main logo of samtekhoda

98-07-01-حجت الاسلام والمسلمین فرحزاد-سیری در صحیفه سجادیه -شرح دعای بیستم(مکارم الاخلاق)


برنامه سمت خدا

موضوع برنامه: سیری در صحیفه سجادیه، شرح دعای بیستم (مکارم الاخلاق)

كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين فرحزاد

تاريخ پخش: 01-07- 98

شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. (قرائت دعای سلامت امام زمان) برای آمدنش دعا می‌کنیم، همان کسی که مژده سبز شالی‌هاست، خدا کند که بیاید، همین حوالی‌هاست...

سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم، بیننده‌ها و شنونده‌های خوبمان، به سمت خدای امروز خوش آمدید. حاج آقای فرحزاد سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید.

حاج آقای فرحزاد: علیکم السلام و رحمة الله. خدمت جنابعالی و بینندگان و شنوندگان عزیز عرض سلام دارم. آرزوی قبولی عزاداری‌ها و طاعات را داریم، در آستانه‌ی شهادت امام سجاد(ع) هستیم که بنا بر قول مشهور 25 محرم شهادت حضرت هست. دو امام معصوم به شهادت رسیدند، یکی امام سجاد(ع) است که در نهضت کربلا نقش خیلی مهمی دارند که انشاءالله شرکت در مجالس روضه امام سجاد را فراموش نکنیم.

شریعتی: بحث امروز شما را خواهیم شنید.

حاج آقای فرحزاد: بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

«السلام علیک یا أباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک، السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین» بخش دیگری از دعای صحیفه سجادیه، امام سجاد(ع) عرضه می‌دارد، «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه» در جای جای دعا صلوات فراموش نمی‌شود. «وَ اجْعَلْ‏ لِي‏ يَداً عَلَى مَنْ ظَلَمَنِي» خدایا قدرتی به من بده، مرا کمک کن کسی که به من ظلم می‌کند بتوانم در مقابل او مقاومت داشته باشم. «وَ لِسَاناً عَلَى مَنْ خَاصَمَنِي» کسی که با من دشمنی دارد، زبان داشته باشم که بتوانم از خودم دفاع کنم. انسان تا می‌تواند از خودش دفاع کند و اگر جایی نتوانست، موردی هست بتواند عفو کند، موردی هست بتواند پیگیری کند. ولی من بتوانم محکم دفاع کنم. «وَ ظَفَراً بِمَنْ عَانَدَنِي» کسی که به من عناد می‌ورزد، بتوانم بر او پیروز شوم. «وَ هَبْ لِي مَكْراً عَلَى مَنْ كَايَدَنِي» خدایا به من راه حیله، چاره‌اندیشی بده و کسانی که در مقابل من مکر و حیله بزنند، من هم بتوانم از حیله‌های آنها راحت بیرون بیایم. «وَ قُدْرَةً عَلَى مَنِ اضْطَهَدَنِي» کسی که مرا در تنگنا قرار می‌دهد، قدرت بده بتوانم بر او غالب شوم. «وَ تَكْذِيباً لِمَنْ قَصَبَنِي» کسی که به من عیب‌جویی می‌کند کمک کن که بتوانم رفع اتهام کنم، «وَ سَلَامَةً مِمَّنْ تَوَعَّدَنِي» کسی که مرا تهدید می‌کند و وعید بی‌جا می‌دهد که مرا می‌ترساند، من از وعید و تهدید او در سلامت باشم، «وَ وَفِّقْنِي لِطَاعَةِ مَنْ سَدَّدَنِي، وَ مُتَابَعَةِ مَنْ أَرْشَدَنِي» خیلی‌ها هستند خیرخواه و دلسوز ما هستند. خدایا به من توفیق بده، آنهایی که کارهای محکم به ما یاد می‌دهند، حرفشان را گوش بدهیم. توفیق طاعت کسانی که در صراط درست ما را قرار می‌دهند به ما مرحمت کن و کسانی که ما ارشاد به راه راست می‌کنند، حرف آنها را گوش بدهیم. یعنی روح پذیرش در ما باشد.

هفته گذشته یک بخش مهمی از دعای مکارم الاخلاق در تعامل با دیگران است. صبح که از خواب بلند می‌شویم با اهل خانه و بعد بیرون خانه، زندگی ما روابط است. اینکه چگونه با هرکس تعامل بکنیم خیلی مهم است. روح همه اینها مدارا است. مؤمن همیشه اهل صلح است، موارد خاصی است که ما باید مقابله به مثل کنیم، بزرگی می‌فرماید: در معاشرت با مردم مثل آب باش، در راه خدا آتش بی قرار باش، یعنی برای رسیدن به مقصد، در راه خدا اهل سلوک باید بی قرار باشند، تا به وصال و مقصد نرسیده نباید قرار داشته باشد. ولی در معاشرت با مردم آب و خاک باش، نرم و آرام باش. همیشه علامت مؤمن آتش خاموش کن است. مؤمن اگر می‌بیند یک جایی فتنه‌ای یا آتش است، هیزم بیار معرکه نیست، بنزین و نفت نمی‌ریزد. اگر دختر یا پسر شما، داماد یا عروس شما آمد یک شکایتی از همسرش کرد، بگو: انشاءالله حل می‌شود. ببخش و گذشت کن. نگو: طلاق بگیر! اینها خیلی مؤثر است و خیلی از خانواده‌ها تا می‌بینند دختر یا پسرشان مورد ظلم قرار گرفته، فوری آتش افروزی می‌کنند.  قدیم اینطور نبود. الآن سریع قهر و جدایی را وسط می‌کشند و آستانه‌ی تحمل ما خیلی پایین آمده است. همه دین ما مدارا و اخلاق است. پیغمبر ما فرمودند: «الاسلام حسن الخلق» اسلام یعنی خوش اخلاقی، خوش اخلاقی...

یک نفر از روبرو آمد به پیغمبر خدا گفت: دین چیست؟ دین به معنی روش و سبک زندگی است. حضرت فرمود: دین خوش اخلاقی است. روز بعد از طرف راست آمد. گفت: یا رسول الله، دین چیست؟ فرمودند: دین خوش اخلاقی است. با بندگان خدا خوش اخلاق باشیم. بار سوم از طرف چپ آمد؟ یا رسول الله، دین چیست؟ فرمودند: خوش اخلاقی است. بار چهارم از پشت سر آمد. یا رسول الله، دین چیست؟ حقیقت اسلام، عبادت‌های ما مقدمه‌ی این است که اخلاق ما خوب شود. بار چهارم که پرسید، حضرت فرمود: نفهمیدی؟ دین خوش اخلاقی است. خوش اخلاقی در یک کلمه چیست؟ فرمود: مواظب باش جوش نیاوری. عصبانی و تند نشوی. یعنی اگر خوش اخلاقی را در یک کلمه بخواهیم معنا کنیم، کسی که آتش نگیرد، جوش نیاورد. در کافی شریف اولین حدیث باب غضب، امام صادق(ع) فرمودند: «الْغَضَبُ‏ مِفْتَاحُ‏ كُلِّ شَرٍّ» تمام دعواها و قهرها و جدایی‌ها برای این است که جوش می‌آوریم و عصبانی می‌شویم. آرامش درون را حفظ کنیم.

شریعتی: هفته گذشته که در مورد مدارا کردن مردم صحبت کردید، یک ابزاری نیاز دارد که سعه صدر است و اگر سعه صدر نباشد نمی‌شود و همیشه از خدا بخواهیم.

حاج آقای فرحزاد: کتابی داریم به نام «وسعت دل» چه کار کنیم شرح صدر داشته باشیم؟ آدم‌های بزرگ شرح صدر دارند، آدم‌های ضعیف یک تلنگر کنی، جواب می‌دهد و یا جوش می‌آورد. ولی آدم‌های بزرگ اینطور نیستند. دریا را شما می‌توانی جوش بیاوری؟ باید دریا دل باشیم. «رَبِّ اشْرَحْ‏ لِي‏ صَدْرِي» (طه/25) خدا به پیغمبر منت گذاشته، «أَ لَمْ نَشْرَحْ‏ لَكَ‏ صَدْرَكَ» روایت خیلی زیبایی است، پیغمبر ما بعضی موقع ابتداعاً بیانی را می‌فرمودند و بعضی مواقع خودشان سؤال می‌کردند. در جمع اصحاب فرمودند: می‌دانید آتش جهنم بر چه کسانی حرام است؟ ما شب احیاء سه شب سه هزار بار خدا را صدا زدیم و هر ده بار گفتیم: «الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب» سیصد بار فقط در دعای جوشن این را گفتیم. «الغوث» یعنی خدایا به فریادم برس. مرا از آتش جهنم آزاد کن. فرمولش چیست که از آتش جهنم آزاد شویم؟ چه رفتار و حرکتی کنیم که سپر باشد؟ پیغمبر ما فرمود: می‌دانید که آتش جهنم بر بعضی حرام است. یعنی محال است آتش جهنم این را بسوزاند. نمی‌شود و نمی‌سوزاند. یک کسی می‌گفت: من جهنم نمی‌روم، گفتند: چطور؟ گفت: من جهنم نمی‌روم، مرا در جهنم می‌اندازند. بعضی را پیغمبر می‌فرماید: بخواهد برود هم نمی‌گذارند برود، اگر هم برود آتش جهنم خاموش می‌شود. مؤمن از جهنم رد شود، آتش خاموش می‌شود. حتی آتش می‌گوید: زود رد شو که نور تو مرا خاموش می‌کند. «أ تدرون علی من حُرّمة النار» می‌دانی آتش جهنم بر چه کسانی حرام است؟ گفتند: نه، فرمودند: آتش جهنم بر کسی که «هَیّن لَیّن» کسی که بر خودش و دیگران سخت‌گیر نباشد و آسان بگیرد. معلم سخت‌گیر نباشد، مدیر سخت‌گیر نباشد. پدر سخت‌گیر نباشد. مادر سخت‌گیر نباشد. به خودت و نفست فشار نیاور، هی فشار روی فشار، این طرف را منهدم می‌کند و از بین می‌برد. پیغمبر ما فرمود: «ان الله لم یبعثنی معلّماً مُعَسّرا» خدا مرا نفرستاده که معلم سخت‌گیری باشم. من معلمی هستم که آسان می‌گیرم و سخت نمی‌گیرم. حدیث داریم حتی عبادات که می‌کنی، سخت نگیر. کاری نکن از عبادت زده شود. بابی در روایت داریم که کاری کن عبادت با میل و رغبت باشد. واجبات مثل اکسیژنی است که باید به آدم برسد. ولی در غیر واجبات می‌گوید: رفق و مدارا با خودت کن. نرمی نشان بده و مدارا کن. کاری نکن بگویی که دیگر زیارت نمی‌روم و نماز نمی‌خوانم. خسته شدم! حافظ می‌گوید:

دوش با من گفت کاردانی تیز هوش *** وز شما پنهان نشاید کرد سرّ می فروش

گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع *** سخت می‌گیرد جهان بر مردمان سخت‌کوش

یک کسی می‌خواهد ازدواج کند، هشتاد درصد مشکلات مردم برای سخت‌گیری است. قیافه خوب است، کسی از قیافه خوب بدش نمی‌آید. حالا اگر این طرف اخلاق خوبی دارد، قیافه‌ی معمولی دارد، چه عیبی دارد؟ همه کارهای ما سخت‌گیری است. در کشور ژاپن نگاه کنید حتی رده بالاهای کشورشان هم روی زیلو ساده هستند. اگر آسان بگیریم خودمان لذت می‌بریم. امام حسین(ع) می‌فرماید: «القناعة راحة الابدان و القلوب» یعنی کسی که قانع و راضی است، به اندازه ظرفیت خودش از خودش کار می‌کشد. زیاده‌روی و چشم و هم چشمی نمی‌کند. هم بدنش راحت است و هم قلب و روحش راحت است. این آیه درباره‌ی قناعت است. «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ‏ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً» (نحل/97) یعنی اگر مؤمن مرد یا زن، عمل صالح انجام بدهد، خدا یک روحیه‌ای به او می‌دهد حیات طیبه است. امیرالمؤمنین ذیل این آیه فرمود: حیات پاکیزه، حیات راضی و قانع، خدایا الحمدلله، ما اینقدر آدم داریم که خیلی زندگی ساده‌ای دارد، می‌گوید: از خوشی نمی‌دانم چه کنم. راحت است، نه قرض دارد، نه ورشکست شده، نه بدهکاری و مشکلات دارد. بچه‌ها و خانمش راضی هستند. آدمی داریم که همه چیز دارد و زیادی دارد ولی دائم می‌نالد. «هَیّن» یعنی به خودت سخت نگیر. به زن و بچه‌ات سخت نگیر.

جهان و هرچه در او هست، هیچ است، هزار بار من این نکته کردم تحقیق!

چه کسی آتش جهنم بر او حرام است؟ «هَیّن لیَّن» هیّن یعنی کسی که به خودش و به دیگران سخت نمی‌گیرد و لَیّن یعنی کسی که ملایم است و نرم است. شما ببین اگر پدری دارد، مادری دارد، اولادی دارد، ما قسم می‌خوریم جهنم نمی‌رویم. نه کسی را آتش می‌زند و نه خودش آتش می‌گیرد. «هَیّن» یعنی آسان می‌گیرد «لَیّن» یعنی نرم است. ملایم است. من می‌توانم با داد و دعوا در حلق بچه‌ام کنم، می‌توانم با قربان صدقه بگویم. چرا با داد و دعوا و خشونت، چرا با فحش، که او هم مثل من بد شود؟ در کافی شریف داریم که روایت کلیدی و کاربردی است. افراد بیابانی می‌آمدند که سالم بودند و فطرت درست داشتند، یک سؤال مهم و کلیدی از پیامبر می‌کردند و می‌رفتند. یک عرب بدوی خدمت پیامبر خدا آمد و عرض کرد: من را موعظه و نصیحت کن. حضرت فرمودند: سعی کن در زندگی‌ات هیچوقت عصبانی نشوی. در تصمیم‌گیری با حالت خشم و غضب، حدیث داریم «لا أدب مع الغضب» وقتی با خانمت می‌خواهی صحبت کنی، با دوست، همسایه، شاگرد و استاد، اگر جوش آوردی، نه، چون همه حرکات تو با حالت غضب است. حضرت فرمودند: سعی کن هیچوقت عصبانی نشوی و جوش نیاوری. گفت: چشم. برگشت وطن خود و دید یک نفر از قبیله‌ی بغلی، یکی از قبیله اینها را کشتند. رفت شمشیرش را تیز کند، یاد فرمایش پیغمبر افتاد. گفت: اگر یکی را بکشیم، باز یکی از ما را می‌کشند. آنها اشتباه کردند و خطا کردند. پولی را برداشت و نزد خانواده مقتول رفت. گفت: بیایید بگذرید و اگر نمی‌گذرید، دیه می‌خواهید می‌دهم. حلالیت می‌طلبم. من جبران می‌کنم. من واسطه می‌شوم، مؤمن همیشه آتش خاموش کن است. گفت: مصالحه کنید. هردو قبیله را آرام کرد و صلح و صفا بین دو قبیله ایجاد کرد.

در زیارت امین الله هست، «اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسِي مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ» یکی از اینها مستجاب شود، برای هفت پشت ما بس است. «رَاضِيَةً بِقَضَائِكَ مُولَعَةً بِذِكْرِكَ وَ دُعَائِكَ مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ أَوْلِيَائِكَ مَحْبُوبَةً فِي أَرْضِكَ وَ سَمَائِكَ» انسان به یک جایگاهی برسد که اهل آسمان و زمین همه دوستش داشته باشند. خدا بگوید: من دوستت دارم. همه مؤمنین و فرشته‌ها مثل امام حسین، بگویند: ما دوستت داریم. چه کسی است که دوست نداشته باشد محبوب خدا باشد. بعضی سر خواستنشان دعواست و بعضی سر نخواستن‌شان دعواست. بعضی می‌گویند: کی می‌شود از شر این راحت شویم؟! مؤمن هیچوقت اینطور نمی‌گوید. ایام محرم بحثی داشتم که چه کنیم محبوب خدا شویم؟ پیغمبر ما حضرت محمد(ص) فرمودند: «وجبت‏ محبّة اللَّه على من أغضب فحلم» همه گل را دوست دارند، اما از خار گل متنفرند. این تکوینی است. تشریع ممکن است بگویی: آقا نماز واجب است و نخواند. اگر خدا حکم کرد این را دوست بداری، نمی‌توانی دوست نداشته باشی. همه کودتا کنیم بگوییم: امام حسین را دوست نداشته باشیم. نمی‌شود، چون همه ذرات وجود ما حسین و علی است. محبت خدا تکوینی است، واجب است «علی من أغضب فحلم» خدا می‌گوید: آن کسی که غضب کرد و عصبانی شد، ولی دندان روی جگر گذاشت و گفت: خدایا به خاطر تو خشم خود را فرو می‌برم. بدی را بدی مقابله نمی‌کنم. سکوت و گذشت می‌کنم و می‌گذرم. اینجا می‌فرماید: واجب می‌شود خدا او را به مقام محبوبیت برگزیند. «وجبت‏ محبّة اللَّه على من أغضب فحلم» محبت خدا قطعی و واجب است بر کسی که او را به خشم می‌آورند ولی «فحلم» غضب را فرو می‌برد.

چون در آستانه شهادت امام سجاد هستیم، مصائب امام سجاد و حضرت زینب از مصائب عاشورا و کربلا بالاتر است. چون یک روز تمام شده است ولی اینها یک عمر، منزل به منزل، 35 سال امام سجاد اشک می‌ریختند. «مَا مِنْ جُرْعَةٍ يَتَجَرَّعُهَا الْعَبْدُ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ‏ جُرْعَةِ غَيْظٍ يَتَجَرَّعُه» چقدر ما وقتی تشنه می‌شویم، دلمان می‌خواهد یک آب خنک، شربتی به ما بدهند. از غذا برای ما مهمتر است. امام سجاد می‌فرماید: در میان نوشیدنی‌ها، نوشیدنی گواراتر از این که خشمم را فرو دادم، نبود. امام سجاد(ع) در یک مجلسی نشسته بودند. یکی از فرزندان امام مجتبی، در مسائلی از حضرت ناراحت بود. شروع کرد به حضرت فحش و ناسزا داد. حضرت سکوت کردند. وقتی رفت، چند دقیقه گذشت، حضرت فرمودند: شما صلاح می‌دانید من جواب این آقا را بدهم؟ گفتند: بله، کاش همان موقع پاسخش را می‌دادید یا اینکه به ما می‌سپردید. حضرت لباس پوشیدند و بین راه که می‌رفتند، این آیه را تلاوت کردند «وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ‏ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِين‏» (آل‌عمران/134) متقین چه کسانی هستند، آنهایی که خشم خود را فرو می‌برند و عفو می‌کنند و احسان هم می‌کنند. فهمیدند که حضرت مقابله به مثل نمی‌کند. در خانه رسیدند، وقتی آن آقا نزدیک شد، حضرت فرمود: شما در آن مجلس نسبت‌هایی به ما دادی، اگر آن نسبت‌ها درست است خدا مرا بیامرزد و اگر آن نسبت‌ها اشتباه است، خدا تو را بیامرزد. اینقدر منقلب و ناراحت شد، پیشانی حضرت را بوسید و عذرخواهی کرد.

شبیه این روایت داریم که حضرت وقتی می‌رفتند، در بین راه کسی فحاشی کرد، حضرت سکوت کردند و بعد فرمودند: حاجتی داری، مشکلی داری؟ حضرت یکی از لباس‌هایش را درآورد و به او داد و هزار درهم به او کمک کرد. اینقدر این شخص شرمنده شد و گفت: خدا می‌داند رسالت را در چه خانواده‌ای قرار بدهد. اگر ما یک هزارم سیره پیغمبر و اهل‌بیت، نرمی، مدارا، محبت، تحمل در ما باشد، 150 میلیون پرونده باطل می‌شود. همه برای این است که ما مدارا و تحمل نمی‌کنیم. انشاءالله خدا آن صفات برجسته‌ای که به اهل‌بیت مرحمت کرده، به ما هم بدهد. یوسف صدیق بر اثر مدارا چه شد؟ همه مردم مصر نجات پیدا کردند. پدرش بینا شد. برادرانش نجات پیدا کردند.

شریعتی: نکات خیلی خوبی را شنیدیم. امروز صفحه 173 قرآن کریم را تلاوت خواهیم کرد.

«وَ إِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَ ظَنُّوا أَنَّهُ واقِعٌ بِهِمْ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اذْكُرُوا ما فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ «171» وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى‏ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ «172» أَوْ تَقُولُوا إِنَّما أَشْرَكَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ وَ كُنَّا ذُرِّيَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَ فَتُهْلِكُنا بِما فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ «173» وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ «175» وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ «176» ساءَ مَثَلًا الْقَوْمُ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ أَنْفُسَهُمْ كانُوا يَظْلِمُونَ «177» مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي وَ مَنْ يُضْلِلْ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ»

ترجمه آیات: و (به ياد آور) زمانى كه كوه (طور) را از جاى كنده، همچون سايبانى بالاى سرشان قرار داديم و گمان كردند كه آن بر سرشان خواهد افتاد، (در آن حال، به آنان گفتيم:) آنچه را (از احكام و دستورها) به شما داديم، قدرتمندانه و جدّى بگيريد و آنچه را در آن است به ياد آوريد (و عمل كنيد) باشد كه اهل تقوا شويد. و (به ياد آور) زمانى كه پروردگارت، از پشت بنى‏آدم، فرزندان وذرّيّه آنان را بر گرفت و آنان را گواه بر خودشان ساخت (و فرمود:) آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: بلى، ما گواهى داديم (كه تو پروردگارمايى، اين اقرار گرفتن از ذريّه‏ى آدم براى آن بود) تا در روز قيامت نگوييد: ما از اين، غافل بوديم. يا نگوييد: پدران ما پيش از ما مشرك بودند و ما نيز فرزندانى از پس آنان بوديم (و ناچار راهشان را ادامه داديم)؟ آيا ما را به خاطر عملكرد اهل باطل، مجازات و هلاك مى‏كنى؟ و بر آنان، داستانِ آن كس (بَلعَم باعورا) را بخوان كه آيات خود (از علم به معارف و اجابت دعا و صدور برخى كرامات) را به او داده بوديم، پس او (ناسپاسانه) خود را از آن آيات جدا ساخت، پس شيطان او را در پى‏خويش كشيد تا از گمراهان شد. و اگر مى‏خواستيم، (قدر وارزش) او را به وسيله‏ى آيات (و علومى كه به او داده بوديم) بالا مى‏برديم، ولى او به زمين (و مادّيات) چسبيد و از هوس خود پيروى كرد. پس مَثَل او مَثَل سگ است كه اگر به آن حمله كنى دهان باز كرده و پارس مى‏كند و زبان بيرون مى‏آورد و اگر او را واگذارى، باز چنين مى‏كند (هميشه دهان دنياپرستان باز است،) اين، مَثَل كسانى است كه آيات مارا تكذيب كردند. پس اين داستان را (برايشان) بازگو، باشد كه بينديشند. چه بد مَثَلى دارند كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند. و (لى) آنان تنها به خودشان ستم مى‏كردند. هركه را خدا هدايت كند، تنها اوست هدايت يافته، و هر كه را گمراه كند، پس آنان همان زيانكارانند.

شریعتی: فایل‌های صوتی و متنی برنامه در کانال‌های سروش و ایتا و همینطور سایت برنامه قرار دارد. می‌توانید مراجعه و دنبال کنید. از فضیلت ذکر بلند صلوات بر محمد و آل محمد بفرمایید.

حاج آقای فرحزاد: در روایت داریم دو چیز باعث ادا شدن حق اهل‌بیت می‌شود یکی گریه برای آقا أبا عبدالله است. امام صادق فرمود: «من بکی علی الحسین (ع) فقد أدیّ حقنا اهل‌البیت» البته حق واقعی اهل‌بیت را کسی نمی‌تواند ادا کند، ولی تفضلاً قبول کردند که تا حدودی حقشان ادا شود، اشک و گریه بر آقا أباعبدالله آنقدر مهم است که می‌تواند حق اهل‌بیت را ادا کند. دوم چیزی که می‌تواند تفضلاً باعث ادا شدن حقشان شود، امام سجاد(ع) در دعای شعبان فرمودند: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَاةً كَثِيرَةً تَكُونُ‏ لَهُمْ‏ رِضًى‏» صلوات زیادی که باعث خشنودی آل محمد شود، «وَ لِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أَدَاءً وَ قَضَاءً بِحَوْلٍ مِنْكَ وَ قُوَّةٍ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ» کثرت صلوات باعث ادا شدن حق پیغمبر، ادای فعلی و قضای گذشته، البته به حول و قوه الهی خواهد شد. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ»

شریعتی: یکی از شخصیت‌های دوست داشتنی که خدمت بزرگی به همه ما کرده است، در دوران امام سجاد(ع)، ابوحمزه ثمالی بود. ای هفته در مورد این شخصیت بزرگ صحبت خواهیم کرد. نکات شما را خواهیم شنید.

حاج آقای فرحزاد: ابوحمزه از آن دوستان خالص است که چند امام را هم زیارت کرده است. از جمله امام سجاد(ع)، می‌گوید: یک موقعی در قبرستان بقیع بودم. حضرت کسی را دنبال من فرستاد. ایشان به من فرمود: «یا أبا حمزه، إِنِّي لَأَسْتَرِيحُ‏ إِذَا رَأَيْتُك‏» وقتی من تو را می‌بینم قلبم راحت می‌شود. بعضی سر دوست داشتنشان دعواست. اینقدر بنده آرزو دارم حضرت زهرا، امام زمان، اهل‌بیت یک گوشه چشمی به ما نگاه کنند. یک لبخند رضایتمندانه، برای هفتاد پشت ما بس است. کسی محضر امام بیاید، امام دنبال او بفرستد و بگوید: من تو را می‌بینم، راحت می‌شوم. قلبم تازه می‌شود و از دیدن تو لذت می‌برم. ابوحمزه کسی است که در حالاتش نوشتند، دختر بچه‌ای داشت، دستش شکست. شکسته‌بندی را آوردند دستش را جا بیاندازند. ابوحمزه دید بچه‌اش بی‌تابی می‌کند. دست بچه را کشید، دست کشید و دعایی خواند و دست مثل روز اول درست شد.

شریعتی: زیارت اربعین نزدیک است، نکات شما را خواهیم شنید.

حاج آقای فرحزاد: فرصت‌ها استثنایی است. اینقدر زیارت قبر أباعبدالله رویش تأکید شده که افرادی که می‌توانند و نروند، حسرت آنها روز قیامت فوق العاده است و کسانی که می‌توانند و نروند، عاق پیغمبر و اهل‌بیت هستند. امام صادق فرمود: آنهایی که می‌توانند و توان دارند و به زیارت نروند، ایمانشان ناقص است و اگر اهل بهشت باشند در بهشت مهمان دیگران هستند. آ شیخ عباس این روایت را در مفاتیح آورده است. «أَنَّ اللَّهَ يَخْلُقُ مِنْ‏ عَرَقِ‏ زُوَّارِ الْحُسَيْنِ‏ ع مِنْ كُلِّ عَرَقَةٍ سَبْعِينَ أَلْفَ مَلَكٍ يُسَبِّحُونَ اللَّهَ وَ يُهَلِّلُونَهُ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِزُوَّارِ الْحُسَيْن» خدا از عرقی که از بدن زوار قبر أباعبدالله ایجاد می‌شود، هفتاد هزار فرشته خلق می‌کند که تسبیح خدا می‌کنند و استغفار برای این زائر می‌کنند و برای باقی زوار امام حسین تا روز قیامت، از هر قطره عرق زوار هفتاد هزار فرشته خلق می‌کند. چون فرشته‌ها عدد ندارند و خیلی بالا هستند. امام صادق فرمودند: آنهایی که بانی می‌شوند یا خودشان خرج می‌کنند، می‌روند، خدا فرمود: یک درهم، هزار درهم، بعد فرمودند: هزار درهم، بعد فرمودند: هزار درهم، تا ده بار. یعنی تا یک میلیون برابر در برابرش خدا به آنها مرحمت می‌کند. «و یرفع له الدرجات مثلها» تازه این برای دنیاست. در دنیا یک میلیون برابر ‏خدا جزا می‌دهد و در آخرت به اندازه‌ی یک میلیون درجه خدا به او مرحمت می‌کند. اما اینکه خدا می‌گوید: من از زائر قبر أباعبدالله یا آنهایی که بانی می‌شوند راضی هستم، رضایت خدا خیلی بالاتر است. «و رضوانٌ من الله اکبر» بیاییم کاری کنیم ایام اربعین و بعد از اربعین خدا از ما راضی شود. فرمود: پیغمبر و امامان معصوم برای زوار قبر أباعبدالله دعا می‌کنند.

ما برای تجملات و تشریفات، چه هزینه‌هایی که نمی‌کنیم. الآن این ایام با مبلغ ناچیز، کرایه‌ی عراق و ایران تا مرز را داشته باشید، بقیه را مهمان آنها هستید. بیاییم این سفر را برویم. خوشا به حال آنهایی که در این راه هزینه می‌کنند. «اللهم اجعلنی عندک وجیهاً بالحسین علیه السلام فی الدنیا و الآخره» خدایا ما آبرو نداریم، دست خالی هستیم. چه کنیم دست ما پر شود؟ خدایا من وجیه نیستم و آبرو ندارم. مرا نزد خودت وجیه قرار بده، بالحسین که او مایه فخر من است. در اربعین یک قدمی حتماً برداریم. یا موکب داریم، یا تبلیغ می‌کنیم یا کسی را می‌فرستیم. یا از کسی پرستاری می‌کنیم تا کسی بتواند برود. مرخصی بدهیم، شراکتی کار کنیم تا هرکس می‌تواند به زیارت برود تا اسم ما در لیست زوار امام حسین ثبت شود.

خدایا تو را قسم می‌دهیم به حق محمد و آل محمد به همه ما توفیق زیارت قبر أباعبدالله با معرفت و خدمت به زوار قبر أباعبدالله مرحمت بفرما. شفاعت آقا نصیب ما بگردان. قلب فرزندش امام زمان را به مژده ظهورش شاد بگردان.  به حق آقا أبا عبدالله آنهایی که شغل ندارند، مسکن ندارند، همسر ندارند، اولاد ندارند مرحمت بفرما. مریض‌ها شفای عاجل عنایت بفرما. اموات و درگذشتگان با اهل‌بیت محشور بگردان. شرکت در مجالس امام سجاد را فراموش نکنیم.

شریعتی:

اگر حسین ما نبود، عشق این همه زیبا نبود *** چیزی به نام عاشقی در سینه‌ی ماها نبود

السلام علیک یا أباعبدالله...