main logo of samtekhoda

98-12-01-حجت الاسلام والمسلمین عاملی- مسیر سلوک الی الله


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: مسیر سلوک الی الله
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمین عاملی
تاريخ پخش: 01- 12-98
شریعتی:
بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
من و جام می و معشوق الباقی اضافات است *** اگر هستی که بسم الله در تأخیر آفات است
مرا محتاج رحم این و آن کردی، ملالی نیست *** تو هم محتاج خواهی شد، جهان دار مکافات است
ز من اقرار با اجبار می‌گیرند باور کن *** شکایت‌های من ای عشق از این دست اعترافات است
میان خضر و موسی چون فراق افتاد فهمیدم *** که گاهی واقعیت با حقیقت در منافات است
اگر در اصل دین حب است و حب در اصل دین بی شک *** به جز دلدادگی هر مذهبی مشتی خرافات است
سلام می‌کنم به همه شما دوستان عزیزم، بیننده‌ها و شنونده‌های گرانقدرمان، به سمت خدای امروز خیلی خوش آمدید. حاج آقای عاملی سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید.
حاج آقای عاملی: بسم الله الرحمن الرحیم، عرض ادب و احترام دارم خدمت حضرتعالی و همه مردم عزیز، آرزوی موفقیت و عنایات بزرگ دارم، انشاءالله خدای متعال فعالیت‌های ملت ما را حسنه جاریه قرار بدهد، فرصت را غنیمت می‌دانم از اینکه فردا روز سرنوشت ساز ملت بزرگ ماست و عرض می‌کنم که یکی از برکات بزرگ انقلاب اسلامی ما تأمین حاکمیت ملی است و از اینکه ملت خود برای خود تصمیم بگیرد، سرنوشت ملت و تقدیر مقدرات ملت دست خودشان باشد. هیچ تکریمی برای یک ملت بالاتر از این نیست که سرنوشتش را خودش رقم بزند و این انقلاب اسلامی درست کرده است. فردا برای ما بسیار حساس است چون مرکز حساس تصمیم‌گیری دست چه کسی باشد خیلی مهم است. چه سعادت بزرگی است برای یک ملتی که مراکز حساس تصمیم‌گیری دست انسان‌های بزرگ باشد. دو روایت در این باب بخوانم، پیغمبر ما فرمود: وقتی کار دست غیر اهل بیافتد، منتظر قیامت باشید. «إِذَا أُضِيعَتِ الْأَمَانَةُ فَانْتَظِرُوا السَّاعَةَ» قِيلَ: وَ مَا إِضَاعَتُهَا يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: «إِذَا تَوَسَّدَ الْأَمْرُ إِلَى غَيْرِ أَهْلِهِ» چقدر این روایت عجیب است، یک روایتی بسیار شنیدنی از امام صادق است که برای من مساوی است کارم را دست ناشی بسپارم یا دست خائن! انشاءالله عزیزان فردا با حضور جدی و با دقت کاری کنند در دنیایی که سرعت تحولات تمام معادلات را به هم ریخته، ما فرصت‌های خطیر را از دست ندهیم.
شریعتی: برای داشتن ایران قوی رهبر معظم انقلاب هم تأکید کردند که باید یک مجلس قوی و نمایندگان قوی داشت. قرار همه ما فردا پای صندوق‌های رأی، بحث ما بیداری و یغظه بود، به بحث محبت و تحبب رسیدیم و نکات خوبی را شنیدیم. بحث امروز شما را خواهیم شنید.
حاج آقای عاملی: بسم الله الرحمن الرحیم، گفتیم تحبب از لوازم قطعی این عالم است چون اساس عالم برای پذیرایی است. بالاترین پذیرایی رؤیت جمال حق است. انسان بالغ، یک لذتی دارد و انسان نابالغ یک لذت دیگری دارد و انسان‌ها با لذت‌ها و آرزوها تعریف می‌شوند. بالاترین پذیرایی این عالم رؤیت جمال حق است. تمام آیات آینه هستند و جمال را نشان می‌دهند. یک جمله بسیار مهم که در این باب وارد شده در دعا این است که «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي يَتَحَبَّبُ‏ إِلَيَّ وَ هُوَ غَنِيٌّ عَنِّي» حمد خدایی که طوری خودش را به من نشان می‌دهد که من او را دوست داشته باشم. لذا اینکه می‌گویند: «فاتقوا الله» اینها همه اشتباه است. از خدا بترسید! اشتباه است. تقوا به معنی ترس نیست. «اتقوا الله» به معنی ترس از خدا نیست. انشاءالله از ریشه یکوقتی در بحث تسبیح خواهیم گفت. ما حق نداریم خدا را مخوف نشان بدهیم. این تحبب از لوازم این عالم است.
اگر قرار است پذیرایی با جمال حق صورت بگیرد، این قطعی است. چرا؟ علتش این است که
پری روی تاب مستوری ندارد *** در ار بندی سر از روزن برآرد
فیض کاشانی شعری در مورد امام زمان دارد که بسیار زیباست. بیتی دارد که من احساس می‌کنم شعر درست نیست. البته آنها شأنشان خیلی بالاست که من این حرف‌ها را بزنم. در مورد امام زمان فرمود:
من از آن نور روز افزون که مهدی داشت دانستم *** که مدت‌ها شود غایب نتابد رایگان ما را
از نظر ذوقی خوب است، ولی پری رو تاب مستوری ندارد، در ار بندی سر از روزن برآرد. اینکه حضرت غایب است علتش حضرت نیست. علتش ما هستیم. جناب حاج نصیرالدین طوسی می‌فرماید: «وجوده‏ لطف‏ و تصرفه لطف آخر، و عدمه منّا» وجودش لطف است، حکومتش لطفی دیگر است. الآن که در بین ما نیست علتش ما هستیم. امت باعث شد، راوی می‌گوید: رفتم دیدم امام صادق می‌زند به پاهای خودش و گریه می‌کند. گفتم: چرا گریه می‌کنید؟ گفتم: خداوند بخاطر کربلا و شهادت جدم حسین غضب کرد و ظهور فرزندم مهدی را به تأخیر انداخت. من به حال ضعفای شیعه در دوران غیبت گریه می‌کنند. هیچوقت ما را فراموش نمی‌کنند. آن زمان به حال ما گریستند. «عدمه منا» امت کافر شد به انسان کامل، این نکته را دقت کنید، کفران نعمت «وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ‏ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ» (ابراهیم/7) هیچ کفرانی بالاتر از کفران به انسان کامل نیست. نعمت امام و نعمت معصوم، کاری بکند زهرا گریه کند. کاری بکند حضرت زهرا آرزوی مرگ کند. کاری کند بدن امام حسین در کربلا زیر سم اسب‌ها پایمال شود. جبرئیل نازل شد، گفت: یا رسول الله، این فرزندت اینطور می‌شود. گفت: جبرئیل امت من این کار را می‌کند؟ گفت: بله. گفت: خدا با امت من چه کار می‌کند؟ گفت: تا روز قیامت اینها را به اختلاف می‌اندازد. این خیلی وحشتناک بود. روایت اهل سنت است.
آقا رسول الله به جبرئیل فرمود: مراجعه به خدا کنم؟ یعنی خدایا از این مشیعتت برگرد. گفت: نه! این امری است که نوشته شده است. چون وحدت با امام است. امام تکه تکه شود، جامعه تکه تکه می‌شود. آب را به روی امام ببندی، رحمت به روی امت بسته می‌شود. لباس امام را از تنش دربیاوری، جامه عزت از امام گرفته می‌شود. حضرت زهرا در خطبه فرمودند: «و جعل امامتنا اماناً من الفرقه»، اماناً من الفرقه فقط امامت است، غیر از امامت هیچ چیز نمی‌تواند امت را متحد کند حتی تقوا، حتی علم. چون عالم است اختلاف می‌کند. چون باتقواست از سر تقوا اختلاف می‌کند. لذا خداوند فرمود: «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَ‏ أُناسٍ‏ بِإِمامِهِمْ» (اسراء/71) زیر بیرق هر امامی بودی، با او محشر می‌آیی. امام زمان با آن جمال، خاتم الانبیاء که می‌گوییم، مراد از ختم چیست؟ خاتم الانبیاء یعنی تمام جمال انبیاء در پیغمبر ما جمع است. خاتم الاوصیاء یعنی تمام جمال اوصیاء که آمدند در امام زمان جمع است. روایت است هرکس امام زمان را ببیند، مریض باشد شفا پیدا می‌کند، ضعیف باشد قوی می‌شود. فقط نگاه کند.
هریک از پیغمبرها در یک وصف کامل شدند، آدم در علم، حضرت عیسی در صفوت، حضرت موسی در هیبت، حضرت نوح در عبادت، همه اینها در پیغمبر    ما جمع است. هر پیغمبری یک وصف دارد، خدا می‌گوید: یادبود بگیر. چون صادق الوعد بود. یاد بیاور و نگذار این فراموش شود، برایش بزرگداشت بگیر، قرآن می‌گوید: بزرگداشت، وهابی می‌گوید: بدعه و کفر! پیغمبر ما تمام اوصاف را دارد. حرفم این است که بزرگترین کفران نعمت، کفران به رهبریت صالح است، رهبریت صالح را خراب کنید امت نفرین شده می‌شود. تحبّب از لوازم این عالم است. خدایی که ما را خلق کرده و با جمال خودش از ما پذیرایی می‌کند، طوری باید خودش را نشان بدهد که همه دوستش داشته باشند. یک علت این است که پری رو تاب مستوری ندارد، در ار بندی سر از روزن برآرد! اما یک علت دیگر این است که این عالم بخاطر عشق به خداوند خلق شده است. جهان در سر حبّی شد هویدا! باید تحبب باشد تا بعد از یحبهّم، یحبون درست شود! عشق دو طرفی شود. خداوند این عالم، این عالم را خلق کرد تا انسان‌های عاشق تربیت کند.
حافظ در این باب غوغا کرده است و اعتقاد دارد جهان در سیر حبّی شد هویدا!
در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد *** عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
حسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرد، مکتب خراسان این است. همه حسن و جمال و عشق است. مکتب بغداد از ترس و زهد جایگاه خود را دارد.
حسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرد *** این همه نقش در آینه‌ی اوهام افتاد
این همه عکس می و نقش و نگار که نمود *** یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد
از این جمال چه دیدیم؟ حضرت صادق فرمود: آن مقداری که از صورت ما پنهان است خیلی بیشتر از آن است که از صورت ما آشکار است. گاهی نیمرخی نشان دادند، یعنی عوالمی که برای ما ظاهر شده است، هزاران هزاران میلیاردها تقسیم کن، یک جزء آن را نشان بده. ببینید در محشر چه غوغا است. در آنجا تجلی خیلی بالاتر است. محروم از چه چیزی محروم است؟
هردو عالم یک فروغ روی اوست *** گفتمش پیدا و پنهان نیز هم
مولوی هم اعتقاد دارد عالم با عشق روی پا خود ایستاده است.
دور گردون‌ها ز موج عشق دان *** گر نبود این عشق بسپردی جهان
کی جمادی محو گشتی در نبات *** کی فدای روح گشتی نامیات
یعنی حرکت با عشق است، امام سجاد فرمود: خدایا من توان اینکه خودم را از گناه کنار بکشم ندارم، مگر در لحظه‌ای که مرا به عشق خودت بیدار کردی.
روح کی گشته فدای آن دمی *** کاز نسیمش حامله شد مریمی
هر یکی بر جا تو رنجیدی چو یخ *** کی بودی پران و جویان چون ملخ
تصویر جمال برای این است که در طرف عبد عشق پیدا شود. عشق پیدا شد، درد پیدا می‌شود. درد پیدا شد کمند لطف پیدا می‌شود.
درد عشق تو کمند لطف ماست *** زیر هر یا رب تو لبیک ماست
شریعتی: باید خودش را نشان بدهد یا باید دنبالش بگردیم؟
حاج آقای عاملی: خدای متعال فرمود: اگر یک وجب به سمت ما بیایی من با هروله به سمت تو می‌آیم. یعنی ذره‌ای خاک در این میکده ضایع نشود. یک اراده درست کردی که به نفس بگویی: نه، هر مخالفت نفس یک مرتبه از کمال است. یعنی «وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ‏ سُبُلَنا» (عنکبوت/69) شما که حرکت را شروع کردید، برکت هم از آن طرف شروع می‌شود. فقط اراده است، حضرت امام فرمود: تمام سیئات اخلاقی قابل علاج است و عمده به فکر اصلاح افتادن هستند. این بحث تصویر جمال برای همین است. که حساب خاصی از فردا برای خودش باز کند. یک انگیزه پیدا کنی که بتوانی حرکت کنی، خلوتی داشته باشد، انس و نجوایی داشته باشد، مناجاتی داشته باشد. بارانی شروع شود، آقا رسول الله گفت: خدایا، من از تو دو چشم مثل ابر بهاری می‌خواهم. انسان عارف آخر سر حتماً پناه به گریه می‌برد و این گریه، گریه غم نیست. خدایا نتوانستم حق تو را ادا کنم و این عین لذت است.
این جمالی که این عالم دارد، جمال عالم خیلی بالاتر از آن است که مطلوب خداوند از ما این نمازهای بی روح باشد.
مرا غرض یک نماز آن بود که پنهانی *** حدیث درد فراق تو را بگذارم
پذیرایی خداوند ساده نیست. وقتی جذب فوق العاده شد، جمال فوق العاده شد، طرف بی تاب شد، نمی‌توانی بگویی: دو رکعت نماز بخوان و برو، امام سجاد به خدا عرض کرد: خدایا بی قرارم. عرفا می‌گویند: این عبادت نیست. ما ادای نماز را درمی‌آوریم. خود عبادت هم باشد، مثل عبادات معصومین، باز مسأله خیلی بالاتر از این است که خدایا این جمال به این وسعت و این نماز، از من جمال مطلق، علم مطلق و قدرت مطلق، از من دون ذره خواسته نماز بخوانم.
حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست *** باده پیش آر که اسباب جهان این همه نیست
از دل و جان شرف صحبت جانان غرضی است *** غرض این است وگرنه دل و جان این همه نیست
چند هفته پیش گفتیم عالم برای عبادت خلق شده است. عبادت خودش پذیرایی است. اینکه اذن پیدا کردیم در برابر ذات لا یتناهی قرار بگیری، چه لذتی بالاتر از این؟ این خودش پذیرایی است. عبادت مطالعه جمال حضرت حق است. در محاذاتش که قرار می‌گیری با عبادت درست می‌شود. یعنی برای اینکه به جمال حق واقف شویم، یک محرمیتی باید باشد. آن عبادت آن محرمیت را درست می‌کند. عبادتی که از سر خلوص باشد، گویی آلیاژ یک آهنی رفته رفته خالص شود، خلوص رمز است. صبح تا شب اگر کسی تمرین کند برای خلوص به درجه‌ای می‌رسد که دیگر این عالم جای او نیست. یعنی طهارت که شروع شود در جان آدمی با عبادت، در برابر محاذات جمال مطلق قرار بگیری این سنخیت کارش را می‌کند.
تا بود یک ذره از هستی به جای *** کفر باشد گر نهی در عشق پای
«ان القلب اذا صفا ضاقت به الارض» وقتی قلب صفا پیدا کرد بلند می‌شود و وقتی بلند شد، عالم به این بزرگی دیگر تنگ است. «هَذَا مَقَامُ‏ الْمُسْتَوْحِشِ‏ الْفَرِقِ» این تعبیر بسیار عجیب است. مستوحش از این وحشتی که گربه از زیر پایش رد شود و وحشت کند، نیست. به چه جمالی واقف شده که وحشت کرده است. الفرق، فرق یعنی متلاشی شده است. وقتی که با عبادت چشم باز کرد و جمال را دید، بهشت از اینجا شروع می‌شود.
من که امروزم بهشت نقد حاصل می‌شود *** وعده‌ی فردای زاهد را چرا باور کنم
یک عارف یک چیز دیگر گفته است، این آقا ده سال رفت عزلت انتخاب کرد، مقام بسیار بزرگی داشت، در دانشگاه نظام الملک بغداد، از همه برید و ده سال به ریاضت کشید. آنچه اتفاق افتاد گفتنی نیست، فقط ظن خیر کن و سؤال نپرس که چه شد. حافظ گفت: من که امروزم بهشت است، برای همین است که حضرت زهرا وقتی خدای متعال گفت: زهرا باید از من سؤال کند، حضرت زهرا عرض کردند «النظر الی وجه الله» با اینکه همه جا وجه خداست، اما جمال خاص را در این عالم می‌خواستند.
از طریق عبادت ما به آن جمال منتقل می‌شویم. اگر کسی از طریق عبادت به آن جمال منتقل شود، از عبادت خسته می‌شود؟ عبادت سخت می‌شود، یا جدا شدن از عبادت سخت می‌شود؟ تا وقتی اذان می‌شد زوجه پیامبر می‌گفت: یا بلال ارحنا، ما را راحت کن. یعنی بلند شو اذان بگو و من وارد نماز شوم. کمیل می‌‌گوید: امیرالمؤمنین را دیدم نیمه شعبان تمام دعای کمیل را در یک سجده قرائت کردند. دعای کمیلی که حضرت امام فرمود غیر معصوم دهانش می‌چاید این حرف را بزند. خدا رحمت کند آقای اشتهاردی می‌گفت: فقط خدا می‌داند درونش چه خبر است؟ ما در مدینه این را خواندیم، آقای اشتهاردی می‌فرمود: وقتی تمام شد، عرب‌ها که گوش می‌دادند، یکی از مصریان گفت: این متن چه بود شما خواندید؟ با چه متنی با خدا صحبت کنیم؟ درباره نماز شب رسول خدا وارد شده وقتی روی کوه می‌رفت، وقتی سجده می‌رفت، می‌گفتند: کی سرش را بالا می‌آورد؟ اینها چه عوالمی داشتند، حضرت فرمود: تشنه را آب بدهید سیراب می‌شود، غذا بدهید سیر می‌شود. از نماز سیر نمی‌شوم.
شریعتی: دعای کمیل، دعای عرفه، نمازها و سجده‌های طولانی همه رمز و رازش خلوص و عشق است.
حاج آقای عاملی: اولش این است که حضرت فرمود: بعضی از شما خیلی نماز می‌خوانید. بعضی خیلی روزه می‌گیرید. خیلی حج می‌روید، اما معرفت بر دو قسم است. یکی این است که شما پای تعلیم و تعلم بنشینید، انسانی که نفس خوبی دارد،
هرکه گیرد پیشه‌ای بی اوستا *** ریش خندی شد به شهر و روستا
نفس خوبی به او بخورد، آنوقت مطالب نظری، برایش گفته شود. «وَ لَيْسَ إِلَى اللَّهِ سُبْحَانَهُ طَرِيقٌ يُسْلَكُ إِلَّا بِعِلْمٍ‏» با علم نباید تخطئه کنی. بعد از اینکه علم حاصل شد یک علمی هست که از مدرسه نیست. اگر با اخلاص نماز بخوانی برایت علم می‌آورد. هرکس به آنچه می‌داند عمل کند، خدا آنچه نمی‌داند را به او یاد می‌دهد. این علم مدرسه نیست، «وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ‏ اللَّهُ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَلِيم‏» (بقره/282) این علم مدرسه نیست. هروقت به آیت الله مشکینی می‌گفتیم: آقا به ما نصیحتی بفرمایید، می‌فرمود: آنکه می‌دانی را عمل کن. یعنی جان آدمی از عمل ارتزاق می‌کند. ما عمل را می‌سازیم و عمل ما را می‌سازد. لذا خداوند می‌فرماید: «لَها ما كَسَبَت... كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ‏ رَهِينَةٌ» (مدثر/38) اگر شما کار خوبی کردید، از دست بیچاره‌ای گرفتید، جان شما ارتزاق کرد.
نفس را هشتصد سر است و هر سری *** از فراز چرخ تا تحت الثری
همه اینها لحظه لحظه ارتزاق است. فحش گفته یا کار زشتی کرده، «و إن‏ العمل‏ السي‏ء أسرع في صاحبه من السكين في اللحم» یک چاقوی تیز را روی گوشت بگذاری، چطور پاره می‌کند، گناه بدتر از آن روح انسان را پاره می‌کند. یک روایتی فیض کاشانی آورده که باید بر این روایت خون گریست. وقتی شخص گناه می‌کند، اعلای انسان را اسفل و اسفل انسان را اعلی می‌کند. کسی که یک درهم ربا، یک ریال دزدی و مال حرام به خانه خود آورده است. انسان سر و ته شود عقلش زیر، بعد شکم و شهوت، عقلش محکوم به شکم و شهوت است. امام حسین وقتی کربلا می‌آمدند، ملائکه آمدند، حضرت گفت: به من کمک نکنید. اگر شما به من کمک کنید، این جمعیت معکوس را چه کسی امتحان کند؟ در روایت هست، قلب کافر معکوس است. شما این لیوان را معکوس کنید، جا نمی‌گیرد شیء از خیر در قلب او، امیرالمؤمنین تعبیر دارد که من تلاش می‌کنم زمین را پاک کنم از شخصی که معکوس است. آنقدر امیرالمؤمنین نامه خوبی به معاویه نوشته، معاویه زیرش نوشته بهشت برای تو، حکومت برای من! یکی از علما می‌گوید: من نفهمیدم علی چرا اینها را می‌نویسد و او هم اینطور بد جواب می‌دهد؟ آقای میانجی فرمود: من فهمیدم، می‌خواهد کفر او را از دهانش بیرون بکشد.
غرض من این بود که اگر ما از سر اخلاص اعمال را انجام بدهیم سعی کنیم که تصرفات حب و بغض‌ها تصرف نکند، قبل از اینکه به کاری وارد شویم بیاییم جوابی آماده کنیم بعد به آن کار وارد شویم رفته رفته هر روز حالش فرق می‌کند، پارسال از غیبت نمی‌ترسید و امسال می‌ترسد. در دوران انتخابات چقدر غیبت،هرکس می‌خواهد بهترین آثار را در سیر و سلوکش ببیند مالکیت زبان داشته باشد. یک قصه بگویم در تاریخ بماند. حضرت آیت الله بروجردی آمدند درسشان زمان مشروطه گفتند: در خواب دیدم مرحوم صاحب کفایه لاغر شد آنقدر که خواست از بین برود من فوراً از کمرش گرفتم. شاگردها گفتند: حضرت آقا این تعبیرش چیست؟ زمان مشروطه بود و نجف یک عده طرفدار مرحوم آخوند خراسانی بودند که طرفدار مشروطه بود. یک عده طرفدار آ سید محمد کاظم یزدی بودند که مخالف مشروطه بود که مطرح می‌کردند و همان حرفی را می‌گفت که مرحوم شیخ فضل الله نوری می‌گفت. این وسط طلبه‌ها به غیبت افتاده بودند. حضرت آیت الله بروجردی فرمودند: این ملکوت غیبت است. پناه بر خدا!
شریعتی: به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل *** اگر مراد نیابم به قد وسع بکوشم
انشاءالله حرکت کنیم و همینطور برویم و غافل نشویم از آموزه‌هایی که هر روز مرور می‌کنیم. امروز صفحه 323 قرآن کریم آیات نورانی سوره مبارکه انبیاء را تلاوت خواهیم کرد.
«وَ كَمْ قَصَمْنا مِنْ قَرْيَةٍ كانَتْ ظالِمَةً وَ أَنْشَأْنا بَعْدَها قَوْماً آخَرِينَ‏ «11» فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنا إِذا هُمْ مِنْها يَرْكُضُونَ «12» لا تَرْكُضُوا وَ ارْجِعُوا إِلى‏ ما أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَ مَساكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْئَلُونَ «13» قالُوا يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ «14» فَما زالَتْ تِلْكَ دَعْواهُمْ حَتَّى جَعَلْناهُمْ حَصِيداً خامِدِينَ «15» وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ «16» لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً لَاتَّخَذْناهُ مِنْ لَدُنَّا إِنْ كُنَّا فاعِلِينَ «17» بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ وَ لَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ «18» وَ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَنْ عِنْدَهُ لا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ وَ لا يَسْتَحْسِرُونَ «19» يُسَبِّحُونَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ لا يَفْتُرُونَ «20» أَمِ اتَّخَذُوا آلِهَةً مِنَ الْأَرْضِ هُمْ يُنْشِرُونَ «21» لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا فَسُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ «22» لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ «23» أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ هذا ذِكْرُ مَنْ مَعِيَ وَ ذِكْرُ مَنْ قَبْلِي بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُمْ مُعْرِضُونَ»
ترجمه آیات: و ما چه بسيار آبادى‏هايى را در هم شكستيم كه مردمش ستمگر بودند و پس از آنها قومى ديگر را پديد آورديم. پس چون (قوم ستمگر) قهر ما را احساس كردند، ناگهان پا به فرار گذاشتند. (امّا خطاب رسيد كه) فرار نكنيد! و به خانه‏هايتان و آنچه در آن كامياب بوديد باز گرديد، شايد مورد سؤال قرار گيريد. (و چون عذاب ما را جدّى ديدند) گفتند: اى واى بر ما! همانا ما ستمكار بوديم. و پيوسته، اين سخن آنان بود تا ما آنها را درو كرده و خاموش و بى‏حركت ساختيم. و ما، آسمان و زمين و آنچه را كه ميان آنهاست براى بازى نيافريديم. (و) اگر چنانچه (بر فرض محال) مى‏خواستيم سرگرمى انتخاب كنيم و بازيگر بوديم، هر آينه آن را از پيش خود (و متناسب با خود) انتخاب مى‏كرديم. (اين چنين نيست،) بلكه ما حقّ را بر باطل مى‏كوبيم تا مغز آن را در هم بشكند، پس بى‏درنگ، باطل محو و نابود مى‏شود. و واى بر شما از آنچه (خداوند را به آن) توصيف مى‏كنيد (و نسبت لهو و لعب و بيهوده كارى مى‏دهيد). و براى اوست هر كه در آسمان‏ها و زمين است، و كسانى كه نزد او هستند (فرشتگان) از (براى) عبادت او تكبّر نمى‏ورزند و خسته و درمانده نمى‏شوند. آنان شبانه روز بى آنكه سستى ورزند، خداوند را به پاكى مى‏ستايند. آيا خدايانى كه (كفّار) از زمين انتخاب كرده‏اند، مردگان را زنده مى‏كنند؟ اگر در آسمان‏ها و زمين خدايانى جز اللّه بود، هر آينه آن دو فاسد مى‏شدند، پس منزّه است خداوندِ پروردگار عرش، از آنچه (ناآگاهان) توصيف مى‏كنند. او (خداوند) از آنچه انجام مى‏دهد سؤال نمى‏شود، امّا آنها (مردم، در انجام كارهايشان) مورد بازخواست قرار مى‏گيرند. آيا آنها (كافران) بجاى خداوند (يكتا) خدايان ديگرى را گرفته‏اند؟ (پس به آنان) بگو: دليل‏تان را بياوريد. اين (قرآن) يادنامه‏ى پيروان من و يادنامه كسانى است كه پيش از من بوده‏اند (كه همه بر نداشتن شريك براى خداوند اتفاق كلمه دارند) امّا اكثر مردم، حقّ را نمى‏دانند، پس (از آن) روى گردانند.
شریعتی: انشاءالله همه قدم‌هایی که برای انتخابات برداشته می‌شود و قلم‌هایی که برای انتخاب اصلح رقم می‌خورد همه مأجور باشد. اشاره قرآنی را بفرمایید و در مورد جناب ام ایمن بفرمایید.
حاج آقای عاملی: این دو آیه را انتخاب کردم «وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ، لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً لَاتَّخَذْناهُ مِنْ لَدُنَّا إِنْ كُنَّا فاعِلِينَ» خدای متعال فرمود: ما زمین و آسمان و کائنات را بیهوده خلق نکردیم. بیهوده سخن به این درازی نبود! اگر ما می‌خواستیم کار بیهوده بکنیم دیگر این تشکیلات به این بزرگی برای چیست. عجب آیه‌ای است، این دو آیه یک مطلب عقلانی بسیار مهم و سرنوشت ساز اشاره دارد. اگر کسی در حقیقت این تأمل کند، اشاره می‌کند که کائنات با این عظمتش ممکن نیست بازیچه باشد و لغو باشد. هر عملی که هدفی ندارد، لغو است و هدر است. بازیچه و ملعبه است. برای سرگرمی و بازی کردن درست می‌شود. آنوقت خدای متعال چند جا به انسان‌ها گفته: ویل، «وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِين‏» (مطففین/1) یکی از جاهایی که ویل گفته این است که ما چنین فکری داشته باشیم که این عالم مثل رستورانی است که آمدیم بخوریم و بخوابیم و برویم. دنباله این آیه را اگر بخوانید، فرمود: «بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ وَ لَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ» وای بر شما که به ساحت خدا نسبت لغ می‌دهید. نسبت ملعبه می‌دهید. جای دیگر گفته: «أَ فَحَسِبْتُمْ‏ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ» (مؤمنون/115) شما خیال کردید شما را بیهوده خلق کردیم و به طرف ما برنمی‌گردید. شأن خدا خیلی بالاتر از این است که این همه تشکیلات بیهوده باشد. اوج تعطیلی عقل است اگر کسی چنین فکری داشته باشد.
در هر باب، هرچیزی که در باب خودش بهترین است را کریم می‌گویند. اگر شما یک لباسی داشته باشید، بهترین است می‌گویند: این کریم لباس‌هاست. بهترین هر چیزی کریم است. خدا می‌گوید: عرش من عرش کریم است. من بهترین نظام را درست کردم. برای بشر هیچ خطری بالاتر از این نیست که فکر و اندیشه‌اش این باشد که این عالم و سیارات و نانو تکنولوژی‌ها و ظرافت‌‌ها و هنرنمایی‌ها همه هدر است و هدفی ندارد. مثل رستوران است و ما کاری جز تیمار بدن مادی و چند روزی که اینجا خاک بخوریم و برویم نداریم. اگر اینطور نگاه کنید هستی یک معما می‌شود. تمام کسانی که این اندیشه را دارند یک اشعاری گفتند که همه نشان می‌دهد بدبینی مطلق است.
هرکس آمد در غم آباد جهان چون گردباد *** چند روزی خاک خورد آخر به هم پیچید و رفت
شأن خدا خیلی بزرگ است. خدا می‌داند آنهایی که به مبدأ اعلی متصل شدند چه لذتی داشتند. لذتی که عارف دارد انسان عامی در بهشت ندارد. در آخرت اولین سؤالی که از کافر می‌پرسند این است که از کجا فهمیدی این همه عالم بی هدف و لغو بوده است. این سؤال را الآن بپرس که از کجا فهمیدی حالا که نماز نمی‌خوانی، حالا که عبودیت نداری و حسابی برای خالق کائنات باز نکردی، از کجا فهمیدی؟ همه چیز تصادف است؟
حضرت ام ایمن از صحابی‌های جلیل القدر است و دو هجرت داشته است به حبشه و مدینه، در جنگ احد و خیبر حضور داشت و رسول خدا بهشت را برای ایشان تضمین کرد. پیغمبر ما وقتی مادرش در ابواء فوت کرد، جناب ام ایمن از او نگهداری کرد. می‌فرمود: ام أیمن أمی بعد أمی. وقتی او را می‌دید می‌گفت: هذا بقیة اهل بیتی، چه مدال‌هایی داده است. در این باب فضیلت‌های مفصلی است. اولاً جزء کسانی بود که آمد شهادت داد فدک برای حضرت زهراست. امیرالمؤمنین و ام ایمن شهادت دادند. به امیرالمؤمنین گفتند: تو ذی نفع هستی و ممکن است دروغ بگویی. اگر کوه‌ها تکه تکه و زمین شکافته شود، از این جمله که به علی گفته می‌شود تو در این باب شهادتت قبول نیست. خدا شهادت امیرالمؤمنین را برای رسالت پیغمبر قبول کرده است.
«قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ‏ عِنْدَهُ‏ عِلْمُ‏ الْكِتابِ» (رعد/43) «أَ فَمَنْ كانَ عَلى‏ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ‏ شاهِدٌ مِنْهُ» (هود/17) ام ایمن را گفتند تو یک زن هستی و نمی‌شود. شهادت هردو رد شد. یک مطلبی که می‌خواهم عرض کنم و خیلی مهم است این است که در کربلا امام سجاد می‌خواست از کربلا برود جنازه پدر و عزیزان را دید و اینقدر منقلب شد کم مانده بود جان از بدن بیرون بیاید. حضرت زینب(س) فوراً خودش را رساند و گفت: انگار جان از بدن بیرون می‌آید، چرا اینطور شدی؟ گفت: من الآن عزیزان خودم و جنازه‌های برادر و عموها و پدرم را دیدم. حضرت زینب سه بار امام عصر خودش را نجات داده است. یکی اینجاست که حدیث ام ایمن را خواند. یکبار که در کوفه بود در زمان حکومت امیرالمؤمنین و گفت: من از ام ایمن یاد گرفتم و می‌خواهم برای شما بخوانم. این حدیث ام ایمن مربوط به کربلا و امام حسین است، آقا رسول الله جزئیاتش را به ام ایمن گفته است. حسین چطور شهید می‌شود، کربلا چه می‌شود و آینده چه می‌شود، چه زیارتگاهی درست می‌شود و غوغایی می‌شود و چه جمعیتی، حضرت گفت: همه درست است. گفت: زینب انگار می‌بینم تو و اصحابت را اسیر کردند و کوفه آوردند. حضرت زینب(س) این را از ام ایمن گرفته است معلوم است محفل آنها محفل حلم بوده است. هم مطالب غیبی را از حضرت زهرا شنیده بودند، محضر امیرالمؤمنین آمدند و گفتند: معنی این آیه چیست، امیرالمؤمنین یک امر غیبی را شروع کردند و گفتند: مادرجان این را از مادرم شنیدم. چند سال داشتند؟ از اینکه آقا رسول الله این مطب را به هیچیک از زن‌های خود نگفته است، این امر غیبی را به جناب ام ایمن گفته است کفایت می‌کند این خانم چقدر عظمت داشته است.
از خدا می‌خواهم عالی‌ترین معرفت و عبودیتی که در عمر دنیا به هر نبی و ولی داده است از سر فضل برای ما مرحمت کند و ما را از حالا برای ضیافت کبری خود ماه مبارک رمضان آماده و مستعد بفرماید.
شریعتی: به سربلندی سرویم و استواری کوه *** به رودهای جهان رفته بی قراری ما
«الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»