main logo of samtekhoda

99-01-27-حجت الاسلام والمسلمين سعیدی – نحوه شناخت و ارتباط با امام زمان (عج) در دعای عهد


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: نحوه شناخت و ارتباط با امام زمان (عج) در دعای عهد
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين سعیدی
تاريخ پخش: 27-01-99
شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
سلام می‌کنم به همه‌ی بیننده‌های عزیز و نازنین‌مان، انشاءالله تنتان سالم باشد و قلبتان سلیم و دل و جانتان آرام به ذکر و نام و یاد خدای متعال باشد. حاج آقای سعیدی سلام علیکم، خیلی خوش آمدید.
حاج آقای سعیدی: بسم الله الرحمن الرحیم، بنده هم خدمت شما و همه بینندگان عزیز عرض سلام دارم. انشاءالله که توفیق بندگی و عبادت خداوند را در همه احوال زندگی داشته باشیم. انشاءالله که خداوند ما را در تعظیم شعائر اهل‌بیت موفق کند و بنده‌های خوبی برای خدا باشیم.
شریعتی: هفته گذشته در مورد قول و قرارمان با امام زمان صحبت کردیم، امروز هم ادامه بحث شما را خواهیم شنید.
حاج آقای سعیدی: عرض کردیم خدای حکیم برای اینکه انسان را کمال طلب خلق کرد و این نیاز را در او قرار داد، انسان کامل را هم قرار داد برای او اسوه و الگو باشد. این را به اختیار او قرار داد. نماز را برای کمال انسان و معراج مؤمن قرار داد اما گفت: اختیار با توست، من این را کمال قرار می‌دهم و بر تو واجب می‌کنم ولی اینطور نیست که نتوانی و نماز نخوانی، می‌توانی ترک کنی «إِنَّا هَدَيْناهُ‏ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً» (انسان/3) این اختیار را خداوند قرار داد، خداوند امام را قرار داد و تبعیت از او را اختیاری قرار داد. اگر تبعیت کردی به فلاح و صلاح و رستگاری می‌رسی، اگر تبعیت نکردی شقاوت برای توست. اهل‌بیت(ع) هم در طول تاریخ بودند و هر زمان اقبال بیشتری بود مردم ظفر بیشتری پیدا کردند. مثل پیامبر اکرم وقتی مردم اقبال کردند نسبت به ایشان، پیروزی‌ها پیش آمد. وقتی مردم پشت کردند نسبت به هدایت تا زمان امام حسین می‌بینیم که نسبت به امامشان چگونه رفتار کردند، آن مصیبت‌ها و بدبختی‌ها هم اتفاق می‌افتد و انشاءالله حضرت حجت وقتی تشریف بیاورند به واسطه اقبالی که در مردم رخ می‌دهد، به فضل خدا نهایت بشریت، اتفاق می‌افتد، انشاءالله. دعای عهد که جلسه قبل هم عرض کردیم، در سربازخانه‌ها اول صبح احترام به پرچم و کارهایی که هست، یک یادآوری است. من که هستم و تو که هستی و چه کار می‌کنم؟ این دعای عهد مسأله مهمی است. اینکه دوباره یادآوری می‌کند معرفت نفس، من که هستم؟ احتیاجات من چیست؟ من انسان و کمال طلب هستم. معرفت نفس که باعث معرفت رب می‌شود، یکی از مسائلش در معرفت امام پیاده می‌شود. من خودم را بشناسم که به چه چیزی احتیاج دارم، وقتی شناختم می‌فهمم احتیاج من به امام یعنی چه؟ امام را واسطه رزق خورد و خوراکم نمی‌بینم. امام خیلی بالاتر است و مربی و تربیت کننده من است. من در سطح انسانی خودم قرار هست به کمالی برسم و او می‌تواند دست مرا بگیرد.
اینکه امام کیست و او فقط توانایی این کار را دارد. این دوران غیبت باید طی شود تا به بشر ثابت شود تو بدون امام توانایی رسیدن به فلاح و رستگاری را نداری. هر ورق تاریخ ورق بزنی خون از آن می‌ریزد و فساد، در اوج تاریخ بشریت، اگر چیزی را در علم کشف می‌کنی زیر مجموعه سلطه می‌شود و کشفیات تو را می‌خرند. اهل تسلط کشفیات دانشمند را می‌خرند و به نفع خودش استفاده می‌کنند. در زمان گذشته کشورگشایی امروز و تسلط‌های فرهنگی می‌شود و همه چیز زیر نظام سلطه به غیر حق می‌رود. کشف علم که حضرت حجت بیایند، تمام ابواب علوم باز می‌شود، یکوقت می‌گوییم همان مقداری از ابواب علوم که امروز باز شد، در خدمت کیست؟ آیا انسان به سرعت به طرف فلاح و رستگاری می‌رود یا روابطشان شیرین‌تر می‌شود یا برعکس؟ اتفاق به عنوان روش درست نمی‌افتد و هرچه هم پیشرفت باشد و سرعت بیشتر باشد در مسیر حق نیست، در مسیر باطل سرعت زیاد، آدم از هدفش دور می‌شود. لذا دعای عهد که از امام صادق(ع) هست این گونه است.
ابتدا تعظیم خداوند است، بعد «اللهم بلغ مولانا» خدایا صلوات ما را به امام زمانمان برسان. «اللَّهُمَّ أُجَدِّدُ لَهُ» تجدید عهد، بیعت و دست دادنی که بر گردن من هست، «وَ مَا عِشْتُ بِهِ فِي أَيَّامِي عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَيْعَةً لَهُ فِي عُنُقِي» خدایا تجدید بیعت می‌کنم. وقتی انسان هدفش را می‌بیند در مسیر استوارتر می‌شود. گاهی ما هدف را گم می‌کنیم. می‌خواهیم برویم درس بخوانیم یادمان می‌رود. بعد در یک وادی دیگر می‌رود، پزشک است برای سلامتی مردم درس می‌خواند و بعد هدفش یادش می‌رود و به فکر پول است. این عهد ندارد. برای همین عالمان دینی جایی برای خودشان یک نوشته دارند که یادشان باشد. خدایا توفیق نوکری اهل‌بیت و خدمت به دینت را به ما بده. الآن برمی‌گردیم می‌بینیم فلانی برای این آمده بودی؟ یادت نرود موضوع‌های دیگر تو را به جای دیگر نبرد. لذا کسی که دریانورد است و در کشتی است، دائم قطب‌نمایش را نگاه می‌کند. اگر انحرافی باشد از آن انحراف غفلت کند، خیلی منحرف می‌شود. خدایا تجدید بیعت می‌کنم عهد را «لَا أَحُولُ‏ عَنْهَا وَ لَا أَزُولُ» خدایا هیچوقت از آن زوال پیدا نکنم. جهت من تغییر پیدا نکند. در دنیا آمدیم که مزرعه آخرتمان را بکاریم و استفاده کنیم، یکباره مزرعه را به عنوان هدف انتخاب نکنند. کاش هدف برداشت بود، اگر مسیر را به عنوان خانه انتخاب نکنم وگرنه باختم، دیگر به خانه نمی‌رسم. در مسیر خوابم رفت. خدایا من برای خدمت به دین آمده بودم. اما کمال من دنیای من نبود. به هر وسیله‌ای بود باید رد کنم. یادم باشد آن کسی که مرا هدایت می‌کند کسی دیگر است. تجدید عهد یکی از مسائل مهم دعای عهد است.
«اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ» خدایا مرا از انصار او قرار بده. دعای عهد قید نمی‌کند اگر امام زمان(عج) آمدند آن موقع انصارش باشم، همین الآن انصار حضرت باشم. سرباز سپاه آقا باشم، هرکسی که برای او یار جمع کرد، هرکس به او نزدیک شد، لذا امام که در جلسه اول عرض کردیم، منبع همه خیرهاست. اگر قدم به اندازه هر قدم کوچکی به اندازه نفست، به جهت خیر برداری به جهت امام برداشتی و هر قدم دور شدی از امام خود دور شدی، خدایا مرا از انصار و یار او قرار بده، اینها باید خواسته‌های ما باشد. یکوقت التماس می‌کنی، بچه‌ات مریض شده می‌گویی: خدایا التماس می‌کنم این بچه حالش بد است. خدایا من ناصر او باشم. خدایا من همه چیز را برای امام زمانم می‌خواهم، سلامتی هم برای امام زمان می‌خواهم. خدایا اعضاء و جوارحم را برای خدمت به تو می‌خواهم.
شریعتی: یک تعبیری از امام باقر هست که بسیار شیرین است «رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً حَبَسَ‏ نَفْسَهُ‏ عَلَيْنَا» خودش را وقف ما کند.
حاج آقای سعیدی: خدایا مرا وقف امام زمانم قرار بده، مرا از انصار و یار حضرت قرار بده. «الذَّابِّينَ عَنْهُ» دفاع کننده‌ از او، دفاع کجا معنا می‌دهد؟ وقتی تیراندازی نسبت به یک جهت باشد، کسی سپر قرار می‌گیرد. یعنی تیراندازی نسبت به امام زمان هست. ولی الآن هم هست. الآن در اعتقادات و تربیت فرزند است، آقا من فرزند در خانه دارم، چطور فرزندت را تربیت می‌کنی؟ دیگران اگر بخواهند به امام زمانت حمله کنند به یارانش حمله می‌کنند، باید آن خط دفاعی را بشکنند. ذابین عنه، یعنی من سپرها و ایمنی در مقابل امام زمانم را زیاد می‌کنم. تربیت انواع مختلف دارند، یکوقت مال حلال است که پدرها می‌آورند. پدر خانواده مال حلال باعث روشنی قلب بچه‌ها می‌شود. مال حرام اثر گذار است. در ذریه نشان داده می‌شود. حال و هوای آدم عوض می‌شود. اگر می‌خواهی از امام زمانت مواظبت کنی، از او دفاع کنی، امروز سربازانش را پرورش بده، لایه‌های محافظی که نسبت به یک شء تصور می‌کنیم هرچه قوی‌تر باشد صدمه به آن شیء کمتر است. امام زمان ما یک راه دارد. حواستان باشد، فرزندان شما و اطرافیان شما در این مسیر باشند. ایام ثبت نام حوزه علمیه هست، نذر کنیم اگر حضرات اهل‌بیت این کار را نمی‌کردند، حضرت مریم را نذر کرد که در مسیر خدمت الهی باشد. امام خمینی(ره) چگونه دفاع می‌کند و می‌ایستد، انقلاب ما یکی از بزرگترین امر به معروف‌ها و نهی از منکرهای تاریخ بود. برکات زیادی داشت که حضرت امام دنبال کرد. اگر یک خطا کردیم از آن طرف هم ضربه زدیم. رضوان خدا بر همه علما و بزرگانی که از دنیا رفتند باشد.
یکوقت حضرت آیت الله جوادی آملی می‌فرمودند: مردم ما، نه امام صادق دیدند، نه شیخ صدوق و شیخ مفید، مردم ما را می‌بینند، اگر ما خطا کردیم پای دین گذاشته می‌شود. الآن زمانی است که حضرت حجت(عج) ساکت هستند، الآن به عهده ما گذاشته شده است، اگر خطا کردیم خدای نکرده به عهده حضرت گذاشته نشود، لذا احتیاط در عمل کسی که روحانی می‌شود و در مسیر دین قرار می‌گیرد، خدایا «الذابین عنه» ما دفاع کننده‌های حضرت باشیم، «الْمُسَارِعِينَ فِي حَوَائِجِهِ» در برآورده شدن خواسته‌هایش از هم سبقت بگیریم. سرعت داشته باشیم. سرعت در خیر موضوعیت دارد، در خیرها از همدیگر سبقت بگیریم. قضاء حاجت‌های حضرت حجت، او مصلح است و اصلاح کننده است. وقتی بیاید فقط مصلح هست، امام در تمام سئون امامش صلاح از او نشأت می‌گیرد، سبب متصل ارض و سماء است. مجرای خیر الهی است. لذا اینکه می‌گوییم یعنی امروز هم حوائج امام زمان را بشناسیم، ورع و تقوایی که از ما توقع دارد. پرورش نیرویی که از ما توقع دارد، حوائج شیعیان ما حوائج ماست. نظر لطفی که در تشرفات وجود داشته بعد این است که یک نفر یک دستگیری یا یک کمکی کرده نسبت به یک پایین‌تری، شیعه خیلی احترام دارد. در مقابلش را هم من عرض می‌کنم. بی ادبی نسبت به شیعیان حضرت، خدای نکرده اگر ظلمی باشد، به همان مقدار ما را از امام‌مان دور می‌کند.
بعضی وقت‌ها فکر می‌کنیم ادای قرآن خواندن، ادای دعا خواندن ما را به امام زمانمان نزدیک می‌کند. اگر اینطور باشد خیلی ادعا برای امام حسین(ع) کردیم. به ادعا نیست، به عملکرد است. ببین امروز با شیعیان و ایتام آل محمد چطور رفتار می‌کنی؟ رفتارت درست هست؟ مورد پسند امامت هست؟ «الْمُمْتَثِلِينَ لِأَوَامِرِهِ» برای آنهایی که امتثال امرش را می‌کنند، امر امام زمان فقط برای بعد ظهور نیست، امروز هم امر دارد. مراجعه به علماء، به کسانی که روایت احادیث ما را می‌کنند و اهل علم هستند، عبارت روایت برای عموم مردم تعیین تکلیف می‌کند. شما باید مراجعه به علماء کنید. باید نزد پزشک دینشان بروند. وقتی مراجعه و کشش دو طرفی بود این نماد رشد اتفاق می‌افتد. در این مراجعه باید دوام وجود داشته باشد، همیشگی باشد. سرعت در معنویت بگیریم و قدرت در معنویت بگیریم، بیشتر مورد هجمه شیطان و نفس قرار می‌گیریم وقتی گردو در دست من باشد و در خیابان بروم، کسی به من طمع نمی‌کند. به عالم دینی مراجعه می‌کنی و می‌گویی: سالها اینطور فکر می‌کردم، این را پنجاه سال است به ما گفتند. می‌گوید: نگفتند، تکرار ذهن خودت بوده، مطلبی را شنیدی و اینقدر تکرار کردی فکر می‌کنی حق همین است. بعد دست روی دست می‌زنی که ای کاش اینطور نمی‌کردم. چرا قبل از عمل مشورت نکنی و فکر کنی؟ با کسی مشورت کنید که اهل دین شناسی باشد و روشی که توسط اهل‌بیت گفته شده را بشناسد. اینجا مغایر با اخلاق دینی است، اینجا تهمت دارد، دین شناس باشد. اگر اینطور بود تو را جهت دهی می‌کند وگرنه وقتی جهت تو منحرف شد، شکنندگی پیدا می‌کنی برای برگشت به مسیر درست، چون فاصله‌ات زیاد شده است.
«الْمُحَامِينَ عَنْهُ» خدایا از امام زمانم حمایت کنم و مدافعش باشم، خدایا من سبقت گیرنده در مورد اراده او باشم. خدایا من دنبال کمک کردن به امام زمانم بدوم و دنبال این باشم چه دوست دارد؟ این بی تابی لذت دارد. در عاشقی دل دل زدن و بی‌تابی کردن مهم است. ببینم امام زمانم چه دوست دارد؟ الآن که کظم غیظ کردم، خودم را نگه داشتم، امام من دوست دارد. الآن که امر به معروف کردم، امام من دوست دارد. دیگر گوش نسبت به دنیا کر می‌شود. نه تعریف به چشمت می‌آید و نه توهین، دیگه برایت مهم نیست. بچگی برای قاطی شدن با همین بچه‌هاست. وصل به امام شدی بزرگ شدی، راه امام پر سرعت‌ترین راه است. راهی که به مقصد نزدیک است و خطا ندارد. سختی دارد، اما شیرینی دارد. بعضی از مواقع سختی خودش شیرین است. «احلی من العسل» یعنی سخت شیرین، شیرینی‌اش قابل درک برای اهل دنیا نیست. فضیلت آدم بودن خیلی متفاوت است، آدم بودن به پیروی از امام زمان است.
«الْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْهِ» خدایا مرا شهید در راه او قرار بده. بیشتر از جان چیزی نداریم، ناقابل است فدای تو، ناچیزترین پیشکش برای توست، سرباز او باشم. «فَإِنْ حَالَ بَيْنِي وَ بَيْنَهُ‏ الْمَوْتُ‏» خدایا اگر نشد ببینمش و آن چیزی که تو برای عباد حقت قرار دادی، «الَّذِي جَعَلْتَهُ عَلَى عِبَادِكَ حَتْماً مَقْضِيّاً فَأَخْرِجْنِي مِنْ قَبْرِي» خدایا خواسته‌ای است که من از تو داشتم، از ته قلبم خواستم یار امام زمانم باشم. اگر در دوران غیبت از دنیا رفتم، خدایا مرا از قبرم     خارج کن. کسانی که آرزوی شهادت و کمک امام زمانشان را دارند، خداوند می‌فرماید: در زمان از دنیا رفتنشان، وقتی حضرت حجت بیایند، می‌فرمایند: بیرون بیایید، امام شما آمده، اگر می‌خواهید یاری‌اش کنید. اگر هم اهل فلاح و رستگاری هستید و آدم‌های خوبی هستید، تا روز قیامت بخوابید. در روایت دارد بعضی می‌گویند: نه، ما می‌خواهیم بیاییم، ما یک عمر حضرت حجت را صدا کردیم. اللهم عجل لولیک الفرج گفتیم. دوست داشتیم بجنگیم و انتقام کربلا بگیریم. اینها جز با آمدن حضرت حجت از دل ما برطرف نمی‌شود. لذا دارد که خدایا مرا از قبرم خارج کن، همانطور که کفتن پوشیدم و برای جنگیدن آماده هستم. لحظه‌ای که می‌ایستم شمشیرم در دستم باشد و از قبر بیرون بیایم. «شَاهِراً سَيْفِي مُجَرِّداً قَنَاتِي مُلَبِّياً دَعْوَةَ الدَّاعِي فِي الْحَاضِرِ وَ الْبَادِي» لبیک گوی داعی باشم که دعوت می‌کند کمک امام زمان خود بیایید. خدایا در آن لحظات ما را خالص برای امام‌مان قرار بده و لحظه‌ای تردید در دل ما نیاور و هیچ تعلقی در آن لحظه برای ما قرار نده. وقتی با سرعت می‌روی باد خیلی چیزها را می‌برد، اگر با سرعت سمت امام زمان رفتی، حب دنیا و شخصیت‌ها را باد می‌برد. خدایا سرعت ما را در رسیدن به مهدی فاطمه بیشتر کن.
«اللَّهُمَّ أَرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشِيدَةَ» خدایا نشان ما بده، دیگر از ته دل این دعا را می‌کند. خدایا آن طلعة رشید را بیاور. «وَ الْغُرَّةَ الْحَمِيدَةَ» آن ستوده، آن کسی که خودت برای ما آراستی. خدایا یوسف فاطمه را بیاور که چشم‌های ما نگران اوست. «وَ اكْحُلْ مَرَهِي بِنَظْرَةٍ مِنِّي إِلَيْهِ» خدایا به دیدن او چشم ما را سرمه بکش. سرمه دو خاصیت دارد، هم چشم را زیبا می‌کند و هم محافظت می‌کند.
از آن ترسُم که غافل پا گذاری *** نشین خار مژگونم به پایت
انشاءالله آن روز را ببینیم که آرزویش بر همه هست، بیاید دلها روشن شود. «وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ أَوْسِعْ مَنْهَجَهُ» خدایا در گشایش حضرت سرعت بده. در همه جا از ما صبر خواسته شده و بعد از صبر ظفر است، اینجا توصیه به صبر نشده است. در زمان انتظار به صبر خودتان از مسیر بیرون نزنید، انتظار کار سختی است، تعجیل حضرت را بخواهید. کار سختی است چون در مسأله انتظار شیطان هم کار بلد است و تجربه پیدا کرده است. انتظار برای فرج در زمان انتظار دائماً برای این است که جهت ما را عوض کند اما کسی که با کار سخت جنگید، جایزه برای اوست. تشرف یافتگان به حضرت حجت در زمان غیب چند دسته هستند و یکسری افراد مضطر هستند، افرادی که به اضطرار افتادند. حتی مسیحی بودند و حضرت را نشناختند، آن کسی که دیدی از آل محمد بود، بعضی از شدت معرفت رسیدند و بعضی را امام زمان به سینه چسبانده است. خدایا فرجش را برسان که فرج تمام امور ما در اوست. وقتی بیاید یکی از یوم الحسره‌ها برای ماست. خدایا عمرمان را در چه راهی صرف کردیم، ما را برای چه خلق کرده بودی. لذا کسانی که شناخت نسبت به امام زمان دارند هم آرزویشان برای فرج زیاد است، چون می‌فهمند دنبال چه هستند و هم دنیایشان خیلی دنیای آبادی است. توفیق طاعت و بعد معصیت را دارند.
آئینه شو جمال پری طلعتان طلب *** جارو بزن به خانه پس مهمان طلب
خودم را نوکر امام زمان و کمک کار او بدانم.
شریعتی: خاک سیه مباش که کس برنگیردت *** آئینه شو که خدمت آن ماهرو کنی
حاج آقای سعیدی: البته سیاهی هم برای ما هست،
گرچه سیه رو شدم غلام تو هستم *** خاک مگر بنده‌ی سیاه ندارد
خدایا خوب و بد و باهمدیگر، برای همه نوکری امام زمان را بنویس. خدایا راهش را آسان کن تا بتوانیم در مسیرش قدم برداریم. «وَ اسْلُكْ بِي مَحَجَّتَه» خدایا مرا به راه او دربیاور و سبک زندگی من مهدی زیستی باشد. یکوقت مهدی باوری است و باور دارم حضرت حجت را، یکوقت مهدی یاوری است و یاوری حضرت حجت است. یکوقت مهدی زیستی است. زندگی مهدوی است. نمازم مهدوی است. روزه من مهدوی است. اعمال و رفتار من مهدوی است. مورد رضایت حضرت است. بعضی را می‌بینند می‌گوید: شما پسر فلانی هستی؟ از کجا فهمیدی؟ سبک حرف زدن و مدل کار کردنت این است. اگر آدم تابلوی امام زمانش باشد، اصلاً نمی‌شود کتمان کرد فلانی امام زمان است. پاکی‌اش، مسیرش، عبادتش، دستگیری از دیگران، صلاة و زکاتش، همه شئون امام زمانی است. سؤال در ذهنت پیش نمی‌آید که فلانی که امام زمانی است، چرا کارش اینطور است؟ هر موقع این چرا را به تو گفتند، بدان فاصله با امامت داری. هر موقع جواب کارهای ما اینطور بود، خودت را شب محاسبه کردی، اگر امام من بالای سرم بود همین کار را می‌کردم. خوب این کار را کردم امام زمان هم راضی است. اینجا راضی نیست و بدان گیری دارد. با خط‌کش عالم که امام زمان هست بسنجیم.
«وَ أَنْفِذْ أَمْرَهُ» خدایا فرمانش را نافذ و مطاع قرار بده. «وَ اشْدُدْ أَزْرَهُ» خدایا پشتش را محکم قرار بدخ. «وَ قَوِّ ظَهْرَهُ وَ اعْمُرِ اللَّهُمَّ بِهِ بِلَادَكَ» عمران بلاد و آبادی تمام عالم به دست اوست. همه نظم پیدا می‌کنند، باران در زمان خودش باید ببارد برای حاصلخیزی، همه به زمان خودش مرتب می‌شود. افراد به موقعیت‌های خود در جامعه مرتب می‌شوند. «وَ أَحْيِ بِهِ عِبَادَكَ» خدایا به بنده‌هایت حیات عبادی بده. خدایا مردیم، دانه‌های در زمین هستیم وقتی باران مهدی فاطمه می‌آید، این احیاگر است. دعای عهد دعای بسیار شیرینی است.
شریعتی: امروز این جهادگران عرصه سلامت ما و کادر درمان، هرکس برای سلامتی مردم زحمت می‌کشد با عزم و اراده خود پای این عهد را امضاء کرده است. نکات بسیار خوبی را شنیدیم. انشاءالله همه در روزگار آمدن حضرت باشیم و جزء سرداران و سربازان سپاه حضرت باشیم. امروز صفحه 378 قرآن کریم آیات 14 تا 22 سوره مبارکه نمل را تلاوت خواهیم کرد. کم کم به بهار قرآن نزدیک می‌شویم، انشاءالله انس ما با قرآن بیشتر شود.
«وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ‏ «14» وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ وَ سُلَيْمانَ عِلْماً وَ قالا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي فَضَّلَنا عَلى‏ كَثِيرٍ مِنْ عِبادِهِ الْمُؤْمِنِينَ «15» وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ وَ قالَ يا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَ أُوتِينا مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِينُ «16» وَ حُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ «17» حَتَّى إِذا أَتَوْا عَلى‏ وادِ النَّمْلِ قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ «18» فَتَبَسَّمَ ضاحِكاً مِنْ قَوْلِها وَ قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلى‏ والِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبادِكَ الصَّالِحِينَ «19» وَ تَفَقَّدَ الطَّيْرَ فَقالَ ما لِيَ لا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كانَ مِنَ الْغائِبِينَ «20» لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذاباً شَدِيداً أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطانٍ مُبِينٍ «21» فَمَكَثَ غَيْرَ بَعِيدٍ فَقالَ أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ وَ جِئْتُكَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِينٍ»
ترجمه آیات: و با آن كه در دل به آن يقين داشتند، از روى ستم و برترى جويى انكارش كردند، پس بنگر كه فرجام تبهكاران چگونه است. و به راستى به داوود و سليمان دانشى (ويژه) عطا كرديم، و آن دو گفتند: ستايش، مخصوص خداوندى است كه ما را بر بسيارى از بندگان مؤمنش برترى بخشيد. و سليمان وارث داوود شد و گفت: اى مردم! زبان پرندگان به ما تعليم داده شده، و از هرچيز به‏ما عطا گرديده؛ قطعاً اين (بخشش) همان برترى و امتياز روشن است. و براى سليمان، سپاهيانش از جنّ و انس و پرنده گردآمدند، پس از تشتّت و بى‏نظمى بازداشته مى‏شدند (تا در ركابش باشند). (سليمان با لشكر خود حركت مى‏كرد) تا به وادى مورچگان رسيدند، مورچه‏اى گفت: اى مورچگان! به خانه‏هاى خود برويد تا سليمان و لشكريانش شما را ناآگاهانه پايمال نكنند. پس (سليمان) از سخن اين مورچه با تبسّمى خندان شد و گفت: پروردگارا! به من الهام كن (و توفيق ده) كه نعمتى كه به من و به والدينم بخشيده‏اى شكر كنم و عمل صالحى كه آن را مى‏پسندى انجام دهم و در سايه‏ى رحمت خود، مرا در زمره‏ى بندگان شايسته‏ات وارد كن. و (سليمان) جوياى حال پرندگان شد و (هدهد را نديد،) گفت: مرا چه شده كه هدهد را نمى‏بينم؟ (آيا حضور دارد و من نمى‏بينم) يا از غايبان است. قطعاً او را كيفرى سخت خواهم داد يا او را ذبح مى‏كنم، مگر آن كه (براى غيبت خود) دليل روشنى (و عذر موجّهى) براى من بياورد. پس ديرى نپاييد كه (هدهد آمد و) گفت: از چيزى آگاهى يافتم كه تو (با همه‏ى عزّت و شوكتى كه دارى) از آن آگاه نشده‏اى و براى تو از (منطقه‏ى) سبا گزارشى مهم و درست آورده‏ام.
شریعتی: هر سلامی یک خداحافظی دارد و هر خداحافظی یک سلام دوباره، امروز آخرین جلسه است که در این فصل در خدمت حاج آقای سعیدی هستیم. به امید یک سلام دوباره که از ایشان کلی مطالب خوب یاد بگیریم. از شما و خانواده‌ی محترمتان تشکر می‌کنیم. نکات پایانی شما را خواهیم شنید.
حاج آقای سعیدی: از لطف شما ممنونم، انشاءالله که مورد پسند خدا قرار گرفته باشد و مجرای گفتار حضرات اهل‌بیت باشیم. خدا رحمت کند حضرت آقای مجتهدی که خیلی زحمت ما را کشیدند. توصیه می‌کنم که بگذارید فرزندانتان طلبه شوند و در این مسیر قدم بردارند. در این راه امام صادق را تنها نگذارید. در عبارت پایانی دعای عهد داریم «اللَّهُمَّ اكْشِفْ هَذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ بِحُضُورِهِ» خدایا این غم بزرگ را از این امت به حضور او ببر. امام صادق(ع) فرمودند: هرکسی خوشحال می‌شود از اصحاب حضرت باشد، یاد اینکه از اصحاب حضرت است کیف می‌کند، با تقوا باشد، منتظر باشد، این اکسیر تقوا را فراموش نکنید. حسن خلق داشته باشید. خوش اخلاقی را فراموش نکنیم.
شریعتی: «والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»