main logo of samtekhoda

99-03-19-حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی-سیری در نهج البلاغه شرح خطبه صد و نود

190
برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: سیری در نهج‌البلاغه، شرح خطبه 190
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين حسینی قمی
تاريخ پخش:
19- 03- 99
شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
سلام می‌کنم خدمت شما بینندگان خوب و شنوندگان     نازنین‌مان، به سمت خدای امروز خیلی خوش آمدید. حاج آقای حسینی قمی سلام علیکم، خیلی خوش آمدید.
حاج آقای حسینی قمی: سلام علیکم و رحمة الله، عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت همه بینندگان عزیز دارم. آرزوی سلامتی و موفقیت برای همه دارم.
شریعتی: هفته قبل در مورد فشار قبر صحبت کردید و یک مقدار ترسیدیم، راه نجات و رهایی از فشار قبر چیست؟ بحث امروز شما را خواهیم شنید.
حاج آقای حسینی قمی: بسم الله الرحمن الرحیم، خطبه 190 نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین محور سخن ما بود. خدا را شکر که مهمان سفره نورانی امیرالمؤمنین هستیم. حدیثی از وجود مقدس امام باقر(س) در کافی مرحوم کلینی هست. حضرت به یکی از اصحاب خود به نام صالح فرمودند: «یا صالح اتَّبِعْ مَنْ‏ يُبْكِيكَ‏ وَ هُوَ لَكَ نَاصِح  وَ لَا تَتَّبِعْ مَنْ يُضْحِكُكَ وَ هُوَ لَكَ غَاشٌّ» یعنی دنبال کسی باش که خیرخواه توست اگرچه تو را به گریه وادارد. دنبال کسی نباش که تو را بخنداند. ما در برخوردهای اجتماعی و گفتگوهایی که داریم دنبال کسانی باشیم که خیرخواه ما هستند ولو ممکن است یکجایی مطلبی بگویند که ما به گریه بیافتیم ولی چون خیرخواه ماه هستند بهتر از این است که همینطور یک شادی بی‌خود ولی کسی به ما خیانت می‌کند ولو او را بخنداند، شما در یک مسیر خطرناکی قرار گرفتید، این جاده هم باغ و بستان دارد و هم پرتگاه دارد. آقایی سر شما را گرم کند و فقط از باغ و بستان بگوید و شما را به پرتگاه بیاندازد، این چیز خوبی نیست، لذا حضرت فرمود: دنبال کسانی باشید که خیرخواه شما هستند. ولو یکجا ممکن است حرف او شما را به گریه وا دارد و نگران کند ولی آن دغدغه و نگرانی پایانش نجات شماست. این خیلی در زندگی ما مهم است که دنبال کسانی باشیم که خیرخواه ما هستند و به ما تذکر بدهند، حواست باشد غافل نباشی. ما دائم دنبال کسی می‌گردیم که از ما تعریف کند. عجیب است گاهی سخنرانی تمام می‌شود، کسی می‌گوید: عجب سخنرانی کردید؟ به عمرم نشنیده بودم. می‌دانم حقیقت نمی‌گوید ولی ما دائم دنبال تعریف هستیم. کسی نقطه ضعف ما را بگوید نوعاً جبهه‌گیری می‌کنیم.
یکی از دوستان مرحوم علامه طباطبایی(ره) نقل می‌کند ما در نجف با مرحوم علامه قراری گذاشتیم، گفتیم: اگر عیب و نقصی در هم دیدیم تذکر بدهیم. یک روزی هردو درس مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی شرکت کردیم، یک کسی سر درس اشکال بی جایی کرد. همه خندیدند! ایشان فرمود: از درس که بیرون آمدیم مرحوم علامه به من تذکر داد و فرمود: چرا این مسلمان را مسخره کردی؟ خنده دسته جمعی وقتی از جمعی بلند می‌شود چقدر اثر منفی می‌گذارد. چرا خندیدی؟ بنا بود به هم تذکر بدهیم. آبروی مؤمن را بردی، جبران کن. به علامه عرض کردم: خیلی ممنون! علامه فرمود: چرا به من تذکر نمی‌دهی؟ گفت: من هرچه می‌گردم از شما نقطه ضعف پیدا کنم نمی‌توانم. خیلی مراقب خودشان بودند. در زندگی دنبال کسانی باشیم که اگر نقطه ضعفی داریم به ما تذکر بدهند.
