main logo of samtekhoda

98-06-14-حجت الاسلام والمسلمین عاملی– مسیر سلوک الی الله


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: مسیر سلوک الی الله
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمین عاملی
تاريخ پخش: 14- 06-98

شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
از درد تو تمام تنم تیر می‌کشد *** وقتی کسی به روی تو شمشیر می‌کشد
طاقت ندارم این همه تنها ببینمت *** وقتی که چله چله کمان تیر می‌کشد
این بغض جان ستان که تو بی‌کس‌ترین شدی *** پای مرا به بازی تقدیر می‌کشد
ای قاری همیشه‌ی قرآن آسمان *** کار تو جزء جزء به تفسیر می‌کشد
اینکه ز هر طرف نفست را گرفته‌اند *** آن کوچه را به مسلخ تصویر می‌کشد
برخیز ای امام نماز فرشته‌ها *** لشگر برای قتل تو تکبیر می‌کشد

«صلی الله علیک یا أباعبدالله» سلام می‌کنم به همه‌ی بیننده‌ها و شنونده‌های گرانقدرمان، عزاداری‌های شما قبول باشد. برنامه امروز را با افتخار به همه کسانی که دلشان سرشار از محبت سیدالشهداء است، تقدیم می‌کنیم. همه کسانی که این روزها در عزای سیدالشهداء و اهل‌بیتش داغدار و عزادار هستند و انگار این داغ تازه تازه است. حاج آقای عاملی سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید.
حاج آقای عاملی: بسم الله الرحمن الرحیم، عرض ادب و احترام دارم خدمت حضرتعالی و همه مردم عزیز. از خدای متعال می‌خواهم عزاداری عزیزان را قبول کند و گوارا باشد این توفیق بزرگی که خدا نصیب ما کرده است. ما به سنت پیغمبر لبیک گفتیم و پیغمبر ما قبل از اینکه حسین به دنیا بیاید، برای امام حسین عزا و ماتم گرفته است. حسین تا متولد شد و آمد، اولین روضه را خواند و پیامبر ما در آخرین لحظه که می‌خواست ازدنیا برود برای حسین روضه خواند و از دنیا رفت و بین این دو زمان هم برای حسین روضه‌های مفصلی خوانده است و ما از سنت پیغمبر تبعیت می‌کنیم و برای حسین(ع) عزا می‌گیریم و خدا را شاکر هستیم که تبعیض در سنت نداریم، «نؤمنٌ ببعض و نفکر ببعض» توفیق بزرگی برای ملت ما و موالیان اهل‌بیت و تمام عزیزانی که در عزای اهل‌بیت عزادار هستند و اگر نبود این عزاداری‌ها بلا عالم را می‌گرفت و فقط حسین چهار هزار ملک گریه کن در حرم مطهرش دارد و این سری دارد و این انسان کامل اگر زیر سم اسب‌ها پایمال شود و همه یکدست راضی باشند به این مصیبت بزرگ، طبیعتاً بلا نازل می‌شود. امام صادق در ذیل «وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ‏ بِبَعْضٍ» اگر نبود که خدا بعضی شرارت‌ها را با بعضی دیگر دفع می‌کند، زمین و آسمان به فساد کشیده می‌شد، حضرت فرمود: خدا شما را می‌دید، اگر شما نبودید و این عرض ارادت‌ها نبود، بلا نازل می‌شد. خوشحال هستیم از اینکه خدای متعال توفیق داده و ما عزادار اهل‌بیت هستیم.
شریعتی: سلامی بر امام مجتبی(ع) و آقازاده‌های ایشان جناب عبدالله بن الحسن و قاسم بن الحسن می‌کنیم که این روزها خیلی روضه‌ی مدینه می‌خوانند و یاد امام مجتبی می‌کنند. انشاءالله زیارت مدینه منوره و کربلای معلی نصیب شما شود. بحث ما در مورد سمت خدا و گام‌ها و منازلی که برای رسیدن به آنجا باید طی کنیم. نکات خوبی را شنیدیم. بحث امروز هم خواهیم شنید.
حاج آقای عاملی: بحث ما در رفتن به سوی خدا بود، اول باید از جهت ذهنی و فکری برای این حرکت آماده شویم و ضرورت این مطلب باید باز شود که چرا در این نشئه ما باید مسافر باشیم؟ مسافر چون بود، رهرو کدام است؟ چرا گویند که او مرد تمام است؟ جناب رجل خراسانی از شبستری می‌پرسد. چقدر عالی جواب داده است.
