main logo of samtekhoda

98-06-24-حجت الاسلام والمسلمین بهشتی-آثار تربیتی نماز (توجه به مکان نمازگزار)


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: آثار تربیتی نماز (توجه به مکان نمازگزار)
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين بهشتی
تاريخ پخش: 24-06- 98     
شریعتی:
بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
عالم همه خاک کربلا بایدمان *** پیوسته به لب خدا خدا بایدمان
تا پاک شود زمین ز ابنای یزید *** همواره حسین مقتدا بایدمان
انشاءالله اقتدا کنیم به سید مظلوم، سیدالشهداء حضرت امام حسین(ع) و امام حسینی بمانیم و امام حسینی بمیریم. سلام می‌کنم به همه‌ی بیننده‌های نازنینمان، شنونده‌های بسیار گرانقدرمان، عزاداری‌های شما قبول باشد. انشاءالله همیشه همه ما زیر خیمه سیدالشهداء باشیم. حاج آقای بهشتی سلام علیکم و رحمة الله. خیلی خوش آمدید.
حاج آقای بهشتی: سلام علیکم و رحمة الله، بنده هم خدمت شما و بینندگان و شنوندگان عزیز سلام می‌کنم. من هم قبولی عزاداری‌ها را از همه عاشقان اهل‌بیت از قاره اروپا، آمریکا، آسیا و شرق و غرب عالم، میلیون‌ها نفری که در این روزها و شب‌ها برای سالار شهیدان عزاداری کردند، از خدای مهربان می‌خواهیم همه را مورد لطف و کرمش قرار بدهد و اینها را مایه‌ی سعادت ما در دنیا و روشنایی ما در عالم برزخ و رو سفیدی ما در عالم آخرت قرار بدهد.
شریعتی: انشاءالله همه رو سفید نزد امام حسین باشیم و زیارت اربعین حضرت نصیب فرد فرد ما شود. بحث ما با حاج آقای بهشتی در مورد سیره‌ی عبادی بود، به بحث نماز رسیدیم و آثار تربیتی فراوانی که دارد و امروز در مورد مکان نمازگزار صحبت خواهیم کرد.
حاج آقای بهشتی: بسم الله الرحمن الرحیم، الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی.
هرچه در موضوع نماز جلوتر می‌رویم می‌بینیم یک موضوع پر دامنه‌ای است که به همه‌ی زوایای زندگی ما مربوط می‌شود. ای کاش روی این قسمت فکر کنیم. یک مقداری نگاهمان را از نگاه حاشیه‌ای به متن بیاوریم. جایی که می‌ایستیم نماز بخوانیم، اولین و مهمترین شرطی که دین برایش گذاشته این است که مباح باشد و غصبی نباشد. همین‌جا اولین اثر تربیتی است. مسلمان باید در مسائل مالی و اقتصادی انضباط داشته باشد و به حرام نزدیک نشود. از مشکوک فاصله بگیرد. در ملکی که غصبی است، نماز باطل است. این یک اثر تربیتی است. یعنی وقتی ما می‌خواهیم تربیت شویم، بگوییم: من در این خانه نماز نمی‌خوانم، در این مکان نماز نمی‌خوانم. چرا؟ من مسلمان هستم و مسلمان هم راه و رسم مسلمانی‌اش این است که نماز باید در مکان مباح باشد. به مال مردم تعدی نمی‌کنم. با پول حرام یک ملکی را خریده، نماز در آنجا درست نیست. امروز نیمی از وقت را می‌خواهیم رساله بخوانیم ولی نه از دید احکام. بیشتر به زاویه‌ی تربیت نگاه می‌کنیم. این مسأله‌ی 866 رساله‌هاست.
کسی که در ملک غصبی نماز بخواند، یا ملک غصبی است یا موزاییکش غصبی است، یا فرش غصبی است یا تخت غصبی است، هرکدام از این حالت‌ها نماز را باطل می‌کند. یعنی این به ما این دقت را می‌دهد که مواظب باشیم مزایا و منافعی که در وضو و لباس هم گفتیم، آب وضو باید مباح باشد، لباس نمازگزار حتی نخ دکمه او اینها ما را تربیت می‌کند که مواظب باشیم تصرفاتی که در زندگی داریم برای خودمان باشد یا اگر از کسی هست با اجازه و رضایت او باشد. ممکن است کسی سؤال کند ملک غصبی نیست. سقف اگر غصبی بود چطور؟ یا دیوار چطور؟ فقها بحث کردند و فرمودند: اگر در عرف غصب حساب کنند، مثلاً کنار دریا یک چادر است، چادر برای کسی است که کرایه می‌دهد، نماز اشکال پیدا می‌کند. کنار دریا ملک خداست ولی آن چادر نه. یا یک جایی در تابستان خنک است، یک سقفی است، زیر سقف ملک غصبی نیست ولی فضا از مال یک کسی کولری هست، یا زمستان هست وسایل گرمایش هست، یعنی اگر عرف بگویند: این هم تصرف و غصب حساب می‌شود، اینها هم اشکال دارد.
