main logo of samtekhoda

98-10-17-حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی– سیری در نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین(ویژگی‌های مالک اشتر و سردار سلیمانی)


برنامه سمت خدا

موضوع برنامه: سیری در نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین (ویژگی‌های مالک اشتر و سردار سلیمانی)

كارشناس: حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی

تاريخ پخش: 17- 10-98

شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

بال پر سوختگان تاول خود را برداشت *** روضه‌خوان، گریه کنان، مقتل خود را برداشت

شهر می‌رفت که در ظلمت خود غرق شود *** کشتی راه خدا مشعل خود را برداشت

خوش به حال لب شمشیر شهادت طلبی *** که در این آمد و شد صیقل خود را برداشت

کربلا قصه‌ی امروز من و توست رفیق *** کربلا ماضی و مستقبل خود را برداشت

نو عروسی است شهادت که شب حجله فقط *** یک نظر چاقد مخمل خود را برداشت

حاج قاسم به رفیقان شهیدش پیوست *** گام دوم قدم اول خود را برداشت

سلام می‌کنیم به حاج قاسم سلیمانی، سلام می‌کنیم ابو مهدی المهندس و همه شهدای واقعه تروریستی که این روزها همه ایران در تب و تاب این التهاب سخت می‌سوزد. سلام می‌کنیم به همه مردم غیور و عزادار ایران اسلامی، این روزها که هطر نام و یاد حاج قاسم عزیز و همرزمانش فضای ایران را پر کرده و تمام مردم ایران و مردم آزادیخواه و صلح طلب دنیا در این عزا داغدار و محزون هستند. حاج آقای حسینی قمی سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید.

حاج آقای حسینی قمی: سلام علیکم و رحمة الله، عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت همه بینندگان عزیز دارم. عرض تبریک و تسلیت دارم. به حق باید گفت بعد از ارتحال امام(ره) سخت‌ترین خبری بود که مردم شنیدند و بالاترین تشییع جنازه‌ای بود که بعد از ارتحال امام در کشور دیدیم و این خودش یکی از مصادیق انتقام الهی است، حضور مردم که خواری است بر چشم دشمنان. قرآن کریم می‌فرماید: «إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهاد» ما پیامبران و مؤمنین را در دنیا و قیامت یاری می‌کنیم. یکی از مفسرین اهل سنت در تفسیر فی ضلال می‌گوید: اگر شما سؤال کنید خدا کجا در دنیا انبیاء و اولیاء را یاری کرده است، این همه انبیاء را کشتند و پیامبران را قطعه قطعه کردند و سیدالشهداء را سر بریدند، اتفاقاً می‌گوید: من مثالم به امام حسین(ع) است. می‌گوید: اگر امام حسین هزار سال عمر می‌کرد نمی‌توانست پیامی که با شهادت خود به دنیا رساند را برساند. دقیقاً همین نصرت الهی شامل این سردار سرافراز ما شد. چقدر باید ایشان تلاش می‌کرد تا اینطور ندای مظلومیتشان را به عالم برسانند. حاج قاسم چقدر باید جلسه می‌گرفت و توجیه می‌کرد، نمایندگان مجلس عراق را که تصویب کنید اخراج آمریکایی‌ها و خارجی‌ها را، با خونش این کار را کرد. این مفسر اهل سنت می‌گوید: اگر سیدالشهداء هزار سال عمر می‌کرد کاری که با شهادتش انجام شد با حیاتش انجام نمی‌شد. پس وعده خدا تحقق پیدا کرده است. «إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهاد» خدا وعده داده که ما مؤمنین را در دنیا یاری می‌کنیم.

