main logo of samtekhoda

98-08-20-حجت الاسلام والمسلمین فرحزاد-سیری در صحیفه سجادیه امام زین العابدین ( شرح دعای مکارم الاخلاق)


برنامه سمت خدا

موضوع برنامه: سیری در صحیفه سجادیه امام زین العابدین (شرح دعای مکارم الاخلاق)

كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين فرحزاد

تاريخ پخش: 20-08- 98

شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم، بیننده‌های خوب و گرانقدرمان، همه آنهایی که همراه ما هستند، انشاءالله هرجا که هستید خدای متعال پشت و پناهتان باشد. ایام میلاد با سعادت نبی مکرم اسلام و هفته‌ی وحدت را تبریک می‌گویم. حاج آقای فرحزاد سلام علیکم و رحمة الله.

حاج آقای فرحزاد: علیکم السلام و رحمة الله. خدمت جنابعالی و بینندگان و شنوندگان عزیز عرض سلام دارم. آغاز هفته‌ی وحدت و میلاد سر تا سر نور پیغمبر عظیم الشأن و رئیس مذهب امام جعفر صادق(ع) را تبریک می‌گوییم و انشاءالله آمادگی داشته باشیم که جشن‌های خیلی خوب برپا کنیم خصوصاً در دل جوان‌ها که مملکت ما علوی و محمدی باشد.

شریعتی: امروز از صحیفه نورانی سجادیه و دعای مکارم الاخلاق خواهیم شنید.

حاج آقای فرحزاد: بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

فصل دهم دعای مکارم الاخلاق نکات ناب و بلندی امام سجاد از خدای مهربان درخواست می‌کنند، مرا آراسته کن به زیور صالحان و لباس متقین به من بپوشان. لباس متقین و زیور صالحان چیست؟ حضرت نکاتی را فرمودند، پوشاندن عیوب، نرم خویی و ملایمت، تواضع و ادب، سیره و رفتار ما زیبا باشد، نخوت و غرور نداشته باشیم، برخوردهای ما شایسته باشد، کسی را سرزنش نکنیم، بعد می‌فرماید: «وَ الْإِفْضَالِ‏ عَلَى‏ غَيْرِ الْمُسْتَحِقِّ» اینکه کسی به ما خوبی کرده و ما هم خوبی کنیم، این هنر نیست ولی اینکه کسی به ما بدی کرده و ما به او خوبی کنیم. مالک اشتر که رضوان خدا بر او باد، شجاعت بلند کردن وزنه‌ی سنگین نیست. شجاعت این است که بر نفسش غالب باشد. در عین اینکه شجاع بود ولی بالاترین شجاعت مالک اشتر که مثل کوه محکم و استوار است، کسی به او میوه گندیده پرتاب می‌کند، سرش را پایین می‌اندازد و به مسجد می‌رود و برای این بنده خدا دو رکعت نماز می‌خواند و بعد آن فرد به دست و پای او می‌افتد. کسی که سر به سر ما می‌گذارد، اگر ما آرامش داشته باشیم شجاعت است. اینکه متانت و حلم خود را نگه داریم. لذا حضرت می‌فرماید: یکی از لباس‌های صالحین این است که آن مستحق عقوبت و تنبیه و قهر را افضال کنیم و برتری و محبت کنیم.

یک روایتی است که شخصی در مدینه مسجدالنبی بود یا موسم حج بود، خوابید. از خواب بیدار شد و دید همیان او که کیفش همراهش بود، نیست. امام صادق مشغول نماز بودند. بعد از نماز نزد آقا آمد و گفت: شما پول مرا برداشتید. آقا فکر این چیزها را نمی‌کرد. آقا از خود حتی دفاع هم نکردند. حضرت فرمودند: چقدر در همیان شما بود؟ گفت: هزار دینار. حضرت فرمودند: بروید هزار دینار را بیاورید و به او بدهید. این رفت منزل دید همیانش را در خانه جا گذاشته بود. برگشت و آدرس امام را گرفت و نمی‌دانست او امام صادق است و عذرخواهی کرد. حضرت فرمود: ما چیزی را که در راه خدا بخشیدیم پس نمی‌گیریم. این شخص تعجب کرد که این آقا کیست که اینقدر کریم است و به غیر مستحق هم محبت می‌کند؟ گفتند: او جعفر بن محمد صادق و امام شیعیان است. گفت: این شخصیت‌ها می‌توانند این کارها را بکنند.