دگر گفتی مسافر کیست در راه *** کسی کو شد ز اصل خویش آگاه
مسافر آن بود کان بگذرد زود *** ز خود صافی شود چون آتش از دود
دنیا اگر یک شبستری داشته باشد چه افتخاری می‌کند، من غصه می‌خورم که به طور شایسته نسل ما با این مفاخر عرفانی و ادبی ما آشنا نیستند. یک گنجینه بسیار بزرگی دست ملت ماست که دست هیچ ملتی نیست. در این 1400 سال شاهکار کردند. شاهکارهای ادبی و عرفانی، ارزش دارد که کل دنیا زبان فارسی را یاد بگیرند تا به این متون دسترسی داشته باشند. با این مفاهیمی که حافظ دارد، مفاهیمی که مولوی دارد، شبستری دارد. یک سفره‌ای داریم بسیار عظیم که می‌توانیم دنیا را فتح کنیم. صحبت این است که چرا این سفر باید شروع شود؟ وجوهی را گفتیم یکی این بود که در هر لحظه طبیعت این عالم این است که هر لحظه ممکن است تبدل لهجه صورت بگیرد و پرونده بسته شود و امکان تغییر هم نیست. بزرگترین وحشت عالم آخرت بعد از اینکه انسان این دنیا را ترک می‌کند، تا متوجه می‌شود که دیگر هیچ چیز تغییر بردار نیست. یعنی هرچه هست تا ابدیت همان هست و تغییر بردار نیست. این وحشت فوق العاده است. عالم، عالم نیاز است و در روایت هست که اهل بهشت پشیمان نیستند، «الّا على ساعة مرّت بهم في الدّنيا لم‏ يذكر اللَّه‏ تعالى‏» یعنی اهل بهشت پشیمان نیستند جز بر لحظاتی که بر آنها در دنیا گذشته است اما در آن لحظه در حالت توجه به خدا نبودند. در حالت ذکر نبودند. ذکر این نیست که زبانش در حال گفتن ذکر باشد. توجه به مبدأ اعلی که من الآن در حضورش و کنار سفره‌اش هستم و در نعمت آن ذات لا یتناهی هستم. لذا پیغمبر ما این پشیمانی را ندارد چون پیغمبر ما تمام لحظاتش ذکر بوده است. یکوقتی ابوذر آمدند دیدند حضرت در ظاهر خوابیده است. دراز کشیدند و خواستند بفهمند پیغمبر ما بیدار هست یا نه، یک چوبی را تکان دادند ببینند  که پیغمبر ما بیدار است یا نه، حضرت چشم‌هایش را باز کرد و فرمود: چشم من می‌خوابد اما قلب من نمی‌خوابد. یعنی شدت اتصال به جایی رسیده است. اینکه در روایت هست «وَ إِنَّ رُوحَ الْمُؤْمِنِ لَأَشَدُّ اتِّصَالًا بِرُوحِ اللَّهِ مِنِ اتِّصَالِ [شُعَاعِ‏] الشَّمْسِ بِهَا» روح مؤمن اتصالش به خدا ا شعاع شمس بالاتر است. اتصال شعاع شمس به شمس عجیب است و این از غرر روایات ماست یعنی آن حرارتی که بر دل مؤمن هست در اثر معرفتی که به مبدأ اعلی درست می‌شود. عالم آنجا عالم نیاز هست.
در روایت هست که امام صادق می‌گوید: من هر روز دو رکعت برای پدرم نماز می‌خوانم. حضرت امام در درس اخلاقشان می‌فرمودند: روایات را با خصوصیاتش معنا کنید. یک امام می‌گوید: برای یک امام هر روز دو رکعت نماز می‌خوانم. دار، دار احتیاج است. حضرت آیت الله آ شیخ علی گلپایگانی از آ سید جمال الدین گلپایگانی نقل می‌کرد. می‌فرمود: من وادی السلام رفتم و دیدم دست‌ها از قبر بیرون است. همه التماس می‌کنند، دنبال مغرفت و شباهت هستند. آخرت دار احتیاج است. هم کسی که عمل کرده و عمل نکرده، روز آخرت بیش از سی اسم دارد که یکی «یوم التغابن» است. یوم التغابن یعنی همین که احساس قبل است. نمی‌گوید: یوم القبل، می‌بیند آنجا کم آورده است. در ذیل آیه‌ی «ویل للمطففین» یکی از بزرگان می‌گفت: روایت هست در آخرت می‌گویند: «کلکم مطفّف» همه پیمانه انسانیت را کم آوردید. یعنی خدا بیشتر از این از شما خواسته بود. ما روزمره همین پیمانه را داریم کم و زیاد می‌کنیم. طی طریق و طی منزل می‌کنیم. در هر لحظه ورقه امتحانی پر می‌کنیم.