خانواده‌های این شهیدان یادشان باشد که خدا می‌گوید: من در دنیا یاری می‌کنم. چه چیز می‌توانست این موج خروشان که در شهرهای تهران و قم و مشهد و خوزستان، همه شهرهای ایران راه بیاندازد. از بعد شهادت ما نگران این شهدای بزرگوار نیستیم و باید نگران خودمان باشیم که چند روز دیگر با یک مرگ طبیعی از دنیا می‌رویم. چند نفر برای تشییع جنازه ما بیایند، آن هم از روی رودروایسی، ما باید دلمان به حال خودمان بسوزد. این مرگ غصه دارد نه این شهادت. در قصه شهادت شهدای هفت تیر و یارانشان دیدید که برکت شهادت این بزرگوار این بود که بساط منافقین از کشور جمع شد و امروز از خدا می‌خواهیم در برابر این شهادت، جمع شدن بساط کفر استکبار از منطقه هست. گفتم: شهید سردار سپهبد قاسم سلیمانی برای شهادت عجله داشت. سید حسن نصرالله در سخنرانی‌شان فرمود: اول سال میلادی پیش من آمد، گفتم: سال نو با دیدار شما شروع شد و چه سال خوبی است. گفت: بساط شهادت شروع می‌شود و ما شهید نشدیم. این بالاترین پاداشی بود که خداوند می‌توانست به یک انسان مجاهد فی سبیل الله عطا کند و در چنین ایامی و با این شهادت و تجلیل باشد، در آستانه‌ی فاطمیه حضرت زهرا، ایشان در کرمان بیت الزهرا داشتند و علاقه شدیدی به حضرت زهرا داشتند و روضه برپا می‌کردند. مردم ما امسال در مجالس فاطمیه شرکت می‌کنند و یاد این سردار بزرگوار هستند. پنجشنبه و جمعه و شنبه، سه روز فاطمیه اول هست که پنجشنبه روز شهادت حضرت زهرا است. «حنیاً له»

شریعتی:

گمان مکن که به پایان رسید کار مغان *** هزار باده نا خورده در رگ تاک است

این روزها زیاد می‌شنویم که حاج قاسم سلیمانی را به مالک اشتر امیرالمؤمنین تشبیه می‌کنند. نکته‌های ناب شما را خواهیم شنید.

حاج آقای حسینی قمی: آنچه از امیرالمؤمنین می‌خوانیم و به روح این شهدا هدیه می‌کنیم، این روزها زیاد شنیدیم که حاج قاسم سلیمانی را به مالک اشتر زمان تشبیه می‌کنند. چند فراز از کلمات امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه در مورد مالک می‌خوانم. جمله اول در نامه 38 است که حضرت به مردم مصر نامه نوشتند که مالک را نزد شما می‌فرستم «بَعَثْتُ إِلَيْكُمْ عَبْداً مِنْ‏ عِبَادِ اللَّهِ» بالاترین افتخار یکی از بندگان خدا را در نماز اولین افتخاری که برای پیامبر ذکر می‌کنیم «اشهد ان محمداً عبده و رسوله»، «لَا يَنَامُ أَيَّامَ الْخَوْفِ وَ لَا يَنْكُلُ‏ عَنِ الْأَعْدَاءِ سَاعَاتِ الرَّوْعِ» مالکی را می‌فرستم که آرامش ندارد، خواب ندارد. پشت به دشمن نمی‌کند. «أَشَدَّ عَلَى الْفُجَّارِ مِنْ حَرِيقِ النَّارِ» از شعله آتش بر کفار سخت‌تر و تندتر و مؤثرتر هست. «وَ هُوَ مَالِكُ بْنُ الْحَارِثِ أَخُو مَذْحِجٍ‏ فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِيعُوا أَمْرَهُ» حرفش را بشنوید و مطیع او باشید. «فِيمَا طَابَقَ الْحَقَّ» با همه عظمتی که مالک دارد، می‌دانید حساب معصوم جداست، معصوم مالک را می‌فرستد و مالک هم در بست مطیع امیرالمؤمنین است. حضرت می‌فرماید: از او اطاعت کنید، تا جایی که فرمانش با حق هماهنگ است. «فَإِنَّهُ سَيْفٌ مِنْ سُيُوفِ اللَّهِ» مالک من شمشیری است از شمشیرهای الهی «لَا كَلِيلُ‏ الظُّبَةِ وَ لَا نَابِي‏ الضَّرِيبَةِ» کند نمی‌شود و ضربه‌اش بی تأثیر نیست. «فَإِنْ أَمَرَكُمْ أَنْ تَنْفِرُوا فَانْفِرُوا وَ إِنْ أَمَرَكُمْ أَنْ تُقِيمُوا فَأَقِيمُوا» هرجا گفت کوچ کنید، حرکت کنید و هرجا گفت: بمانید، بمانید. «فَإِنَّهُ لَا يُقْدِمُ وَ لَا يُحْجِمُ وَ لَا يُؤَخِّرُ وَ لَا يُقَدِّمُ إِلَّا عَنْ أَمْرِي» هر قدمی که برمی‌دارد و هرکاری می‌کند هماهنگ با من است. انسان می‌تواند در اوج به جایی برسد و ولی خدا در موردش اینطور بگوید. «وَ قَدْ آثَرْتُكُمْ بِهِ عَلَى نَفْسِي» مالک برای خودم بود و نمی‌خواستم به شما بدهم، ایثار کردم مالک را به شما دادم. «لِنَصِيحَتِهِ لَكُمْ وَ شِدَّةِ شَكِيمَتِهِ‏ عَلَى عَدُوِّكُم‏» مالک من خیرخواه شما بود و در برابر دشمن سخت‌گیر بود. این جمله امیرالمؤمنین در نامه 38 نهج‌البلاغه بود.

در بخش حکمت‌ها، حکمت 442 حضرت اینطور می‌فرمایند. سردار سرافراز ما همه این ویژگی‌ها را داشت. آسایش نداشت و هر قدمی برمی‌داشت به اذن فرماندهی کل قوا بود. رهبری ما ایثار کرد که این افسر دلاور را برای یک جهاد بین المللی داد. قدم به قدم یمن و سوریه و لبنان و عراق او را می‌شناسد. حضرت جمله‌ای در حکمت 442 نهج‌البلاغه دارد که بعد از شهادت مالک است. وقتی خبر شهادت مالک رسید، حضرت فرمود: «لَوْ كَانَ جَبَلًا لَكَانَ فِنْداً وَ لَوْ كَانَ حَجَراً لَكَانَ صَلْدا» اگر به کوه تشبیه‌اش کنم، کوه تک دومی نداشت. اگر به سنگ تشبیه کنم نفوذ ناپذیر بود. «لَا يَرْتَقِيهِ الْحَافِرُ وَ لَا يُوفِي عَلَيْهِ‏ الطَّائِر» هیچ پرنده‌ای بر اوج قله فکر او نمی‌توانست پرواز کند و روی این کوه قدم بردارد. شیخ مفید مقداری مفصل‌تر این را نقل کردند. وقتی خبر شهادت مالک به امیرالمؤمنین رسید، فرمود: به ملاقات خدا رفت، خدا مزد مالک را بدهد. زنان عالم دیگر نمی‌توانند مثل مالک را برای من تربیت کنند. ولی خدا، حجت خدا، امیرمؤمنان قسم جلاله می‌خورند که بعد از مالک کسی مانند او را پیدا نمی‌کنم. حضرت مدتی گریه می‌کردند و شدید بود. وقتی خبر شهادت مالک به معاویه رسید، شیخ مفید این قصه را نقل کرده است. معاویه گفت: علی دو دست داشت. یک دستش را در جنگ صفین قطع کردیم و یک دستش را امروز قطع کردیم. مالک در مسیر مصر توسط کسی که از طرف معاویه مأمور بود ترور شد و به شهادت رسید. دست صفین او عمار یاسر بود و یکی هم مالک بود.