روایتی در جلد 42 بحار است، صفحه‌ی 32، در باب سخاوت مولا امیرالمؤمنین است. یک روز عبدالله زبیر که آدم خوبی نبود، پدرش هم با اینکه عمه زاده پیغمبر بود جنگ جمل را به پا کردند. ولی زمانی طرفدار پیغمبر و حضرت علی بود. عبدالله زبیر یک وقتی خدمت مولا امیرالمؤمنین آمد و گفت: یک سند و مدرکی پیدا کردم که پدر من زبیر از پدر شما حضرت ابوطالب هشتاد هزار درهم طلبکار است. امیرالمؤمنین نگفتند: نه، فرمودند: پدرت آدم راستگویی بود. بروید هشتاد هزار درهم به او بدهید. رفت مدارک و سندها را بررسی کرد و دید برعکس خوانده است. نوشته بود من هشتاد هزار درهم به ابوطالب بدهکار هستم. دید عجب اشتباهی کرده است. فوری خدمت حضرت آمد و عرض کرد: سند را پیدا کردم و اشتباه خوانده بودم. پدر من به پدر شما بدهکار است. حضرت فرمودند: آن مبلغی که دادم برای خودت و آن مبلغی که برای پدرم بود و بدهکار هستی را بخشیدم. آدمیزاد هست که از یک جو نمی‌گذرد، از یک حرف و حدیث و بی احترامی نمی‌گذرد.

شریعتی: حاج آقای دولابی در کتاب مصباح الهدی می‌فرمودند: اگر اهل ایمان نباشی و پیرو محمد و آل محمد نباشی قطعاً برایت سخت است و شدنی نیست. ولی اگر بودی و دل بستی نه تنها برایت راحت است بلکه تو را رشد می‌دهد.

حاج آقای فرحزاد: در نهج‌البلاغه هست که امیرالمؤمنین فرمود: «مَنْ أَيْقَنَ بِالْخَلَفِ جَادَ بِالْعَطِيَّةِ» کسی که بداند که چیزی که می‌دهد، خدا چندین هزار برابر جبران می‌کند و مقام و درجه می‌دهد. قرب می‌دهد، اینکه امامان ما لقمه دهانشان را به یتیم و اسیر می‌دادند، چون یقین داشتند. ما فکر می‌کنیم هرچه جمع کنیم به جایی می‌رسیم، نه!  البته پول‌هایی که حضرت می‌دادند برای بیت المال نبود، حضرت از مال شخصی خود می‌دادند. حضرت چه در دورانی که در مدینه بودند، مخصوصاً دورانی که خانه‌نشین بودند، چقدر چاه حفر کردند، الآن هم در مدینه چاه‌های حضرت علی کنار مسجد شجره هست. چه در کوفه و چه از دسترنج شخصی خود هزار بنده آزاد کردند. حضرت یک مزرعه‌ای داشتند که به چهل هزار دینار فروختند. شب که شد وقتی به منزل آمدند چیزی نداشتند. همه را صرف فقرا کردند. امیرالمؤمنین فرمود: این زره مرا کسی بخرد و پولی بدهد که نان شب خود را تأمین کنیم. این چه سخاوتی است، این را کنار دشمنانشان بگذارید که از آب دادن به طفل شش ماهه دریغ می‌کردند. یک کسی حتی آب به طفل شش ماهه نمی‌دهد و یک کسی همه هستی‌اش را در راه خدا فدا می‌کند و به دشمنش هم آب می‌دهد.

ما می‌گوییم: خدایا به عدل رفتار نکن و به فضل با ما رفتار کن. فضل یعنی به غیر مستحق هم بدهی. «وَ الْقَوْلِ بِالْحَقِّ وَ إِنْ عَزَّ» بعضی مواقع گفتار حق به ضرر انسان است. حق تلخ است و ممکن است صلاح دنیایی درونش نباشد. می‌فرماید: علامت متقین این است که گفتار به حق را می‌گویند ولو اینکه سنگین است. علامت صالحان و متقین «وَ اسْتِقْلَالِ الْخَيْرِ وَ إِنْ كَثُرَ مِنْ قَوْلِي وَ فِعْلِي» خدایا به من توفیق بده هر کار خیری می‌کنم بزرگ نشمارم که از خدا و خلق خدا طلبکار شوم. پیغمبر ما و اهل‌بیت این همه انفاق می‌کردند و عبادت‌های سنگین می‌کردند و دائم می‌گفتند: «ما عرفناک حق معرفتک، ما عبدناک حق عبادتک» خدایا دست ما خالی است، تو را نشناختیم و کم گذاشتیم. این همه سخاوت و انفاق و جهاد و شهادت، باز می‌گویند: خدایا دست ما خالی است و چیزی نداریم. بحث نیت خالص، آقای دولابی می‌فرمود: علامت خلوص این است که آدم هرچه کار خیر می‌کند فعل و فاعل را نبیند و به خدا نسبت بدهد. اگر نماز می‌خوانی، احسان و عبادت می‌کنی بگو: خدایا من نبودم و همه کاره تو بودی. حالا این توفیق نصیب من شده است. چرا؟ چون اگر به خودمان نسبت بدهیم طلبکار می‌شویم، غرور ما را می‌گیرد. مثل شیطانی که شش هزار سال عبادت کرد و خودش را از آدم بالاتر حساب کرد. صلاح ما در این است که خوبی‌هایمان را به خدا نسبت بدهیم و نبینیم.

حضرت سلمان کسی است که حضرت زهرا(ع) برای او کفن تهیه کردند. حضرت زهرا هجده سال عمر کردند ولی به فکر کفن سلمان بودند. امیرالمؤمنین هزاران نفر در مدینه از دنیا رفتند، بر بدنشان نماز نخواندند و برای تشییع آنها حاضر نشدند ولی با طی الارض برای سلمان از مدینه به مدائن آمدند و کفن برایش آوردند و بر او نماز خواندند و دفنش کردند. فرمودند: پیغمبر را در خواب دیدم که به من فرمودند: سلمان از دنیا رفته است و او را تشییع کن. مستحب است که این اشعاری که امیرالمؤمنین بر کفن سلمان نوشتند ما هم بر کفن‌هایمان بنویسیم. حضرت بر کفن سلمان نوشتند: «وفدت علی الکریم بغیر زاد من الحسنات و القلب سلیمی و حمل الزاد اقبل کل شیء اذا کان الوفود علی الکریم» معنایش چیست؟ یعنی حال ما باید اینطور باشد. این شعر حال ما باشد. با اینکه سلمان اولین رتبه بندگی و طاعت تشیع را داشته است، ولی می‌گوید: من بر خدای بزرگوار و کریم وارد شدم بدون زاد و توشه و قلب سلیم و حسنات ندارم و دست خالی هستم. در عالم بندگی و آخرت دست خالی می‌پسندند.

من تأسف می‌خورم از شخصیت‌های بزرگی که در وصیتشان نوشتند: نماز شبم قضا نشده است. امام راحل در یکی از سخنرانی‌ها فرمودند: من در عمرم دو رکعت نماز نخواندم، یعنی نمازی که نماز واقعی باشد. نمازی که سر تا پا اخلاص باشد. جایی که چهارده معصوم تسلیم هستند ما چه ادعایی می‌کنیم؟ شاخصه‌ی مهم عبد کامل دست خالی بودن است. دعایی که در مسجد کوفه «مولای یا مولای» یعنی هرچه حسن داری آن طرف، یک خط‌کش بگذار. یک موقع این دعا را برای آقای بهاءالدینی خواندم، خیلی خوشش آمد. گفت: ببین چه مرزبندی قشنگی کرده است. تو کجایی و من کجا هستم. دیگر غرور و تکبر و خودخواهی معنا ندارد. لذا حضرت نوشتند که بگو به خدای کریم که من زاد و توشه ندارم و دست خالی هستم، حتی حسنه و قلب سلیم هم ندارم. ما یک کریم بزرگی ما را افطاری دعوت کند، من غذا ببرم، خیلی به او بر می‌خورد. زشت‌ترین کارهاست که وقتی من بر خدای کریم وارد می‌شوم برای او هدیه ببرم. دست خالی آمدن پیش تو عیب نیست ولی دست خالی برگشتن عیب است. لذا خدا دست ما را پر می‌کند. هرکس در راه خدا دست خالی‌تر و فقیرتر است، خدا بیشتر در کیسه او می‌ریزد.

