main logo of samtekhoda

99-02-29-حجت الاسلام والمسلمين حسینی قمی – سیری در نهج‌البلاغه، شرح خطبه 99


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: سیری در نهج‌البلاغه، شرح خطبه 99
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين حسینی قمی
تاريخ پخش: 29- 02- 99
شریعتی:
بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
سلام می‌کنم خدمت شما بینندگان خوب و شنوندگان     نازنین‌مان، انشاءالله هرجا هستید خدای متعال پشت و پناه شما باشد. انشاءالله از فرصت باقیمانده ماه مبارک بهره کافی را ببریم، به سمت خدای امروز خیلی خوش آمدید. حاج آقای حسینی قمی سلام علیکم، خیلی خوش آمدید.    
حاج آقای حسینی قمی: سلام علیکم و رحمة الله، عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت همه بینندگان عزیز دارم. عزیزانی که از رادیو قرآن برنامه را می‌شنوند. امیدوارم طاعات و عباداتشان قبول باشد.
شریعتی: خوشحالیم که انس ما با نهج‌البلاغه بیشتر شده است، بحث امروز شما را خواهیم شنید.
حاج آقای حسینی قمی: بسم الله الرحمن الرحیم، قبل از شورع خطبه 99، یک نکته را یادآوری کنم، مرحوم محدث قمی(ره) مکرر می‌فرمودند: اگر کسی مطلبی را از جایی یاد می‌گیرد، خوب است نام استاد و کتاب را ببرد. در مباحث نهج‌البلاغه من از پنج شرح استفاده می‌کنم. اولین شرح، قدیمی‌ترین شرح نهج‌البلاغه برای یکی از علمای شیعه به نام ابن میثم بحرانی است. دومین شرح، شرح ابن ابی الحدید است از علمای اهل سنت، سومین شرح برای مرحوم تستری است و چهارمین شرح، شرح منهاج البراعه عالم بزرگ، مرحوم میرزا حبیب الله خویی است. اینها عربی است. شرح چهارم خیلی مفصل است. پنجمین شرح که فارسی است و برای همه مفید است، پیام امام امیرالمؤمنین(ع) شرح نهج‌البلاغه آیت الله العظمی مکارم شیرازی است.
بسم الله الرحمن الرحیم، «و من خطبة له ع في‏ التزهيد من‏ الدنيا» این خطبه را امیرالمؤمنین در خطبه نماز جمعه بیان کردند. «نَحْمَدُهُ عَلَى مَا كَانَ» حمد خدا می‌گوییم بر آنچه گذشته است. حمد بر گذشته هم شامل حمد بر نعمت‌ها است و هم شامل حمد بر بلاها هست. حضرت همیشه تعبیرشان این است «نَحْمَدُهُ‏ عَلَى‏ آلَائِهِ‏ كَمَا نَحْمَدُهُ عَلَى بَلَائِهِ» حمد خدا می‌گوییم بر نعمت‌ها همانطور که حمد خدا می‌گوییم در بلاها، خدایا در بلا و در نعمت سپاسگزار هستیم. اینکه ما فقط حمد خدا در نعمت‌ها بگوییم بی انصافی است. ما اگر بدانیم بلاها هم حکمتی دارد، قرآن کریم تعبیری دارد، «وَ يَدْعُ‏ الْإِنْسانُ‏ بِالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالْخَيْرِ» (اسراء/11) یعنی انسان همانطور که از ما خیر چیزهایی که برایش شر است را از ما می‌خواهد. «وَ كانَ الْإِنْسانُ عَجُولًا» انسان عجله دارد که حتماً به این حاجت برسد. گاهی بلا مصلحت انسان است و گاهی نعمت مصلحت انسان است. خداوند براساس حکمت عمل می‌کند. در دعا داریم «یا من لا تغیّر حکمته وسائل» التماس ما حکمت خدا را تغییر نمی‌دهد. در بلا باید حمد خدا بگوییم، در نعمت هم باید حمد خدا بگوییم.
«وَ نَسْتَعِينُهُ مِنْ أَمْرِنَا عَلَى مَا يَكُونُ» گذشته شاکر هستیم و آینده را هم از تو کمک می‌خواهیم. «وَ نَسْأَلُهُ الْمُعَافَاةَ فِي الْأَدْيَانِ كَمَا نَسْأَلُهُ الْمُعَافَاةَ فِي الْأَبْدَانِ» خدایا از تو دو تقاضا دارم، عافیت در دین و عافیت در بدن، خدایا دین و بدن ما سالم باشد. گاهی ما غفلت می‌کنیم. چقدر در دعاهایمان حوائج مادی بود؟ چقدر حوائج معنوی بود؟ داستانی بگویم، مرحوم ابن میثم بحرانی در شرح نهج‌البلاغه خود نقل کردند. یک بانویی بود، بانوی عابده و زاهده که به عبادت معروف بود. عفیره نام داشت. این بانوی عابده دید کسی یک جمله‌ای می‌گوید: «ما أشد العمى على‏ من‏ كان‏ بصيرا» این نعمت بینایی را داشته، بینایی‌اش را از دست داده بود. می‌گفت: چقدر سخت است نابینایی برای کسی که سالها بینایی داشته است. این بانوی عابده که این جمله را شنید، گفت: درست است از دست دادن این نعمت سخت است. گفت: کاش یک مقدار انسان حواسش به بیماری‌های دل باشد. ما وقتی بیمایی خود را از دست می‌دهیم می‌فهمیم که عجب نعمتی بود، چقدر غصه می‌خورد که خدایا سالیان سال بینایی داشتم. شده یکبار بگوییم: خدایا سالیان سال متواضع بودم، چقدر بد است متکبر شدم! بگوییم خدایا ما سالیان سال چه حال عبادتی داشتیم، نماز می‌خواندیم و دعا می‌کردیم. غصه بخورد خدایا چقدر بد است این بی حالی بعد از سالیان سال، غصه اینها را می‌خوریم؟ غصه بد اخلاقی را می‌خوریم؟ قبلاً سخاوتمند بودم و الآن چقدر سخت است. اینها بیماری‌های روحی است. الآن چقدر مراقب بیماری‌های جسمی هستیم. همین روزها بیماری کرونا، در بیماری‌ روحی هم اینطور هستیم؟ کتاب معراج السعاده، کتاب جامع السعاده مرحوم نراقی چیست؟ از آیت الله بهجت(ره) پرسیدم: چه کتابی را بخوانیم؟ فرمودند: معراج السعاده، جامع السعاده بخوانید. اساس این کتاب این است که راه‌های ابتلای به بیماری‌های روحی و درمانش را بیان می‌کند. چه می‌شود آدم مبتلا به بخل و تکبر و بداخلاقی می‌شود؟ تمام بیماری‌های روحی را آوردند و راه درمانش را هم ذکر کردند. ما چقدر مواظب درمان بیماری‌های جسمی و قبل از آن پیشگیری هستیم؟ بیماری روحی هم همین است. امام صادق در کافی شریف فرمود: چرا آدم متکبر می‌شود؟ «مَا مِنْ رَجُلٍ تَكَبَّرَ أَوْ تَجَبَّرَ إِلَّا لِذِلَّةٍ وَجَدَهَا فِي نَفْسِهِ» دلیل تکبر چیست؟ چون در خودش یک کمبودی می‌بیند.
علامه جعفری (ره) هم شرح نهج‌البلاغه مفصلی دارد، خیلی تعبیر قشنگی است از یکی از بزرگان نقل می‌کند، می‌گوید: اگر یک صدم اشک‌هایی که برای شکم‌های گرسنه ریخته می‌شود برای روح‌های گرسنه و بیماری‌های روحی ریخته می‌شد، هم گرسنگی جسم برطرف می‌شد و هم گرسنگی روح، کسی که بخیل است چه مشکلی دارد؟ در روح و جانش مشکل دارد. کسی که حسادت دارد، تکبر دارد، بد خلق است، مشکل روحی دارد. اگر آدم از بخل بیرون آمد، جامعه گرفتار نخواهد شد. امیرالمؤمنین می‌فرماید: خدایا عافیت در دین و دنیا، عافیت در جسم و روح به ما بده. در نوشته‌های مرحوم آیت الله احمدی میانجی می‌دیدم، مهمترین اثر باقیمانده از ایشان دو کتاب هست به نام مکاتیب الرسول و مکاتیب الائمه، حاصل عمر ایشان است. ایشان می‌فرماید: یکی از مهمترین اقداماتی که پیامبر خدا در آغاز حکومت اسلامی در مدینه انجام دادند، این بود. پیامبر در مدینه متوجه یک نقطه ضعف بزرگی در جامعه جاهلی بودند. برای برطرف کردن این نقطه ضعف یک اقدام مهم انجام دادند. در عصر جاهلیت عرب جاهلی قبل از اسلام درآمدش چه بود؟ با قتل و غارت و جنگ بود.
پیامبر خدا که وارد مدینه شدند، دیدند اینها درگیر جنگ هستند و درآمدی ندارند و با کشاورزی و صنعت و علم و دانش آشنا نیستند. مهمترین کارهای پیامبر این بود که در مدینه زمین‌هایی که در اختیار حاکم اسلامی بود مثل غنائم و انفال و فیء، اینها را تقسیم بین مردم کردند. اینها قبل از اسلام به دلیل فقر بچه‌هایشان را می‌کشتند. «وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ» (انعام/151) بخاطر فقر بچه‌هایتان را نکشید. اگر فرزندانشان را می‌کشتند بخاطر فقر بود، اگر می‌جنگیدند بخاطر درآمد بود. پیامبر آمد تمام زمین‌ها را تقسیم کرد و فرمود: دنبال کشاورزی و صنعت بروید. حتی اسیران جنگی، شرط آزادی‌شان این بود که اگر به ده نفر از مسلمانان خواندن و نوشتن یاد می‌دادند، آزاد می‌شدند. پیامبر می‌فرمود: بروید صنعت را از اینها یاد بگیرید. جامعه اسلامی باید روح و جسمش سالم باشد. دنیایش هم باید آباد باشد. پیامبر فقط روی نماز شب تأکید نداشت، دنیایتان هم باید اصلاح شود.
کار عملی پیامبر این بود که تمام زمین‌هایی که در اختیار حاکم اسلامی بود را تقسیم کردند، فرمودند: عظمت دادن به جایگاه کشاورز و کار، زارع‌ها گنج‌های الهی هستند. نزد خدا چیزی از زراعت محبوب‌تر نیست. تمام پیامبران کشاورزی می‌کردند. پیامبران دامداری می‌کردند. این جایگاه را بالا بردند. تشویق به تعلیم صنعت کردند. بروید از دیگران چیز یاد بگیرید. پیامبر خدا از کارهایی که در مدینه کردند، بازار مدینه برای یهودی‌ها بود، یک بازار اسلامی تشکیل دادند که اینها از بازار یهود بی نیاز باشند. رسول خدا فرمود: «إِنِّي لَأُبْغِضُ الرَّجُلَ يَكُونُ كَسْلَانَ‏ عَنْ أَمْرِ دُنْيَاهُ فَهُوَ عَنْ أَمْرِ آخِرَتِهِ أَكْسَلُ» من دوست ندارم آدم کسل باشد، کسی که از امر دنیایش کسالت داشته باشد، اینجا بی‌حالتر است. پیامبر خدا کسی را می‌دیدند، خوششان می‌آمد، چه آدم توانمندی، سؤال می‌کردند: شاغل است؟ اگر می‌گفتند: نه، می‌فرمود: از چشم من افتاد. «طَلَبُ‏ الْحَلَالِ‏ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ» طلب حلال بر هر مسلمانی فریضه است. شخصی می‌گوید: اگر در نهج‌البلاغه هیچ کلامی نباشد جز همین کلام، برای عظمت نهج‌البلاغه کافی است. امیرالمؤمنین فرمود: «قِيمَةُ كُلِّ امْرِئٍ مَا يُحْسِنُه‏» ارزش هر انسان به اندازه توانایی است که در او هست. صنعت و دانش و هنری که بلد است. پس پیامبر خدا هم یک کار عملی کردند و هم یک کار فرهنگی کردند. اسلام هم دنیای آباد و هم دین آباد می‌خواهد. در بعضی از روایات حسنه دنیا چیست؟ خدایا در دنیا به ما حسنه بده. حسنه دنیا چیست؟ اینکه آدم بی‌نیاز باشد و دست نیازش جلوی دیگری دراز نباشد. یک زندگی خوبی داشته باشد و اهل علم و دانش باشد. سلامت داشته باشد و اخلاق، حسنه آخرت هم رضوان الهی، بهشت الهی است. اگر کسی دنیا به این حسنه‌ها رسید، مقدمه‌ای می‌شود برای اینکه به آن حسنات هم برسد.
«عِبَادَ اللَّهِ أُوصِيكُمْ بِالرَّفْضِ لِهَذِهِ الدُّنْيَا» بندگان خدا، این دنیا را رها کنید، «التَّارِكَةِ لَكُمْ» شما رها نکنید، او شما را رها می‌کند. امیرالمؤمنین بیش از همه در مدینه کار کشاورزی و عمران و آبادانی داشت. امیرالمؤمنین می‌خواهند آن فضای مسابقه در دنیا پرستی را از بین ببرند. ابن میثم بحرانی در شرح نهج‌البلاغه می‌فرماید: گاهی آدم به چیزی علاقه دارد و باید از آن جدا شود. اینکه ما از دنیا جدا خواهیم شد، تردیدی نیست. چقدر خوب است خودمان را کم کم جدا کنیم. بچه‌هایی که می‌خواهند از شیر بگیرند، مادر چطور از شیر می‌گیرد. غذا می‌دهد و با غذا مأنوسش می‌کند، وعده‌های شیر مادر را کم می‌کند. دنیا شما را رها می‌کند پس کم کم تعلقات خود را کم کنید. متأسفانه ما برعکس هستیم، رسول خدا فرمود: آدم وقتی پیر می‌شود تازه دو چیز در او جوانه می‌زند، یکی حرص و یکی آرزوهای طولانی، «وَ إِنْ لَمْ تُحِبُّوا تَرْكَهَا» مادر کم کم بچه را از شیر جدا می‌کند. «وَ الْمُبْلِيَةِ لِأَجْسَامِكُمْ» دنیایی که بدن شما را به مرور زمان از بین می‌برد. حضرت در نامه‌ای به معاویه نوشتند، آدم که سنش بالا می‌رود، مثل لباس فرسوده است. این لباس فرسوده را می‌دوزی جای دیگر پاره می‌شود. «إِذَا الشَّمْسُ‏ كُوِّرَتْ وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ» (تکویر/1و2) خورشید هم در حال فرسودگی است. خورشید هر روز از آن کم می‌شود. لذا وقتی آدم به سن و سالی می‌رسد، هر بار یک مرضی سراغش می‌آید. ماهیت دنیا این است.
«وَ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ تَجْدِيدَهَا فَإِنَّمَا مَثَلُكُمْ وَ مَثَلُهَا كَسَفْرٍ سَلَكُوا سَبِيلًا» مثل شما مثل مسافری است که وقتی راه می‌افتد «فَكَأَنَّهُمْ قَدْ قَطَعُوهُ» می‌گوید: رسیدیم. خیلی زود رسیدیم! بیست و چهارم ماه رمضان هم رسید. شب‌های قدر هم گذشت. این برای همه ما هشدار است. اگر کوتاهی‌هایی داشتیم در این چند روز باقیمانده جبران کنیم. آنهایی که روزه گرفتند، تمام شد، آنهایی که نگرفتند هم تمام شد. اگر صدقات ندادیم، کفاره ندادیم، رد مظالم ندادیم، هنوز هم فرصت هست. در حالات امام هست که یکی از بستگانشان می‌گفت: وقتی رفتم خدمت امام دیدم خیلی ناراحت است. فرمودند: فکر کردم امروز آخر ماه رجب بوده و تمام اعمال روز آخر را انجام دادم و متوجه شدم اول شعبان است. امام فرمودند: تا جوان هستید هرکاری می‌خواهید بکنید. آدم وقتی پیر شد دیگر هیچ کاری نمی‌تواند بکند. امیرالمؤمنین فرمود: مثل شما مثل مسافری است که خیلی زود می‌رسد. «وَ أَمُّوا عَلَماً فَكَأَنَّهُمْ قَدْ بَلَغُوهُ وَ كَمْ عَسَى الْمُجْرِي إِلَى الْغَايَةِ أَنْ يَجْرِيَ إِلَيْهَا حَتَّى يَبْلُغَهَا وَ مَا عَسَى أَنْ يَكُونَ بَقَاءُ مَنْ لَهُ يَوْمٌ لَا يَعْدُوهُ» مگر می‌شود آدمی که مرگی برایش تعیین کردند عمر جاودانه داشته باشد؟ «وَ طَالِبٌ حَثِيثٌ مِنَ الْمَوْتِ يَحْدُوهُ‏ وَ مُزْعِجٌ فِي الدُّنْيَا [عَنِ الدُّنْيَا]» ما دنبال دنیا می‌رویم در حالی که از پشت سر ما را هول می‌دهند تا از دنیا فاصله بگیریم. «حَتَّى يُفَارِقَهَا رَغْماً فَلَا تَنَافَسُوا فِي عِزِّ الدُّنْيَا وَ فَخْرِهَا» مسابقه نگذارید برای بدست آوردن عزت و مقامات دنیا، ما حاضر هستیم حریف را از بین ببریم به هر قیمتی، «وَ لَا تَعْجَبُوا بِزِينَتِهَا وَ نَعِيمِهَا» اگر دنیا را دیدید، خیلی شگفت زده نشوید، «وَ لَا تَجْزَعُوا مِنْ ضَرَّائِهَا وَ بُؤْسِهَا» اگر گرفتاری دیدید خیلی جزع و فزع نکنید. «فَإِنَّ عِزَّهَا وَ فَخْرَهَا إِلَى انْقِطَاعٍ وَ إِنَّ زِينَتَهَا وَ نَعِيمَهَا إِلَى زَوَالٍ» نعمتش تمام می‌شود. «وَ ضَرَّاءَهَا وَ بُؤْسَهَا إِلَى‏ نَفَادٍ» سختی‌اش پایان پذیر است. «وَ كُلُّ مُدَّةٍ مِنْهَا إِلَى مُنْتَهًى» همه مدت‌ها به پایان می‌رسد. «وَ كُلُّ حَيٍّ مِنْهَا إِلَى فَنَاءٍ» هر زنده‌ای به فنا می‌رسد. «أَ وَ لَيْسَ لَكُم‏فِي آثَارِ الْأَوَّلِينَ وَ فِي آبَائِكُمُ الْمَاضِينَ مُعْتَبَرٌ وَ تَبْصِرَةٌ» آیا تجربه گذشتگان بر شما کافی نیست؟ پدرانی که از دست دادید باعث عبرت شما شود. «إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ أَ لَمْ تَرَوْا إِلَى الْمَاضِينَ مِنْكُمْ لَا يَرْجِعُونَ» نمی‌بینید اینهایی که رفتند دیگر برنمی‌گردند. «وَ إِلَى الْخَلَفِ الْبَاقِينَ مِنْكُمْ لَا يَقِفُونَ» اینهایی که هستند دیگر عمر جاودانه ندارند. اهل دنیا را نمی‌بینید صبح و شامشان، «إِلَى أَهْلِ الدُّنْيَا وَ هُمْ يُصْبِحُونَ وَ يُمْسُونَ عَلَى أَحْوَالٍ شَتَّى فَمَيِّتٌ يُبْكَى» عده‌ای از دنیا رفتند و عده‌ای برای آنها گریه می‌کنند. «وَ آخَرُ يُعَزَّى» یک عده مصیبت زده این عزیز از دست رفته هستند. «وَ صَرِيعٌ يَتَلَوَّى‏» عده‌ای در بستر بیماری هستند «وَ عَائِدٌ وَ مَعُودٌ» عده‌ای عیادت این بیماران رفتند، «وَ آخَرُ بِنَفْسِهِ يَجُودُ» عده‌ای جانشان را از دست می‌دهند. «وَ طَالِبُ الدُّنْيَا وَ الْمَوْتُ يَطْلُبُهُ» عده‌ای دنبال دنیا می‌روند. «وَ غَافِلٌ وَ لَيْسَ بِمَغْفُولٍ» عده‌ای غافل هستند ولی فکر می‌کنند مرگ از اینها غافل است. «وَ عَلَى أَثَرِ الْمَاضِينَ يَمْضِي الْبَاقُونَ‏ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ» یادتان باشد یک روز مرگ سراغ شما می‌آید و همه لذت‌ها را از بین می‌برد. آرزوهای بی حساب و کتاب را قطع می‌کند. وقتی به شدت دنبال شهوات می‌روید، یادتان باشد مرگ سراغ شما می‌آید. از خدا کمک بخواهید که بتوانید حقش را ادا کنید و نعمت‌های بی حساب و کتاب را از خدا بخواهید اداء حق الهی را بکنید.
شریعتی: امروز صفحه 411 قرآن کریم، آیات ابتدایی سوره مبارکه لقمان را تلاوت خواهیم کرد.
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏، الم «1» تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْحَكِيمِ «2» أُولئِكَ عَلى‏ هُدىً‏ مِنْ‏ رَبِّهِمْ‏ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ «3» وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ «4» وَ إِذا تُتْلى‏ عَلَيْهِ آياتُنا وَلَّى مُسْتَكْبِراً كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْراً فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلِيمٍ «5» إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ «6» خالِدِينَ فِيها وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ «7» خَلَقَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها وَ أَلْقى‏ فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ وَ بَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دابَّةٍ وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ «8» هذا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُونِي ما ذا خَلَقَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ بَلِ الظَّالِمُونَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ»
ترجمه آیات: به نام خداوند بخشنده‏ى مهربان‏، الف، لام، ميم. اين، آياتِ كتابِ سراسر حكمت است. آنان بر هدايتى از پروردگارشان هستند و هم آنانند رستگاران. و برخى از مردم، خريدار سخنان بيهوده و سرگرم كننده‏اند، تا بى هيچ علمى، (ديگران را) از راه خدا گمراه كنند و آن را به مسخره گيرند؛ آنان برايشان عذابى خوار كننده است. و هرگاه آيات ما بر او خوانده شود، مستكبرانه روى برگرداند، چنان كه گويى آن را نشنيده، گويا در گوش‏هاى او سنگينى است، پس او را به عذابى دردناك بشارت ده. همانا كسانى كه ايمان آورده و عمل صالح انجام داده‏اند، براى آنان باغ‏هاى پر نعمت (بهشت) است. در آن جاودانه‏اند، وعده‏ى الهى حقّ است و اوست شكست ناپذيرِ حكيم. (خداوند،) آسمان‏ها را بدون ستونى كه آن را ببينيد آفريد، و در زمين كوه‏هايى بيفكند كه زمين شما را نلرزاند، و در آن از هر جنبنده‏اى منتشر ساخت؛ و از آسمان، آبى فرو فرستاديم پس در زمين (انواع گوناگونى) از جفت‏هاى (گياهان) نيكو و پر ارزش رويانديم. اين آفرينش خداست، پس به من نشان دهيد كه (معبودان) غير او چه آفريده‏اند؟ آرى، ستمگران (مشرك) در گمراهى آشكارند.
شریعتی: «اللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ‏ صِيَامِنَا إِيَّاهُ فَإِنْ جَعَلْتَهُ فَاجْعَلْنِي مَرْحُوماً وَ لَا تَجْعَلْنِي مَحْرُوماً» انشاءالله همه مورد رحمت خدای متعال قرار بگیریم.
حاج آقای حسینی قمی: «تَقُولُ فِي الْعَشْرِ الْأَوَاخِرِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فِي كُلِّ لَيْلَةٍ- أَعُوذُ بِجَلَالِ وَجْهِكَ الْكَرِيمِ أَنْ يَنْقَضِيَ عَنِّي شَهْرُ رَمَضَانَ أَوْ يَطْلُعَ الْفَجْرُ مِنْ لَيْلَتِي هَذِهِ وَ لَكَ‏ قِبَلِي‏ ذَنْبٌ أَوْ تَبِعَةٌ تُعَذِّبُنِي عَلَيْهِ» خدایا پناه بر تو نکند ماه رمضان تمام شود و من هنوز آمرزیده نشده باشم. در این حوادث چند ماه گذشته خیلی‌ها عزیزانی را از دست دادند که مراسمی نداشتند و در غربت به خاک سپرده شدند. گرچه بارها سفارش کردیم که تماس صوتی و تصویری داشته باشید. در کافی شریف از امام صادق هست که کسی به حضرت گفت: من برادری دارم در بغداد است و می‌ترسم از دنیا برود، حضرت فرمود: چرا نگران هستی، هرجا از دنیا برود طوری نیست. گفت: چرا؟ فرمود: «أَمَا إِنَّهُ لَا يَبْقَى‏ مُؤْمِنٌ‏ فِي شَرْقِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا إِلَّا حَشَرَ اللَّهُ رُوحَهُ إِلَى وَادِي السَّلَامِ قُلْتُ لَهُ وَ أَيْنَ وَادِي السَّلَامِ قَالَ ظَهْرُ الْكُوفَةِ أَمَا إِنِّي كَأَنِّي بِهِمْ حَلَقٌ حَلَقٌ قُعُودٌ يَتَحَدَّثُونَ» هر مؤمنی در شرق و غرب عالم از دنیا برود، خدا روحش را کنار مؤمنین در وادی السلام نجف منتقل می‌کند، گویا من دارم ارواح مؤمنین را می‌بینم که گرد هم جمع شدند، و با هم صحبت می‌کنند. برای عزیزانی که از دنیا رفتند خیرات بدهید، قطعاً اینها در جمع دوستداران اهل‌بیت هستند.
شریعتی: طرح قربانی اول ماه شوال را هم فراموش نکنید. دعا بفرمایید آمین بگوییم.
حاج آقای حسینی قمی: خدا را قسم می‌دهیم در این روزها و شب‌های پایانی ماه رمضان، ما را مشمول رحمت عامه خود قرار بدهد. همه درگذشتگان را مهمان سفره امیرالمؤمنین و صدیقه طاهره قرار بدهد.
شریعتی: لب تشنگی از حُرمت و حرمان دو مقام است؛ یک ظهر محرم نشود، این رمضان‌ها...
«والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»