در نامه 13 نهج البلاغه که مفصل است، حضرت لشگری را اعزام می‌کنند که فرمانده مالک است. حضرت فرمود: مالک را فرمانده لشگر قرار دادم، از او اطاعت کنید. مالک را سپر و زره لشگر قرار بدهید. یکی از شارحین نهج‌البلاغه تعبیر قشنگی دارد، می‌گوید: مالک به جایی رسید که در یک لشگر یک تنه سپر و زره لشگر شد. انصافاً سردار ما یک تنه سپر و زره امتی بود و در کشورهای مختلف بود. در نامه 53 نهج‌البلاغه که نامه‌ای است که عهدنامه مالک اشتر است. عهدنامه مالک اشتر وقتی تمام می‌شود امیرالمؤمنین به مالک خطاب می‌کند، مالک من از خدا تقاضایی دارم «وَ أَنَا أَسْأَلُ اللَّهَ بِسَعَةِ رَحْمَتِهِ‏ وَ عَظِيمِ‏ قُدْرَتِهِ» خدایی که رحمتش خیلی گسترده است. «أَنْ يَخْتِمَ لِي وَ لَكَ بِالسَّعَادَةِ وَ الشَّهَادَةِ» مالک از خدا خواستم پایان من و پایان تو به شهادت ختم شود. یعنی اگر غیر از این مدل شهادت بود ما در این مقام و عظمت این بزرگوار به این درجه نمی‌رسیدیم. امیرالمؤمنین برای مالک اشتر دعا کردند. ابن ابی الحدید عبارتی ذیل نامه 13 نهج البلاغه دارد. می‌گوید: «أنّه كان فارسا شجاعا رئيسا من‏ أكابر الشيعة و عظمائها شديد التحقّق بولاء أمير المؤمنين عليه السّلام و نصره» در تعلقش نسبت به امیرالمؤمنین هیچکس به پای مالک نمی‌رسید.

کسی در حضور رسول خدا دعا می‌کرد، یک دعای مخصوص، در دعاها یک حاجتی از خدا می‌خواهیم، گفت: خدایا خودت نگاه کن، خلق اول و آخر از تو چه خواستند، بهترین دعاهای خلق اول و آخر را به من بده. رسول خدا شنید و فرمود: فهمیدی از خدا چه خواستی؟ گفت: نه من به خدا واگذار کردم. فرمود: اگر این دعایت مستجاب شود، خون تو در راه خدا ریخته خواهد شد. یعنی کسانی که به شهادت رسیدند بهترین دعای خلق اول و آخر، از آدم تا خاتم هرکس هرچه از خدا خواسته گل سر سبد حوائج شهادت در راه خدا بوده است. این روزها در رسانه و فضای مجازی زیاد دیدم که به ابعاد نظامی و خدمات ایشان پرداختند. بعد دیگری که شاید کمتر توجه شد بعد اخلاقی و معنوی و عرفانی این بزرگوار است. مقام عرفانی و معنوی این بزرگوار الآن تحت الشعاع مقام نظامی‌اش قرار گرفته است. یکی اخلاص این بزرگوار است. یکبار ایشان حاضر شد یک مصاحبه مفصل داشته باشد که با زحمت راضی شد. یکبار در حرفش من نیست. من گفتم و من رفتم، من عامل موفقیت شدم. «مَنْ أَصْعَدَ إِلَى اللَّهِ خَالِصَ‏ عِبَادَتِهِ‏، أَهْبَطَ اللَّهُ [إِلَيْهِ‏] أَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ» اگر کسی عبادت خالصانه به آسمان‌ها فرستاد خداوند بهترین مصلحت او را برایش نازل می‌کند. چقدر خالصانه زندگی کرد و خدا چطور از او قدردانی کرد.