همیشه می‌فرمایند: در دستگاه خدا و چهارده معصوم اگر خودت را بگیری رهایت می‌کنند و اگر خودت را رها کنی تو را می‌گیرند. ادعا و من چنین و چنان هستم را باید دور ریخت. یکی از فرمایشات حضرت این است که «و استقلال» یعنی کم شمردن خیر، یعنی قلة ولو اینکه من در گفتارم و فعلم کار خیر زیاد کردم ولی ناچیز بشمارم و در مقابل «وَ اسْتِكْثَارِ الشَّرِّ وَ إِنْ قَلَّ مِنْ قَوْلِي وَ فِعْلِي» از آن طرف اگر یک موقع خطا و معصیتی شد، بزرگ حساب کنم و بگویم: چرا این کار را کردم. مثل سم و آتش است که یک مقدار هم زیاد است. دشمن کمش هم زیاد است. حضرت لقمان فرمود: فرزندم اگر هزار تا دوست خوب پیدا کردی، کم است. بگذار بیشتر شود و دشمن یکی هم خطرناک است.

حدیث داریم گناه برای مؤمن مثل یک کوه سنگین است، منافق و بی ایمان برایش مهم نیست که خیانت کند یا لقمه حرام بخورد. لذا حضرت می‌فرماید: علامت صالحان و متقین را به من بده که عمل شر و معصیت در نزد من بزرگ باشد. یکی از لات‌های قم یک موقع به مکه برای زیارت رفته بود. پرده کعبه را گرفته بود و گفته بود: خدایا من خیلی گناه کردم ولی از من پدر سوخته‌تر اینقدر هست که مرا روی تخم چشم‌هایت بگذاری! از ما بدتر هم ممکن است باشند ولی معنایش این نیست که ما بدی‌هایمان را کوچک بشماریم. بدی، کمش هم زیاد است. بزرگ شمردن شر و بدی ولو در کارهای ما کم باشد. مرحوم آقای میرزا علی آقای شیرازی گاهی یک ذره به خانواده‌اش تندی می‌کرد. شهید مطهری هم نقل کردند که خواب می‌بیند سگی در قبر به او حمله می‌کند و بعد پیمان می‌بندد که تا آخر عمر همین یک ذره هم نداشته باشد. بعد می‌فرماید: «وَ أَكْمِلْ ذَلِكَ لِي بِدَوَامِ الطَّاعَةِ» خدایا این کارهای خوب و صفات خوب را برای من کامل کن که طاعت و بندگی من مداوم باشد. «وَ لُزُومِ الْجَمَاعَةِ» دین و مکتب ما انفرادی را قبول ندارد. در زمان پیغمبر هم از این کارها کردند، درباره‌ی عثمان بن مضعون که حضرت در نهج‌البلاغه می‌فرماید: من برادری داشتم در راه خدا و در گذشته، خیلی از مفسرین و شراح نهج‌البلاغه گفتند: ایشان بوده است. پیغمبر ما وقتی از دنیا رفت، پیشانی او را بوسیدند و خیلی به او بشارت دادند. امیرالمؤمنین می‌گوید: جای برادر من بود. پسر او فوت کرد از دنیا زده شد و خانم و بچه‌ها را رها کرد و صومعه‌ای زد که فقط عبادت کند. حضرت فرمود: این کار اشتباه است. در اجتماع بیا، من خودم همسر دارم و یک روز روزه می‌گیرم و یک روز عبادت می‌کنم. همیشه سعی کنیم با جماعت خوب‌ها، خدا هیچوقت نمی‌گوید: اکثریت مطلق و در روایات ما تعریف نشده است. ولی اکثریتی که جمع خوبی هستند، مؤمن و با تقوا هستند. هیچوقت خودمان را از جماعت مؤمنین جدا نکنیم. اینکه حضرت فرمودند: «ایاک و الفُرقه» بر شما باد از تفرقه فاصله بگیرید. با جماعت باشید، «فانّ یدی الله مع الجماعه» همیشه دست خدا با جماعت است. حتی تنها غذا خوردن خوب نیست. تنها سفر کردن خوب نیست. تنها خوابیدن خوب نیست.

