main logo of samtekhoda

98-12-05-حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی-سیری در نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین(خطبه 50و32)



برنامه سمت خدا

موضوع برنامه: سیری در نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین(خطبه 50و32)

كارشناس: حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی

تاريخ پخش: 05- 12-98

شریعتی:
بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم، بیننده‌های خوب و نازنین‌مان، به سمت خدای امروز خیلی خوش آمدید. پیشاپیش حلول ماه رجب را خدمت همه دوستان تبریک می‌گویم، انشاءالله بهترین‌ها در این ماه برای شما رقم بخورد. حاج آقای حسینی قمی سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید.

حاج آقای حسینی قمی: سلام علیکم و رحمة الله، عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت همه بینندگان عزیز دارم. این روزها بدتر از ویروس کرونا، ترس و اضطراب است. در عین اینکه حتماً باید مسائل بهداشتی را رعایت کنیم، مراجع تقلید هم فرمودند: در این موضوع سخن پزشکان حجت است. ولی آرامش خیلی مهم است. باید به جامعه آرامش تزریق کنیم. یکی از بزرگواران که حدود هفتاد سال سن دارد، نزد پزشک رفت، گفت: بیماری داشتم. این پزشک اسناد و مدارک مرا دید و گفت: فکر نمی‌کنم شما با این اوضاعی که می‌بینم چند روز دیگر بیشتر زنده بمانید. می‌گفت: بعد از آن ماجرا بیست سال است من عمر کردم و پزشک از دنیا رفت. در نماز غفلیه هر شب این آیه را می‌خوانیم «وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها» (انعام/59) یک برگ بدون اذن پروردگار از درخت به زمین نمی‌افتد. هم باید مسائل بهداشتی را رعایت کرد و نگران نباشیم.

داستان معروفی که آیت الله العظمی حائری در کتاب سر دلبران، خاطرات زندگی این بزرگوار هست، نوشتند. داستان معروف است از آیت الله العظمی سید محمد فشارکی، این مرد در مقامات علمی و معنوی فوق العاده بودند. استاد آیت الله العظمی حائری مؤسس حوزه علمیه قم بودند. از اساتید بسیار بالای حوزه نجف بودند، در مرجعیت ممتاز بودند ولی نمی‌پذیرفتند مرجعیت را، این قصه معروف است که وقتی در سامرا وبا آمد، به جمعی که در آن جمع حاضر بودند از جمله مرحوم میرزای شیرازی(ره) می‌فرماید: شما مرا مجتهد می‌دانید؟ البته، عادل می‌دانید؟ البته، اگر مرا مجتهد و عادل می‌دانید من حکم می‌کنم، فتوا با حکم تفاوت دارد. فتوا برای هرکسی است که مقلد مرجع است اما حکم نه، همه باید تبعیت کنند و مقلد آن مرجع نباشند. فرمود: من حکم می‌کنم که هر روز همه یک زیارت عاشورا بخوانند و هدیه کنند به نرجس خاتون مادر بزرگوار امام زمان و امام زمان را واسطه قرار بدهند برای رفع این بلا. از وقتی مردم شروع کردند به خواندن زیارت عاشورا در سامرا بعد از آن حکم همه مردم آن بیماری دیگر در میان کسانی که این زیارت را می‌خواندند هیچ تلفاتی نداشت. الآن فرصتی است برای آرامش، فرصتی است برای توجه، حتی فرصتی است برای ترحم به دیگران. رسول خدا فرمود: «ارْحَمُوا مَنْ‏ فِي‏ الْأَرْضِ‏ يَرْحَمْكُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ» الآن اگر می‌خواهید رحمت الهی شامل حال ما شود، ما رحمتمان را شامل حال دیگران کنیم.

