main logo of samtekhoda

98-10-02-حجت الاسلام والمسلمین فرحزاد-سیری در صحیفه سجادیه امام زین العابدین (ع) (شرح دعای مکارم الاخلاق)


برنامه سمت خدا

موضوع برنامه: سیری در صحیفه سجادیه امام زین العابدین (شرح دعای مکارم الاخلاق)

كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين فرحزاد

تاريخ پخش: 02-10- 98

شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم، بیننده‌های خوب و گرانقدرمان، حاج آقای فرحزاد سلام علیکم و رحمة الله.

حاج آقای فرحزاد: علیکم السلام و رحمة الله. خدمت جنابعالی و بینندگان و شنوندگان عزیز عرض سلام دارم. آرزوی موفقیت برای همه داریم، انشاءالله خدای متعال باران رحمت معنوی و مادی را بر ما بباراند و ما را به اعمالمان مؤاخذه نکند. از این هوای آلوده انشاءالله همه نجات پیدا کنند و نسیم رحمت بر ما سرازیر شود.

شریعتی: امروز هوای تهران و شهرستان‌های بزرگ صنعتی بخاطر آلودگی و انباشتگی آلاینده‌ها ناسالم است، انشاءالله مراقب سلامتی خود باشید. بحث امروز شما را خواهیم شنید.

حاج آقای فرحزاد: بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

«اللَّهُمَّ خُذْ لِنَفْسِكَ‏ مِنْ‏ نَفْسِي‏ مَا يُخَلِّصُهَا» خدایا آنچه برای توست از وجود من و نفس من برای خودت بردار و مرا خالص برای خودت قرار بده. «وَ أَبْقِ لِنَفْسِي مِنْ نَفْسِي مَا يُصْلِحُهَا» آنچه که به صلاح من هست باید برای خودم باشد، از طرف تو به من مرحمت شده که باعث اصلاح نفس من می‌شود برای من نگهدار. یعنی سهم خودت را بردار و سهمی که باید برای من باشد، باقی نگهدار. «فَإِنَّ نَفْسِي هَالِكَةٌ أَوْ تَعْصِمَهَا» خدایا نفس من شر است و هلاک کننده است مگر اینکه تو حفظش کنی. «اللَّهُمَّ أَنْتَ عُدَّتِي إِنْ حَزِنْتُ» وقتی من محزون می‌شوم چه کسی پناهگاه من است و از من دلجویی می‌کند. تو برای من هستی که پذیرای من هستی. «وَ أَنْتَ مُنْتَجَعِي إِنْ حُرِمْتُ» تو زاد و توشه من هستی وقتی من محروم می‌شوم. «وَ بِكَ اسْتِغَاثَتِي إِنْ كَرِثْتُ» اگر موج عظیم غم و غصه بر من سرازیر می‌شود به تو پناه می‌برم. شاید همین بلاها یک فشاری است، درها را می‌بندد که به سوی او با شتاب برویم. «وَ عِنْدَكَ مِمَّا فَاتَ خَلَفٌ» هرچه از من فوت شود، تو جانشین آن هستی. آنچه برای من فساد پیش می‌آید، اصلاح من به دست توست. «وَ لِمَا فَسَدَ صَلَاحٌ» این جمله حضرت که فرمودند: «فَإِنَّ نَفْسِي هَالِكَةٌ أَوْ تَعْصِمَهَا» خدایا این نفس چموش من اگر تو دست به سرش نکشی، کارش هلاکت است. «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي» بارها در سمت خدا اشاره شده که پانزده مناجات است به عنوان مناجات خمس عشر که در مفاتیح قبل از اعمال ماه رجب، چند صفحه بعد از دعای توسل هست. هر مناجاتی به اسم یک عنوان است. مناجات شاکرین، عارفین، زاهدین، یکی مناجات شاکین است یعنی شکوه کننده‌ها، حضرت در شروع مناجات شاکین درباره‌ی نفس اماره ما صحبت می‌کند. امام سجاد دوازده فقره نفس را رو کرده است. «إِلَهِي إِلَيْكَ أَشْكُو نَفْساً بِالسُّوءِ أَمَّارَةً وَ إِلَى‏ الْخَطِيئَةِ مُبَادِرَةً وَ بِمَعَاصِيكَ مُولَعَةً وَ بِسَخَطِكَ مُتَعَرِّضَةً تَسْلُكُ بِي مَسَالِكَ الْمَهَالِكِ وَ تَجْعَلُنِي عِنْدَكَ أَهْوَنَ هَالِكٍ» اگر این نفس مهار نشود، دعوت به بدی‌ها می‌کند، ظلم و جنایت می‌کند، هرکار شر و بدی از این نفس برمی‌آید. از شر نفس به تو پناه می‌برم و در زندگی باید لحظه لحظه به خدا پناه ببریم. اگر خدا ما را به خودمان وا بگذارد...