در خانواده‌ها متأسفانه افراد یک خانواده با هم سر سفره نیستند. عالم برجسته‌ای می‌گفت: پدر من از علمای برجسته است. گاهی من زودتر شام خوردم می‌گوید: بیا سر سفره بنشین و با هم باشیم. پیغمبر فرمود: بهترین طعام‌ها طعامی است که دست در آن زیاد باشد. خدا جمع را دوست دارد. امام(ره) در یکی از سخنرانی‌هایشان فرمودند: مسئولین دور هم سر یک سفره جمع شوند و همین جمع شدن دور هم موضوعیت دارد. من هرچه خدا را سجده کنم کم است و نمی‌شود حق خدا را به جا آوریم. همدلی خیلی خوب است، اینکه کارشناسان برنامه دور هم جمع می‌شویم و با هم هستیم خیلی خوب است. آقای دولابی به یکی از بزرگان فرمودند: فرحزاد منبر می‌رود او را با قلبت تعیین کن، این چقدر برای شما خوب است و برای او هم خوب است. تمام ثواب‌هایی که به او برسد به شما هم می‌رسد. با قلب و نیتمان در آن کار شریک شویم.

هفته وحدت معنایش همین است. دفع ما در حد اعلی و جذب ما کم است. زن و شوهری نزد من آمدند، خانم طرفدار فلان نامزد انتخاباتی و مرد طرفدار فلان نامزد بود. دعوای شدید شده بود. چرا این تفرقه را برپا می‌کنید؟ تفرقه کار شیطان است. دو تا دل اگر با هم شد سومی خدا و چهارده معصوم و انبیاء هستند و اگر جدا شد همه شیاطین و طاغوت‌ها هستند. جهنم یعنی تفرقه و بهشت یعنی جمع، یک نگاه صمیمانه و با محبت به چهره همسر و همسر به شما کافی است که خدا به هردو نظر رحمت کند. نگاه به پدر و مادر عبادت است. نگاه به همسر عبادت است. دست کشیدن بر سر بچه‌ها عبادت است. نگاه به عالم عبادت است. نگاه به دریا عبادت است. نگاه به پدر و مادر از روی مهر و محبت یک حج عمره است. چقدر با نگاه‌ها می‌توانیم عبادت کنیم. نگاه‌ها روی مهربانی و محبت باشد. لذا حضرت درخواست می‌کند «و لزوم الجماعه» یعنی این کارهایی که فرمودند را کامل کن که ملازم جماعت باشم و رحمت خدا از من جدا نشود. «وَ رَفْضِ أَهْلِ الْبِدَعِ» همیشه از بدعت گذارها فاصله بگیرم. افرادی که سنت شکنی می‌کنند و کارهای خوب را رها می‌کنند، فاصله بگیرم «وَ مُسْتَعْمِلِ الرَّأْيِ الْمُخْتَرَعِ» کسانی ک خود رأی هستند و مقابل خدا و پیغمبر و قرآن رأی بی‌خود درست می‌کنند، فاصله بگیرم و همیشه با جماعت خوب‌ها باشم.

شریعتی: امروز صفحه‌ی 222 قرآن کریم، آیات 6 تا 12 سوره مبارکه هود را تلاوت خواهیم کرد.

«وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها وَ يَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَ مُسْتَوْدَعَها كُلٌّ فِي كِتابٍ مُبِينٍ «6» وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَ لَئِنْ قُلْتَ إِنَّكُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ «7» وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلى‏ أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ لَيَقُولُنَّ ما يَحْبِسُهُ أَلا يَوْمَ يَأْتِيهِمْ لَيْسَ مَصْرُوفاً عَنْهُمْ وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ «8» وَ لَئِنْ أَذَقْنَا الْإِنْسانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْناها مِنْهُ إِنَّهُ لَيَؤُسٌ كَفُورٌ «9» وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ نَعْماءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ «10» إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ «11» فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى‏ إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جاءَ مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّما أَنْتَ نَذِيرٌ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَكِيلٌ»

ترجمه آیات: و هيچ جنبنده‏اى در زمين نيست، مگر آنكه روزى او بر خداست و او قرارگاه دائمى و جايگاه موقّت او را مى‏داند. همه در كتاب آشكارى ثبت است. او كسى است كه آسمان‏ها و زمين را در شش روز (دوران) آفريد و عرش (حكومت) او بر آب قرار داشت، تا شما را بيازمايد كه كدام يك نيكوكارتريد و اگر بگويى كه شما پس از مرگ زنده خواهيد شد، همانا كفّار خواهند گفت: اين نيست مگر سحرى آشكار. و هرگاه عذاب را تا مدّت محدودى از آنان به تأخير بيندازيم، (به مسخره) مى‏گويند: چه عاملى جلوى عذاب ما را گرفت؟ بدانيد روزى كه قهر وعذاب ما به سراغشان بيايد، از ايشان بازگشتى نيست و آنچه بدان مسخره مى‏كردند، آنان را فراخواهد گرفت. و اگر به انسان از جانب خود نعمتى بچشانيم، سپس آن را از او بازپس‏گيريم، همانا او نوميد و ناسپاس خواهد بود. و اگر پس از سختى و محنتى كه به انسان رسيده، نعمتى به او بچشانيم (چنان مغرور مى‏شود كه) مى‏گويد: همانا گرفتارى‏ها از من دور شد (و ديگر به سراغم نخواهد آمد)، بى‏گمان او شادمان و فخرفروش است. مگر كسانى كه (در سايه‏ى ايمان واقعى،) اهل صبر وعمل صالح هستند، (نه‏با رفتن نعمت مأيوس و نه با آمدن آن فخرفروشى نمى‏كنند.) براى آنان مغفرت وپاداشى بزرگ خواهد بود. پس شايد تو (به خاطر عدم پذيرش مردم، ابلاغِ) بعض از آنچه را كه به تو وحى مى‏شود واگذارى و (شايد) سينه‏ات به خاطر آن (حرفها) كه مى‏گويند: چرا گنجى بر او نازل نشده، يا فرشته‏اى با او نيامده، تنگ شده باشد. (مبادا چنين باشد، كه) تو فقط هشدار دهنده‏اى و خداوند بر هر چيزى ناظر و نگهبان است.

شریعتی: از فضیلت ذکر بلند صلوات بر محمد و آل محمد بشنویم.

حاج آقای فرحزاد: ماه ربیع الاول چون منتسب به پیغمبر خداست می‌طلبد که مداومت بر این ذکر داشته باشیم حداقل در شبانه روز صد بار سفارش شده است. چه بشارتی از این بزرگتر، ما همه دوست داریم با اول شخصیت عالم محشور شویم. یکی از راه‌های محشور شدن همین است که پیغمبر فرمودند: نزدیک ترین افراد به من روز قیامت کسانی هستند که در دنیا بیشتر از همه بر محمد و آل محمد صلوات می‌فرستند.

پیغمبر همه هستی خود را برای هدایت خلق خرج کردند. ما برای پیغمبر که رحمة للعالمین است چه کار کردیم؟ ما مخصوصاً برای جوان‌ها و نوجوان‌ها یک شیرینی، یک جشنی برگزار کنیم و به نام‌های محمد جایزه بدهیم. بذر محبت را در دلها زیاد کنیم. پیامبر فرمود: محبت من در دل هرکسی زیاد شود خدا بدنش را بر آتش جهنم حرام می‌کند و ریشه‌ی ایمان محبت محمد و آل محمد است. انشاءالله قدمی برداریم، پیغمبر از امام حسین کمتر نیست. همینطور که برای عید غدیر خیلی‌ها اطعام کردند و کار خیر کردند، برای پیغمبر هم انشاءالله جشن‌های باشکوه داشته باشیم.

شریعتی: پیامبر فرمود: هرکس می‌خواهد به مردی بنگرد که اسلام و ایمان دلش را روشن کرده است به سلمان بنگرد. در مورد سلمان فارسی بگویید.

حاج آقای فرحزاد: ما عظمت سلمان فارسی را درک نمی‌کنیم. سلمان باب الله، «من عرفه کان مؤمنا و من انکره کان کافرا» سلمان هم باب الله است و هرکس او را بشناسد مؤمن است و هرکس او را انکار کند، کافر است. سلمان ذوب در پیغمبر و امیرالمؤمنین است. یکی از علمای بزرگ و عرفا می‌گوید: از این «منا اهل البیت» بوی عصمت می‌آید. کسی که ذوب در پیغمبر است خطا و لغزش ندارد. واقعاً چه شخصیتی است که امام صادق او را یاد می‌کرد و از او مدح و ثناء و ستایش می‌کرد. به کتاب سفینة البحار کلمه‌ی «سَلَم» مراجعه کنند، محدث قمی روایات نابی در فضایل ایشان آورده است. یک جلسه‌ای ابوبصیر می‌گوید نشسته بودیم. بحث در مورد برتری جعفر طیار و سلمان شد. امام صادق گوش می‌دادند و دخالت نمی‌کردند. یک نفر بلند شد و گفت: جعفر طیار برادر حضرت علی بود ولی سلمان یک آدم مجوسی بود که آتش پرست بود و مسلمان شد. حضرت بلند شدند و دو زانو نشستند و با حالت غضب فرمودند: چرا به سلمان توهین کردی؟ حتی خدا نَسَب او را عوض کرده است. فارسی بوده ولی قریشی است. مجوسی بوده و علوی شده است. امام صادق فرمود: صلوات خدا بر سلمان باشد. فرمودند: نه اینکه شأن جعفر را پایین بیاورم. جعفر در بهشت با ملائکه پرواز می‌کند. گاهی بعضی‌ها به سلمان اهانت می‌کردند، پیغمبر اینقدر ناراحت می‌شد و دفاع می‌کرد. جناب سلمان شخصیتی است که ما این تعبیرها را درک نمی‌کنیم. از علوم و حقایق، ظاهرش و باطنش، علم بلایا و منایا، همه را خدا به سلمان داده است. آ شیخ عباس می‌گوید: این اسم اعظم چیز کوچکی نیست. آصف بن برخیا یک کلمه اسم اعظم داشت، عالم را جا به جا می‌کرد. جناب سلمان اسم اعظم داشت و ملائکه با او گفتگو می‌کردند.

امیرالمؤمنین(ع) در مدینه قدم می‌زدند، در کوچه به سلمان رسیدند، فرمودند: «یا سلمان اذهب الی منزل فاطمه فانها الیک مشتاقاً» دلش برایت تنگ شده است. حضرت زهرایی که پیغمبر دستش را می‌بوسد، همه انبیاء، همه عالم فدای حضرت زهرا هستند، امیرالمؤمنین به سلمان می‌فرماید: چرا به فاطمه زهرا سر نمی‌زنی، فاطمه زهرا مشتاق دیدار توست. این خیلی مهم است. سلمان به کجا رسیده که حضرت زهرا مشتاق اوست؟ این افتخار ما ایرانی‌هاست که از مملکت ما اولین شخصیتی که در کنکور اهل‌بیت رتبه‌ی اهل‌بیت را بدست آورده سلمان است.

شریعتی: دعا بفرمایید و آمین بگوییم.

حاج آقای فرحزاد: خدایا به حق محمد و آل محمد قلب امام زمان از ما راضی و فرجش را نزدیک بگردان. خدایا تو هستی که سلمان تربیت می‌کنی، ابوذر تربیت می‌کنی، ما ناقابل محض هستیم به حق محمد و آل محمد ما را شیعیان خالص اهل‌بیت تربیت بفرما. لحظه‌ای ما را از قرآن و اهل‌بیت جدا مگردان، مریض‌های روحی و جسمی لباس عافیت بپوشان، شر دشمنان به خودشان برگردان، به حق محمد و آل محمد آنهایی که همسر ندارند، اولاد ندارند، شغل و مسکن ندارند، به فضل و کرمت به آنها مرحمت بفرما. جشن‌های پیغمبر را با شکوه برگزار کنیم و سنگ تمام بگذاریم.

شریعتی: «والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین»