main logo of samtekhoda

99-03-12-حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی-سیری در نهج البلاغه شرح خطبه صد و نود

برنامه سمت خدا

موضوع برنامه: سیری در نهج‌البلاغه شرح خطبه صد و نود

كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين حسینی قمی

تاريخ پخش: 12- 03- 99

شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

سلام می‌کنم خدمت شما بینندگان خوب و شنوندگان نازنین‌مان، به سمت خدای امروز خیلی خوش آمدید. حاج آقای حسینی قمی سلام علیکم، خیلی خوش آمدید.

حاج آقای حسینی قمی: سلام علیکم و رحمة الله، عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت همه بینندگان عزیز دارم. آرزوی سلامتی و موفقیت برای همه دارم.

شریعتی: بحث امروز شما را خواهیم شنید.

حاج آقای حسینی قمی: بسم الله الرحمن الرحیم، خطبه 190، بخش اول خطبه را در جلسه گذشته خواندیم، ادامه این خطبه نورانی را خواهیم خواند. حضرت می‌فرماید: «وَ بَادِرُوا الْمَوْتَ وَ غَمَرَاتِهِ‏ وَ امْهَدُوا لَهُ قَبْلَ‏ حُلُولِهِ‏ وَ أَعِدُّوا لَهُ قَبْلَ نُزُولِهِ» یعی به استقبال مرگ بروید. عرض کردیم نه اینکه زودتر خودکشی کنیم و بمیریم. شارحین نهج‌البلاغه توضیخ دادند که برای کارهای خیر سبقت بگیرید. آماده شوید و زاد و توشه‌ای بردارید. منظور حضرت از استقبال مرگ رفتن این است نه اینکه کار و کوشش و تلاش و فعالیت‌های اجتماعی را کنار بگذاریم و منتظر عزرائیل باشیم.

در جلسه گذشته اشاره کردیم، امیرالمؤمنین (ع) همان شخصیتی که می‌فرماید: «بادروا الموت» به استقبال مرگ بروید، سید بن طاووس در کشف المحجه نقل کردند. موقوفات امیرالمؤمنین که با دسترنج خودشان و کشاورزی و تولید، احیاء کردند و وقف کردند، حضرت در حالی اموال خود را وقف کردند که مجموعش چهل هزار دینار است. میلیاردر اول مدینه امیرالمؤمنین(ع) است. بارها گفتیم هیچکس به اندازه امیرالمؤمنین در مدینه کار تولیدی نکردند. در کشف المحجه هست که در حالی امیرالمؤمنین به شهادت رسیدند که هشتصد هزار درهم بدهی داشتند. برای چه بدهکار بودند؟ قرض می‌کردند و به فقرا می‌دادند. «قُبِضَ‏ عَلِيٌ‏ عَلَيْهِ‏ السَّلَامُ‏ وَ عَلَيْهِ‏ دَيْنٌ‏ ثَمَانُ مِائَةِ أَلْفِ دِرْهَمٍ» هشتصد هزار درهم مدیون بود، مقروض بود و بدهی داشت. «فَبَاعَ الْحَسَنُ عَلَيْهِ السَّلَامُ ضَيْعَةً» امام مجتبی دو تا از باغ‌های حضرت را فروخت و دین حضرت را ادا کردند. چنین شخصیتی می‌فرماید: «بادروا الموت»

