main logo of samtekhoda

98-11-21-حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی- سیری در نهج البلاغه (خطبه 45 و28)


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: سیری در نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین(شرح خطبه 45 و 28)
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی
تاريخ پخش:
21- 11-98
شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
سرا پا اگر زرد و پژمرده‌ایم ولی دل به پاییز نسپرده‌ایم
چو گلدان خالی لب پنجره، پر از خاطرات ترک خورده‌ایم
اگر دل دلیل است آورده‌ایم، اگر داغ شرط است ما دیده‌ایم
اگر دشنه‌ی دشمنان گردنیم، اگر خنجر دوستان گرده‌ایم
گواهی بخواهید اینک گواه، همین زخم‌هایی که نشمرده‌ایم
دلی سربلند و سری سر بزیر از این دست عمری به سر برده‌ایم
سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم، بیننده‌های خوب و نازنین‌مان، آغاز چهل و یکمین سالروز پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی را به همه شما تبریک می‌گویم. حاج آقای حسینی قمی سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید.
حاج آقای حسینی قمی: سلام علیکم و رحمة الله، عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت همه بینندگان عزیز دارم. آغاز چهل و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی را تبریک می‌گویم. همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند: مردم ما با همه گلایه‌هایی که دارند انشاءالله فردا سنگ تمام می‌گذارند. گلایه هست ولی در 22 بهمن طرف حساب ما دیوانه‌هایی مثل ترامپ هست، باید نشان بدهیم پای انقلاب خود ایستادیم. نیازی به توضیح و تبلیغ رسانه ندارد و مردم حتماً حضور پیدا خواهند کرد. چون در آستانه‌ی ولادت حضرت زهرا(س) هستیم و روز شنبه روز ولادت حضرت زهرا و روز زن و روز مادر است. پیشاپیش این روز را تبریک می‌گوییم. روایت داریم امام باقر(ع) فرمود: کسی به بازار برود و هدیه‌ای بگیرد برای زن و فرزندش بیاورد، کار بسیار خیری کرده است. رسیدگی و هدیه دادن به زن و فرزند کار خیر است. جشن ولادت حضرت فاطمه زهرا را طولانی برگزار کنید. حتی مادرانی که از میان ما رفتند، به یاد آنها هم خیرات و صدقاتی بدهیم. حضرت علی(ع) در نهج‌البلاغه فرمودند: «الْغِنَى‏ وَ الْفَقْرُ بَعْدَ الْعَرْضِ عَلَى اللَّهِ» اینجا معلوم نیست چه کسی غنی و چه کسی فقیر است. قطعاً در گذشتگان ما، مادرانی که از دست دادیم حتماً آنجا نیازمند خیرات و صدقات ما هستند و حتماً به مادرانی که هستند هدیه بدهیم.  
شریعتی: بحث امروز شما را خواهیم شنید.