خیلی کلمه‌ی «فکاک رغبتی» در روایت ما تکرار شده است. چرا از کلمه‌ی «فَک» استفاده کردند؟ «فک» یعنی جدا کردن، هرجا مسأله‌ی فک هست، یک بسته شدنی هم هست. این چیست؟ شما در شب قدر آنقدر خدا را واسطه قرار می‌دهید، آخر می‌گوید: «اسئلک فکاک رغبتی من النار» یا مثلاً امام حسین در دعای عرفه می‌گوید: خدایا من از تو یک چیزی می‌خواهم اگر آن را دادی هرچه گرفتی ضرر ندارد. اگر آن را به من ندادی، هرچه به من دادی فایده‌ای ندارد. «اسئلک فکاک رغبتی من النار» این را توضیح بدهم که عزیزانی که دعا می‌خوانند در دعاها به این نکته توجه کنند، خیلی خوب است. یک فردی که در ان دنیا گناه می‌کند خدا اجازه گناه به ایشان نداده است و دنیا را برای گناه فتح نکرده است. دنیا یک رستوران و طربخانه نیست. این دنیا «مَتجرُ اولیاء الله» است. یک گناهی که کرد به خدا بدهکار شد، بدهکار چه؟ بدهکار یک عذرخواهی، از خدا یک عذری بخواهد. در دنیا کسی که بدهکار است، مورد اعتماد نیست، از او گرو می‌گیرند تا وقتی بدهی را داد این گرو آزاد شود. ولی در امور معنوی خود انسان را گرو می‌گیرند. خدا می‌داند این سخن چقدر وحشتناک است. این به خدا بدهکار یک عذرخواهی است، خدا خیلی سهل می‌گیرد.
یکوقتی حضرت عیسی گفت: من کار را از اساس در دنیا درست کنم و بروم بین خدا و بین شیطان آشتی بدهم. نزد خدا رفت و گفت: خدایا می‌شود با شیطان آشتی کنی؟ گفت: چرا نکنم. گفت: چه کار بکند از او راضی شوی؟ گفت: بگوید اشتباه کردم. اعتراف کند، در دعاها اعتراف، اعتراف، اعتراف، ما مثل مسیحیت نیستیم نزد کشیش برویم و اعتراف کنیم. پیش هیچکس نمی‌شود اعتراف به گناه کنی، فقط نزد خدا، خدا مشتری مشتری است. چون اعتراف نشانه‌ی حیاء است. یعنی خدایا من حیاء می‌کنم، اشتباه کردم. خدا خیلی مشتری است. خدا بیاید بگوید: اشتباه کردم، من نمی‌پذیرم. حضرت عیسی خیلی خوشحال شد و گفت: حل است. با خوشحالی نزد شیطان آمد و گفت: بشارت بشارت، خدا می‌گوید: یکبار بگویی من اشتباه کردم، خدا تو را می‌پذیرد. شیطان برگشت گفت: چرا من بگویم اشتباه کردم؟ خودش بگوید: اشتباه کردم. این یک قصه است. اما نشان می‌دهد تمام کسانی که زمینه‌ی صلح را به هم می‌زنند کار شیطانی می‌کنند. صلح بین دو خانواده و صلح بین دو تا فرد، یکی از اوصاف شیطان همین است. «وَ وَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُم‏» ایجاد اختلاف، هرجا ایجاد اختلاف است، کار شیطان است. زمینه اختلاف را فراهم می‌کند.