شاهد سوم حدیث امام صادق در کافی مرحوم کلینی است. مرحوم آیت الله احمدی میانجی کتابی دارند به نام «مالکیت در اسلام» بسیار کتاب ارزشمندی است. در برابر کسانی که می‌گویند: اسلام مخالف سرمایه‌داری است. حضرت فرمود: «و إِنِّي لَمِنْ أَكْثَرِ أَهْلِ‏ الْمَدِينَةِ مَالًا مَا أُرِيدُ بِذلِكَ إِلَّا أَنْ تُطَهَّرُوا» من امام صادق از ثروتمندترین مردم مدینه هستم. همین امام صادق می‌فرماید: «بادروا الموت» به استقبال مرگ بروید. همین آقایی که جزء سرمایه‌داران بزرگ مدینه بودند، یک باغی داشتند. کسی خدمت حضرت صادق آمد و گفت: شنیدم این باغ خیلی درآمد دارد ولی شما همینطور در راه خدا می‌دهید. درآمد این باغ چقدر است؟ قبل و بعد از این انفاق و صدقات چقدر است؟ حضرت فرمود: اگر من چیزی از این نخلستان را به کسی ندهم، چهارصد هزار درهم درآمد است. گفتند: در این مراحلی که می‌روید چقدر برای شما می‌ماند؟ فرمود: چهل هزار درهم! از این به بعد هروقت گفتیم: حضرت فرمود آماده مرگ باشید، نه به معنی اینکه رو به قبله دراز بکشید.

مرحوم آیت الله احمدی میانجی(ره) در این کتاب مکاتیب الرسول اشاره کردند، من سی ثانیه اشاره کنم. پیامبر خدا وقتی حکومت اسلامی در مدینه تشکیل دادند اول کاری که در مدینه انجام دادند این بود که تمام زمین‌هایی که در اختیار حضرت بود مثل غنائم و فیء و انفال، تمام این زمین‌ها را بین مردم مدینه توزیع کردند که دنبال کار کشاورزی بروند و بی نیاز شوند. پیامبر خدا در جامعه‌ای به رسالت مبعوث شدند که اینها درآمدشان با جنگ و خونریزی بود. اول اقدام اگر از ما پرسیدند: اولین اقدام پیامبر در مدینه چه بود؟ تمام زمین‌هایی که در اختیار حضرت بود تقسیم کردند، مردم مدینه قبل از ظهور اسلام نگاهشان به بازاری بود، بازار یهودی‌ها بود. همه مسلمان‌ها مجبور بودند به آنجا مراجعه کنند. اول اقدامی که پیامبر انجام داد، یک بازار اسلامی مفصلی در مدینه تشکیل دادند که دیگر مسلمان‌ها نیازی به بازار یهود نداشته باشند. امیرمؤمنانی می‌فرمود: «بادروا الموت» که این اقداماتشان هست.

حضرت می‌فرماید: «وَ بَادِرُوا الْمَوْتَ‏ وَ غَمَرَاتِهِ» به استقبال مرگ بروید، «وَ امْهَدُوا لَهُ قَبْلَ حُلُولِهِ» یعنی قبل از اینکه برسد فرشی برایش پهن کنید. شما مسافرت می‌روی تمام حواست را جمع می‌کنی چیزی جا نگذاشته باشی. «وَ أَعِدُّوا لَهُ قَبْلَ نُزُولِهِ فَإِنَّ الْغَايَةَ الْقِيَامَةُ» آخر کار ما قیامت است. «وَ كَفَى بِذَلِكَ وَاعِظاً لِمَنْ عَقَلَ وَ مُعْتَبَراً لِمَنْ جَهِلَ» هر عاقلی مرگ و قیامت را به عنوان یک موعظه می‌پذیرد. ما رو به فنا و ضعف هستیم. «وَ قَبْلَ بُلُوغِ الْغَايَةِ مَا تَعْلَمُونَ» قبل از قیامت چیزهایی است که می‌دانید. ما در عالم برزخ گرفتار این ده چیز هستیم. 1- «مِنْ ضِيقِ الْأَرْمَاسِ‏» ارماس یعنی قبرها، تنگی قبر. «وَ شِدَّةِ الْإِبْلَاسِ‏» ابلاس یعنی غم فراق و جدایی، ما وقتی از دنیا می‌رویم غم سنگینی داریم. غم از چه؟ از ثروت و اولاد و پست و مقام، اگر شدید باشد، لذا مرحوم ابن میثم در شرح نهج‌البلاغه فرمودند: سعی کنید کم کم تعلقات خود را از دنیا کم کنید. مثل بچه‌ای که مادر او را کم کم از شیر می‌گیرد، تعلقات خود را کم کنید که جدا شدن برای شما سخت نباشد. حضرت در خطبه 92 نهج‌البلاغه فرمودند: «وَ ارْفُضُوهَا ذَمِيمَةً فَإِنَّهَا قَدْ رَفَضَتْ» دنیا را رها کنید، دنیا رها کرد، کسانی که حریص‌تر از شما بودند.