اگر یک مسئول و رئیسی فقط دنبال بله قربان باشند، هیچکس دنبال نقد نباشد، ظرفیت وجود ندارد، آثاری که این روزها خیلی آدم غصه می‌خورد، حرف روز فضای مجازی که یک کسی نفوذ پیدا می‌کند در یکی از حساس‌ترین قوه‌های کشور، قوه‌ی قضائیه و با پرونده چند صد جلدی، هر مجازاتی به این آقا بدهند، آبرویی که از نظام می‌رود دیگر برنمی‌گردد! بی اعتمادی جوان‌ها دیگر برنمی‌گردد! چرا اینطور می‌شویم؟ چون دائم دنبال این هستیم از ما تعریف کنند. اگر فضا باز باشد و جرأت کنند به رئیس بگویند: آقا معاون شما بد است. وزیر شما بد است. مشاور شما بد است و نقد کنند، خیلی خوب است. آقای مسئول و مدیر! اگر می‌خواهید نظام به جایی برسد و مردم راضی باشند، بگذارید کسی که نقدی دارد به شما بگوید ولو اشک شما را دربیاورد. «یا صالح اتَّبِعْ مَنْ‏ يُبْكِيكَ‏ وَ هُوَ لَكَ نَاصِح  ٌ» اشکت را درمی‌آورد ولی خیرخواه توست. «وَ لَا تَتَّبِعْ مَنْ يُضْحِكُكَ وَ هُوَ لَكَ غَاشٌّ» کسی خائن به توست و فقط می‌خواهد بله قربان‌گو درست کند. کسی که به مقامی می‌رسد باید خودش را بسازد.
اینکه امام(ره) می‌فرمود: تو خودت را نساختی، دنبال هیچ مسئولیتی نروید. اگر خودتان را ساختید بروید. آنوقت دنبال خیرخواه می‌گردید. اگر کسی به ما گفت: حواست باشد، این کارهایی که می‌کنی آخرش فشار قبر است. بگو: ما ترسیدیم. خدا خیرت بدهد و حواسمان را جمع می‌کنیم. امیرالمؤمنین در خطبه 87 تعبیر تندی دارند، حضرت می‌فرماید: «وَ آخَرُ قَدْ تَسَمَّى عَالِماً» بعضی اسم خودشان را عالم می‌گذارند و قیافه عالم به خودشان می‌گیرند ولی عالم نیست. «وَ لَيْسَ بِهِ» چند اشکال حضرت مطرح کردند. فرمود: «يُؤْمِنُ النَّاسَ مِنَ‏ الْعَظَائِمِ‏ وَ يُهَوِّنُ كَبِيرَ الْجَرَائِمِ» چه کسانی عالم نما هستند؟ فرمود: کسی که وقتی مردم گناه کبیره می‌کنند، به مردم می‌گوید: مهم نیست. چیزی نیست! خدا ارحم الراحمین است. گناهان بزرگ را آسان می‌گیرد. عالم حقیقی کسی است که اشکت را دربیاورد و خیرخواه شما باشد.
مطلب دیگر اینکه ما دنبال امید و خیرخواهی هستیم، وقتی عوامل فشار قبر را می‌گوییم برای این می‌گوییم که مواظب باش گرفتار نشوی. در همین خطبه 190 حضرت یک فصل مفصلی انذار دارند و یک فصل مفصل بشارت دارند. «وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى‏ الْجَنَّةِ زُمَراً» آنقدر امیرالمؤمنین بهشت را زیبا بیان می‌کنند، در قرآن کریم هرجا انذار هست چند آیه بعد بشارت است. جلسه قبل گفتیم تفاوتی هست، مرحوم آیت الله احمدی میانجی تخصصی در بحث برزخ دارند، یک بحثی است فرق فشار قبر و عذاب قبر، فشار قبر اولین مرحله است و عذاب قبر بعد است. فشار قبر برای همه هست. یکی ضایع کردن نعمت‌ها که متأسفانه همه مبتلا هستند. دوم دلیل فشار قبر چیست و سوم راه نجات چیست؟ حدیث را از امام صادق خواندیم که سؤال کردند: «أَ يُفْلِتُ مِنْ ضَغْطَةِ الْقَبْرِ أَحَدٌ» کسی از فشار قبر نجات پیدا می‌کند؟ حضرت فرمود: «فَقَالَ نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْهَا مَا أَقَلَّ» خیلی کم هستند کسانی که نجات پیدا کنند. نمونه‌هایی را گفتیم و شخصیت فاطمه بنت اسد را گفتیم که پیامبر خدا آن مقدمات را برایشان انجام دادند تا از فشار قبر نجات پیدا کند.
پس یک دلیل عمده ضایع کردن نعمت‌هاست. مثلاً در غذاها خیلی اسراف داریم. 35 درصد غذاها طبق آمار از بین می‌رود. یکی از علمای بزرگوار نانوایی می‌رفت، می‌خواست نان بگیرد، به نانوا می‌گفت: من خجالت می‌کشم چطور این نان را از دست شما بگیرم؟ شما با این زحمت نان را در آتش درست می‌کنید. در غذاها، در مهمان‌ها، اسراف نکنند. در مصرف آب نباید اسراف کنیم. اگر 20 ثانیه دست می‌شوییم آب را ببندیم. در وضو گرفتن آب را ببندیم و بعد دوباره باز کنیم. پیامبر خدا وقتی می‌خواستند وضو گرفتن را یاد مردم بدهند، سه مشت آب مصرف می‌کردند. با همه مستحباتش گفتیم: «الوضوء بمُّد» یعنی 750 گرم آب نیاز دارد. در کافی مرحوم کلینی هست که پیامبر خدا فرمود: «أَدْنَى‏ الْإِسْرَافِ‏ هِرَاقَةُ» دور ریختن، آب که می‌خورید دور بریزید این  کمترین درجه اسراف است. در قرآن آیات زیادی داریم، آیه 27 سوره اسراء «إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ‏ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِينِ» برادر شیطان است. شیطان چه ویژگی دارد که اینها برادر شیطان می‌شوند؟ «وَ كانَ الشَّيْطانُ لِرَبِّهِ كَفُوراً» شیطان ناسپاس بود. اگر بنده وسط وضو گرفتن شیر آب را باز گذاشتم، حمام می‌روم برای غسل، روایت غسل که دیگر عجیب است. «وَ الْغُسْلُ‏ بِصَاعٍ‏» یک صاع معادل سه لیتر آب است. کسی می‌تواند با سه لیتر آب غسل کند؟ الآن در مورد مسأله تفکیک زباله که چندین سال است مطرح شده، هیچکس حال ندارد این کار را بکند. کسانی که در زباله‌ها دنبال روزی می‌گردند، وقتی شما جدا کنی شیشه را از زباله، یا کاغذ، این بنده خدا برمی‌دارد و برای بازیافت می‌برد و می‌فروشد. چرا شما جدا نمی‌کنی؟ می‌گویند: سیصد سال طول می‌کشد یک پلاستیک به چرخه طبیعت برگردد. تفکیک زباله سخت نیست.
دسته سوم ضایع کردن عمر است، روایت داریم نمی‌گذارند قدم از قدم برداریم تا به سه سؤال پاسخ بدهیم. یکی از عمر و جوانی است. مگر جوانی بخشی از عمر نیست؟ جوانی را جداگانه سؤال می‌کنند. مرحوم آیت الله احمدی میانجی که سالها شاگرد علامه طباطبایی بودند، از قول علامه نقل می‌کردند که من دوازده سال در نجف تحصیلات داشتم. به آقای احمدی فرموده بودند، در این دوازده سال دوازده جلسه تعطیلی داشتم. گفتند: چه روزی؟ فرمود: عاشورا! یک عاشورا تعطیلی می‌رفت تا عاشورا سال بعد. پاییز و زمستان و هوا گرم است، هوا سرد است، هیچ تعطیلی نداشتند. سال اول عاشورا را تعطیل نکردم، چشم درد شدید گرفتم و گفتم: این چوب امام حسین است. عاشورا را تعطیل نکنی! مرحوم آیت الله احمدی نوشتند به ایشان گفتم: چون ما اینقدر از مطالعه خسته نمی‌شویم. فرمود: علم مثل باغ است. از این باغ خسته شدم در یک باغ دیگر می‌روم. آدم به اینجا برسد که کتاب باغ است، تابستان دارد شروع می‌شود، مدل مطالعه‌ام را عوض کنم.
یک روز مرحوم علامه از تهران برگشتند، دکتر اعصاب رفته بودند. وقتی برگشتند گفتند: دکتر به من گفته مطالعه نکن. گفتیم: حالا که دکتر سفارش کرده مطالعه نکنید. فرمود: بیکار بودن از مرگ برای من بدتر است. بمیرم بهتر از این است که من زنده باشم و مطالعه نکنم. تازه ایشان شروع به نوشتن تفسیر     المیزان می‌کنند. عمار یاسر نود و سه ساله بود در صفین می‌جنگید و به شهادت رسید. در اثر شدت ضعف دستش می‌لرزید. نگفت: در خانه بنشینم. هریک از اصحاب امیرالمؤمنین یک نقص عضو داشتند، عمار یک گوش نداشت. زید بن صوحان که در جمل شهید شد یک دستش قطع شد. هاشم مرقال یک چشم از دست داده بود. حارث اَعور یک چشمش را از دست داده بود. مالک اشتر یک چشمش را از دست داده بود. عبدالله بن عفیف یک چشمش را در جمل داد و یک چشمش را در صفین از دست داد. پس یکی از دلایل فشار قبر که مهمترینش اسراف است، در مواد غذایی و آب و بالاترین آن تضییع عمر است.
یکی از دلایل در علل الشرایع شیخ صدوق است. امیرالمؤمنین سه دلیل را فرمود یکی سخن‌چینی و نمامی است. در نهج‌البلاغه نامه 53 به مالک اشتر فرمود: از سخن‌چین برحذر باش ولو قیافه‌ی خیرخواهی می‌گیرد، سخن‌چین خائن است. «وَ لَا تَعْجَلَنَّ إِلَى تَصْدِيقِ سَاعٍ فَإِنَّ السَّاعِيَ غَاشٌ‏ وَ إِنْ‏ تَشَبَّهَ بِالنَّاصِحِين» مواظب باشید فریب نخورید. دوم اینکه یک مردی از همسر و اهلش جدا شود، از عوامل عذاب قبر است. آیت الله احمدی میانجی می‌فرمود: بعضی از مردها ثروت و دارایی‌شان جبران کتکی است که به زنش زده است بخواهد دیه بدهد، جبران نمی‌شود اگر تمام ثروتش را هم بدهد. مرحوم طبرسی در احتجاج از امام عسگری دارد، کسی آمد خدمت حضرت علی(ع) و گفت: من یک مریضی دارم خوب نمی‌شوم. حضرت فرمودند: سه کار بکن. اولاً بگو خانمت یک پولی را با میل و رغبت به شما ببخشد. با این پول برو عسل بخر. این عسل را با آب باران قاطی کن و برای تو شفاء است. حضرت سه آیه خواندند، «وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً» (ق/9) آب باران باعث برکت است. در مورد عسل هم فرمود: «يَخْرُجُ‏ مِنْ‏ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ فِيهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ» (نحل/69) قرآن می‌گوید: عسل شفاست. در مورد هدیه گرفتن از خانم هم «فَإِنْ طِبْنَ‏ لَكُمْ‏ عَنْ شَيْ‏ءٍ مِنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَرِيئاً» (نساء/4)
راه نجات چیست؟ چند راه نجات دارد.1- همین که دلایلش هست اینها را انجام ندهیم. اسراف نکنیم، در وقتمان درست عمل کنیم. در روایت داریم امام باقر فرمود: اگر مردم می‌دانستند چه ثوابی در زیارت قبر سیدالشهداء است، از شوق جان می‌دادند. سؤال کرد چه آثاری هست؟ زیارت امام حسین(ع) انسان را از فشار قبر نجات می‌دهد. 2- در خصال شیخ صدوق، امام صادق فرمود: کسی چهار سفر حج مشرف شود. گرفتار فشار قبر نمی‌شود. 3- در دعوات راوندی هست که کسی سوره یس را تلاوت کند گرفتار فشار قبر نمی‌شود. بعضی از مراجع بزرگوار سفارش همیشگی‌شان این است. هرکس خدمت آیت الله وحید خراسانی برود و بگوید: نصیحتی بکنید، ایشان می‌فرمایند: روز خود را با یاسین و آل یاسین شروع کنید. یک ربع بیشتر طول نمی‌کشد. از عمرمان خوب استفاده کنیم. از همین امروز یکبار تلاوت سوره یاسین داشته باشیم و به امام زمان هدیه کنیم بعد ببینید امام زمان چطور جبران می‌کنند. 4- در مباحث قبلی اشاره کردیم در احکام وصیت، از یک درختی مثل درخت انار، یک قطعه چوب تازه بردارند و همراه میت دفن کنند. میت سه تا تلقین دارد، یک تلقین موقع جان دادن است. یکی وقت گذاشتن در قبر است. تلقین سوم که از این دو تا مهمتر است، وقتی همه رفتند، یکی از بستگان بیاید یکبار دیگر برای بار سوم تلقین بدهد. روایت داریم انسان را از عذاب قبر نجات می‌دهد.
از اینها مهمتر در روایت امام صادق(ع) هست که حضرت به یکی از اصحاب خود به نام عبدالله بن جندب فرمود: «ٍالْمَاشِي‏ فِي‏ حَاجَةِ أَخِيهِ» کسی دنبال کار برادر مؤمن خود برود، گرفتاری او را برطرف کند، «كَالسَّاعِي بَيْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ» انگار بین صفا و مروه می‌رود. «وَ مَا عَذَّبَ اللَّهُ أُمَّةً إِلَّا عِنْدَ اسْتِهَانَتِهِمْ بِحُقُوقِ فُقَرَاءِ» خدا هیچ امتی را عذاب نمی‌کند مگر وقتی حقوق بیچاره‌ها را فراموش کنند. الآن خیلی اجاره خانه‌ها و رهن خانه‌ها بالا رفته است. حضرت فرمود: اگر می‌خواهی گناهان کبیره شما جبران شود، همین الآن دل بیچاره‌ای را شاد کن. همین الآن به مستأجر زنگ بزنید و اجاره را زیاد نکنید. به دیگران رحم کنید تا از عذاب قبر در امان باشیم.
شریعتی: نکات خوبی را شنیدیم. امروز صفحه 432 قرآن کریم، آیات 32 تا 39 سوره مبارکه سبأ را تلاوت خواهیم کرد.
«قالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا أَ نَحْنُ صَدَدْناكُمْ عَنِ الْهُدى‏ بَعْدَ إِذْ جاءَكُمْ بَلْ كُنْتُمْ مُجْرِمِينَ «32» وَ قالَ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا بَلْ مَكْرُ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ إِذْ تَأْمُرُونَنا أَنْ نَكْفُرَ بِاللَّهِ وَ نَجْعَلَ لَهُ أَنْداداً وَ أَسَرُّوا النَّدامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ وَ جَعَلْنَا الْأَغْلالَ فِي أَعْناقِ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَّا ما كانُوا يَعْمَلُونَ «33» وَ ما أَرْسَلْنا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ «34» وَ قالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوالًا وَ أَوْلاداً وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ «35» قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ «36» وَ ما أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِنْدَنا زُلْفى‏ إِلَّا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأُولئِكَ لَهُمْ جَزاءُ الضِّعْفِ بِما عَمِلُوا وَ هُمْ فِي الْغُرُفاتِ آمِنُونَ «37» وَ الَّذِينَ يَسْعَوْنَ فِي آياتِنا مُعاجِزِينَ أُولئِكَ فِي الْعَذابِ مُحْضَرُونَ «38» قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ يَقْدِرُ لَهُ وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ»
ترجمه آیات: (امّا) كسانى كه استكبار ورزيدند به مستضعفان گويند: آيا ما شما را از هدايتى كه به سراغتان آمد باز داشتيم؟ بلكه شما خود گناهكار بوديد. و زيردستان به مستكبران گويند: بلكه (مايه‏ى گمراهى ما) نيرنگ شب و روز (شما بود)، آن گاه كه ما را فرمان مى‏داديد به خدا كفر ورزيم و براى او همتايانى قرار دهيم. و همين كه عذاب را مشاهده كردند پشيمانى خود را پنهان نمودند. و ما در گردن كسانى كه كفر ورزيدند غل‏ها قرار داديم، آيا جز آن چه عمل مى‏كردند جزا داده مى‏ شوند؟ و ما در هيچ ديارى هشدار دهنده‏اى نفرستاديم مگر آن كه افراد خوشگذر آنان گفتند: حتماً ما به آن چه بدان فرستاده شده‏ايد كافريم. و گفتند: ما از جهت اموال و اولاد بيش‏تريم (و اين نشانه لطف خداوند به ماست) و ما عذاب نمى‏شويم. بگو: همانا پروردگار من براى هر كه بخواهد روزى را گشايش مى‏دهد يا تنگ مى‏گرداند ولى بيش‏تر مردم نمى‏دانند. (كه اين گشايش ها و تنگى‏ها بيانگر ميزان علاقه خداوند به آنان نيست.) و اموال و فرزندانتان آن گونه (فضيلتى) نيست كه شما را به پيشگاه ما نزديك گرداند، مگر كسانى كه ايمان آورده و كار شايسته انجام داده‏اند. پس آنانند كه برايشان دو برابر آن چه عمل كردند پاداش است و آنانند كه در غرفه‏ها و طبقات (بهشتى) آسوده خاطرند. و كسانى كه به قصد به ستوه آوردن (و محو و ابطال آيات) ما تلاش مى‏كنند، اينان در عذاب (الهى) احضار مى‏شوند. بگو: بدون شك، پروردگارم براى هر كس از بندگانش كه بخواهد روزى را گشايش مى‏دهد، و يا براى او تنگ (و محدود) مى‏گرداند و هر چه را (در راه او) انفاق كرديد پس او (عوضش را) جايگزين مى‏كند و او بهترين روزى‏دهندگان است.
شریعتی: اشاره قرآنی را بفرمایید و در مورد شخصیت جناب ابوبصیر برای ما بگویید.
حاج آقای حسینی: آیه‌ی پایانی این صفحه که تلاوت شد، مناسب با بحث ماست « وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ» هرچه در راه خدا انفاق کنید خدا جبران می‌کند و بهترین روزی دهنده است. از صاحبخانه‌ها تقاضا می‌کنم به مستأجرین خود رحم کنند و اجاره‌ها را زیاد نکنند. فصل جابجایی هست ولی بحث انتخاب مدرسه و ثبت نام مدارس هم هست، با مستأجرین کنار بیایید. یقین داشته باشید خدا جبران می‌کند. مرحوم حاج آقا مرتضی حائری، کسانی را که کمک می‌کردند، می‌فرمود: پولتان یک هفته اینجا امانت باشد، اگر تا هفته دیگر اثرش را در زندگی ندیدید، بیایید پول خود را بردارید.
جناب ابابصیر شخصیت بسیار بزرگی است، امام صادق فرمود: من بهشت را برای تو ضمانت می‌کنم. به امام صادق عرض کردند: وقتی ما نمی‌توانیم خدمت شما برسیم از چه کسی مسائل خود را بپرسیم؟ فرمود: از ابابصیر. یعنی اصحاب ائمه سه دسته بودند، یک عده راوی حدیث و یک عده مجتهد بودند. این جزء مجتهدین بود. یعنی می‌توانست هر مسأله‌ای از او می‌پرسیدند با اطلاعاتی که یاد گرفته بود رد اصول کند و پاسخ بدهد. در یک سفر حج محمد بن مسلم که بهترین صحابی امام صادق هست، همسفر با ابابصیر است. هر موکبی می‌رسیدند، می‌گفتند: باید نماز جماعت بخوانیم. امام جماعت محمد بن مسلم و باقی اصحاب امام صادق، جناب ابابصیر بود. می‌گوید: من معلم قرآن بودم به خانمی، ابابصیر نابینا بود. یک روز در جلسه قرآن شوخی کردم. ابابصیر معلم قرآن، پیرمرد هشتاد نود ساله با این زن شوخی کرد. فردا خدمت امام صادق رفتم. حضرت فرمود: یا ابا بصیر، دیروز به خانم چه گفتی؟ چرا سر درس شوخی می‌کنی؟ از خجالت دست جلوی صورت گرفتم تا نگاه به نگاه امام نیافتد. گفتم: استغفرالله، حضرت فرمود: استغفار فایده ندارد. گفت: چه کنم؟ حضرت فرمود: جلسه را تعطیل کن.
شریعتی: «والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»