حاج آقای حسینی قمی: خطبه 45 مقدمه‌ای برای خطبه 28 نهج‌البلاغه است. «الْحَمْدُ لِلَّهِ غَيْرَ مَقْنُوطٍ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ لَا مَخْلُوٍّ مِنْ نِعْمَتِهِ وَ لَا مَأْيُوسٍ مِنْ مَغْفِرَتِهِ» همه خطبه‌های امیرالمؤمنین و اهل‌بیت با حمد الهی شروع می‌شود و در هر خطبه‌ای ویژگی‌هایی برای پروردگار یا برای این حمد گفته می‌شود که غیر از خطبه دیگر است و تکراری ندارد. در خطبه 114 داریم «الْحَمْدُ لِلَّهِ الْوَاصِلِ الْحَمْدَ بِالنِّعَمِ‏ وَ النِّعَمَ‏ بِالشُّكْرِ نَحْمَدُه‏ علی آلائه کما نحمَدُه علی بلائه» خطبه دوم، خطبه اول نهج‌البلاغه «الحمد للّه الّذي لا يبلغ مدحته القائلون، و لا يحصي‏ نعمائه‏ العادّون و لا يؤدّي حقّه المجتهدون» خطبه 157 «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ الْحَمْدَ مِفْتَاحاً لِذِكْرِهِ‏ وَ سَبَباً لِلْمَزِيدِ مِنْ فَضْلِهِ وَ دَلِيلًا عَلَى آلَائِهِ وَ عَظَمَتِهِ» هر خطبه‌ای حمد خداوند را دارد و هر حمدی ویژگی‌های جدید خداوند را دارد. از جمله این خطبه «الحمدلله» چطور خدا را حمد می‌کنیم؟ «الْحَمْدُ لِلَّهِ غَيْرَ مَقْنُوطٍ مِنْ رَحْمَتِهِ» در حالی که ناامید از رحمت خدا نیستیم. اشاره به سوره مبارکه حجر آیه 56 دارد «قالَ وَ مَنْ يَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ‏» فقط گمراه است که از رحمت خدا نا امید است. کسی ناامید از رحمت است که گمراه است. «غیر المغضوب علیهم و الضالین» اگر نا امید باشیم در دسته گمراهان رفتیم.
در پیام‌ها زیاد داریم، اگر سنگین‌ترین گناه را انجام داده باشیم،     داریم اگر کسی گناهی کرد و پشیمان شد، خدا می‌آمرزد قبل از اینکه ذکر استغفرالله بگوید. البته حق الناس را باید پرداخت کرد، حق الله نماز و روزه را باید انجام داد ولی نباید نا امید شد. «وَ لَا مَخْلُوٍّ مِنْ نِعْمَتِهِ» ما از نعمت خدا بی بهره نیستیم، تمام وجود ما را نعمت خدا گرفته است. «وَ لَا مَأْيُوسٍ مِنْ مَغْفِرَتِهِ» از آمرزش پروردگار نا امید نیستیم. اشاره به آیه87 سوره یوسف دارد «إِنَّهُ لا يَيْأَسُ‏ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ» آنجا فرمود: نا امید از رحمت خدا نیست مگر گمراه، اینجا می‌فرماید: نا امید «الا الکافرون» تو خدا را قبول نداری که نا امید هستی. اگر خدا را بشناسی، نباید نا امید باشی. وقتی گناهان کبیره را ائمه نام می‌برند، اول گناه کبیره یأس از رحمت خداست. ما از عبادت خدا سرپیچی نکردیم. با این نماز و روزه حق پروردگار ادا نمی‌شود.
بنده همان به که ز تقصیر خویش، عذر به درگاه خدا آورد
ورنه سزاوار خداوندیش کس نتواند که به جا آورد
«الَّذِي لَا تَبْرَحُ مِنْهُ رَحْمَةٌ» رحمتش زوال ناپذیر است. اشاره به آیه 156 سوره اعراف دارد، خداوند فرمود: «عَذابِي‏ أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشاءُ وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ» رحمت من واسع است که همه را در برمی‌گیرد. اما عذاب به هرکس بخواهم می‌رسد. در بحث عذاب وعید است، می‌گویند: در وعید اگر کسی تخلف کند، اشکال ندارد. خداوند وعید است. در عذاب اگر تخلف کرد ممکن است محقق نشود. در وعده خدا تخلف نیست. «وَ لَا تُفْقَدُ لَهُ نِعْمَةٌ» خدایی که نعمتش جاودانه است. اشاره به آیه 20 سوره مبارکه لقمان دارد. ِ «وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ‏ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً» خدا تمام نعمت‌هایش را بر شما مقدر کرده است.
گاهی شاید غافل باشیم، نعمت‌هایی که خدا به ما داده مثلاً الآن چندین هزار نفر برای دریافت عضو در نوبت هستند. یکی از کارهای خوبی که از آن غفلت کردیم، مردم را تشویق کنیم که اگر مرجع تقلید شما اجازه اهدای عضو می‌دهد، این را در وصیت‌نامه‌اش بنویسد. یک عده با عضو ما حیات بگیرند. عده‌ی زیادی برای دریافت نکردن اهدای عضو از دنیا می‌روند. گاهی رسانه افرادی که عضو دریافت کردند را نشان می‌دهد، آن کسی که دریافت کرده به این خانواده‌ای که موافقت کردند، می‌گوید: من تا آخری عمر نوکری شما را می‌کنم و مدیون شما هستم. شما به من حیات مجدد دادید. ما چقدر عضو از خدا دریافت کردیم، آنوقت ما می‌توانیم حساب کنیم چند تا عضو گرفتیم؟ می‌توانیم شماره کنیم؟ امیرالمؤمنین می‌فرماید: « لَا تَبْرَحُ مِنْهُ رَحْمَةٌ وَ لَا تُفْقَدُ لَهُ نِعْمَة» نعمتش جاودانه است. «وَ الدُّنْيَا دَارٌ مُنِيَ‏ لَهَا الْفَنَاءُ» دنیا خانه‌ای است که فنا و نابودی برایش مقدر شده است. «وَ لِأَهْلِهَا مِنْهَا الْجَلَاءُ» مقدر شده که از این خانه باید برویم. «وَ هِيَ حُلْوَةٌ [خَضِرَةٌ]» دنیا رفتنی است و باید از دنیا برویم. «وَ قَدْ عَجِلَتْ لِلطَّالِبِ وَ الْتَبَسَتْ‏ بِقَلْبِ النَّاظِرِ» گاهی آدم به اشتباه می‌افتد و فکر می‌کند اینجا جاودانه است. «فَارْتَحِلُوا مِنْهَا بِأَحْسَنِ مَا بِحَضْرَتِكُمْ مِنَ الزَّادِ» دنیا خیلی خوب است ولی طوری از دنیا بروید، بهترین زاد و توشه را همراه خود ببرید. در خطبه 204 سید رضی می‌نویسد حضرت فراوان خطبه را می‌خواندند. شیخ صدوق در أمالی مجلس 77 می‌نویسد امیرمؤمنان هرشب به طرف مردم برمی‌گشتند و این خطبه را می‌خواندند. رحمت خدا به شما! زاد و توشه بگیرید و چیزی جمع کنید. «تَزَوَّدُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ فَقَدْ نُودِيَ فِيكُمْ بِالرَّحِيل‏» جاودانه نیست، از این فرصت خوب استفاده کنید. «وَ لَا تَسْأَلُوا فِيهَا فَوْقَ الْكَفَافِ» امیرالمؤمنین می‌فرماید: زیاده خواهی نکنید.
در کافی مرحوم کلینی بابی داریم به نام کفاف، کفاف یعنی چه؟ پیامبر خدا از مسیری عبور می‌کردند، لوازمی نداشتند، تشنه و گرسنه شدند و نیاز به آب و غذا داشتند، دیدند کسی دام دارد. حضرت فرمود: اگر می‌شود به ما شیری بده. این خیلی بخیل بود. خسیس بود. گفت: نگاهت به شیرهای درون ظرف‌ها افتاد؟ اینها برای شام ماست. نگاهت به شیر درون سینه گوسفندان افتاد؟ اینها برای صبحانه ما هست. ما چیزی نداریم به شما بدهیم. رسول خدا رفتند. در یک منطقه دیگر از کسی دیگر تقاضا کردند، گفتند: ما تشنه و گرسنه هستیم، گفت: هرچه بخواهید. شاید هم هیچکدام پیامبر را نشناختند. به حضرت شیر داد و گفت: این چیزی نیست. یک گوسفند هم به حضرت داد.‏ گفت: این هرچه بود که در توان داشتیم. اگر بیشتر می‌خواهید برویم از جای دیگر برای شما بیاوریم. رسول خدا یک دعا در حق مرد اول و یک دعا در حق این مرد کردند. در حق اولی دعا کرد که «اللهم اکثر ماله و ولده» خدایا مال و نسلش را زیاد کن. در این دومی که همه چیز داد حضرت فرمود: خدا به اندازه کفایت زندگی به او بدهد. اصحاب گفتند: یا رسول الله اشتباه دعا نکردید؟ حضرت فرمود: «إِنَّ مَا قَلَ‏ وَ كَفَى» مال ولو کمش کفایت زندگی را بکند، «خَيْرٌ مِمَّا كَثُرَ وَ أَلْهَى» بهتر از مال زیادی است که آدم را مغرور کند.
یکوقت کسی دنبال مال زیاد است، برای کار خیر و دستگیری از دیگران و زندگی زن و فرزند و رسیدگی به دیگران می‌خواهد. اینها خوب است. اما اگر ما از این مرزها گذشتیم، یعنی ثروت شده عشق به جمع کردن، گره‌ای باز نمی‌کند. بعضی هستند مال زیادی دارند و دست خیر دارند، اما بعضی فقط جمع می‌کنند. فرمود: آن کمی که کفایت زندگی باشد بهتر از زیادی است که آدم را مشغول شمارش و جمع مال کند. «أَلْهاكُمُ‏ التَّكاثُرُ» فقط جمع کند. «اللَّهُمَّ ارْزُقْ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ الْكَفَافَ» خدایا به محمد و آل محمد به اندازه کفافشان بده. بیش از کفافتان در دنیا نخواهید. در حکمت 192 نهج‌البلاغه یک جمله از امیرالمؤمنین هست «يَا ابْنَ آدَمَ مَا كَسَبْتَ‏ فَوْقَ‏ قُوتِكَ» اگر چیزی جمع کردی بیش از خرج خودت، «فَأَنْتَ فِيهِ خَازِنٌ لِغَيْرِك‏» فقط خزانه‌دار دیگری هستی، می‌گذاری و می‌روی. چیزی برای خودت نگه نمی‌داری. الآن بعضی هستند مردم از آنها طلب دارند، حاضر نشده حق مردم را بدهد. یکی از علمای بزرگ مرحوم آیت الله شیخ ابوالقاسم قمی بود. این بزرگوار مرجع تقلید و صاحب رساله بود ولی احساس کرد آیت الله العظمی حائری مؤسس حوزه بهتر می‌تواند حوزه را اداره کند، تمام موقعیتش را دو دستی تقدیم آیت الله العظمی حائری کرد و گفت: این آقا در خانه خودش را بست و گفت: کسی حق ندارد بیاید. این بزرگوار شاگردی داشت مرحوم آخوند ملا علی همدانی در همدان از اولیای خدا بود، وقتی استاد از دنیا می‌رود، فرمودند: من استادم را خواب دیدم، دست استادم را محکم گرفتم و گفتم: استاد دست شما را رها نمی‌کنم. بگو آن طرف چه خبر بود؟ گفت: من که از دنیا رفتم فرشته‌ها آمدند دو بشارت به من دادند. گفتند: خوشا به حالت حق الناس بر گردنت نیست. کاری کنیم وقتی از دنیا می‌رویم فرشتگان بگویند: حق الناس بر گردنت نیست. گفتند: خوشا به حالت محبت حضرت زهرا را داری.
«أَمَّا بَعْدُ فَإِنَ‏ الدُّنْيَا قَدْ أَدْبَرَتْ وَ آذَنَتْ بِوَدَاعٍ» سید رضی خطبه را که نقل می‌کنند غوغایی کرده است در عظمت فصاحت و بلاغت امیرالمؤمنین، «وَ إِنَّ الآْخِرَةَ قَدْ أَقْبَلَتْ وَ أَشْرَفَتْ بِاطِّلَاعٍ أَلَا وَ إِنَّ الْيَوْمَ الْمِضْمَارَ وَ غَداً السِّبَاقَ وَ السَبَقَةُ الْجَنَّةُ وَ الْغَايَةُ النَّارُ» وقتی سید رضی می‌خواهد توضیح بدهد، امیرالمؤمنین حجت خداست، مثلاً شما بخواهید شعر سعدی را به عربی برگردانید، نمی‌شود. امیرالمؤمنین فرمود: بدانید دنیا پشت کرد و اعلام وداع کرده است. آخرت اقبال کرد و به طور ناگهانی می‌آید. امروز روز تمرین است. کسی که مسابقه اسب سواری می‌رود گاهی اسب مسابقه را ماه‌ها یا بیشتر تمرین می‌دهند، خیلی باید تمرین داد یک اسب چابک و ورزیده شود. در ساعت مسابقه دیگر نمی‌شود کاری کرد. شما اگر اسب را از سالها آماده نکرده باشی، دیگر نمی‌توان کاری کنی. اگر در دنیا آماده نشدیم، ورزیده نشدیم و سالها تمرین نکردیم، نمی‌توان گفت: ما را برگردان یکبار دیگر آماده شویم. فردا مسابقه است، جایزه چیست؟ جایزه بهشت است. به بهشت رسیدی که هیچ و اگر نرسیدی بعدش آتش است. امیرالمؤمنین تعبیرات فراوانی از دنیا دارند. در حکمت 130 نهج‌البلاغه دوازده تعبیر هست که امیرالمؤمنین از دنیا چطور تعبیر می‌کند.
1- «الدُّنْيَا دَارُ صِدْقٍ‏ لِمَنْ صَدَقَهَا» اهل صداقت باشید، با صداقت با دنیا رفتار کن. 2- «وَ دَارُ عَافِيَةٍ لِمَنْ فَهِمَ عَنْهَا» 3- «وَ دَارُ غِنًى لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْهَا» توشه بگیری اینجا فرصت است. 4- «وَ دَارُ مَوْعِظَةٍ لِمَنِ اتَّعَظَ بِهَا» 5- «مَسْجِدُ أَحِبَّاءِ اللَّهِ وَ مُصَلَّى مَلَائِكَةِ اللَّهِ وَ مَهْبِطُ وَحْيِ اللَّهِ وَ مَتْجَرُ أَوْلِيَاءِ اللَّهِ» مسجد دوستان خداست، مصلی فرشتگان است، تجارتگاه اولیای خداست. سیدالشهداء تعبیری دارند که دنیا «قنطره» پل است. امام هادی دارند که «الدنیا سوق» دنیا بازار است. حضرت می‌فرماید: با همه ویژگی‌ها دنیا گذشته و امروز روز تمرین است.
«أَ فَلَا تَائِبٌ مِنْ خَطِيئَتِهِ قَبْلَ مَنِيَّتِهِ» کسی نیست قبل از مرگش از خطایش توبه کند. «أَ لَا عَامِلٌ لِنَفْسِهِ قَبْلَ يَوْمِ بُؤْسِهِ» کسی نیست امروز یک کاری کند قبل از اینکه روز گرفتاری‌اش برسد. «أَلَا وَ إِنَّكُمْ فِي أَيَّامِ أَمَلٍ مِنْ وَرَائِهِ أَجَلٌ» امروز فرصت دارید، اجلت برسد تمام است. آقا و خانم محترم تا دستت می‌رسد کاری بکن.
تا که دستت می‌رسد شو کارگر *** چون فتی از پای خواهی زد به سر
دیگر مهلت نداری، «فَمَنْ عَمِلَ فِي أَيَّامِ أَمَلِهِ قَبْلَ حُضُورِ أَجَلِهِ» هرکس در این فرصت کار کرد، سود کرده است. «أَلَا وَ إِنِّي لَمْ أَرَ كَالْجَنَّةِ نَامَ طَالِبُهَا» ندیدم کسی مثل بهشت که طالبان بهشت خوابیدند، چطور تو طالب بهشت هستی و هیچ کاری نمی‌کنی. «وَ لَا كَالنَّارِ نَامَ هَارِبُهَا» ندیدم مثل آتش، آنهایی که می‌خواهند از آتش فرار کنند خواب هستند. یعنی اگر کسی از قوانین الهی نتوانست استفاده کند، از احکام الهی و رحت پروردگار نتوانست استفاده کند، حتماً باطل گرفتارش خواهد کرد.
همه حرف امیرالمؤمنین یک کلمه است. ما می‌توانیم از دنیا خوب استفاده کنیم، بخوابیم ببینیم کی بیدار می‌شویم؟ این فراز نهج‌البلاغه هشدار به مردم و موعظه است. «أَلَا وَ إِنَّكُمْ قَدْ أُمِرْتُمْ بِالظَّعْنِ وَ دُلِلْتُمْ عَلَى الزَّادِ»  به شما سفر را اعلام کردند، به شما گفتند: زاد و توشه بردارید، «وَ إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ [عَلَيْكُمْ‏] عَلَيْكُمُ اثْنَتَانِ اتِّبَاعُ الْهَوَى وَ طُولُ الْأَمَلِ» آنچه بیش از همه می‌ترسم هوا پرستی است. برای دو روز دنیا و هواهای دنیا، حق و ناحق کردن و ظلم کردن و اذیت و آزار دادن، آنچه بیش از همه می‌ترسم هواپرستی است و آرزوهای طولانی است.
گاهی از این فرصت‌های دنیا طوری غفلت می‌کنیم که آنچنان در این تمرین پشیمان می‌شویم دیگر قابل جبران نیست. پدرش از خادمان امام عسکری(ع) است، پدر از دنیا رفت، مادرش گفت: من آرزو دارم کاش امام عسکری تو پسر را هم به خادمی می‌پذیرفت. مادرش شب و روز دعا می‌کرد. شب نیمه شعبان شد. به این پسر گفت: برو حرم سیدالشهداء زیر قبه امام حسین دعا کن. من مادرت هستم، دعای مادر اثر دارد. من دعا می‌کنم، تو دعا کن، انشاءالله امام عسکری تو را هم بپذیرد. شب نیمه شعبان تا سحر دعا کرد، از حرم بیرون آمد، کسی سراغش آمد، گفت: امام عسکری مرا فرستاده است. به همین زودی دعا اثر کرد، بلند شو برویم. گفت: من بروم کوفه مادرم کوفه است، بارم را ببندم. با مادرش خداحافظی کرد، بارش را بست و مادر خیلی خوشحال شد. دعای زیر قبه سیدالشهداء، کسی می‌خواهد سامرا برود، رفت بغداد خانه یکی از دوستانش، گفت: عجب شبی آمدی، امشب چه خبر است؟ گفت: امشب شب جشن بزرگ ادیان مذهبی است. گفت: ما مسلمان هستیم. گفت: بازی درنیاور. این را در آن جشن برد. مشروبات آورد و گفت: بخورید. گفت: ما مسلمان هستیم. گفت: یک شب هزار شب نمی‌شود. راضی شد مشروب خورد. هر فسق و فجوری را مرتکب شد. گفت: توبه می‌کنیم. فردا به سامرا آمد. نزدیک خانه امام عسکری(ع) غسل کرد. در نهر آبی غسل کرد و توبه کرد. رفت مسجد نماز بخواند سلام نماز را داد، همان آقایی که در کربلا سراغش آمده بود دید. گفت: برویم؟ گفت: کجا برویم؟ امام عسکری پیام داد که ما یک چنین آدمی را نمی‌خواهیم. از همان مسیری که آمدی برگرد. چقدر خرج راهت بوده است؟ این خرج راهت باشد از همین راهی که آمدی برگرد. او برگشت و قصه را به مادرش گفت، گفت: تا امام عسکری توبه مرا قبول نکند خودم را به زنجیر می‌بندم. اتفاقاً چند روز بعد امام (ع) به شهادت رسیدند، البته خدا توبه را می‌پذیرد. ولی انسان می‌رسد به درجه‌ای که اول بود؟ توبه‌ات قبول شد. اگر این ظرف را آلوده کردی دوباره رفتی بشویی، دیگر آن ظرف اول نمی‌شود. همه حرف امیرالمؤمنین این است که ندیدم مثل بهشت که این همه طالبان بهشت هستند ولی خوابیدند. سعدی دارد،
صد حیف از این عمر گرانمایه که بگذشت *** ما از سر تقصیر و خطا در نگذشتیم
پیری و جوانی چو شب و روز بیامد *** ما شب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم
بر لوح معاصی خط عذری نکشیدیم *** پهلوی کبائر حسناتی ننوشتیم
گر خواجه شفاعت نکند روز قیامت *** باید که ز مشاطه نرنجیم که زشتیم
شاید که عنایت برسد ورنه نپندار *** با این عمل دوزخیان اهل بهشتی
شریعتی:
ما کشته نفسیم بسا وخ که برآید *** از ما به قیامت که چرا نفس نکشتیم
امروز صفحه313 قرآن کریم را تلاوت خواهیم کرد.
«وَ أَنَا اخْتَرْتُكَ‏ فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى‏ «13» إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي «14» إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكادُ أُخْفِيها لِتُجْزى‏ كُلُّ نَفْسٍ بِما تَسْعى‏ «15» فَلا يَصُدَّنَّكَ عَنْها مَنْ لا يُؤْمِنُ بِها وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَتَرْدى‏ «16» وَ ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى‏ «17» قالَ هِيَ عَصايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها وَ أَهُشُّ بِها عَلى‏ غَنَمِي وَ لِيَ فِيها مَآرِبُ أُخْرى‏ «18» قالَ أَلْقِها يا مُوسى‏ «19» فَأَلْقاها فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعى‏ «20» قالَ خُذْها وَ لا تَخَفْ سَنُعِيدُها سِيرَتَهَا الْأُولى‏ «21» وَ اضْمُمْ يَدَكَ إِلى‏ جَناحِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرى‏ «22» لِنُرِيَكَ مِنْ آياتِنَا الْكُبْرى‏ «23» اذْهَبْ إِلى‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى‏ «24» قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي «25» وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي «26» وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي «27» يَفْقَهُوا قَوْلِي «28» وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي «29» هارُونَ أَخِي «30» اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي «31» وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي «32» كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيراً «33» وَ نَذْكُرَكَ كَثِيراً «34» إِنَّكَ كُنْتَ بِنا بَصِيراً «35» قالَ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسى‏ «36» وَ لَقَدْ مَنَنَّا عَلَيْكَ مَرَّةً أُخْرى‏»
ترجمه آیات: ومن تو را (به پيامبرى) برگزيده‏ام، پس به‏آنچه وحى مى‏شود گوش فراده. همانا منم اللّه، جز من خدايى نيست، پس مرا بندگى كن و نماز را بپادار تا به ياد من باشى. همانا قيامت خواهد آمد (ولى) من مى‏خواهم (زمان) آن را مخفى كنم تا هركس در برابر سعى و تلاش خود، جزا داده شود. پس مبادا كسى كه به قيامت ايمان ندارد و پيرو هواى نفس خويش است، تو را از توجّه به قيامت باز دارد كه سقوط مى‏كنى. و (خداوند فرمود:) اى موسى! آنچه به دست راست توست چيست؟ (موسى) گفت: اين عصاى من است كه بر آن تكيه مى‏دهم و با آن براى گوسفندانم (از درختان) برگ مى‏ريزم ودر آن منافع ديگرى (نيز) براى من است. (خداوند) فرمود: اى موسى! عصا را بيفكن. پس (موسى) آن را افكند، پس ناگهان آن (عصا) مارى شد كه مى‏شتافت.(خداوند) فرمود: آن را بگير و نترس، ما بزودى آن را به حالت اوليّه‏اش بر مى‏گردانيم. و دستت را به زير بازو وبغل خويش فروبر تا سفيد و بى‏عيب بيرون آيد (كه اين نيز) نشانه و معجزه‏ى ديگرى است. تا از نشانه‏هاى بزرگ خويش به تو نشان دهيم. (اى موسى! اكنون) به سوى فرعون حركت كن كه او طغيان كرده است. (موسى) گفت: پروردگارا! (اكنون كه مرا به اين كار بزرگ مأمور فرمودى) سينه‏ام را برايم گشاده گردان (و بر صبر و حوصله‏ام بيفزا). و كارم را برايم آسان فرما. و گره از زبانم باز نما. تا (آنها) سخنان مرا (خوب) بفهمند. و از خاندانم (ياور و) وزيرى برايم قرار بده. برادرم هارون را. (و اينگونه) پشت مرا با او استوار ساز. و او را در كارم شريك گردان. تا ما تورا بسيار به پاكى بستاييم. و تورا بسيار ياد نماييم.    (پروردگارا!) همانا تو همواره نسبت به احوال ما آگاه و بصير هستى. (خداوند) فرمود: اى موسى! به يقين آنچه را درخواست كردى به تو داده شد. وبه تحقيق ما بار ديگر بر تو منّت گذاشتيم (وتورا مشمول نعمت‏هاى خويش ساختيم).
شریعتی: انشاءالله به برکت این آیات نورانی همه شما سلامت باشید و زندگی‌تان سرشار از عافیت باشد. اشاره قرآنی را بفرمایید و بعد در مورد حضرت ام البنین بفرمایید.
حاج آقای حسینی قمی: آیه 15 این سوره «إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ» قیامت حتما می‌رسد، «أَكادُ أُخْفِيها» من تاریخ قیامت را مخفی کردم، «لِتُجْزى‏ كُلُّ نَفْسٍ بِما تَسْعى‏» هرکس تلاشی کرد پاداش او براساس تلاش او باشد. اگر می‌دانستیم مرگ ما کی است، همه توبه می‌کردند. هنر این است که انسان از تاریخ مرگ اطلاع ندارد. این فرصتی است که خدا به ما داده تا از این فرصت خوب استفاده کنیم.
کتاب رجال مرحوم مامقانی، وقتی می‌رسد به داستان حضرت ام البنین این قصه را نقل می‌کند که وقتی جناب بشیر به مدینه آمد تا از حوادث کربلا خبر بدهد، سعی کرد یک مسیری را انتخاب کند که حضرت ام البنین را نبیند. یک مرتبه دید حضرت ام البنین مقابلش است. وقتی با بشیر روبرو شد سؤال کرد: چه خبر؟ شروع کرد از دیگر شهدا گفت. مثلاً زهیر به شهادت رسید. حبیب به شهادت رسید. این جمله در تارک تاریخ می‌درخشد، گفت: بشیر «نفسی و من تحت الخضراء فداء لأبی عبدالله» جان من و جان عالم فدای حسین، فقط از حسین برای من بگو.
خدا را قسم می‌دهیم به حق محمد و آل محمد، خیر و صحت و سلامت و عافیت و عاقبت بخیری به همه عزیزان عنایت بفرماید. حوائجشان برآورده بخیر بفرماید، مریض‌ها لباس عافیت بپوشاند. گرفتاری‌ها برطرف بفرماید. دنیا و آخرت ما را از اهل‌بیت جدا نفرماید.
شریعتی: «والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»