تعلق ما و دنیا یک طرفه است. اگر رابطه‌ها دو طرفه باشد، خیلی خوب است. محبت ما و دنیا یکسره هست، دنیا ما را رها می‌کند. لذا امیرالمؤمنین می‌فرماید: سختی دوم غم جدا شدن از مال و اولاد هست. 3- «وَ هَوْلِ الْمُطَّلَعِ» مطلع یعنی قیامت، اشرافی که به قیامت پیدا می‌کنیم، وحشت می‌کنیم. در حالات امام حسن مجتبی هست که حضرت گریه می‌کردند، امام مجتبی فرمود: من گریه می‌کنم، حول اشراف بر قیامت. مرحوم علامه مجلسی(ره) در ذیل این حدیث فرمودند: نگویید چرا امام گریه می‌کند؟ «إِنَّما يَخْشَى‏ اللَّهَ‏ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماء» هرچه انسان علم و معرفتش به خدا بیشتر باشد، نگرانی و دغدغه‌اش بیشتر است.

لحظه جان دادن خیلی از پرده‌ها کنار می‌رود، قرآن می‌فرماید: «وَ كَشَفْنَا عَنْكَ‏ غِطاءَكَ» یکی از چیزهایی که در حالت احتضار داریم، یک چشم دیگری باز می‌شود و همه چیز را می‌بینیم. چشم تیز بین است. وقتی انسان اینها را می‌بیند وحشت می‌کند. مرحوم آیت الله حق شناس از تفسیر روض الجنان مرحوم ابوالفتوح راضی که از مفسرین بزرگ شیعه هست، نقل می‌کردند. قبرشان در حرم عبدالعظیم هست، ایشان می‌نویسند قرآن که می‌فرماید: «کشفنا» لحظه جان دادن وقتی پرده کنار می‌رود، خداوند حافظه‌ای به تو می‌دهد تمام هفتاد سال گذشته یادت می‌آید. وقتی پرده کنار می‌رود خدا حافظه‌ای به تو می‌دهد که آن فوتی که به چراغ کردی یادت می‌آید.

خدا رحمت کند حضرت امام (ره) در عالم رؤیا به مرحوم حاج احمد آقا فرموده بودند: خدا اینجا مو را از ماست می‌کشد. حتی این دستی که من حرکت می‌دهم، حساب این دست را هم می‌رسد. فوتی که شما به چراغ کردی، به کبریت کردی و خاموش شد، خدا حافظه‌ای می‌دهد همه به ذهنت می‌آید. انسان در یک لحظه شصت سال، هفتاد سال اعمالش مقابل چشمش می‌آید. آدم وحشت می‌کند!

مورد چهارم که حضرت فرمودند: «وَ رَوْعَاتِ الْفَزَعِ» وحشت‌های پی در پی، حضرت در نهج‌البلاغه فرمودند: «الفقیه کل الفقیه» فهمیده کسی است که نه مردم را نا امید کند و نه از این طرف بگوید: خیال شما راحت باشد. بهشت برای شماست. حضرت هشدار می‌دهند. 5- «وَ اخْتِلَافِ الْأَضْلَاعِ» یعنی در اثر فشار قبر استخوان‌ها در هم فرو برود. 6- «وَ اسْتِكَاكِ الْأَسْمَاعِ» از کار افتادن گوش‌ها،‏ «وَ ظُلْمَةِ اللَّحْدِ» تاریکی لحد، «وَ خِيفَةِ الْوَعْدِ» ترسی که از وعیدهایی که خداوند به ما داده داریم. «وَ غَمِّ الضَّرِيحِ» پوشاندن قبر و تنگی قبر را می‌گویند. لَحَد دیواره‌ای است که داخل قبر می‌گذارند و جنازه را داخل می‌گذارند و بعد سنگ را روی این دیواره می‌گذارند. این دیواره‌ها را لحد می‌گویند. «وَ رَدْمِ الصَّفِيحِ» پوشاندن قبر با سنگی که می‌پوشانند.

مرحوم آیت الله احمدی میانجی یکی از رشته‌هایی که تخصص ایشان بود، عالم برزخ است. عالم برزخ یک بحث کلامی بسیار دقیقی است. ایشان چند نوبت عالم برزخ را تدریس کردند و سخنرانی کردند و کتابی به نام «الکلام فی البرزخ» دارند که عربی هست و فارسی هم کتاب «عالم برزخ» مجموعه سخنرانی‌هایشان هست. ایشان انصافاً متخصص بود در بحث عالم برزخ و بحث‌های کلامی و اعتقادی، سه مطلب را اشاره کردند، مطلب اول اینکه بین فشار قبر و عذاب قبر فرق است. ما یک فشار قبر داریم و یک عذاب قبر، دلیل فشار قبر چیست؟ سوم راه نجات از فشار قبر چیست؟ ایشان می‌فرمایند: فشار قبر برای عموم مردم هست. مگر افراد خیلی استثنایی، فرقش با عذاب قبر چیست؟ فشار قبر اول کار و خاکسپاری است. در مورد شهدا فراوان شنیده‌اید، اولین قطره‌ای که از شهید بر زمین می‌ریزد، تمام گناهانش بخشیده می‌شود و این را یقین داریم. شهید عذاب قبر ندارد ولی فشار قبر دارد. به قدری فشار قبر عمومیت دارد حتی شامل شهداء هم می‌شود. ایشان به داستان معروف سعد معاذ اشاره دارند. سعد معاذ جانباز بود، شهید شد ولی گرفتار فشار قبر می‌شود.

روایتی از امام صادق نقل کردند که مرحوم شیخ صدوق در امالی دارد. از امام پرسیدند: آیا کسی از فشار قبر نجات پیدا می‌کند. حضرت فرمود: «نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْهَا مَا أَقَلَ‏ مَنْ‏ يُفْلِتُ مِنْ ضَغْطَةِ الْقَبْرِ» چقدر کم است کسان که از فشار قبر نجات پیدا کنند. ایشان استناد می‌کنند، مثلاً شخصیتی به نام فاطمه بنت اسد مادر امیرالمؤمنین داریم، در عین حال پیامبر خدا یک کار ویژه‌ا‌ی برایش انجام دادند که گرفتار فشار قبر نشوند. اگر این کار ویژه را انجام نمی‌دادند او هم گرفتار می‌شد. در کافی مرحوم کلینی از امام صادق(ع) هست، می‌دانید اولین بانویی که هجرت کرده فاطمه بنت اسد هست و از همه به پیامبر مهربانتر بود. پیامبر خدا یکی از پیراهن‌های خود را برای کفن فاطمه بنت اسد اختصاص دادند و فرمودند: با این پیراهن کفن کنید و مرا خبر کنید. هنگام تشییع جنازه حضرت آمدند، جنازه فاطمه بنت اسد را روی دوش گرفتند تا وقت خاکسپاری روی دوش پیامبر بود. خود پیامبر با دست مبارک خود بدن فاطمه بنت اسد را داخل قبر گذاشتند. مدت طولانی ایستادند با فاطمه بنت اسد گفتگو می‌کردند، قبل از اینکه فاطمه بنت اسد را در قبر بگذارند، خودشان در قبر خوابیدند. گفتند: یا رسول الله با فاطمه بنت اسد گفتگو کردید؟ پیامبر فرمود: امروز من مهربانی ابوطالب را از دست دادم. فاطمه بنت اسد کسی بود که مرا بر فرزندان خود مقدم می‌داشت.

پیامبر خدا فرمود: یک روز داستان فشار قبر را می‌گفتم. فاطمه بنت اسد گفت: چه کسی طاقت فشار قبر را دارد؟ حضرت فرمود: من برای فاطمه بنت اسد ضمانت کردم که من کاری می‌کنم شما گرفتار فشار قبر نشوید. لذا کفن را از پیراهن خود دادم و خودم در قبر رفتم. شخصیتی مثل فاطمه بنت اسد اولین زن مهاجر، مادر امیرالمؤمنین و مادر پیامبر است. یکی از فرزندان پیامبر به نام رُقیه وقتی از دنیا رفت، وقتی پیامبر او را در قبر گذاشتند و گریه کردند، فرمودند: من از خدا خواستم فشار قبر را برای این فرزند من قرار ندهد. این نشان می‌دهد اگر زمینه فشار قبر برای همه مردم نبود، نباید پیامبر از خدا اینطور تقاضا کند که فاطمه بنت اسد گرفتار نشود و دیگران گرفتار نشوند.

چرا فشار قبر عمومی است؟ حدیث از امام صادق است که فرمود: «ضَغْطَةُ الْقَبْرِ لِلْمُؤْمِنِ‏ كَفَّارَةٌ لِمَا كَانَ مِنْهُ مِنْ تَضْيِيعِ النِّعَمِ» بخاطر نعمت‌هایی که از بین می‌بریم و ضایع می‌کنیم، دلیل فشار قبر است. مرحوم آیت الله احمدی میانجی می‌فرمود: چه کسی می‌تواند ادعا کند من در زندگی نعمتی را ضایع نکردم و نعمت‌های خدا را هدر ندادم؟الآن برای دست شستن چقدر آب را هدر می‌دهیم؟ پیامبر وقتی وضو می‌گرفتند، یک کف دست به صورت، یک کف دست، دست راست و یک کف دست، دست چپ! سه مشت آب و تمام. بارها پیامبر وضو یاد مسلمان‌ها دادند. شستن دوم مستحب است. همه اینها را رعایت کند فرمود: «الْوُضُوءُ بِمُد» یک مُد چقدر است؟ هفتصد گرم است. الآن وضو گرفتن و مصرف آب ما اینطور است؟ در بعضی از کشورهای بسیار پیشرفته، آب شرب از آب مصرفی جداست. در مصرف غذایی که می‌گویند: 35 درصد مواد غذایی در سال دور ریخته می‌شود. یعنی اگر کسی درآمدش برای خانه ماه یک میلیون برای خانه مواد غذایی تهیه می‌کند، 350 هزار تومان دور ریخته می‌شود.

روایت دیدم پایین‌ترین درجه اسراف چیست؟ دور ریختن زیادی آب است. امام (ره) آب می‌خوردند، یک دستمال آب روی لیوان می‌گذاشتند تا باقی‌اش را بعد بخورند. سومین مورد که گرفتاری ما بیشتر از همه است، تضییع عمر است، چه کسی می‌تواند بگوید من عمرم را ضایع نکردم؟

شریعتی: امروز صفحه 425 قرآن کریم را تلاوت خواهیم کرد.

«تُرْجِي مَنْ‏ تَشاءُ مِنْهُنَّ وَ تُؤْوِي إِلَيْكَ مَنْ‏ تَشاءُ وَ مَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلا جُناحَ عَلَيْكَ ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَ لا يَحْزَنَّ وَ يَرْضَيْنَ بِما آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما فِي قُلُوبِكُمْ وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَلِيماً «51» لا يَحِلُّ لَكَ النِّساءُ مِنْ بَعْدُ وَ لا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْواجٍ وَ لَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا ما مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَ كانَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ رَقِيباً «52» يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلى‏ طَعامٍ غَيْرَ ناظِرِينَ إِناهُ وَ لكِنْ إِذا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَ لا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذلِكُمْ كانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ وَ اللَّهُ لا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ وَ ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَ لا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِكُمْ كانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيماً «53» إِنْ تُبْدُوا شَيْئاً أَوْ تُخْفُوهُ فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَلِيماً»

ترجمه آیات: از همسرانت هر كدام را خواستى مى‏توانى (نوبت او را) مؤخّردارى و هر كه را خواهى نزد خود جاى دهى، و بر تو باكى نيست هر كدام را كه (براى مدّتى) ترك كرده‏اى دوباره طلب كنى؛ اين (حكم) براى آن كه چشمانشان روشن شود و ناراحت نشوند و همه‏ى آنان به آنچه در اختيارشان مى‏گذارى راضى باشند مناسب‏تر است، و خداوند آنچه را در دل‏هاى شماست مى‏داند، و خداوند دانا و بردبار است. از اين پس، هيچ زنى بر تو حلال نيست، و نبايد (همسرانت را رها كنى و) همسر ديگرى به جاى آنان بگيرى، هر چند زيبايى آنان تو را به شگفت آورد، مگر كنيزانى كه مالك آنها مى‏شوى؛ و خداوند بر هر چيزى مراقب است. اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! به خانه پيامبر وارد نشويد مگر آن كه به شما اجازه داده شود براى خوردن غذا، (به شرط آن كه قبل از موعد نياييد) و در انتظار وقت غذا نباشيد؛ ولى هرگاه دعوت شديد پس داخل شويد، و وقتى غذا خورديد پراكنده شويد، و (بعد از خوردن غذا) به گفتگو نپردازيد؛ همانا اين (گفتگوهاى پس از غذا) پيامبر را آزار مى‏دهد، امّا او از شما شرم مى‏كند (و چيزى نمى‏گويد) ولى خداوند از (گفتن) حقّ شرم ندارد. و هرگاه از همسران پيامبر چيزى از وسايل زندگى (به عنوان عاريت) خواستيد از پشت پرده بخواهيد؛ اين رفتار براى دل‏هاى شما ودل‏هاى آنان به پاكى و پاكدامنى است و شما حقّ نداريد كه رسول خدا را آزار دهيد و با همسران او پس از رحلتش ازدواج كنيد كه اين كار نزد خداوند (گناهى) بزرگ است. اگر چيزى را آشكار نماييد يا پنهانش كنيد پس بى شكّ خداوند به هر چيزى داناست.

شریعتی: حسن ختام فرمایشات شما را می‌شنویم.

حاج آقای حسینی قمی: در مورد شخصیت بُریر صحبت می‌کنیم، 25 شوال شهادت امام صادق است و از الآن برای شهادت امام صادق برنامه داشته باشیم. بیشترین روایاتی که امروز ما داریم از امام صادق(ع) هست. از امام صادق 38 هزار حدیث به دست ما رسیده است و تمام دین و احکام و فقه ما به برکت امام صادق و شاگردان حضرت است. فردای قیامت وقتی منادی ندا می‌دهد، اصحاب خاص امام صادق کجا هستند؟ یکی جناب بُریر هست. در سند صدها حدیث حضور دارد. یک حدیث منشأ صدها حکم فقهی است. یکی محمد بن مسلم است که در سند بیش از شش هزار حدیث است. خدا را قسم می‌دهیم به حق محمد و آل محمد، گرفتاری‌ها را برطرف بفرماید و مریض‌ها لباس عافیت بپوشاند و در دنیا و آخرت ما را از اهل‌بیت جدا مگرداند.

شریعتی:

لطف حسین ما را تنها نمی‌گذارد *** گر خلق وا گذارد او وا نمی‌گذارد

«والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»