آیت الله بهاءالدینی بارها فرمودند: تمام ظلم‌ها و جنایت‌های روی زمین برای نفس اماره است. دشمن داخلی از دشمن بیرونی بدتر است. دشمن نفوذی و درونی است که وسوسه گر است. امیرالمؤمنین(ع) حلال خیلی از مسائل است، حضرت امیر فرمود: «شیطان کل انسان نفسه» یعنی شیطان اصلی که خیلی قوام دارد و کار می‌کند نفسش است. دشمن بیرونی خیلی مهم نیست. اگر این درست و خالص شود، شیطان می‌گوید: من نمی‌توانم نزدیک بیایم. من زمین می‌خورم اگر نزدیک بیایم.

این نفس بد اندیش به فرمان شدنی نیست *** این کافر بد کیش مسلمان شدنی نیست

لذا آقای بهاءالدینی می‌فرمودند: این نفس کوه آتش فشان است. اگر این سرش باز شود، آتشش همه عالم را آتش می‌زند. مثل شمرها و فرعون‌ها و نمرودها، منتهی خدا سرش را محکم گذاشته است. مثنوی در این وادی کولاک کرده است. اشعار زیادی دارد، داستان زیبایی هم نقل می‌کند که کسی مارگیر بود، گاهی معرکه گیرها می‌آمدند و فضای امروزی نبود. هنرهای فوق العاده داشتند، یکی از کارهایشان مهار کردن مارها بود. یکبار ایام سرمای زمستان ماری گیر آورد، دید کنار یک برف مار نیست، اژدها است. اژدها هم مردم ندیدند و برایشان جذابیت دارد. با زحمت زیاد برف‌ها را کنار زد و اژدها را آورد در بغداد، به مردم گفت: این بار مار نیست، اژها است. مردم تا حالا اژدها ندیدند و از نزدیک اژدها آورده بود. جمعیت جمع شده بود. هوا گرم شد، آرام آرام یخ‌های این اژدها آب شد، یکباره تکان خورد. تا تکان خورد جمعیت فرار کردند. یک تکان دیگر خورد همه فرار کردند. مثنوی گریز زد و گفت:

مادر بت‌ها، بت نفس شماست *** زان که آن بت مار و این بت اژدهاست

آن شیطان‌های بیرونی و بت‌هایی که می‌پرستی خیلی در مقابل نفس شما کوچک است. این اژدها نفس خودت است. یا اینکه کسی مسافرت رفت و برگشت، گفتند: مادرت محله را به فساد کشیده است. رفت مادر خودش را کشت. گفت: اگر مادرم را نمی‌کشتم باید روزی چند جوان را از بین ببرم. من ریشه فساد را کندم. مثنوی می‌گوید: مادر نفس اماره است. آن را باید درست کنی. بت مهم است یا بت پرست؟ بت مهم است یا بت ساز؟ بت سنگی و چوبی چه گناهی دارد؟ گاو بنی اسرائیل چه گناهی داشت؟ حیوان که گناهی ندارد. آن کسی که گاو و گوساله می‌پرستد، بت می‌سازد را باید ریشه کن کنید. بعد می‌گوید:

نفس ازدرهاست او کی مرده است *** از غم بی آلتی افسرده است

بنده اگر پول و مقام پیدا کنم، نفس من دست به هرکاری خواهد زد. لذا می‌گوید:

گر بیابد آلت فرعون او *** که به امر او همی رفت آب جوی

آن زمان بنیاد فرعونی کند *** راه صد موسی و صد هارون زند

یعنی اگر آن قدرتی که خدا به صدام و فرعون داد، به من هم بدهد اگر کمتر از آن نباشد شاید رو دست آنها باشد. بعد می‌گوید:

کرمک است این اژدها از دست فقر *** ورنه می‌بود این مگس افزون ز صغر

یعنی این اژدها که منجمد شده و از حال رفته، چون آب پیدا نکرده جولان بدهد. این مسئول وقتی پایین بود هیچ کاری نمی‌کرد. حالا که کسی شده چطور می‌تازاند. ما باید به خدا پناه ببریم. پیغمبر فرمود: شیطان من به دست من تسلیم شده و مسلمان شده است. آقای دولابی می‌فرمود: همین که نفس را هم بزرگ می‌کند، همین را هم نفس گفته است. مثنوی اشاره کرده که می‌گوید:

ای خدا فریاد از این فریاد خواه *** داد خواه هم نی ز کس زین دادخواه

داد خود را من نخواهم جز مگر *** زان که از من به من نزدیکتر

خدایا به داد من برس، همین که داد می‌زند هم ظالم است. همین هم خودش خیلی شلوغ کاری کرده است. جز پناهندگی به خدا و اولیای خدا، که آنها رمز نفس را بلد هستند. چطور مهارش کنند. محال است بدون کمک خدا و اولیای خدا کسی بتواند نفس را مهار کند. راه حل یکی پناهندگی به خداست.

بی عنایت حق و خاصان حق *** گر ملک باشد سیاه باشد ورق

این همه گفتیم لیک اندر بسیج *** بی عنایات خدا هیچیم هیچ

اگر لطف خدا نباشد، «وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ‏ اللَّهِ‏» (یونس/100) ملاعبدالله از عرفای بزرگ است یک جمله زیبایی دارد، می‌گوید: نمی‌دانم در گوش نفس چه می‌گویند که اینقدر ملایم است و هرچه بار کنی، بار می‌کشد. رام رام است. اما خدا نکند آن رمز از او برداشته شود، به کمترین تلنگر همه چیز را به هم می‌زند. «الهی لا تکلنی الی نفسی طرفة عینٍ ابدا» حتی امام صادق فرمود: کمتر از یک لحظه هم مرا به خودم وا نگذار. راوی گفت: چطور؟ فرمودند: حضرت یونس یک لحظه به خودش واگذار شد و باید از امت دلجویی می‌کرد، عجله کرد و خدا او را در شکم ماهی حبس کرد. مرحوم دولابی می‌فرمودند: با بعضی از علما در مسیر مشهد به روستای کوهستان رفتیم، کسی که در حد مرجعیت بود، وقتی از نجف برگشت در روستای خودش در شمال رفت حوزه راه انداخت، آیت الله کوهستانی که کرامات فوق العاده دارند. در مسیر مشهد مهمان ایشان شدیم، از مهمان‌ها پذیرایی می‌کردند. یکی از علمایی که همراه ما بود به آیت الله کوهستانی عرض کرد این نفس چیست؟ شمالی‌ها معمولاً صدا می‌زنند می‌گویند: آقاجان، آقاجان! نفس گفتی؟ یک کسی بیست سال می‌گفت: خدایا مرا ببخش. به من رزق بده و چنین و چنان کن. بعد از بیست سال پرده کنار رفت و معلوم شد خودش دو تکه شده است. یک تکه جنبه خلقی و یکی جنبه روح و جانش! از نفسش بیرون نیامده بود و پاک نشده بود. بیست سال نفس خودش را صدا می‌زد.

