main logo of samtekhoda

98-10-09-حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی-شرح خطبه دوم نهج البلاغه


برنامه سمت خدا

موضوع برنامه: سیری در نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین (خطبه دوم)

كارشناس: حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی

تاريخ پخش: 09- 10-98

شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

با دشمن خویشیم دمادم در جنگ *** او با دم تیغ آمده و با دل تنگ

ما رود مدامیم بگویید به تیغ *** ما شیشه عطریم بگویید به سنگ

سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم، بیننده‌های خوب و گرانقدرمان، آنهایی که در این سالها همراه ما هستند. حاج آقای حسینی قمی سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید.

حاج آقای حسینی قمی: سلام علیکم و رحمة الله، عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت همه بینندگان عزیز دارم.

شریعتی: امروز سالروز حماسه نهم دی است که این روز را گرامی می‌داریم و انشاءالله بتوانیم در راستای آرمان‌های انقلاب اسلامی گام برداریم. بحث امروز شما را خواهیم شنید.

حاج آقای حسینی قمی: بسم الله الرحمن الرحیم، یک داستانی بگویم که بسیار شنیدنی است. دیروز از یکی از اساتید بزرگوار شنیدم، فرمودند: نجف خدمت آیت الله العظمی سیستانی بودم، جمعی آنجا نشسته بودند. سؤال کردم: شما در ایامی که امام ایران بودند، سر درس امام شرکت کردید؟ تا گفتم امام، ایشان فرمودند: اجازه بدهید اول به احترام نام امام قیام کنیم، بلند شدند قیام کردند و نشستند و فرمودند: شما نمی‌دانید امام چه خدمتی کرده است. ما که اینجا گرفتار صدام بودیم متوجه می‌شویم امام آنجا چطور نقش آفرینی کردند. این ایامی که در اختناق صدام بودیم، رادیو گوچکی داشتم در کتابخانه، بعد از ساعت هشت اخبار که تمام می‌شد و سخنرانی ایشان که پخش می‌شد، گوش می‌کردم. ما امروز حامی و حافظ نظامی هستیم که یک مرجع تقلیدی که امروز در عراق سنگردار در عراق هست و امید همه مردم عراق به ایشان هست در برابر نام امام قیام می‌کنند. شاید ده سال پیش همراه یکی از اساتید محضر آیت الله سیستانی رسیدیم. من یک گوشه نشسته بودم. ایشان مطالبی را بیان کردند، در این چهل دقیقه صحبت شاید چند مرتبه به زهد امام و زندگی زاهدانه امام اشاره کردند. می‌فرمودند: اگر مردم ایران به حرف امام گوش کردند بخاطر زهد و اخلاص امام بود. فرمودند: من پنجاه و شش سال است نجف هستم، مردم عراق و نجف همه می‌دیدند کل زندگی امام این بود که خادمی داشتند صبح به بازار می‌آمد، سبدی در دست داشت، چند سیر گوشت و بادمجان در این سبد می‌گذاشت و می‌برد. کل زندگی امام این بود.

امروز اگر مردم ما پای نظامشان ایستادند، این نظامی است که یک مرجع بزرگوار اینطور به این نظام احترام دارد. چه روزی شما به مردم گفتید به صحنه بیایید و نیامدند؟ مردم از مسئولین گلایه دارند. حیف است این نظام و انقلاب با این عظمت، آنوقت گرفتار مشکلات اقتصادی باشند، سختی‌هایی که امروز هست. فاصله طبقاتی که بین مردم است و شصت میلیون نفر از مردم شایسته سبد حمایتی هستند. حیف است با این نظام و مردم همیشه در صحنه، مردم را گرفتار این مشکلات کنیم. مردم صادق هستند و همیشه در صحنه حضور داشتند. حیف است قدردان این مردم نباشیم. در آستانه انتخابات هستیم، برای رسیدن به مجلس هزینه‌های میلیاردی می‌کنند. نظامی که برآمده از خون شهدا است، انشاءالله قدردان این مردم باشیم.

شریعتی: از خطبه یک نهج‌البلاغه شنیدیم و به خطبه دوم رسیدیم، نکته‌هایی را شنیدیم. بحث امروز شما را خواهیم شنید.

حاج آقای حسینی قمی: به این فراز از خطبه دوم رسیدیم که امیرالمؤمنین فرمود: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ» شهادت به یکانگی پروردگار می‌دهم. «فَإِنَّهَا عَزِيمَةُ الْإِيمَانِ» توحید رکن ایمان است. «وَ فَاتِحَةُ الْإِحْسَانِ‏ وَ مَرْضَاةُ الرَّحْمَنِ وَ مَدْحَرَةُ الشَّيْطَانِ» تمام کارهای ما رکن اصلی‌اش ایمان است. اگر باورهای دینی درست شد، مسائل اعتقادی  و عملی ما درست می‌شود. دریچه احسان ایمان است. اگر من ایمان داشتم حاضر هستم به دیگران احسان کنم و از دیگران دستگیری کنم و درد مردم را درد خودم بدانم.

امیرالمؤمنین در خطبه 53 نهج‌البلاغه، نامه به مالک اشتر تعبیری دارند که چه کسانی حریص و بخیل هستند؟ آنهایی که به خدا بدبین هستند. کلید احسان از ایمان به خدای متعال است. فقط و فقط خدا اثرگذار است. در دعای تحویل سال می‌خوانیم «یا مقلب القلوب و الابصار» ای خدایی که همه دلها دست توست. «لا اله الا الله» دریچه‌ی همه نیکی‌هاست. «وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ» شهادت به رسالت، «أَرْسَلَهُ بِالدِّينِ الْمَشْهُورِ وَ الْعَلَمِ الْمَأْثُورِ وَ الْكِتَابِ الْمَسْطُورِ وَ النُّورِ السَّاطِعِ وَ الضِّيَاءِ اللَّامِعِ وَ الْأَمْرِ الصَّادِعِ» امیرالمؤمنین می‌فرماید: هیچ زمانی نشد که خداوند خلقش را از نبی و پیامبر جدا کند. شیخ صدوق می‌فرماید: قبل از اینکه خدا انسان را بیافریند، اول خلیفه خودش، اول کسی را که آفرید حضرت آدم بود. زمانی نشد که خداوند انسان‌ها را بدون نبی و پیامبر، اول مخلوق پیامبر شده است. کار عمده انبیاء چه بود؟ شکوفایی، عقل و فطرت انسان است. بعضی از فقها وقتی به این موضوع می‌رسند می‌گویند: ما در مسأله توحید جاهل و قاصر نداریم. ولی در داستان اصل خداشناسی ما جاهل و قاصر نداریم، هرکس به فطرتش مراجعه کند شهادت به یگانگی پروردگار می‌دهد. هرچه عقل حکم کند، شرع هم همان را حکم می‌کند. هرچه شر حکم کند عقل هم می‌پذیرد. هرچه شریعت گفت، عقل هم می‌پذیرد. ممکن است شر یک احکامی داشته باشد که عقل ما به مصالحش نرسد و نتواند دریافت کند. امکان ندارد شما یک حکمی در دین پیدا کنی که خلاف عقل باشد.

«وَ النَّاسُ‏ فِي‏ فِتَنٍ» حضرت بیست ویژگی دوران جاهلیت را بیان می‌کنند، در چه شرایطی رسول خدا به رالت مبعوث شدند. مردم در فتنه‌ها بودند، یکوقتی گفتیم که وقتی امیرالمؤمنین به دوران جاهلیت اشاره می‌کنند، می‌گوییم: دورانی بود که «يَغْذُو أَحَدُكُمْ‏ كَلْبَهُ‏، وَ يَقْتُلُ وُلْدَهُ» جاهلیت دورانی بود که طفل شیرخوار را می‌کشتند، ولی به سگشان غذا می‌دادند ولی فرزندش را زنده به گور می‌کرد. اینکه من روزی دو سه ساعت برای سگم وقت بگذارم، ولی برای پدر و مادرت وقت نداشته باشم و خانه سالمندان بگذارم. این جاهلیت مدرن است!  «هُمْ مَوْضِعُ سِرِّهِ وَ لَجَأُ أَمْرِهِ، وَ عَيْبَةُ عِلْمِهِ، وَ مَوْئِلُ‏ حُكْمِهِ وَ كُهُوفُ‏ كُتُبِهِ» حضرت در مورد اهل‌بیت پیامبر توضیح می‌دادند، 1-‏ «هُمْ مَوْضِعُ سِرِّهِ وَ لَجَأُ أَمْرِهِ» اسرار الهی نزد اهل‌بیت بود. یکی از شارحین کافی شریف مرحوم ملاصدرا وقتی به این جمله می‌رسد که رسول خدا فرمود: «إِنَّا مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ نُكَلِّمُ النَّاسَ عَلَى قَدْرِ عُقُولِهِمْ» ما اسراری داریم که نمی‌شود به مردم گفت و به اندازه خرد مردم حرف می‌زنیم. امیرمؤمنان می‌فرمود: من اینقدر علم در سینه‌ام دارم که ای کاش پیدا می‌کردم کسانی که این علوم را دریافت کنند. یکوقتی این حدیث را خواندیم که اگر ابوذر می‌دانست آنچه که سلمان می‌دانست، در برابر سلمان جبهه‌گیری می‌کرد.

حدیث از امام صادق(ع) هست که سه نفر خدمت سیدالشهداء آمدند، گفتند: یک مقدار از اسرار برای ما بگویید. سیدالشهداء(ع) فرمود: شما تحمل ندارید بشنوید. اصرار کردند بگویید. آقا فرمودند: یکی از شما بیاید، اگر این تحمل کرد بعد برای آن دو نفر خواهم گفت. حضرت یکسری مطالب بیان کردند، عقلش از سرش پرید. زمین خورد. مجنون شد و تعادل نداشت. گفتند: حضرت چه گفت؟ گفت: نمی‌توانم توضیح بدهم. این واقعیتی است که اهل‌بیت(ع) داشتند. امیرالمؤمنین به اباذر فرمود: اگر سلمان اسراری که دارد بخواهد به تو بگوید، تو در برابر سلمان جبهه‌گیری خواهی کرد. ملاصدرا مثال زده که شما در این غذاهایی که می‌خورید، همین غذاها را به طفل شیرخوار نمی‌توانی بدهی! به طفل شش ماهه چلوکباب بده، عصاره گوشت بده، دو روز بعد از بین می‌رود و نمی‌تواند هضم کند. ملاصدرا می‌گوید همینطور که در غذای جسم هرکسی می‌تواند غذای خود را صرف کند، غذای روح هم اینطور است. هرکسی نمی‌تواند علومی که دیگران دارند را داشته باشند.

وقتی موسی و خضر با هم راه افتادند، خضر کشتی را سوراخ کرد، وقتی این کار را کرد و کشتی را سوراخ کرد، موسی اعتراض کرد. موسی نبی الله بود. مگر اعتراض نکرد و به خضر گفت: چرا اینها که به ما نان هم ندادند، دیوارشان را ساختی؟ خضر گفت: قول داده بودی حرف نزنی. یعنی اسراری نزد خضر بود که حضرت موسی تحمل نداشت. اگر بین سلمان و ابیذر و مقداد این رابطه هست، امیرالمؤمنین فرمود: اهل‌بیت اسراری داشتند که دیگران برایشان قابل تحمل نیست. «وَ لَجَأُ أَمْرِهِ، وَ عَيْبَةُ عِلْمِهِ، وَ مَوْئِلُ‏ حُكْمِهِ وَ كُهُوفُ‏ كُتُبِهِ» مرجع احکام الهی هستند و پناهگاه کتاب‌های آسمانی هستند. شارحین نهج‌البلاغه گفتند: چطور هرجا کوه باشد، تزلزل نیست. زلزله در مناطقی است که کوه کمتر باشد. کوه میخ‌های زمین هستند. «وَ جِبَالُ دِينِهِ بِهِمْ أَقَامَ انْحِنَاءَ ظَهْرِهِ وَ أَذْهَبَ ارْتِعَادَ فَرَائِصِه‏»

«لَا يُقَاسُ‏ بِآلِ‏ مُحَمَّدٍ ص مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَحَدٌ» احدی از این امت نمی‌شود با اهل‌بیت قیاس کرد. نمی‌شود کسی را با امیرالمؤمنین قیاس کرد. حضرت فرمودند: «وَ لَا يُسَوَّى بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتُهُمْ عَلَيْهِ أَبَدا» نباید بین امیرالمؤمنین و کسانی سر سفره امیرالمؤمنین نشستند یکسان نگاه کرد. در شارحین نهج‌البلاغه ابن ابی الحدید از همه قشنگتر این را توضیح داده است. می‌گوید: معلوم است که آقا به قبلی‌ها کنایه می‌زنند. فکر نکنید علی یک نفر است و آنها یک نفر بودند. حداقل دو نعمت را اشاره می‌کنم. یکی علم و دانش امیرالمؤمنین است. اگر علم و دانش امیرالمؤمنین نبود، دیگران گرفتار بودند. دهها بار در منابع آمده که خلیفه دوم وقتی می‌خواست قضاوتی بکند، می‌گفت: اگر علی به فریاد ما نمی‌رسید نابود شده بودیم. حتی در یک روایت هست که امیرالمؤمنین خودشان سلمان فارسی را در مسجدالنبی گذاشتند و فرمودند: هروقت اینها گرفتار شدند به من بگو. ابن ابی الحدید می‌گوید: امیرالمؤمنین مقدم بر همه بود برای سه چیز، یکی بخاطر پسرعمویش رسول خدا، 2- «بنفسه» خودش 3- و پدرش ابی طالب؛ «فإن من قرأ علوم‏ السير عرف أن الإسلام لو لا أبو طالب لم يكن شيئا مذكورا» اگر کسی تاریخ اسلام را مطالعه کند، می‌داند که اگر ابوطالب پدر امیرالمؤمنان نبود، اسمی از اسلام باقی نمانده بود. می‌گوید: اگر جهاد امیرالمؤمنین نبود...

در بحث جهاد در آیه 154 سوره‌ی آل عمران، قرآن می‌فرماید: در جنگ احد عده‌ای فرار کردند. قرآن سرزنش می‌کند. «إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ» آنهایی که در احد فرار کردند، «إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطانُ» شیطان فریبشان داد. سراغ تفاسیر اهل سنت بروید، مهمترین تفسیر اهل سنت تفسیر کبیر فخر رازی است که اسامی فراری‌ها را آورده است. امیرالمؤمنین در احد ایستاد، آسمان‌ها سکه به نامش زدند «لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار» آنوقت ببینید چه کسانی فرار کردند؟ همه فرار کردند جز سه چهار نفر، یکی امیرمؤمنان است که ایستاده است. ابن ابی الحدید می‌گوید: اینکه امیرالمؤمنین می‌فرماید نباید بین علی و دیگران، بخاطر علم و جهادشان اشاره کرده است. علمشان و جهادشان، علمشان که همه مهمان سفره امیرالمؤمنین بودند و جهادشان، آن روزی که همه فرار می‌کردند، امیرالمؤمنین در صف اول نبرد بود. بعد می‌گوید: اهل‌بیت اساس دین هستند. «هُمْ أَسَاسُ الدِّينِ وَ عِمَادُ الْيَقِينِ إِلَيْهِمْ يَفِي‏ءُ الْغَالِي‏ وَ بِهِمْ‏ يُلْحَقُ‏ التَّالِي» نه غلو، نه افراط و تفریط،‏ اگر کسی می‌خواهد غلو کند نه، باید همین که اهل‌بیت گفتند، خدا رحمت کند مرحوم آیت الله العظمی سید عبدالهادی شیرازی می‌فرمودند: چرا امام هادی زیارت جامعه کبیره را یاد ما دادند؟ ایمان همین مرز است، نه افراط و نه تفریط! «وَ لَهُمْ خَصَائِصُ حَقِّ الْوِلَايَةِ وَ فِيهِمُ الْوَصِيَّةُ وَ الْوِرَاثَةُ» اهل‌بیت هم حق ولایت دارند، هم وصی پیامبر و وارث پیامبر هستند. وارث مقام پیامبر هستند. «الْآنَ إِذْ رَجَعَ الْحَقُّ إِلَى أَهْلِهِ وَ نُقِلَ إِلَى مُنْتَقَلِه» الآن حق به اهلش برگشت.

از ابن ابی الحدید ذیل این خطبه دیدم که می‌گوید: مسلماً امیرالمؤمنین افضل انسان‌هاست. علی بن ابی طالب حق خلافت دارد و از همه مسلمان‌ها او بر حق است. چرا ترک کرد؟ مصلحت نبود حضرت خلیفه شود. چرا مصلحت نبود؟ چون دیگران به امیرالمؤمنین حسادت داشتند، از حضرت کینه داشتند، حضرت مصلحت دانست سکوت کند. عامه مردم حضرت را دوست داشتند و سفارش‌های‏ پیامبر را شنیده بودند. حضرت علی می‌فرماید: من زمان پیامبر مثل پاره تن پیامبر بودم. مثل نگاهی که مردم به ستارگان آسمان داشتند، به من داشتند. کسی با امیرالمؤمنین کینه نداشت جز یک عده کم. ولی آنهایی که در روز آخر حاضر نشدند ایمان بیاورند، آن روزی که ایمان آوردند، دروغ و ظاهری بود. این نگاهی است که مردم به امیرالمؤمنین داشتند.

شریعتی: «الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی بن ابی طالب و الائمة المعصومین» امروز صفحه 271 را تلاوت خواهیم کرد.

«وَ قالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّهُ ما عَبَدْنا مِنْ‏ دُونِهِ‏ مِنْ شَيْ‏ءٍ نَحْنُ وَ لا آباؤُنا وَ لا حَرَّمْنا مِنْ‏ دُونِهِ‏ مِنْ شَيْ‏ءٍ كَذلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ «35» وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ «36» إِنْ تَحْرِصْ عَلى‏ هُداهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ يُضِلُّ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ «37» وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لا يَبْعَثُ اللَّهُ مَنْ يَمُوتُ بَلى‏ وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ «38» لِيُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي يَخْتَلِفُونَ فِيهِ وَ لِيَعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ كانُوا كاذِبِينَ «39» إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْ‏ءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ «40» وَ الَّذِينَ هاجَرُوا فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ لَأَجْرُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ «41» الَّذِينَ صَبَرُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ»

ترجمه آیات: وكسانى ‏كه شرك ورزيدند، گفتند: اگر خدا مى‏خواست نه ما و نه پدرانمان هيچ چيزى را غير از او نمى‏پرستيديم و بدون حكم او هيچ چيزى را حرام نمى‏كرديم. كسانى‏كه پيش از اينان بودند نيز اين‏گونه برخورد مى‏كردند، پس مگر جز ابلاغ روشن، وظيفه ديگرى بر پيامبران است؟ وهمانا ما در ميان هر امّتى پيامبرى را برانگيختيم (تا به مردم بگويند) كه خدا را بپرستيد و از طاغوت (و هر معبودى جز خدا) دورى نماييد، پس گروهى از مردم كسانى هستند كه خداوند هدايتشان كرده و بعضى از آنان گمراهى بر آنان سزاوار است، پس در زمين سير و سفر كنيد، تا ببينيد كه پايان كار تكذيب كنندگان چگونه بوده است؟ (اى پيامبر!) اگرچه بر هدايت آنان حرص مى‏ورزى، امّا (بدان كه) قطعاً خداوند كسى را كه (بخاطر سوء انتخاب وعملش) گمراه كرده هدايت نمى‏كند و براى آنان هيچ ياورى نيست. وبا شديدترين نوع سوگندشان، به خدا سوگند ياد كردند كه هر كس مى‏ميرد خداوند او را برنخواهد انگيخت. آرى (رستاخيز مردگان) وعده حقّى است بر خداوند (وآن را وفا خواهد كرد) وليكن بيشتر مردم نمى‏دانند. (رستاخيز مردگان) براى آن است كه (خداوند) چيزى را كه مردم در آن اختلاف مى‏كنند روشن سازد وكسانى كه كفر ورزيدند بدانند كه آنها خودشان دروغگو بودند، (نه انبيا). (رستاخيز مردگان براى ما كار مهمى نيست، زيرا) هرگاه چيزى را اراده كنيم، همانا گفتار ما براى آن چيز اين است كه به آن مى‏گوييم باش، پس (بى‏درنگ) موجود مى‏شود. وكسانى‏كه پس از آنكه ستم ديدند در راه خدا هجرت كردند، بدون شك ما در همين دنيا جايگاه نيكوئى به آنان خواهيم داد و اگر مى‏دانستند البتّه پاداش آخرت بزرگتر خواهد بود. (آنان) كسانى هستند كه صبر نمودند و بر پروردگارشان توكّل مى‏نمايند.

شریعتی: نکات پایانی شما را خواهیم شنید.

حاج آقای حسینی قمی: حضرت زینب(س) یک همسایه‌ای داشت، می‌گویند: من سالها همسایه‌ی حضرت بودم، در این سالیان سال صدای حضرت را نشنیدم و چهره‌اش را ندیدم. همین بی بی روزی که باید به عرصه میدان می‌آمد و خطبه می‌خواند، در بازار کوفه آمد ولی روزی که لازم نبود می‌گوید: من سالها صدایش را نشنیدم. امروز عمل شما در جامعه چیست؟ متأسفم که باید اشاره کنم به دلیل مشکلات اقتصادی که در جامعه ما هست، ما از مسائل فرهنگی غفلت کردیم. امروز در سریال‌های خانگی چیزهایی می‌بینیم که بسیار بد است. بی حجابی و دیالوگ‌های بد که خجالت آور است. از وزیر محترم ارشاد سؤال می‌کنم که شما برای مجوز کتاب اینقدر سخت می‌گیرید، آنوقت چطور به این سریال‌ها مجوز می‌دهید؟

شریعتی: از چشم یار قامت دلدار دیدنی است *** نام حسین از لب زینب شنیدنی است

«والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»