main logo of samtekhoda

99-03-05-حجت الاسلام والمسلمين حسینی قمی – سیری در نهج‌البلاغه، شرح خطبه 170


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: سیری در نهج‌البلاغه، شرح خطبه 170
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين حسینی قمی
تاريخ پخش: 05-03-99
شریعتی:
بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
عید است و دلم خانه ویرانه بیا *** این خانه تکاندیم ز بیگانه بیا
یک ماه تمام مهمانت بودیم *** یک روز به مهمانی این خانه بیا
سلام می‌کنم خدمت شما بینندگان خوب و شنوندگان نازنین‌مان، عیدتان مبارک باشد. یک ماه بندگی و طاعت بر شما مبارک باشد. انشاءالله بهترین جوایز و بهترین اتفاقات برای شما رقم بخورد. به سمت خدای امروز خیلی خوش آمدید. حاج آقای حسینی قمی سلام علیکم، خیلی خوش آمدید.    
حاج آقای حسینی قمی: سلام علیکم و رحمة الله، عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت همه بینندگان عزیز دارم. عید سعید فطر را تبریک می‌گویم.
شریعتی: بحث امروز شما را خواهیم شنید.
حاج آقای حسینی قمی: بسم الله الرحمن الرحیم، خطبه 190، «أَحْمَدُهُ شُكْراً لِإِنْعَامِهِ وَ أَسْتَعِينُهُ‏ عَلَى‏ وَظَائِفِ حُقُوقِهِ عَزِيزَ الْجُنْدِ عَظِيمَ الْمَجْد» حمد خدا می‌گویم، برای سپاس نعمت‌های پروردگار، یک حدیثی را شیخ صدوق نقل می‌کند، کسی از آقا امیرالمؤمنین سؤال کرد الحمدلله یعنی چه؟ حضرت فرمود: «هُوَ أَنْ عَرَّفَ‏ عِبَادَهُ‏ بَعْضَ‏ نِعَمِهِ» خدا بعضی نعمت‌هایش را نشان بندگان داد. چون نمی‌توانیم همه نعمت‌های الهی را بشناسیم. «وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها» (ابراهیم/34) نعمت‌های الهی قابل شمارش نیست. چون قابل شمارش نیست یک دورنمایی از نعمت‌های خدا را می‌دانیم، حضرت فرمودند: لذا خدا فرمود: اینطور بگویید «قُولُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى مَا أَنْعَمَ بِهِ عَلَيْنَا رَبُّ الْعَالَمِينَ» خدایا همین نعمت‌هایی که به ما دادی، چه کسی تفسیرش را می‌داند؟ یکوقتی مثال زدم در این حوادث گاهی یک کسی قلب و کلیه، دریافت می‌کند از کسی که در مرگ مغزی حادثه دیده است. می‌گوید: من تا آخر عمر نوکری شما را می‌کنم، کلیه و قلبی که اگر هدیه نمی‌دادند باید خاک می‌کردند. ولی این می‌گوید: تا آخر عمر نوکری شما را می‌کنم؟ ما چقدر از خدا نعمت دریافت کردیم؟ لذا امیرالمؤمنین فرمود: چون ما اجمالاً نعمت‌های خدا را نمی‌توانیم بشماریم، لذا سربسته گفته شما «الحمدلله رب العالمین» بگویید.
«وَ أَسْتَعِينُهُ‏ عَلَى‏ وَظَائِفِ حُقُوقِهِ» از خدا می‌خواهیم به ما کمک کند واجبات را انجام بدهیم. برای انجام واجبات از پرورگار باید کمک بخواهیم. «عَزِيزَ الْجُنْدِ عَظِيمَ الْمَجْد» پروردگاری که لشگرش شکست ناپذیر هستند. پروردگاری که مجد و عظمتش بزرگ است. «وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ دَعَا إِلَى طَاعَتِهِ» پیامبری که مردم را به طاعت الهی دعوت کرد. «وَ قَاهَرَ أَعْدَاءَهُ جِهَاداً عَنْ دِينِهِ» با دشمنان خدا بخاطر دین الهی جهاد کرد و پیروز شد. «لَا يَثْنِيهِ عَنْ ذَلِكَ اجْتِمَاعٌ عَلَى تَكْذِيبِهِ وَ الْتِمَاسٌ لِإِطْفَاءِ نُورِه‏» امیرمؤمنان(ع) هر بار نام پیامبر را می‌آورند یک اوصاف خاصی را بیان می‌کند. پیامبری که بخاطر اینکه همه تکذیبش کردند، او را از راه خودش منصرف نکرد. اینکه همه تلاش می‌کردند نور اسلام را خاموش کنند، سبب عقب نشینی پیامبر نشد. «أَيُّهَا النَّاسُ لا تَسْتَوْحِشُوا فِي طَرِيقِ الْهُدَي لِقِلَّةِ أَهْلِهِ‏» (نهج البلاغه، حكمت 201) نترسید، اگر مسیر، مسیر هدایت است از کم بودن نترسید.
«فَاعْتَصِمُوا بِتَقْوَى اللَّهِ» دعوت به تقوای الهی، به ریسمان الهی چنگ بزنید. «فَإِنَّ لَهَا حَبْلًا وَثِيقاً عُرْوَتُهُ وَ مَعْقِلًا مَنِيعاً ذِرْوَتُهُ» تقوا را حضرت دو تشبیه کردند، 1- به ریسمانی که خیلی دستاویزش محکم است. 2- پناهگاهی که قله‌اش خیلی بلند است. بعضی از شارحین نهج‌البلاغه تعبیر زیبایی کردند و گفتند: امیرالمؤمنین(ع) می‌خواهند بفرمایند: یا دنیا را باید به چاهی خطرناک تشبیه کنید، ریسمانی که انسان از این چاه نجات پیدا کند، تقوای الهی است. یا به یک فضایی که انسان در خطر طوفان‌ها و حوادث هست، باید یک پناهگاهی باشد که قله بلندی باشد بشود‏، پناه گرفت. این اثر تقواست.«وَ بَادِرُوا الْمَوْتَ وَ غَمَرَاتِهِ» از اینجا  سراغ هشدارها نسبت به مرگ می‌روند. امیرالمؤمنین فضای دنیا طلبی و مسابقه‌ی دنیا که در زمان حضرت پیش آمده بود در برابر فضا حرکت می‌کنند، به استقبال مرگ و شدائد مرگ حرکت می‌کنند. شارحین نهج‌البلاغه توضیح دادند، یعنی چه به استقبال برویم. برویم خودکشی کنیم؟ هرکسی یک اجلی دارد، سبقت بگیرید، «بادروا الموت» یعنی زاد و توشه آماده کنید. فرمودند: وسایل پذیرایی را برای سفر آخرت آماده کنید.
امیرمؤمنان وقتی می‌فرماید به استقبال مرگ بروید، یعنی با کار خیر به استقبال مرگ بروید. فرمود: کسی که برای امر دنیا کسالت دارد، برای امر آخرت حتماً بی حال تر است. آن کسی که دنبال کسب و کار نمی‌رود حتماً نماز ظهر هم کسالت دارد و نمی‌خواند. هفته گذشته اشاره کردم، امیرالمؤمنین بیشترین کار و تلاش و کوشش و خیرات و صدقات را دارند. یک عبارتی سید بن طاووس در کشف المحجه نقل کردند. دین نمی‌گوید: مسلمان گدا باشد، مؤمن ثروتمندی که از حلال تهیه کرده باشد، امامی که ثروتمند باشد خیلی بهتر می‌تواند به مردم کمک کند. سید بن طاووس فرمود: «تَزَوَّجْتُ‏ فَاطِمَةَ» من با فاطمه(س) ازدواج کردم، «وَ مَا لِي وَ لَهَا فِرَاشٌ» فرش زیر پا نداشتیم. ولی در این 25 سال خانه نشینی، عمران و آبادانی و کشاورزی و نخلستان‌ها حضرت به جایی رسید که فرمود: اگر صدقاتی که می‌دهم بین بنی هاشم تقسیم شود به همه می‌رسد. گاهی ما یک امام فقیر و ناتوان را فکر می‌کنیم خوب است، «إِنَّهُ ع وَقَفَ‏ أَمْوَالَهُ» امیرالمؤمنین تمام اموالشان را وقف کردند. «وَ كَانَتْ غَلَّتُهُ أَرْبَعِينَ أَلْفَ دِينَارٍ» چهل هزار دینار موقوفات امیرالمؤمنین است. یعنی امیرالمؤمنین امروز اگر بود، یک آدم میلیارد بود. از کشاورزی و نخلستان، نه رانت خواری! همین امیرالمؤمنین می‌فرماید: «بادروا الموت»
در کافی مرحوم کلینی و من لا یحضر شیخ صدوق هست، امام صادق(ع) فرمود: «إِنِّي لآَخُذُ مِنْ أَحَدِكُمُ الدِّرْهَمَ وَ إِنِّي لَمِنْ أَكْثَرِ أَهْلِ‏ الْمَدِينَةِ مَالًا مَا أُرِيدُ بِذَلِكَ إِلَّا أَنْ تُطَهَّرُوا» من در ثروت نفر اول مدینه هستم. هیچکسی در ثروت به امام صادق نمی‌رسید. حضرت در مزرعه کار می‌کردند، خسته شده بودند. یک صوفی مسلک آمده گفت: از خدا نمی‌ترسی، پسر پیغمبر، اینطور بمیری جواب خدا را چه می‌دهی؟ حضرت فرمود: این بهترین حالت است. حضرت کشاورزی می‌کردند. یک داستان دیگر در کافی مرحوم کلینی هست، امیرالمؤمنین یک روزی از جایی عبور می‌کردند. یک عده نشسته بودند. لباس حضرت پاره بود. آنهایی که نشسته بودند، در نوشته مرحوم آیت الله احمدی دیدم که طلحه و زبیر بودند. گفتند: نگاه کن! علی بیچاره فقیر است و لباس هم ندارد! طعنه زدند. حضرت این جمله را شنیدند. حضرت هرسال صدقات و خیرات و موقوفات داشتند، به مأمور صدقات خود فرمودند: مگر هرسال خرما را به فقرا نمی‌دادی، امسال نده. خرما را تبدیل به پول کن، یک نقشه‌ای دارم. تمام خرماها را فروختند، تبدیل به درهم کردند. فرمودند: درهم‌ها را مخفی کنید و رویش را با خرما بپوشانید. طلحه و زبیر را صدا زد. وقتی آمدند حضرت به خادم خود فرمودند: خرما بیاور. وقتی رفت خرما بیاورد، پایش را به خرماها زد طوری که پول‌ها سرازیر شد. گفتند: اینها چیست؟ یک تپه پول بود. فرمود: این پول‌ها برای همان کسی است که گفتید: علی فقیر است و ندارد. علی دارد!
شهید مطهری یک تعبیری در مورد زهد دارند، فرمود: زهد این است که انسان بیش از همه کار کند و کمتر از همه استفاده کند. داستان سوم برای مرحوم سید بن طاووس است، از امام باقر(ع) است. فرمود: امیرالمؤمنین در حالی به شهادت رسیدند، «قُبِضَ‏ عَلِيٌ‏ عَلَيْهِ‏ السَّلَامُ‏ وَ عَلَيْهِ‏ دَيْنٌ‏ ثَمَانُ مِائَةِ أَلْفِ دِرْهَمٍ» هشتصد هزار درهم مدیون بود، مقروض بود و بدهی داشت. مرحوم آیت الله احمدی می‌فرماید: تمام این بدهی‌ها، یادمان نرود دستگیری کنیم. فشارهای اقتصادی که آمده به این زودی‌ها برطرف نمی‌شود. خواهش می‌کنم مراقب باشید. وقتی حضرت به شهادت رسید، «فَبَاعَ الْحَسَنُ عَلَيْهِ السَّلَامُ ضَيْعَةً» امام مجتبی دو تا از باغ‌های حضرت را فروخت یکی به پانصد هزار درهم، یکی به سیصد هزار درهم و دین حضرت را ادا کردند. چرا حضرت این کار را نکردند؟ چون حضرت کار تولیدی می‌کردند.
همین امیرالمؤمنین، امام باقر فرمود: به مردم غذا می‌دادند، گوشت و آبگوشت می‌دادند ولی خودشان نان ساده می‌خوردند. مگر نگفتند: شب نوزدهم سر سفره نان و نمک و شیر بود، فرمود: دیدی پدرت امیرالمؤمنین سر سفره‌ای باشد که دو خورشت باشد؟! امام باقر فرمود: در طول زندگی آجری روی آجر نگذاشت و چیزی برای خود اضافه نکرد. ابن ابی الحدید از علمای اهل سنت است، می‌گوید: امیرالمؤمنین کسی بود که به خلافت رسیدند، اموال و ثروت‌ها برایشان می‌آمد اما بهترین شیرینی حضرت خرما بود و لباسش از کرباس بود. بیت المال را جارو می‌کرد و نماز می‌خواند، می‌فرمود: علی را نمی‌توانید فریب بدهید. کسی که ثروتش چهل هزار دینار موقوفات دارد، هشتصد هزار درهم قرض می‌کند به فقرا می‌دهد. ما چه کار کردیم؟ آیت الله احمدی میانجی دو قصه نقل کردند خیلی جالب است. یکی نوشتند مرحوم طیّب داشت رد می‌شد از دور دید بنده خدایی سید اولاد پیامبر نشسته کنار خیابان اثاثیه مختصری دارد. آمد گفت: چرا روی این اثاثیه نشستی؟ گفت: من مستأجر بودم ولی صاحبخانه بیرونم کرد. طیّب یک خانه‌ای خریده بود، هنوز به خانه نرفته بود. اثاث این سید را برداشت و به این خانه برد. گفت: این اثاث برای شما، کلید برای شما. فقط یک تقاضا دارم، سید خواهش می‌کنم از مادرت فاطمه بخواه قیامت یک خانه به من بدهد. اینها معامله است. الآن بعضی هستند می‌توانند این کار را بکنند. در این اوضاع مستأجرها فریادشان بلند است، اجاره‌ها بالا رفته است. صاحبخانه، روز عید است، کنار زن و فرزندت نشستی، همین الآن به حق این حکایاتی که از حضرت شنیدی، به مستأجرت زنگ بزن و بگو من پشیمان شدم. می‌خواستم بگویم: اجاره را اضافه کن، نه، همان قبلی باشد. اصلاً اجاره نده این ماه! به احترام امیرالمؤمنین به مستأجر مغازه‌ات وقت بده. هی ذخیره کردن و در بانک گذاشتن و به سود پول اضافه کردن درست نیست.
یک آقایی در تهران یک خانه خرید، کسی در خانه می‌نشست. شرط کرد خانه را برایش تخلیه کنند، درگیر مستأجرهای قبلی نشود. خانه را که تخلیه کرد صاحبخانه آمد دید یک مادر با چند بچه کنار اثاثیه ایستادند و بچه‌ها کنار مادرشان گریه می‌کنند. این صاحبخانه که خانه را خریده بود، وقتی تخلیه کردند، لوازم نو را داخل خانه گذاشت و گفت: به بچه‌ها بگو گریه نکنند. فردا بیایید محضر من سند خانه را به نام شما بزنم. این لوازمی که شما داشتی به درد نمی‌خورد، این اثاثیه خوب است! ما می‌خواهیم امیرالمؤمنین به فریاد ما برسد باید قدمی برداریم. حضرت فرمود: به استقبال مرگ بروید، «بادروا الموت» چطور به استقبال مرگ برویم؟ زاد و توشه‌اش را آماده کنیم.
شریعتی: چند حکایت نقل کردید و نکات بسیار خوبی شنیدیم، کتابی از حکایت‌ها و نکته‌های ایشان معرفی کنم، «به سوی نور» سه جلد این کتاب منتشر شده است، قرار است دو جلد دیگر هم اضافه شود. مجموعه سخن‌های مرحوم آیت الله احمدی میانجی است، حکایت‌های بسیار ناب و لطیف است و بسیار خواندنی است. برای سفارش دادن به سایت ما، قسمت فروش اینترنتی مراجعه کنید. داستان‌های سمت خدا، داستان‌هایی که حاج آقای حسینی قمی بیان کردند، در قالب یک کتاب تهیه شده است. جلد اول این کتاب 250 داستان آموزنده است و نکات بسیار لطیفی دارد.
حاج آقای حسینی قمی: اگر عزیزان تحت تأثیر کلام امیرالمؤمنین قرار گرفتند به ما هم خبر بدهند، اگر کسی به مستأجر خود کمک کرد، تخفیف در اجاره داد، اجاره نگرفت، ما را هم خوشحال کنید و به ما هم خبر بدهید. برای شفای همه مریض‌ها هم دعا کنیم. برادرمان آقای حاج محسن کافی، فرزند مرحوم کافی هستند که برای ایشان هم دعا می‌کنیم. از همه تقاضا می‌کنم چند مرتبه آیه شریفه «أمن یجیب» را برای شفای همه بیماران بوانیم. خدایا به حق محمد و آل محمد همه مریض‌ها لباس عافیت بپوشان و گرفتاری‌ها برطرف  بفرما و دنیا و آخرت ما را از اهل‌بیت جدا مگردان.
شریعتی: انشاءالله بهترین اتفاقات برای همه شما بیافتد. امروز صفحه 418 قرآن کریم، آیات ابتدایی سوره احزاب را تلاوت خواهیم کرد.
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏، يا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَ لا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَ الْمُنافِقِينَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً حَكِيماً «1» وَ اتَّبِعْ ما يُوحى‏ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً «2» وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ وَكِيلًا «3» ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ وَ ما جَعَلَ أَزْواجَكُمُ اللَّائِي تُظاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهاتِكُمْ وَ ما جَعَلَ أَدْعِياءَكُمْ أَبْناءَكُمْ ذلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأَفْواهِكُمْ وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ «4» ادْعُوهُمْ لِآبائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا آباءَهُمْ فَإِخْوانُكُمْ فِي الدِّينِ وَ مَوالِيكُمْ وَ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ فِيما أَخْطَأْتُمْ بِهِ وَ لكِنْ ما تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً «5» النَّبِيُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى‏ بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُهاجِرِينَ إِلَّا أَنْ تَفْعَلُوا إِلى‏ أَوْلِيائِكُمْ مَعْرُوفاً كانَ ذلِكَ فِي الْكِتابِ مَسْطُوراً»
ترجمه آیات: به نام خداوند بخشنده‏ى مهربان‏، اى پيامبر! از خداوند پروا كن و از كافران و منافقان اطاعت مكن كه خداوند دانا و حكيم است. و از آنچه از سوى پروردگارت به تو وحى مى‏شود پيروى كن كه خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است. و بر خداوند توكّل كن، و همين بس كه خداوند وكيل و نگهبان (تو) است. خداوند براى هيچ مردى در درونش دو دل قرار نداده است؛ و هرگز همسرانى را كه مورد «ظِهار» قرار مى‏دهيد مادران شما قرار نداده؛ (و نيز) فرزند خوانده‏هاى شما را پسر (واقعى) شما قرار نداده است. اين (قرار دادن همسر به منزله‏ى مادر و فرزند خوانده به منزله‏ ى فرزند) سخنى است كه شما به زبان مى‏گوييد، و خداوند حقّ مى‏گويد و اوست كه به راه (راست) هدايت مى‏كند. آنان (پسر خواندگان) را به نام پدرانشان بخوانيد، كه اين نزد خداوند عادلانه‏تر است، پس اگر پدرانشان را نمى‏شناسيد، آنان برادران دينى و موالى شما هستند؛ و در آنچه (پيش از اين) خطا كرديد (و پسر خواندگان را فرزند خود دانستيد) گناهى بر شما نيست، ولى در آنچه دل‏هايتان قصد و عمد داشته (مسئوليد) و خداوند آمرزنده‏ ى مهربان است. پيامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است، و همسران او (در حرمت نكاح مانند) مادران مؤمنان محسوب مى‏شوند، و در كتاب خداوند، خويشاوندان (نسبى) بعضى نسبت به بعضى از مؤمنان و مهاجران (كه قبلًا بر اساس ايمان و هجرت ارث مى‏بردند، در ارث بردن) اولويّت دارند، مگر آن كه بخواهيد نسبت به دوستانتان نيكى كنيد (و سهمى از اموال خود را در قالب وصيّت به آنان بدهيد)؛ اين (حكم) در كتاب (الهى) نوشته شده است.
«والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»