این حدیث را مرحوم علامه طبرسی در تفسیر مجمع البیان دارند، «إِذَا نُفِخَ‏ فِي‏ الصُّوَرِ» وقتی در صور دمیده می‌شود، انسان‌ها سر از قبر برمی‌دارند، همه می‌گویند: «اللهم ارحمنی» خدایا به ما رحم کن، «لَئِنْ رَحِمْتُمْ‏ فِي‏ الدُّنْيَا لَتُرْحَمُونَ الْيَوْمَ» اگر در دنیا شما رحمتتان شامل حال دیگران شده، در آخرت رحمت من شامل حال شما می‌شود. الآن وقت آرامش است، توجه به ذات پروردگار و دستگیری از دیگران تا رحمت الهی هم شامل حال ما شود مخصوصاً در آستانه سال جدید، خیلی‌ها مشکلات مالی دارند و گرفتار هستند. وقتی آدم پیام‌ها را می‌خواند واقعاً افسرده می‌شود. مردم باید به داد هم برسند. امشب آغاز ماه رجب، ماه رجب است، رجب الاصب یعنی ریزش رحمت الهی است. رجب الاصم، در این ماه شنیده نشده که خداوند در این ماه قومی را عذاب کرده باشد. عذاب در این ماه بر قومی نازل نشده است. اگر توبه می‌کردند که هیچ و الا در ماه رجب بر قومی عذاب نازل نشده است. وقتی پیامبر هلال ماه رجب را می‌دیدند، می‌فرمودند: «اللهم بارک لنا فی رجب» خدایا برکات رجب را بر ما نازل بگردان. «اللهم احله علینا» خدایا این ماه را در شرایطی بر ما برسان « بالامن و الايمان و السّلامة و الاسلام‏» امنیت و ایمان و سلامت را در این ماه با عظمت بخواهیم. امشب شب زیارتی مخصوص سیدالشهداء است، شب اول ماه رجب و شب ولادت وجود مقدس امام باقر(ع) است. دهم ماه ولادت امام جواد و سیزدهم ماه ولادت امام علی(ع) است. 27 رجب بعثت خاتم الانبیاء است، اگر می‌خواهیم رحمت الهی را شامل حال خود کنیم از این فرصت استفاده کنیم. فردا نماز اول ماه دارد و مقدم بر آن صدقه اول ماه است. صدقه‌ها را به کم قانع نباشیم. کم لطفی است که کسی می‌تواند جهیزیه ده دختر بینوا را بدهد با یک جعبه خرما تمامش کند. چهارشنبه شب شهادت امام هادی(ع) هم هست.

خطبه 32 نهج‌البلاغه‌ی امیرالمؤمنین (ع) را هفته گذشته آغاز کردیم و به پایان نرسید. مدتی است تصمیم گرفتم از اول نهج‌البلاغه شروع کنیم تا آخر هر مقداری که قبلا نخواندیم را بخوانیم، بحث‌هایی که مربوط به صحبت‌های حاج آقای کاشانی هست را کنار بگذاریم. امروز خطبه 32 و 50 را خواهیم خواند. چند روز پیش آقایی را دیدم که چقدر ریز این خطبه را گوش کرده و یک سؤالات دقیق دارد. همان بحث را سریع عرض کنم. گفتیم در این خطبه نگاه امیرالمؤمنین از جمله این خطبه، اگر بخواهیم یک هدف گذاری عمومی برای نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین و خطبه‌های حضرت بیان کنیم باید بگوییم: حضرت دنبال بازگشت جامعه به ارزش‌های زمان پیامبر بودند. یعنی گفتیم: در زمان پیامبر ارزش‌ها چه بود؟ جامعه‌ای که پیامبر درست کرده بود، سلمان تولیدش بود، ابیذر و عمار بود، امیرمؤمنان که خودشان را شاگرد مکتب پیامبر می‌دانند دستاوردش اینها بود. ارزش‌ها اخلاق شده بود. ایثار و گذشت و محبت و صفا و صمیمیت، هرکسی دیگری را مقدم بدارد، دستگیری از دیگران، در این 25 سالی که حضرت خانه نشین بودند ارزش‌ها تغییر کرد. پیامبر خدا در اوج عظمت با آن ارزش‌ها، امروز امیرمؤمنان می‌خواهد جامعه را به ارزش‌ها برگرداند. در این 25 سال می‌شود به دو جنبه اشاره کرد، ارزش‌ها قدرت و ثروت بود که حضرت اشاره دارند. مسابقه‌ای بود برای قدرت و ثروت، آن چیزی که بیش از همه تأثیرگذار است سیره حاکمان و کلام حاکمان است. در یک جامعه اگر می‌خواهیم ببینیم ارزش‌ها چیست، به سیره و کلام حاکمان تکیه کنیم. سخنشان اثرگذار در جامعه است و سیره‌شان تأثیر گذار است.

«النَّاسُ بِأُمَرَائِهِمْ‏ أَشْبَهُ مِنْهُمْ بِآبَائِهِمْ» مردم بیش از آنکه به پدر و مادرانشان شباهت داشته باشند، به حاکمانشان شباهت دارند. لذا امیرالمؤمنین در مجموعه خطبه‌های نهج‌البلاغه سعی دارند مردم جامعه را به آن ارزش‌ها برگردانند. حضرت متأسفانه موفق نشدند چون حضرت درگیر سه جنگ داخلی شدید بودند. 25 سال زمان زیادی است و بازگرداندن خیلی سخت است. همانطور که امیرمؤمنان(ع) یک هدف دیگری داشتند و به آن هم نرسیدند، حضرت تلاش می‌کردند بدعت‌های گذشته را برگردانند و نتوانستند. حضرت در نهج‌البلاغه کلمات حکمت آمیز می‌فرماید: «لَوِ اسْتَوَتْ‏ قَدَمَايَ‏» جای پای من محکم شود، «فِي هَذِهِ الْمَدَاحِضِ لَغَيَّرْتُ أَشْيَاءَ» آن بدعت‌ها را جمع می‌کنم ولی نتوانست. این خطبه‌ها بی تأثیر نیست، ولی آن انتظاری که امیرمؤمنان داشتند نیست. یادمان باشد این بحث خیلی مهم است. تلاش امیرالمؤمنین برای بازگشت جامعه به ارزش‌های زمان پیامبر، چون حاکم تأثیرگذار است. وقتی مردم سادگی و محبت و دستگیری پیامبر را می‌دیدند جذب می‌شدند و در این مسیر می‌رفتند. مردم دنبال یک ارزش‌هایی هستند می‌خواهند دیده شوند. یکوقت در جامعه به اخلاق و گذشت و ایثار و مسابقه در ارزش‌ها و فضیلت‌های اخلاقی دیده می‌شوند. امیرالمؤمنین الگو می‌شود همه می‌خواهند امیرالمؤمنین شوند، اما یکوقت مسابقه قدرت و ثروت است و همه دنبال قدرت و ثروت هستند. در زمان شیخ بهایی(ره) که شخصیت عجیبی بود و حدود 400 سال پیش زندگی می‌کرد، این مرد در کنار تلاش‌های علمی مختلف، در هنر معماری، مساجدی که در اصفهان است، منار جنبان، نقشه‌ای که برای حرم امام رضا است، حمام معروفی که ایشان چطور توانسته بودند با یک شمع آب را گرم نگه دارند، اینکه چطور شیخ بهایی این را منتقل نکرد به نسل‌های بعدی، بعضی می‌گویند: شاید نبودند کسانی که بتوانند دریافت کنند. شاید شیخ نگران بود که اگر همه علوم را منتقل می‌کرد بعضی سوء استفاده می‌کردند در آینده، مثل این داستان‌هایی که انیشتین امروز متأسف است که از دانش خود در مسیرهای ضد مردم استفاده می‌کردند. با این خدمات فوق العاده شیخ بهایی این داستان معروف است که یکوقتی شاه عباس صفوی به جناب شیخ گفت: می‌خواهم به ازای خدمت شما یک جایزه به شما بدهم. ایشان دنیا طلب نبودند، فرمودند: حاضر هستید یک معامله کنیم؟ گفت: هرچه شما بخواهید. شیخ بهایی گفت: یک روز من سوار بر مرکب سلطانی شوم در ساعت شلوغ شهر من سوار بر مرکب و شما پیاده با من بیایید. شاه عباس پذیرفته بود. ایشان قصد تکبر و غرور نداشت. خواست با این تلاش همه مردم ببینند در هر قدرتی که باشی باز قدرت‌ها تسلیم علم و دانش هستند. آثار این کار شیخ بهایی این شد که سالهای بعد اقبال به علم و دانش بیشتر شد. سالهای بعد آثارش ظاهر شد. سیره عملی امیرالمؤمنین که اخلاق و معنویت و گذشت و ایثار است، می‌خواهند در کلامشان هم بیاورند.