اگر از کودکی و نوجوانی یاد بگیریم در آینده‌ها به اموال مردم دست اندازی نمی‌کنیم، اختلاس و غصب و سرقت صورت نمی‌گیرد. چرا؟ می‌گوید: نماز مرا اینطور تربیت کرد. یا مثلاً یک نفر خانه‌اش را اجاره داده است. مالک خانه هست ولی در اجاره کسی است. حق ندارد وارد خانه خودش شود مگر با اجازه مستأجر، خانه‌هایی قدیم بود چند اتاق داشت، بعضی از اتاق‌هایش را اجاره به یک دانشجویی می‌دادند. مهمان که می‌آمد می‌گفت: اتاق خودمان است دیگر، نه، اجازه ندارد. اینجا صاحب منفعت آن اتاق است و اجازه ندارد مگر با رضایت مستأجر. مواردی هست افرادی شریک هستند در یک ملک، می‌خواهند در مکان‌های مشاعات، یک جایی هست باید با اجازه شرکاء باشد و همه باید اجازه بدهند. مواردی که کسی از دنیا می‌رود، خانه‌ای از او به جا مانده، وصیت کرده یک سوم اموالم را که این خانه هم جزء آن هست در این مسیرها مصرف شود. ما می‌خواهیم نماز بخوانیم، اینجا باید درنگ کنیم، یا وارث دارد صغیر است. ما نماز می‌خوانیم ولی این نماز ما را تربیت می‌کند و به رفتار ما جهت می‌دهد. اینها چیزهایی است که در احکام مکان نمازگزار آمده است و به نماز پیوند خورده است. مربوط به احترام حقوق دیگران است. این همان چیزی است که اسمش را تربیت عبادی گذاشتیم. مکان نمازگزار است. یک عبادت است ولی ما را تربیت می‌کند به مرز اموال و دارایی دیگران نزدیک نشویم.
یکی از مسائلی که برای مردم زیاد پیش می‌آید، از شهرها بیرون می‌روند و به جاهای سرسبز می‌روند، در ملک دیگران می‌خواهند نماز بخوانند. این چه حکمی دارد؟ این را فرمودند: سه حالت دارد. بعضی از جاهای سر سبز و خرم درخت و سبزه هست، ولی دیوار دارد، حفاظ و در دارد. داخل روستا هست، یک چنین جایی را باید در بزنیم، صاحبش بیاید و از او اجازه بگیریم. اجازه‌ی زبانی تنها ناکافی است. یعنی فرض کنید ده دوازده نفر پتو و غذا دست گرفتند، در یک باغی را می‌زنند، صاحب باغ می‌آید با او خوشمزگی می‌کنند و به زور وارد می‌شوند. او هم از روی ناچاری می‌گوید: بفرمایید. باید رضایت قلبی باشد. کسی را در رودروایسی قرار بدهیم، این نماز ایراد دارد. جاهایی که در و دیوار دارد، حفاظ دارد، مثل خانه‌های مردم در شهرهاست باید اجازه و رضایت باشد. از روستاها فاصله می‌گیریم یک جاهایی هست که سرسبز و خرم است ولی دیوار ندارد ولی مال کسی است و برای دولت نیست. آنجا هم باید هرکسی برود از مرجع خودش بپرسد ولی تا جایی که می‌دانم می‌توانند استراحت کنند و صدمه به درخت‌ها نزنند و می‌توانند نماز هم بخوانند. مگر صاحبش بگوید: من راضی نیستم.
حالت سوم اینکه زمین‌هایی است خیلی از روستا دور است. زمین‌های خیلی بزرگ که آنها هم مالک دارد. چشمه آبی هست، اینطور جاها را می‌فرمایند: اجازه دارید. به شرط اینکه آسیب نرسانید. ولی باید دقت کنیم. زمین‌هایی است برای دولت هست و جنگل است و تابلو زدند اینجا استراحت کنید. آنها ایرادی ندارد اما جاهایی که ملک شخصی فرد یا افرادی است باید دقت کنیم. نماز خواندن در هتل‌ها، مسافرخانه، اینها مسائلی است که در رساله هست ولی تأثیر تربیتی دارد. چه حکمی دارد؟ یک کسی است که به هتل آمده و پول داده و اسکان دارد. من چه کاره هستم؟ من مغازه دار بیرون هستم. من هم اجازه دارم بروم وضو بگیرم و نماز بخوانم؟ نه، باید بروم اجازه ویژه برای خودم بگیرم. فرض کنید مرکز خرید، یک مرکز خرید برای مشتریان خودش یک فضایی را برای نماز و وضو درست کرده و آنها ایراد ندارد. خرید می‌کنند یا نه، اما یک کسانی دیگر مشتری آن مرکز خرید نیستند. اینطور جاها باید احتیاط کنند، پرس و جو کنند. آیا برای من هم جایز است. یعنی این نماز هی به من هشدار می‌دهد که دقت کن. اینجا برای کیست؟ این زمین برای کیست.
زمین‌هایی را در بعضی شهرها تصرف کردند که سند ندارد و رفتند خانه ساختند، باید مسأله اینها را پرس و جو کنند. یا خانه‌های سازمانی گفتند: تا سه سال حق دارید، تا پنج سال حق دارید و پنج سال هفت سال شده است. نماز این نفرات چطور است؟ حداقل باید رضایت آنها را جلب کرد. اینها همه نهیب‌هایی است که نماز می‌گوید. مکان نماز اولین شرطش این است که مباح باشد و غصبی نباشد و برای کسی نباشد. هرکسی حق دارد در دارایی‌های خودش مانور بدهد و از آنها بهره‌برداری کند و این را نماز به ما می‌گوید. می‌خواهیم عبادت قبول باشد و مایه ترقی ما باشد. اگر با عین پولی که خمس و زکاتش را ندادند، این مسأله‌ای است که کم گفته می‌شود، می‌رود زمین و خانه می‌خرد، در آن خانه و زمین نماز اشکال دارد. ملکی را می‌خرد که در آینده می‌خواهد با پول خمس نداده، پولش را بدهد.
بعد از مباح به این می‌رسیم که جایی که نماز می‌خوانیم باید آرام باشد و نباید تکان بخورد. در هواپیما، کشتی، قطار یا خرمن گندم و جو یا تخت‌های فنری که نمی‌شود آرام گرفت، در حالت عادی نماز اشکال دارد. مگر اینکه ناچار باشد. مثلاً در قطار خوابیده و وقتی برای نماز اعلام کردند خواب بوده، الآن بیدار شده و وقت کم است، در قطار می‌خواهد نماز بخواند، چند نکته را باید رعایت کند، یکی اینکه حتی الامکان وقتی ذکر می‌گوید سعی کند قطار حرکت تند نداشته باشد. قبله را باید رعایت کند. همینطور که نماز می‌خواند قطار می‌چرخد، او هم باید آرام خودش را جا به جا کند. یا در هواپیما قبله را می‌پرسد، تا هواپیما زاویه‌ی خود را تکان می‌دهد این هم باید رعایت کند. حتی الامکان جهت قبله را رعایت کند. خدمه‌های کشتی که مدت طولانی در سفر هستند، در حال حرکت نماز می‌خوانند ولی سمت قبله را رعایت می‌کنند و وقت‌هایی که تکان شدید است ذکر را نمی‌گویند. جاهایی که لغزنده هست مثل روی تخت نباید نماز خواند. شاید دلیلش این باشد که به تمرکز صدمه می‌زنند. در آینده بحث حضور قلب را خواهیم گفت. چه کنیم حضور قلب داشته باشیم؟ جایی که ایستادیم باید آرام باشد. جایی که ایستادیم زیاد سربالایی و سر پایینی نباشد. عزیزانی که کوه می‌روند، در تهران سی سال قبل مدیر تربیت بدنی تهران برای حاج آقای قرائتی نقل می‌کرد که     هفته‌ای ده هزار نفر در تهران کوه می‌روند. اینها نمازخوان هستند. تا جایی که ممکن است یک جای مسطح باشد که سربالایی نداشته باشد، تا چه اندازه این زاویه قابل قبول است؟ بین جایی که پیشانی و زانوها را می‌گذارد، بیش از چهار انگشت بسته نباید باشد. یا پستی و بلندی نباید باشد. اینها را رعایت کنند. جایی که سقفش کوتاه است نباید باشد. سقف به اندازه قامت انسان که انسان بتواند بایستد و رکوع و سجده کند باشد.
عزیزانی که به زیارت پیامبر یا ائمه معصومین می‌روند، مسأله‌ی 884 رساله هست جلوتر از قبر پیامبر و ائمه که توهین حساب شود نباید نماز بخوانند. شرط دیگر این است که مکان نمازگزار پاک باشد و نجس نباشد. اگر تر هست، اگر خشک باشد و فرش نجس نباشد، ایرادی ندارد ولی آنجایی که پیشانی‌اش را می‌گذارد حتماً باید پاک باشد حتی اگر خشک هست باید پاکیزگی را رعایت کنیم. یک مسأله دیگر در جای خلوتی که زن و مرد نامحرم حضور دارند و درها بسته است، کسی دیگر نمی‌تواند وارد شود، این مسأله اختلافی است و هرکسی به مرجع خود مراجعه کند. بیشتر مراجع گفتند: نماز خواندن آنجا اشکال دارد. در یک خانه‌ای خلوت است، یک زن و مرد نامحرم آنجا هستند، حتی ممکن است فامیل باشند. هم بودنشان حرام است، در یک فضایی هستند که از این شکل زیاد داریم. اطبایی که یک خانم منشی دارند. شرکت‌هایی که یک خانمی آنجا هست، پاسخگوی تلفن‌هاست، در بسته است. باید رعایت کنیم، عزیزانی که باور دارند این احکام براساس مصالح انسان طراحی شده است، امام رضا(ع) فرمود: هرچه در دین توصیه شده که واجب است، به مصلحت انسان است. به مصلحت فرد اوست یا به مصلحت جامعه و دنیا و آخرت و مادیت و معنویت اوست. حتی مستحبات، این کار مستحب است، یک مطلوبیت درونش است. این کار مکروه است. این مسأله را عزیزانی که هستند پرس و جو کنند، در جای خلوت که زن و مرد نامحرم هستند و امکان اینکه کسی دیگر وارد شود، نیست. یکوقتی در باز هست و هرکسی وارد می‌شود. بودن این زن و مرد نامحرم درست نیست منتهی بعضی مراجع می‌گویند: اگر احتمال معصیت می‌دهند، بعضی می‌گویند: این احتمال هم نباشد ایراد دارد. این مسأله در احکام مکان نمازگزار در رساله آمده است.
یک نکته‌ای که موسی بن جعفر(ع) به ما یاد داده، فرموده: خوب است شیعیان ما سجاده داشته باشند. در همه خانه‌ها سجاده هست ولی در کمد است. از بچگی بچه‌ها را عادت بدهیم سجاده‌های کوچکتری پهن کنند. این را امام هفتم به ما توصیه کردند. حتی بعضی سفارش می‌کنند که آن را در قبرشان بگذارند و می‌گویند: این یک سندی است برای بندگی من و در آن دنیا به کار می‌آید. بعضی از علمای ما این کار را می‌کنند. امام کاظم فرمود: «لَا يَسْتَغْنِي شِيعَتُنَا عَنْ‏ أَرْبَعٍ» شیعیان ما از چهار چیز بی نیاز نیستند. «عَنْ خُمْرَةٍ يُصَلِّي عَلَيْهَا» سجاده‌ای که روی آن نماز بخوانند «وَ خَاتَمٍ يَتَخَتَّمُ بِهِ» انگشتری که در دست دارند، «وَ سِوَاكٍ يَسْتَاكُ بِهِ» مسواکی که با آن مسواک بزنند «وَ سُبْحَةٍ مِنْ طِينِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ ع» و تسبیحی که دانه‌هایش از خاک تربت امام حسین است. اگر هم تسبیح نگوید و حتی در دستش بچرخاند، برایش پاداش نوشته می‌شود. در خانه مسلمان‌ها هست ولی این را در آداب و سبک زندگی بیاوریم. عروس خانم‌ها را که به خانه بخت می‌آورند، سجاده می‌گذارند ولی اینطور نباشد که سجاده در کمد بماند. نه! از آن استفاده کنیم و اگر فرسوده شد تغییر بدهیم. گفتیم که ائمه لباس مخصوص نماز داشتند.
نکته دیگر اینکه امام صادق فرمود: ما دوست داریم، استاد بنده حاج آقای قرائتی کتابی برای شهرسازی دارند. نکته‌هایی که برای ساختن خانه، کوچه‌ها باید رعایت شود. بیشتر نکته‌ها را از آیات قرآن گرفتند و احادیث را اضافه کردند. امام صادق(ع) فرمود: ما دوست داریم در خانه شما جایی برای نماز، قرآن خواندن، دعا و نیایش باشد. در خانه‌سازی‌های ما چنین چیزی وجود ندارد. گاهی من برای مهندسانی که در شهرداری‌های بعضی استان‌ها همایش دارند این را می‌گویم که در سبک زندگی ما مهندسی خانه‌های ما این چیزها نیست و بیشتر از خارج الگو می‌گیرند. ما برای شهرسازی الگوهایی داریم، نمادهایی باید در این باشد که تا مهمان می‌آید نگاهش به محراب بیافتد. امام صادق(ع) فرمود: جدم امیرالمؤمنین(ع) در خانه‌اش اتاقی داشت نه خیلی کوچک و نه خیلی بزرگ که آن اتاق برای عبادت بود. البته نمازهای واجب را در مسجد می‌خواندند ولی نمازهای مستحب و دعا و قرآن را برای خانه می‌گذاشتند. اگر هم نمی‌شود و بعضی خانه‌ها کوچک هست، سعی کنیم یک جای مخصوصی در خانه نماز بخوانیم. حدیث داریم آن آقا یا خانم اگر لحظات جان دادنش فرا رسید، ببرید آن قسمت از خانه که همیشه نماز می‌خواند که راحت‌تر از این جهان به آن جهان منتقل شود. کسی که نماز می‌خواند، فرشته‌ها به آن نقطه رفت و آمد می‌کنند. حالا که می‌خواهد جان بدهد، او را همان‌جا ببرند. این نکته‌های ریز را رعایت کنیم که تأثیرات تربیتی دارد. در خانه همه بدانند که اینجا جای نماز خواندن مادر است. پدر من اینجا قرآن می‌خواند. چقدر خوب است کسانی که خانه‌ها را طراحی می‌کنند از اول این کار را بکنند. در بعضی خانه‌ها دیدم که به اندازه شش تا کاشی مشخص کردند اینجا مکان نماز است. یا آیه‌ی «وَ أَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ‏ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِد» (اعراف/29) «كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيَّا الْمِحْرابَ‏ وَجَدَ عِنْدَها» (آل‌عمران/37)یا یک اسم خدا را بزنیم که معلوم شود اینجا محلی است برای رابطه با خدا.
خداوند بزرگان ما را حفظ کند، حضرت آیت الله حسن زاده آملی کتابی دارند به نام هزار و یک نکته، صفحه 177 این مطلب آمده است. ایشان فرمودند: در جوامع روایی، روایت‌های ما درباره‌ی نمازهای مستحبی آمده که در منزل در خانه، یک جایی مخصوص برای نماز داشته باشند و در وقت احتضار شما را ببرند آنجا که موجب تخفیف خواهد شد. بهترین جا برای نماز مسجد است. فکر می‌کنم تا دو سه جلسه آینده در مورد موضوع مسجد یعنی بهترین مکان برای رابطه با خدا صحبت می‌کنیم. موضوع بسیار مهمی است و در کشور ما بیش از هفتاد هزار مسج است. از این تعداد بخشی در شهرها و بخشی در روستاها هست. بعضی مناطق پر مسجد و بعضی کم مسجد دارند. بعضی دسترسی‌شان به مسجد دشوار است. خانم‌ها در مسجد، بچه‌ها در مسجد، امام جماعت مسجد، فضای سبز مسجد، شبستان مسجد، صحبت خواهیم کرد. این جلسه حدیثی که از سه امام به ما رسیده را توضیح خواهیم داد. به کسانی که مسجد اداره می‌کنند، متولی مسجد، امام جماعت مسجد، هیأت امنای مسجد هستند، این حدیث خیلی حرف دارد.
از امیرالمؤمنین(ع) و از امام مجتبی(ع) و امام رضا(ع) این حدیث به ما رسیده است. فرمودند: «کان یقول» یعنی امیرالمؤمنین پیوسته می‌گفت. بعضی از حدیث‌ها را یک امامی یک بار در جایی فرمودند، اما «کان یقول» همیشه با تکرار این مطلب را می‌فرمودند. «مَنِ‏ اخْتَلَفَ‏ إِلَى‏ الْمَسْجِدِ» کسی که به مسجد رفت و آمد می‌کند، «أَصَابَ إِحْدَى الثَّمَانِ» یکی از هشت فایده به او می‌رسد. 1- «أَخاً مُسْتَفَاداً فِي اللَّهِ» یک دوست خدایی پیدا کند. مسجدی‌ها باید با هم مرتبط باشند. سرشان را پایین بیاندازند و به سرعت نماز بخوانند و با بقیه سلام علیک نکنند، این اصلاً مسجدی که خدا در نظر داشته و پیامبر و ائمه می‌خواستند، نیست. مسجدی‌ها باید با هم رفیق باشند. باید با هم حال و احوال کنند از حال همدیگر پرس و جو کنند. بعد از نماز، نمازگزاران با هم دست می‌دهند. خدا رحمت کند شیخ عباس قمی کتابی به نام «سفینة البحار» دارد. بحارالانوار یک کتاب 110 جلدی است و سفینه یعنی کشتی، برای اینکه کسی یک حدیثی را در این 110 جلد پیدا کند، الآن کامپیوتر آمده و راحت‌تر شده، ولی ایشان در زمان خودش این کتاب دو جلدی را نوشته، کشتی که با آن کشتی می‌شود در این دریا سیر کرد. در آن کتاب من خواندم که وقتی پیامبر عزیز ما از مکه در سفر معراج آمدند به بیت المقدس، در آنجا که خیلی خواندن آن ماجرا شیرین است، انبیاء آمدند از آدم ابوالبشر و نوح نبی، ابراهیم خلیل، موسی و عیسی، پیامبر اسلام را جلو به عنوان امام خود اقتدا کردند، آنجا دارد که وقتی نماز انبیاء تمام شد، بعد از نماز باهمدیگر مصافحه کردند و دست دادند. با همدیگر دست بدهیم. حال و احوال کنیم. آقا شما خانه‌تان کدام کوچه است؟ خانه ما چهار کوچه بالاتر از مسجد است. یک شب به منزل ما تشریف بیاورید. اگر اجازه بدهید ما خدمت شما برسیم.
من لوله‌کش هستم، برق کش هستم. من تعمیر وسایل خانه دارم. این چقدر انس و الفت می‌آورد و آدم‌ها را از گوشه‌گیری نجات می‌دهد. افسردگی و پژمردگی که این همه دارو ا اطباء می‌گیرند، یک دلیلش تنهایی است. اولین فایده مسجد رفتن باید این باشد و برنامه‌ها طوری طراحی شود، ائمه جماعات تشویق کنند. در فضاهای مسجد اطلاعیه بزنند که ببینند برای این بند چه کار می‌توانند بکنند. «أَخاً مُسْتَفَاداً فِي اللَّهِ» یک دوست خدایی پیدا کند. معارف الهی را با هم بیان کنند و مشکلات یکدیگر را حل کنند.
2- «أَوْ عِلْماً مُسْتَطْرَفاً» یک حرف تازه، در مسجد همیشه تبلیغاتی باید باشد که اطلاعات تازه به نمازگزاران بدهد. یک کسی به من گفت و یک مسجدی را نشان داد و گفت: من بیست و چند سال است این مسجد می‌روم. نشده به این مسجد بروم و حرف تازه نشنوم. معلوم است امام جماعتش مطالعه می‌کند یا واعظی که می‌آید یک واعظی است که اهل مطالعه است و حرف جدید می‌زند. 3- «أَوْ آيَةً مُحْكَمَةً» آیه‌ای از قرآن کریم، «أَوْ رَحْمَةً مُنْتَظَرَةً» من از وقتی مسجد می‌آیم الطافی از طرف خدا به من سرازیر می‌شود. «أَوْ كَلِمَةً تَرُدُّهُ عَنْ رَدًى» یا یک حرفی را در مسجد می‌شنود که او را از آلودگی و کج فکری و گمراهی نجات می‌دهد. آئین همسرداری و تربیت فرزند یاد می‌گیرد. «أَوْ يَسْمَعُ كَلِمَةً تَدُلُّهُ عَلَى هُدًى أَوْ يَتْرُكُ ذَنْباً خَشْيَةً أَوْ حَيَاءً» (مستدرک الوسایل.ج3/ص357) یا گناهی را ترک می‌کند یا از ترس خدا یا برای ملاحظه مردم، می‌گوید: من مسجدی هستم و نباید این کار را بکنم. اگر از ترس خدا باشد که خیلی خوب است و اگر ملاحظه مردم هم باشد، پاکی خوب است.
شریعتی: یک فصل جدیدی باز شد که هفته آینده ادامه مباحث را خواهیم شنید. امروز در مورد بانوان حماسه‌ساز کربلا هم صحبت خواهیم کرد. امروز صفحه‌ی 165 قرآن کریم را تلاوت خواهیم کرد.
«قالُوا آمَنَّا بِرَبِ‏ الْعالَمِينَ «121» رَبِّ مُوسى‏ وَ هارُونَ «122» قالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّ هذا لَمَكْرٌ مَكَرْتُمُوهُ فِي الْمَدِينَةِ لِتُخْرِجُوا مِنْها أَهْلَها فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ «123» لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ «124» قالُوا إِنَّا إِلى‏ رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ «125» وَ ما تَنْقِمُ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِآياتِ رَبِّنا لَمَّا جاءَتْنا رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ تَوَفَّنا مُسْلِمِينَ «126» وَ قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسى‏ وَ قَوْمَهُ لِيُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ يَذَرَكَ وَ آلِهَتَكَ قالَ سَنُقَتِّلُ أَبْناءَهُمْ وَ نَسْتَحْيِي نِساءَهُمْ وَ إِنَّا فَوْقَهُمْ قاهِرُونَ «127» قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَ اصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ «128» قالُوا أُوذِينا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِيَنا وَ مِنْ بَعْدِ ما جِئْتَنا قالَ عَسى‏ رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَ يَسْتَخْلِفَكُمْ فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ «129» وَ لَقَدْ أَخَذْنا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِينَ وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ»
ترجمه آیات: (ساحران) گفتند: به پروردگار جهانيان ايمان آورديم. (همان) پروردگار موسى و هارون. فرعون (به ساحران) گفت: آيا پيش از آن كه به شما اجازه دهم به او ايمان آورديد؟ قطعاً اين نيرنگى است كه شما در اين شهر انديشيده‏ايد تا اهلش را از آن بيرون كنيد. پس به زودى خواهيد فهميد! (كه با چه كسى طرف هستيد و چه كيفرى خواهيد شد.) حتماً دست و پاهايتان را بر خلاف يكديگر (يكى از راست و يكى از چپ) قطع خواهم كرد، سپس همه‏ى شما را به دار خواهم كشيد. (ساحران در پاسخ) گفتند: (مهم نيست، هرچه مى‏خواهى بكن) همانا ما به سوى پروردگارمان بازمى گرديم. و (اى فرعون!) تو از ما عيب و ايرادى سراغ ندارى جز اين‏كه ما به آيات (و معجزات) پروردگارمان كه براى ما آمد ايمان آورده‏ايم. پرودگارا! بر ما صبر و شكيبايى فرو ريز و ما را مسلمان و فرمان‏بردار بميران. و اشراف قوم فرعون (به او) گفتند: آيا موسى و قومش را رها مى‏كنى تا در زمين فساد نمايند و موسى، تو و خدايانت را رها كند؟! (فرعون) گفت: به زودى پسرانشان را مى‏كشيم و زنانشان را (براى كنيزى) زنده نگاه مى‏داريم و ما بر آنان تسلّط كامل داريم. موسى به قوم خود گفت: از خداوند يارى بجوييد و صبر و مقاومت كنيد، زيرا زمين از آنِ خداوند است كه آن را به هر يك از بندگانش كه بخواهد به ارث مى‏گذارد و فرجام (نيك) از آنِ پرهيزكاران است. (قوم موسى) گفتند: هم پيش از آنكه نزد ما بيايى آزار مى‏شديم و هم پس از آنكه آمدى! (پس چه بايد كرد؟) موسى گفت: اميد است پروردگارتان دشمن شما را نابود كند و شما را در اين سرزمين، جانشين آنان سازد تا ببيند شما چگونه عمل مى‏كنيد. و همانا ما طرفداران فرعون را به قحطى و خشكسالى و كمبود محصولات گرفتار كرديم، باشد كه متذكّر شوند (و از راه انحرافى خود دست بردارند).
شریعتی: اشاره قرآنی را بفرمایید.
حاج آقای بهشتی: این صفحه بسیار پر نکته است، یک نکته این است که ابزار مستکبران تهدید است. ساحرانی را فرعون دعوت کرد و به آنها وعده داد و آنها وقتی کار موسی بن عمران را دیدند به سجده افتادند و ایمان آوردند. فرعون گفت: چطور بدون اجازه من ایمان آوردید؟ «قالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ» بدون اجازه من! همین‌هایی که در اروپا ادعای آزادی می‌کنند، گاهی یک جمع مسلمان هستند مجوز نمی‌دهند جلسه بگیرند. «لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ» دست و پای شما را، دست چپ و پای راست و دست راست و پای چپ شما را قطع می‌کنم. «ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ» همه شما را دار می‌زنم. این ابزار کار مستکبر است. ساحرام بر ایمانشان ماندند و به شهادت رسیدند.
شریعتی: قرار شد این هفته در مورد بانوانی که در کربلا حماسه آفریدند و در رأس آنها حضرت زینب کبری و قافله اسرا یاد کنیم.
حاج آقای بهشتی: مورخان بی مهری کردند و ما کم توجهی می‌کنیم، دو نفری که یک نفرش را مردم زیاد شنیدند ولی نکته مهمی در زندگی اوست و او میزبان مسلم بن عقیل است، طوعه، وقتی شرایط خفقان بر کوفه حاکم شد، اگر کسی مسلم بن عقیل را معرفی می‌کرد چند ده هزار سکه طلا جایزه می‌گرفت یا اگر کسی مسلم بن عقیل را پناه می‌داد، چون همه فرار کردند، حداقل کیفر او اعدام بود، یک خانم به نام طوعه به او پناه داد. این خانم کیست؟ کنیز اشعث بن قیس است. اشعث بن قیس همدست ابن ملجم در قتل امیرالمؤمنین است. این خانم در آن خانه بزرگ شد. دختر آن خانه جُعده قاتل امام حسن مجتبی و پسر این خانه محمد یکی از قاتلین امام حسین(ع) است. یعنی این خانم در خانه‌ای زندگی می‌کند که همه از این جنس هستند ولی اعتقاد خود را حفظ می‌کند. با یک مردی ازدواج می‌کند که او هم بد از آب درآمد و بعدها یک پسری پیدا می‌کند که او هم در دستگاه ابن زیاد کار می‌کند. یعنی وقتی می‌گوییم: طوعه، یکوقتی می‌گوییم: خانمی بود و دلش برای حضرت مسلم سوخت. در چه شرایطی این اعتقاد را کسب کرد و سالیان دراز این توجه به اهل‌بیت را در خودش نگه داشت؟ روز قیامت خدا این خانم را می‌آورد، آنهایی که می‌گویند: ما در مجتمعی بودیم که ماهواره بود، ابتذال بود، نمی‌شد دینمان را حفظ کنیم. می‌گوید: شرایط شما از این خانم سخت‌تر بود؟! اینها حجت‌هایی هستند که خدا اینها را به ما نشان می‌دهد. در این شرایط دینش را حفظ کرد و عاقبت بخیر شد.
نفر دوم خانمی به نام ماریه عبدیه یا ماریه سعدیه که در تاریخ کربلا نامش آمده است. سعدیه هم نام قشنگی است. عبدیه هم نام قشنگی است. همسر شهید است و شوهرش در جنگ جمل در رکاب امیرالمؤمنین به شهادت رسید. مادر شهید هم هست. پسرش هم در جنگ جمل به شهادت رسید ولی تمام دارایی‌اش را خانه بزرگی داشت، ثروت خوبی داشت، خانه‌اش را برای مرکز آموزش معارف شیعه گذاشت. کلاس‌های درسی بود که عقاید شیعه را آموزش می‌داد. در کشور ما از این خانواده‌های شهدا هستند. من بارها در تهران و غیر تهران دیدم، یعنی غیر از اینکه بچه‌اش را داده، همسرش را داده، پدرش را داده، تمام هستی‌اش را برای انقلاب و شیعه و اسلام و قرآن گذاشته است. خانه ماریه در شرایطی که امام حسین مکه بودند و می‌خواستند از مکه حرکت کنند، نامه‌ای برای اهالی بصره فرستادند. خانه او مرکز اعزام به کربلا شد. مرکز اعزام کمک به امام حسین(ع) و خیلی به نهضت امام حسین خدمت کرد. بعد از شهادت امام حسین خانه او مرکز روضه‌خوانی شد. مرکز عزاداری شد. کسانی می‌آمدند شعر می‌خواندند و اشک می‌ریختند. این بانوی بزرگ نقش معرفتی، محبتی، حماسی در نهضت امام حسین دارد. از بصره که چند نفر به کربلا آمدند و به شهادت رسیدند، همه در خاطراتشان گفتند از این خانه اعزام شدیم. از خداوند می‌خواهیم ما را از ادامه دهندگان راه شهیدان قرار بدهد. چه رنج‌هایی کشیده شده و خون دلهایی خورده شده تا این میراث امروز به دست ما رسیده است. در نیجریه، طولانی‌ترین راهپیمایی در انگلستان و لندن با پرچم یا حسین به راه افتاده است.
شریعتی: دعا بفرمایید و آمین بگوییم.
حاج آقای بهشتی: «اللهم ارزقنا زیارة الحسین فی الدنیا و شفاعته فی الآخره» از خداوند می‌خواهیم که جوان‌های ما را از پرچمداران حسین(ع) قرار بدهد و جهان را برای تشریف فرمایی فرزند عزیزش حضرت مهدی موعود آماده بفرماید.
شریعتی:
از چشم یار قامت دلدار دیدنی است *** نام حسین، از لب زینب شنیدنی است
السلام علیک یا أباعبدالله...
«والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»