main logo of samtekhoda

99-02-15-حجت الاسلام والمسلمين حسینی قمی – آشنایی با فضایل و جایگاه حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها)


برنامه سمت خدا

موضوع برنامه: آشنایی با فضایل و جایگاه حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها)

كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين حسینی قمی

تاريخ پخش: 15- 02- 99

شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

گاه تنها یک نفر همیار دین باشد بس است *** یک نفر بانوی سرشار از یقین باشد بس است

مال و ثروت هرچه هم باشد فدای راه دوست *** همنشین رحمة للعالمین باشد بس است

در نگاه شوم مردم بدترین باشد ولی *** در دل پیغمبر خود بهترین باشد بس است

دخترش زهرا کجا و دختران این و آن *** حاصل عمرش اگر تنها همین باشد بس است

ما کجا و مدح او گفتن معاذ الله نه *** نام ما تنها گدای خوشه‌ چین باشد بس است

واژه‌های گنگ و بی معنا چه می‌فهمند از او *** انتهای شعر باید نقطه‌چین باشد بس است

سلام می‌کنم خدمت شما بینندگان خوب و شنوندگان نازنین‌مان، به سمت خدای امروز خیلی خوش آمدید. سالروز وفات ام المؤمنین حضرت خدیجه کبری را به ساحت مقدس امام زمان و مردم نازنین تسلیت می‌گوییم. حاج آقای حسینی قمی سلام علیکم، خیلی خوش آمدید.

حاج آقای حسینی قمی: سلام علیکم و رحمة الله، عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت همه بینندگان عزیز دارم. عزیزانی که از رادیو قرآن برنامه را می‌شنوند. امیدوارم طاعات و عباداتشان قبول باشد، وفات ام المؤمنین حضرت خدیجه کبری را تسلیت می‌گویم.

شریعتی: امروز فضای برنامه ما منور خواهد بود  به نام حضرت خدیجه کبری، بحث امروز شما را خواهیم شنید.

حاج آقای حسینی قمی: بسم الله الرحمن الرحیم، در مورد شخصیتی سخن می‌گوییم که مادر دوازده امام است. هم امیرالمؤمنین، هم فرزندان عزیزشان، اگرچه مادر امیرمؤمنان فاطمه بنت اسد(س) بود ولی این نهج‌البلاغه امیرمؤمنان هست. حضرت می‌فرماید: من در خانه رسول خدا بزرگ شدم. «وَ كَانَ يَمْضَغُ‏ الشَّيْ‏ءَ ثُمَّ يُلْقِمُنِيهِ» یک طفل چند ماهه‌ای بودم در خانه پیامبر خدا، در این سالها خدیجه کبری برای امیرمؤمنان مادی می‌کرد. این بانوی بزرگوار مادر دوازده امام و سیزده معصوم است. ما هرچه در عظمت این بانوی بزرگوار بگوییم کم هست. شاید این سخن کافی باشد که در منابع تاریخی آمده وقتی این بانوی بزرگوار از دنیا رفتند، وفات این بانو با فاصله کمی از وفات حضرت ابوطالب بود، بعضی نقل‌ها هست سه روز فاصله بود. شیخ مفید می‌فرماید: هفتم ماه رمضان وفات حضرت ابوطالب(س) است. لذا پیامبر خدا وقتی این دو عزیز را از دست دادند، خانه نشین شدند. کمتر از خانه بیرون می‌رفتند. ظلم‌های مشرکین با رفتن این دو بزرگوار بیشتر شد. آیت الله العظمی صافی نوشتند: شما یک نفر را پیدا کنید در تاریخ اسلام که مدت خدمتش به پیامبر خدا بیش از حضرت ابوطالب باشد. بالای چهل سال حضرت ابوطالب در خدمت خاتم الانبیاء بود و وقتی از دنیا می‌روند با سه روز فاصله، پیامبر خدا آن سال را سال غم و اندوه می‌نامند. عام الحزن نام می‌گذارند. من تصمیم دارم آموزه‌های دینی زندگی این بانوی بزرگوار را بگویم که در زندگی ما کاربرد دارد.

مورد اول؛ نقدیم تمام ثروت و دارایی خود در راه اسلام؛ این کار ساده‌ای نیست. شیخ طوسی در امالی نقل کرده از پیامبر خدا، رسول خدا فرمود: «مَا نَفَعَنِي‏ مَالُ قَطُّ» هیچ مالی برای من سود نداشت به اندازه‌ای که مال حضرت خدیجه به درد من خورد. حضرت با اموال خدیجه کبری(س) چه می‌کرد؟ پنج مورد را نام می‌برد. رسول خدا نام بردند. «وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) يَفُكُّ مِنْ مَالِهَا الْغَارِمَ» یعنی بدهکار بودند و زیر دین بدهی مانده بودند و آبرویشان در خطر بود. اموال خدیجه کبری هزینه اولش دادن بدهی بیچاره‌ها، «وَ الْعَانِيَ وَ يَحْمِلُ الْكَلَّ» کَلَّ یعنی آدم‌های ناتوان، کسی که کسی را ندارد و تنهاست. «وَ يُعْطِي فِي النَّائِبَةِ» کسی که مصیبت دیده بود و گرفتاری داشت. «وَ يُرْفِدُ فُقَرَاءَ أَصْحَابِهِ» اصحاب پیامبر که فقیر و نیازمند بودند، حضرت به این فقرا می‌دادند، «إِذْ كَانَ بِمَكَّةَ، وَ يَحْمِلُ مَنْ أَرَادَ مِنْهُمُ الْهِجْرَةَ» هرکس می‌خواهد از مکه به مدینه هجرت کند. مسلمان‌ها در مکه در سختی بودند. باید هجرت می‌کردند و به مدینه می‌رفتند. رفتن به مدینه هزینه داشت مخصوصاً که کفار قریش نمی‌گذاشتند اینها اموالشان را همراه خود ببرند. بیش از همه ثروت داشت. این پنج مصرف، مصرف اموال حضرت خدیجه کبری بود. به بدهکارها می‌دادند، آزادی اسیرها بود، آنهایی که بی‌کس بودند، کسانی که قصد هجرت داشتند. مال از این با برکت‌تر سراغ دارید؟ مال و اموال ما چه می‌شود؟ پیامبر خدا گوسفندی را قربانی و بین نیازمندان تقسیم کردند. یک بخش کمی را برای خود گذاشتند. یک کسی فرمود: همه رفت! حضرت فرمود: نه، همه ماند. «ما عندکم ینفد و ما عند الله باق».

یکی از زیبایی‌های کار این بانوی بزرگوار این بود که در دورانی که بالاترین درآمدها و سودها از ربا بود، این بانوی بزرگوار با ربا اموالش را زیاد نکرده است. قرآن کریم می‌فرماید: در عصر جاهلیت ربای چند لایه می‌گرفتند. «أَضْعافاً مُضاعَفَة»   به یکی قرض می‌دادند و چند برابرش را می‌گرفتند. مثلاً یک میلیون قرض می‌داد می‌گفت: تا سال بعد با دویست هزار تومان سود باید بدهی. سال بعد طرف می‌گفت: نمی‌توانم. ندارم بدهم! می‌گفت: اگر نداری، باشد سال بعد دویست هزار تومان دیگر باید ربا بدهی. آیه نازل شد «لا تَأْكُلُوا الرِّبَوا أَضْعافاً مُضاعَفَةً» (آل‌عمران/130) چند برابر نخورید. کار جاهلیت اینطور بود. می‌گفت: من پول می‌دهم باید پول بیاورید. در دورانی که اساس کارها با ربا خواری بود، این بانوی بزرگوار با تجارت کار کرده است. برای آزاد کردن اسیر و بدهکارها و بی کس‌ها و مصیبت زده‌ها، اموال حضرت صرف می‌شد.در علل الشرایع شیخ صدوق و معانی الاخبار آمده در تفسیر این آیه شریفه، «أَ لَمْ يَجِدْكَ‏ يَتِيماً فَآوى، وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى وَ وَجَدَكَ عائِلًا فَأَغْنى» (ضحی/6-8) یک بانویی تمام ثوت حلال خودش را از تجارت در اختیار پیامبر می‌گذارد و گرفتارها گرفتاری‌شان برطرف می‌شود.‏ چرا این کار را کرد؟ چرا اینطور در راه خدا می‌داد؟ باور داشت، باور به مبدأ و معاد داشت.

در مجلس آیت الله العظمی بروجردی، سخنران در عظمت این بزرگوار گفته بود: این آقا کسی بود که معاد را باور داشت، ما در عظمت حضرت خدیجه بخواهیم بگوییم، باید بگوییم: معاد را باور داشتند. مشکل ما ضعف اعتقادی ماست. ما دست خالی می‌رویم و اگر دست خالی برویم، دیگر نمی‌توانیم کاری بکنیم. حضرت خدیجه هرکاری کرده اینجا بوده است. حضرت آیت الله طباطبایی می‌فرماید: فردای قیامت کسانی که نتوانستند وارد بهشت شوند، چهار جور التماس می‌کنند. التماس اول سوره اعراف آیه 50 است، «وَ نادى‏ أَصْحابُ‏ النَّارِ أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِيضُوا عَلَيْنا مِنَ الْماءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قالُوا إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُما عَلَى الْكافِرِينَ» بهشت و جهنم همدیگر را می‌بینند. یک ذره آب به ما بدهید. آن چیزهایی که خدا به شما داده است، کسی که در آتش است نمی‌تواند از این نعمت‌ها استفاده کند. از اهل بهشت نا امید می‌شود.

سراغ نگهبان‌های جهنم می‌روند، آیه 49 سوره غافر «وَ قالَ الَّذِينَ‏ فِي‏ النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْماً مِنَ الْعَذابِ» شما از خدا بخواهید، خدایا یک روز به ما تخفیف بده. آنها می‌گویند: راهی ندارد و نا امید می‌شوند. «وَ نادَوْا يا مالِكُ‏ لِيَقْضِ عَلَيْنا رَبُّكَ قالَ إِنَّكُمْ ماكِثُونَ» (زخرف/77) از نگهبان‌های جهنم که نا امید می‌شوند سراغ خازن جهنم می‌روند. بگو خدا مرگ ما را برساند و خلاص شویم. اینجا جاودانه هستید و جای رفتن نیست. مرحوم علامه می‌فرماید: به خدا التماس می‌کنند «وَ هُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيها رَبَّنا أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ» خدایا تو ما را از اینجا بیرون بیاور، قول می‌دهیم کاری کنیم غیر از کاری که تا حالا می‌کردیم. جواب می‌آید «أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ» به اندازه‌ای که بفهمید در دنیا عمر نکردید؟ «وَ جاءَكُمُ النَّذِيرُ فَذُوقُوا فَما لِلظَّالِمِينَ مِنْ نَصِيرٍ» (فاطر/     37) آدم به جایی می‌رسد که باید به در و دیوار بزند. اگر از فرصت دنیا استفاده نکردیم باید به در و دیوار التماس کنیم. شما فرصت داشتی، می‌توانستی استفاده کنی.

الآن از این فرصت استفاده کنیم. از ماه ضیافت الله چه فرصتی بالاتر هست؟ حضرت خدیجه بانویی بود که نامش در تاریخ باقی ماند. نه فقط بخاطر فضایلی که خدا به او داد، پیامبر خدا همسران متعددی داشتند، همه مثل حضرت خدیجه بودند؟ نه، این بخاطر ایثار ایشان بود. زنان بسیاری هستند که نامشان در تاریخ باقی مانده است. مشهد آن حرم نورانی، کنارش مسجد گوهرشاد، یک بانو که آثار فراوانی از ایشان به جا مانده است. وقتی این مسجد تمام می‌شود، این خانم خدمتکاری دارد به اسم پریزاد، می‌گوید: خانم شما مسجد ساختی، خدا قبول کند. از این مصالح اضافی به من می‌دهی کاری کنم؟ مدرسه پریزاد درست راست مسجد است، در تاریخش نوشته این زن خدمتگزار و خادمه خانم گوهرشاد بوده است. تا هفتصد سال این مسجد و مدرسه مانده است. خانم‌ها در این قضیه خیلی می‌توانند تلاش کنند. خانمی ارثی به او رسیده، بانک گذاشته و سود می‌گیرد. الآن وقتش است.

روایتی از امام صادق هست که فرمود: «مَنْ أَطْعَمَ مُسْلِماً حَتَّى‏ يُشْبِعَهُ‏ لَمْ يَدْرِ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ» احدی نمی‌داند که «مَا لَهُ مِنَ الْأَجْرِ فِي الْآخِرَةِ لَا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِيٌّ مُرْسَلٌ» هیچ فرشته مقربی نمی‌داند خدا چه اجر و پاداشی قیامت به این خانم می‌دهد. روایت دوم که بشارت و انذار است. در علل الشرایع شیخ صدوق از امام صادق هست، فرمودند: یکی از اخیار را در قبر می‌نشانند، می‌گویند: می‌خواهیم صد تازیانه بزنیم. می‌گوید: طاقت ندارم! تخفیف بدهید. می‌گویند: پنجاه تا، می‌گوید: من طاقت پنجاه ضربه دارم؟ می‌گویند: ده تا، می‌گوید: من طاقت ده تا تازیانه دارم؟ می‌گویند: یکی، به یکی راضی می‌شود. جرمش چه بود؟ یک بیچاره‌ای را دیدی و کمکش نکردی. می‌توانستی کمک کنی. در این شرایطی که هستیم، اوضاع خیلی سخت‌تر از این است که می‌بینیم. از رسانه ملی تشکر می‌کنم که همراهی مردم را نشان می‌دهند ولی این یک گوشه از کار است. دو سه ماه است کشور از نظر اقتصادی توقف داشته است. تعداد زیادی نتوانستند و گرفتاری زیاد دارند. اگر انسان به عمق گرفتاری وارد شود، اینها یک حاشیه کار است و ما باید خودمان دست به کار شویم. اطرافیانمان را نگاه کنیم.

حدیث بعدی از پیامبر خداست و در أمالی شیخ صدوق هست. خیلی از عزیزان این روزها دوست دارند خیراتی برای گذشتگان بفرستند، هیچ چیزی بالاتر از این نیست، حضرت عیسی از قبری عبور می‌کردند و دیدند صاحب قبر عذاب می‌شود. فرصت دیگری آمدند دیدند عذاب نمی‌شود، از خدا سؤال کرد: چه شد که دیگر عذاب نشد؟ خداوند فرمود: «يا روح الله أنه أدرك ولد صالح» یک بچه‌ی صالح داشت که به جایی رسید، به یتیمی پناه داده است. عذاب از او برداشته شده است. «فأصلح طريقا و آوي يتيما فغفرت له بما عمل ابنه‏» پیامبر خدا به فرزند حاتم طائی فرمود: عذاب شدید از پدرت بخاطر سخاوتش برداشته شد. یعنی ما می‌توانیم در زمان حیاتمان یک عزیزی از دست دادیم به فریادش برسیم.        ما چطور امتی هستیم؟ مردم ما خوب هستند یا نه؟ «  اذا ارد الله بقومٍ خیراً اذا اراد الله بقومٍ شرّا» خدا پول را در دست بخشنده‌ها قرار می‌دهد. «و إذا أراد اللَّه بقوم‏ شرّا» آن جامعه گرفتار شر و بدی است، اگر جامعه بخل بورزند. حد انفاق چقدر است؟ در کافی شریف از پیامبر هست، فرمود: یا علی هرچقدر می‌توانی تلاش کن، مردم بگویند: داری اسراف می‌کنی! انسان اینقدر بدهد که مردم بگویند: داری اسراف می‌کنی.

فرمود: وای بر کسی که «وَ بُؤْسَى‏ لِمَنْ‏ خَصْمُهُ‏ عِنْدَ اللَّهِ» فردای قیامت دشمنش «الْفُقَرَاءُ وَ الْمَسَاكِينُ» (نهج‌البلاغه/ص383) اگر فردای قیامت طلبکارها جلوی ما را بگیرند، ما باید باورهایمان را اصلاح کنیم. امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه فرمود: روزی را با صدقه پایین بیاورید. مرحوم آیت الله حائری جلسه مبارزه با فقر داشت. از بازاری‌ها پول می‌گرفت و می‌فرمود: پول شما تا هفته دیگر اینجا می‌ماند، اگر جایش جبران نشده بود پولتان را ببرید. این باور می‌خواهد. با صدقه روزی را پایین بیاورید. پیامبر خدا فرمود: صدقه ماه رمضان از همه بالاتر است. مرحوم شیخ مفید در مجلس و مرحوم شیخ طوسی در أمالی نقل می‌کند، وصایای امیرالمؤمنین معمولاً همین وصیت معروف را می‌خوانند. «وَ لَا تَأْكُلَنَّ طَعَاماً حَتَّى‏ تَصَدَّقَ‏ مِنْهُ‏ قَبْلَ أَكْلِهِ» (أمالی/ص222) مولای ما، شهید محراب، در بستر شهادت با فرق شکافته، آخرین وصایا مهمترین وصایای انسان است، فرمود: غذایی را نخور قبل از اینکه دست به طرف غذا کنی، از آن غذا صدقه بده.

امام رضا(ع) سر سفره قبل از اینکه کسی دست به غذا دراز کند یک ظرفی را می‌طلبیدند و از این غذای دست نخورده، این نیست که ما افطار را بخوریم و سحر هم بخوریم و فردا شب که میل به آن غذا نبود بگوییم: این را به فقیر بده! چقدر بعضی دنبال تنوع غذایی هستند، آن بیچاره‌ای که سه ما حقوق نگرفته، کارمندی که درآمدی ندارد. مغازه‌داری که فروش نداشته، خانم سرپرست خانواری که درآمد نداشته، او هم بچه دارد و خرج دارد. خیلی‌ها نوشتند ما تکان خوردیم و شنیدیم و متوجه شدیم، دنبال خمس مالمان نبودیم. اسلام می‌گوید: بهترین زندگی را داشته باشد، مسافرت، خانه و زندگی در شأن خودت باشد، بعد از یکسال اگر اضافه آمد بیست درصدش را یکبار فقط بده. خدیجه کبری همه اموالش را داد نه خمس مالش را. اگر تا سال بعد همان درآمد بود و چیزی اضافه نشد دیگر خمس ندارد، اگر اضافه شد، به آن اضافه خمس می‌خورد. یکی از کارهایی که فرصت خوبی است انجام بدهیم کفاراتی است که بر گردن ما هست. خانم‌ها مخصوصاً فراوان هست، هر سال خوب چند روز روزه نگرفتند، عذر شرعی داشتند، بین این دو سال رمضان هم نگرفتیم، خوب کفاره بر گردنشان هست. کفارات خود را بدهیم.

اگر من ماه رمضان روزه نگرفتم و مریض بودم و مسافر بودم و عذر شرعی داشتم، اگر بعد از ماه رمضان گرفتم که هیچ، اگر نگرفتم در این فاصله یازده ماه تا ماه رمضان بعدی کفاره بر گردن من هست و باید برای هر روزی یک کیلو گندم و یا غذا به نیازمندان بدهیم. معادل این مقدار 750 گرم گندم یعنی 2500 تومان است. یک ماه رمضان بیمار بود، روزی 2500 تومان کفاره دارد. سی روز تقریباً 90 هزار تومان است. من یا باید به یک مؤسسه بدهم که خودشان گندم بگیرند و به فقرا بدهند یا نه، اگر پولش را می‌دهد باید فقیر را وکیل کند که گندم خریداری کند. یا یک کیلو نان بدهند، ماکارونی بدهد، غذا بدهد. ارزانترینش همین است معادل 750 گرم گندم، آنهایی که کفاره عمد بر گردنشان هست. خیلی‌ها جاهل بودند و روزه نگرفتند. آقایی به من گفت: من اهل نماز و روزه نبودم، ولی چه نمازخوان و روزه گیری شده بود. رجب و شعبان و رمضان روزه بود. پنجاه سال روزه خورده بود. قضای این روزه که جای خود باید بگیرد یا وصیت کند. اما کفاره برای هر روزی که عمداً خورده خیلی سخت نیست. مگر نمی‌گویند برای هر روزی باید شصت مسکین را اطعام بدهی. شصت تا 750 گرم گندم، یعنی شصت تا 2500 تومان، برای یک روزش حساب کند.

در احوالات مرحوم کاشف الغطاء دیدم، ایشان از اساتید بزرگ حوزه هست. مرحوم شیخ جعفر کاشف الغطاء با تمام مقاماتی که داشت عجیب دغدغه فقرا را داشت. به مسجد آمد برای فقرا یک پولی جمع کرد، پول را بین فقرا تقسیم کرد. یک فقیری دیر رسید، گفت: بلند شو برای من پول جمع کن! گفت: فردا بیا، دیر شده است. این فقیر به این عالم بزرگ جسارت کرد. بلند شد دوباره به سمت مردم رو کرد و گفت: به احترام ریش سفید شیخ جعفر به این فقیر هم کمک کنید. جایی می‌خواست مهمانی برود، سر مهمانی دعوا بود. می‌گفت: من جایی مهمانی می‌روم که میزبان به فقرا کمک کند. دیر به نماز مسجد آمد، مردم فکر کردند آقا دیگر نمی‌آید. هرکسی بلند شد نماز خودش را بخواند، یک تاجری آن گوشه ایستاده بود. ایشان وقتی در مسجد آمد ناراحت شد، گفت: من نماز نیامدم، یک نفر نبود پشت سرش نماز بخوانید؟ رفت پشت سر کاسب ایستاد، اقتدا کرد. این بیچاره نمازش تمام شد و گفت: آقا پدر مرا درآوردی. گفت: بایست نماز عصر را هم بخوان! گفت: نه نمی‌خوانم. گفت: اگر نخوانی، باید فلان مقدار بدهی برای فقرا بدهم. هر بهانه‌ای را استفاده می‌کرد و ریش گرو می‌گذاشت.

اگر یک بانویی مثل خدیجه کبری، قرآن می‌گوید: «وَ وَجَدَكَ عائِلًا فَأَغْنى‏» (ضحی/8) ابن عباس در تفسیر آیه می‌گوید: با مال خدیجه کبری(س) پیامبر توانست مشکلات مالی مسلمانان را حل کند. همین کار را ما می‌توانیم داشته باشیم. بانوان بزرگوار باید در این قضیه پیش قدم باشند.

شریعتی: امروز صفحه 397 قرآن کریم، آیات 7 تا 14 سوره مبارکه عنکبوت را تلاوت خواهیم کرد.

«وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَنُكَفِّرَنَ‏ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِي كانُوا يَعْمَلُونَ «7» وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حُسْناً وَ إِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بِي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ «8» وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَنُدْخِلَنَّهُمْ فِي الصَّالِحِينَ «9» وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ فَإِذا أُوذِيَ فِي اللَّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ النَّاسِ كَعَذابِ اللَّهِ وَ لَئِنْ جاءَ نَصْرٌ مِنْ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ إِنَّا كُنَّا مَعَكُمْ أَ وَ لَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِما فِي صُدُورِ الْعالَمِينَ «10» وَ لَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْمُنافِقِينَ «11» وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا اتَّبِعُوا سَبِيلَنا وَ لْنَحْمِلْ خَطاياكُمْ وَ ما هُمْ بِحامِلِينَ مِنْ خَطاياهُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ «12» وَ لَيَحْمِلُنَّ أَثْقالَهُمْ وَ أَثْقالًا مَعَ أَثْقالِهِمْ وَ لَيُسْئَلُنَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَمَّا كانُوا يَفْتَرُونَ «13» وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى‏ قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عاماً فَأَخَذَهُمُ الطُّوفانُ وَ هُمْ ظالِمُونَ»

ترجمه آیات: و كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‏اند، قطعاً لغزش‏هاى آنان را مى‏پوشانيم، و بى شك بهتر از آنچه عمل مى‏كرده‏اند پاداششان مى‏دهيم. و به انسان سفارش كرديم كه به پدر و مادر خود نيكى كند، و اگر آن دو كوشيدند تا چيزى را كه بدان علم ندارى شريك من سازى، از ايشان اطاعت مكن، سرانجامِ شما به سوى من است، پس شما را از (حقيقت) آنچه انجام مى‏داديد آگاه خواهم ساخت. و كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‏ اند، بى شك آنان را در زمره‏ى شايستگان در مى‏آوريم. و برخى از مردم (به زبان) مى‏گويند: به خداوند ايمان آورده‏ايم، پس هرگاه در راه خدا آزار ببينند، اذيّت و آزار مردم را به عنوان عذاب خداوند قرار مى‏دهند، و اگر از جانب پروردگارت يارى و پيروزى رسد، با تأكيد مى‏گويند: ما با شما بوديم. آيا (نمى‏دانند كه هيچ كس از) خدا به آنچه در دلهاى جهانيان مى‏گذرد، آگاه‏تر نيست؟ و قطعاً خدا كسانى را كه ايمان آورده مى‏شناسد، و منافقان را (نيز) مى‏شناسد. و كسانى كه كافر شده‏ اند، به كسانى كه ايمان آوردند گفتند: شما راه ما را پيروى كنيد، (اگر گناهى داشته باشد) ما گناهان شما را بر عهده مى‏گيريم. در حالى كه چيزى از گناهانشان را عهده‏دار نيستند؛ قطعاً آنان دروغگويانند. بى شك آنان هم بار (خطاى) خودشان و (هم) بارهاى ديگر را با بار خود بر دوش خواهند كشيد، و مسلّماً در روز قيامت از آنچه به دروغ مى‏بافتند بازخواست خواهند شد. و به راستى نوح را به سوى قومش فرستاديم، پس در ميان آنان، هزار سال به استثناى پنجاه سال درنگ كرد، (ولى جز اندكى از مردم به سخن او گوش ندادند) پس طوفان (قهر خداوند) آنان را در حالى كه ستمگر بودند فرا گرفت.

شریعتی: کتاب «خدیجه بانوی بزرگ اسلام» با قلم حاج آقای فرحزاد است که برای تهیه کتاب می‌توانید به 20000303 پیامک بدهید.

حاج آقای حسینی قمی: انشاءالله در ماه رمضان کسی نباشد که کفاره بر گردنش باشد و پرداخت نکند. کفاره عمد هم که قضای روزه جای خود است، یکی که طعام به شصت به مسکین است، ارزانترین و آسانترین همین شصت تا سه هزار تومان است. انشاءالله این ماه را برای همه ما ماه آمرزش گناهان قرار بدهند. خدایا به حق محمد و آل محمد همه آنهایی که به ماه رمضان نرسیدند، در همه این ثواب‌ها شریک بفرما.

شریعتی: «والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»