«أَصْبَحْنَا فِي‏ دَهْرٍ عَنُودٍ و زَمَنٍ‏ كَنُودٍ يُعَدُّ فِيهِ الْمُحْسِنُ مُسِيئاً» یک گزارشی از جامعه زمان خود می‌دهند. مردم ما در دورانی هستیم که پر از کینه هست و مردم ناسپاس هستند و خوب‌ها را بد می‌بینند و ظالم قدرت ظلم و ستم دارد. «وَ يَزْدَادُ الظَّالِمُ‏ فِيهِ عُتُوّاً لَا نَنْتَفِعُ بِمَا عَلِمْنَا» از دانشمان استفاده نمی‌کنیم. «وَ لَا نَسْأَلُ عَمَّا جَهِلْنَا» دنبال علم و دانش نمی‌رویم. بعضی شارحین تذکر دادند که چرا امیرالمؤمنین اینطور فرمود: ما از دانشمان استفاده نمی‌کنیم؟ چرا حضرت خودش را داخل کرد؟ با اینکه ایراد جامعه را می‌گوید؟ حضرت ادب سخن گفتن را می‌گفتند که خودشان را از جامعه جدا نمی‌دانند. یک پدر و مادر که می‌خواهد با فرزندش صحبت کند، خودش را جدا نکند و بگوید: من خوبم، تو چرا ادب نداری؟ اخلاق نداری؟ نماز نمی‌خوانی؟

حضرت فرمود: مردم چهار قسم هستند، یک عده دستشان نمی‌رسد کاری کنند. اگر فساد ندارند و دزدی و تباهی ندارند، دستشان نمی‌رسد آب ندارند شنا کنند. دسته دوم دستشان می‌رسد، «وَ مِنْهُمْ الْمُصْلِتُ‏ [بِسَيْفِهِ‏] لِسَيْفِهِ» اینها شمشیر را از رو کشیدند و فساد دارند و هرچه بتوانند نیروهایشان را جمع کردند و از خدا نمی‌ترسند. دسته سوم «وَ مِنْهُمْ‏ مَنْ‏ يَطْلُبُ‏ الدُّنْيَا» زهد فروش هستند. یعنی اینها دنبال دنیا هستند، دنیا طلب هستند ولی تظاهر به عمل آخرت می‌کنند. از روی تزویر عبادت می‌کند. در زهد حضرت در بخش حکمت‌ها می‌فرماید: «افضل الزهد» شما می‌خواهی زاهد باشی، زهد را بپوشانید و تظاهر نکنید. تا تظاهر کردی ریا می‌شود، «أَفْضَلُ‏ الزُّهْدِ إِخْفَاءُ الزُّهْد» اگر زاهد هستی مخفی کن، آدم زاهد داد و فریاد نمی‌زند. جلسه گذشته گفتیم که حضرت می‌فرمایند: مردم سه دسته هستند خیلی باید مواظب باشیم، یا قارونی هستند، یا فرعونی و یا سامری. یا دنبال قدرت هستند. بعضی دنبال ثروت هستند. حضرت می‌فرماید: زهد فروشان چند ویژگی دارند «وَ اتَّخَذَ سِتْرَ اللَّهِ ذَرِيعَةً إِلَى الْمَعْصِيَةِ» اینها پوشش الهی را وسیله‌ای برای گناه قرار می‌دهند، از ستاریت خدا سوء استفاده می‌کنند. پوشش الهی هم یک حدی دارد. مولانا می‌گوید:

لطف حق با تو مداراها کند *** چون که از حد بگذرد رسوا کند

هرچه داری در دل از مکر و رموز *** پیش ما پیدا بود مانند روز

گه بپوشیمش ز بنده پروری *** تو چرا رسوایی از حد می‌بری

اینهایی که بازی درمی‌آورند یادشان باشد لطف حق حدی دارد. خدا ستارالعیوب است، تا کی؟ یکوقت برای مقام و پست و تزویر و فریب مردم سراغ آبروی دیگران برویم. این خط قرمز است. آیا ستاریت پروردگار حد و حدودی دارد؟ بله، آیا ستار بودن خدا خط قرمز دارد؟ بله، خط قرمز پوشش پروردگار کجاست؟ آنجایی که سراغ آبروی دیگران برویم. اگر با آبروی دیگران بازی کنیم خدا آبروی ما را می‌برد. «مَنْ‏ تَتَبَّعَ‏ عَوْرَاتِ‏ الْمُؤْمِنِينَ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَوْرَتَهُ وَ مَنْ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَوْرَتَهُ فَضَحَهُ وَ لَوْ فِي جَوْفِ بَيْتِهِ» کسی دنبال پرده‌دری و آبروریزی از دیگران باشد، خدا رسوایش می‌کند ولو در پستوی خانه باشد. بارها گفتم: مواظب باشید کلیپ پخش نکنید، یکوقت نوبت ما می‌رسد. زندگی خصوصی و شخصی کسی را پخش نکنید. «من عیَّر مؤمناً بمعصیة لم یمت حتی یرتکبه» اگر کسی مؤمنی را به خاطر خطایی سرزنش کرد، رسوایش کرد، نمی‌میرد تا اینکه خودش گرفتار آن خطا شود. خط قرمز پروردگار در آبروی دیگران در ستاریت است که آبروی کسی را نبریم. آبروی کسی را بردیم خدا به ما رحم نمی‌کند.

حضرت فرمود: آثارش این است که پوشش الهی را وسیله‌ای برای گناه قرار می‌دهند. دسته چهارم «وَ مِنْهُمْ مَنْ أَبْعَدَهُ عَنْ طَلَبِ الْمُلْكِ ضُئُولَةُ نَفْسِهِ وَ انْقِطَاعُ سَبَبِهِ فَقَصَرَتْهُ الْحَالُ عَلَى حَالِهِ فَتَحَلَّى بِاسْمِ الْقَنَاعَةِ وَ تَزَيَّنَ بِلِبَاسِ أَهْلِ الزَّهَادَةِ وَ لَيْسَ مِنْ ذَلِكَ فِي مَرَاحٍ‏ وَ لَا مَغْدًى‏» حضرت فرمود: یک عده کسانی هستند که چون ناتوان و ضعیف هستند نمی‌توانند دنبال قدرت بروند، وسیله‌ای ندارند نمی‌توانند و دستشان از همه جا کوتاه است، اینها می‌گویند: ما قانع هستیم در حالی که اینطور نیست. بعد از این چهار دسته حضرت می‌فرماید: «وَ بَقِيَ رِجَالٌ غَضَّ أَبْصَارَهُمْ ذِكْرُ الْمَرْجِعِ وَ أَرَاقَ دُمُوعَهُمْ خَوْفُ الْمَحْشَرِ» کسانی هستند که یاد قیامت و ترس از قیامت اشکشان را جاری کرد. اینها زاهدهای واقعی هستند و حاضر نیستند مال مردم را به هر قیمتی تصاحب کنند. دنبال قدرت و ثروت و ریا و زهد فروشی نیستند. یاد قیامت چشم‌های اینها را فرو بسته است، اشکشان را یاد قیامت جاری می‌کند. متأسفانه این انسان‌های خالص را جامعه تحویل نمی‌گیرد. «فَهُمْ بَيْنَ شَرِيدٍ نَادٍّ» یک عده فراری هستند. شخصیت‌هایی چون ابوذر را معاویه تبعید می‌کرد. در تبعید هم تنها بودند، یکی از شیوه‌های ستمگران این است که تبعیدی‌ها را یکجا جمع نمی‌کنند. «وَ خَائِفٍ مَقْمُوعٍ» انسان‌های نگرانی که دشمن می‌خواهد قلع و قمعشان کند، «وَ سَاكِتٍ مَكْعُومٍ‏» عده‌ای نمی‌توانند حرف بزنند و بر دهانشان مهر زدند. «وَ دَاعٍ مُخْلِصٍ» عده‌ای هنوط فرصت دارند از سر اخلاص مردم را دعوت می‌کنند، «وَ ثَكْلَانَ‏ مُوجَعٍ» عده‌ای عزادار پردرد هستند.

شریعتی: این چند دسته که اشاره کردید، فردا بحثی که با حاج آقای کاشانی داریم یک بخشی جزء حکومت حضرت و جزء کارگزاران حضرت شدند؟

حاج آقای حسینی قمی: از همین رجال درجه یک استفاده کردند و بعضی را نتوانستند تغییر بدهند. حضرت می‌فرمایند: اینها «قَدْ وَعَظُوا حَتَّى مَلُّوا» اینقدر موعظه کردند، خسته شدند. «وَ قُهِرُوا حَتَّى ذَلُّوا وَ قُتِلُوا حَتَّى قَلُّوا» اینقدر در فشار قرار گرفتند که ناتوان شدند، اینقدر از اینها کشتند که عددشان کم شد. «فَلْتَكُنِ الدُّنْيَا» حضرت می‌خواهد ببیند می‌تواند نظام ارزشی را عوض کند یا نه، «فِي أَعْيُنِكُمْ أَصْغَرَ مِنْ حُثَالَةِ الْقَرَظِ وَ قُرَاضَةِ الْجَلَمِ‏وَ اتَّعِظُوا بِمَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ قَبْلَ أَنْ يَتَّعِظَ بِكُمْ مَنْ بَعْدَكُمْ» دنیا در نظر شما، قرظ وقتی می‌خواهند پوستی را دباغی کنند، یک برگی زیرش می‌اندازند و پوست را دباغی می‌کنند. خود پوستی را که دباغی می‌کنند بد بو و متعفن است و آن برگی که تعفن را می‌گیرد چقدر بی ارزش است. ریزه‌های برگی که می‌ریزد چقدر بد است. حضرت می‌فرماید: دنیا برای شما از قطعاتی که از این برگ می‌ریزد باید برای شما بی ارزش‌تر باشد. «قراضة الجلم» وقتی پشم شتر را می‌چینند، دنیا به نظر شما از این برگ و از این زوائدی که از این پشم هست باید بی ارزش‌تر باشد. شما از کسانی که قبل از شما بودند عبرت بگیرید. الآن فرصت عبرت نیست، بقیه را ببینید، شاهان و سلاطین را ببینید. یکی می‌میرد هیچ حرفی از او نیست، هیچ کار خیری نکردند، حتی بچه خوب هم تربیت نکردند، یک عده هم شصت سال زندگی کردند هرچه می‌روید نام اینهاست. حضرت می‌فرماید: از گذشتگان عبرت بگیرید قبل از اینکه آیندگان از شما بخواهند عبرت بگیرند. «وَ ارْفُضُوهَا ذَمِيمَةً» دنیا را رها کنید. «فَإِنَّهَا قَدْ رَفَضَتْ مَنْ كَانَ أَشْغَفَ بِهَا مِنْكُمْ‏» دنیا را رها کنید. کسانی که خیلی دلبستگی به دنیا داشتند، دنیا رهایشان کرد.

رابطه ما با دنیا یک طرفه است و دو طرفه نیست. اگر دو طرفه بود که ما دنیا را دوست داشتیم، دنیا هم ما را دوست داشت، اینطور نیست. هرچه ما به دنیا تمایل داریم دنیا تمایلی به ما ندارد و یک روز می‌رویم. دنیا کسانی که «اشغف» خیلی شوق داشتند را رها کرد. در مصادر قدیمی دیدیم که در جنگ صفین امیرالمؤمنین در مسیر جنگ می‌رفتند، برگشتند به طاق کسری رسیدند. یک کسی از اصحاب حضرت محل سلاطین و شاهان را که دید، به آثار باقی مانده که نگاه کرد شعری خواند: «جرت الریاح علی محل دیارهم فکانما کانوا علی میعادٍ» نگاه کنید! ایوان کسری را ببینید! امروز باد در این کاخ‌ها می‌وزد گویی از روز اول هیچکس اینجا نبوده است. وقتی این شعر را خواند. امیرالمؤمنین شنید و فرمود: چرا قرآن نخواندی؟ آیه 25 سوره مبارکه دخان خداوند می‌فرماید: «كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ «25» وَ زُرُوعٍ وَ مَقامٍ كَرِيمٍ «26» وَ نَعْمَةٍ كانُوا فِيها فاكِهِينَ‏ «27»كَذلِكَ وَ أَوْرَثْناها قَوْماً آخَرِينَ «28» فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ» این آیات را بخوان. ایوان کسری و این سلاطینی که رفتند و هیچ نامی از اینها نیست چقدر باغ‌ها بر جا گذاشتند. چشمه‌سارها و زمین‌ها را به جا گذاشتند، زمین‌های زراعت و کاخ‌ها، امروز اینها را به قوم دیگری دادیم. نه خدا به اینها مهلت داد و نه آسمان و زمین بر اینها گریه کرد.

مفسرین می‌گویند: انسان، قرآن از او انتظار دارد طوری زندگی کند که روزی که می‌میرد آسمان و زمین باید بر ما گریه کنند. باید انسان به اینجا برسد. کاخ کسری که حضرت می‌بیند می‌گوید: این آیه را بخوان. ای شاهانی که طوری زندگی کردید که وقتی مردید آسمان و زمین بر شما گریه کند. ای انسان تو این قابلیت را داری، طوری باید زندگی کنیم که به اینجا برسیم. یک تصادف، مرگ طبیعی، سکته، در این ایام مرگ و میری که در اثر حوادث دیگر هست آمارش بیشتر از این ویروس است. در چین دو میلیارد جمعیت است، دو هزار نفر مردند، اینقدر اضطراب ندارد. مرگ سراغ ما می‌آید. حضرت فرمود: این سلاطین وارث گذشته‌ها بودند، ولی دیگران از اینها ارث می‌برند. اینها سپاسگزار نعمت خدا نبودند و دنیایشان را بخاطر گناهان از آنها گرفتند، ناسپاسی نکنید. یکوقتی گفتم: یکی از فوق تخصص‌های سرطان شناسی می‌گفت، از ایشان پرسیدم: چند نوع سرطان داریم؟ فرمود: نمی‌دانم. گفتم: شما نمی‌دانی؟ گفت: من پروفسور سرطان خون هستم. در خون آشنایی دارم در تخصص خودم می‌دانم چهار هزار نوع سرطان خون داریم. هزاران هزار ویروس و مرگ هست سمت ما نیامده است. برای یک حادثه‌ای که شد کفران نعمت نکنیم، آرامش داشته باشید و اضطراب به دیگران منتقل نکنیم. فرمود: از ناسپاسی بترسید. خاقانی شعر بسیار زیبایی دارد.

هان ای دل عبرت بین، از دیده عبر کن هان! *** ایوان مدائن را آئینه عبرت دان

پرویز کنون گم شد، زان گمشده کمتر گو *** زرین تره کو بر خوان، رو کم ترکوا برخوان

در این شرایطی که هست شما دستگیری کن، شهدای کربلا از این فرصت و دنیا استفاده کردند. خدا رحمت کند شیخ عباس تهرانی(ره) منزل کسی مهمانی رفته بود. خانه مجلل و عالی بود. صاحبخانه گفته بود: ببین چه خانه‌ای ساختم، هیچ عیبی ندارد. گفته بود یک عیب بزرگ دارد آن را برطرف کن. چه عیبی؟ گفته بودند: دل کندش سخت است. اگر این عیب را برطرف کردی دیگر همه چیز برطرف می‌شود. از همه بیننده‌ها تقاضا داریم، چون ما وظیفه رعایت مسائل بهداشتی را داریم و باید دعا کنیم و توسل، سه مرتبه این آیه را همه بخوانیم. «أَمَّنْ يُجِيبُ‏ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ» خدایا به حق امام باقر، به حق امام هادی، به حق امام جواد(ع) خدایا هرچه زودتر این گرفتاری‌ها را از کشور ما برطرف بفرما. به همه مریض‌ها لباس عافیت بپوشان، در دنیا و آخرت ما را از اهل‌بیت جدا مگردان.

شریعتی: امروز صفحه 327 قرآن کریم، آیات 58 تا 72 سوره مبارکه انبیاء را تلاوت خواهیم کرد.

«فَجَعَلَهُمْ جُذاذاً إِلَّا كَبِيراً لَهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ «58» قالُوا مَنْ فَعَلَ هذا بِآلِهَتِنا إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِينَ «59» قالُوا سَمِعْنا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقالُ لَهُ إِبْراهِيمُ «60» قالُوا فَأْتُوا بِهِ عَلى‏ أَعْيُنِ النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَشْهَدُونَ «61» قالُوا أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هذا بِآلِهَتِنا يا إِبْراهِيمُ «62» قالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ «63» فَرَجَعُوا إِلى‏ أَنْفُسِهِمْ فَقالُوا إِنَّكُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ «64» ثُمَّ نُكِسُوا عَلى‏ رُؤُسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ ما هؤُلاءِ يَنْطِقُونَ «65» قالَ أَ فَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُكُمْ شَيْئاً وَ لا يَضُرُّكُمْ «66» أُفٍّ لَكُمْ وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ «67» قالُوا حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ «68» قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى‏ إِبْراهِيمَ «69» وَ أَرادُوا بِهِ كَيْداً فَجَعَلْناهُمُ الْأَخْسَرِينَ «70» وَ نَجَّيْناهُ وَ لُوطاً إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بارَكْنا فِيها لِلْعالَمِينَ «71» وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ نافِلَةً وَ كُلًّا جَعَلْنا صالِحِينَ «72»

ترجمه آیات: پس (سرانجام، ابراهيم در يك فرصت مناسب) همه آنها، جز بزرگشان را كاملًا خرد كرد تا شايد آنها به سراغ آن بيايند (و وجدان‏هاى خفته‏ى آنها بيدار شود). گفتند: چه كسى با خدايان ما اين چنين كرده؟ قطعاً او از ستمكاران است. گفتند: شنيده‏ايم جوانى كه به او ابراهيم مى‏گويند، بت‏ها را (به بدى) ياد مى‏كرد. (بزرگان قوم) گفتند: پس او را در پيش چشم مردم بياوريد تا آنها (بر مجرم بودن او) گواهى دهند.گفتند: اى ابراهيم! آيا تو با خدايان ما اين چنين كرده‏اى؟ (ابراهيم) گفت: بلكه اين بزرگشان آن را انجام داده است. پس از خودشان بپرسيد اگر سخن مى‏گويند!! پس به (وجدان‏هاى) خود بازگشتند، پس (به يكديگر يا به خويش) گفتند: هر آينه شما خودتان ستمگر و ظالميد. سپس سرهايشان را به زير انداختند (و با شرمندگى گفتند: اى ابراهيم!) براستى تو خود مى‏دانى كه اينها (حرف نمى‏زنند و) اهل‏سخن گفتن نيستند. (ابراهيم) گفت: پس آيا شما بجاى خداوند چيزى را مى‏پرستيد كه هيچ سودى براى شما ندارد و هيچ زيانى به شما نمى‏رساند؟! اف بر شما و بر هر چه كه غير از خدا پرستش مى‏كنيد، آيا نمى‏انديشيد؟! (امّا مشركان لجوج و متعصّب) گفتند: اگر مى‏خواهيد كارى انجام دهيد! او را بسوزانيد و خدايانتان را يارى كنيد. (و سرانجام آتشى فراهم آورده و ابراهيم را به درون آن انداختند، امّا ما) گفتيم: اى آتش! بر ابراهيم سرد و سلامت باش. و (اگر چه) آنان براى او (تدبير بد و) كيدى را اراده كردند، ولى ما آنها را از زيانكارترين (مردم) قرار داديم. و ما، او (ابراهيم) ولوط را (از شرّ كافران) به سرزمينى كه در آنجا براى همه جهانيان بركت نهاديم، نجات داديم. و به او (ابراهيم) اسحاق و يعقوب را به عنوان نعمتى افزون بخشيديم و همه را از صالحان قرار داديم.

شریعتی: نکات پایانی شما را خواهیم شنید.

حاج آقای حسینی قمی: در مورد شخصیت حسین بن سعید اهوازی بخواهیم بگوییم، افتخاری برای همه ماست، اگرچه اصالتاً کوفی بود ولی به اهواز آمد و زندگی کرد. بعد هم در قم آمد و به خاک سپرده شد. محمد بن مسلم بیش از همه راویان روایت دارد. شش هزار حدیث نقل کرده است. این بزگوار پنج هزار حدیث نقل کرده و بعد از محمد بن مسلم بیشترین آمار را دارد. امشب زیارت امام حسین و دعای ماه رجب را فراموش نکنیم. نماز اول ماه و صدقه را فراموش نکنیم.

شریعتی: ممنون از اینکه آمدی آقای ما شدی... السلام علیک یا أبا عبدالله.

«والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»