main logo of samtekhoda

98-08-27-حجت الاسلام والمسلمین فرحزاد-سیری در صحیفه سجادیه امام زین العابدین (ع) ( شرح دعای مکارم الاخلاق)


برنامه سمت خدا

موضوع برنامه: سیری در صحیفه سجادیه امام زین العابدین (شرح دعای مکارم الاخلاق)

كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين فرحزاد

تاريخ پخش: 27-08- 98

شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

تا داشته‌ام فقط تو را داشته‌ام *** با یاد تو قد و قامت افراشته‌ام

بوی صلوات می‌دهند دستانم *** از بس که گل محمدی کاشته‌ام

سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم، بیننده‌های خوب و گرانقدرمان، انشاءالله هرجا که هستید خدای متعال پشت و پناهتان باشد. انشاءالله در این سرمای پاییزی دل و جانتان گرم به نور ایمان و توکل به خدای متعال باشد. حاج آقای فرحزاد سلام علیکم و رحمة الله.

حاج آقای فرحزاد: علیکم السلام و رحمة الله. خدمت جنابعالی و بینندگان و شنوندگان عزیز عرض سلام دارم. تشکر می‌کنیم از همه عزیزانی که برای پیامبر خدا جشن گرفتند. شکر کنیم از اینکه باران رحمت و برف الهی در تمام میهن اسلامی باریده است. انشاءالله خدای متعال کمک کند قدردان و شاکر همه نعمت‌ها باشیم.

شریعتی: امروز از صحیفه نورانی سجادیه و دعای مکارم الاخلاق خواهیم شنید.

حاج آقای فرحزاد: بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

بخش دیگر را باز امام سجاد(ع) با صلوات شروع می‌کنند، «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلْ‏ أَوْسَعَ‏ رِزْقِكَ عَلَيَّ إِذَا كَبِرْتُ، وَ أَقْوَى قُوَّتِكَ فِيَّ إِذَا نَصِبْتُ» یکی از دعاهایی که امام سجاد درخواست می‌کند این است که رزق و روزی مرا وقتی به سن بالا رسیدم بیشتر قرار بده. چون انسان در جوانی، در سلامتی و نشاط بیشتر می‌تواد فعالیت و کار کند. لذا عرضه می‌دارد وسیع‌ترین رزقت را وقتی بزرگ شدم، قرار بده. رزق هم فقط مال دنیا نیست. مادی و معنوی است. بیشترین قوه و انرژی را وقتی به رنج و زحمت می‌افتم به من مرحمت کن. «وَ لَا تَبْتَلِيَنِّي بِالْكَسَلِ عَنْ عِبَادَتِكَ» خدایا مرا مبتلا نکن که از عبادت و بندگی تو کسل شوم. چون باعث می‌شود آدم سرد بشود و عبادت نکند. گاهی آدم گناه می‌کند و شکرگزار نعمت‌ها نیست. از خدای متعال می‌خواهیم که خدایا ما را مبتلا نکن که از عبادت و بندگی تو به کسالت برسیم. «وَ لَا الْعَمَى عَنْ سَبِيلِكَ» خدایا مرا حفظ کن من راه تو را پیدا کنم و نابینا نشوم که چشم من ضعیف شود، نورش بیافتد چشم و دل من راه تو را تشخیص ندهم. مرا مبتلا نکن که کور بشوم از پیدا کردن راه تو، «وَ لَا بِالتَّعَرُّضِ لِخِلَافِ مَحَبَّتِكَ» خدایا مرا موفق بدار آنچه خلاف محبت توست، من متعرض نشوم و قدم برندارم، ما که ادعا داریم خدا را دوست داریم، وقتی آدم عاشق کسی است، حرفش را گوش می‌دهد و به او هدیه می‌دهد، خدایا به من توفیق بده خلاف محبت تو قدم برندارم، در مسیر محبت تو باشم. «وَ لَا مُجَامَعَةِ مَنْ تَفَرَّقَ عَنْكَ، وَ لَا مُفَارَقَةِ مَنِ اجْتَمَعَ إِلَيْكَ» خدایا به من توفیق بده آنچه با تو هست، از تو جدا نشوم. چهارده معصوم با خدا هستند، من همیشه با اینها باشم. کسانی که با خدا پیوند دارند، خدایا به من توفیق بده من از اینها جدا نشوم و با کسانی که از تو بریدند هم جمع نشوم. با دوستان خدا همیشه دوست و با دشمنان خدا دشمن باشم. این دعا خیلی زیبا و بلند است.

