main logo of samtekhoda

98-10-23-حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی-سیری در نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین (خطبه هفتم)


برنامه سمت خدا

موضوع برنامه: سیری در نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین (خطبه هفتم)

كارشناس: حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی

تاريخ پخش: 23- 10-98

شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم، بیننده‌های خوب و نازنین‌مان، حاج آقای حسینی قمی سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید.

حاج آقای حسینی قمی: سلام علیکم و رحمة الله، عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت همه بینندگان عزیز دارم. عرض تسلیت برای جانباختگان حادثه هوایی داریم، واقعاً ما داغدار هستیم از همه ملیت‌ها، ایرانی، اوکراینی، افغانستانی، در یک داستانی هست به پیامبر خدا خبر دادند یا رسول الله فلان یهودی از دنیا رفته است. حضرت خیلی متأثر شدند، گفتند: آقا یهودی بود. فرمودند: مگر نگفتید طبیب بود، من برای آدم مفید نباید متأثر باشم؟ این افرادی که از دست رفتند جمع زیادی دانشجوهای نخبه بودند که واقعاً جای تأسف دارد و واژه‌ها حق مصیبت و این داغ بزرگ را ادا نمی‌کند. به بازماندگان و همه ملت تسلیت می‌گویم. بیگانه سوخت تا چه رسد آشنای تو! مرگ خیلی سختی است. پس از چند دقیقه وداع با خانواده‌ها در فرودگان این اتفاق تلخ و بزرگ رخ داده است. گلایه‌ای از رسانه ملی دارم و به نظرم باید خیلی بیش از این به موضوع بپردازند. هفته‌ای که سردار سلیمانی به شهادت رسیدند هجده شبکه 24 ساعت به این موضوع پرداختند و کار خوبی بود. اینکه اینجا در یک سکوت مطلق می‌گذرد نمی‌دانم برای چیست؟ مراسمی هم برای این عزیزان گرفته نشد. این تجلیل از جمع بزرگ نیست. مردم انتظار دارند و من می‌خواهم از رهبری بزرگ تقاضا کنم که در قصه حوادث آبان دیدید که ایشان دستور دادند آنهایی که در آن حادثه جان خودشان را از دست دادند در حکم شهید و بنیاد شهید بیاید. تقاضا دارم نسبت به این جانباختگان هم یک توجه شود و تکریم و احترام که در همه اینها رسانه ملی نقش اول را دارد. این همدردی یک تسکین است. مطلب آخر این است که در این شرایط و فضا یک مقدار از سیل زدگان غافل شدیم. در خبرها دیدم که چهارصد روستا در محاصره هست و تمام اموال مردم را آب برده است. رسانه ملی نقش اول را دارد.

شریعتی: انشاءالله روزهای سخت این ایام هم بگذرد و به آرامش برسیم. به تمام مردم می‌گویم که امیدوارم با توکل به خدا این شرایط را پشت سر بگذاریم.

به سربلندی سرویم و استواری کوه *** بلندتر شده طومار بردباری ما

بحث ما در مورد نهج‌البلاغه شریف است، بحث امروز شما را خواهیم شنید.

حاج آقای حسینی قمی: خطبه هفتم و هشتاد و دوم که از یک موضوع است، در خطبه هفت امیرالمؤمنین می‌فرماید: «اتَّخَذُوا الشَّيْطَانَ لِأَمْرِهِمْ‏ مِلَاكاً» در ویژگی کسانی که دنباله رو شیطان هستند و وسوسه‌های شیطان را می‌پذیرند، حضرت چند جمله فصیح و بلیغ و کوبنده، «وَ اتَّخَذَهُمْ لَهُ أَشْرَاكاً فَبَاضَ وَ فَرَّخَ‏ فِي صُدُورِهِمْ وَ دَبَّ وَ دَرَجَ‏ فِي حُجُورِهِمْ فَنَظَرَ بِأَعْيُنِهِمْ وَ نَطَقَ بِأَلْسِنَتِهِمْ» اینهایی که دنبال شیطان می‌روند، شیطان را مالک و سرپرست کارهای خود قرار دادند. هرکاری می‌کنند با وسوسه‌های شیطانی است. اینها گفتند: شیطان مالک و سرپرست ماست، شیطان هم اینها را شریک خود قرار داد. شارحین نهج‌البلاغه فرمودند: امیرالمؤمنین شش ویژگی و راه نفوذ را بیان می‌کنند به یک پرنده‌ای که می‌خواهد تخم گذاری کند و بعد هم جوجه تولید می‌شود، این باید جایی باشد که ابن ابی الحدید می‌گوید: اینها معمولاً دنبال یک لانه خوبی برای تخم گذاری هستند. حضرت اینها را تشبیه کردند که کار انسان به جایی می‌رسد در اثر تسلیم شدن در برابر شیطان، شیطان در سینه اینها تخم گذاری می‌کند و جوجه به دنیا می‌آورد. اینطور در سینه‌های افراد راه پیدا می‌کند. خدا نکند به تعبیر امیرالمؤمنین شیطان در سینه انسان و زندگی و قلب انسان وارد شود. فکر ما خانه شیطان شود، وقتی این جوجه شد حرکت می‌کند و باز در دامن شیطان است، از اینجا برو نیست و از اینها فاصله نمی‌گیرد. زبان انسان زبان شیطانی است. شیطان با چشم اینها نگاه می‌کند. حرف می‌زنند گویی شیطان صحبت می‌کند. بنابراین نگاه و زبانش شیطانی است. مثل خون که در تمام اعضای انسان جریان دارد، شیطان در تمام امور زندگی اینها جریان دارد.

«فَرَكِبَ بِهِمُ الزَّلَلَ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الْخَطَلَ‏» شیطان به وسیله اینها گمراهی‌ها و راه‌های فاسد را نشان می‌دهد و بدی‌ها را برای اینها زینت می‌دهد. بد را خوب جلوه می‌دهد. «فِعْلَ مَنْ قَدْ شَرِكَهُ‏ الشَّيْطَانُ فِي سُلْطَانِهِ وَ نَطَقَ بِالْبَاطِلِ عَلَى لِسَانِه» شیطان حرف باطل را از زبان اینها جاری می‌کند. در شرح‌های نهج‌البلاغه نکات زیبایی را دیدم که شارحین فرمودند. نکته اول اینکه حضرت می‌فرماید: «اتَّخَذُوا الشَّيْطَانَ... وَ اتَّخَذَهُمْ» معلوم است قرارداد دو طرفه است. هم اینها تسلیم شیطان شدند و هم شیطان می‌گوید: شما که تسلیم هستید بسم الله، راه بیافتید با هم برویم. این جمله‌ای که حضرت زهرا(س) در مسجد النبی فرمودند، یک فراز مهم از خطبه فدکیه این است که صدیقه طاهره فرمود: پیامبر که از دنیا رفت، «فَلَمَّا اخْتَارَ اللَّهُ (عَزَّ وَ جَلَّ) لَهُ دَارَ أَنْبِيَائِهِ‏ وَ مَأْوَى أَصْفِيَائِهِ» پیامبر که از دنیا رفت، شیطان سرش را از سوراخ بیرون کرد، «فاطلع الشيطان رأسه من مغرزه هاتفا بكم» شما را صدا زد. شیطان قدم به قدم، اول صدا کرد ببیند شما چه کاره هستید؟ «فوجدكم لدعائه مستجيبين» دید همه جواب شیطان را می‌دهید. «و للغرة فيه ملاحظين» حاضر هستید فریب شیطان را بخورید. «و استنهضكم» شیطان به شما برپا گفت، «فوجدكم خفافا» خیلی سبک بال بلند شدید. برای شیطان پرواز کردید و سبک بال قیام کردید. وقتی طرف شیطان رفتیم، امیرالمؤمنین می‌فرماید: اگر شما تسلیم شیطان شدید، شیطان هم قرارداد مشترک دارد، می‌گوید: بیایید.

نکته دوم که شارحین تذکر دادند،«اتَّخَذُوا الشَّيْطَانَ... وَ اتَّخَذَهُمْ» اینها اول سراغ شیطان رفتند. بعد شیطان اینها را به عنوان شریک انتخاب کرد. اگر شما طرف شیطان نروید، نفوذ شیطان اختیاری است و اجباری نیست. آیه 22 سوره ابراهیم، وقتی قیامت شیطان می‌آید، مردم گناهشان را گردن شیطان می‌اندازند، شیطان از خودش دفاع می‌کند و می‌گوید: من مجبورتان نکردم، من شما را دعوت کردم قبول کردید.

نکته سوم که امیرالمؤمنین می‌فرماید: اینها با شیطان قرارداد بستند و شیطان اینها را شریک خود انتخاب کرد، اشاره به آیه 30 سوره اعراف دارد. «اتَّخَذُوا الشَّياطِينَ أَوْلِياءَ مِنْ‏ دُونِ‏ اللَّهِ‏» عده‌ای شیطان را سرپرست خود گرفتند، در مقابل شیطان اینها را شریک خود قرار داد، سوره انعام آیه 121 «إِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ‏ إِلى‏ أَوْلِيائِهِمْ» شیاطین به دوستان خودشان یک مطالب مخفیانه القاء می‌کنند. انسان‌هایی که با هم قرارداد بستند، چیزهایی را القاء می‌کنند. بحث شیطان در نهج‌البلاغه و قرآن مفصل آمده است. در قرآن 56 بار کلمه شیطان و در نهج‌البلاغه 44 بار این واژه آمده است. در تعبیر دیگر حضرت می‌فرماید: «فَنَظَرَ بِأَعْيُنِهِمْ وَ نَطَقَ بِأَلْسِنَتِهِمْ» شیطان از نگاه اینها دیگر نگاه می‌کند، نگاه اینها و زبانشان شیطانی است. نظیر این تعبیر امیرالمؤمنین در نامه دهم نهج‌البلاغه دارد. نامه‌ای به معاویه نوشتند، حضرت به معاویه می‌گویند: «قَدْ أَخَذَ الشَّيْطَانُ‏ مِنْكَ‏ مَأْخَذَهُ وَ بَلَغَ فِيكَ أَمَلَهُ وَ جَرَى مِنْكَ مَجْرَى الرُّوحِ وَ الدَّمِ» سیر نزولی انسان به کجا می‌رسد! تو یک آدم مرفه بی درد هستی که خورد و خوراکت زیادی داری و شیطان هرچه خواسته از تو گرفته است. بر تو مسلط‌تر شده است. هر آرزویی داشته، به آن رسیده است. مواظب باشید ما به جایی نرسیم که شیطان بگوید: من آرزویی نداشتم که به آن نرسیده باشم. امیرالمؤمنین می‌گوید: شیطان مثل روح و خون در تمام وجود تو جریان دارد.

در نامه 33 نهج‌البلاغه حضرت به معاویه می‌فرماید: «وَ جَاذِبِ‏ الشَّيْطَانَ‏ قِيَادَكَ» رهبری‌ات را از شیطان بگیر، شیطان تو را اداره می‌کند. همه حرف امیرالمؤمنین یک هشدار است، هر انسانی می‌تواند به این درجه برسد که رهبری‌اش دست شیطان باشد. «فَإِنَّ الدُّنْيَا مُنْقَطِعَةٌ عَنْكَ» دنیا پایان پذیر است و همیشه در این دنیا نیستی. «وَ الْآخِرَةَ قَرِيبَةٌ مِنْكَ وَ السَّلَام‏» مرگت نزدیک است، حواست باشد. حضرت می‌فرماید: مثل تو مثل لباس فرسوده است. هرجایش را بدوزی جای دیگرش پاره می‌شود. انسان به یک سنی می‌رسد که هر دردی را دوا کنی مرض دیگر پیدا می‌کند. رهبری‌ات را از دست شیطان بگیر.

بعضی از شارحین نهج‌البلاغه فرمودند: عده‌ای کارشان به جایی می‌رسد که زبانشان زبان شیطان می‌شود. شیطان با زبان اینها حرف می‌زند و با چشم اینها می‌بیند. نقطه مقابلش چیست؟ سیر صعودی چیست؟ حدیث از امام صادق است که در کافی مرحوم کلینی هست که به حدیث قرب نوافل معروف است، خداوند می‌فرماید: هیچ بنده‌ای به من نزدیک نمی‌شود، واجبات می‌تواند وسیله قرب باشد، با نافله کار مستحبی و نماز نافله، من او را دوست دارم. وقتی بنده‌ای محبوب من شد، «وَ مَا تَقَرَّبَ إِلَيَّ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنُ بِمِثْلِ أَدَاءِ الْفَرَائِضِ وَ إِنَّهُ لَيَتَنَفَّلُ لِي حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ‏ سَمْعَهُ‏ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ» من گوش این بنده می‌شوم. «وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ» انسان می‌تواند در سیر نزولی به جایی برسد که حضرت می‌فرماید: زبانت زبان شیطان باشد، می‌توانی به جایی برسی که زبانت زبان خدا باشد. من می‌شوم زبان و گوش این مؤمن.

«اتَّخَذُوا الشَّيْطَانَ... وَ اتَّخَذَهُمْ» یک قرارداد دو طرفه است، تو اگر نرفتی شیطان کاری ندارد، اگر مقاومت کردی شیطان کار ندارد. ولی بعضی به حدی می‌رسند که شیطان محتاج آنهاست و باید شاگردی کند. این حدیث از امام صادق بسیار تکان دهنده است و مرحوم کشی در رجال نقل کرده است. امام صادق(ع) وقتی نام کسانی را بردند که در مورد اهل‌بیت غلو می‌کنند، حضرت فرمود: «وَ ذَكَرَ الْغُلَاةَ وَ قَالَ إِنَّ فِيهِمْ‏ مَنْ‏ يَكْذِبُ‏» در این جماعت عده‌ای هستند دروغ می‌گویند، «حَتَّى إِنَّ الشَّيْطَانَ لَيَحْتَاجُ إِلَى كَذِبِهِ» شیطان محتاج دروغ اینهاست، یادمان باشد بعضی از ما معلم شیطان هستیم. انسان به جایی می‌رسد که شیطان محتاج دروغ او است. شیطان باید از اینها بپرسد. در اول این روایت هست که حدیث قدسی است، خداوند می‌فرماید: «مَنْ‏ أَهَانَ‏ لِي‏ وَلِيّاً فَقَدْ أَرْصَدَ لِمُحَارَبَتِي» کسی به یک مؤمن اهانت کند، اعلام جنگ با من است. شیطان باید از ما بپرسد که امروز چطور آبروی مؤمن را ببریم. شیطان با همه شیطنت خود در پیش بعضی از ما باید زانو بزند. امام صادق فرمود: شیطان محتاج بعضی از آدم‌هاست. حرفی می‌زنند که شیطان به عقلش نمی‌رسد و ما معلم شیطان می‌شویم.

بار دیگر از ملک پران شوم *** آنچه در وهم تو ناید آن شوم

یک نکته که باید اشاره کنم این است که یکی از وسوسه‌های مهم شیطان، زندگی ما چون ایام شهادت حضرت زهرا(س) بود، یادآوری کنم که در فاطمیه دوم از هفتم بهمن ماه تا نهم طوری برنامه‌ریزی کنید که برنامه شادی در این ایام نباشد. «مَنْ أَصْعَدَ إِلَى‏ اللَّهِ‏ خَالِصَ‏ عِبَادَتِهِ، أَهْبَطَ اللَّهُ [إِلَيْهِ‏] أَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ» اگر کسی بتواند عبادت خالصانه به آسمان‌ها بفرستد، خدا بهترین مصلحت را در زندگی او می‌فرستد. ما برای اینکه شاگرد شیطان نباشیم باید در کارهایمان اخلاص داشته باشیم، ریا نداشته باشیم. شیطان نمی‌گذارد شما دنبال کار خیر بروید. شما را وسوسه می‌کند که خودت گرفتار هستی، نکن! اینکه انسان بتواند به درجه اخلاص برسد، یک کار این است که در سراسر زندگی ما اخلاص باشد. هفته گذشته کتابی را خواندم، در قم همایشی برای مرحوم آیت الله سید محقق یزدی داماد آیت الله العظمی حائری بودند، معروف به آیت الله داماد بودند، برگزار شد. هم مباحثه امام بودند. وقتی در نجف امام می‌شنوند از دنیا رفتند، می‌فرمایند: کمر حوزه شکست. آیت الله شبیری زنجانی می‌فرماید: 21 سال شاگرد ایشان بودم آیت الله مکارم، آیت الله سبحانی، آیت الله احمدی میانجی، امام موسی صدر، در دورانی زبده‌های حوزه‌های علمیه شاگرد این بزرگوار بودند. واقعاً آدم وقتی این کتاب را می‌خواند لذت می‌برد.

در آمدن آیت الله العظمی حائری به قم چند نفر نقش کلیدی داشتند، یکی آیت الله شیخ ابوالقاسم قمی بود. یکی آیت الله میرزا محمد اشراقی بود. آیت الله شیخ ابوالقاسم قمی صاحب رساله بود. مرجع تقلید بود و رساله داشت. ولی وقتی می‌فهمد آیت الله العظمی شیخ عبدالکریم حائری استاد است و بهتر از آن است، دعوت می‌کند و راضی می‌کند و آیت الله العظمی داماد، داماد آیت الله العظمی حائری بود، می‌گوید: من در آن خانه زندگی می‌کردم. یک روز صبح زود دیدم همین آقایی که خودش صاحب رساله است، مجتهد هست، با همه شخصیت خودش را کوچک کرده یک روز صبح زود در خانه آیت الله العظمی حائری آمد. ایشان تعجب کرد، گفت: شیخ این وقت صبح به زحمت افتادید. برای چه آمدید؟ فرمود: دیشب تا صبح نخوابیدم. شنیدم شما می‌خواهید از قم بروید. تا صبح خوام نبرد، صبح زود دیگر طاقت نیاوردم و آمدم ببینم قصه شما چیست؟ چرا می‌خواهید از قم بروید؟ فرمودند: نگران نباشید، من نمی‌خواهم جایی بروم. دیروز بعضی مرا اذیت کردند، تهدیدشان کردم. گفتم: اگر بخواهید اذیت کنید من از قم بیرون می‌زنم. شما نگران نباشید. اینقدر این مرد بزرگوار بود که مکرر آیت الله العظمی حائری به ایشان می‌گوید: ما قم آمدیم برای شما زحمت ایجاد کردیم. بزرگوار می‌گوید: چه زحمتی؟ شما باعث عظمت ما شدید و ما به برکت شما عنوان پیدا کردیم. امروز جامعه ما نیازمند همین حرف‌هاست. من احساس کنم دیگری از من بهتر کار می‌کند. آیت الله صدر، آیت الله خوانساری، آیت الله حجت، سه مرجع تقلید و صاحب رساله، موقعیت علمی بالا تمام موقعیتشان را دو دستی در طبق اخلاص گذاشتند و گفتند: نه، یک کسی دیگر بهتر از ما می‌تواند اداره کند. آن آقای دیگر آیت الله العظمی بروجردی بود. یعنی سه نفر تمام آبرویشان را خرج کردند، موقعیت علمی خودشان را خرج کردند آیت الله العظمی حائری را آوردند. سه نفر در سالهای بعد همه موقعیتشان را خرج کردند آیت الله العظمی بروجردی را آوردند. این اخلاص است.

یکوقتی میرزای نائینی که آیت الله العظمی خویی به شاگردی ایشان افتخار می‌کرد. میرزای نائینی به کربلا منزل آیت الله العظمی حائری می‌آید، وقتی ایشان کربلا بوده و هنوز ایران نیامده، میرزای نائینی استاد مسلم حوزه نجف به منزل آیت الله العظمی حائری می‌آید. همانطور که نشسته در طاقچه منزل بالای سر ایشان یک کتابی می‌بیند. می‌گوید: این کتاب چیست؟ می‌گوید: این دوره اصول است من نوشتم، درس خارج اصول به نام دُرر که بعدها چاپ شد. دُررالاصول، هنوز چاپ نشده بود، خطی بود. می‌گوید: می‌شود این را به ما بدهی از رویش یک نسخه برداریم؟ امانت می‌گیرد یک نسخه میرزای نائینی استاد مسلم حوزه نجف می‌گوید: این کتاب خوبی است و به نام ایشان باشد یا من فرقی ندارد. آنچه ما خیلی کم داریم همین اخلاص است، یکوقتی عرض کردم امسال رهبری فرمودند: آنهایی که فکر می‌کنند نمی‌توانند خدمت کنند نیایند. به عکس شد. یعنی برای 280 کرسی پانزده هزار نفر احساس وظیفه کردند. سخنگوی شورای نگهبان گفتند: نود نفر از نمایندگان فعلی مجلس را برای دوره بعد رد صلاحیت کردیم و اکثراً به جرم فساد مالی رد صلاحیت شدند. ما هفتاد مفسد مالی در مجلس داریم. اگر اینها فساد مالی کردند، چرا مجلس را در اختیار اینها قرار دادیم؟ مجلس هم تمام می‌شود غالباً نمایندگان بیکار نمی‌شوند و جاهای دیگر مشغول کار می‌شوند.

اگر به این درجه برسیم که بخواهیم شاگرد و معلم شیطان نباشیم، باید اخلاص داشته باشیم. خطبه‌ی 82 نهج‌البلاغه که تعبیرات تکان دهنده‌ای دارد. خطبه‌ی 192 نهج‌البلاغه مفصل‌ترینش در مورد شیطان و ویژگی و وسوسه‌های شیطان است. حضرت می‌فرماید: «أُوصِيكُمْ‏ بِتَقْوَى‏ اللَّهِ‏ الَّذِي‏ أَعْذَرَ بِمَا أَنْذَرَ» خدایی که عذر برای کسی باقی نگذاشته است. «وَ احْتَجَّ بِمَا نَهَجَ وَ حَذَّرَكُمْ عَدُوّا» شما را از دشمنی بر حذر داشت، «نَفَذَ فِي الصُّدُورِ خَفِيّاً وَ نَفَثَ فِي الْآذَانِ نَجِيّاً فَأَضَلَّ وَ أَرْدَى وَ وَعَدَ فَمَنَّى‏ وَ زَيَّنَ سَيِّئَاتِ الْجَرَائِمِ» دشمنی که چند ویژگی دارد: آرام در دل و قلب شما نفوذ می‌کند. به طور نجوا آرام و آهسته در گوش شما می‌خواند و گمراه می‌کند، وعده می‌دهد و شما را به آرزوها سرگرم می‌کند. بارها حضرت در نهج‌البلاغه فرمودند که آرزوها باید با واقعیات هماهنگ باشد. چرا حضرت آرزوها را سرزنش می‌کند؟ روایت داریم اگر امید و آرزو نبود آدم زندگی را ادامه نمی‌داد. ولی اگر آرزو با واقعیات منطبق نباشد وسوسه شیطان است. از کارهای شیطان این است که گناهان و جرایم را برای ما زینت می‌دهد. «وَ زَيَّنَ سَيِّئَاتِ الْجَرَائِمِ وَ هَوَّنَ مُوبِقَاتِ الْعَظَائِمِ» گناهان را آسان جلوه می‌دهد.

در آیه 27 تا 29 سوره مبارکه فرقان داریم که فردای قیامت عده‌ای از شدت ناراحتی دست خود را می‌گزند، «وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى‏ يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ‏ مَعَ‏ الرَّسُولِ سَبِيلًا» کاش من دنبال پیغمبر رفته بودم. «يا وَيْلَتى‏ لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلًا» کاش با فلانی رفیق نشده بودم. «لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ» در تاریخ فراوان داریم آدم‌هایی که خوب بودند و رفیق بد گمراهشان کرده و آدم‌های بدی که رفیق خوب هدایتشان کرده است. می‌گوید: آنهایی که رفیق بد گمراهشان می‌کند، «بَعْدَ إِذْ جاءَنِي وَ كانَ الشَّيْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولًا» چرا بعد از رفیق بد می‌فرماید، یعنی انسان یادت باشد چه رفیق بد، چه شیطان تو را تنها می‌گذارد. شیطان به جایی می‌رسد که می‌گوید: «انی بریءٌ منک» من از تو اعلام برائت می‌کنم. فکر نکنیم شیطانی که ما را می‌برد تا آخر با ما هست. با رفیق تا جایی بروید که لب پرتگاه نرسید.

شریعتی:

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست *** از نقطه‌ای بترس که شیطانی‌ات کنند

انشاءالله همه ما زیر سایه مهربانی‌ها و الطاف خدای بزرگ از شیطان دور باشیم، امروز صفحه 285 قرآن کریم، آیات سوره مبارکه اسراء را تلاوت خواهیم کرد.

«يا وَيْلَتى‏ لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلًا «28» لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِي وَ كانَ الشَّيْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولًا «29» وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى‏ عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً «29» إِنَّ رَبَّكَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ إِنَّهُ كانَ بِعِبادِهِ خَبِيراً بَصِيراً «30» وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِيَّاكُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ كانَ خِطْأً كَبِيراً «31» وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى‏ إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِيلًا «32» وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً «33» وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُلًا «34» وَ أَوْفُوا الْكَيْلَ إِذا كِلْتُمْ وَ زِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا «35» وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا «36» وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّكَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَ لَنْ تَبْلُغَ الْجِبالَ طُولًا «37» كُلُّ ذلِكَ كانَ سَيِّئُهُ عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهاً»

ترجمه آیات: اى واى بر من! كاش فلانى را دوست خود نمى‏گرفتم. و نه دست خود را به گردنت بسته بدار (كه هيچ انفاقى نكنى) و نه آن را كاملًا باز گذار كه (چيزى براى خودت نماند و) سرزنش شده و حسرت خورده (به كنجى) نشينى. همانا پروردگارت براى هر كس بخواهد، روزى را گشاده يا تنگ مى‏سازد، همانا او نسبت به بندگانش آگاه و بيناست. فرزندان خود را از بيم تنگدستى نكشيد. اين ما هستيم كه آنان و شما را روزى مى‏دهيم. يقيناً كشتن آنان گناهى است بزرگ! به زنا نزديك نشويد، كه كار زشت و راه بدى است. وكسى را كه خداوند، (قتل او را) حرام كرده است نكشيد، مگر به حقّ. وهر كس مظلوم كشته شود، قطعاً براى ولىّ او تسلّط (و اختيار ديه يا قصاص) قرار داده‏ايم، پس نبايد در كشتن (و قصاص) زياده‏روى كند، چرا كه آن (ستمديده به طور عادلانه) يارى و حمايت شده است. و به مال يتيم، جز به بهترين راه (كه به نفع يتيم باشد) نزديك نشويد، تا آنكه به حدّ بلوغ ورشدش برسد. (كه آنگاه اموالش را به او بر مى‏گردانيد) و به پيمان وفا كنيد، كه (در قيامت) از عهد و پيمان سؤال خواهد شد. و چون با پيمانه داد وستد كنيد، پيمانه را تمام دهيد و با ترازوى درست وزن كنيد، كه اين بهتر و سرانجامش نيكوتر است. و از آنچه به آن علم ندارى پيروى مكن، چون گوش و چشم و دل، همه‏ى اينها مورد بازخواست قرار خواهد گرفت. و در زمين با تكبّر و سرمستى راه مرو، قطعاً تو زمين را نخواهى شكافت و در بلندى به كوه‏هانخواهى رسيد. همه‏ى اينها، گناهش نزد پروردگارت ناپسند است.

شریعتی: چقدر خوب است ثواب تلاوت آیات امروز را هدیه کنیم به همه جانباختگان سانحه‌ی هوایی و برای بازماندگانشان آرزوی صبر و اجر کنیم. امشب در حرم حضرت معصومه و در حرم امام حسن مجتبی تهران مراسمی برگزار است، فردا شب هم مسجد دانشگاه امام صادق(ع) برای یادبود این جانباختگان مراسمی برپا خواهد شد.

حاج آقای حسینی قمی: در مورد مسأله‌ی سیل هم شماره حسابی اعلام کردند، هرکس هرجایی می‌تواند کمک بکند. مسأله امدادرسانی را جدی بگیرید. در کتاب آموزگار فقاهت خواندم، چون در طول تاریخ داشتیم مراجعی که وقتی سیل و بلایای طبیعی می‌آمد همه زندگی‌شان را وقف خدمت رسانی به مردم می‌کردند. قم وقتی زلزله آمد، سیل آمد خانه و بیمارستان ساختند. مرحوم آیت الله العظمی داماد نقل کردند که یک شب زمستانی غذای ایشان را روی کرسی می‌گذارند تا غذا را می‌گذارند، زنگ در را می‌زنند، کسی می‌گوید: خانم من مریض است و پول ندارم دکتر ببرم. شیخ خانمش را صدا می‌زند و می‌گوید: من دست به این غذا نمی‌زنم، تو امشب با خانم این آقا دکتر برو و به من خبر بده تا من بتوانم این غذا را بخورم. در حالات شیخ غلامرضای یزدی دروغ نیست. 27 بار خانه ملکی‌اش را فروخت و به فقرا داد. مردم با خبر می‌شدند و دوباره خانه را برای آقا می‌خریدند. آیت الله العظمی داماد شاگرد ایشان بود. برای همه کسانی که جان خودشان را در حادثه هوایی از دست دادند یک حمد و سه قل هو الله هدیه کنیم.

شریعتی: در کانال برنامه راه‌های مشارکت برای کمک به مردم سیل زده را قرار دادیم، می‌توانید مراجعه کنید.

«والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»