روز قیامت ندا می‌کنند و می‌گویند: هرکس بر گردن خدا حق دارد، بلند شود. همه تعجب می‌کنند مگر می‌شود کسی بر گردن خدا حق داشته باشد؟ آنوقت این آیه را می‌خوانند، «فمن‏ عفى‏ و أصلح‏ فأجره على اللّه» چقدر خوب است این آیات را یاد بگیریم و اینها مهارت‌های زندگی است. اینها قواعد آفرینش است. هرکس که از حقش گذشته تا زمینه صلح درست شود، خدا می‌گوید: خودم جزا و پاداشش را می‌دهم. وقتی یک بدهکاری دارد برای خدا یک عذرخواهی بکند، عذرخواهی نکرد و از دنیا رفت. این گرو دیگر دستش بود. امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه بسیار عالی این را تصویر کرده است. حضرت فرمود: خدا زمینه این حرف را آورده «كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَة» (مدثر/38) امیرالمؤمنین فرمود: پیغمبر ما آخرین جمعه شعبان فرمود: گناه کردی، جان شما گرو افتاد. تا از دنیا نرفتید این گرو را آزاد کنید. در دنیا هم وقت گرو بگذرد دیگر تمام شد و آزاد نمی‌شود. با استغفار این گرو را آزاد کنید. یک استغفار، یک «الهی لک العُتبی» معذرت می‌خواهم. «لک العُتبی» یعنی خدایا معذرت می‌خواهم. خدا چقدر آسان می‌گیرد. در روایات ما آمده است. شب‌های قدر به عزیزان می‌گویم: تسبیح دست بگیرید و به خدا بگویید: خدایا همان که تو می‌گویی. همان که تو می‌خواهی!
یک رابطه گرم و صمیمی با خدا داشته باشیم و هرچه در دلت    هست بریز و بگو خدایا تو هم بریز. هرچه از من گله داری، تو هم بریز. ارتباطی عاشقانه داشته باشیم. امیرالمؤمنین فرمود: «فَاللَّهَ اللَّهَ مَعْشَرَ الْعِبَادِ وَ أَنْتُمْ سَالِمُونَ فِي الصِّحَّةِ» (نهج‌البلاغه/ص267) الآن سالم هستید و می‌توانید هرکاری را بکنید. همیشه اینطور نیست. «قَبْلَ السُّقْمِ وَ فِي الْفُسْحَةِ قَبْلَ الضِّيقِ» هرکجا می‌توانی بروی. الآن ضیق نیست. «فَاسْعَوْا فِي فَكَاكِ رِقَابِكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُغْلَقَ رَهَائِنُهَا» قبل از اینکه این گرو بسته شود، تلاش کنید این را آزاد کنید. خیلی‌ها بی خبر از این مسائل از دنیا رفتند و دیگر پرونده بسته شد، خودشان گرو افتادند و آنجا امکان باز کردن نیست، چون امروز عمل هست و حساب نیست و فردا حساب هست و عمل نیست. یکی از اسم خدا هم بسیار خوب است، یک نفر می‌گفت: من عاشق عقلانیت شیعه هستم. می‌گفت: ما فقط برای خدا یک اسم داریم ولی شما 1001 اسم دارید. هر اسمی که مناسب حال خودتان است با آن اسم با خدا صحبت می‌کنید. مثلاً یک چیزی از دستت رفته، مأیوس هستی دستت بیاید، می‌گویید: «يَا رَادَّ مَا قَدْ فَاتَ» ای خدایی که می‌توانی برگردانی چیزی که از دست من رفته است. «یا من یرحَمَ من لا یرحَمُهُ العباد» ای خدایی که دلت می‌سوزد برای کسی که هیچکس دلش به حالش نمی‌سوزد. «یا من یقبل من لا یقبله البلاد» ای خدایی که کسی که هیچ شهری او را نمی‌پذیرد، او را می‌پذیری.
یکی از عرفا می‌گوید: همه نیکان را به خانه خود دعوت می‌کنند جز خدا که بدها را به خانه خود دعوت می‌کند، کسانی که خراب کردند و «عَادَتُكَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِيئِينَ وَ سُنَّتُكَ الْإِبْقَاءُ عَلَى‏ الْمُعْتَدِين‏» سبیل تو راهش این است که کسی که معتد است و از حق فراتر رفته و کار خلاف کرده می‌گیری که کجا می‌خواهی بروی؟ کنار سفره گفتم: یادم افتاد! حضرت عیسی گفت: خدایا من می‌خواهم برای تو کاری کنم که خوشت می‌آید، از چه چیزی خوشت می‌آید؟ گفت: می‌خواهم برایم «تَوَسوُس» کنی، تَوَسوُس، آن حیوانی که کنار سفره می‌پلکد، یک حالت‌هایی از خودش نشان می‌دهد که من هم در این سفره طمع دارم. این یک رابطه عاشقانه است، خدا به این احتیاج ندارد که ما از او چیزی بخواهیم.
