main logo of samtekhoda

99-02-04-حجت الاسلام والمسلمین عاملی- مضامین بی نظیر دعاهای اهل‌بیت (علیهم السلام)


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: مضامین بی نظیر دعاهای اهل‌بیت (علیهم السلام)
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمین عاملی
تاريخ پخش: 04- 02-99
شریعتی:
بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
ای کاش ببینیم همه ماه نهان را *** همراه طلوع تو شروع رمضان را
با تلخی اشک غم افطارت نمودیم *** از مأذنه هر بار شنیدیم اذان را
چندی است که چشمان زمین بی تو ندیده است *** از باد صفا نفس مشک فشان را
تلخند زبان‌ها بگذار از تو بگویند *** تا نام تو تغییر دهد طعم دهان را
هر بار که با تو به مناجات نشستیم *** یکبار هم احساس نکردیم زمان را
سلام می‌کنم به شما دوستان عزیزم، به سمت خدای امروز خیلی خوش آمدید. آغاز ماه مبارک رمضان را تبریک می‌گوییم. خدا را شکر که تا امروز بودیم و روزهای پایانی ماه شعبان را درک می‌کنیم. سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید.
حاج آقای عاملی: بسم الله الرحمن الرحیم، عرض ادب و احترام دارم خدمت حضرتعالی و همه مردم عزیز،  از خدای متعال می‌خواهم عافیت کامل و فرج کامل مرحمت بفرماید به ملت ما و بشریت و بیماران را شفای عاجل مرحمت بفرماید. محضر همه عزیزان تبریک می‌گویم از اینکه توفیق پیدا کرده‌ایم انشاءالله ماه رمضان را درک کنیم، چه توفیق بزرگی است، آنهایی که در برزخ هستند، تشنه هستند که یک لحظه چنین توفیقاتی را درک کنند و قیامت را برپا کنند. بالاترین جشن، ضیافتی که خدا راه اندازی بکند چقدر باید شادی و سرور داشته باشیم، ضیافت خداست و مشرف به این مهمانی شدی.
درضیافت‌خانه فیض نوالش منع نیست *** در گشاده است و صلا در داد خوان انداخته
ضیافت ماه رمضان یک ضیافت اختصاصی و ویژه است. مدال افتخاری است که خدای متعال به بشریت داده و بشریت را به حساب آورده است. همه را هم دعوت کرده است. مهمان ناخوانده هم نیستیم، وارد هم شویم احترامات فوق العاده است. «دُعِيتُمْ فِيهِ إِلَي ضِيَافَةِ اللَّهِ وَ جُعِلْتُمْ‏ فِيهِ‏ من أَهْلِ كَرَامَةِ اللَّهِ» تکریم در نهایت است. جشن‌هایی که در طول سال می‌گیریم، از جهت منشأ جشن و سرور چیزی به اینجا می‌رسد؟ چرا غافل شدیم از اینکه جشن و سرور باشد برای ماه مبارک رمضان و خدای متعال کاری کرده است که یک آیه، یک ختم قرآن نوشته می‌شود. الآن برای پدر و مادر و عزیزی که از دست رفته است، یک قرآن  برایش بخوانی، چه توفیقی است.
آقایی آمد گفت: من یک روز، روزه ماه رمضان را خوردم، چه کنم؟ حضرت فرمود: این کار را می‌کنی و مثل این روز را روزه می‌گیری، وقتی رفت، حضرت فرمود: مثل این روز را چطور می‌توانی بدست بیاوری؟! حضرت فرمود: نگویید رمضان آمد و رمضان رفت، با احترام بگویید رمضان. چون رمضان اسم خداست، یعنی در مسمای ماه رمضان چه غوغایی از عنایات نهفته است. ما فقط باید مواظب باشیم که حیثیت مهمان بودن را در ماه رمضان داشته باشیم و هر لحظه این احساس در ما باشد که ما در ضیافت خاص خدا نشستیم. یک آقایی می‌خواست به حج برود، پسرش گفت: کجا می‌روی؟ گفت: می‌روم خانه خدا را ببینم. این بچه فکر کرد لابد خدا هم دم در ایستاده، چون خانه‌اش است. به پدر اصرار کرد که مرا هم حج ببر. با هم راه افتادند و آمدند و رسیدند به جایی که فاصله بود تا مکه، این طفل مریض شد و از دنیا رفت. پدر خیلی ناله می‌کرد و در حج پریشان بود. در خواب به او گفتند: چرا اینقدر اوضاعت به هم ریخته است. گفت: آرزوی طفل این بود که بیاید خانه خدا را ببیند. گفتند: نه، تو نیت کردی خانه ما را ببینی، او نیت کرد ما را ببیند. او به محضر صاحبخانه رسید و تو به خانه ما رسیدی. در ماه رمضان بر ضیافت خدا هستیم بی ادبی نکنیم. حرمت ماه رمضان را نشکنیم چون ماه رمضان شعور دارد. با بعضی خصومت می‌کند.
آقا رسول الله فرمودند: من می‌بینم بعضی را روز قیامت می‌کشند و می‌گویند: او کسی است که ماه رمضان با او خصومت کرده است و حرمت ماه رمضان را شکسته است. آقا رسول الله می‌فرماید: من بیزار هستم از کسی که ماه رمضان با او خصومت کند. یعنی وای به حال کسی که آن کسی که باید شفاعت کند، خصومت می‌کند. انشاءالله خدای متعال به ملت ما توفیق بدهد، بهترین استفاده را از ماه رمضان داشته باشید، حرمت ضیف بر مضیف واجب است و این زمینه استجابت دعاست و مخصوصاً شب قدر از خدا می‌خواهم که بالاترین و فاخرترین مقدرات را بر عزیزان بنویسد، مخصوصاً برای ملت و کشور ما و بالاترین نعمتی که نعمت رهبریت است.
شریعتی: تبریک ویژه به همه دخترخانم‌ها و آقا پسرهایی که برای اولین بار است به این ضیافت مشرف می‌شوند. بحث ما بحث ادعیه بود. دعاهایی که از حضرات معصومین به ما رسیده است. از خدا چطور و با چه ادبیاتی بخواهیم. بحث امروز را خواهیم شنید.
حاج آقای عاملی: بحث ما در این بود که حضرات معصومین، دعاهایی که دارند، چه حاجتی باید خواسته شود. تشخیص درست مطلوب هنر است. به چه چیزهایی اولویت بدهیم و با چه ادبیاتی؟ بعضی ادبیات‌ها طوری است که سنگ را آب می‌کند و در را باز می‌کند. خدای متعال عاشق این نوع ادبیات است. حضرات معصومین با زبانی با خدا صحبت می‌کنند که صد در صد اگر کسی با خدا صحبت کند، غوغایی از عنایت درست می‌کند. به این نکته رسیدیم که سه امام بزرگوار، امیرالمؤمنین، امام حسین و امام سجاد به خدا عرض می‌کردند، خدایا اگر ما را به جهنم ببری در جهنم اعلام می‌کنیم که من آنجا اعلام می‌کنم که عاشق خدا هستم. این تعبیر بسیار عجیب است چون هرچقدر سختی بیشتر شود از جهنم که بالاتر نیست. اما جاذبه‌ی عشق تا کجاست؟ جمال محبوب نفوذش تا کجاست؟ اینها هیچ تأثیر ندارد که ما در تو را رها کنیم و جای دیگر برویم. هرچه تصمیم بگیری ولو اوج سختی باشد ما مقیم در تو هستیم. معنای لبیک اللهم لبیک همین است. یعنی خدایا مدام ملازم در تو هستم. خدایا من هستم و هرچقدر سختی باشد اینطور نیست که در خوشی ملازمت باشم و سختی درست شد قهر کنم.
در نماز مستحب است رکوع می‌رود، سرش را جلو بیاورد و نیت بکند، خدایا من ایمان دارم، باور دارم که تو ذات مدیر و مدبر و مالک این عالم هستی و من مال تو هستم. «بیدک لا بید غیرک زیادتی و نقصی و نفعی و ضُریّ» زیادت من و نقصان من، نفع من دست توست. ما به هیچکس حق نداریم گردن جلو بیاوریم و بگوییم: بیا گردن مرا بزن. این فقط برای خداست. هانی بن عُروه را که خواستند اعدام کنند، به کوفه آوردند. گفتند: گردنت را جلو بیاور. ما می‌خواهیم گردنت را بزنیم. ایشان گفت: من هیچوقت دشمن خودم را برای کشتن خودم یاری نمی‌کنم. چهل سال است دشمن به ما همین را می‌گوید و ملت را محاصره گذاشتند و حرفشان این است که گردنت را جلو بیاور بزنیم و چهل سال حرف ملت ما این است که ما جز در برابر خدا رکوع نمی‌کنیم. معصومین ما حساس بودند با چه ادبیاتی با خدا صحبت می‌کنند. امیرالمؤمنین دیدند کمیل یک دعایی درست کرده، نگاه کرد و کنار گذاشت و گفت: با این ادبیات با خدا صحبت کن، من دعایی را انشاء می‌کنم با این ادبیات صحبت کن.
آقا رسول الله وارد مسجد شدند و دیدند کسی با صدای بلند دعا می خواند، این دعا و ادبیاتش و عرض ارادت به ساحت ربوبیت بالا بود. حضرت فرمود: این دعا را که خوانده است؟ گفتند: این آقا خوانده است. حضرت آنقدر تجلیل کردند و خوشحال شدند. حواریون به خدا گفتند: یک چیزی بده بخوریم. حضرت عیسی فوراً ادبیات را عوض کرد و فرمود: «رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَكُونُ لَنا عِيداً لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا» (مائده/114) اینطور نیست که هرچه از پیغمبر نرسیده، بدعت است. پیغمبر ما از آن صحابی شنید و گفت: چقدر خوب. اینکه می‌گویند: هرچه در زمان پیامبر نبوده پس بدعت است، یک ایرادش این است. یکوقت آقا رسول الله با اصحاب نشسته بودند، دیدند مردی لباسش را درآورده و روی شن‌های داغ این طرف و آن طرف می‌چرخد. حضرت فرمود: بگویید این آقا بیاید من او را ببینم. آوردند، حضرت گفت: آنجا چه کار می‌کردی؟ گفت: یا رسول الله هروقت دلم قساوت می‌گیرد و جواب نمی‌دهد برای نجوا با خدا، روی شن‌های داغ لخت می‌شوم و به نفس خود می‌گویم: بچش! پیغمبر این کار را نکرده اما این مصداق یک قاعده کلی است که شما قساوت دلتان را معالجه کنید. حضرت آنقدر تحسین کرد و به اصحاب گفت: از ایشان التماس دعا کنید. بگویید: شما را دعا کند.
ما برای خواستن حاجت، یکوقت ادبیات چه ادبیاتی باشد و مطلب چه مطلبی باشد. مطلب را حضرات معصومین بارها به ما یاد دادند و این دعاها نشان می‌دهد از خدا چه چیزی بخواهیم که مصلحت دنیای ماست و مصلحت ابدیت ماست و زمینه سفره‌های فاخر برای ماست. در این باب حضرات معصومین تعبیرات خوبی دارند. ما در هر دو مرحله خطا می‌رویم، گاهی ادبیات ما خوب نیست و گاهی حاجتی که می‌خواهیم... حضرت آیت الله میانجی می‌فرمود: یکی از عرفا می‌گفت من که مشهد می‌روم می‌بینم هرکس می‌آید می‌گوید: خدایا وصله مرا زیاد کن. کسی نمی‌گوید: وصله‌های مرا بریز. در روایت هست که خدایا حاجت مرا از دنیا قطع کن. حاجت انسان هیچوقت از دنیا قطع نمی‌شود. این چه دعایی است که در روایت آمده است، من این را از حضرت آیت الله میانجی پرسیدم، گفتم: من نمی‌فهمم مراد حضرت چیست؟ فرمود: خدایا به من معرفتی بده که حاجت‌های مادی را حاجت ندانم! مرغان خانگی را بی دانگی‌ است ماتم! بده بخورم هنر نیست. خدایا قدرتی بده بخورانم و یکه خوار نباشم. قدرتی بده درد دیگران را درد خود بدانم. اینها حاجت می‌شود. اینها بلوغ است.
در تشخیص اینکه ما از خدا چه بخواهیم، باید مراجعه کنیم به حضرات معصومین، نورانیتی که مطالب آنها دارند، واقعاً تشخیص این حاجت‌ها، خود حاجت و آرزو نشان پایه معرفت شماست. اگر می‌خواهی ببینی یک کسی چه شخصیتی دارد، ببین آرزویت چیه. ببین حاجتش چیه؟ اینها که در اوج معرفت هستند می‌فهمند که از خدا چه بخواهند. رسول خدا در معراج یک فرصت استثنایی پیدا کرد، خدای متعال فرمود: یک حاجت مقضی پیش آمده داری و هرچه بخواهی به تو می‌دهم. آقا رسول الله هرچه بخواهد، خدا می‌دهد، پس این چیه؟ به آقا رسول الله گفتند: شما گاهی دعا می‌کنید مستجاب می‌شود، گاهی دعا می‌کنید مستجاب نمی‌شود. حضرت فرمود: من اگر دعا کنم مستجاب نمی‌شود. این یک چیز ویژه است، یعنی حاجتت هرچه باشد من این حاجت را می‌دهم. یک فرصت استثنایی آن هم در معراج، انسان کامل باید یک چیزی بخواهد که اگر آن را گرفت، همه چیز را گرفت. گفت: خدایا، «اضفنی الی عبودیتک»
نشانی داده‌اند اهل خرابات *** که التوحید اسقاط الاضافات
نگو خانه من، ملک من، ماشین من، قیچی بردار و همه را ببر، اگر بریدی به توحید رسیدی. هیچ نسبت به خودت نده و وقتی نسبت‌ها را بریدی می‌توانی بگویی که حقیقت شما غیر از ظواهر و مظاهر است. این نسبت‌هاست که برای ما حریم درست می‌کند و دعوا می‌شود. چرا به حریم من آمدی؟ آنوقت آقا رسول الله فرمود: مرا به عبودیت خودت نسبت بده و بگو: بنده من! در کره خاکی، در بحث عبودیت، هیچکس به پای آقا رسول الله نمی‌رسد. یکوقت تکیه داد و فوراً جلو آمد و گفت: «اللهم انی عبدک رسولک» چه غوغایی بود در آن عبودیت، عبد از خودش اراده ندارد و نگاهش نگاه خداست. در حنین آنقدر با امیرالمؤمنین نجوا کرد، گفتند: چقدر نجوا می‌کنی؟ با علی حرف در گوشی می‌زنی؟ گفت: من نجوا نکردم، خدا نجوا کرد. به ما یاد دادند اگر عبودیت بیاید، پول هم می‌آید. آبرو و سعادت هم می‌آید. خانواده آرمانی هم می‌آید. الآن داشتن خانواده آرمانی یک هنر است. آنقدر این بحث جایش خالی است شاخصه‌های خانواده آرمانی، پدر و مادر چه وظیفه‌ای دارند.
وقتی خدای متعال گفت: زهرا از من چیزی بخواهد. حضرت زهرا گفت: من چیزی نمی‌خواهم. جبرئیل نازل شد و گفت: یا رسول الله، خداوند می‌گوید: این عزیمت است، یعنی واجب است زهرا از من چیزی بخواهد. غیر از حضرت زهرا خداوند به هیچکس نفرموده است که باید از من یک حاجت بخواهی. سرّش چیست؟ این اسرار را باید فرزندش، صاحب عصر و الزمان بیاید باز کند. رتبه خیلی بالاست. حضرت زهرا عرض کرد: «النظر الی وجه الله» این باز یک شرحی دارد که انشاءالله خواهیم گفت. الآن هرجا نگاه کنی آیه هست. یعنی خدایا غیر از این آیات، از تو آیات می‌خواهم. تا پایین هستی خودت را می‌بینی وقتی بالا آمدی... لذا فرمود: نماز معراج من است.
سومین مورد این هست که وقتی امام حسین عرض می‌کند: خدایا از تو حاجتی می‌خواهم، اگر آن حاجت را به من بدهی هرچه را می‌گیری از من بگیر، اگر آن حاجت را به من ندهی، هرچه به من بدهی نفعی به من ندارد. «اسئلک فکاک رغبتی من النار» انشاءالله شب قدر که عزیزان قرآن به سر می‌گیرند، لحظه استجابت دعا که می‌رسد می‌گویید: «اسئلک بفکاک رغبتی من النار» یعنی هستیم که هستیم. اگر کسی با سبقه ابدیت وارد جامعه شود، شغلش هم درست می‌شود، زبانش هم درست می‌شود. موج می‌زند عطوفت و خیرخواهی. امیرالمؤمنین ریسمان دستش می‌گرفت و به بازار می‌آمد، هرکس جنسی خریده بود و نمی‌توانست حمل کند با ریسمان او را می‌بست و بار را به خانه می‌برد. یعنی خلیفه مسلمین حمال آدم از پا افتاده می‌شد. کجای تاریخ دیده شده است؟ شخصیت‌های آسمانی اینطور هستند. کسی که برای آخرت کار کند. در حجیره جلوی آفتاب می‌ایستاد. حجیره داغ‌ترین نقطه‌ی روز است. می‌گفتند: یا امیرالمؤمنین چرا اینجا ایستادی؟ ممکن است کسی با من کار داشته باشد و به من دسترسی نداشته باشد، گرفتار باشد و سراغ من بیاید. من اینجا ایستادم گره کارش را باز کنم. سبقه، سبقه‌ی ابدیت است.
امام صادق فرمود: هرکس صاحب حاجتی سراغ من می‌آید؛ خیلی عجله دارم کارش را حل کنم چون این نعمت خداست سراغ من آمده است. می‌ترسم از دستم برود. کسی برای ابدیت کار کند اینطور است. کسی که اعتقادی به ابدیت ندارد، غربال خدا تکان بخورد مردم به جنسی احتیاج دارند، بارها دیدید در این چهل سال گرفتاری‌هایی که در کشور ما درست شد، یک عده از پشت به ملت ما خنجر زدند. برای لذات مقطعی دنیا، چه چیزی را با چه عوض کردند؟
از زرگری به کوزه فروشی رسیده‌ای *** خاکت به سر ترقی معکوس کرده‌ای
امام حسین از هر جهت در مدینه به محاصره افتاد، گفتند: باید بیعت کنی. حضرت در برابر یک انتخاب حساس قرار گرفتند. اگر بیعت می‌کردند و امام حسین را نزد ابن زیاد می‌بردند و بیعت می‌کرد آنقدر امام حسین را ذلیل می‌کرد. همچنان که امام حسن مجتبی بیعت کرد و معاویه بالا نشست و پله پایین‌تر امام حسن را نشاند و گفت: خطبه بخوان. خواست ذلیلش کند. امام حسن مجتبی یک خطبه خواند که معاویه می‌گوید: انگار آسمان را به زمین کوبیدند. امام حسین را این ناپاک ذلیل می‌کرد، ما شیعه‌ها تا آخر مرده بودیم. آنقدر ایشان بر ما حق دارد! بتوانیم در تاریخ بلند قامت باشیم. عزتی که امام حسین برای ما درست کرده تا آخر نظیر ندارد. آنوقت باید یک انتخاب کند، آمد کنار حرم حضرت ختمی مرتبت در مدینه بیتوته کرد. گفت: خدایا یک سرنوشتی می‌خواهم که از آن سرنوشت، این را تقدیم به خانواده شهدا می‌کنم و رزمندگان عزیز و کسانی که یک عمر با خلعت شهادت زندگی کردند. گفت: خدایا یک سرنوشتی از تو می‌خواهم که بالاتر از آن سرنوشت در نگاه تو و در نگاه جدم رسول الله نباشد. خدای متعال شهادت را داد. این جمله را عزیزان از من یادگاری داشته باشند، «وَ أَحْيِنِي يَا رَبِّ سَعِيداً، وَ تَوَفَّنِي‏ شَهِيداً» یعنی خدایا زندگی من سعادتمندانه باشد و آخرت من با شهادت ختم شود. این را بخوان و نیت شهادت بکن. یا شهید می‌شوی که «عند ربهم یرزقون» شهید هم نمی‌شوی چون نیت شهادت داری، خدای متعال هرکس هر نیتی کردی با همان نیت با او معامله می‌کند. اینها نمونه‌هایی از مطالبات حضرات معصومین است که اگر کسی با آرزوی شهادت زندگی می‌کند، حضرت آقا خودش را وقف می‌کند برای عزت جامعه، ما در کنار سفره کسانی نشستیم در این کشور که با امید شهادت زندگی کردند، عزت کشور را حفظ کردند، با یک جنگی که یک جنگ جهانی در مقیاس کوچک، بیش از بیست کشور اسیر داشتیم در ایران، در جنگ هشت ساله. مثل سنگی در استخر آرام است که موج‌هایی درست می‌کند و جامعه را به طرف عقلانیت و آرمانی بودن و عطوفت پیش می‌برد.
شریعتی: تمام پزشکان و پرستاران و کادر درمان در بیمارستان‌ها با همین نیت خدمت می‌کنند و ثمره‌اش را می‌بینیم. همینطور نیروهای جهادی و بچه‌هایی که سالها منتظر چنین عرصه‌ای بودند و در راستای خدمت به جامعه جولان می‌دهند. امروز صفحه 386 قرآن کریم آیات 6 تا 13 سوره مبارکه قصص را تلاوت خواهیم کرد.
«وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ نُرِيَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا يَحْذَرُونَ «6» وَ أَوْحَيْنا إِلى‏ أُمِّ مُوسى‏ أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَ لا تَخافِي وَ لا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ «7» فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَ حَزَناً إِنَّ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما كانُوا خاطِئِينَ «8» وَ قالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِي وَ لَكَ لا تَقْتُلُوهُ عَسى‏ أَنْ يَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ «9» وَ أَصْبَحَ فُؤادُ أُمِّ مُوسى‏ فارِغاً إِنْ كادَتْ لَتُبْدِي بِهِ لَوْ لا أَنْ رَبَطْنا عَلى‏ قَلْبِها لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ «10» وَ قالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّيهِ فَبَصُرَتْ بِهِ عَنْ جُنُبٍ وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ «11» وَ حَرَّمْنا عَلَيْهِ الْمَراضِعَ مِنْ قَبْلُ فَقالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى‏ أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَ هُمْ لَهُ ناصِحُونَ «12» فَرَدَدْناهُ إِلى‏ أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُها وَ لا تَحْزَنَ وَ لِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ»
ترجمه آیات: و به آنان (مستضعفان) در زمين، قدرت وتمكّن بخشيم، و از ناحيه آنان به فرعون و (وزيرش) هامان و سپاهيانشان آنچه را كه از آن بيمناك بودند نشان دهيم. و ما به مادر موسى الهام كرديم كه او را شير بده، پس هرگاه (از فرعونيان) براو بيمناك شدى، او را (در جعبه‏اى گذاشته و) به‏دريا بيفكن و (از اين فرمان) مترس و (از دوريش) غمگين مباش، (زيرا) ما او را به تو بازمى‏گردانيم و او را از پيامبران قرار مى‏دهيم. پس (مادر موسى چنان كرد، چيزى نگذشت كه) فرعونيان، او را (ديده و از آب) برگرفتند تا سرانجام، دشمن و مايه اندوهشان گردد. همانا فرعون و هامان و سپاهيانشان خطاكار بودند. و (چون) همسر فرعون (احساس كرد كه آنان قصد كشتن كودك را دارند خطاب به فرعون) گفت: او را نكشيد (كه او) روشنى چشم من و توست. شايد به ما سودى برساند يا او را به فرزندى بگيريم، ولى آنها نمى‏فهميدند (كه چه كسى را در آغوش خويش مى‏پرورانند). ودل مادر موسى (از هر چيز، جز فكر فرزند) تهى شد (و) اگر قلب او را استوار نساخته بوديم تا از ايمان آورندگان (به وعده‏ى ما باقى) بماند، همانا نزديك بود كه (به واسطه جزع وفزع) آن (راز) را افشا كند. و (مادر موسى) به‏خواهر او گفت: (صندوق حامل موسى را) دنبال كن پس او از دور وى را زير نظر داشت، در حالى كه (دشمنان) متوجّه نبودند (كه آنكه او را تعقيب مى‏كند خواهر موسى است و از اين تعقيب، چه هدفى دارد). و ما (به دهان گرفتن سينه‏ى) زنان شيرده را از پيش بر او ممنوع كرديم، پس (خواهر موسى كه مأموران را در جستجوى دايه ديد) گفت: آيا مى‏خواهيد شما را بر خانواده‏اى راهنمايى كنم كه سرپرستى او را براى شما بپذيرند و براى او خيرخواه باشند؟ پس ما (اين‏گونه) او را به مادرش باز گردانيديم تا روشنى چشم او باشد و غم نخورد و بداند كه همانا وعده الهى حقّ است، ولى بيشتر مردم نمى‏دانند.
شریعتی:
زان پیش‌تر که عالم فانی شود خراب *** ما را ز جام باده گلگون خراب کن
«اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ غَفَرْتَ لَنَا فِيمَا مَضَى‏ مِنْ‏ شَعْبَانَ‏ فَاغْفِرْ لَنَا فِيمَا بَقِيَ مِنْه‏» انشاءالله با دل پاک و باطنی طاهر وارد این ضیافت الله شویم. اشاره قرآنی را بفرمایید و در مورد شخصیت جناب زید بن حارثه بشنویم.
حاج آقای عاملی: لحظه‌های آخر ماه شعبان بسیار روحانی است و دلها بسیار مستعد است برای ورود به ماه رمضان و اینکه دامن تکان دهیم و وارد شویم. وارد ضیافت می‌شویم، ضیافت آسمانی است، هرکسی با یک مقدماتی وارد ماه رمضان می‌شود. این لحظات آخر را از دست ندهید، اگر می‌خواهید شفیعی با خود داشته باشید و به محضر خدا بروید، با آن شفیع وارد ماه رمضان شوید. امام سجاد فرمود: خدایا محبت من به تو شفیع من است به تو، خدایا سوختم و دم در تو آمدم! اگر می‌خواهید متنی داشته باشید با آن بسوزید و تمام گناه‌ها ریخته شود و وارد ماه رمضان شوید در این لحظه‌های باقیمانده مناجات شعبانیه را با حضور قلب خاص بخوانید و با مناجات شعبانیه که برای شهید این ماه است، انشاءالله خدا ما را به حرمت انفاس مبارک امیرالمؤمنین ما را پاکیزه بپذیرد.
آیه‌ی «إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ» را انتخاب کردم. این آیه بسیار در زندگی ما مهم است. می‌دانید که در زمان فرعون هیچکس حق ازدواج نداشت، جامعه را فساد می‌گرفت و هیچکس نمی‌توانست فرزند ذکور داشته باشد. موسی به دنیا آمده، باید کشته شود. او را داخل جعبه گذاشتند و داخل رود خروشان نیل انداختند. خدا این قصه‌ها را برای سرگرم کردن ما نیاورده است. من با این قواعد عالم را مدیریت می‌کنم. چقدر اینها آرامبخش است. این نشان می‌دهد شما به اسباب ظاهری حساب استقلالی باز نکن، اگر سبب مخالف قوی شد، مأیوس نباش. اگر سبب موافق قوی شد، مغرور نباش و اعتقاد داشته باشد در هر شرایط بسیار سخت بگو من بن بست ندارم. چیزی که به آن امید نداری، به آن خیلی امید داشته باش. جاسوسان هم خبر می‌دادند، چنین بچه‌ای دنیا آمده است. امکان نگه داشتنش نبود و آنجا انداختند، دیگر چه کسی باید امید داشته باشد، اما مادرش مؤمنه بود. وقتی این را انداخت، دستور رسید به آب بیانداز. «وَ أَصْبَحَ فُؤادُ أُمِ‏ مُوسى‏ فارِغا» قلب مادر موسی خالی شد. ولی استاد ما می‌گفت: سرش را گذاشت و راحت خوابید و فارغ شد. حضرت امام از فرانسه که می‌آمدند، در هواپیما سرشان را گذاشتند و راحت خوابیدند.توحید اینطور است.«يَا مَنْ أَرْقَدَنِي‏ فِي مِهَادِ أَمْنِهِ وَ أَمَانِهِ» حمد خدایی را که مرا در گهواره امن و امان خود خوابانده است. این قصه بسیار مهم است. برای انسان روحیه می‌دهد که حضرت امام فرمود: والله در عمرم نترسیدم.
درس دوم این است که این طفل داخل کاخ فرعون آمد و گرفتند، حالا می‌خواهند این بچه را نگه دارند، هرکس که خانمی را آوردند شیر بدهد، شیر تمام زن‌های شیرده را به موسی حرام کردیم. این یک درس تربیتی بسیار مهمی است که نمی‌شود ادا کرد. چرا؟ چون زن‌ها همه افسرده بودند، همه آنها داغ دیده بودند، اگر یک زن افسرده به این طفل شیر بدهد، دیگر مأموریت خطیری که خدا قرار است به موسی بدهد، «اذْهَبْ إِلى‏ فِرْعَوْنَ‏ إِنَّهُ طَغى‏» (طه/24) دیگر امکان ندارد. خدا چرا در قرآن از همه پیغمبرها بیشتر از موسی صحبت کرده است؟ از عصایش، از مادرش، از خواهرش، از ولادت و قتلش، از ازداجش، از پیامبر شدنش، چقدر از موسی صحبت کرده است. علتش این است به باقی پیغمبرها می‌گوید: «ارسلناه الی قومه» اما به موسی می‌گوید: «اذْهَبْ إِلى‏ فِرْعَوْنَ‏ إِنَّهُ طَغى‏» یعنی اینقدر خدا برای حاکمیت صالح حساس است.
زید بن حارثه فرزند خوانده پیغمبر ما بود و نزد پیغمبر خیلی حرمت داشت. پیغمبر ما از فامیل خودش زینب را به ازدواج ایشان درآورد. ایشان زینب را طلاق داد، پیغمبر ما با زینب ازدواج کرد. عرب این را اجازه نمی‌داد. مدنیت و فرهنگ آن زمان خیلی بد بود و اجازه نمی‌داد کسی با فرزند پسر خوانده خود ازدواج کند، پیغمبر ما برای شکستن این سنت ازدواج کرد. این ازدواج را کرد، جزیره العرب لرزید. اما این خرافه را برچید. این نشان می‌دهد دین ما متأثر از شرایط اجتماعی نیست، آن کسی که می‌گوید: دین در بستر تاریخ حرکت کرد پسی وامدار تاریخ است و خالصاً عرضه نشده، بیاید پاسخ بدهد. آنقدر مثال دارم ولی فرصت نیست که حضرات معصومین با فرهنگ غالب و غلط جامعه مخالفت کردند تا دین با خلوص کامل عرضه شود. این نکته بسیار خطیری است در زندگی جناب زید، یک نکته هم بگویم که ازدواج‌های پیغمبر برای درست کردن حرمسرا نبود، ازدواج کرد که این خرافه برداشته شود. آقا رسول الله به دستور خدا هرجا می‌نشست علی علی می‌گفت، عایشه می‌گوید: بیشتر از ما با علی می‌نشست. هرجا می‌نشست از علی و مدح علی و فضیلت علی می‌گفت. به حدی که اهل سنت می‌نویسند با اینکه دشمن منعش کرد، ولی شرق و غرب را پر کرد. اگر پیغمبر ما بین اصحاب بنشیند و علی علی بگوید، اصحاب شکایت می‌کنند. یک رشکی پیدا می‌شود و برای مدیریت این رشک، آقا رسول الله با دخترهای بعضی از اصحاب ازدواج کردند.
خدایا حرمت ماه رمضان به قرآن است و چون قرآن نازل شده، این ماه حرمت دارد. نه بخاطر روزه، خدا فرمود: هرکس ماه مبارک را درک کرد روزه بگیرد. خدایا حالا که ماه مبارک رمضان به نزول قرآن است، قرآن را با تمام حقایقش در قلب ما جای بده.    
شریعتی: انشاءالله، بهترین‌ها برای شما اتفاق بیافتد.
ماه شعبان مده از دست قدح کین خورشید *** از نظر تا به هلال رمضان خواهد شد
«الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»