main logo of samtekhoda

98-09-28-حجت الاسلام والمسلمین عاملی-مسیر سلوک الی الله


برنامه سمت خدا

موضوع برنامه: مسیر سلوک الی الله

كارشناس: حجت الاسلام والمسلمین عاملی

تاريخ پخش: 28- 09-98

شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

گهگاه تنفسی به اوقات بده *** رنگی به همین آینه مات بده

می‌دانم سرت شلوغ است اما *** گاهی به خودت وقت ملاقات بده

سلام می‌کنم به همه شما دوستان عزیزم، بیننده‌ها و شنونده‌های گرانقدرمان، انشاءالله هرجا هستید خدای متعال پشت و پناه شما باشد. حاج آقای عاملی سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید.

حاج آقای عاملی: بسم الله الرحمن الرحیم، عرض ادب و احترام دارم خدمت حضرتعالی و همه مردم عزیز. آرزوی موفقیت برای همه دارم و انشاءالله عنایات خاصه حق تعالی شامل همه ما بشود.

شریعتی: انشاءالله، باید حرکت کرد و راه افتاد و این راه افتادن نیاز به بیداری دارد. در این جلسات در مورد بیداری صحبت می‌کنیم. بحث امروز را خواهیم شنید.

حاج آقای عاملی: شاید عزیزان این سؤال را داشته باشند که قرار بود ما از منزل یغظه بحث کنیم و هنوز به منزل یغظه نرسیدیم، در حال بحث از منزل یغظه هستیم. بخشی از موارد یغظه را می‌گوییم، منزل یغظه پنج رکن دارد. این مباحثی که عرض می‌کنم در مورد بخشی از این پنج رکن است. صلاح می‌دانم این پنج رکن را وارد شوم، این پنج رکن چیزی است که اگر کسی به این دنیا بیاید اما این پنج مطلب را نداشته باشد، در حال خواب آمده است و در حال خواب رفته است. کسی که خوابیده است چشم بسته است و کسی که اینجا چشم بسته است، در آخرت هم چشم بسته است. «وَ مَن كَانَ فِى هذِهِ أَعْمَى‏ فَهُوَ فِى‏ الْأَخِرَةِ أَعْمَى‏» کسی که اینجا چشمش کور است و آیویت آیه‌ها را ندیده است، این در آخرت هم که می‌آید همینطور است. آخرت ملکوت این دنیاست، همین دنیاست که در آخرت با جوهره خود ظهور پیدا می‌کند. خدای متعال فرمود: شما اینجا را می‌بینید، چرا آنجا را نمی‌بینید؟ «وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ‏ النَّشْأَةَ الْأُولى‏ فَلَوْ لا تَذَكَّرُونَ» (واقعه/62) اینجا را که می‌بینید، آنجا را چرا نمی‌بینید؟ این نشئه را هرکس ببیند، آنجا را هم می‌بیند. آنجا ظهور قابلیت‌های دنیاست. یعنی همه چیز قابلیت‌های اینجا ظهور پیدا می‌کند. قیامت را برای همین قیامت می‌گویند. «يَوْمَ تُبْلَى‏ السَّرائِرُ» (طارق/9) هرچه در سریره است، آشکار می‌شود. لذا روز قیامت خیلی دیدنی است.

کسانی که اینجا هر جزئیاتی زندگی آنها دارد، ملکوتش آنجا خودش را نشان می‌دهد. ما نمی‌توانیم تمثیل درست کنیم که چقدر آنجا برنامه خدا دقیق است. چشمی که اینجا در قلمرو حس کار کرده است، آنجا دیگر قلمرو ندارد. شما چراغ را خاموش کنی من نمی‌بینم.

چنان مکن که اگر راه حس فرو بندند *** تو خویشتن همه یکباره کور و کر یابی

آقا رسول الله فرمودند: خدا به من قدرتی داده که می‌توانم یک عالم مطلب را در یک جمله بگویم. «الناس‏ نيام‏ فإذا ماتوا انتبهوا» (بحار الانوار، ج 50) انسان‌ها در این عالم خواب هستند و وقتی می‌میرند از خواب بیدار می‌شوند. این برای همه نیست. بعضی در این عالم خواب نیستند. آقا رسول الله فرمودند: چشم‌هایم می‌خوابند ولی قلبم نمی‌خوابد. امیرالمؤمنین فرمودند: «لَوْ كُشِفَ‏ الْغِطَاءُ مَا ازْدَدْتُ يَقِينا» اگر پرده کنار برود، خدا که عالم آخرت را محرمانه نگه داشته است، اگر پرده کنار برود، هیچ بر یقین من اضافه نمی‌شود. در تصویر شخصیت امیرالمؤمنین، در یقین حضرت، در علم حضرت، در طهارت حضرت یک جمله بسیار استثنایی است.

مطلب دوم اینکه حضرت فرمود: انسان‌ها در خواب هستند، معنای عمیقی دارد. ما در دنیا که خواب می‌بینیم این خواب تعبیر دارد. وقتی کل زندگی خواب باشد، کارهایی که انجام می‌دهیم هم تعبیر دارد. ما دو تعبیر داریم، تعبیر آنچه در خواب می‌بینیم، تعبیر اعمالی که داریم. کارهایی که انجام می‌دهی همه در خواب است، کسی که به مرتبه یقین نرسیده و خیال کرده این دنیا غیر از رستوران چیزی نیست. بعد از مرگ همین سؤال است که تو از کجا خیال کردی که این دنیا خانه خوردن، رستوران است؟ ما آنچه در خواب می‌بینیم تعبیرش در همین دنیاست اما اعمالی که داریم تعبیرش در عالم آخرت است.

الآن مال یتیم را می‌خورد، خدا تعبیرش را گفته است، «إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى‏ ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ‏ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً» (نساء/10) این تعبیرش است. بعد از اینکه بیدار شد، کاری که کرده تعبیرش را می‌گویند. «جَزاءً وِفاقا» (نبأ/26) کاملاً موافق، جزای موافق با عمل، مرحوم نراقی می‌گوید: «ان العمل نفس الجزاء» اینطور نیست که عمل یک چیزی باشد و جزاء یک چیزی باشد. جزا است که تجسم پیدا کرد. اینجا خیال می‌کرد پول می‌خورد، اما آنجا می‌بیند «إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى‏ ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ‏ سَعِيراً» آتش می‌خورند و بعد وارد آتش جهنم می‌شوند.

کسی که در این دنیا کاری کرده که صدای مظلوم به جایی نرسد، مثلاً ظلمی کرده به کسی که مدرکی ندارد به دادگاه بیاید از خودش دفاع کند، صدایش به جایی نمی‌رسد. می‌داند این خانم نمی‌تواند به خانه پدر این برگردد، می‌گوید: این است می‌پسندی که... نمی‌پسندی برو خانه پدرت! این می‌سوزد و صدایش به جایی نمی‌رسد و چون صدایش به جایی نمی‌رسد خدا این را داخل دیگی در بسته می‌کند که صدایش به جایی نرسد! «فِي عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ» (همزه/9) این جزای عمل است. از عمق دلش سوخته است، آتش گرفته و سوخته است. آه کشیده است، خدا یک آتشی درست می‌کند که دلش را بسوزاند. «نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ، الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَة» (همزه/6و7) آتش خدا بر دلها زبانه می‌کشد. طرف را شکسته است، «الْحُطَمَةِ، وَ ما أَدْراكَ مَا الْحُطَمَةُ» (همزه/4و5) حَطم، خرد کردن را می‌گویند. یعنی بسیار بسیار شکننده، چون طرف را شکستی، باید بشکنی. امیرالمؤمنین فرمود: قبر را گورکن می‌کند و عمل را شما می‌کنی.

امام حسین یک جمله دارد پیامش خیلی مهم است. لحظه‌های آخر کربلا، امام حسین تشریف آوردند خداحافظی کنند، از حضرت امام سجاد، اگر کسی در موقعیت بحرانی باشد چه وصیتی می‌کند؟ در آن موقعیت بحرانی وصیت اخلاقی کرد. پسرم! «ایاک» مبادا ظلم کنی به کسی که غیر از خدا هیچ پناهی ندارد! بعضی را می‌بینید که خیلی خودش را زرنگ می‌داند که اموال کسی را گرفت، این عالم شعور دارد. این عالم زننده است و می‌زند.

آنچنان گرم است بازار مکافات عمل *** دیده گر روشن بود، هر روز روز محشر است

عالم شعور دارد، ذرات عالم چموش می‌شوند. قلبش اینطور شده چموش شده است. ما نمی‌توانیم اسباب را جمع کنیم. آقای بروجردی می‌فرماید: گاهی کاری هست که صد مقدمه دارد. 99 مورد درست است و خدا یکی را نمی‌گذارد درست شود.

هر سو دود آنکس ز در خویش براند *** آن را که بخواند به در کس ندواند

اگر نسلی با این اندیشه توحیدی تربیت شود، محال است ما اختلاس و رانت خواری داشته باشیم. چون خدا در اینها سببیت نگذاشته است. هرکس سراغ اینها برود، یک خدای دیگری معتقد است. در روایت هست خدا در رشوه سببیت نگذاشته است که زندگی کسی با رشوه گشایش پیدا کند. فرزندان صالحی با رشوه بیاید تربیت کند. اگر پیغمبر فرمود: «الناس نیامٌ» یعنی کارهایی که انجام می‌دهیم در حال خواب تعبیر می‌شود. یک زمانی به طرف ما برمی‌گردد. معاد از عود است، همینطور نیست که ما کاری کردیم و تمام شد، خدا می‌گوید: «لَها ما كَسَبَتْ‏» (بقره/141) یعنی یک چیزی کسب کرد، غیبتی کرد، روحش تغذیه کرد و این عمل دوباره برمی‌گردد. پیامبر گفت: که با وفاتر از عمل نبود رفیق! مثنوی می‌گوید:

پس پیمبر گفت بهر این طریق *** باوفاتر از عمل نبود رفیق

چرا؟ چون «إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ‏ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» (جاثیه/29) ما استنساخ می‌کنیم و تمام اعمال شما را فیلم برداری می‌کنیم. شیخ بهایی رفته به گورکن گفته که سی سال، چهل سال، شصت سال اینجا کار می‌کنی. چه چیز خاصی اینجا دیدی؟ می‌گوید: یکوقتی شب دیدم بوی بسیار خوبی قبرستان را گرفت. آمدم بیرون دیدم جوان بسیار نورانی حرکت می‌کند به قبری که آن روز میت دفن شده بود، بسیار معطر و خوش سیما، لحظاتی گذشت و دیدم که بوی بسیار بدی می‌آید. تمام اعمال ما بو دارد. مؤمن بو دارد و کافر هم بو دارد. در روایت داریم بوی مؤمن مثل ترنج است. در روایت است دروغ بالا می‌رود و بوی آن به مشام ملائکه می‌رسد، ملائکه نفرین می‌فرستند بر کسی که در زندگی خود دروغ بگوید. تمام اعمال بو دارد. دیدند یک بوی بدی قبرستان را گرفت، دیدند شخصی است که آنقدر کریه است که نمی‌شود صورتش را دید. داخل قبر رفت، بعد از لحظاتی دیدم این جوان خوش سیما بیرون آمد و همه جایش خون، خیلی ناراحت، رفتم پرسیدم: قضیه چیست؟ گفتم: من عمل صالحش بودم و او عمل غیر صالحش بود. ترازو گذاشتند، او قوی‌تر بود. «فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ‏ مَوازِينُهُ، فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ» (قارعه/6و7) اگر انسان طوری زندگی کند که اعمال نیک و خوب، افکار و اعتقادات خوب غالب باشد، خدا مشتری است.

اعمال ما روزی برای ما تعبیر می‌شود. روز آخرت اعمالی که داریم برای ما تعبیر می‌شود، مثل خواب‌هایی که تعبیر می‌شود. روز خواب یک تأکید کنم، اینکه شما در آینده یک چیزی قرار است اتفاق بیافتد، الآن در خواب می‌بینید. شما چطور بین جان و روح شما و این حادثه رابطه برقرار شد، از اسرار این عالم است. چون هنوز آن حادثه اتفاق نیفتاده است. چطور روح انسان در عالم رؤیا با آن حادثه رابطه برقرار کرد؟ هرجا را نگاه کنی اراده حکیمانه فوران می‌کند، لذا بزرگترین ظلم این است که کسی تردید کند که این عالم از روی حساب درست شده است و بی حساب خلق نشده است. تعبیرات یک عالمی است. بحث اصلی ما تعبیر اعمال است.

آقایی می‌گوید: رفیق من مشهد رفت. در خواب دیدم علی بن موسی الرضا بالای ضریح نشسته است و این آقا آمد نیزه‌ای را پرتاب کرد. بعد رفت آن طرف از آن طرف یک نیزه پرتاب کرد. از پشت سر یک نیزه به طرف حضرت پرتاب کرد. خیلی ناراحت شدم. ایشان از مشهد برگشت مفصل بررسی کردم که چه کار کردی من این خواب را دیدم، هیچی دستم نیامد. گفتم: حقیقت این است که من چنین خوابی دیدم، آنقدر گریه کرد، این قصه بسیار آموزنده است. اعمال ما ملکوت دارد، خواب‌هایی که می‌بینیم تعبیر دارد و اعمال ما هم تعبیر دارد. مفصل گریه کرد و گفت: مشهد رفتم، دیدم یک خانمی وجیهه، دستش را ضریح گذاشت، من هم دستم را روی دست خانم گذاشتم. رفت آن طرف باز رفتم دستم را روی دستش گذاشتم، بعد آشنا شدیم و با هم برگشتیم. روایتی که یکبار خواندم که امام صادق به کسی گفت: فلان کار را انجام نده، مادرم زهرا ناراحت می‌شود. گفت: مادرتان زهرا خیلی وقت است فوت کرده است. آیا متوجه می‌شود؟ گفت: قسم به خدا اینها به مادرم زهرا می‌رسد و خیلی ناراحت می‌شود.

آقای مرعشی نجفی می‌گفتند: در صحن اتابک در حرم دیدم رضاخان آقا رسول الله را زمین زده و روی سینه‌اش نشسته است. یعنی کارهایی که می‌کرد، کشف حجابی که می‌کرد، ملکوتش این است. هرکس در این مسیر هست دقت کند. بحث اصلی ما این است که حضرت فرمود: «الناس نیامٌ» انسان‌ها در این عالم در حال خواب هستند، یعنی این اعمال در حال خواب اتفاق می‌افتد، اینها تعبیر می‌شوند.

شریعتی: به خواب‌هایی که می‌بینیم می‌توانیم اعتنا کنیم؟

حاج آقای عاملی: یک روز وارد می‌شویم که خواب حجت نیست. چون زبان خواب هنوز کشف نشده است و بحثش را می‌کنیم که شخصی که در خواب هست ضابط نیست و قوه ضبط ندارد. اما خواب آنهایی که معصوم هستند یا طهارتی شبیه طهارت معصوم پیدا کردند. آقا رسول الله وقتی داخل اصحاب می‌آمد، می‌گفت: خبری هست! یعنی بالاترین تعبیر درباره‌ی خواب آن است که پیغمبر ما گفته است. «لهم البشری» یعنی خواب. کارهایی که اینجا می‌کنیم، یکوقتی تعبیر اینها به سراغ ما می‌آید، بسیاری از آیات برای تعبیر این اعمال ماست، ملکوت این اعمال را به ما می‌گوید. «إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى‏ ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ‏ سَعِيراً» بسیاری از احادیث همینطور است. ملکوت اعمال ما را بیان می‌کند. یک قصه‌ای از حضرت ختمی مرتبت عرض کنم که باید با آب طلا نوشته شود.

آنهایی که در گلوگاه‌ها هستند باید نوشته شود و هر روز باید بخوانند. امام سجاد در صحیفه سجادیه دعایی دارد که هر روز می‌خواند و آقا رسول الله دعایی داشت که هر روز می‌خواند. خدایا هیچ تلاشی از تلاشگری جای تو را نمی‌گیرد. این جمله که جنگ شده است و غنیمت گرفتند، غنیمت را قبل از اینکه حاکم تقسیم کند کسی حق تصرف ندارد. آقا رسول الله متوجه شدند یک عده قبل از تقسیم، دست به بیت المال زدند. کسی اگر در بیت المال تصرف کرده خوب گوش بدهد، حضرت صحبت کردند و یک جزای بسیار وحشتناکی را ذکر کردند برای اینکه قبل از تقسیم کسی در بیت المال تصرف کند. یک آقایی فوراً پیراهنی آورد و گفت: یا رسول الله من این را قبل از تقسیم برداشتم، حضرت فرمود: برای تو پیراهنی از آتش جهنم آماده کرده بودم. تا حضرت این را گفتند، آقایی آمد و گفت: یا رسول الله! من هم بند کفشی برداشته بودم سر جایش می‌گذارم. حضرت فرمودند: برای تو هم بندهایی از آتش جهنم مهیا کرده بودم. این ملکوت عملی است که این شخص انجام داده است.

آنهایی که تصرف در بیت المال دارند، اگر بفهمند چه کار کردند دق می‌کنند. دو برادر بودند، با هم در مزرعه کار می‌کردند. یکی گفت: من اول کار می‌کنم، تو بخواب، خسته شدم تو را بیدار می‌کنم. همین طور که محصول را می‌چید، می‌بیند یک مار بسیار وحشتناکی سمت برادر می‌رود. در مثل مناقشه نیست. وارد معرکه می‌شود و با مار درگیر می‌شود و ما را می‌کشد. با صدای این درگیری برادر بیدار می‌شود. گفت: این مار طرف من می‌آمد، از ترس قالب تهی می‌کند. کسی بفهمد که در بیت المال یک ملت آنجا سهیم است، جا دارد جان بدهد. عقیل هرچه از امیرالمؤمنین خواست که به من اضافه بده، من گرفتار هستم. گفت: تو بیشتر از افراد امت نیستی، اگر اصرار داری منتظر باش سر برج حقوق خودم را برداشتم به تو می‌دهم. خیلی ناراحت شد گفت: مگر حقوق تو چقدر است؟ حضرت فرمود: ایراد ندارد، شب برویم من از آن مغازه‌ها چیزی به تو بدهم. گفت: می‌خواهی مال مردم را به من بدهی؟ گفت: اگر مال مردم را به تو بدهم برای یک نفر است ولی اگر از بیت المال بدهم یک ملت باید یقه مرا بگیرد. ملکوت اینطور است.

کتاب‌های اخلاقی که شما می‌خوانید اکثر مطالبشان برای تعبیر اعمال ماست، اعمالی که در خواب دنیا اتفاق می‌افتند، اینها را برای ما توضیح می‌دهند.

جیفة اللیل است و بطال النهار *** هرکه او شد غره‌ی این طبل غار

حشر پر حرص خس مردار خوار *** صورت خوکی بود روز شمار

زانیان را گند اندام نهان *** خمر خواران را بود گند دهان

گند مخفی کان به دلها می‌رسید *** گشت اندر حشر محسوس و پدید

ای دریده پوستین یوسفان *** گرگ برخیزی از آن خواب گران

بهشت برای حیوانات نیست. «اَمتازوا الیوم»، برای اینکه انسان و حیوان نمی‌توانند یک جا زندگی کنند.

دشت گرگان آن همه خوهای تو *** می‌درانند از غضب اعضای تو

آن سخن‌های چو مار و کژدمند *** مار و کژدم گردد و گیرد دُمت

در بعضی روایات هست که عقربی که حاکم جور دارد مثل یک تپه است. در جهنم اینها از اینجا به آن طرف می‌رود. امام صادق فرمودند: همه به جهنم می‌روند. گفتند: شما هم می‌روید؟ حضرت فرمود: ما در این دنیا رفتیم داخل جهنم خودمان دیدیم خاموش است. چون نور ایمان آتشی را خاموش می‌کند.

پس پیامبر گفت از گفت جحیم *** کاو به مؤمن لابه گر گردد ز بیم

گویمش بگذر ز زمن ای شاه زود *** حین که نورت سوز نارم را ربود

حالا که نار نور مؤمن است، می‌دانی ما چقدر نار در زندگی داریم. نار شهوت، نار ریاست، نار غضب، حالا که نار پس هلاک نار نور مؤمن است *** زانکه بی ضد دفع ضد لا یمکن است

بیشه‌ای آمد وجود آدمی *** بر حذر شو زین وجود ار آدمی

حکم آن راست که آن غالب‌تر است *** چون که زر بیش از مس آمد آن زر است

صورتی اندر وجودت غالب است *** هم بر آن تصویر حشرت واجب است

از هر حیوانی خصلتی دارد و خدا خصلت غالب را نگاه می‌کند.

چون ز دستت ظلم بر مظلوم رُست *** آن درختی گشت، از آن زقوم رُست

چون ز خشم آتش تو بر دلها زدی *** مایه نار جهنم آمدی

نکته‌ای درباره خواب بگویم، مباحثی که داریم در قیامت تعبیر می‌شود. کسی که در اینجا خواب نیست، در بیداری کارهایش را انجام می‌دهد. اگر چیزی هم در خواب ببیند متن واقعی را می‌بیند و این با بقیه فرق دارد. خدا خواب پیغمبر را نقل کرده، «لَتَدْخُلُنَ‏ الْمَسْجِدَ الْحَرام‏» مثلاً غیر از پیغمبر در خواب آب می‌بیند علم است، شیر می‌بیند حکمت است. اما این واسطه درباره انسان کامل اینطور نیست. حضرت ابراهیم را گفت گلوی اسماعیل را ذبح کن، واسطه در کار نیست که بگویم این آب واسطه است که علم را برساند. خدا می‌گوید: اگر شما استقامت داشته باشید، ما ء فراوانی به شما می‌دهیم یعنی علم کثیر! تعبیرش علم است. اما در معصوم اینطور نیست.

خدا نمی‌توانست در بیداری به ابراهیم بگوید: فرزندت را ذبح کن! چون ابراهیم گفت خدایا من می‌خواهم امام شوم. خدا گفت: دو امتحان بده من امامت کنم، من هرکسی را امام نمی‌کنم. 1- باید ثابت کنی شجاعت داری، رفت بت را شکست. 2- ثابت کن تعلق نداری. این پسر من است، دختر من است. این را نمی‌توانست در بیداری بگوید. اینقدر نکته مهمی است که باید در این باب کتاب نوشته شود. آقا رسول الله در خواب دید که بوزینه‌ها از منبر پیغمبر بالا می‌روند. بنی امیه بوزینه بودند. لذا پیغمبر فرمود: اگر معاویه را در منبر من دیدید شکمش را پاره کنید. الآن عین متن واقع را پیغمبر ما در خواب می‌بیند. یا امام حسین می‌گوید: پیغمبر به خواب من آمد و گفت: اخرج الی العراق، یعنی دیگر واسطه‌ای در کار نیست. کار به جایی رسید که تا شهید نشوی کار درست نمی‌شود. اهل‌بیت را هم ببر. خدا می‌خواهد اهل‌بیت تو اسیر شوند. یعنی کار به جایی رسید که باید اینها اسیر شوند تا آب به جوی برگردد آنوقت امام حسین با همین مظلومیت برگه مظلومیت را دستش گرفت و مدرسه امام باقر و امام صادق درست شد. علامه طباطبایی می‌فرماید: مدرسه حسینی بود تا باقری و صادقی. ابن عباس می‌گوید: در خواب دیدم که جبرئیل کنار کعبه ایستاده است، می‌گوید: دستش دست حسین است.

امام حسین فرموده است: جدم را در خواب دیدم به من گفت: حسین فردا افطارت پیش من باشد. مرحوم شیخ جعفر شوشتری می‌فرماید: امام حسین روز عاشورا روزه بود. یعنی تشنگی بسیار عجیبی که بر امام حسین غالب شده بود. یا خود حضرت امام حسین می‌گوید: در خواب دیدم درنده‌ها بدنم را پاره پاره می‌کنند. یعنی شدیدترین درنده در بین درنده‌ها رنگ پوستش دو رنگ بود. شمر پوستش دو رنگ بود. اینها درنده بودند. امام رضا در خواب دید که پیغمبر فرمود: چهارشنبه به حمام نرو. وزیر مأمون از نوبختی‌ها بود، گفت: برادرم در بغداد نجوم را نگاه کرده، اگر چهارشنبه حمام نرویم هم امام رضا کشته می‌شود، هم مأمون و من. امام رضا فرمود: پیغمبر به خوابم آمد و گفت: نرو، این بطن واقعه را می‌گوید. نرفت! مأمون گفت: من هم نمی‌روم. وزیر رفت و کشته شد.

حر می‌گوید: وقتی به کربلا حرکت می‌کردم، در خواب دیدم که به من گفتند: بشارت باد بر تو بهشت! بیدار شدم به خانمم گفتم: من فرزندم پیغمبر را بکشم و به من بشارت بهشت را بدهند! سه روز مانده به شهادت امیرالمؤمنین، امیرالمؤمنین در خواب پیامبر را دیدند. لحظه‌های آخر امام حسن عرض کرد: آقاجان شما طوری صحبت می‌کنید که گویی کار تمام شده است. گفت: بله، سه روز پیش پیامبر را در خواب دیدم گفتم: یا رسول الله! چه از دست امت تو کشیدم. پیغمبر فرمود: نفرین کن! این امت دو بار نفرین شده است. حساب انسان‌های جداست، گفت: نفرین کن و حضرت نفرین کرد. گفت: خدایا اینها را از من بگیر و انسان‌های بزرگ را نصیب من کن. اشرار را بر اینها مسلط کن! بار دوم که امت نفرین شد روز عاشورا بود. وقتی امام حسین داخل گودال قتلگاه افتاد، وقتی سر مبارک را می‌بریدند، نوری به عرش رسید، خدا شما را موفق نکند که روزه بگیرید. خدا شما را موفق نکند که عید فطر را درک کنید. حضرت فرمود: والله تا عید درک نمی‌کنند.

شریعتی: نکته‌های نابی را شنیدیم انشاءالله با تفکر و تدبر به سمت خدای متعال حرکت کنیم. امروز صفحه 260 قرآن کریم را تلاوت خواهیم کرد.

«وَ آتاكُمْ‏ مِنْ‏ كُلِّ ما سَأَلْتُمُوهُ وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ «34» وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَ اجْنُبْنِي وَ بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ «35» رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي وَ مَنْ عَصانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ «36» رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِيُقِيمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ «37» رَبَّنا إِنَّكَ تَعْلَمُ ما نُخْفِي وَ ما نُعْلِنُ وَ ما يَخْفى‏ عَلَى اللَّهِ مِنْ شَيْ‏ءٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ «38» الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعاءِ «39» رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي رَبَّنا وَ تَقَبَّلْ دُعاءِ «40» رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسابُ «41» وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّما يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصارُ»

ترجمه آیات: و (خداوند) از هر آنچه كه از او خواستيد (و نياز داشتيد) به شما داده است، و اگر (بخواهيد) نعمت خدا را بشماريد، نمى‏توانيد آنها را به دقت شماره كنيد همانا انسان بسيار ستمگر و ناسپاس است. و (به ياد آور) زمانى را كه ابراهيم گفت: پروردگارا! اين شهر (مكه) را امن قرار ده و من و فرزندانم را از اينكه بت‏ها را بپرستيم دور بدار. پروردگارا! همانا بت‏ها بسيارى از مردم را گمراه كرده‏اند، پس هر كه مرا پيروى كند، قطعاً او از من است و هر كس با من مخالفت كند، همانا تو بخشنده‏ى مهربانى. پروردگارا! من (يكى) از ذرّيّه‏ام را در وادى (و درّه‏اى بى‏آب و) بى‏گياه، در كنار خانه‏ى گرامى و با حرمت تو ساكن ساختم. پروردگارا! (چنين كردم) تا نماز برپا دارند، پس دل‏هاى گروهى از مردم را به سوى آنان مايل گردان و آنان را از ثمرات، روزى ده تا شايد سپاس گزارند. پروردگارا! همانا تو آنچه را پنهان و يا آشكار كنيم، مى‏دانى و چيزى در زمين و در آسمان بر خداوند پوشيده نمى‏ماند. ستايش خداوندى را كه در پيرى، اسماعيل و اسحاق را به من عطا فرمود. قطعاً پروردگارم شنونده دعاست (و آن را مستجاب مى‏كند.) پروردگارا! مرا برپا دارنده نماز قرار ده و از نسل و ذريّه‏ام نيز. پروردگارا! دعاى مرا (نماز و عبادتم را) بپذير. پروردگارا! مرا وپدر ومادرم را ومؤمنان را، روزى كه حساب بر پا مى‏شود ببخشاى! خداوند را از آنچه ستمگران انجام مى‏دهند غافل مپندار، همانا او (كيفر و حساب) آنان را براى روزى به تأخير مى‏اندازد كه چشم‏ها (از حيرت و وحشت) آن روز خيره مى‏ماند.

شریعتی: اشاره قرآنی را بفرمایید و بعد در مورد شخصیت جناب عثمان بن مظعون بفرمایید.

حاج آقای عاملی: خلاصه بحث ما در منزل یغظه بود، یغظه پنج رکن دارد که عرض خواهم کرد. بحث ما این بود اگر کسی از این پنج مطلب اطمینان نداشته باشد در حال خواب آمده و رفته است. پیغمبر فرمود: «الناس نیامٌ» در توضیح گفتم اگر قرار باشد که انسان در حال نوم باشد، اعمالی که انجام می‌دهد تعبیری دارد. همچنان که خواب‌های ما تعبیر دارد، اعمال ما هم تعبیری دارد. از سوره ابراهیم آیه 36 می‌فرماید: «فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي وَ مَنْ عَصانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» حضرت ابراهیم دو جمله گفته است و هردو خیلی مطالب دارد. یهودی‌ها می‌گفتند: ابراهیم برای ماست و مسیحی‌ها می‌گفتند: برای ماست. حضرت فرمودند: کسانی با من محرمیت دارند که تابع من هستند. فکر و مرام مرا پذیرفتند. این یک اصل است. «قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ‏ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيم‏» (آل‌عمران/31) پیغمبر ما همین را گفته است، تبعیت نباشد هرچه بگویی: حسین حسین! آنها الگوهای جاودانه هستند و آمدند از آنها اقتدا کنیم، در همه چیز، گفتند: بگویید که هرکس می‌خواهد ایمانش کامل شود بگوید: نظر من در تمام امور و آداب نظر اهل‌بیت است، چه به من برسد و چه نرسد. رمز محرمیت این است. اگر می‌خواهند سهمی از آنها داشته باشند از تبعیت می‌برند. آنها واسطه فیض هستند و فقط این فیض از تبعیت است. اول «وَ شُهَدَاءُ دَارِ الْفَنَاءِ» یعنی الگو هستند و بعد «وَ شُفَعَاءُ دَارِ الْبَقَاء» هستند، حضرت فرمود: اگر شما حرفی بزنید و ما یک حرفی بزنیم، بعد ما بمیریم و شما بمیرید، بعد ما محشور شویم و شما محشور شوید، شما یک مسیری می‌روید و ما یک مسیر دیگر، قرار هست با آنها سنخیت پیدا کنیم.

از این تعبیر یک جمله استفاده می‌شود کسانی که غبطه سادات را می‌خورند، امام صادق فرمودند: از پیغمبر دو چیز دارم یکی ولادت و یکی ولایت، فرمودند: ولایت من از پیغمبر است. اگر تحت امر او قرار بگیرم، بالاتر از سیادتی است که از پیغمبر دارم. «وَ مَنْ عَصانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» هرکس با من مخالفت کند، وظیفه ما در برابر مخالفین چیست؟ طرز تعامل با مخالف، قرآن گفته: «فان اعرضوا، فان تولوا» اگر یکجا پیدا کردید، «فان تولوا» سرش را ببر، «فان اعرضوا» بکشید، در کتاب «آتش تأویل در خرمن تنزیل» من همه «فان اعرضوا و فان تولوا» را درآوردم. آنقدر مطلب درآمده است، «إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي‏ بَيْنَهُمْ‏ يَوْمَ الْقِيامَة» خدا می‌گوید: من خودم به حسابش می‌رسم. در جایی به پیغمبر می‌گوید: «لَعَلَّهُ يَزَّكَّى‏» (عبس/3) شاید اصلاح شود، اصلاح نمی‌شود، «وَ ما عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى‏» (عبس/7) چقدر آیات زیباست.

شخصیت عثمان بن مظعون از اصحاب بزرگ پیغمبر ماست و آنقدر پیغمبر ایشان را دوست داشتند، در مرگش گریه کرد و صورت روی صورتش گذاشت. آنقدر ایشان برای اصلاح حریص بود، در زمان جاهلیت، شراب را حرام کرد. ایشان اولین کسی بود که پیغمبر در بقیع دفن کرد و خودش می‌آمد قبرش را زیارت می‌کرد. وهابی‌ها می‌گویند: قبر تکی را نمی‌شود رفت و قبر دسته جمعی را می‌شود رفت! پیغمبر ما قبر تکی را زیارت می‌کرد. برادر عایشه از دنیا رفت، در مکه دفن کردند، عایشه از مدینه بلند شد به مکه رفت سر قبر تکی! پیامبر ما وقتی تجارت می‌رفتند در ابواء به قبر مادرشان رسیدند و زیارت کردند. حضرت زهرا به احد می‌رفتند و قبر حضرت حمزه را زیارت می‌کردند. از خدای متعال می‌خواهم مدال «و رضوانٌ من الله اکبر» را نصیب ما بکنند.

شریعتی:

خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن *** خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

«الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»