عنایات خاصی که خدا برای بندگانش آماده کرده نمی‌خواهد از دست بنده برود. ما اطلاع نداریم آنها را از دست می‌دهیم. یک نکته اینکه در محرم هم قرار داریم بگویم، خدا اسامی خوبی دارد. یک اسم خدا این است «يَا أَكْرَمَ‏ مَنِ‏ اعْتَذَرَ إِلَيْهِ الْمُسِيئُون‏» حضرت امام می‌فرمود: من از تمام دعاها این مناجات شعبانیه را دوست دارم.شما وقتی بروید از کسی عذرخواهی کند و شما را بپذیرد، انواعی دارد. گاهی با سر سنگینی قبول می‌کند. گاهی می‌گوید: تشکر، گاهی می‌گوید: باشد. گاهی با خوشرویی و گاهی با اخم، حضرت می‌گوید: هیچکس مثل خدا زیبا عذر را نمی‌پذیرد، برای پذیرفتن عذر پذیرش خدا بسیار زیباست. شما که خدا از شما طلبی دارد که عذرخواهی کنید، وقتی برای عذرخواهی می‌روید، خیلی خوب می‌پذیرد. اگر شما بخواهید بیشتر واقف شوید به اینکه خدا چقدر خوب می‌پذیرد، از کربلا یک مثال بزنم. حضرت حر برای عذرخواهی آمد. از کوفه که می‌آمد برایش بشارت بهشت را در خواب دادند. به خانمش گفت: خواب دیدم فرزند حسین را بکشم به من بشارت بهشت را می‌دهند! به کربلا آمد. خیلی‌ها تا لبه جهنم آمدند و در کربلا برگشتند. خیلی‌ها تا لبه‌ی بهشت آمدند و برگشتند. غربال خدا تکان می‌خورد. در دوره ما هم تکان می‌خورد. اوضاع اقتصادی، ما خیال می‌کنیم یک ترامپ و یک آمریکایی داریم، نه! این امتحان است که شما چقدر احساس‌های انسانی دارید در برابر ملت خودتان، چقدر به دین خودتان عمل می‌کنید. همیشه این نبرد هست و خدا عمداً شرایط را طوری درمی‌آورد، خدا می‌گوید: شما خیال کردید من بدون امتحان شما را می‌پذیرم؟ شما باید ثابت کنید که مرا می‌خواهید. با همین زندگی عادی نمی‌شود ثابت کنید خدا را می‌خواهم. «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى‏ حَرْفٍ‏» (حج/11) خدا می‌گوید: بعضی‌ها اگر یک مقدار سختی باشد، «فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى‏ وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ» فرار می‌کند اما حالش خوب باشد می‌گوید: هستم. باید ثابت کنی.
حضرت حر به کربلا آمد، خیلی بر حضرت حسین سخت گرفتند. اول ابن زیاد دستور داد برو حسین را بگیر و به کوفه بیاور. اول دستور داد نگذار حسین به کوفه بیاید. آمد جلویش را گرفت که نباید کوفه بروی. بعداً که دیدند حسین کسی را ندارد، ابن زیاد گفت: بگیر و بیاور. حر جلویش را گرفت. امام حسین گفت: حر، من زن و بچه دارم. مادرت به عزایت بنشیند. گفت: حسین مادرت زهراست، چه می‌توانم بگویم! عجیب هست در یک صف نشستند شاخ به شاخ اما به حسین اقتدا می‌کنند. تا اینکه دستور رسید نگذار حسین حرکت کند. امام حسین آنجا دید که جلویش را گرفتند، گفت: اینجا کجاست؟ گفتند: قاذقیه، گفتند: اسم دیگری هم دارد؟ گفتند: شاطی الفرات هم می‌گویند. گفت: اسم دیگری ندارد؟ گفتند: نینوا هم می‌گویند. فرمود: اسم دیگری ندارد؟ گفتند: کربلا هم می‌گویند. گفت: «الهی اعوذ بک من کرب و البلاء» اولین بار اسم کربلا آنجا آمد.
حُر خیلی تصمیم مهمی گرفت در حساس‌ترین نقطه، می‌خواهد بیاید عذرخواهی کند. عذرپذیری حسین نسخه‌ای از عذرپذیری خداست. خدا چطور عذر را می‌پذیرد؟ حضرت موسی می‌گوید: چقدر از پشت سر آنهایی که با من قهر کردند، رفتند نگاه کنم؟ چشم به راه باشم تا برگردند. آقای آیتی از دنیا رفت. آقایی می‌گوید: من در خواب ایشان را دیدم و گفتم: آنجا چه خبر است؟ گفت: برای یک چیز می‌خواهم به این دنیا بیایم. فقط بخاطر اینکه آنهایی که با خدا قهر کردند، با خدا آشتی بدهم. این قهر کردن‌ها قالبش از سر امیدی بود که با خدا داشته است. انسان از آنجایی که انتظار دارد قهر می‌کند. ایشان می‌گفت: من می‌خواهم بیایم آنهایی که با خدا قهر هستند را آشتی بدهم. یعنی چه رتبه‌ای در آخرت دارد آن علمایی که توانستند قهرها را با خدا آشتی بدهند؟ حُر     آمد و تصمیم گرفت، چکمه‌ها را درآورد و به سمت حسین آمد. بالاخره آمد و حضرت متوجه شد برای عذرخواهی آمده است. سرش را پایین انداخته بود. یک جمله‌ای حضرت گفت که غوغا کرد. حضرت فرمود: سرت را بالا بگیر و من نمی‌خواهم اینطور با من صحبت کنی. حُر گفت: من این گرفتاری‌ها را برای شما درست کردم، من جلوی شما را گرفتم! امام حسین گفت: سرت را بالا بگیر. تو مهمان ما هستی. دستش را گرفت و داخل حرم آورد. دو نفر به ما از داخل حرم گزارش دادند، یکی حر است و یکی حضرت قاسم است. هردو که آمدند رجز بخوانند از تشنگی حسین رجز خواندند. چقدر حسین خوب حر را پذیرفت و حر که در میدان افتاد، تمام خون بود و یکوقت دید سرش روی زانوی کسی است و خون چشم‌هایش را پاک می‌کند. طبیعی است که با خود می‌گوید: دشمن که خون چشم مرا پاک نمی‌کند. چشم‌هایش را باز کرد و دید سرش روی زانوی حسین است. از خجالت سرش را پایین کشید و امام حسین باز سرش را روی زانوهای خود گذاشت و برای حُر روضه خواند و گفت: مادرت اسم با مسمایی برایت گذاشت، تو واقعاً حر بودی. زبان حالش این بود که برای تو یک چیزی آماده کردم که برای اکبرم آماده نکردم. اینکه با دستمالش سر حر را نگه داشت. می‌خواهم بگویم: کسی مفصل خراب کند و بعد از خرابی‌های فراوان ببیند دست نوازشی بر سرش هست، این آتش است. انشاءالله ما هم سهمی از حسین(ع) داشته باشیم.
شریعتی: بزرگی می‌فرمود: حتی آنوقتی که دارید گناه می‌کنید و پشت به خدا هستید، خدا صدایتان می‌کند و شما را دعوت می‌کند. خدا کند در آن شرایط قرار نگیریم.
حاج آقای عاملی: یک تسبیح دست بگیرند و بگویند: «سَن دیه» یعنی خدایا همان که تو می‌گویی. همان که تو می‌خواهی. خدایا من کامل تسلیم هستم، هرچه تو می‌خواهی.
شریعتی: چقدر خوب است ثواب تلاوت آیات امروز را هدیه به روح بلند سیدالشهداء و اصحاب و یارانشان بکنیم. امروز صفحه 155 قرآن کریم را تلاوت خواهیم کرد.
«قالَ‏ ادْخُلُوا فِي‏ أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ فِي النَّارِ كُلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَها حَتَّى إِذَا ادَّارَكُوا فِيها جَمِيعاً قالَتْ أُخْراهُمْ لِأُولاهُمْ رَبَّنا هؤُلاءِ أَضَلُّونا فَآتِهِمْ عَذاباً ضِعْفاً مِنَ النَّارِ قالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ وَ لكِنْ لا تَعْلَمُونَ «38» وَ قالَتْ أُولاهُمْ لِأُخْراهُمْ فَما كانَ لَكُمْ عَلَيْنا مِنْ فَضْلٍ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ «39» إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْها لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُجْرِمِينَ «40» لَهُمْ مِنْ جَهَنَّمَ مِهادٌ وَ مِنْ فَوْقِهِمْ غَواشٍ وَ كَذلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ «41» وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيها خالِدُونَ «42» وَ نَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ وَ نُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوها بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»
ترجمه آیات: (خداوند، پس از اعترافشان به كفر در لحظه‏ى مرگ) مى‏فرمايد: شما نيز در ميان گروه‏هايى از جنّ و انس، كه پيش از شما بوده‏اند، به دوزخ داخل شويد. هرگاه گروهى وارد (جهنّم) شود، گروه هم‏كيش خود را لعن و نفرين كند، تا آنكه همه يكجا در دوزخ بهم رسند. آنگاه گروه متأخّر درباره‏ى گروه قبلى گويد: خدايا! اينان بودند كه ما را گمراه كردند، پس عذابى دو چندان از آتش دوزخ برايشان بياور (كيفرى براى گمراهى خودشان و كيفرى براى گمراه ساختن ما. خداوند) مى‏فرمايد: براى هر كدام، (عذابى) دو برابر است، ولى نمى‏دانيد. و گروه پيشگام (در عذاب)، به پيروان خود مى‏گويند: شما هيچ برترى بر ما نداريد، پس عذاب را به خاطر آنچه كسب مى‏كرديد، بچشيد. همانا كسانى كه آيات ما را دروغ شمردند و مستكبرانه از آن اعراض كردند، درهاى (رحمت) آسمان به روى آنان باز نمى‏شود و به بهشت وارد نمى‏شوند، تا آنكه شتر از سوراخ سوزن بگذرد (يعنى نشدنى است)، و اين‏گونه مجرمان را كيفر مى‏دهيم. براى مجرمان، در جهنّم بسترهايى است و از بالاى سرشان پوشش‏هايى (از آتش)، و اين‏گونه ستمگران را كيفر مى‏دهيم. و كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‏اند، (هر اندازه عمل كرده‏اند مى‏پذيريم، زيرا) هيچ كس را جز به مقدار توانش تكليف نمى‏كنيم. آنان همدم بهشتند، همانان در آن جاودانند. و هرگونه كينه‏اى را كه در سينه‏هاى آنان بود بركنده و زدوديم (تا در صفا و صميميّت با هم زندگى كنند)، از زير (قصرهاى) شان نهرها جارى است و مى‏گويند: خدا را شكر كه ما را به اين (راه) هدايت كرد و اگر خداوند هدايتمان‏ نمى‏كرد، ما (به خودى خود) هدايت نمى‏شديم. بى‏شك فرستادگان پروردگارمان به راستى و درستى به سراغ ما آمدند و به آنان (هدايت يافتگان) خطاب مى‏شود: اين همان بهشتى است كه به خاطر عملكردتان وارث آن شده‏ايد.
شریعتی: این هفته قرار گذاشتیم از اصحاب و یاران با وفای امام حسین(ع) صحبت کنیم که حضرت فرمودند: من یاران و اصحابی باوفاتر از شما سراغ ندارم و امروز رزق ما شد که از شخصیت جناب حر بشنویم.
حاج آقای عاملی: خدای متعال در این آیه فرمود: «إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْها لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُجْرِمِينَ» کسانی که آیات ما را تکذیب کردند و در برابر آیات استکبار کردند، استکبار غیر از تکبر است، یعنی علم دارد که این کار درستی است ولی زیر بار نمی‌رود. می‌گوید: امکان ندارد من در بهشت از اینها پذیرایی کنم اگر قرار شود شتر از سوراخ سوزن رد شود، آنوقت اینها می‌توانند به بهشت بروند. این از آیات بسیار مهم است و مفهوم بسیار بلندی دارد. خدای متعال بارها در قرآن مجرمین را تهدید کرده و حتی گفته: از مجرمین انتقام می‌گیرم. منتهی خدا حساب این را کرده که ممکن است یکوقتی کسی این تهدیدها را جدی نگیرد، برای اینکه این تهدیدها جدی گرفته شود، خدا چند کار را در قرآن کرده است. یکی قسم است. چنان قسم‌های غلیظ و شدیدی خورده که من افراد جنایتگار در دنیا را به جهنم می‌برم. اخیراً پاپ انکار کرد که اصلاً جهنمی در کار نیست. اول قسم است، این قسم‌ها را بخوانم آنقدر وحشتناک است، گاهی می‌گوید: «فَوَ رَبِ‏ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ ما أَنَّكُمْ تَنْطِقُونَ» (ذاریات/23) قسم به خدای آسمان و زمین، اینهایی که می‌گویم همه حق است. گاهی می‌گوید: قسم به ذات حق «قالَ فَالْحَقُّ وَ الْحَقَّ أَقُولُ، لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكَ وَ مِمَّنْ تَبِعَكَ‏ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ» (ص/84 و 85) گاهی می‌گوید: «وَ تَمَّتْ‏ كَلِمَةُ رَبِّكَ» (انعام/115) قطعی قطعی است، که جهنم را پر می‌کنم، کسی خیال نکند که خدا یک حرفی زده است و خدا می‌گوید: شیطان با من شما را فریب ندهد که بگوید: بابا خدا ارحم الراحمین است. خدا ارحم الراحمین است، ولی کسی که با ربا تمام زندگی کسی را به هم ریخته است. یک جوانی کل زندگی یک جوان را با طلاق بی‌جا آتش زده است. مثلاً شما عراق بروید، سه هزار یتیم در یک یتیم‌خانه است. خدا قسم می‌خورد، هم از پیغمبرها سؤال می‌کند و هم کسانی که پیغمبرها را برای آنها فرستاده است. نمونه هم آورده و از عیسی سؤال می‌کند، روز قیامت به عیسی می‌گوییم: تو چنین حرفی زدی؟ «أَ أَنْتَ‏ قُلْتَ‏ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ» (مائده/116) عیسی می‌گوید: خدایا، «ما قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا ما أَمَرْتَنِي‏ بِهِ» (مائده/117) پیغمبر از تو سؤال می‌کنم واقعاً این حرف‌هایی که خدا در مورد آخرت می‌گوید حق است. «قُلْ إِي وَ رَبِّي إِنَّهُ لَحَقٌّ وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ‏» (یونس/53) شما بتوانید از دایره حکومت خدای من خارج شوید، اینطور نیست. «زَعَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ لَنْ يُبْعَثُوا قُلْ بَلى‏ وَ رَبِّي‏» (تغابن/7) بگو قسم به خدایم، «لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِما عَمِلْتُمْ وَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ» شما مبعوث می‌شود و تمام اعمالتان را برای شما دوباره مثل فیلمی می‌گذاریم، نسخه برداری کردیم، آنها را نگاه کنید. یک راهش هم این مسأله است که اینجا آورده است. با این مثل دیگر تثبیت کرده است. اگر شتر از سوراخ برود پس امید است این جنایتکارها بتوانند خلاصی پیدا کنند. پیغمبر ما فرمود: «شمِّروا» آستین بالا بزنید، اهل عمل باشید، خادم پیامبر می‌گوید: امر بسیار جدی است، «شَمِّرُوا فَإِنَّ الْأَمْرَ جَدٌّ وَ تَأَهَّبُوا فَإِنَّ الرَّحِيلَ قَرِيبٌ» کوچ کردن نزدیک است.
شریعتی: نکات خوبی را شنیدیم. انشاءالله به سمت خدای متعال حرکت کنید و ذاهب شویم. دعا بفرمایید و آمین بگوییم.
حاج آقای عاملی: از خدای متعال می‌خواهم با عنایات خاصه خود، برهان حضرت أبی عبدالله الحسین را بر دنیا غالب کند و برهان رهبر ما را که هزاران هزار بار شاکر هستیم که هویت عاشورایی ما را مقام معظم رهبری حفظ کرده است و در حسرت مانده‌اند دشمنان که در برابر آنها رکوع کنیم. خدا را شاکر هستیم و انشاءالله خدا برهان رهبر ما را بر دنیا غالب کند.
شریعتی: به امام حسین سلام می‌کنیم و همراه با حر می‌شویم که به سیدالشهداء رو کنیم و راهمان را با همراهی حضرت طی کنیم.
دوستت دارم من ای در جسم عالم جان حسین *** آذری می‌خوانمت جانم سنه قربان حسین
«والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین»