main logo of samtekhoda

99-02-08-حجت الاسلام والمسلمين حسینی قمی – سیری در نهج‌البلاغه، شرح خطبه 87


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: سیری در نهج‌البلاغه، شرح خطبه 87
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين حسینی قمی
تاريخ پخش: 08- 02-
99
شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
اگر جای مروت نیست با دنیا مدارا کن *** به جای دلخوری از تو بیرون را تماشا کن
دل از اعماق دریای صدف‌های تهی بردار *** همین‌جا در کویر خویش مروارید پیدا کن
چه شوری بهتر از برخورد برق چشم‌ها با هم *** نگاهش را تماشا کن اگر فهمید حاشا کن
من از مرگی سخن گفتم که پیش از مرگ می‌آید *** به آه عشق کاری برتر از اعجاز عیسی کن
خطر کن، زندگی بی او چه فرقی می‌کند با مرگ *** به اسم صبر کم با زندگی امروز و فردا کن
سلام می‌کنم خدمت شما بینندگان خوب و نازنین‌مان، انشاءالله هرجا هستید خدای متعال پشت و پناه شما باشد. طاعات و عبادات شما قبول باشد. انشاءالله این ماه رمضان یک ماه رمضان متفاوت باشد و بهترین برکات نصیب همه ما شود و مهیا شویم برای شب‌های قدر و بهترین‌ها برای ما مقدر شود. حاج آقای حسینی قمی سلام علیکم، خیلی خوش آمدید.    
حاج آقای حسینی قمی: سلام علیکم و رحمة الله، عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت همه بینندگان عزیز دارم. امیدوارم طاعات و عباداتشان قبول باشد، دو دسته هستند حسرت این روزها را می‌خورند، یکی آنهایی که به ماه رمضان نرسیدند و عمرشان وفا نکرد و کسانی که به ماه رمضان رسیدند ولی به دلیل بیماری نمی‌توانند روزه بگیرند و خیلی غصه می‌خورند. یک وقتی حدیثی در مورد فضیلت ماه رجب خواندم، بیننده‌ای پیام داده بود که شما حدیث را خواندی و ما نشسته بودیم زار زار گریه می‌کردیم. روزه ماه رمضان که چیز دیگری است. اگر انسان بعدها هم قضا کند، هیچ چیزی جای ماه رمضان را نمی‌گیرد و باید حمد خدا را بگوییم. خداوند این لیاقت و قابلیت را به همه ما داد تا به ماه رمضان دیگر برسیم، ماه رمضان نه فقط ماه نزول قرآن است، مرحوم کلینی حدیثی را نقل کردند، تمام کتاب‌های آسمانی در ماه رمضان نازل شده است. صحف ابراهیم، تورات و انجیل، زبور، همه کتاب‌های آسمانی ماه نزولشان ماه رمضان است. می‌دانید در نقل‌ها هست که روزه قبلاً فقط بر انبیاء واجب بود و خداوند به ما دستور داد که کار انبیاء را انجام بدهیم. انشاءالله عزیزان موفق هستند و اگر بهانه نیاوریم این نعمت فوق العاده، اگر کسی در ماه رمضان یک روز روزه بگیرد، از روی شوق، اگر خداوند همه عالم را پر از طلا کند و به آنها بدهد، می‌گوید: من هنوز پاداش آنها را ندادم و تا قیامت پاداش آنها را می‌دهم. خدا می‌فرماید: دنیا ظرف پاداش روزه‌دارها نیست! «الصَّوْمُ‏ لِي‏ وَ أَنَا أَجْزِي بِه‏» (مصباح الشریعه/ص136) از مهمترین‌ چیزهایی که می‌تواند اراده ما را قوی کند، روزه ماه رمضان است. انشاءالله از این فرصت استفاده کنیم. ماه رمضان به سرعت می‌گذرد. کسانی که کارگر دارند و کارمند دارد، تخفیف بدهند، انشاءالله بتوانیم ماه رمضان خوبی را داشته باشیم.
شریعتی: انشاءالله همه مردم در سلامت و صحت باشند و سحرهایتان پرنور باشد، در محضر نهج‌البلاغه شریف و خطبه 87  نهج‌البلاغه هستیم.
حاج آقای حسینی قمی: بسم الله الرحمن الرحیم، خطبه 87 چهل ویژگی برای متقین هست. برای شرح این خطبه کتاب‌های فراوانی نوشته شده است. حضرت می‌فرماید: «عِبَادَ اللَّهِ إِنَّ مِنْ أَحَبِّ عِبَادِ اللَّهِ» محبوب‌ترین بنده نزد خدا کسی است که «عَبْداً أَعَانَهُ‏ اللَّهُ عَلَى نَفْسِهِ» خدا کمکش کند بتواند بر نفس خودش غلبه کند. نقطه مقابلش خطبه 102 هست، می‌فرماید: «إِنَّ مِنْ أَبْغَضِ الرِّجَالِ إِلَي اللَّهِ تَعَالَي لَعَبْداً وَكَلَهُ‏ اللَّهُ‏ إِلَي نَفْسِهِ»‏ چه کسی بیش از همه از او بیزار است، کسی که او را به خودش واگذار کند. در دعا از خدا می‌خواهم «الهی لَا تَكِلْنِي‏ إِلَى‏ نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْن‏ ابداً» خدایا کمک کن و دست ما را بگیر.
«فَاسْتَشْعَرَ الْحُزْنَ وَ تَجَلْبَبَ الْخَوْفَ» همیشه نگرانی و دغدغه داشته باشد، « فَزَهَرَ مِصْبَاحُ‏ الْهُدَى‏ فِي‏ قَلْبِهِ» اگر یک نگرانی دائمی داشته باشد، لباس زیرین و دائمی همراهش باشد، یک پوشش سراسری در ندگی‌اش باشد، چراغ هدایت در قلبش روشن می‌شود. آثار و برکات این چراغ هدایت چیست؟ «وَ أَعَدَّ الْقِرَى‏ لِيَوْمِهِ النَّازِلِ بِهِ» وسایل پذیرایی را برای روزی که به آن روز خواهیم رسید و قبر و قیامتی که داریم، وسایل پذیرایی‌ را آماده می‌کند. دیگر ترس و وحشتی ندارد. مرحوم شیخ طوسی یک داستانی را نقل می‌کند بسیار جالب است. یکی از کسانی که به دست ابن زیاد به شهادت رسید، رُشید هَجری از اصحاب خوب و با وفای امیرالمؤمنین بود. ابن زیاد خیلی بد او را به شهادت رساند. اول دست و پایش را قطع کرد، چون گفت: امیرالمؤمنین به من خبر داده من چطور به شهادت می‌رسم، زبان مرا قطع می‌کنی، دست و پایم را قطع می‌کنی، گفت: من هم به عکس کاری می‌کنم که ضد حرف مولایت باشد و حرف امیرالمؤمنین راست نباشد. دست و پایش را قطع کرد و او شروع به دفاع از امیرالمؤمنین کرد. ابن زیاد عصبانی شد و زبانش را هم قطع کردند. قبل از اینکه زبانش را قطع کنند، دخترش گفت: «يَا أَبَتِ‏ جُعِلْتُ‏ فِدَاكَ‏، هَلْ تَجِدُ لِمَا أَصَابَكَ أَلَماً» چه دردی می‌کشی الآن؟ «قَالَ: وَ اللَّهِ لَا يَا بُنَيَّةِ إِلَّا كَالزِّحَامِ بَيْنَ النَّاسِ» (أمالی شیخ طوسی/166) دردش به حدی است که کسی وسط ازدحام جمعیت باشد. انسان می‌تواند به جایی برسد که جانش را در راه خدا آماده تقدیم کند و دردی احساس نکند. مرگ برایش ترسی ندارد. این برای کسانی است که اگر وسایل پذیرایی آماده کرده باشیم، آماده هستیم.
«فَقَرَّبَ عَلَى‏ نَفْسِهِ‏ الْبَعِيدَ وَ هَوَّنَ الشَّدِيدَ» آن را که دیگران دور می‌بینند، نزدیک می‌بیند. مرگی که می‌گویند: سخت است، آسان است. گاهی ما با یک کسالت گاهی دست و پای خود را گم می‌کنیم. مرحوم سید احمد خوانساری از مراجع بزرگ تقلید بودند، بسیار عجیب در مقامات علمی و معنوی بودند. مرحوم آیت الله العظمی بروجردی از ایشان تقاضا کردند که شما به تهران بروید. ایشان تهران آمدند و سالها در تهران بودند، امام جماعت و مرجع تقلید بودند. امام(ره) فرمود که در مقام عدالت ایشان نباید صحبت کرد. در مقام عصمت ایشان باید صحبت کرد. ایشان یک عمل جراحی داشتند، در آن عمل جراحی باید بیهوش می‌کردند، ایشان در بیهوشی خود یک مشکل فقهی می‌دیدند، می‌گفتند: وقتی مرا بیهوش می‌کنند، مقلدینی که از من تقلید می‌کنند، چه می‌شود کرد؟ مرا بیهوش نکنید. گفتند: مگر می‌شود؟ ایشان را بدون بیهوشی عمل جراحی کردند. وقتی بعد از عمل سؤال کردند که شما در این فاصله چه کردید؟ فرمود: وقتی شما شروع به عمل جراحی کردید، من هم شروع به تلاوت قرآن کردم، یعنی آنچنان خودش را از این بدن مادی جدا کرده بود. اینکه صحابی حضرت می‌گوید: قطع دست و پا مثل فشار در جمعیت است. این عشق امیرالمؤمنین و محبت امیرالمؤمنین است. ما چنین ارتباطی نداریم و دردهای جزئی فریاد ما را درمی‌آورد.
« نَظَرَ فَأَبْصَرَ» نگاهشان سطحی نیست و بصیرت دارند. «وَ ذَكَرَ فَاسْتَكْثَرَ» یاد خداست و چون یاد خداست دنبال کار خیر هستند. همه اینهایی که کار خیر می‌کنند بخاطر این است که یاد خدا داشتند. در حالات مرحوم آیت الله العظمی بروجردی هست که کسی در مجلس یادبود ایشان منبر رفت. این آقا در منبر گفت: ایشان شخصیتی بود که خدا و مبدأ و معاد را قبول داشت، قیامت را قبول داشت. بعد از منبر کسی گفت: مگر ایشان کم خدمت کرده بود، شما اینها را بگو. گفت: به این جهت گفتم که ریشه همان خدمت همان باور به مبدأ و معاد است. امیرالمؤمنین فرمود: «وَ ذَكَرَ فَاسْتَكْثَرَ» چون یاد خدا هستم کار خیر انجام می‌دهم و اگر یاد خدا نباشم، کار خیر انجام نمی‌دهم.
«وَ ارْتَوَى مِنْ عَذْبٍ فُرَاتٍ سُهِّلَتْ لَهُ مَوَارِدُهُ فَشَرِبَ نَهَلًا وَ سَلَكَ سَبِيلًا جَدَداً» حضرت فرمود: اینها از آب گوارایی که خدا برایشان مهیا کرده می‌نوشند و راه هموار را می‌پیمایند. «قَدْ خَلَعَ سَرَابِيلَ الشَّهَوَاتِ» سرابیل به معنی لباس است، پیراهن شهوات را از خودشان دور می‌کنند. انسان می‌تواند طوری زندگی کند که انجام واجبات مثل یک پوشش سراسری در بدنش باشد یا نه نقطه مقابلش، امیرالمؤمنین می‌فرماید: عده‌ای هستند که تمام هواهای نفسانی مثل یک پیراهن دورشان را گرفته است. متقی کسی است که این پیراهن را از تن خود بیرون بیاورد. متقی در دنیا غمی ندارد، «وَ تَخَلَّى مِنَ الْهُمُومِ إِلَّا هَمّاً وَاحِداً» فقط یک غصه دارد، «انْفَرَدَ بِهِ» آیا ما رضایت خدا را کسب کردیم؟ خدا از ما راضی است یا نه؟ «فَخَرَجَ مِنْ صِفَةِ الْعَمَى وَ مُشَارَكَةِ أَهْلِ الْهَوَى» این دیگر چشم بصیرت دارد و دنبال کسانی که اهل هواپرستی هستند نیست، «وَ صَارَ مِنْ مَفَاتِيحِ أَبْوَابِ الْهُدَى» خودش کلید هدایت می‌شود. «وَ مَغَالِيقِ أَبْوَابِ الرَّدَى قَدْ أَبْصَرَ طَرِيقَهُ وَ سَلَكَ سَبِيلَهُ وَ عَرَفَ مَنَارَهُ» مَنار جایی است که در گذشته محل نور بود، مناره هم می‌گذاشتند که کسی که از راه دور می‌آمد آن شهر را با نوری که در این مناره بود، پیدا می‌کرد. حضرت می‌فرماید: این آقا به جایی رسیده که چراغ هدایت را پیدا کرده است.
«وَ قَطَعَ غِمَارَهُ» از گرداب‏‌های گمراهی و هواپرستی فاصله گرفته است. «وَ اسْتَمْسَكَ مِنَ الْعُرَى بِأَوْثَقِهَا»، در سوره بقره می‌خوانیم «فَقَدِ اسْتَمْسَكَ‏ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى» (بقره/256) اگر کسی بتواند به اینجا برسد، شارحین گفتند: یکی نور اهل‌بیت و یکی هدایت الهی است، «وَ مِنَ الْحِبَالِ بِأَمْتَنِهَا» محکم‌ترین ریسمان را تعبیر به اهل‌بیت کردند و به امیرالمؤمنین تعبیر کردند. «فَهُوَ مِنَ الْيَقِينِ عَلَى مِثْلِ ضَوْءِ الشَّمْسِ» متقی به چه درجه‌ای از یقین می‌رسد؟ مثل روشنی خورشید است. همه هنر و تلاش امیرالمؤمنین و اهل‌بیت این بود که ما به این درجه از یقین برسیم. بسیاری از مشکل‌های ما در ضعف باورهای دینی است. در دعای مکارم الاخلاق اولین چیزی که از خدا می‌خواهیم چیست؟ «اللهم بَلِّغْ بِإِيمَانِي أَكْمَلَ الْإِيمَانِ، وَ اجْعَلْ يَقِينِي أَفْضَلَ‏ الْيَقِين‏» خدایا کاری کن که یقین ما به بالاترین درجه یقین برسد. اولین چیزی که امام سجاد در دعای مکارم الاخلاق از خدا می‌خواهد این است. اگر ما در عمل مشکل داریم ببینیم ایمان ما چطور است. اول چیزی که به ما یاد دادند از خدا بخواهیم، نماز و روزه و سجده نیست، ماه رمضان یکی از دعاهایی که خیلی خوب است، دعای ابوحمزه هست که شبی یک صفحه بخوانند، دعای افتتاح، دعای مکارم الاخلاق هم برای همیشه هست. از خدا بخواهیم که خدایا یقین من به بالاترین درجه برسد.
«قَدْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلَّهِ سُبْحَانَهُ فِي أَرْفَعِ الْأُمُورِ مِنْ إِصْدَارِ كُلِّ وَارِدٍ عَلَيْهِ وَ تَصْيِيرِ كُلِّ فَرْعٍ إِلَى أَصْلِهِ» متقی به جای می‌رسد که اولاً خودش را برای خدا وقف می‌کند. آدم مؤمن به جایی می‌رسد که زندگی‌اش وقف خداست. بالاترین کاری که متقی می‌تواند انجام بدهد این است که هر سؤال و شبهه‌ای هست را پاسخ بدهد. این برای کسانی است که خودشان راه را پیموده باشند، خودش رسیده باشد و بتواند دیگران را هم هدایت کند. یک جمله‌ای از امام مجتبی(ع) هست که قبل از شهادتشان فرمودند: بگویید برادرم محمد حنفیه بیاید. محمد حنفیه آمد فرمود: برادر جان خواستم سخنی بگویم که دلم نیامد تو اینجا نباشی، سخنی بگویم که اگر مرده‌ها توجه کنند زنده می‌شوند و زنده‌ها بی توجه باشند، ولو زنده هستند ولی واقعاً مردند. آخرین سفارش امام مجتبی در لحظه شهادت این بود که فرمود: برادرم، «كُونُوا أَوْعِيَةَ الْعِلْمِ‏ وَ مَصَابِيحَ الْهُدَى» ظرف دانش باشید، چراغ هدایت برای دیگران باشید. متقی باید به اینجا برسد، مرحوم آیت الله احمدی میانجی خیلی این جمله را تکرار می‌کردند و می‌فرمودند: جوانان عزیز! زیارت عاشورا خواندن و نماز شب خواندن خیلی خوب است ولی حرف من به شما این است بهترین غذا را استفاده کنید. به اندازه‌ای که لازم است بخوابید. ولی واجبات خود را انجام بدهید و گناه نکنید. یک برنامه‌ریزی جدی کنیم، یک دوره نهج‌البلاغه را بخوانیم. مباحث اخلاقی خوبی که هست را مطالعه کنند. دستگیری از دیگران، دستگیری فکری خیلی مهم است. در اصول دین، اعتقادات و واجبات از دیگران دستگیری کنیم.
«كَشَّافُ‏ عَشَوَاتٍ» گمراهی‌ها را کشف و برطرف می‌کنند، «مِفْتَاحُ مُبْهَمَاتٍ» کلید راه‌های مبهم هستند. «دَفَّاعُ‏ مُعْضِلَاتٍ‏» خیلی دفاع می‌کنند در معضلات، «دَلِيلُ فَلَوَاتٍ» در بیابان برهوت راهنما هستند. یا حرف می‌زند یا خوب حالی می‌کند. یا سخن او باعث خیر است، «يَقُولُ فَيُفْهِمُ وَ يَسْكُتُ فَيَسْلَمُ» یا ساکت است و با سکوتش سلامت خودش را حفظ می‌کند. آیت الله احمدی میانجی نوشته بود: به کسی گفتند: غیبت نکن. غیبت روزه را خراب می‌کند. یک قطره آب روزه را باطل می‌کند، غیبت روزه را باطل نمی‌کند؟ بعضی فقها می‌گویند: ثوابش کم می‌شود. گفت: مگر شما علما نمی‌گویید حفظ جان واجب است؟ من اگر غیبت نکنم می‌میرم. بعضی اینقدر عادت کردند که اگر غیبت نکنند می‌میرند.
مرحوم میرزا جواد ملکی تبریزی فرمود: آخر ماه رمضان باید کم خوردن و کم گفتن گیر ما بیاید. امیرالمؤمنین می‌فرماید: حرف می‌زند چیزی به مردم می‌فهماند، یا سکوت می‌کند سالم می‌ماند. ما نه کم می‌خوریم، نه کم سخن می‌گوییم. یک سحر و افطار معتدل بخوریم. کم گفتن، کم خوردن! آیت الله حق شناس می‌فرمودند: من گاهی سر سفره‌ای که می‌نشینم در جلسه‌ای هستم، یک کلام حرف نمی‌زنم، چون خیلی‌ها وقتی حرف می‌زنند حرفی است که فایده ندارد یا آدم به گناه کشیده می‌شود. در جلسه‌ای که می‌روید، پیامبر در جلسه‌ای که می‌نشستند حرفشان را تحمیل بر جلسه نمی‌کردند. از آداب اجتماعی بسیار خوب پیامبر است. مثلاً بحث دنیایی بود، همان بحث را ادامه می‌دادند. ولی اگر حرف گناه می‌شد دیگر نمی‌گذاشتند ادامه پیدا کند. مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی می‌فرمود: در جلسه‌ای که می‌روید نبض جلسه دست شما باشد. نگذارید به گناه کشیده شود. مرحوم آیت الله حق شناس زیاد این حدیث را می‌خواندند، اگر زیاده‌گویی‌های شما نبود « لو لا تزييد فى حديثكم و تمزيج فى قلوبكم لرأيتم ما ارى‏ و لسمعتم‏ ما اسمع» همان چیزهایی که من می‌شنوم، شما هم می‌شنوید. انسان می‌رسد به درجه‌ای که حرفی بشنود که پیامبران شنیدند.
در این ایامی که کرونا هست، گاهی گفتگوهایی مطرح می‌شود و تندی‌هایی می‌شود که زندگی‌ها به هم می‌ریزد. الآن متأسفانه آمار دعواهای خانوادگی خیلی زیاد شده است. در ووهان چین وقتی قرنطینه تمام شده، آمار طلاق بسیار بالا رفته است. ماه رمضان تمرین تحمل است. آقا چیزی گفت، شما پاسخ ندهید. خانم چیزی گفت، شما پاسخ ندهید. یک روزی آیت الله العظمی سید محمد تقی خوانساری و آیت الله العظمی اراکی از پله‌های مدرسه فیضیه بالا می‌رفتند. درس از مدرسه فیضیه به حرم حضرت معصومه هست که الآن بسته است. گفتیم آیت الله سید محمد تقی خوانساری صاحب نماز باران، مرد عجیبی در مقامات علمی و معنوی بود، با آیت الله العظمی اراکی از پله‌ها بالا می‌رفتند. من رفتم به آقای خوانساری گفتم: من یک طلبه هستم اینجا درس می‌خوان    ولی مشکلی هست، گاهی برای ما مهمان می‌آید، بستگان و دوستان، اینها شب به حرم زیارت می‌روند و دیر برمی‌گردند، من هم باید استراحت کنم و فردا دنبال درس و بحثم باشم. چه کنم؟ ایشان نگاهی کرد و فرمود: اگر آقای آ میرزا عبدالکریم ما می‌خواهند به مقامات عالی برسند باید تحمل اذیت دیگران را داشته باشد. علامه طباطبایی فرمود: سیر و سلوک شما اخلاق در خانه شماست. بعد ایشان به این حدیث اشاره کردند که پیامبر می‌فرماید: نزد خدا مقامی است که انسان به آن مقام نمی‌رسد مگر با تحمل اذیت‌ها. حالا خانمی به شما حرفی زد، پاسخ نده. کسی به من گفت: دیوانه، بگو: شما تازه متوجه شدی ما دیوانه هستیم. ما خیلی وقت است دیوانه هستیم. نکند ماه رمضان بر ما وارد شده و ما هنوز کینه و کدورت را کنار نگذاشتیم. همین الآن همدیگر را حلال کنید. آقایی می‌گفت: من چند وقت یکبار از خانمم می‌خواهم مرا حلال کند. امام صادق(ع) در دعوات راوندی فرمود: خدا در ماه رمضان یک فرشته‌ای را مأمور می‌کند. هر روز ماه رمضان این فرشته فریاد می‌زند «وَ يَأْمُرُ اللَّهُ مَلَكاً يُنَادِي [فِي‏] كُلِّ يَوْمٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فِي الْهَوَاءِ أَبْشِرُوا عِبَادِي‏ فَقَدْ وَهَبْتُ لَكُمْ ذُنُوبَكُمُ السَّالِفَةَ» همه گذشته شما را بخشیدم. «وَ شَفَّعْتُ بَعْضَكُمْ فِي بَعْضٍ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ إِلَّا مَنْ أَفْطَرَ عَلَى مُسْكِرٍ أَوْ حَقَدَ عَلَى أَخِيهِ الْمُسْلِم‏» اگر کسی کینه‌ای از برادر مسلمانش داشته باشد، او را نمی‌آمرزد. خدا براخلاق و کینه‌ای را نمی‌آمرزد. توبه‌اش را هم قبول نمی‌کند. چرا توبه‌اش را قبول نمی‌کند؟ فرمود: اگر الآن هم توبه کند لفظی است و فایده ندارد.
شریعتی: امروز صفحه 390 قرآن کریم، آیات 36 تا 43 سوره مبارکه قصص را در سمت خدای امروز تلاوت خواهیم کرد.
«فَلَمَّا جاءَهُمْ مُوسى‏ بِآياتِنا بَيِّناتٍ‏ قالُوا ما هذا إِلَّا سِحْرٌ مُفْتَرىً وَ ما سَمِعْنا بِهذا فِي آبائِنَا الْأَوَّلِينَ «36» وَ قالَ مُوسى‏ رَبِّي أَعْلَمُ بِمَنْ جاءَ بِالْهُدى‏ مِنْ عِنْدِهِ وَ مَنْ تَكُونُ لَهُ عاقِبَةُ الدَّارِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ «37» وَ قالَ فِرْعَوْنُ يا أَيُّهَا الْمَلَأُ ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يا هامانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَلْ لِي صَرْحاً لَعَلِّي أَطَّلِعُ إِلى‏ إِلهِ مُوسى‏ وَ إِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكاذِبِينَ «38» وَ اسْتَكْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنا لا يُرْجَعُونَ «39» فَأَخَذْناهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْناهُمْ فِي الْيَمِّ فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الظَّالِمِينَ «40» وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ «41» وَ أَتْبَعْناهُمْ فِي هذِهِ الدُّنْيا لَعْنَةً وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ هُمْ مِنَ الْمَقْبُوحِينَ «42» وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ مِنْ بَعْدِ ما أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الْأُولى‏ بَصائِرَ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ»
ترجمه آیات: پس هنگامى كه موسى با (معجزات و) آيات روشن ما به سراغ آنان آمد، گفتند: اين چيزى جز سحر ساختگى نيست و ما چنين چيزى را در (ميان) نياكان خود نشنيده ‏ايم. و موسى (در پاسخ تكذيب فرعونيان) گفت: پروردگار من به كسانى كه از جانب او آمده ‏اند، آگاه‏تر است و (مى‏ داند) سرانجام (نيك) آخرت براى چه كسانى است. به درستى كه ستمكاران رستگار نخواهند شد. و فرعون گفت: اى بزرگان قوم! (اگرچه) من جز خودم معبودى براى شما نمى‏شناسم (امّابراى تحقيق بيشتر) اى هامان! براى من آتشى بر گِل بيفروز (و آجر تهيه كن) پس برجى بلند براى من بساز، شايد (به واسطه‏ ى بالا رفتن از آن) به خداى موسى دست يابم. و همانا من او را از دروغگويان مى‏پندارم. او (فرعون) و سپاهيانش به ناحقّ در زمين تكبّر ورزيدند و پنداشتند كه آنان به سوى ما بازگردانده نمى ‏شوند. پس ما (نيز) او و لشگريانش را (با قهر خود) گرفتيم و به دريا افكنديم. پس بنگر كه پايان كار ستمگران چگونه است. وآنان (فرعونيان) را پيشوايانى قرارداديم كه به آتش (دوزخ) دعوت مى‏كنند و (البتّه در) روز قيامت، يارى نخواهند شد. و در اين دنيا، لعنتى بدرقه‏ى آنان كرديم و روز قيامت، آنان از زشت چهره‏گان خواهند بود. و به تحقيق بعداز آنكه نسل‏هاى نخستين را نابود ساختيم، به موسى كتاب (آسمانى تورات را) عطاكرديم (تا وسيله‏ اى) براى بصيرت مردم و هدايت و رحمت باشد، شايد كه آنان پند گيرند.
شریعتی: کتاب «داستان‌های سمت خدا» مجموعه قصه‌هایی که از زبان حاج آقای حسینی قمی در برنامه سمت خدا شنیدید، در این کتاب جمع آوری شده که این دفتر نخست آن است. به سایت و کانال ما در سروش و ایتا مراجعه کنید و اگر نتوانستید از این دو طریق این کتاب را تهیه کنید به 20000303 پیامک بدهید، دوستان من شما را راهنمایی خواهند کرد.
حاج آقای حسینی قمی: از همه التماس دعا داریم، ماه رمضان ماه دعاست. برای عزیزانی که در این بیماری از دنیا رفتند، دعا کنیم. برای شفای همه بیماران دعا کنیم. یاران امیرمؤمنان همه وجودشان را در راه خدا از دست دادند و غالباً جانباز بودند و پایان زندگی خیلی از آنها به شهادت ختم شد. در دعای ماه رمضان داریم، «و قتلاً فی سبیلک فَوفق لنا» خدایا شهادت در راه خودت را نصیب ما بگردان. از جمله شهید بزرگواری که امیرالمؤمنین به ما یاد داده نامش را جاودانه داشته باشیم، جناب کمیل که دعای کمیل معروف به نام ایشان است. دعای کمیل دعای امیرالمؤمنین است ولی حضرت برای اینکه اسم یارانشان زنده بماند این دعاها را به یکی از اینها یاد می‌داد. دعای کمیل را اولین بار آقا امیرالمؤمنین شب نیمه شعبان و در سجده از اول تا آخر دعا را خواندند ولی ما هر شب جمعه می‌خوانیم. خدایا به حق محمد و آل محمد هرچه به همه خوبان عنایت می‌کنی، در این ماه ضیافت الله به ما بده و توفیق بندگی در این ماه را بیش از پیش به ما عطا بفرما.
شریعتی: «والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»