main logo of samtekhoda

98-12-29-حجت الاسلام والمسلمین عاملی- مسیر سلوک الی الله


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: مسیر سلوک الی الله
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمین عاملی
تاريخ پخش: 29- 12-98

شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
دل شبیه قایقی کوچک به دنبال تو بود *** از همان اول دل بی‌ طاقتم مال تو بود
ترس از امواج دریا در دل من جا نداشت *** ساحل آرامشم باریکه‌ی شال تو بود
ای بهار سبز، دنیایی دعاگوی تو شد *** راز حول حالنا در احسن الحال تو بود
هفت قرن پیش در شیراز و در طرف چمن *** خواجه شیراز حتی تشنه فال تو بود
جمعه‌ها و سالها و ماه‌ها مجنون شدند ***‌‌‌ این حکایت در غیاب چند صد سال تو بود
من به بغض خود سفارش کرده بودم نشکند *** سینه‌ام آتشفشان غیر فعال تو بود

روزهای پایانی سال است، برای آمدن حضرت دعا می‌کنیم که بهار انام و نضرة الایام است. سلام می‌کنم به شما دوستان عزیزم، سال 98 آخرین ثانیه‌هایش را تجربه می‌کند، انشاءالله در سال جدید برای مردم بهترین شروع باشد و سال پر برکتی باشد. حاج آقای عاملی سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید.
حاج آقای عاملی: بسم الله الرحمن الرحیم، عرض ادب و احترام دارم خدمت حضرتعالی و همه مردم عزیز، در آستانه تحویل سال جدید از خدای متعال می‌خواهیم خرابی‌هایی که از ما سر زده و گذشت، این خرابی‌ها را جبران کند و بخاطر آنها ما را از مقامات عالیه محروم نکند و قلم عفو     بر تمام تقصیرات ما مرحمت بفرماید، در سال جدید آرزوی من، مسئلت من از خدای متعال این است که سال جدید سالی باشد که دو ملکی که مأمور نوشتن اعمال ما هستند هیچ سیئه‌ای از ما ننویسند و صحیفه اعمال ما فُرغی باشد. «تَمُرُّ صُحُفُهُمْ‏ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فُرُغا» بعضی نامه عملشان خالی است و بلکه پر از حسنات باشد. آقا رسول الله به دو ملک و کرام الکاتبینی که موکل به امیرالمؤمنین بودند و محضر رسول خدا رسیده بودند سؤال کرد: آیا تا به حال از علی چیزی نوشتید؟ گفتند: نه، یا رسول الله! ما هم شیعیان آن امام هستیم و با مراقبت می‌شود انسان شبه عصمت پیدا کند. یکی از اساتید علامه طباطبایی فرموده است، حضرت آیت الله مظاهری استاد بنده و بزرگ فخر کشور ما فرمودند: من بیست سال در خلوت با ایشان مأنوس بودم، ترک اولی از ایشان ندیدم. دایی علامه حلی، محقق حلی گفت: من راضی نیستم تو به درس من بیایی. تو درس خواجه نصیرالدین طوسی می‌روی که وزیر مغول است. گفت: دایی جان من این حرف را از تو قبول ندارم. چون در مدتی که با ایشان بودم ترک اولی از ایشان ندیدم. گویی به صفت عصمت آراسته است. به کاشف الغطاء گفتند: چطور می‌شود یک انسان معصوم باشد؟ با صفای دل و خلوص که داشت گفت: من با معصوم کار ندارم، من چهل سال است مرتکب گناهی نشدم.
وقتی تراث پدر سید رضی، سید مرتضی را مرحوم مفید تقسیم می‌کرد، آخر سر کتابی ماند، به سید مرتضی بدهد یا سید رضی؟ گفت: هرکس گناه نکرد این را بردارد. هردو دستشان را رویش گذاشتند. گفت: هرکس ترک اولی نکرده او بردارد. هردو دستشان را رویش گذاشتند. گفت: هرکس مباح مرتکب نشده او بردارد. سید رضی برداشت، سید مرتضی گفت: چطور شد این مباح نداشته، خوابیدن، خوردن، گفت: از خودش بپرس. پرسید، گفت: من در تمام این امور قصد تقرب می‌کنم و دیگر مباح نیست. در زندگی من غیر از این دو عنوان، عنوان سومی وجود ندارد، هرچه در زندگی من هست یا جزء واجبات یا مستحبات است. انشاءالله با دست پر به ابدیت وارد شویم. به ساحت قدسی موسی بن جعفر عرض ادب می‌کنیم. پیغمبر ما برای فرزندانش در آخرت نقش تعیین کرده و گفته: علی ساقی کوثر است. امام حسن اینطور و امام حسین اینطور است تا می‌رسد به حضرت موسی بن جعفر و فرمود: لیست اسماء شیعیان و دشمنان اهل‌بیت در دست موسی بن جعفر است. باید دم حضرت را ببیند که اسمت در لیست باشد. آن مقام از کجا رسید؟ تنازل نکرد. اگر از اصول تنازل می‌کرد، پیشنهادهای خیلی بزرگی به حضرت شد. از این زندان به آن زندان می‌رفت اما تنازل نمی‌کرد. اینها اسوه و الگو برای ما هستند.
امام را امام کردند که به او اهتمام شود، امام رکوع برود و شما سجده بروی، اقتدا نکردی. دائم در زندان بود، هروقت در بغداد می‌آورد رها می‌کرد که برو برای خود خانه پیدا کن، هیچکس خانه اجاره نمی‌داد. یادم هست زمان صدام که برای اولین بار زیارت رفتیم، کاظمین رفتیم حاجی‌ها خواستند وارد هتل شوند، من جمعشان کردم و برای آنها روضه خواندم. گفتم: شما می‌روید هتل استراحت کنید ولی موسی بن جعفر در خرابه زندگی کرد. اینقدر پیشنهاد عمارت به امام حسین دادند، تنازل نکرد. اگر امام حسین تنازل می‌کرد به آن بلاها مبتلا نمی‌شد. آقا رسول الله تنازل نکرد، گفتند: اینقدر پول می‌دهیم. حضرت گفت: اگر آفتاب را در دست راستم و ماه را در دست چپم بگذارید از حرفم برنمی‌گردم. این مبنا خیلی مهم است و باید خودش را نشان بدهد. در برنامه‌ریزی داخلی و سیاست خارجی، روی همین اصل است که جمهوری اسلامی چهل سال درگیر شده است. آنها گفتند: ما با ماهیت جمهوری اسلامی کار داریم.
حضرت امیرالمؤمنین از همه بالاتر، شاگرد پیغمبر است. بسیاری از کارهای حضرت دشمن تراشی بود. تمام استاندارها را برداشت به غیر از یک نفر، می‌دانید چقدر دشمن درست شد. فرار شروع شد، از مدینه فرار کردند، در روزی که حضرت خطبه خواند، به خلافت رسید. ابن عباس گفت: اینطور نمی‌شود شما حکومت کنید، کشور به هم می‌ریزد. امیرالمؤمنین فرمود: به چیزی که به تو ربط دارد دخالت نکن. حکومت آرمانی را تصریح کرد. آنقدر اوضاع حضرت موسی بن جعفر عجیب شد که مجبور شدند دست یک یهودی بسپارند به نام سندی بن شاهک، ولی باز از اصولش تنازل نکرد. انقلاب اسلامی دقیقاً به این بزرگواران اقتدا کرده و چهل سال است از اصول تنازل نکردیم، عقل هم همین را می‌گوید. مقام معظم رهبری جمله‌ای دارند که می‌فرمایند: هزینه سازش بالاتر از هزینه مقاومت است. در مورد حضرت موسی بن جعفر، خلیفه گرفتار شد و پزشکان همه چاپلوسی می‌کردند، یک پزشک حاذق گفت: بی خود این داروها را نخور. کارت تمام شد، یک راه بیشتر نداری. یک انسان بزرگ و صاحب نفس، بیاید برایت دعا کند. گفت: موسی بن جعفر را بیاورید. حضرت یک جمله گفت: اینقدر شیرین است. گفت: خدایا، همچنان که به من نشان دادی کسی معصیت تو را کند چقدر ذلیل می‌شود، حالا نشان بده هرکس اطاعت بکند چقدر عزیز می‌شود.
شریعتی: این حسن تقارن را به فال نیک می‌گیریم، اینکه سال نو با نام حضرت موسی بن جعفر شروع می‌شود، یک نقطه شروع برای همه هست که حرکت کنیم و انشاءالله سال جدید سال شیرینی باشد. در مورد رفتن به سمت خدای متعال، مقدماتش و یغظه صحبت می‌کنیم. نکات شما را خواهیم شنید.
حاج آقای عاملی: بحث در این است که رکن چهارم یغظه این است که سالک این آگاهی را داشته باشد که این عالم برای پذیرایی است، از جمله بالاترین پذیرایی‌ها تصویر جمالی است که حضرت احدیت برای ما داشته است. بالاترین پذیرایی است. وقتی عمق و وسعت جمال را می‌بینید، هزار و یک احساس در شما درست می‌کند. یک معرفت بسیار نابی در شما درست می‌کند. اوضاع زندگی شما را متحول می‌کند. گفتیم در متن طبیعت خدای متعال یک تصویر استثنایی، ما هر لحظه این کائنات را وسعت می‌دهیم و یک جمله عجیبی خواندیم که کائنات که عرش می‌گوییم در ذات احدیت گم است. انتهایش به خلأ لا یتناهی می‌رسد. آن طرف مرز چیست، تصور مرز برای ما معقول نیست. «يَا مَنِ اسْتَوَى بِرَحْمَانِيَّتِهِ فَصَارَ الْعَرْشُ غَيْباً فِي‏ ذَاتِهِ‏» عجیب است این عالم با کائنات همه مثل دانه بوده است که خدا این دانه را باز کرده است و کائنات درست شده است. خدایی که دانه را اینطور رشد داده است، ما هم دانه هستی. می‌شود این تخم اینقدر بزرگ شود از این کائنات بزرگتر شود، همچنان که خدای متعال در حدیث قدسی فرمود: «لَا يَسَعُنِي أَرْضِي وَ لَا سَمَائِي وَ لَكِنْ يَسَعُنِي قَلْبُ‏ عَبْدِيَ‏ الْمُؤْمِنِ‏» المؤمن علتش را اشاره می‌کند، ایمان است که باعث می‌شود قلب انسان بزرگ شود. عبودیت قلب را وسعت و صفا می‌دهد. قلب وقتی صفا پیدا کند بلند می‌شود و وقتی بلند شود این عالم تنگ است و با هیچ چیز ارضاء و اشباع نمی‌شود.
حضرت امام در درسشان فرمود: آقای اشتهاردی اینها را به ما نقل می‌کردند و در کتاب‌ها نیست. امام می‌فرمود: قلب به این بزرگی را گاهی اینقدر کوچک می‌کنیم که یک گنجشک بخورد سیر نمی‌شود. چه قلب تاریکی دارد کسی که از این همه کمالات یک لباسی دارد، یک آرایش و عبا و قبایی دارد. عالمش هم تنگ می‌شود، نگاهش هم تنگ می‌شود. کتابی است نوشته است که «گوسفند نباشیم» می‌گوید: اگر برای خودمان چرا درست نکنیم، دشمن برای ما چرا درست می‌کند. انسان بخواهد در سلوک چابک شود باید چرا داشته باشد. این چه نمازی است من خواندم؟ این چه شبی است؟ حضرت آقای اشتهاردی می‌گفتند: شی در تأثیر کمالات حساب دیگر دارد. آثار شب را می‌گفتند. خدای متعال در قرآن گفته است که «أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما» (انبیاء/30) از یک دانه به همه این عالم درست شد. «وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْ‏ءٍ حَيٍّ أَ فَلا يُؤْمِنُونَ» این کافی نیست شما ایمان داشته باشید؟ بالاترین ظلم در این عالم این است که انسان نفهمد یک اراده حکیمانه حکومت می‌کند. من باید در برابر او خاضع و خاشع باشم.
«ظلموا انفسهم، خسروا انفسهم، نسوءا انفسهم» این تعبیرات همه معنا دارد. از اصطلاحات قرآنی است. امروز می‌خواهیم یک بحثی را شروع کنیم، خدایی که این عظمت را درست کرده است، اگر بخواهد بهشت درست کند چه می‌شود؟ شیرینی به کسی ده که محبت نچشیده! چون بهشت از دست خدا آن مهم است. یعنی بهشتی که خدا می‌گوید، در روایت هست اگر جن و انس مهمان انسان شوند، جا دارد. کائنات که اینطور هست بحث ما این است که بهشت چطور است؟ خداوند در دو جا از کلمه کبیر استفاده کرده است، یکی در خصوص بهشت است. «وَ إِذا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيرا» (انسان/20) خدا به چه چیزی کبیر می‌گوید؟ ملک کبیر، اگر اینجا شما پادشاه شدید، آنجا هم پادشاه هستید. آقا رسول الله فرمودند: من آمدم همه شما را پادشاه کنم.
هوای سلطنتم بود بندگی تو کردم *** خیال خواجگی‌ام بود عشق تو گزیدم
اینکه تو نگاه کنی، دیگر مملوک نیست، مالک هست. مملوک شهوت و مال و ریاست نیست. امیرالمؤمنین فرمود: «التقوی عتقٌ من کل ملکة» چیزی که مالک انسان شود از آن آزاد شدن است. خدای متعال به بهشت کبیر گفته است یکی هم به ولایت اهل‌بیت در عالم کبیر گفته است. «فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ‏ مُلْكاً عَظِيماً» (نساء/54) این ملک عظیم که به آل ابراهیم دادیم، ملک ظاهری نبوده است. مراد از ملک کبیر یعنی اطاعت همه چیز از آن، حتی اطاعت جهنم یعنی آنها اینقدر نفوذ دارند. «أمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ» حسادت دارید که چرا من این مقام را دادم به اینها از فضل خودم؟ «فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ‏ مُلْكاً عَظِيماً» در ذیل این روایت حضرت آورده است ملک عظیم این است که اطاعت آنها اطاعت خداست. عصیان آنها عصیان خداست. ذره‌ای هوا و هوس در وجودشان نیست. امام صادق فرمود: والله ما حرف شخصی نداریم. هرچه از دهان ما می‌آید حرف پیغمبر است و هرچه می‌گوییم: حرف خداست. گاهی می‌گویند: سمعت الله یقول، امام باقر پیغمبر را ندیده، می‌گوید: قال رسول الله، لذا امام صادق می‌گوید: ما هرچه می‌گوییم می‌توانید به پیغمبر نسبت بدهید. چون «اَولنا محمد، آخرنا محمد، اَوسطنا محمد و کلنا محمد»
این ملک عظیم که خدا تعبیر کرده از اینجا منتقل شود که شخصی که کافر است و این ملک عظیم را می‌بیند، آنوقت چقدر ندامتش غیر قابل تصویر است. امیرالمؤمنین فرمود: من نمی‌توانم توصیف کنم. با اینکه امیر بیان است. در روایت است فردی به جهنم می‌رود و اهل‌بیت او بهشت می‌روند. خدا از جهنم به او نشان بدهد جایگاه اهل‌بیتش را، در آنجا عذاب روحی هم هست. آنجا از شدت پشیمانی چشمش گریه دارد اما خون گریه می‌کند. خدا می‌گوید: نگاه کن، یعنی آنجا عذاب روحی هم هست. آنهایی که در اینجا استهزاء کردن دین را در آخرت هم آنها را استهزاء می‌کنند. حجاب را استهزاء کرده است، اینجا استهزاءش می‌کنند، سوره «ویلٌ للمطففین» را بخوانید. «وَ إِذا مَرُّوا بِهِمْ يَتَغامَزُونَ، وَ إِذَا انْقَلَبُوا إِلى‏ أَهْلِهِمُ انْقَلَبُوا فَكِهِينَ،وَ إِذا رَأَوْهُمْ قالُوا إِنَّ هؤُلاءِ لَضالُّون، وَ ما أُرْسِلُوا عَلَيْهِمْ حافِظِينَ، فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ» (مطففین/30-34)حالا مؤمنین به آنها می‌خندند.
در دُرالمنثور، حضرت رسول فرمود: آنهایی که در این دنیا حق مردم را خوردند، شما حساب کنید در این بحرانی که درست شد. فردی که به آلاف و الوف رسید و به ریش مردم خندید، آنجا ببینید چطور این را استهزاء می‌کنند. وقتی جهنم می‌رود، مردم اینجا سوختند. جهنمی که اینجا درست شده، ملکوت سوختن اینجاست. «نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ، الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ» (همزه/6و7) در جهنم می‌بیند یکباره در باز شد. در باز شد، اینها می‌گویند: بیرون برود. خیال می‌کنند دیگر باز شد و دیگر از اینجا بیرون برویم. ازدحام برای خروج می‌شود، وقتی به در می‌رسند، ملائکه برمی‌گردانند. آنوقت حضرت گفت: خدا این قصه را با این آیه در قرآن رسانده است «كُلَّما أَرادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْها مِنْ غَمٍّ أُعِيدُوا فِيها وَ ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ» (حج/22) وقتی می‌خواهند از یک غم و غصه خارج شوند، اینها را دوباره به جهنم برمی‌گردانند. این استهزاءهایی که در اینجا نسبت به احکام شرعی می‌شود، در آخرت خیلی وحشتناک است. نماز زنده می‌شود و شکایت دارد، ماه رمضان شکایت دارد. کسی که مسجد می‌آید و مسجد را آباد کرده، مسجد خوشحال می‌شود. آقا رسول الله فرمودند: من می‌بینم در ماه رمضان کسی را می‌کشند و می‌برند، می‌گویم: این چیه؟ چرا این را می‌برید؟ می‌گویند: این کسی است که ماه رمضان از او شکایت کرده است.
آقا رسول الله می‌گوید: من بیزار هستم از کسی که ماه رمضان از او شکایت کند. لذا گفتند: وای بر کسی که آن کسی که باید در آخرت از او شفاعت کند با او خصومت کند. جمال بالاترین پذیرایی از انسان است. انسان‌ها نسبت به ذائقه پذیرایی دارند. مرغان خانگی را بی دانگی است ماتم! برای بچه باید وقتی از مسافرت می‌آیی، سوغاتی بخری. انسان بزرگ پذیرایی‌اش طور دیگری است. این کائنات دو جور جمال دارند یک جمال ظاهری، یک جمال باطنی، جمال پیدا، جمال نا پیدا، این جمال باطنی بالاتر از این جمال ظاهری است که ما می‌بینیم. یک جمال باطنی را اشاره کنم اینکه تمام ذرات عالم شعور دارند و نسبت به حق و باطل حساس هستند، نسبت به ظلم و عدل حساس هستند. نسبت به خیر و شر حساس هستند. ما این حساسیت را نمی‌فهمیم. باطن عالم غوغاست. ذات حق مؤید ذاتی دارد. یعنی شما در مسیر حق هستی نترسی که مشتری باطن زیاد است. چون حق از باطن خودش مؤید دارد. هرکس با حق کشتی بگیرد زمین می‌خورد.
در لحظه آخر کربلا امام حسین آمدند پیش حضرت امام سجاد، یک نصیحت، در آن غوغا یک نصیحت کردند، پسرم مبادا به کسی ظلم بکنی که هیچ مدرکی ندارد جز خدا. ذات حق مؤید در ذات حق است. مؤید در ذات حق خوابیده است. لذا حضرت علی اکبر در کربلا گفتند، امام حسین بالای مرکب خوابیده بودند که گفتند: «انا لله و انا الیه راجعون» سؤال کردند: چرا این جمله را گفتید، خوب است و جایش اینجا نیست. گفت: خواب دیدم که هاتفی می‌گوید: این کاروان می‌رود و مرگ با این کاروان می‌رود. آخر شما پیروز هستید، شما که حق شدید یک مؤید ذاتی دارید، یعنی در باطن آفرینش ذرات عالم همراه شما هستند چون شعور دارند. با حق آشنا هستند، با باطل دشمن هستند ذرات عالم، در این عالم برای باطل جا نیست. «يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّب‏» شما از همه جا محاصره شدید، اسباب مخالف زیاد و اسباب موافق کم است. چون در باطن حق تو مؤید داری و آخر سر غالب می‌شوی، حضرت فرمود: کسی که گناه بر او پیروز شده او پیروز نشده است. او غالب نیست و مغلوب است.
امیرالمؤمنین فرمود: کسی که به خیری با شر برسد این خیر نیست. این عالم یک حقیقت نفس الامری دارد، آن عکس العملی که در باطن این عالم هست، ما به آن حقیقت نفس الامری می‌گوییم. ما باید با آن هماهنگ شویم. این افتراق اصلی ما با اندیشه لیبرالیسم جدید است. تمام امیال مقدس است. هرچه جلوی امیال را بگیرد، انسان باید آزاد آزاد باشد، حیاء، تقوا، اگر با اینها جلوی امیال را بگیری، امیال زیرزمینی حرکت می‌کند و از جای دیگر سر درمی‌آورد. ریاضت‌هایی که علمای اخلاق تجویز می‌کنند همه را تخطئه می‌کنند. توصیه حکمای یونان را مسخره می‌کنند. می‌گویند: آنچه مقدس است آن نیست که از قدیم به ما گفتند، لذا می‌گویند: ما را از شر مقدسات خلاص کن. میل انسان تا تعارض با حقی نداشته باشد مقدس است. می‌گوییم: شما الآن آمدید، یک کار خلافی کردید، این واقعه می‌تواند جلوی شما را بگیرد؟ می‌گوید: نه، فرق ما اینجاست. ما می‌گوییم: نمی‌شود سر کسی کلاه گذاشت. در واقع چیزی هست که در برابر عکس العمل نشان می‌دهد، این را باور نداری نقطه الحاد شدی. وقتی که خالق این نظام بداند چه درست کرده است، در نهاد این عالم اثر گذاشته است، شما اینها را انکار کنی و بعد بگویی: ما خدا را عبادت می‌کنیم ولی اطاعت نمی‌کنیم. شیطان هم همین را می‌گفت، خدایا من تو را عبادت می‌کنم و لی اطاعت نمی‌کنم. خدا نباید از مسجد بیرون بیاید و بگوید: زنا حرام، ربا حرام است.
ما می‌گوییم: اگر کسی برای برادر خودش چاه بکند داخل چاه می‌افتد. عالم شعور دارد. «مَن‏ حَفر بئراً لاخيه وقع فيها» هرکس برای برادرش چاه بکند، شما اگر با رشوه یک آجر خانه را از رشوه درست کردی کفایت می‌کند این خانه خراب شود. خرابی خانه و آبادی خانه به چیست؟ یک بچه‌ای از آن بیرون آمده و بلای یک جامعه شده است. عمران و آیادی باید دوباره تعریف شود. آبادی را چه معنا می‌کنیم؟ در روایت هست که خدایا شهرها را خرابه کردند. وقتی یک شهر عواطف نداشته باشد، احساس نداشته باشد، یک بیچاره‌ای تشنه و گرسنه سرش را زمین بگذارد و بخوابد،    این خیلی مشکل است.
فردی یک کتابی نوشته و گفته: معاویه مترقی بود و علی مرتجع، چون معاویه کاروانسراها درست کرد. راه‌ها را آباد کرد. امیرالمؤمنین می‌فهمید که اول باید عدل درست شود. زیبایی و جمال یک حکومت، شهر و مملکت عبارت است از عدل. چرا این پول بدست شما برسد؟ شما چه کار کردید؟ در یک لحظه یک فردی، کارمندی به ثروتی برسد و دو تا خواهر با هم هستند، دو تا شوهر، یک خواهر یک شبه شد صاحب پانصد میلیون، یک اداره‌ای یک ملکی به او داد. اما دیگری نشده است. خواهر دیگر همه چیزش فرق کرد، ماشین و خانه‌اش فرق کرد و زندگی‌اش فرق کرد. پستی و بلندی کاذب در جامعه، آقا رسول الله می‌فرمود: دایره‌ای بنشینید، مجلس صدر و ذیل نداشته باشد. آنها قدرت اینکه این نظامی که درست شده بهترین جمالش این است ذرات عالم شعور دارد و احساس دارد. یک حقیقت نفس الامری در این عالم حاکم است. در زندگی اشتباه بکنیم خیلی سخت است. کسی که در در این باب اشتباه کرد خیلی اشتباه بزرگی است. نبیند یک واقعه چطور است. کدام مصیبت بالاتر از اینکه شما واقع را واقع نبینید. دروغ واقع را غیر واقع نشان می‌دهد. دروغ اینکه می‌گویند: بد است، برای همین بد است. چیزی که نیست و واقعیت ندارد. ولی ما وانمود کردیم که واقعیت دارد. زندگی مختل می‌شود، لذا دعایی که پیغمبر خیلی می‌خواند این بود که خدایا اشیاء همانطور که هستند، آنطور به من نشان بده. بعضی از اشتباه‌ها اولین اشتباه، آخرین اشتباه هست. بعضی از اشتباهات زندگی ساده نیست. حضرت یک دعای دیگری داشتند که خدایا حق را به ما حق نشان بده تا تابع آن شویم. باطل را باطل نشان بده تا از آن اجتناب کنیم. یعنی روی نفس الامر اساس زندگی خود را بنا کنیم.
وقتی یک نظام تربیتی این ظاهر را نبیند که من هرکاری کنم عالم در برابر آن عکس العمل دارد، یا با من همراهی می‌کند یا با من چموشی می‌کند. تمام ذرات عالم همه حساب شده است. هرجا نگاه کنی حساب حساب است، اگر بگویی حساب، حساب خدا می‌گوید: دیگر از او حساب نکشید. خودش محاسبه کرد. اما اگر یکجا ساز مخالف بزنی آن ذرات عالم همه حساب شده و یک ذره هم
قطره‌ای که از جویباری می‌رود *** از پی انجام کاری می‌رود
خدا رحمت کند پروین اعتصامی چقدر زیبا می‌گوید:
اگر یک ذره را برگیری از جای *** خلل گیرد همه عالم سراپای
شریعتی: انشاءالله توصیه‌های شما در زندگی ما اثر کند و خداوند حجاب‌ها را از جلوی چشم ما کنار ببرد، فقط خودش را ببینیم و از او مدد بخواهیم و بتوانیم زندگی و دنیای خود را اصلاح کنیم. امروز صفحه 351 قرآن کریم را تلاوت خواهیم کرد.
«إِنَّ الَّذِينَ جاؤُ بِالْإِفْكِ‏ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ لا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَ الَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذابٌ عَظِيمٌ «11» لَوْ لا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْراً وَ قالُوا هذا إِفْكٌ مُبِينٌ «12» لَوْ لا جاؤُ عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَداءِ فَأُولئِكَ عِنْدَ اللَّهِ هُمُ الْكاذِبُونَ «13» وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ لَمَسَّكُمْ فِيما أَفَضْتُمْ فِيهِ عَذابٌ عَظِيمٌ «14» إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَ تَقُولُونَ بِأَفْواهِكُمْ ما لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ تَحْسَبُونَهُ هَيِّناً وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمٌ «15» وَ لَوْ لا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُمْ ما يَكُونُ لَنا أَنْ نَتَكَلَّمَ بِهذا سُبْحانَكَ هذا بُهْتانٌ عَظِيمٌ «16» يَعِظُكُمُ اللَّهُ أَنْ تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَداً إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ «17» وَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآياتِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ «18» إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ «19» وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ وَ أَنَّ اللَّهَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ «20»
ترجمه آیات: همانا كسانى كه آن دروغ بزرگ را (در ميان) آوردند، گروهى از خود شما بودند. آن را براى خود شرّ نپنداريد، بلكه آن (در نهايت) به نفع شماست. بر عهده هر كدام از آنان، بدان اندازه از گناه است كه مرتكب شده است و براى كسى كه بخش بزرگ آن را انجام داده، عذاب بزرگى است. چرا زمانى كه تهمت را شنيديد، مردان و زنان با ايمان نسبت به خويش گمان خوب نبردند و نگفتند كه اين تهمتى بزرگ وآشكار است؟ چرا چهار شاهد بر صحّت آن تهمت نياوردند؟ پس چون گواهان لازم را نياوردند، آنان نزد خدا همان دروغگويانند. و اگر فضل و رحمت الهى در دنيا و آخرت بر شما نبود، به سزاى آن سخنان كه گفتيد، قطعاً عذابى بزرگ به شما مى‏رسيد. آنگاه كه از زبان يكديگر (تهمت را) مى‏گرفتيد و آنچه را به آن علم نداشتيد، دهان به دهان مى‏گفتيد واين را ساده وكوچك مى‏پنداشتيد، در حالى كه آن نزد خدا بزرگ است. چرا هنگامى كه (آن تهمت را) شنيديد، نگفتيد: ما را نرسد كه در اين باره حرفى بزنيم. (پروردگارا) تو منزّهى، اين بهتانى بزرگ است. خداوند شما را موعظه مى‏كند كه اگر ايمان داريد هرگز امثال اين تهمت‏ها را تكرار نكنيد. و خداوند براى شما آيات خود را بيان مى‏كند و او دانا و حكيم است. همانا براى كسانى كه دوست دارند زشتى‏ها در ميان اهل‏ايمان شايع گردد، در دنيا وآخرت عذاب دردناكى است، و خداوند مى‏داند و شما نمى‏دانيد. و اگر فضل و رحمت الهى بر شما نبود و اين كه خداوند رئوف و مهربان است (شما را سخت كيفر مى‏داد).
شریعتی: گفت: کوری چشم حسودان چمن آخرین اسفندها هم دود شد! لحظات پایانی اسفند 1398 را تجربه می‌کنیم. انشاءالله سال جدید سرشار از سلامتی و صحت و عافیت برای همه دوستان عزیز باشد. اشاره قرآنی را بفرمایید.
حاج آقای عاملی: آیه 15 سوره نور «إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَ تَقُولُونَ بِأَفْواهِكُمْ ما لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ تَحْسَبُونَهُ هَيِّناً وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمٌ» آنقدر این آیه مهم است، اشاره دارد به سوژه‌ای که در هر دوره ممکن است انسان به آن مبتلا شود. اینکه بی حساب حرف بزند، به کسی تهمت بزند، خدای متعال فرمود: شما چیزی می‌گویید که به آن علم ندارید، در زبانتان خیلی سبک احساس می‌کنید ولی در ترازوی من اینطور حرف‌ها خیلی بزرگ است. هرکس می‌خواهد در سال جدید تلاشش خراب نشود و به منزل اول برنگردد، به این آیه عمل کند.
سالها ره می‌رویم و در اخیرا *** همچنان در منزل اول اسیر
این را عمل نکنیم به منزل اول برمی‌گردیم. چیزی که شنیدید را اعتنا نکنید. حضرت رسول آفتاب را نشان داد و فرمود: چیزی که شبیه این آفتاب هست را نشان بده و الا دنبالش نرو. اگر در جمال را باز کنیم دیگر نمی‌توانیم ببندیم. سوء ظن در ردیف خون ذکر شده است. یعنی سوء ظن باعث خونریزی هم می‌شود. غزالی هفتصد نوع آفت برای زبان ذکر کرده است، آقای اشتهاردی می‌گفت: هفتصد نگوییم، بگوییم: هفتاد. باز باید حواسمان بر این بلا باشد. از آقا رسول الله پرسیدند: آیا کسی  هم با زبان جهنم می‌رود؟ «وَ هَلْ يَكُبُّ النَّاسَ فِي النَّارِ إِلَّا حَصَائِدُ أَلْسِنَتِهِمْ‏» مگر با غیر زبان هم کسی جهنم می‌رود؟ هرکس غیبت و تهمت داشته باشد، عالم طوری درست شده که چون آب را ریخت، آبرویش ریخته می‌شود. در خانه هم باشی خدا آبرویت را می‌ریزد چون تو آبرو ریختی. در آخرت هم عذاب خیلی وحشتناک است. خدا کسی که بهتان زده را داخل آتش می‌کند و می‌گوید: اثبات کن و بیرون بیا. این هم نمی‌تواند اثبات کند می‌گوید: شنیدم، می‌گوید: مساوی با وقوع نیست. می‌گوید: همه می‌گفتند، خدا می‌گوید: مساوی با وقوع نیست. نعوذ بالله مخلد در آتش هم می‌شود.
علی بن یقطین از بزرگان فقهاست، آدم بزرگی بود و از اصحاب امام صادق و امام کاظم بود. به دستور امام وارد حکومت شد و از امام اجازه گرفته بود و از این معلوم می‌شود که برای این کار می‌شود به حکومت وارد شد. آنقدر جلالت قدر دارد که حضرت موسی بن جعفر فرمود: من در حج هیچ مشهدی حاضر نشدم مگر اینکه علی بن یقطین را دعا کردم. امام کاظم فرمود: من ضمانت کردم که آتش جهنم به علی بن یقطین نرسد. این کلمه ضمانت را چند امام به کار بردند. این کلمه چقدر پر برکت است. نشان می‌دهد اوضاع دست ائمه است.
شریعتی: هروقت مشهد می‌روم، این فرمایش امام جواد در ذهنم هست که من بهشت را برای زائر با معرفت پدرم ضمانت می‌کنم.
حاج آقای عاملی: امام حسن فرمود: من ضامن هستم که وقتی کسی مصیبتی پیش آمده غیر از رضا به مقدرات خداوندی در دلش خطور نکند، من تضمین می‌کنم که خدا را صدا بزند و لبیک بگویند. همسایه ابوبصیر آدم فاسقی بود. ابوبصیر او را نصیحت کرد و گفت: چه کار کنم، برو به آقایت بگو من اینطور هستم. هرچه گفت عمل می‌کنم. امام فرمود: برو سلام مرا برسان، سلام کارش را کرد. گفت: اگر توبه کنی من بهشت را برایت تضمین می‌کنم. هرچه داشت از حرام بود، همه را داد. ابوبصیر که رفت، گفت: ابوبصیر دیگر لباس ندارم در را برایت باز کنم، همه را دادم رفت. جانانه عمل کرد. چند روز دیگر که احتضارش شد، ابوبصیر تا رسید، گفت: قسم به خدا صاحبت وفا کرد و بالای سرم آمد. حضرت موسی بن جعفر به علی بن یقطین فرمود: تو برای من یک چیز را ضمانت کن، من سه چیز را برایت ضمانت می‌کنم. امام در این عالم بر همه چیز قادر بوده ولی مظلوم قادر بوده است. امیرالمؤمنین هم مظلوم قادر بود.
شریعتی: سال جدید را به شما و خانواده محترم تبریک می‌گویم. انشاءالله بهترین‌ها برای شما رقم بخورد. انشاءالله این سال، سال ظهور حضرت بقیة الله الاعظم باشد.
بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند *** سالها هجری و شمسی همه بی خورشیدند
سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش است *** فصل‌ها را همه با فاصله‌ات سنجیدند
«الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»