main logo of samtekhoda

98-12-19-حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی- سیری در نهج البلاغه (شرح خطبه83)


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: سیری در نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین (خطبه83)
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی
تاريخ پخش: 19- 12-98
شریعتی:
بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
زخمی‌ام التیام می‌خواهم، التیام از امام می‌خواهم
السلام علیک یا ساقی من علیک السلام می‌خواهم
گاهگاهی کمی جنون دارم، من جنونی مدام می‌خواهم
تا بگردم کمی به دور سرت، طوف بیت الحرام می‌خواهم
لحظه‌ی مرگ چشم در راهم از تو حسن ختام می‌خواهم
در نجف سینه بی قرار از عشق، گفت لا یمکن الفرار از عشق
سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم، بیننده‌های خوب و نازنین‌مان، به سمت خدای امروز خیلی خوش آمدید. ایام بر شما مبارک باشد، به نیمه ماه رجب نزدیک می‌شویم، انشاءالله بهترین اتفاق‌های زندگی برای شما رقم بخورد. حاج آقای حسینی قمی سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید.
حاج آقای حسینی قمی: سلام علیکم و رحمة الله، عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت همه بینندگان عزیز دارم. خدا را سپاسگزاریم که در ایام ولادت امیرالمؤمنین مهمان سفره‌ی نهج‌البلاغه هستیم.
شریعتی: بحث امروز شما را خواهیم شنید.
حاج آقای حسینی قمی: «و هي‏ من‏ الخطب‏ العجيبة» سید رضی در خطبه 83 نهج‌البلاغه می‌فرمود: از خطبه‌های عجیب امیرالمؤمنین است. به این خطبه درخشان می‌گویند. ما حتی قطره‌ای از عظمت کلام امیرالمؤمنین را نمی‌توانیم بازگو کنیم در شرح این خطبه نورانی، در پایان این خطبه سید رضی می‌نویسند، وقتی امیرالمؤمنین این خطبه را خواندند، بدن‌ها به لرزه درآمد، اشک‌ها جاری شد و دلها ترسان، خطبه‌ی بسیار با عظمتی است. می‌شود به دوازده فصل این خطبه را تقسیم کرد. امیرالمؤمنین تشییع جنازه‌ای رفته بودند، در آداب تشییع جنازه هست که یک غم و حزنی بر حضرت غلبه پیدا می‌کرد و حدیث نفس می‌کردند و با کسی سخن نمی‌گفتند. در عروة الوثقی سید محمد کاظم طباطبایی یزدی نوشتند: یکی از آداب تشییع جنازه این است که شما سلام نکنید. چقدر اسلام به سلام سفارش کرده است. اینجا نباید سلام کنی، چرا؟ برای اینکه حواسش به خودش باشد. تشییع جنازه است بگذار در فکر قبر و قیامت باشد. سلام با همه فضیلتی که دارد، یکی از استثنناها که سلام نکنید در تشییع جنازه است. پیامبر خدا هم همینطور تشییع جنازه می‌رفتند.
امیرالمؤمنین در تشییع جنازه‌ای بودند یک کسی می‌خندید، آقا ناراحت شدند و فرمودند: تو فکر می‌کنی مرگ قط برای همین آقا نوشته شده و سراغ ما نمی‌آید؟ چرا می‌خندی؟ تشییع جایی برای تدبر و عبرت گرفتن است. حضرت تشییع جنازه‌ای بودند، بازماندگان شیون و ناله می‌کردند، امیرالمؤمنین فرمود: والله، اگر آنچه میت اینها می‌بیند، اگر آنها او را می‌دیدند دیگر برای او گریه نمی‌کردند و برای خودشان گریه می‌کردند. اگر می‌دانستید الآن به این میت چه چیزی نشان می‌دهند بر او گریه نمی‌کردید. بعد حضرت فرمود: مرگ به سراغ تک تک شما خواهد آمد، وقتی حضرت این جمله را فرمودند، جو آماده شد برای خطبه امیرالمؤمنین و سخنان امیرالمؤمنین، حضرت این خطبه را خواندند. خطبه‌ی غراء را حضرت در این فضا خواندند.
«بسم الله الرحمن الرحیم، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي عَلَا بِحَوْلِهِ وَ دَنَا بِطَوْلِهِ مَانِحِ كُلِّ غَنِيمَةٍ وَ فَضْلٍ وَ كَاشِفِ كُلِّ عَظِيمَةٍ وَ أَزْلٍ أَحْمَدُهُ عَلَى عَوَاطِفِ كَرَمِهِ وَ سَوَابِغِ نِعَمِهِ وَ أُومِنُ بِهِ أَوَّلًا بَادِياً وَ أَسْتَهْدِيهِ قَرِيباً هَادِياً وَ أَسْتَعِينُهُ قَاهِراً قَادِراً وَ أَتَوَكَّلُ عَلَيْهِ كَافِياً نَاصِراً» حضرت حمد خدا را یاد ما می‌دهند. هیچ کدام از این حمدها تکراری نیست. حمد خدایی را که علو و برتری دارد با قدرت خودش، تمام قدرت‌ها در اختیار پروردگار است و ما هیچ قدرتی نداریم. هیچ قوه و نیرویی نداریم. آن خدایی که علی اعلا است بخاطر قدرتی که دارد. همین خدایی که «علا بحوله» است، «و دنا بطوله» چون به بندگانش لطف و عنایت دارد، نزدیک به بندگانش است. همان خدایی که علی اعلاء به خاطر حول و قوه و قدرتی که دارد اما «انی قریبٌ»، «قریبٌ من المحسنین»، «قریب من المتقین». ابن ابی الحدید یک شعری دارد از یکی از شعرای نامی، می‌گوید: «دنوت تواضعا و علوت قدرا» بخاطر عظمت تو علی اعلاء هستی. علی اعلاء، علوت قدرا، از نظر قدرت در اوج هستی، ولی «دنوت تواضعا» از باب مهر و لطف و کرم و تواضعی که به ما داری، «دنوت تواضعی» این غیر از قدرت‌های دنیایی است. قدرت‌های دنیایی کسی بالا می‌رود دیگر نمی‌شود دید و صدایش کرد. بندگان من از من سؤال کردند خدا کجاست؟ به آنها بگو، «انی قریبٌ»، «اقرب الی من حبل الورید».
خدا رحمت کند مرحوم آیت الله العظمی فاضل(ره) می‌فرمودند: یکوقتی فکر می‌کردم چرا در نماز باید بگوییم: بحول الله و قوته اقوم و اقعد؟ قیام و نشستن من به حول و قوه الهی است. از نیم متر زمین می‌خواهیم بلند شویم. این ذکر چرا اینجا آمده است؟ بعد که ناتوان شدم و ضعف و کهولت سن پیدا کردم، دیدم آدم از زمین هم می‌خواهد بلند شود، همان حول و قوه الهی نباشد، چه ضعیف و چه توانا، نمی‌توانیم بلند شویم. همه قدرت‌ها به دست خداست. هرچه داریم از خداست. اگر باور کنیم خدا «مَانِحِ كُلِّ غَنِيمَةٍ وَ فَضْلٍ» هرچه هست برای خداست، دادنش در راه خدا سخت و مشکل نیست. اگر باور کنیم امانتدار هستیم، دادنش در راه خدا سخت نیست. شما به یک جوان بیکار می‌گویی: شما بیکار هستی، چرا؟ من سرمایه به تو می‌دهم. با چقدر می‌تواند یک شغل مناسب به پا کنی؟ صد میلیون می‌دهم برو سرمایه‌گذاری کن. مال خودت به تو بخشیدم، نمی‌خواهم! دیگر مرا نمی‌بینی! فقط یک لطفی کن، آخر سال نگاه کن، صد میلیون سرمایه‌گذاری کردی، یک درآمدی داری، هرچقدر توانستی هزینه کن، خانه و ماشین بخر، هروسی، جهیزیه، یادت باشد اگر چیزی اضافه آمد یک پنجم، بیست درصد آن را به عده‌ای از گرفتارها بده. اگر این جوان بیست درصد را ندهد ما می‌گوییم: خیلی بی انصاف و نمک نشناس هستی! اگر باور کنیم «مَانِحِ كُلِّ غَنِيمَةٍ وَ فَضْلٍ» همه سرمایه‌های ما برای خداست، آنوقت وقتی می‌گوید: خمس مالت را بده، سختمان نیست. وقتی می‌گوید: زکات مالت را بده سخت نیست. نگاه امیرالمؤمنین در این خطبه‌ها این است که باورها اصلاح شود. هرچه داری از خداست و هیچی برای خودت نیست. یک مقدار حافظه را بگیرد، هیچ کاری نمی‌توانی بکنی.
آیت الله العظمی غروی اصفهانی سه روز درسش را تکرار کرد، سه روز درس تکرار می‌داد. آیت الله بهجت شاگرد ایشان بود. آیت الله میلانی و آیت الله العظمی خویی شاگرد ایشان بود. مرحوم آیت الله شیخ علی محمد نجفی بروجردی شاگردان ایشان بودند، روز سوم آیت الله بهجت اشاره می‌کند به آیت الله شیخ محمد علی نجفی بروجردی که به استاد بگو سه روز است تکراری می‌گویی. می‌گوید: می‌دانم ولی سه روز است هیچی یادم نمی‌آید. خدا خواست به من بگوید: حافظه‌‌ات برای من است از تو بگیریم، چیزی نداری. ما باور نداریم، غافل هستیم، سلامتی و قدرت برای خودم است، کسب و تجارت برای خودم است. زکات و خمس یعنی چه؟ یک لحظه نظرش را برگرداند صفر هستیم. هر فضلی که رسیده، غنایم و سود، کسب و کار و تجارت و درآمد، «وَ كَاشِفِ كُلِّ عَظِيمَةٍ وَ أَزْلٍ» خداوند همه مصیبت‌ها را برطرف می‌کند. کاشف الکرب خداست. «أَحْمَدُهُ عَلَى عَوَاطِفِ كَرَمِهِ» کرم پی در پی، کرم خدا هر لحظه شامل حال ما می‌شود. «وَ سَوَابِغِ نِعَمِهِ» نعمت‌هایی که دائماً می‌آید. قرآن می‌فرماید: «وَ أَسْبَغَ‏ عَلَيْكُمْ» (لقمان/20) یک مشکلی که در زندگی ما پیش می‌آید، یک ویروس که پیدا می‌شود، نعمت‌های خدا را یادمان می‌رود. «اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ‏ السَّماواتِ‏ وَ الْأَرْضَ‏ وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَكُمْ وَ سَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَ سَخَّرَ لَكُمُ الْأَنْهارَ، وَ سَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ دائِبَيْنِ وَ سَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ» (ابراهیم/32 و33) ده مورد از نعمت‌ها را که می‌شمرد، «وَ آتاكُمْ مِنْ كُلِّ ما سَأَلْتُمُوهُ وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها» (ابراهیم/34) وقتی ده نعمت را می‌شمارد از ما گلایه می‌‌کند «إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ» انسان ناسپاس است و ظلم می‌کند.
روایتی ذیل این آیه‌ای که خواندم دیدم، امیرالمؤمنین فرمود: «اسبغ علیکم» ظاهر و باطنش چیست؟ حدیث در مجمع البیان مرحوم طبرسی است. پیامبر خدا فرمود: نعمت‌های ظاهر سه چیز است. 1- اسلام ومسلمانی 2- این آفرینش مرتب و موزون و بدون مشکل تو 3- روزی خور پروردگار هستی. از آن بالاتر نعمت‌های باطنی است. امام سجاد در حالاتشان هست که وقتی به حضرت خبر می‌دادند خداوند به شما فرزندی عنایت کرد، نمی‌پرسیدند پسر است یا دختر،م می‌فرمودند: سالم است؟ «وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَمَا سَتَرَهُ عَلَيْكَ مِنْ مَسَاوِئِ‏ عَمَلِكَ‏» خدا آبرویت را حفظ کرده و ستار العیوب است. خدا می‌گوید: من سه نعمت به مؤمن دادم که مؤمن شایسته این نعمت‌ها نبود. 1- «صلاة المؤمنين عليه بعد انقطاع‏ عمله‏» آبرویش را حفظ کردم و آبرومند از دنیا رفته است. وقتی آبرومند از دنیا می‌رود، مؤمنین برایش درود می‌فرستند. پیامبر فرمود: اگر خدا پرده‌ها را کنار می‌زد زیر جنازه هم نمی‌رفتید. زیر تابوت هم نمی‌رفتید. 2- «و جعلت له ثلث ماله يكفّر به عن خطاياه» مرد و تمام شد، ثلث مالش را در اختیارش قرار دادم که جبران خطایایش را بکند. اگر بنده نماز و روزه قضا بر گردنم باشد، وصیت کنم فرزندان من مکلف هستند انجام بدهند، اگر وصیت نکنم ولو فرزندان من بدانند، فتوای مشهور فقها این است که وظیفه‌ای بر فرزندان من نیست. اگر نماز و روزه قضایم را نوشتم، وظیفه وارث من است. اگر ننوشتم ولو بچه‌های من اطلاع دارند که روزه و نماز بر گردن من هست، مشهور فقها می‌گویند: فرزند وظیفه ندارد. یک زمانی وارثان من به ارث من نیاز دارند و گرفتار هستند. یکوقت نیاز ندارند، اگر نیاز ندارند ثلث مال را وصیت کن. اطرافمان زیاد می‌بینیم که ثروت طرف را نمی‌توانستند جمع کنند، هیچ وصیتی برای ثلث مالش نکرده است 3- «و الثّالثة سترت مساوئ عمله» عیوبش را پوشاندم، «و لم أفضحه بشي‏ء منه» رسوایش نکردم «و لو أبديتها عليه، لنبذه أهله فمن سواهم» اگر رسوایش می‌کردم اهل او حاضر نبودند تحویلش بگیرند. پس امیرالمؤمنین فرمود: خدا نعمت ظاهری و باطنی به شما داد. نعمت ظاهری چیست؟ اسلام، سلامتی و روزی. حضرت فرمود: «وَ أَزْلٍ أَحْمَدُهُ عَلَى عَوَاطِفِ كَرَمِهِ وَ سَوَابِغِ نِعَمِهِ» کرم پی در پی خدا، نعمت‌هایی که بر ما فراوان دارد. «وَ أُومِنُ بِهِ أَوَّلًا بَادِياً» ایمان می‌آورم به خداوندی که اول از ظاهر است. «وَ أَسْتَهْدِيهِ قَرِيباً هَادِياً» از خدا طلب هدایت می‌کنم. «وَ أَسْتَعِينُهُ قَاهِراً قَادِراً» از کسی که بتواند، خدایی که پیروز و قدرتمند است. «وَ أَتَوَكَّلُ عَلَيْهِ كَافِياً نَاصِراً» به خدا توکل می‌کنم، خدایی که مهمات و مشکلات ما کفایت می‌کند.
در سوره مبارکه مزمل یک آیه هست، قرآن می‌فرماید: «رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ‏ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا» (مزمل/9) شرق و غرب عالم برای خداست، من وکالت شما را می‌پذیرم. در مسائل حقوقی اینهایی که دنبال وکیل هستند، وکیلی می‌خواهند که قوی باشد، خوب دفاع کند و ضعیف نباشد. یک حدیث در مورد توکل دیدم در معانی الاخبار شیخ صدوق است. شیخ صدوق را شیخ المحدثین می‌گویند، حدود 1100 سال پیش زندگی می‌کرد. جبرئیل نزد رسول خدا آمد و گفت: خداوند مرا فرستاده، هدیه‌ای به تو بدهم. به احدی قبلاً چنین هدیه‌ای داده نشده است. این هدیه چیست؟ صبر و بهتر از صبر، بهتر از صبر، رضا است. جبرئیل بهتر از رضا چیست؟ زهد، بهتر از زهد چیست؟ اخلاص، بهتر از اخلاص چیست؟ یقین. جبرئیل گفت: بهتر از یقین هم هست. فرمود: چه؟ فرمود: نردبان تمام این پنج فضیلت اخلاقی توکل است. به صبر می‌خواهی برسی توکل کن، به رضا و زهد و اخلاص و یقین می‌خواهی برسی، توکل کن. این روزها خیلی می‌گویند: ویروس اضطراب صد پله از کرونا قوی‌تر است. نردبان صبر و رضا و اخلاص، یقین، توکل است. پیامبر سؤال کرد: تعریف توکل چیست؟ فرمود: «الْعِلْمُ‏ بِأَنَ‏ الْمَخْلُوقَ لَا يَضُرُّ وَ لَا يَنْفَعُ» مردم نمی‌توانند به تو ضرر و سودی برسانند. «وَ لَا يُعْطِي وَ لَا يَمْنَعُ» مردم نمی‌توانند چیزی به تو بدهند اگر خدا نخواهد. اگر خدا بخواهد مردم نمی‌توانند مانع شوند. «وَ اسْتِعْمَالُ الْيَأْسِ مِنَ الْخَلْقِ» نوشته‌های مرحوم آیت الله حق شناس را مطالعه کنند، چند کتاب از ایشان منتشر شده است. ایشان مرد استثنایی بود. شاگرد امام و شاگرد آیت الله العظمی بروجردی بود.
مردم همگی مجنون، در بی ثمری چون بید *** مجنون‌تر از آنها من، کاز بید ثمر خواهم
امیدت به خدا باشد، توکل به خدا باشد. فکر نکن کی می‌تواند آزاری به تو برساند. نترسید و نگران نباشید. «وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها» (انعام/59) آرامش داشته باشید و نگران نباشید. نردبان صبر، رضا، زهد، اخلاص، یقین، توکل است. توکل این است که باور کنیم مردم نمی‌توانند ضرری بزنند. تمام عالم جمع شوند ضرر بزنند، خدا نخواهد نمی‌شود. آن کسی که خیر می‌رساند خداست. چشم ما دنبال دست مردم نباشد. وقتی انسان به این درجه رسید، «فَإِذَا كَانَ الْعَبْدُ كَذَلِكَ لَمْ يَعْمَلْ لِأَحَدٍ سِوَى اللَّهِ» فقط برای خدا کار می‌کند. «وَ لَمْ يَرْجُ وَ لَمْ يَخَفْ سِوَى اللَّهِ» به کسی غیر از خدا امید ندارد، «وَ لَمْ يَطْمَعْ فِي أَحَدٍ سِوَى اللَّهِ» فقط به خدا امید و توکل دارد. ایشان شعری دارد:
گر گزندت ز خلق رسد، نرنج *** که نه راحت رسد ز خلق نه رنج
از خدا دان خلاف دشمن و دوست *** که دل هردو در تصرف اوست
«أَحْمَدُهُ عَلَى عَوَاطِفِ كَرَمِهِ وَ سَوَابِغِ نِعَمِهِ‏ وَ أُومِنُ بِهِ أَوَّلًا بَادِياً وَ أَسْتَهْدِيهِ قَرِيباً هَادِياً وَ أَسْتَعِينُهُ قَاهِراً قَادِراً وَ أَتَوَكَّلُ عَلَيْهِ كَافِياً نَاصِراً وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً ص عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ لِإِنْفَاذِ أَمْرِهِ وَ إِنْهَاءِ عُذْرِهِ» خداوند پیامبر را مبعوث کرد، که حجت بر مردم باشد. «وَ تَقْدِيمِ‏ نُذُرِه‏» پیامبر بشیر و نذیر است. پیامبران آمدند انذار الهی کنند. حالا تازه این مقدمه خطبه امیرالمؤمنین است. «أُوصِيكُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ» به شما سفارش می‌کنم تقوای الهی، «الَّذِي ضَرَبَ الْأَمْثَالَ وَ وَقَّتَ لَكُمُ الْآجَالَ‏ وَ أَلْبَسَكُمُ الرِّيَاشَ‏ وَ أَرْفَغَ لَكُمُ الْمَعَاشَ» آن خدایی که مثال‌های فراوانی برای هدایت شما بیان کرده است. خدایی که اجل شما را معین کرده است. خدایی که لباس‌های زیبا بر تن شما کرد. معاش شما را عطا کرد، «وَ أَحَاطَ بِكُمُ الْإِحْصَاءَ» خدایی که به عمر و زندگی شما احصاء دارد، «وَ أَرْصَدَ لَكُمُ الْجَزَاءَ» پاداش را برای شما رصد کرده است.
یک کسی محضر امام صادق(ع) آمد و گفت: یک آیه‌ای خواندم و تفسیرش را نمی‌دانم. قرآن می‌فرماید: «فَلا تَعْجَلْ‏ عَلَيْهِمْ» پیامبر عجله نداشته باش، «إِنَّما نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا» (مریم/84) عجله به نابودی دشمنانی که تو را اذیت می‌کنند، نداشته باش. ما شماره اینها را داریم، حساب عمر اینها را داریم. امام صادق گفت: خدا حساب عمر ما را چطور دارد؟ امام صادق فرمود: اهل‌بیت از طرف می‌پرسیدند: تو چه فکر می‌کنی؟ حضرت به عبدالاعلی فرمود: تو چه فکر می‌کنی؟ خدا حساب عمر ما را دارد. می‌داند ما چقدر دیگر عمر می‌کنیم. خدا می‌داند ما چند روز دیگر زنده هستیم. امام صادق فرمود: پدر و مادرها اینطور حساب می‌کنند، بچه ما یک ساله شد، 365 روز برای ما بندگان است. فرمود: خدا تعداد نفس‌های بنده‌اش را دارد. ایمان ما ضعیف است. خدا می‌داند من که اینجا نشستم شاید سه نفس دیگر سهم من از دنیاست. اینقدر نگران و مضطرب نباشم. خداوند نعمت‌های فراوانی به شما داد. «وَ آثَرَكُمْ بِالنِّعَمِ السَّوَابِغِ‏، وَ الرِّفَدِ الرَّوَافِغِ‏ وَ أَنْذَرَكُمْ بِالْحُجَجِ الْبَوَالِغِ» خداوند بخشش‌های گسترده به شما داد. در قرآن هست که اگر خدا حجت نمی‌فرستاد، مردم می‌گفتند: چرا ما را عقاب کردی، ما دلیل نداشتیم. راهنما نداشتیم، «فَأَحْصَاكُمْ عَدَداً وَ وَظَّفَ لَكُمْ مُدَداً فِي قَرَارِ خِبْرَةٍ» در دنایی که همه امتحان است، «وَ دَارِ عِبْرَةٍ» دنیا مایه عبرت است. «أَنْتُمْ مُخْتَبَرُونَ فِيهَا وَ مُحَاسَبُونَ عَلَيْهَا» دارید امتحان و حساب می‌شوید.
یک جمله از پایان خطبه که مربوط به بخش اول است را می‌خوانم، «عِبَادَ اللَّهِ‏ أَيْنَ‏ الَّذِينَ‏ عُمِّرُوا فَنَعِمُوا وَ عُلِّمُوا فَفَهِمُوا وَ أُنْظِرُوا فَلَهَوْا وَ سُلِّمُوا فَنَسُوا أُمْهِلُوا طَوِيلًا وَ مُنِحُوا جَمِيلًا» بندگان خدا، کجا هستند آنهایی که خدا به آنها عمر داد و از این عمرشان استفاده کردند، خدا به آنها مهلت داد اما از فرصت دنیا استفاده نکردند. در روایتی داریم بعضی انسان‌ها هستند با سه چیز می‌شود سر به زیر باشند. یکی بیمار است، یکی مرگ است. در بیماری تازه قدر عافیت می‌دانیم. حضرت می‌گوید: خدا به آنها سلامتی داد یادشان رفت. خدا خیلی به آنها مهلت داد، خیلی خدا به آنها نعمت داد و از عذاب الیم بر حذر داشت. «وَ حُذِّرُوا أَلِيماً وَ وُعِدُوا جَسِيماً احْذَرُوا الذُّنُوبَ الْمُوَرِّطَةَ وَ الْعُيُوبَ الْمُسْخِطَةَ» از گناهانی که شما را به هلاکت می‌اندازد فاصله بگیرید. «أُولِي الْأَبْصَارِ وَ الْأَسْمَاعِ وَ الْعَافِيَةِ وَ الْمَتَاعِ» خدا به شما چشم داد، بینایی و سلامت داد، «هَلْ مِنْ مَنَاصٍ‏ أَوْ خَلَاصٍ أَوْ مَعَاذٍ أَوْ مَلَاذٍ أَوْ فِرَارٍ أَوْ مَحَارٍ» فکر می‌کنید راه فرار هست و عمر شما جاودانه هست؟ خدا به شما عمر و فرصت داده، پاداش و وعید داده، راه فرار نیست. از فرصت استفاده کنید. «أَمْ لَا فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ‏ أَمْ أَيْنَ تُصْرَفُونَ أَمْ بِمَا ذَا تَغْتَرُّونَ وَ إِنَّمَا حَظُّ أَحَدِكُمْ مِنَ الْأَرْضِ» چقدر ملک در دنیا و خانه و زمین داری. وقتی مردی بهره‌ات از زمین چقدر است؟ «ذَاتِ الطُّوْلِ وَ الْعَرْضِ» این طول و عرض که زمین دارد، بهره تو چقدر است؟ «قِيدُ قَدِّهِ مُنْعَفِراً] مُتَعَفِّراً عَلَى خَدِّهِ» اندازه قد خودت می‌بری. امروز با مستأجرت کنار می‌آیی، زمین کشاورزی داری می‌دهی دیگری بهره ببرد، بهره ما از زمین اندازه قد ماست. چطور در قبر می‌خوابیم؟ «مُنْعَفِراً] مُتَعَفِّراً عَلَى خَدِّهِ» به پهلو، «الْآنَ عِبَادَ اللَّهِ وَ الْخِنَاقُ‏ مُهْمَلٌ» تا ریسمان را به گردن شما نیانداختند، «وَ الرُّوحُ مُرْسَلٌ» روح شما آزاد است، حضرت تذکر می‌دهند که به درستی از باقی عمر استفاده کنیم.
شریعتی: امروز آیات پایانی سوره مبارکه حج را تلاوت خواهیم کرد.
«يا أَيُّهَا النَّاسُ‏ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ «73» ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ «74» اللَّهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلائِكَةِ رُسُلًا وَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ «75» يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ «76» يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَ افْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ «77» وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْراهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ وَ فِي هذا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيداً عَلَيْكُمْ وَ تَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ اعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصِيرُ»
ترجمه آیات: اى مردم! مثلى زده شده است، پس به آن گوش فرا دهيد، همانا كسانى كه به جاى خداى يكتا مى‏خوانيد، هرگز نمى‏توانند مگسى بيافرينند، هر چند براى اين كار اجتماع كنند، و اگر آن مگس چيزى از آنان بربايد، نمى‏توانند از او بازستانند، طالب و مطلوب هر دو ناتوانند. (مشركان،) خدا را آن گونه كه شايسته اوست بزرگ نداشتند، قطعاً خداوند نيرومند و شكست ناپذير است. خداوند از ميان فرشتگان ومردم رسولانى برمى‏انگيزد، همانا خداوند شنوا و بيناست. آنچه را پيش روى آنها و پشت سر آنهاست مى‏داند و تمام كارها به خدا بازگردانده مى‏شود. اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! ركوع كنيد و سجده نماييد و پروردگارتان را عبادت كنيد و كار نيك انجام دهيد، باشد كه رستگار شويد. و در راه خدا جهاد كنيد چنان كه شايسته جهاد (در راه) اوست، او شمارا (بر همه‏ى امّت‏ها) برگزيد و در دين (اسلام) هيچ گونه دشوارى بر شما قرار نداد، آيين پدرتان ابراهيم (را پيروى كنيد)، او كه شما را از قبل مسلمان ناميد و در اين (كتاب نيز مطلب چنين است) تا اين پيامبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواه باشيد، پس نماز بر پا داريد و زكات بپردازيد و به خدا تمسّك جوييد، كه او مولا و سرپرست شماست، پس چه خوب سرپرستى است و چه خوب ياورى.
شریعتی: امشب شب وفات حضرت زینب(س) هست، ما را دعا کنید. نکات پایانی شما را خواهیم شنید.
حاج آقای حسینی قمی: به قول عمان سامانی؛
زن مگو مرد آفرین روزگار *** زن مگو اخت الجلال بنت الوقار
زن مگو خاک درش نقش جبین *** زن مگو دست خدا در آستین
حضرت زینب همسایه‌ای داشت که می‌گوید: سالها همسایه حضرت بودم و در این سالها یکبار حضرت را ندیدم و صدای حضرت را نشنیدم. همان بانویی که در شام خطابه می‌خواند، همسایه‌اش حضرت را ندیده و صدایش را نشنیده است. خدا را قسم می‌دهیم به حضرت امیرالمؤمنین، فاطمه زهرا، حوائج همه ملتمسین دعا را برآورده به خیر بفرماید. گرفتاری‌ها را برطرف و مریض‌ها لباس عافیت بپوشاند. خدایا هرچه زودتر این غم را از جامعه ما برطرف بفرما.
شریعتی: از چشم یار قامت دلدار دیدنی است *** نام حسین از لب زینب شنیدنی است
«والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»