چون ماه ربیع هست، از آقای رکنی تقاضا کردم، یک مقدار ذکر پیامبر و یاد پیامبر باشیم. پیامبر حق بزرگی بر گردن ما دارند.

این همه آوازه‌ها از شه بود *** گرچه از حلقوم عبدالله بود

امام زمان یک نوری از انوار پیغمبر ماست. دوازده امام، حضرت زهرا و تمام انبیاء انواری هستند که شعاع وجود پیغمبر خدا هستند. روایت زیبایی در کافی شریف از امام صادق(ع) است که می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ أَدَّبَ‏ نَبِيَّهُ‏ عَلَى‏ مَحَبَّتِه‏ فَقَالَ‏ إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِيم‏» چرا خدا این عظمت را به پیغمبر معرفی می‌کند که خُلق عظیم، خدای بزرگ بگوید: عظیم خیلی مهم است. یکوقت خدای بزرگ جلوه می‌کند که پیغمبر تو بر یک اخلاق بزرگی مسلط هستی. امام صادق(ع) می‌فرماید: چنین پیغمبری را خدا تربیت کرده است با چه تربیت کرده است؟ با محبت، یعنی هرچه آدم بتواند با زبان محبت و با زبان نرمی و ملایمت، ما دو راه داریم. آدم‌هایی که وحشی و درنده هستند، اراذل و اوباش هستند، حیوانات وحشی را با بند کردن و کتک زدن و زندان کردن تنبیه می‌کنند ولی آدم‌هایی که عاقل و فهمیده هستند،«إِنَّ اللَّهَ أَدَّبَ‏ نَبِيَّهُ‏ عَلَى‏ مَحَبَّتِه» یعنی اینقدر روی سر پیامبر لطف و محبت و عنایت ریخته که این پیغمبر همه وجودش عشق و محبت خداست.

درس معلم ار بود زمزمه‌ی محبتی *** جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را

امام باقر(ع) فرمودند: «الدّين‏ هو الحبّ‏ و الحبّ هو الدين» اگر دین را در یک کلمه بخواهیم معنا کنیم، امام باقر می‌فرماید: دین یعنی مهرورزی و مهرورزی یعنی دین. محبت خدا، محبت اولیای خدا، هرچه به خدا وابسته است. بعضی فکر می‌کنند که خدمت به مردم یا محبت به مردم جدا از خداست. خدا در همه ذرات و همه انسان‌ها تجلی پیدا کرده است. خداوند به همه انسان‌ها رفعت دارد، رحمانیت دارد و رزق می‌دهد، فرمودند: چه کسانی بیشتر از همه خدا را دوست دارند؟ «أَشَدُّكُمْ‏ حُبّاً لِلَّهِ‏ أَشَدُّكُمْ حُبّاً لِلنَّاسِ» اینکه من خدا را دوست دارم، کجا ظاهر می‌شود؟ وقتی به پدرم و مادرم محبت کنم. به نماینده‌های خدا و انبیای خدا محبت کنم، به عموم خلق مهرورزی داشته باشم، الآن مشکلاتی که پیش آمده، همه مراجع و کارشناسان ما با مردم همدرد هستند. این فشار روی همه هست، مخصوصاً قشر ضعیف، این نکته مهم است که پیغمبر ما فرمودند: مستضعفین و ضعفای شما ولی نعمت شما هستند. الآن مسئولین ما پول نفت برای مردم است، مالیات برای مردم است. این مردم ولی نعمت ما هستند. فقرا و ضعفا ولی نعمت ما هستند و خدا به برکت دعای اینها رزق و روزی می‌رساند. این حادثه تلخی بود که در ایام ولادت پیغمبر شد. ایامی که جشن است، می‌شد زمان را کنترل کرد.