یکی از اعضای دفتر امام(ره) می‌گوید که من سالها با امام بودم، یک روز امام (ره) فرمودند: همه مردم یک درجه‌ای از هوای نفس دارند. ولو عبادت می‌کنند ولی در عین حال هوای نفس دارند. مدتی گذشت، از امام شنیدم که فرمودند: استاد ما مرحوم شیخ عبدالکریم حائری(ره) هیچ هوای نفسی نداشت. گفتم: آقا، یادتان رفت چند روز پیش گفتید: همه مردم یک رگه‌هایی از هوای نفس دارند؟ فرمود: این را تو نمی‌فهمی! انسان می‌تواند در اوج به جایی برسد که امام شود، سردار قاسم سلیمانی شود. یکبار من در حرف‌هایش نبود و هیچ هوای نفسی در وجودش نبود. سردار سرافراز گفت: روی سنگ مزارم بنویسید: سرباز! در این فضایی که قرار داریم موقعیت خوبی است به خودمان تلنگر بزنیم. هرکس هرکاری می‌کند برای خدا باشد.

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن *** که خواجه خود ره و رسم بنده پروری داند

تو خالصانه بیا خدا بلد است، خدا چطور تجلیل کرد. یک انتقام همین مراسم و تجلیل بود. اینها از حضور و همراهی مردم می‌ترسند. تو وصیت کن که روی قبرت بنویسند سرباز سلیمانی! ما می‌دانیم چطور از تو تجلیل کنیم. تو یمن رفتی، سوریه و عراق رفتی، یمن رفتی، چیزی نگو. ما بلدیم چطور خدمت شما را بزرگ کنیم و به عرش برسانیم.

چرا ایشان فرمود: مرا اینجا دفن کنید؟ ایشان می‌فرماید: در عملیات کربلای پنج ما قبل از عملیات دو نفر را فرستادیم بررسی اطلاعات عملیات و برگردند. از آب که عبور کردند، یکی دو روز گذشت و نیامدند. نگران شدیم. یک نوجوانی در لشگر ما بود برای کرمان، پدرش فرهنگی و مادرش فرهنگی بود. نزد من آمد و گفت: آقای سلیمانی فردا شب جنازه این دو جوان می‌آید، یکی شهید اکبر موسی پور و یکی شهید صادقی! گفتم: از کجا خبر داری؟ گفت: حسین پسر غلامحسین به تو می‌گوید، ایشان وصیت کردند که مرا کنار این نوجوان شهید دفن کنید. این جوان به مقاماتی رسید که اولیای خدا بعد از هفتاد سال به این مقام می‌رسند. جناب سلیمانی این مسیر را اینطور رفت. راهی که مرحوم آیت الله بهجت و آیت الله سید علی آقای قاضی، راهی که اولیای خدا هفتاد سال طی کردند این شهید سرافراز ما در زندگی طی کرد. روزهای آخر سال گذشته کفنش را محضر مراجع در قم برده که امضاء کنید. الآن تمام آسمانیان برای طهارت و خوبی این مرد بزرگ شهادت می‌دهند. این نوجوان پیش من آمد گفت: اینها فردا برمی‌گردند. فردا دیدم جنازه‌ی این بزرگوار شهید اکبر موسی پور و شهید صادقی برگشت. سراغ این نوجوان رفتم، گفتم: از کجا خبر داشتی؟ ما فرمانده این عملیات هستیم. گفت: من دیشب اینها را خواب دیدم. دیشب شهید اکبر موسی پور را خواب دیدم. به من گفت: می‌دانی چرا این به خواب من آمد و دیگری نیامد؟ چون او نماز شبش ترک نمی‌شد. هم ازدواج کرده بود و هم نماز شبش ترک نمی‌شد. یعنی اینها یافته بودند، که هرچه می‌خواهید در نماز شب است. این بعد معنوی و اخلاص و عبودیت ایشان گفتنی است.

فرمودند: در جنگ 33 روزه لبنان روز 28 به بعد نگران شدیم و گفتیم: شکست می‌خوریم. یکی از رزمندگان صدیقه طاهره را خواب دید. رفت خودش را روی پاهای حضرت زهرا بیاندازد، گفت: چرا به فریاد ما نمی‌رسید؟ حضرت زهرا فرمودند: همه چیز درست می‌شود. این رزمنده گفت: ما شکست می‌خوریم، کم آوردیم. شهید قاسم سلیمانی فرمودند که این رزمنده در عالم رؤیا دید صدیقه طاهره(س) از زیر مقنعه خود یک دستمالی بیرون آوردند و یک حرکت دادند و فرمودند: تمام شد. این رزمنده می‌گوید: من از خواب بیدار شدم. خبر دادند هلی کوپتر صهیونیست‌ها سقوط کرد و سقوط این هلی کوپتر همان و پایان جنگ سی و سه روز همان بود. بعدها یکی از وزرای کشورهای منطقه به من گفتند: بعد از سقوط این هلی کوپتر جان بولتون ملعون مرا پیدا کرد و گفت: هر شرطی در مذاکره دارند می‌پذیریم و جنگ را تمام کنید! اگر سردار سلیمانی توانست همه جا فاتح میدان نبرد باشد با ارتباطش با اهل‌بیت، ارتباطش با صدیقه طاهره(س) بود، با ارادت ویژه‌ای که به حضرت زهرا داشت، با اخلاصش بود، ارتباطی که با نوجوان سیزده ساله داشت، راهی که اولیای خدا و عرفا و صاحبان مقامات بعد از هفتاد هشتاد سال می‌رسند، سردار سلیمانی به سرعت طی کرد.

شریعتی: این ایام که مراسم تشییع پیکر حاک قاسم سلیمانی را در کربلا، نجف و مشهد، تهران دیدم احساس کردم یک فرصت برای تفکر ماست و خدا قله‌ای را نشان می‌دهد که ببیند فاصله ما چقدر زیاد است.

حاج آقای حسینی قمی: اینهایی که از رسانه می‌بینند می‌گویند: این تشییع چطور بود؟ چطور خداوند اینقدر عزت به ایشان داد؟ چه کرده است؟ در تاریخ عالم بگردید کجا برای یک فرمانده چنین کاری کردند؟ ایران قیامت شد. فقط اخلاص و خداباوری ایشان است. ایامی که ایشان در سوریه بودند در خانه‌ای که محل خودشان بود برای عملیات، کار که تمام می‌شود به صاحبخانه نامه می‌نویسند که ما مجبور شدیم از خانه تو به عنوان مقر عملیات استفاده کنیم، اگر خسارتی زدیم و مشکلی ایجاد شد با من تماس بگیرید که دین شما را بدهم و بدهکار شما نباشم. فرمانده جنگ که مقاومت  را در چند کشور زنده می‌کند، به صاحب خانه که اهل سنت است نامه می‌نویسد که بدهکار شما نباشم. فکر روز قبر و قیامتش است، به فکر کفنش هست، فکر خدا هست، فکر اخلاصش هست، فکر نماز شبش هست که هیچوقت نماز شبش ترک نمی‌شد. از ویژگی‌های مهم سردار این بود که در بحث‌های سیاسی وارد بازی‌های سیاسی و جناحی نشد و تابع حق بود. یک نمونه از ایشان سراغ نداریم! آدم سیاستمدار بود ولی در بازی‌های سیاسی وارد نشد. این حرکت عمومی و قیامتی که در ایران پیدا شد، مجموعه خصال و عرفانی و معنوی این بزرگوار زمینه‌ساز این حرکت نظامی است.

شریعتی: انشاءالله ما هم بتوانیم خودمان را نزدیک کنیم، جای خالی ایشان با هیچ چیز پر نمی‌شود. حافظ می‌گوید:

آدمی در عالم خاکی نمی‌آید بدست *** عالمی از نو بباید ساخت وز نو آدمی

همانطور که در حیاتشان منشأ خدمات فراوان بودند، شهادتشان هم یک برکت عظیمی ایجاد کرد و انشاءالله همه ما قدردان باشیم. امروز صفحه 279 قرآن کریم را تلاوت خواهیم کرد و ثواب تلاوت این آیات را به روح سردار شهید قاسم سلیمانی و یاران شهیدشان هدیه می‌کنیم. بار دیگر به خانواده محترم ایشان و مردم نازنین ایران به خصوص مردم کرمان تسلیت می‌گوییم.

«وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌ‏ مُبِينٌ‏ «103» إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِآياتِ اللَّهِ لا يَهْدِيهِمُ اللَّهُ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ «104» إِنَّما يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْكاذِبُونَ «105» مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ وَ لكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ «106» ذلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَياةَ الدُّنْيا عَلَى الْآخِرَةِ وَ أَنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ «107» أُولئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ وَ سَمْعِهِمْ وَ أَبْصارِهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ «108» لا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الْآخِرَةِ هُمُ الْخاسِرُونَ «109» ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هاجَرُوا مِنْ بَعْدِ ما فُتِنُوا ثُمَّ جاهَدُوا وَ صَبَرُوا إِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِها لَغَفُورٌ رَحِيمٌ»

ترجمه آیات: و البتّه ما مى‏دانيم كه مخالفان تو مى‏گويند: جز اين نيست كه بشرى آن (قرآن) را به او مى‏آموزد. (اينگونه نيست، زيرا) زبان كسى را كه (اين قرآن را) به او نسبت مى‏دهند غير عربى ونارساست، در حالى كه اين (قرآن) زبان عربى روشن است. همانا كسانى‏كه به آيات خداوند ايمان نمى‏آورند، خداوند آنان را هدايت نمى‏كند و برايشان عذابى دردناك است. جز اين نيست كه دروغ را تنها كسانى مى‏سازند كه آيات خدا را باور ندارند و آنان خود دروغگويانند، (نه پيامبرى كه با تمام وجود به خدا ايمان دارد) كسى‏كه بعد از ايمان به خدا كافر (و مرتد) شود، نه آنكه او را به زور وادار كرده‏اند (كه با زبان اظهار كفر كند) در حالى كه قلبش به ايمان خويش مطمئن است، بلكه كسى كه سينه به روى كفر بگشايد (و بعد از ايمان با شادى به استقبال كفر برود) پس بر آنان از طرف خداوند غضبى است و برايشان عذابى بزرگ است. آن (قهر الهى) بخاطر آن است كه آنان زندگى دنيا را بر آخرت برگزيدند، و قطعاً خداوند گروه كافران را هدايت نمى‏كند. آنانند كسانى‏اند كه خداوند بر دلها و گوش و چشمانشان، مُهر نهاده است و آنان همان غافلانند. شك نيست كه آنان حتماً در آخرت همان زيانكارانند. پس قطعاً پروردگار تو براى كسانى كه پس سختى‏ها (يى كه از كفّار ديدند براى حفظ آيين يا توبه) هجرت كرده وبه جهاد برخاسته وپايدارى نمودند، همانا پروردگارت از آن پس قطعاً آمرزنده مهربان است.

شریعتی: امروز با حاج آقای حسینی قمی با نگاهی به نهج‌البلاغه، با توجه به شباهت‌هایی که بین سردار سلیمانی و مالک اشتر در زمان امیرالمومنین وجود دارد صحبت کردیم. نکات خوبی را شنیدیم. نکات پایانی شما را خواهیم شنید.

حاج آقای حسینی قمی: ما همه دوست داریم به این شهدای بزرگوار تقرب پیدا کنیم. یکی از بهترین راه‌های ارتباطی این است که شب خاکسپاری این شهدای بزرگوار نماز شب لیله الدفن یادمان نرود. مرحوم ملا حسین قلی همدانی (ره) که قبرشان در صحن سیدالشهداء روبروی قتلگاه است. وقتی از دنیا رفتند، در عالم رؤیا از ایشان پرسیده بودند: چه کردید؟ ایشان فرموده بود: آن نمازهای لیلة الدفنی که برای همه می‌خواندم به دادم رسید. کسی خدمت آیت الله بهجت رسید، گفته بود: یک دستوری بدهید. ایشان فرموده بود: عمل نمی‌کنید. اصرار کرده بود که انجام می‌دهم. ایشان فرمود: از فردا شب یک نماز لیلة الدفن بخوان. گفت: برای چه کسی بخوانم؟ فرمود: برای هر مؤمنی که امروز از دنیا رفته است. بعد از مدتی این آقا را دیدم و گفتم: خواندی؟ گفت: یک شب هم نخواندم! اینکه انسان به یاد درگذشتگان و مؤمنین نماز لیلة الدفن بخواند. دو رکعت مانند نماز صبح است، رکعت اول بعد از حمد آیت الکرسی، رکعت دوم بعد از حمد ده مرتبه «انا انزلنا» بخوانند. چند میلیون نماز لیلة الدفن قطعاً در ترفیع مقامات اینها تأثیرگذار است. بعد از سلام نماز هم این جمله را بگوید: من هدیه کردم به این شهید بزرگوار همراه نام پدر، هدیه کردم به روح سردار شهید قاسم سلیمانی فرزند حسن. شهید ابوالمهدی که یار صمیمی با سردار سلیمانی بودند و شهدای دیگر. ما با این کار خودمان را وصل می‌کنیم، برای هر شهیدی یک نماز باید بخوانیم.

شریعتی: این هفته قرار گذاشتیم از شخصیت جناب فضّه بشنویم. فضّه در لغت به معنی نقره است. خدا رحمت کند مرحوم آیت الله غروی اصفهانی، ایشان تخلصش مفتقر بود.

مفتقرا متاب روی از در او به هیچ سوی *** زان که مس وجود را فضّه‌ی او طلا کند

حاج آقای حسینی قمی: خدا رحمت کند مرحوم محدث قمی(ره) کتابی دارند به نام بیت الاحزان که زندگانی حضرت زهرا(س) است. ایشان در این کتاب می‌نویسد فضه‌ی خادمه بیست سال حرف معمولی و عادی‌اش قرآن بود. هرچه از او سؤال می‌کردند یک آیه می‌خواند و با آن آیه جواب می‌داد. آنقدر با قرآن مأنوس بود. کسی که کنیز صدیقه طاهره (س) باشد، در خطبه فدکیه بیش از پنجاه آیه قرآن حضرت آوردند که یا مستقیم خواندند و یا کلماتشان استناد به آیات داشته است. روزی یکی دو صفحه قرآن بخوانیم. آخرین باری که ختم قرآن داشتیم کی بود؟

شریعتی:

در فاطمیه بود که ما سینه زن شدیم *** از این در آمدیم که درمانمان کنی

حاج آقای حسینی قمی: خدایا تو را به حق محمد و آل محمد قسم می‌دهیم، به حق این عزتی که به سردار سرافراز ما و شهدای همراهشان عنایت کردی، ذره‌ای از این اخلاص سردار سرافراز و این شهدا در زندگی ما قرار بده. خدایا این سردار سرافراز را با علمدار کربلا و قمر بنی هاشم و اربابشان سیدالشهداء محشور بگردان. ما را مشمول شفاعتشان قرار بده. به ما توفیق تداوم راهشان عنایت بفرما. به حق صدیقه طاهره آثار و برکات خون این شهدای بزگوار را هرچه زودتر در حد کمال به همه ما ارائه بفرما.

شریعتی: السلام علیک یا أباعبدالله...

«والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»