. «وَ إِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ‏ قَلِيلًا» (انفال/44) خدای متعال آنها را در ذهن شما، در چشم شما کم نشان می‌دهد تا شما جرأت حمله پیدا کنید. آنها هزار نفر بودند و اینها 313 نفر، نمی‌شد جنگ کنند. خدا کم را زیاد و زیاد را کم می‌کند.
برای ما یک تکیه‌گاه بزرگی درست می‌کند که یأس بر شما بروز نکند. چیزی را که شما به آن امید نداری به آن امید داشته باش و چیزی که به آن امید داری، امید نداشته باش. «وَ يُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ» خدا در اول جنگ بدر شما را به آنها کم نشان داد تا آنها از مکه کمک نخواهند. وقتی جنگ شروع شد، خدا اینها را زیاد نشان داد. «لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولًا وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ» (انفال/44) یعنی همه امور دست خداست. وقتی پشت صحنه یک مدیریتی در این عالم حاکم است و عالم شعور مدیریتی دارد، دیگر کسی که بگوید: تمام امیال مقدس است، این نمی‌تواند از شعور مدیریتی صحبت کند. هر نظام فکری بیاید مسائل نفس الامری را انکار کند. در نفس الامر یک حقیقتی است به زنا عکس العمل نشان می‌دهد.
از ابر برناید پی منع زکات *** و از زنا افتد بلا اندر جهاد
هرکه آید بر تو از ظلمات و غم *** آن ز بی باکی و گستاخی است هم
شما بگویید: تمام امیال مقدس است. شما مصلحت نفس الامری را انکار کردید. هرکس مصلحت نفس الامری را انکار کند، خدا را انکار کرده است. مصلحت نفس الامری یعنی همان اقتضایی که در ذات این عالم، حقیقتی که خالق این نظام در ذات این عالم و خلقت این عالم گذاشته که عکس العمل دارد در برابر خیر به صورت خیر و در برابر شر به صورت شر. ما در دعا ارتباط درست می‌کنیم با ذات لا یتناهی که این سیستم را گذاشته است. لذا نمی‌گوییم چون اسباب ظاهری نیست پس همه چیز تمام است. چون سببیت از اوست. این را هرکس انکار کند در نقطه‌ی انکار ایستاده است. ما نمی‌توانیم بگوییم تمام امیال مقدس است.
این اندیشه در دنیا هست، هرچیزی را خدا تطهیر کرده، برای ما قدسیت دارد. خدا صدق را تعریف کرده مقدس است. عدالت مقدس است، عفت و حجاب مقدس است. اگر شما بگویید: امیال را نباید سرکوب کرد، سرکوب کنید زیرزمین می‌رود و بعد فوران می‌کند. لیبرالیسم جدید می‌گوید: لیبرالیسم عبارت است از رهایی از هر ولایت، ولایت عقل و فکر، ولایت برهان، ولایت استدلال. لذا عصر ادبار عقل می‌گویند. اگر ما بیاییم این تعبیر را داشته باشیم حاکمیتی که در این عالم هست برای اراده خدا ما آن را کنار زدیم و نتیجه این می‌شود خالق و صاحب این نظام را، کسی که جزئیات نظام دست او پایه‌ریزی شده است را انکار کردیم. دعا ارتباط با مسبب الاسباب است. یعنی تمام سببیت اسباب دست اوست. این یک حقیقتی است که خدای متعال در قرآن تمام تلاش قرآن این هست که کسی که قرآن می‌خواند اعتقاد داشته باشد اسباب ظاهری مستقل در تأثیر نیست. ممکن است اسباب ظاهری باشد،
آن یکی در کنج مسجد مست و شاد *** آن دگر در باغ ترش و بی مراد
قصه‌هایی که قرآن می‌گوید همه در صدد این است که خدا پشت پرده‌ها را به ما بگوید. آقا رسول الله کشته‌های مشرکین را در چاه بدر گذاشت، با آنها صحبت کرد. ما پشت پرده حوادث را حق دیدیم، شما هم پشت پرده را حق دیدید؟ آقا رسول الله آمد صحبت کرد، بعضی اصحاب گفتند: اینها می‌شنوند؟ حضرت فرمود: شما از آنها شنونده‌تر نیستید. تکیه پیغمبر ما به مدیریت پشت پرده است. شما خیال کردید در ظاهر عده شما بیشتر است پس کار تمام است؟ این برای ما پیام است. روی عدّه حساب استقلالی باز نکن. قارون اینقدر ثروت دارد که کلید خزائنش را چند نفر پر زور نمی‌توانند بکشند. آنوقت یک عده می‌گویند: عجب خوشبخت است. ای کاش ما هم اینطور ثروت داشتیم؟ بعد می‌گویند: شما چقدر خوب است به فقرا رسیدگی کنید. می‌گوید: «إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى‏ عِلْمٍ‏ عِنْدِي‏» (قصص/78) من با درایت خودم به این رسیدم، خود خدا که فقرا را خلق کرده رسیدگی کند. خدا می‌گوید: ما خودش و ثروتش را به زمین کشیدیم. «فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ‏ الْأَرْضَ فَما كانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ ما كانَ مِنَ المُنْتَصِرِينَ» (قصص/81) هیچکس پیدا نشد جلویش را بگیرد. آنهایی که نگاه کردند، آخرش اینطور شد، گفت: عجب! پس این حوادث پشت پرده هم دارد؟ این قصه‌هایی است که در هر دوره سوژه زنده است. قصه یوسف و زلیخا برای امروز ماست. همه کارها دست خداست. دوباره گفتند: عجب، کسی با کفر نمی‌تواند جلو بیافتد.
«وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَبَقُوا إِنَّهُمْ لا يُعْجِزُونَ» (انفال/59) کافر حتی خیال نکند با کفرش جلو بیافتد، من یک روز مفصل بحث می‌کنم در دین ما یک ذره حکمی نیست که مایه عقب ماندگی مسلمین شود و محال است. وقتی می‌بینید پیغمبر ما کسی که سواد یاد نمی‌گیرد را تذلیل می‌کند، کلاس اکابر را اولین بار پیغمبر ما تأسیس کرده و تعذیر برای بی‌سوادی را اولین بار پیغمبر تأسیس کرد. خدا می‌گوید: اصلاً حساب نکنید کافر جلو بیافتد. این دو تعجب خیلی ارزشمند است.
شریعتی:
در هیچ پرده نیست نباشد نوای تو *** عالم پر است از تو و خالی است جای تو
امروز صفحه 435 قرآن کریم، آیات 4 تا 11 سوره مبارکه فاطر را تلاوت خواهیم کرد.
«وَ إِنْ يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ «4» يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا وَ لا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ «5» إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّما يَدْعُوا حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحابِ السَّعِيرِ «6» الَّذِينَ كَفَرُوا لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ «7» أَ فَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَناً فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ فَلا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَراتٍ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِما يَصْنَعُونَ «8» وَ اللَّهُ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّياحَ فَتُثِيرُ سَحاباً فَسُقْناهُ إِلى‏ بَلَدٍ مَيِّتٍ فَأَحْيَيْنا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها كَذلِكَ النُّشُورُ «9» مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَ الَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئاتِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ وَ مَكْرُ أُولئِكَ هُوَ يَبُورُ «10» وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْواجاً وَ ما تَحْمِلُ مِنْ أُنْثى‏ وَ لا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ وَ ما يُعَمَّرُ مِنْ مُعَمَّرٍ وَ لا يُنْقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا فِي كِتابٍ إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ»
ترجمه آیات: و اگر تو را تكذيب مى‏كنند (نگران مباش زيرا) پيامبران پيش از تو (نيز) تكذيب شده‏اند، و همه‏ى كارها به سوى خداوند بازمى‏گردد. اى مردم! وعده‏ى خداوندى حقّ است؛ پس زندگى دنيا شما را فريب ندهد و مبادا (شيطان) فريبكار شما را فريب دهد و به (كَرَم) خدا مغرور سازد. بى‏گمان، شيطان دشمن شما است، پس شما نيز او را دشمن بگيريد؛ جز اين نيست كه او دار و دسته‏ى خود را فرا مى‏خواند تا از اصحاب دوزخ باشند. كسانى كه كفر ورزيدند، برايشان عذابى سخت است، و كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‏اند، براى آنان آمرزش و پاداشى بزرگ خواهد بود. پس آيا كسى كه عمل بدش براى او آراسته شده و آن را نيكو مى‏بيند، (مانند كسى است كه هدايت يافته است.) پس بدون شك خداوند هر كه را بخواهد (و سزاوار بداند) گمراه مى‏كند و هر كه را بخواهد (و شايسته بداند) هدايت مى ‏نمايد، پس مگذار به خاطر حسرت بر آنان جانت از دست برود، زيرا خداوند به آن چه انجام مى‏دهند آگاهى كامل دارد. و خداوند است كه بادها را فرستاد تا ابر را برانگيزاند، پس آن را به سوى سرزمينى مرده رانديم، و به وسيله‏ى آن زمين را بعد از مردنش زنده نموديم. رستاخيز نيز چنين است. هركس خواهان عزّت است، پس عزّت، همه از آن اوست (و به هر كه بخواهد مى‏دهد.) تنها سخن (و عقيده‏ى) پاك به سوى او بالا مى‏رود، و كار شايسته آن را بالا مى‏برد، و كسانى كه براى انجام بدى‏ها نقشه مى‏كشند، برايشان عذاب سختى است و نيرنگ آنان است كه تباه مى‏شود. خداوند، شما را از خاك و سپس از نطفه آفريد؛ آن گاه شما را زوج يكديگر قرار داد، و هيچ ماده‏اى جز با علم او باردار نشود و نزايد، و هيچ كس عمر طولانى داده نشود و يا از عمرش كاسته نشود، مگر آن كه در كتاب (علم خدا ثبت گرديده) است؛ قطعاً اين امر بر خداوند آسان است.
شریعتی: اشاره قرآنی را بفرمایید و حسن ختام فرمایشات شما را بشنویم.
حاج آقای عاملی: آیه 8 سوره فاطر «أَ فَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَناً فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ فَلا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَراتٍ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِما يَصْنَعُونَ» یک خطر بزرگی را خدای متعال در این آیه هشدار می‌دهد. می‌گوید: بعضی انسان‌ها هستند عمل بدشان تزیین داده می‌شود، عمل بد را زیبا ببینید مصیبت است. چرا می‌گویند: دروغ کلید تمام بدی‌هاست؟ چون با دروغ شما واقع را غیر واقع می‌بینید. دیگر تمام برنامه‌ریزی‌ها به هم می‌خورد. لذا دروغ خیلی زشت است و در دین ما سخت است. حضرت فرمود: فلسفه بافی نکنید چرا علی، علی شد؟ به صدق الحدیث و اداء الامانه. خدای متعال چند جای قرآن روی تزئین که گاهی از آن به تسویل تأویل می‌شود. سوژه بسیار حساس که جامعه نباید مبتلا به تعظیم و تسویل شود. یعنی عمل بد را خوب ببیند، این عمل خلق الساعه نیست. در یک لحظه شما ربا را زرنگی بدانید، اینطور نیست. «ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ‏ أَساؤُا السُّواى‏ أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ»(روم/10) آنهایی که گناه کردند و توبه نکردند، آخر خدا را انکار کردند. حضرت زینب (س) در مجلس یزید خواند. یعنی زمینه رفته رفته فراهم می‌شود. خدای متعال این اشتباه در تطبیق که گفتم، همین است که دزدی می‌کند ولی زرنگی می‌داند. دروغ می‌گوید و کیاست می‌داند. تعرض به ناموس مردم را لذت می‌داند. خیانت به بیت‌المال را فرصت می‌داند. بدحجابی را کلاس می‌داند، غش در معامله را سعادت می‌داند و رشوه را گشایش می‌داند. پنهان کردن دفاتر معاملاتی و فرار از مالیات و مشغول الذمه شدن به ملت، یکوقت انسان گناهی می‌کند با یک نفر طرف است، اما وای از گناهانی که تعرض به بیت‌المال با انواعش همینطور است. هرکس به بیت‌المال تعرض کرده کار او وحشتناک است.
اگر عروسی شراب نداشته باشد، می‌گوید: عروسی درویشی! کسی که درستکاری در معامله دارد، سفاهت دارد. عفت مالی و ناموسی را بی‌عقلی می‌داند. غیرت را ناموس پرستی می‌داند. اهل فحشاء را پاک کن جامعه می‌دانند. می‌گویند: اگر اینها نباشد فحشاء منتشر می‌شود. فحشاء و فواحش پاک‌کن‌های جامعه هستند پس بر گردن جامعه حق دارند. اگر حلقوم‌هایی نباشد که انسان را به طهارت دعوت کند، به درستی و پاکی، آنوقت انسان از کجا سر درمی‌آورد. طلاق را رهایی و فحشاء را تجارت ناب می‌دانند. زکات را خسارت و منع حقوق فقرا را برای خودش وسعت رزق می‌داند. «هَلْ أَدُلُّكَ عَلى‏ شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَ مُلْكٍ‏ لا يَبْلى‏» (طه/120) چه کسی باید اینها را تنظیم کند و به مردم آگاهی بدهد؟ تسویل گاهی از نفس و گاهی از شیطان و گاهی از خداست. عصر ما عصر تسویل است چون دجال ظهور کرده و دجل به معنی رویه طلایی پوشاندن به چیزی است. یک راه خلاصی این است که با علما سر و کار داشته باشد و عبادت خالصانه داشته باشد. علم که بسیار مهم است.
شخصیت ابابصیر، یحیی بن قاسم اسدی از اصحاب بسیار بزرگ سه امام است. امام باقر، امام صادق و امام کاظم، از اصحاب اجماع هست. مرسل اینها مسند است، اینقدر محکم هستند. بارها حضرات معصومین فرمودند: چهار نفر هستند که اگر نبودند آثار پیغمبر ما از بین می‌رفت. اگر می‌خواهید قدر راوی را بدانید ببینید چه روایاتی را گفته است. راوی حدیث لوح است که امامت ائمه دوازده گانه به تفسیر بیان شده و راوی جابر بن عبدالله انصاری است. حضرت زهرا که امام حسین را باردار شد، فهمید چه بر سر فرزندش می‌آید خیلی غصه می‌خورد. خدای متعال هشت هدیه فرستاد. یکی این بود که تمام وحی‌ام را از آدم تا خاتم در دل امام حسین جمع کردم و یکی هم حدیث لوح که عجیب بود و اسامی ائمه در حدیث قدسی توسط خدا نوشته شده بود که دوازده امام بود. این را کادو به پیغمبر دادند و پیغمبر به حضرت زهرا داد. یعنی مزد خون گلوی حسین امامت است. این را ابابصیر روایت می‌کند که جابر بن عبدالله انصاری محضر امام باقر رسید، فرمود: جابر چطور این روایت را بدست آوردی؟ گفت: نزد حضرت زهرا رفتم، دیدم لوح دستش است و از او تقاضا کردم که به من بدهید یادداشت کنم. حضرت زهرا لوح را به من داد، این اسامی را نوشتم. حدیث نزد من است. امام باقر فرمود: حدیث را نگاه کن من از حفظ می‌خوانم. پیغمبر را دیده بود؟ از کجا رسیده بود؟ به حضرت گفت: چرا حاجی‌ها امسال زیاد هستند؟ حضرت فرمود: بگو، صدا خیلی است. بعد در چشمش تصرف کرد و فرمود: نگاه کن، این را به هرکسی نمی‌گویم! او محرم بود و جزء حواریون بود. حضرت یکبار به او گفت: می‌خواهی چشمت را خوب کنم؟ چون ابابصیر یک چشمش را از دست داده بود. حضرت فرمود: چشمت را می‌دهم اما روز قیامت مثل مردم عادی باید حساب پس بدهی. اما اگر این بلیه در تو باشد در آخرت مقام هست. آنهایی که در دنیا مبتلا هستند، مقاماتشان که در آخرت دیده می‌شود، اهل عافیت می‌گویند: ای کاش گوشت ما در دنیا بریده می‌شد و ما هم مبتلا می‌شدیم.
از خدای متعال می‌خواهم با فضل خود با ما معامله کند. خیر را در نیت ما قرار بدهد. گرفتاری‌ عزیزان را برطرف کند. خدایا با غم و غصه مرا مشغول نساز که به دین خود نرسم، به روح و تحصیل و واجبات خود نرسم. انشاءالله خداوند از همه رفع گرفتاری بفرماید.
شریعتی:
از هر کرانه تیر دعا کرده‌ام روان *** باشد کز این میانه یکی کارگر شود
«الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»