یک آقایی به من می‌گفت، کارخانه‌دار بود. می‌گفت: من همیشه اول حقوق کارگرانم را می‌دادم. سه چهار ماه کارخانه من مشکل پیدا کرد، طلبی از دولت داشتیم ندادند. اول کاری که کردم حقوق هیأت امنا و مدیران را قطع کردم تا به کارگرها رسیدگی کنم. آیا مسئولین ما با حقوق یک میلیون و دو میلیون می‌توانند زندگی کنند؟ مردم ولی نعمت ما هستند. خدا به پیغمبر می‌گوید: «وَ اخْفِضْ‏ جَناحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ» (حجر/88) امام هشتم می‌فرماید: پدرم موسی بن جعفر با یک عبد ضعیف و غلام می‌نشست مشورت می‌کرد. بعضی به امام هفتم اعتراض کردند که چرا با غلام و برده می‌نشینی؟ حضرت می‌فرمود: شاید خدا خیر و صلاح را به زبان او جاری کند.

«أَدَّبَ‏ نَبِيَّهُ‏ عَلَى‏ مَحَبَّتِه» خدا با محبتش، یعنی ما خیرخواه و دلسوز هستیم، دغدغه، خدا هم کمک می‌کند، کسی که بدهکار است، بعضی هستند وام می‌گیرند، بی‌خیال است، قسط عقب بیافتد، ضامن در فشار باشد. حدیث داریم کسی که دغدغه جدی بدهکاری را دارد خدا کمکش می‌کند تا بدهد.

بحثمان درباره‌ی مکارم الاخلاق بود، حدیث داریم کرامت‌های اخلاق در سه چیز است. «صِلْ مَنْ‏ قَطَعَكَ‏ وَ اعْفُ‏ عَمَّنْ ظَلَمَكَ وَ أَعْطِ مَنْ حَرَمَكَ وَ أَحْسِنْ إِلَى مَنْ أَسَاءَ إِلَيْكَ» اول صله کنیم با کسی که با ما قطع کرده است. اینکه اگر کسی خواهری، برادری، اولادی با ما قطع ارتباط کرده، هنر این نیست با خوب‌ها خوبی کنیم. ولی اینکه با من دعوا کرده، تندی و ناراحتی کرده، بیایم بغلش کنم و دوستی کنم، این را خدا خیلی دوست دارد. سعدی می‌گوید:

بدی را بدی سهل باشد جزاء *** اگر مردی أحسن الی من أساء

کسی به نام داود رقی از دوستان آقا امام صادق(ع) است. می‌گوید: وقتی می‌خواستم به مدینه بروم، یک پسرعمویی داشتم، این پسرعموی من ناصبی بود، دشمن اهل‌بیت بود. ولی فقیر بود و در فشار اقتصادی شدیدی بود. چون به من گفتند: باید به بدهای فامیل هم صله کنی. یک جاهایی است که ما استثناء نداریم، پدر و مادر، کافر، مسلمان، ظالم و خائن هم باشند اکرامشان واجب است. یکی فامیل است، فامیل هرچقدر هم بد باشد، دشمن اهل‌بیت باشد، قطع رحم جایز نیست. حداقل صله رحم ولو به یک سلام باشد. قطع رحم حرام است. داود رقی می‌گوید: این پسرعموی من دشمن اهل‌بیت بود و گرفتار بود. قبل از اینکه مدینه بروم یک پولی به او دادم. وقتی مدینه رفتم خدمت امام صادق رسیدم، حضرت فرمودند: روز پنجشنبه نام اعمال شما دست من رسید، در نامه عملت چیزی دیدم که خوشحالم کرد. صله رحم رزق و روزی را زیاد می‌کند. حضرت فرمود: صله رحمی که با پسرعمویت انجام دادی مرا خوشحال کرد و این برای تو خیلی خوب است. حدیث داریم «افضل‏ الصّدقة على‏ ذي الرّحم الكاشح» برترین صدقه‌ها برای فامیلی است که کینه‌ورزی و دشمنی می‌کند.

از من در مورد رد مظالم زیاد پرسیدند، آنهایی که واجب النفقه هستند نه ولی بهترین مورد دادن رد مظالم به کسانی است که می‌شناسیم. بهترین مورد رد مظالم و صدقه به بستگان و فامیل است. روایت داریم یک شخصی در زمان امام جواد(ع) به حضرت نامه نوشت و گفت: پدر من دشمن امیرالمؤمنین و اهل‌بیت است و ما را هم خیلی اذیت می‌کند و به زحمت انداخته است. به حضرت گفت: اجازه دارم به او بدی کنم و با او قهر کنم؟ حضرت جواد(ع) فرمودند: «وَ الْمُدَارَاةُ خَيْرٌ لَكَ‏ مِنَ الْمُكَاشَفَة» مدارا کردن با یک آدم نادان و جاهل خیلی بهتر از درگیر شدن با اوست. من قول می‌دهم که خدا بعد از هر سختی، راحتی قرار داده است. می‌گوید: طبق فرمایش امام جواد شروع به محبت به پدرم کردم و هرچه گفت تحمل کردم، بعد از مدتی پدرم عوض شد.

نامه‌ی 31 نهج‌البلاغه خیلی نکات عالی و زیبایی دارد. امیرالمؤمنین(ع) به امام مجتبی(ع) فرمودند، «وَ تَجَرُّعِ الْغَيْظِ» یعنی خشم را قورت بده. اولش تلخ است ولی بعد شیرین می‌شود. اینکه من فحش ندادم و تندی نکردم، «فَإِنِّي لَمْ أَرَ جُرْعَةً أَحْلَى مِنْهَا عَاقِبَةً وَ لَا أَلَذَّ مَغَبَّةً» امیرالمؤمنین می‌فرماید: من جرعه‌ای شیرین‌تر و گواراتر از جرعه‌ی خشم و غضب ننوشیدم. «وَ لَا تَصْرِمْ أَخَاكَ عَلَى ارْتِيَابٍ وَ لَا تَقْطَعْهُ دُونَ اسْتِعْتَابٍ وَ لِنْ لِمَنْ غَالَظَكَ فَإِنَّهُ يُوشِكُ أَنْ يَلِينَ لَكَ» با کسی که به شما پرخاشگری می‌کند، نرم باشیم و ملایمت کنیم. فامیلی به ما تندی کرد، فحش و ناسزا گفت، من بروم او را ببوسم، چه کار می‌تواند بکند؟ او زمین خورده من است. یکی از علمای برجسته موقعی در یکی از پیاده‌روها می‌رفتند، یک کسی از آقا ناراحتی داشت. به آقا رسید و گفت: شما چنین و چنان هستید. آقا فرمودند: من تعجبم از این است که از کی چشم و دلت باز شده و باطن مرا دیدی؟ چقدر خوب مرا دیدی. بارک الله! طرف تعجب کرد و منتظر عکس‌العمل شدید بود. حضرت امیر هم خودش حق است و هم کلامش حق است. می‌گوید: با آدم‌های تند، آرام برخورد کنید. با محبت خیلی از گره‌ها باز شدنی است. در حالات مرحوم شیخ جعفر کاشف الغطاء که از فقهای شیعه است، شاید صدها مجتهد سر درس ایشان می‌رفتند. روایت داریم علم باید با حلم توأم باشد. عالمی که حلم ندارد ارزشی ندارد. ایشان یک موقع به مسجد آمد و نماز می‌خواند. یک سید فقیر گرفتاری آمد گفت: کمک من کن. فرمود: الآن پول همراهم نیست، ولی چشم کمک می‌کنم. یکباره عصبانی شد و آب دهان به صورت ایشان انداخت. کسی که اول فقیه و مرجع تقلید عالم تشیع بود. ایشان فرمودند: چشم، آب دهان سید متبرک است. به سر و صورت مالید و گفت: صبر کن نماز بخوانم و بعد. نماز ظهر را خواندند و بلند شدند و عبایشان را گرفتند، فرمودند: هرکس آبروی شیخ جعفر را می‌خواهد برای یک انسان خوب کمک کنید. در صف نماز می‌چرخند و پول فراوانی جمع می‌کنند و تحویل این آقا می‌دهند. لذا حضرت فرمودند: نرم باش با کسی که با تو تندی می‌کند. امید است او هم نرم شود «وَ خُذْ عَلَى‏ عَدُوِّكَ‏ بِالْفَضْلِ فَإِنَّهُ أَحْرَى لِلظَّفَرِ» همیشه با دشمنت هم محبت کن و مدارا کن. با فضل و احسان به او یکی از راه‌های پیروزی بر دشمن است. لذا مکارم الاخلاق سه چیز است، «صِلْ مَنْ‏ قَطَعَكَ» با کسی که با شما قطع کرده صله کن. با کسی که به شما ظلم کرده عفو کن. «وَ اعْفُ‏ عَمَّنْ ظَلَمَكَ» پیغمبر ما بیست سال، سیزده سال در مکه و هفت سال در مدینه توسط مردم اذیت شد ولی همه را عفو کرد. «وَ أَعْطِ مَنْ حَرَمَكَ وَ أَحْسِنْ إِلَى مَنْ أَسَاءَ إِلَيْكَ» یک کمکی هم بکن و با محبت زمینش بزن. پیغمبر ما فرمود: کسی آرزوی گرانی بکند، عمل چهل ساله‌اش پاک می‌شود. کسی خدا را بیشتر دوست دارد که به مردم بیشتر خدمت کند.

شریعتی: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ‏ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ» (اعراف/96) انشاءالله با ایمان و تقوا دستمان به سمت آسمان باشد و خداوند لطف و محبتش را از مردم ایران دریغ نکند و روز به روز شاهد اقتدار میهن اسلامی‌مان باشیم. امروز صفحه 229 قرآن کریم، آیه 63 تا 71 سوره مبارکه هود را تلاوت خواهیم کرد.

«قالَ يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ‏ إِنْ كُنْتُ عَلى‏ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَ آتانِي مِنْهُ رَحْمَةً فَمَنْ يَنْصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَما تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ «63» وَ يا قَوْمِ هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوها تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذابٌ قَرِيبٌ «64» فَعَقَرُوها فَقالَ تَمَتَّعُوا فِي دارِكُمْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ ذلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ «65» فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّيْنا صالِحاً وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَ مِنْ خِزْيِ يَوْمِئِذٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ «66» وَ أَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيارِهِمْ جاثِمِينَ «67» كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيها أَلا إِنَّ ثَمُودَ كَفَرُوا رَبَّهُمْ أَلا بُعْداً لِثَمُودَ «68» وَ لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُنا إِبْراهِيمَ بِالْبُشْرى‏ قالُوا سَلاماً قالَ سَلامٌ فَما لَبِثَ أَنْ جاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ «69» فَلَمَّا رَأى‏ أَيْدِيَهُمْ لا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَ أَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قالُوا لا تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنا إِلى‏ قَوْمِ لُوطٍ «70» وَ امْرَأَتُهُ قائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْناها بِإِسْحاقَ وَ مِنْ وَراءِ إِسْحاقَ يَعْقُوبَ»

ترجمه آیات: (صالح) گفت: اى‏قوم من! آيا نظر شما اين است كه اگر از طرف پروردگارم معجزه داشته باشم واز جانب او مشمول رحمت شده باشم، (لب فروبندم و تبليغ نكنم؟) پس اگر من خدا را معصيت كنم (و رسالت‏الهى را انجام ندهم)، چه كسى در برابر (قهر) او ياريم خواهد كرد؟ پس شما جز خسارت و زيان چيزى به من نمى‏افزاييد. و (صالح در بيان معجزه‏ى خود گفت:) اى قوم من! اين شتر ماده (كه به اراده‏ى) خداوند (آفريده شده) معجزه‏اى براى شماست، پس او را آزاد بگذاريد تا در زمين خدا (چرا كند و از مراتع و علف‏هاى آن) بخورد، و آزارى به او نرسانيد كه بزودى عذاب (الهى) شما را فرا خواهد گرفت. پس (على‏رغم آن همه سفارشات و تهديدات، قوم ثمود) شتر را پِى كردند (و دست و پايش را بريدند)، پس (صالح) گفت: (براى مدّت) سه روز در خانه‏هايتان بهره‏مند باشيد (كه بعد از آن عذاب الهى فرا خواهد رسيد)، اين وعده‏اى است راست و حقيقى. چون (پس از گذشت سه روز،) فرمان (قهر) ما آمد، صالح و كسانى را كه به همراه او ايمان آورده بودند، به رحمت خود (از عذاب) نجات داديم و از خوارى آن روز (رهايى بخشيديم. اى رسول ما!) همانا پروردگارت، همان تواناى شكست ناپذير است. و ستمگران را صيحه‏اى (آسمانى) فرا گرفت، پس در خانه‏هايشان به روى در افتادند (و مردند). آنچنان (قوم ثمود در اثر اين صيحه و زلزله نابود شدند) كه گويى هرگز در آنجا ساكن نبوده‏اند، بدانيد كه همانا ثمود به پروردگارشان كفر ورزيدند. بدانيد كه ثمود (از رحمت الهى) دور باد. و همانا فرستادگان ما (كه فرشتگانى به صورت انسان بودند)، ابراهيم را مژده آورده گفتند: سلام، (ابراهيم نيز) گفت: سلام. پس زمانى نگذشت كه گوساله‏ى بريانى را (براى پذيرايى) نزد آنان آورد. پس چون (ابراهيم) ديد كه دست آنان به سمت غذا دراز نمى‏شود (و از آن نمى‏خورند)، آنان را نشناخت و ترسى از آنان در دل او افتاد (كه شايد غذا نمى‏خورند تا نمك‏گير نشوند و بتوانند براحتى سوء قصد خود را انجام دهند)، امّا ميهمانان گفتند: مترس، همانا ما براى (قلع و قمع) قوم لوط فرستاده شده‏ايم. و همسر ابراهيم ايستاده بود، پس (چون گفتگوها را شنيد،) خنديد، ما او را به (فرزندى به نام) اسحاق و پس از اسحاق، (فرزندى به نام) يعقوب بشارت داديم.

شریعتی: در ایام میلاد با سعادت نبی مکرم اسلام هستیم و چه ذکری بلندتر و بالاتر از صلوات بر محمد و آل محمد، از فضیلت ذکر بلند صلوات بشنویم.

حاج آقای فرحزاد: پیغمبر خدا هوای صلوات فرست‌ها را خیلی دارند چون عمری دعا به پیغمبر می‌کنند، جواب یک سلام واجب است، صلوات خیلی بالاتر از سلام است. حساس‌ترین جاهای قیامت یکی موقف میزان است که ارزیابی می‌شود و این آقا و خانم اهل بهشت یا جهنم است و پرونده بسته می‌شود. پیغمبر خدا فرمود: من در موقع میزان خواهم آمد، اگر از امت من کسی کم بیاورد و میزان حسناتش سبک باشد و گناه زیاد داشته باشد ولی در دنیا صلوات بر محمد و آل محمد فرستاده باشد، این صلوات‌هایی که برای من فرستاده روی میزان حسناتش می‌گذارم تا خدا او را راهی بهشت کند.

غدیر هرسال با شکوهتر از سالهای دیگر برگزار می‌شود و غدیر یک جریان است، از همه کسانی که برای این ایام زحمت کشیدند تشکر می‌کنم، کاروان‌های غدیر راه انداختند، به بچه‌ها عیدی دادند، یک خانمی نوشته بود شما گفتید روزه بگیرید ولی اگر کسی تعارف کرد قبول کنید و ثواب روزه را دارید. ما هم به این نیت روزه گرفتیم و هرجا رفتیم بسته می‌گذاشتند که ببریم. پیامک آمد که شب افطار مهمان حضرت معصومه هستید و خیلی شیرین بود. خواستیم به کسانی که ویژه خدمت کردند جایزه بدهیم، مجبور شدیم قرعه کشی کنیم. انشاءالله آن عددی که قرعه کشی کردیم و 110 نفر است، با آنها تماس می‌گیریم و آدرس می‌گیریم و انگشتر هدیه خواهیم کرد.

بعد از حضرت خدیجه در میان همسران پیغمبر، برترین همسرها حضرت ام سلمه هست. جالب است که گاهی امام حسین به او خطاب به مادر می‌کردند. امیرالمؤمنین وقتی می‌خواستند کوفه بروند، امانت‌ها را دست این بانو سپردند. امام حسین(ع) در سفر کربلا همه امانت‌ها را تحویل این بانو دادند و فرمودند: به امام سجاد تحویل بده. بانویی بود که از روز اول تا روز آخر مدافع اهل‌بیت و حامی اهل‌بیت بود. داستان زیبایی که خیلی جذاب است این است، ام سلمه همسری به نام ابو سلمه بود. آدم مؤمن و خوبی بود، فرزندی به نام سلمه داشتند و بخاطر همین به او ام سلمه می‌گفتند. یکبار همسر ایشان به منزل آمد گفت: من حدیث قشنگی از پیامبر خدا شنیدم. پیغمبر خدا در مسجد فرمودند: اگر کسی مصیبتی به او رسید، همانطور که خدا فرموده بگوید: «انا لله و انا الیه راجعون» ما مال خدا هستیم، مملوک خدا هستیم و نزد خدا برمی‌گردیم. خدا می‌فرماید: اگر کسی این را بگوید، «أُولئِكَ عَلَيْهِمْ‏ صَلَواتٌ‏ مِنْ‏ رَبِّهِمْ‏ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُون‏» (بقره/157) خدا همانطور که به پیغمبر صلوات می‌فرستد، به صاحبان عزایی که تسلیم خدا می‌شوند هم صلوات می‌فرستد. «اللهم آجرنى‏ في‏ مصيبتى‏ و اخلف لى خيرا منه» خدایا در این مصیبت به من صبر بده و بهتر از اینکه از من گرفتی به من بده. این حدیث را ابو سلمه برای من گفته بود. گذشت و شوهرم فوت کرد و همه غم‌های عالم در سینه من ریخت. خدایا بدون سرپرست چه کنم؟ عده وفات همسرم گذشت، دیدم در خانه را می‌زنند. پیغمبر خدا آمدند، فرمودند: خواستگاری شما برای خودم آمدم. من در مصیبت‌ها یاد خدا افتاده بودم و با خود می‌گفتم: خدایا به من صبر بده و بهتر از این به من عطا کن. با خود گفتم بهتر از ابو سلمه چه کسی است؟ پیامبر آمدند. گفتم: من بیوه هستم، مسن هستم و بچه دارم. همسران دیگر هستند و شاید بی ادبی باشد. فرمودند: با همه اینها قبول دارم.

شریعتی: «والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین»