main logo of samtekhoda

99-01-28-حجت الاسلام والمسلمین عاملی- مضامین بی نظیر دعاهای اهل‌بیت (علیهم السلام)


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: مضامین بی نظیر دعاهای اهل‌بیت (علیهم السلام)
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمین عاملی
تاريخ پخش: 28- 01-99
شریعتی:
بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی» سلام می‌کنم به شما دوستان عزیزم، به سمت خدای امروز خیلی خوش آمدید. پایان هفته خوبی را داشته باشید، انشاءالله. در خدمت حاج آقای عاملی هستیم، در این هفته‌هایی که منتهی به ماه مبارک رمضان می‌شود، انشاءالله نکات نابی را با بیان شیوای ایشان بشنویم. سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید.
حاج آقای عاملی: بسم الله الرحمن الرحیم، عرض ادب و احترام دارم خدمت حضرتعالی و همه مردم عزیز، سال جدید را تبریک می‌گویم، از اینکه توفیق نشر معارف قرآنی و اهل‌بیت برای حقیر نصیب شده است خدای متعال را شاکرم، از اینکه توفیق عرض ادب به ساحت ملتمان نصیب شده است، در سال جدید از خدای متعال می‌خواهم که تندرستی و عافیت و عزت و اقتدار نصیب ما شود، دعای ما این است که متخصصین ما در اسرع وقت به دوای این بیماری ظفر پیدا کنند. همچنین از خدای متعال می‌خواهم همه ما را موفق بکند به دوای روحی این ویروس که خدای متعال بارها در قرآن تأکید کرده است، توفیق عمل به این دوا را داشته باشیم. متخصصین ما قطعاً دنبال این قضیه هستند. آقا رسول الله فرمود: دنبال معالجه بروید، خدای متعال برای هر مرضی دوایی را در طبیعت گذاشته است. به تعبیر جناب ابن سینا، همچنان که عزیزان و متخصصین ما دنبال علاج این ویروس هستند، برای ما بسیار مهم است که راهکارهایی که خدا پیشنهاد کرده و توصیه کرده برای رفع این بلیه مد نظر قرار بدهیم. گاهی فرموده تضرع و گلایه کرده «فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا» (انعام/43) وقتی بأس ما، بلای ما آمد چرا تضرع نکردند.
گاهی تذکر را به عنوان دافع بلا معرفی کرده و گاهی توبه را دافع بلا معرفی کرده و گاهی یک فرمول خوبی را معرفی کرده است. «لَمَّآ آمَنُواْ كَشَفْنَا» (یونس/98) وقتی انسان ایمان بیاورد این عالم یک صاحبی دارد، مالکی دارد و مدبری دارد، هدفی دارد، یک مقصد و حساب و کتابی دارد، بعد این عالم یک عالم دیگری به عنوان پذیرایی از انسان و محاسبه انسان که اعتقاد داشته باشد، از زبان بعضی از پیامبران بزرگشان، خدای متعال مرحمت فرموده و راهکار نشان داده که «رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ‏ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ» (انبیاء/83) یعنی در بیماری به اسم ارحم الراحمین توسل کنید. آنهایی که با مباحث ما آشنایی دارند، تکیه کلام در دعاها برای خدا یک کلمه است. ای مهربان الله! این اعتقاد باشد که شفاء دست خداست، این را حضرت ابراهیم به ما یاد داده است، «وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِين‏» (شعرا/80) این اعتقاد در منظومه نظام اسرار آمیز این تأثیر دارد و در این باب نکته آخر باشد که عزیزان ما که در خانه محصور هستند راه خلاص شدن از این حصار توسط حضرت یونس، خدا در قرآن فرموده است، در سه حصار زندانی بود. حصاری که دریا درست کرده بود، حصاری که نهنگ درست کرده بود و حصاری که شکم نهنگ درست کرده بود. خواست خلاص شود فرمود: «لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ‏ إِنِّي‏ كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ» (انبیاء/87) انشاءالله این ارتباطات روحی درست شود و صد در صد تأثیر دارد که خدای متعال با عنایات خاصه این بلیه را دفع بفرماید.
شریعتی: خیلی خوشحالیم که در اولین جلسه سال 1399 در خدمت شما هستیم. بحث امروز شما را خواهیم شنید.
حاج آقای عاملی: قبل از ورود به بحث این نکته را بگویم که سفره شعبان در حال اتمام است و عزیزان توجه کنند سه روز آخر شعبان را روزه بگیرند روزه دو ماه نوشته می‌شود، مخصوصاً صدقه را از دست ندهند. ماه شعبان خصوصیتی دارد که اگر کسی صدقه بدهد خدا صدقه را می‌گیرد. گاهی ائمه ما وقتی پول به فقرا می‌دادند دستشان را می‌بوسیدند و می‌گفتند: دست خدا خورده است. صدقه آدم را پرورش می‌دهد و این از خصوصیات ماه شعبان است، این صدقه را خدا پرورش می‌دهد و روز قیامت برمی‌گرداند و گاهی مثل کوه احد برمی‌گرداند. این یک فرصت است و یک بهانه است که خدای متعال تفضل خاصی به بندگانش داشته باشد که بدون توشه از دنیا نروند. این یک توشه استثنایی است. هم از اینکه ما می‌خواهیم به ماه مبارک رمضان وارد شویم، صدقه باعث تطهیر می‌شود. «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ‏ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ» (توبه/103) موجب تطهیر می‌شود مخصوصاً گاه گاهی مظالمی که گردن ما هست، رد مظلمه اثر حرام واقعه‌ای را برمی‌دارد.
این نان‌هایی که ما می‌خوریم گاهی زکات این گندم‌ها داده نمی‌شود، اصلاً نه تنها در شعبان، بهتر است در آخر هر ماهی یک مبلغی به عنوان زکات انسان پرداخت کند و رد مظالم پرداخت کند و آثار اینطور چیزها از بین برود. اگر گندم را شیخ بهایی فرمود: حضرت آدم بکارد و حضرت نوح سیراب بکند و حضرت موسی درو کند، حضرت عیسی آرد کند و حضرت مریم نان درست کند باز زکات داده نشود، اثرش سر جایش هست. این در جذب عنایات حضرت احدیت تأثیر دارد. این صدقه‌ها خیلی خوب است مخصوصاً قبل از ورود به ماه رمضان.
بحثی که داشتیم در گذشته به عنوان یغظه، برای بعد از ماه رمضان می‌گذاریم. بحث دیگری را وارد می‌شویم که مربوط به دعا و ادعیه‌ی حضرات معصومین، ما چه مطالبی را باید از خدا بخواهیم؟ با چه تعبیری بخواهیم، تشخیص اولویت، یک هنر است که شما از ساحت قدسی حضرت احدیت چه مطالبه‌ای داشته باشی. بعد تعبیر در دعا بسیار مهم است. بعضی تعبیرات باعث می‌شود که موانع برطرف شود یعنی آنقدر لطافتش بالاست. یعنی ادبیات دعا برای خدا مهم است. آنهایی که روایات الادعیه را خواندند، این را متوجه هستند. ما وارد می‌شویم که حضرات معصومین در این دعاها چه مطالباتی را مطرح کردند و با چه تعبیری مطرح کردند. امام سجاد فرمود: آیات قرآن خزائن است. هر آیه‌ای را باز کردی دقت کن چه چیزی درونش هست. روایات حضرت معصومین و ادعیه معصومین هم همینطور است. پیغمبر ما فرمود: اینها جدا نمی‌شوند. هر خصوصیتی قرآن دارد همان را معصومین هم دارند. اگر قرآن مصدر تشییع است، اینها مصدر تشییع هستند. اگر قرآن معصوم است، اینها هم معصوم هستند. اگر قرآن کهنه نمی‌شود اینها هم کهنه نمی‌شوند. اگر قرآن حیّ است اینها هم حیّ هستند، نشان زنده بودن حضرت ولی‌عصر است. اگر قرآن جامعیت دارد اینها هم جامعیت دارند. اگر با قرآن نمی‌شود تحدی کرد با اینها هم نمی‌شود تحدی کرد. تا آخر که بحث شیرینی است.
دعاهایی که آغاز می‌کنیم نباید سرسری بگیریم، یعنی در خلوتخانه که محدودیت مخاطب نیست، در خلوتخانه با خدا صحبت کرده است. خدا را شکر ما ثروت بسیار عظیمی داریم که دعاهایی است که حضرات معصومین مطرح کردند و این ادعیه حرف خداست و حرف شخصی ندارند. حضرت فرمود: ما حرف شخصی نداریم. یعنی قلب‌های ما ظرف مشیعت خداست. امیرالمؤمنین علمش علم خداست، خدا به اینها حمل کرد، آموزش نیست. مدرسه نیست، امیرالمؤمنین فرمودند: آقا رسول الله در آخرین لحظه یک جمله‌ای به من گفتند، هزار در از علم باز شد، از هر در هم هزار در باز شد. یعنی یک انفجار علمی، این از عهده آموزش برنمی‌آید. یک استعداد بسیار استثنایی می‌خواهد و لذا فقط امیرالمؤمنین مخاطب شد به چنین عنایتی. حالا امیرالمؤمنین بخواهد با خدا صحبت کند، دعای کمیل. استاد ما آقای اشتهاردی می‌گفت: فقط خدا می‌داند چه خبری هست؟ دعای عرفه ما انفجار توحید است، دعای ابوحمزه، آنقدر لذت بخش است که با توجه به مفاهیم این دعا با خدا نجوا کنیم، با معصومین نجوا کنیم، حضرات فرمودند: همچنان که با خدا نجوا می‌کنید، با ما هم نجوا کنید. نجوا یعنی حرف درگوشی، یعنی هرکس نباید بفهمد. یا مناجات شعبانیه که مقام معظم رهبری فرمودند: از حضرت امام پرسیدم کدام یک از این دعاها و مناجات‌ها برای شما بسیار اهمیت دارد؟ فرمود: مناجات شعبانیه، تمام ائمه می‌خواندند و نمادی از دارایی امیرالمؤمنین و اتصال روحی امیرالمؤمنین است و نمادی از معرفت امیرالمؤمنین است. نمادی از اوج گیری امیرالمؤمنین هست. چون این دعاها یک پشتوانه عظیم علمی و معنوی نیاز دارد. همینطور نمی‌شود انشاء کرد.
یا صحیفه سجادیه، کلماتش حساب شده است. آنهایی که ذائقه‌شان رسیده است به اینکه این جملات را درک کنند، همه اینها انقلاب روحی می‌آورد. یعنی یک حالت روحی که در را باز می‌کند. مگر می‌شود کسی انس با خدا داشته باشد و سیر شود؟ بعضی از این دعاها، ما نمی‌توانیم بخوانیم از طرف خودمان، از طرف خودمان بخوانیم دروغ است. حضرت امام می‌فرماید: یک عمر است این دعاها را از زبان معصوم می‌خوانم نه از زبان خودم، وقتی امام سجاد به حالتی افتاده از عظمت خدا که می‌فرماید: قلبم در چه حالی است، اعضاء و جوارح من در چه حالی است. متلاشی شده است! «وَ رَبِّي صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِكَ فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَلَى‏ فِرَاقِكَ‏» حضرت امام به طلبه‌ها فرمود: به اینجا رسیدید سریع عبور کنید، اندازه ما نیست. ما فراق وصال را متوجه نیستیم.
دو مطلب را بحث می‌کنیم، 1- چه حاجتی را از خدا بخواهیم. 2- با چه عبارتی از خدا بخواهیم. خوب دعا کردن شاهکار است. تشخیص مطلب شاهکار است. از قرآن مثال بزنم، حواریون به عیسی گفتند: به خدا بگو یک چیزی بده بخوریم. حضرت عیسی هم مطلب را درست کرد و هم تعبیر را درست کرد. گفت: خدایا برای ما مسیحی‌ها یک عیدی قرار بدهید برای اولین و آخرین ما عید باشد! هم مطلب فرق کرد و هم بیان فاخر شد. حضرت ایوب وقتی می‌خواهد با خدا صحبت کند گرفتاری در اوج بود، همه چیزش را از دست داده بود، مال و اولاد و عافیت، نگفت: خدایا مرا مریض کردی درست کن! نگفت: تو این کار را کردی. «رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ‏ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ» (انبیاء/83) با اسم خدا جلو آمد، یعنی با خدا صحبت می‌کنی با اسماء او صحبت کن. بگو: خدایا خودت گفتی اگر کسی خطا کرد، عذر آورد، عذرش را بپذیرید.
نجوای با خدا با اوصاف و اسماء خدا آنقدر لطیف است، وقتی حضرت موسی با خضر صحبت می‌کند که اجازه بده از تو استفاده کنم. مرا به شاگردی خودت بپذیر، خدا دستور می‌دهد یک پیغمبر اولوالعزم با یک پیغمبر گمنام برود و مطلب یاد بگیرد. وقتی می‌رسد در برابر استاد اینطور حرف می‌زند، «هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلى‏ أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ‏ رُشْداً» (کهف/66) در این جمله دوازده نوع ادب نهفته است. می‌شود تابعت شوم تا به من یاد بدهی از چیزهایی که یاد گرفتی و من رشد داشته باشم؟ یعنی بزرگ شوم!
یک مطالبه این است که در دعاها از خدا بخواهی، خدایا مرا بالغ کن. بلوغ روحی، در معراج به آقا رسول الله یک جمله می‌فرماید: که مثل بچه‌ها نباش! «همه اندرز من به تو این است که تو طفلی و خانه رنگین است!» در دعاها می‌خوانیم که «و لک الحجة علیک» ما می‌خوانیم و همینطور رد می‌شویم. یعنی خدایا من برای دعوای حق نیامدم، حق با توست! من با عشایر به حج رفتم، لذت‌بخش‌ترین حجی که داشتم با عشایر دشت مغان بود آنقدر صفای دلشان بالا بود و ادبیات راحتی داشتند، می‌گفت: خدایا 124 هزار پیغمبر اگر شفیع من باشند باز می‌گویم: حق با توست. من یکی از اینها را طبقه دوم بردم، نگاه کرد و گفت: اینها سر بهشت با تو دعوا می‌کنند. یعنی من برای بهشت نیامدم، یکی می‌گفت: خدایا من گله‌دار هستم، ما گوسفندهای دست و پا شکسته داریم ولی آنها را از گله جدا نمی‌کنیم، من شکسته این گله هستم، مرا از جمع اینها جدا نکن. طوری با خدا صحبت می‌کردند و این ادبیات، ادبیاتی است که سنگ را آب می‌کند. این عطوفتی که خدا به ما داده یک صدم عطوفت خود را به ما داده است. صد تا را به پیغمبر داده و پیغمبر عطوفت و مهربانی شده است و با صد جزء آن روز قیامت برای بندگان خودش عطوفت می‌کند.
شیطان گردنش را بالا می‌گیرد و می‌گوید: انگار من هم بخشیده می‌شوم و طمع می‌کند. یابن جُندب، به ابن جندب گفت: درباره آنهایی که از شیعیان ما گناه می‌کنند، جز گمان خیر مبر! کفه خوف و رجاء باید میزان باشد، اما شما دعاهای ماه رمضان را نگاه کنید همه رحمت است و عذاب درونش نیست.
شریعتی: ادبیات ما با خدا و نحوه خواستن و دعا کردن و عرض حاجت حکایت خود ماست که یک کسی از ما درخواست دارد، چطور بیان کند دل ما به همان سمت و سو می‌رود.
حاج آقای عاملی: صحبتی که ما با همدیگر داریم گاهی می‌توانیم معیار قرار بدهیم، می‌گوییم: خدایا، اگر کسی که دستش از هرجا کوتاه شده حیاتش دست ماست سراغ ما بیاید، ما برنمی‌گردیم، ما بنده تو هستیم. خدایا ما غصه‌ بنده‌ات را داریم، تو که خالق بنده‌ات هستی. آقا رسول الله از جایی رد می‌شدند دیدند خانمی مشغول پختن نان است و بچه در گهواره کنارش است، بچه را برداشت و گفت: یا رسول الله، شما گفتید که خدا برای بنده‌اش عطوف‌تر از مادر است به فرزند، گفت: من گفتم. گفت: یا رسول الله، من این بچه را داخل تنور نمی‌اندازم. حضرت گریه کردند و گفتند: هرکس لا اله الا الله بگوید، خدا عذابش نمی‌دهد. دقیقاً همینطور است، شما الآن نگران هستید که خدایا الآن امتحان دادم، از این امتحان چه چیزی درمی‌آید. نگران هستید که الآن نتیجه را برای ما اعلام می‌کنند، اینکه در حج بین صفا و مروه سعی می‌کنند این طرف و آن طرف بگویند، سرّ این همان است که مضطر است خدایا الآن من حج را انجام بدهم نتیجه چه می‌شود؟ یا کسی که از دامن شما گرفته، کسی که از کعبه بگیرد و دقیقاً معنی‌اش همین است.
من از کسی سؤال کردم: عمره رفتی چه کردی؟ گفت: بقیع رفتم. گفتم: در بقیع چه کردی؟ گفت: کنار قبر امام حسین مجتبی قرار گرفتم و گفتم: آقا جان، تو حسرت ماندی برای شیعه‌ها و شیعه‌ها هم حسرت ماندند برای تو! این همه غربت! یکی از مدیران عتبات می‌گفت: من یکی از عشایر را داشتم، دیدم حال این با بقیه فرق دارد. کارهای بسیار خوبی از او دیدم، به کربلا می‌رفتیم، به فرات رسیدیم، دیدیم چه رودخانه بزرگ و متلاطمی است، آنجا محکم سرش را به شیشه زد و گفت: حسین جان این همه آب، به تو آب ندادند! وقتی خواستیم وارد شویم به حرم، ایستاد و من هم کنارش ایستادم. گفت: یا حسین من خیلی پولدار نیستم. خیلی تلاش کردم و پول جمع کردم و آنقدر جستجو    کردم تو را تا تو را پیدا کردم. روز قیامت تو هم جستجو کن و دنبال من بگرد تا مرا پیدا کنی.
این نوع ادبیات در دعاها خیلی زیاد است. عزیزان با این ادبیات با خدا صحبت کنند، امام سجاد به خدا می‌گوید: خدایا، اگر عذاب من، جهنم رفتن به ملکت اضافه می‌کند باشد می‌روم. من آتش باشم کجا را می‌سوزانم، چه اهمیتی دارم؟ خدایا عذاب من یک ذره در ملک تو اضافه نمی‌کند. اگر عذاب من در ملک تو و پادشاهی تو اضافه می‌کرد، از تو صبر می‌خواستم و می‌گفتم: خدایا مرا جهنم ببر. صبر بده ایراد ندارد، دوست داشتم جهنم بروم تا ملکت اضافه شود، «اللَّهُمَّ فَإِنِّي امْرُؤٌ حَقِيرٌ، وَ خَطَرِي يَسِيرٌ، وَ لَيْسَ عَذَابِي مِمَّا يَزِيدُ فِي مُلْكِكَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ، وَ لَوْ أَنَّ عَذَابِي مِمَّا يَزِيدُ فِي مُلْكِكَ لَسَأَلْتُكَ الصَّبْرَ عَلَيْهِ، وَ أَحْبَبْتُ أَنْ يَكُونَ ذَلِكَ لَكَ، وَ لَكِنْ‏ سُلْطَانُكَ‏ اللَّهُمَّ أَعْظَمُ، وَ مُلْكُكَ أَدْوَمُ» سلطنت تو و ملک تو خیلی بالاتر از این است که «مِنْ أَنْ تَزِيدَ فِيهِ طَاعَةُ الْمُطِيعِينَ، أَوْ تَنْقُصَ مِنْهُ مَعْصِيَةُ الْمُذْنِبِينَ» من هیچ باورم نمی‌شود این تعبیرات را با خدا داشته باشی و خدا بی‌خیال باشد. با چنین ادبیاتی خدای متعال در را باز کرده است. من با صراحت عرض می‌کنم که خدای متعال عاشق اینطور ادبیات هست. امام علی و امام حسین و امام زین العابدین هر سه بزرگوار گفتند: خدایا، اگر ما را جهنم ببری، ما در جهنم اعلام می‌کنیم که  «أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّي‏ أُحِبُّك‏»
در دعای کمیل امیرالمؤمنین تصور می‌کند به جهنم رفته و از داخل جهنم با خدا صحبت می‌کند. این یک خصوصیتی دارد که خیلی‌ها ساده گرفتند. معنی‌اش این است که خدایا هرچقدر مصیبت و فشار برای من بیشتر شود، من از در تو جای دیگر نمی‌روم. بعضی‌ها مرا هروقت کارش جور است مرا قبول دارند و وقتی کارش خراب شد، دیگر با خدا قهر است! مستحب است در رکوع سر را جلو بیاورید و نیت کنید، خدایا ولو گردن مرا بزنی، من غیر از در تو جای دیگر نمی‌روم.
شریعتی: چقدر باید شاکر باشیم که این ادعیه‌ها به ما رسیده که بتوانیم استفاده کنیم و با خدا حرف بزنیم.
حاج آقای عاملی: حضرت آقای مطهری می‌فرماید: آ میرزا علی شیرازی مرا با نهج‌البلاغه آشنا کرد. تکرار می‌کرد ای کاش کسی بود که اینطور مرا با قرآن آشنا می‌کرد. من هم می‌گویم: ای کاش کسی باشد که ما را با این نجواهای عاشقانه و با این کمال انقطاع‌ها و ادبیاتی که ادبیات مغازله هست آشنا کنند.
شریعتی: موضوع خوبی را برای این ایام انتخاب کردند، ماه شعبان ماه مناجات و ماه رمضان ماه درد دل با خدای متعال است، در این روزها که بیشتر از گذشته مضطر شدیم و نیاز به نجوا با خدا داریم، چه ادبیاتی بهتر از ادبیات حضرات معصومین، امروز صفحه 379 قرآن کریم، آیات نورانی سوره مبارکه نمل را تلاوت خواهیم کرد.
«إِنِّي وَجَدْتُ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَ أُوتِيَتْ‏ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ لَها عَرْشٌ عَظِيمٌ «23» وَجَدْتُها وَ قَوْمَها يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ فَهُمْ لا يَهْتَدُونَ «24» أَلَّا يَسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي يُخْرِجُ الْخَبْ‏ءَ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ يَعْلَمُ ما تُخْفُونَ وَ ما تُعْلِنُونَ «25» اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ «26» قالَ سَنَنْظُرُ أَ صَدَقْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْكاذِبِينَ «27» اذْهَبْ بِكِتابِي هذا فَأَلْقِهْ إِلَيْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانْظُرْ ما ذا يَرْجِعُونَ «28» قالَتْ يا أَيُّهَا الْمَلَأُ إِنِّي أُلْقِيَ إِلَيَّ كِتابٌ كَرِيمٌ «29» إِنَّهُ مِنْ سُلَيْمانَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ «30» أَلَّا تَعْلُوا عَلَيَّ وَ أْتُونِي مُسْلِمِينَ «31» قالَتْ يا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي أَمْرِي ما كُنْتُ قاطِعَةً أَمْراً حَتَّى تَشْهَدُونِ «32» قالُوا نَحْنُ أُولُوا قُوَّةٍ وَ أُولُوا بَأْسٍ شَدِيدٍ وَ الْأَمْرُ إِلَيْكِ فَانْظُرِي ما ذا تَأْمُرِينَ «33» قالَتْ إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً وَ كَذلِكَ يَفْعَلُونَ «34» وَ إِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِمْ بِهَدِيَّةٍ فَناظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ»
ترجمه آیات: (هدهد توضيح داد:) همانا من زنى را يافتم (به نام بلقيس) كه بر مردم سلطنت مى‏كرد و از همه چيز (دنيا) برخوردار بود وتخت بزرگى داشت. آن زن و قومش را چنين يافتم كه به جاى خدا براى خورشيد سجده مى‏كنند و شيطان اعمالشان را در نظرشان آراسته، پس آنان را از راه (حقّ) بازداشته و آنان هدايت نمى‏شوند. (جلوه دادن شيطان، اعمال مردم را براى آن است) كه آنان سجده نكنند براى خداوندى كه چيزهاى ناپيداى آسمان‏ها وزمين را بيرون مى‏آورد (و آشكار مى‏كند) و عملكرد نهان و آشكار شمارا مى‏داند. خداوندى كه معبودى جز او نيست (و) پروردگار عرش بزرگ است. (سليمان بعد از شنيدن گزارش هدهد) گفت: به زودى خواهيم ديد كه آيا (در گزارشت) راست گفتى يا از دروغگويانى؟ اين نامه‏ى مرا ببر و به سوى آنها بيفكن؛ آن گاه از آنان روى‏برتاب، پس بنگر چه جوابى مى‏دهند. (چون هدهد نامه را نزد بلقيس افكند، او به شگفت آمد و) گفت: اى اشراف (و بزرگان كشور)! نامه‏اى پرارزش به سوى من افكنده شد. نامه از سليمان است و (مضمون آن) اين است: به نام خداوند بخشنده مهربان. بر من برترى نجوييد. نزد من آييد و تسليم (حقّ و مطيع من) باشيد. (بلقيس) گفت: اى بزرگان! در كارم نظر دهيد كه بى حضور شما (تاكنون) كارى را فيصله نداده‏ام. (اشراف) گفتند: ما سخت نيرومند و دلاوريم (و نبايد در برابر يك نامه از موضع ضعف برخورد كنيم)، ولى اختيار كار با توست، نظر خود را بيان فرما تا ببينيم چه دستور مى‏دهى؟ (و ما با قدرت انجام دهيم). (بلقيس) گفت: بى شك، هرگاه پادشاهان به منطقه‏ى آبادى وارد شوند (و هجوم برند،) آن جا را به تباهى مى‏كشند و عزيزان آن جا را ذليل مى‏كنند و اين، سيره‏ى هميشگى آنان است. و همانا من (جنگ را صلاح نمى‏بينم،) هديه‏اى با ارزش به سويشان مى‏فرستم، پس چشم‏براهم تا ببينم فرستادگان من با چه خبرى برمى‏گردند.
شریعتی: اشاره قرآنی را بفرمایید.
حاج آقای عاملی: «وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ فَهُمْ لا يَهْتَدُونَ» این سخن هدهد است. وقتی سلیمان دید هدهد نیست، گفت: تنبیه‌اش می‌کنم. کجا رفته است؟ گفت: من رفتم قومی را پیدا کردم که شیطان اعمال آنها را تزئین کرده بود و آنها را از راه راست منحرف کرده بود و به جای هدایت گمراه شده بودند. این یک حرف حکیمانه است از جناب هدهد، یک پرنده از چیزی که جناب سلیمان اطلاع ندارد، اطلاع دارد. این نشان برتری ائمه ما بر انبیاء است. حضرت سلیمان چیزی را که هدهد می‌بیند را نمی‌بیند. یک آقایی از کوفه آمد حج را انجام داد و خدمت امام صادق رفت، حضرت سرش را پایین انداخت و حرف نزد. گفت: آقاجان چرا با من حرف نمی‌زنید؟ حضرت فرمود: خدا نگاه نمی‌کند با کسی که در خلوت با اجنبی شوخی کند، من در کلاس قرآن با یک خانم اجنبی شوخی کرده بودم. مدینه کجا و کوفه کجا؟ ما سخن حکیمانه را از هرکس باشد باید یاد بگیریم. در روایت هست فلان فضیلت را از حیوان یاد بگیرید. «لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ‏» (نمل/18) مورچه گفت: داخل بروید سلیمان شما را خرد نکند، سلیمان که زبان حیوانات را بلد بود، گفت: این را بیاورید، این چه بود بر علیه من گفتی؟ گفت: این تشریفاتی که شما دارید اگر قبیله من ببینند، خرد می‌شوند. درس بزرگش بحث تسویل است، تسویل از اول خلقت بوده است. بنده یک ماه مبارک رمضان مفصل برای تسویل صحبت کردم. تسویل یعنی خوب را بد نشان دادن و بد را خوب نشان دادن، فلسفه بافی کنید برای بد، خوب شود. جای هدایت ضلالت را عوض کنید. جای حق و باطل را عوض کنید. جای سعادت و شقاوت را عوض کنید. عصر ما عصر تسویل است، چون عصر، عصر ظهور دجال است. دجل یعنی همین مطلب که شما یک فلزی را طلا اندود می‌کنید فکر می‌کنند طلاست، لذا آمده که پشکل الاغ دجال را خیال می‌کنند خرماست. بعد می‌فهمند یک چیز دیگر به خورد مردم داده است. بحث تسویل اصلی‌ترین ابتلای زمان ماست و از اول خلقت هم بوده است که آدم با همین تسویل گرفته شد. شیطان آمد گفت: اگر بخورید چنین و چنان می‌شوید و تعریف و تمجید کردند و آنها هم خوردند. در روزگار ما برای همه چیز فلسفه بافی کردند. انبیاء آمدند به انسان در برابر تسویل‌ها کمک کنند.
آقا رسول الله دائم این را می‌فرمود: خدایا اشیاء هرطور هست به من نشان بده. حقیقت زنا هرطور هست به من نشان بده. ماهیتش را عوض نکنند، ربا را هرطور هست به من نشان بده. تسویل در زمان ما «خافِضَةٌ رافِعَة» (واقعه/3) درست کرده است. این برای قیامت است، اینهایی که در دنیا خیلی بالا بودند پایین می‌روند و پایینی‌ها بالا می‌روند. مفهوم حقوق بشر و تروریست عوض شده است. دویست کانال بر علیه کشور ما صحبت می‌کنند. کارشان صبح تا شب تسویل است، مفهوم دموکراسی عوض شده است. می‌گوید: آنچه از داخل صندوق بیرون می‌آید معیار مشروعیت نیست، معیار مشروعیت سمت و سوگیری است که آیا نسبت به صهیونیست بین‌الملل موافق هست و با منافع ما همراه هست یا نیست. می‌گویند: ما خانم غیر عفیف نداریم. همه عفیف هستند و شما نباید از الفاظی چون ولد الزنا استفاده کنید. بگویید: مولود عشق آزاد! دعوای اصلی سر زیارت عاشورا است، اصلاب شامخه و ارحام مطهره، می‌گوید: اصلاب شامخه یعنی چه؟ ارحام همه مطهره هستند! می‌گوید: غیرت حسادت جنسی است! غیرت از ارزش‌های قرون وسطایی است، ببینید تسویل تا کجا رسیده است.
مصعب بن عمیر، وقتی حق را تشخیص داد، بهترین زندگی را داشت و اشراف زاده بود. در شعب ابی طالب بود، خیلی اذیت شد اما از حق جدا نشد. یک جوان آرمانی و الگو برای روزگار ماست. آقا رسول الله اینقدر او را دوست داشت نماینده حضرت در مدینه شد. اهل مدینه گفتند: فردی را بفرست که ما معارف دین را یاد بگیریم. نماینده پیغمبر ما شد. این یک درس بزرگ برای ماست. حضرت بعد از فتح مکه یک فرد جوان را فرماندار مکه کرد، حضرت برگشت، گفتند: این همه آدم‌های پر تجربه و قدیمی بود، چرا یک جوان را اینجا گذاشت؟ حضرت پیغامی فرستاد و فرمود: من قدرت دارم یک دنیا حرف را در یک جمله بگویم. فرمود: اینطور نیست کسی سنش بالا باشد افضل است، کسی که افضل است بزرگتر است. اگر مدیریت منابع انسانی با این معیار در کشور ما شکل بگیرد، چاره اصلی کشور ما مدیریت منابع انسانی است. اگر منابع انسانی مدیریت شود اکثر معضلات کشور ما حل می‌شود. این بزرگوار مدینه رفت و مدینه را با قرآن فتح کرد. ما با قرآن می‌توانیم همه جا را فتح کنیم. اولین نماز جمعه را در عالم اسلام ایشان خواند. چون پیغمبر نمی‌توانستند در مکه بخوانند، ایشان از پیغمبر اجازه گرفت و اولین نماز جمعه را خواند و آخر هم در جنگ احد شهید شدند و قاتل زد دست راستش را قطع کرد، پرچم را به دست چپ گرفت. دست چپ را قطع کرد و پرچم را با سینه‌اش گرفت. زدند از سینه‌اش افتاد اما آقا رسول الله را ایشان ترک نکرد در جنگ احد شهید شد.
از خدای متعال می‌خواهم در روزهای آخر شعبان ما را جزء شعبانیون قرار بدهد. شعبان بخاطر تشعب شاخه‌هایی است که از طوبی بر دنیا آویزان شده و انسان‌ها تمسک کنند بر آن شاخه‌ها و هر شاخه‌ای یک فضیلت از فضایل روحی و اخلاقی و اجتماعی است. انشاءالله ما شاخه‌های بیشتری را به عنوان توشه و ذخیره از شعبان داشته باشیم و با استعداد کامل وارد ماه رمضان شویم.
شریعتی: انشاءالله، بهترین‌ها را برای شما آرزو می‌کنم.
«الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»