یکی از انبیاء به خدا گفت: خدایا تو کجا هستی من به تو برسم؟ به محص اینکه من خودت را کنار گذاشتی به من می‌رسی. چرا موقع مردن خدا را می‌بینیم و حضرت علی را می‌بینیم؟ چون از خودت بیرون آمدی امام و پیغمبر هست. لذا ایشان بعد از بیست، سی سال عنایتی کرد و از خودش بیرون آمد. لطف و عنایت خدا بی شمار است. راه دیگر هم توسل به اهل‌بیت است. مثنوی می‌گوید:

هیچ نکشد نفس را جز ظل پیر *** دامن آن نفس کش را سخت گیر

چون مرهب را امیرالمؤمنین می‌تواند نصف کند. بت‌ها را بت شکن باید بشکند و مار و اژدها را باید امیرالمؤمنین سر ببرد. فرمود: کمیل زمین از دام شیاطین پر است. کسی از دام شیاطین نجات پیدا نمی‌کند الا به ما چنگ بزند. «مَن اعتصَمَ‏ بكم‏ فقد اعتَصَم باللّه» هرکس به اینها چنگ بزند به خدا چنگ زده است.

متوکل عباسی برایش قاطری آورده بودند، قاطری قلدری بود. هرکس سوارش می‌شد با سرعت و شتاب می‌رفت. هرکس سوارش می‌شد تعادلش از بین می‌رفت و می‌افتاد. کسی سوار این نشد که جام سالم به در ببرد. بعضی از اطرافیان به متوکل پیشنهاد دادند و گفتند: شما که با امام عسکری و امام هادی مخالف هستید و برنامه دارید ایشان را از بین ببرید، خوب است این قاطر را به امام هدیه بدهید. یک روز امام را دعوت کردند، به امام عرض کرد: این قاطر نیرومندی است به شما می‌دهیم. حضرت قاطر را پذیرفتند و قبل از اینکه سوار شوند دست محبت و نوازش به سر و گردن و پشت قاطر کشیدند. قاطر خیس عرق شد. سوار شدند، قاطری که چموش بود بسیار آرام شد. بزرگواری فرمودند: من هروقت این حدیث را خواندم منقلب شدم و گفتم: ای امام هادی، امام عسگری ما را هم مثل همان قاطر حساب کنید و بر سر ما دست بکشید و رام کنید. خدا یازده بار قسم خورده است «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ‏ زَكَّاها،وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها» (شمس/9و10) عجیب است خدا به این نفس قسم خورده است. یکی از قسم‌هایش خود نفس است، «وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها» (شمس/7) قسم به این نفس و خدایی که نفس را بلند قرار داده است. معلوم می‌شود تزکیه لازم دارد و خدا و پیغمبر باید روی این کار کنند و رام کنند و الا «قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها».

شریعتی: نکات خوبی را شنیدیم و انشاءالله همه به خدای بزرگ پناه ببریم. خیلی‌ها التماس دعای ویژه و مخصوص داشتند، انشاءالله خداوند به همه مریض‌ها شفای کامل عنایت بفرماید. امروز صفحه 264 قرآن کریم، آیات 32 تا 51 سوره مبارکه حجر را تلاوت خواهیم کرد.

«قالَ‏ يا إِبْلِيسُ‏ ما لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ «32» قالَ لَمْ أَكُنْ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ «33» قالَ فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجِيمٌ «34» وَ إِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلى‏ يَوْمِ الدِّينِ «35» قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ «36» قالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ «37» إِلى‏ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ «38» قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ «39» إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ «40» قالَ هذا صِراطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ «41» إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ «42» وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ «43» لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ «44» إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ «45» ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ «46» وَ نَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْواناً عَلى‏ سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ «47» لا يَمَسُّهُمْ فِيها نَصَبٌ وَ ما هُمْ مِنْها بِمُخْرَجِينَ «48» نَبِّئْ عِبادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ «49» وَ أَنَّ عَذابِي هُوَ الْعَذابُ الْأَلِيمُ «50» وَ نَبِّئْهُمْ عَنْ ضَيْفِ إِبْراهِيمَ»

ترجمه آیات: (خداوند) فرمود: اى ابليس! چه شد تو را كه همراه (فرشتگان) سجده‏كنان نيستى؟ (ابليس) گفت: من اين‏گونه نيستم كه براى بشرى كه او را از گِلى خشك، از گِلى سياه و بدبو آفريده‏اى، سجده كنم. (خداوند) فرمود: پس از صف فرشتگان (واين مقام) خارج شو كه همانا تو رانده و مطرودى والبتّه تا روز جزا بر تو لعنت خواهد بود. (ابليس) گفت: پروردگارا! پس مرا تا روزى كه مردم برانگيخته شوند، مهلت بده (و زنده بدار) (خداوند) فرمود: پس همانا تو از مهلت يافتگانى. (امّا نه تا روز قيامت، بلكه) تا روزى كه وقت آن معلوم است. (ابليس) گفت: پروردگارا! به سبب آنكه مرا گمراه ساختى، من هم در زمين (بدى‏ها را) برايشان مى‏آرايم و همه را فريب خواهم داد. مگر بندگان اخلاص‏مند (و برگزيده تو را) از ميان آنان. (خداوند) فرمود: اين (اخلاص و نجات مخلصان) راه مستقيمى است كه خود برعهده دارم. همانا براى تو بر بندگان (برگزيده) من تسلطّى نيست، مگر از گمراهانى كه تو را پيروى كنند. و البتّه دوزخ وعده‏گاه همگى آنهاست. براى آن هفت در است، براى هر در بخشى از آن گمراهان تقسيم شده‏اند. همانا پرهيزكاران در باغ‏ها و (كنار) چشمه سارانند. (به آنان خطاب مى‏شود:) با سلامت و امنيّت به باغها وارد شويد. و ما هرگونه كينه‏اى در سينه‏هاى آنان را بركنده‏ايم، (در نتيجه آنان) برادرانه بر تخت‏ها روبروى يكديگرند. در آنجا هيچگونه رنجى به آنان نمى‏رسد، از آنجا بيرون شدنى نيستند. (اى پيامبر!) به بندگانم خبر ده كه همانا من خودم بسيار بخشنده و مهربانم. و البتّه عذاب من نيز همان عذاب دردناك است. و آنان را از (داستان) مهمانان ابراهيم خبر ده.

شریعتی: از فضیلت ذکر بلند صلوات بر محمد و آل محمد بشنویم.

حاج آقای فرحزاد: از چیزهایی که نفس را مهار می‌کند ذکر خدا و ذکر پیغمبر و اهل‌بیت است. پیغمبر فرمود: در روز قیامت کنار میزان حسنات خواهم ایستاد و کسی که گناه زیاد دارد و حسناتش کم است، ثواب صلوات‌ها را در نامه عملش قرار می‌دهم و میزان حسناتش را با صلوات سنگین می‌کنم تا اهل بهشت شود. اگر می‌خواهیم بر نفسمان غالب شویم زیاد بر محمد و آل محمد صلوات بفرستیم.

الحمدلله برنامه سمت خدا یک برنامه موفق است و لطف خدا بوده است. حدود ده سال است که این برنامه موفق بوده است و بنده هم توفیق خدمتگزاری داشتم. همیشه خدا را شکرگزار هستم. بعضی از عزیزان و کارشناسان با حالت بیماری در برنامه حاضر شدند. در نظرسنجی‌ها حدود 96 درصد رضایتمندی داشته است و جزء برنامه‌های پیشتاز در صدا و سیما بوده است. یکی از خوبی‌های این برنامه این بوده که توانسته در جامعه جریان سازی کند. سنت‌های خوبی چون نامگذاری‌های خوب، ترویج قرآن، جلسات حضرت خدیجه، کمک به مستأجرها، رد مظالم، زیارت اولی‌ها، که به یاری خدا این برنامه ادامه دارد و ما برای قم و مشهد زوار داریم و کربلا هم به محض برقراری امنیت پابرجا خواهد بود. برنامه غدیر و اطعام غدیر و کاروان‌های غدیر، جشن‌ها و مراسم‌ها و قربانی، یکی هم تکریم نام‌های خدایی، گاهی حدیث است، آیه قرآن است که دور ریختنی نیست و واجب است تکریم کنیم.

شریعتی: طرح تکریم اسماء متبرکه که طرح خوبی است و بعضی نمی‌دانستند باید چه کنند، قرار شد یک صندوق پستی اختصاصی برای این کار در نظر گرفته شود و هروقت به حد متعارفی رسید برای ما پست کنند، آدرس: قم، صندوق پستی 1555 هست.

حاج آقای فرحزاد: همه ما از یک خانواده هستیم و دوست داریم از همه کارشناسان استفاده شود. لذا طبق قولی که داده بودند، قرار شد از روز شنبه حاج آقای عابدینی برگردند. برای همین اجازه می‌خواهم چند وقتی محضر عزیزان نباشم. از هفته آینده روزهای دوشنبه حاج آقای حسینی قمی خواهند آمد و روز سه‌شنبه حاج آقای کاشانی خواهند بود.

شریعتی: از شما خیلی تشکر می‌کنم که همیشه با هر حالی در برنامه حضور داشتید. انشاءالله به زودی زود شاهد حضور شما در برنامه خواهیم بود.

حاج آقای فرحزاد: پیام‌های بسیاری به دست ما می‌رسد و ما واقعاً از همه متشکریم. خانمی پیام داده که من دانشجوی خلبانی بودم، حجاب نداشتم و اهل نماز نبودم. فقط با صحبت‌های شما اهل نماز و حجاب شدم. یکی از آقایان پیام داده بود که هر روز گوسفندان را به صحرا می‌برم جز روزهای دوشنبه که پای سمت خدا هستم. انشاءالله خدا کمک کند، به یاد همدیگر باشیم و برای هم دعا کنیم.

شریعتی: انشاءالله هرجا هستید موفق و مؤید باشید. از خانواده شما هم تشکر می‌کنیم.

حاج آقای فرحزاد:

ما گدایان خیلی سلطانیم *** شهروندان هوای جانانیم

هرچه گفتیم جز حکایت دوست *** در همه عمر از آن پشیمانیم

اگر در سمت خدا از خدا گفتیم قشنگ است، امام سجاد می‌گوید: « أَسْتَغْفِرُكَ مِنْ كُلِّ لَذَّةٍ بِغَيْرِ ذِكْرِكَ»‏ (بحارالانوار،ج91/ص151) من هم عذرخواهی می‌کنم اگر اشتباهی، خطایی، حرفی زدم که باعث ناراحتی شده است.

هرچه گفتیم جز حکایت دوست *** در همه عمر از آن پشیمانیم

ترک جان عزیز بتوان کرد *** ترک یار عزیز نتوانیم

سعدیا بی وجود صحبت یار *** همه عالم به هیچ نستانیم

خواهش می‌کنم ارتباط با خدا و اهل‌بیت را ترک نکنید، نماز اول وقت و احترام به پدر و مادر را جدی بگیرید. اینها رازها و رمزهای موفقیت است.

شریعتی: این خداحافظی موقتی است و بهزودی تبدیل به سلامی دوباره خواهد شد.

دود این شهر مرا از نفس انداخته است *** به هوای حرم کرب و بلا محتاجم

«والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین»