main logo of samtekhoda

98-06-05-حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی-آشنایی با نهج البلاغه


برنامه سمت خدا

موضوع برنامه: آشنایی با نهج‌البلاغه

كارشناس: حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی

تاريخ پخش: 05- 06-98

شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

«الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و الائمة المعصومین» سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم، بیننده‌های خوب و شنونده‌های بسیار نازنین، ایام بر شما مبارک باشد. ایامی که مزین به نام امیرالمؤمنین علی(ع) است. حاج آقای حسینی قمی سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید.

حاج آقای حسینی قمی: سلام علیکم و رحمة الله، عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت همه بینندگان و شنوندگان عزیز دارم. برای من سعادتی است که هفته گذشته روز غدیر و امروز 25 ذی الحجه، روز نزول سوره‌ی هل أتی در خدمت شما هستم. این سوره در شأن امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا و اهل‌بیت است. از همه عزیزانی که امسال غدیر را متفاوت برگزار کردند، تشکر می‌کنم. وظیفه‌ی ما خیلی سنگین است، کسی به من گفت: شما در برنامه یک جمله گفتید که اگر کسی در روز غدیر به یک نفر اطعام کند، مثل اطعام همه‌ی انبیاء و صالحین هست. همین یک جمله بسیار تأثیرگذار بود. اگر یک حدیث در یک برنامه‌ی دینی می‌تواند اینقدر مؤثر باشد، مسئولیت ما را بسیار سنگین می‌کند برای همه جریان سازی‌های دینی دیگر و مخصوصاً برای غدیر و از حالا باید آماده باشیم. از همه عزیزانی که در این زمینه زحمت کشیدند، تشکر می‌کنم.

شریعتی: نکات قابل توجهی را فرمودند، تمام این اتفاقات میسر نمی‌شد مگر با همراهی شما مردم نازنین، انشاءالله نگاه پدرانه‌ی امیرالمؤمنین شامل حال همه ما شود. امروز می‌خواهیم از امیرالمؤمنین بپرسیم، کسی که به راه‌های آسمان آشناتر است تا راه‌های زمین. بحث امروز شما را خواهیم شنید.

حاج آقای حسینی قمی: بسم الله الرحمن الرحیم، خطبه‌ی 132، «نَحْمَدُهُ‏ عَلَى‏ مَا أَخَذَ وَ أَعْطَى وَ عَلَى مَا أَبْلَى وَ ابْتَلَى» اولین سخن این خطبه حمد پروردگار است، خدایا تو را سپاسگزاریم برای نعمت‌هایی که به ما دادی، یا از ما گرفتی. در خطبه‌ی 114 داشتیم «نَحْمَدُهُ‏ عَلَى‏ آلَائِهِ كَمَا نَحْمَدُهُ‏ عَلَى‏ بَلَائِه‏» حمد خدا بر نعمت‌ها، حمد خدا بر بلاها و مصیبت‌ها. اینجا حضرت عرضه می‌دارد سپاسگزار پروردگار هستیم بر نعمت‌هایی که داده و آنچه از ما گرفته است. «وَ عَلَى مَا أَبْلَى وَ ابْتَلَى» ابلی یعنی داده و «ابتلی» ما را به یک مصیبتی مبتلا کرده است. خدایا ممنون هستیم بخاطر نعمت‌ها و ممنون هستیم بخاطر بلاها و مصیبت‌ها. این خیلی پیام مهمی دارد. گاهی ما بخاطر یک مشکل کوچک، ایمان ما متزلزل می‌شود. در آستانه‌ی ماه محرم و عزای سیدالشهداء(ع) هستیم. عزیزان یادشان باشد شب عاشورا امام حسین چه خطبه‌ای خواند؟ شب عاشورا که امام خودش را تنهای تنها می‌بیند در محاصره‌ی دشمن، «احمده فی السَّراء و الضَّراء» در خوشی و ناخوشی‌ها، زیباترین حمد خدا را امام حسین عرضه می‌دارد: خدایا امشب که شب عاشورا و شب غربت و تنهایی ماست، علامه محمد تقی جعفری این خطبه را خیلی زیبا ترجمه می‌کردند. می‌فرمودند: امام حسین می‌خواهد بگوید: خدایا، شبی بهتر از امشب نمی‌شود! امشب چه شبی است؟ زیباترین حمد و ثناء را امشب می‌گوید. «امشب شهادتنامه‌ی عشاق امضاء می‌شود»

اگر در گرفتاری‌ها پیرو اهل‌بیت هستیم، دنیا دار ابتلاء است، پیدا کنید کسی را که بگوید: من شصت سال زندگی کردم و هیچ بلا و مصیبتی در زندگی نداشتم. خدا رحمت کند مرحوم علامه طبرسی در تفسیر مجمع البیان، در داستان حضرت ایوب که سخت‌ترین امتحانات و گرفتاری‌ها را داشت، یکوقتی همسر حضرت ایوب گفت: تو پیامبر خدا هستی. از خدا بخواه گرفتاری ما تمام شود. این همه بلا و مصیبت، یک جمله زیبایی فرمود. جناب ایوب فرمود: همسرم، «كُنَّا فِي‏ النَّعْمَاءِ سَبْعِينَ عَاما فَهَلُمَّ نَصْبِرْ» ما هفتاد سال در نعمت بودیم صبر کن، دوران بلای ما هفتاد سال بشود تا ما از خدا بخواهیم. چه خبر است؟ هفتاد سال ما در نعمت بودیم چقدر وقت است ما گرفتار بلا هستیم؟ یکی از علمای بزرگوار که خدا رحمتشان کند، ایشان درد پای شدید داشت، هروقت می‌گفتیم: پای شما چطور است؟ می‌گفت: الحمدلله، این پا به من می‌گوید: هشتاد سال به تو خدمت کردم، چند روز است از خدمت کناره‌گیری کردم؟ گاهی در زندگی یک بلا و مصیبتی داریم، مثلاً کسی همسر بداخلاق دارد، کسی اولاد بداخلاق دارد، کسی گرفتار مالی دارد، کسی عزیزی را از دست داده است، الحمدلله!الآن در ایام محرم یادمان باشد، این ماه عزا و مصیبت اهل‌بیت است. شما یکجا شکایت و گلایه نمی‌بینید. الآن جوان‌ها خیلی گله و شکایت دارند، پیامبر اگر نعمتی می‌رسید، «الحمدلله علی هذه النعمة» اگر بلا می‌رسید «الحمدلله علی کل حال» نعمت‌ها را هم ببینید.

«الْبَاطِنُ‏ لِكُلِّ خَفِيَّةٍ» خدایی که همه مخفی‌ها را می‌داند، «وَ الْحَاضِرُ لِكُلِّ سَرِيرَةٍ» از درون جان ما آگاه هست. «الْعَالِمُ بِمَا تُكِنُّ الصُّدُورُ وَ مَا تَخُونُ الْعُيُونُ» خدایی که خیانت چشم و آنچه در سینه پنهان شده را می‌داند. اشاره به آیه نوزده سوره غافر دارد. «يَعْلَمُ‏ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُور» اگر در سینه چیزی را پنهان کنیم، خدا از آن خبر دارد. در قرآن دوازده بار این تعبیر آمده است. «إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذاتِ‏ الصُّدُور» از سینه و قلبت خبر دارد. «وَ نَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ غَيْرُهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً ص نَجِيبُهُ وَ بَعِيثُهُ» پیامبر برگزیده‌ی پروردگار است و انسان نفیس و نجیب پروردگار است و مبعوث پروردگار است. «شَهَادَةً يُوَافِقُ فِيهَا السِّرُّ الْإِعْلَانَ وَ الْقَلْبُ اللِّسَان» شهادت به رسالت و یگانگی پروردگار سرّ و علن هماهنگ است. ظاهر و باطن هم هماهنگ است. قلب و لسان هماهنگ است.

« فَإِنَّهُ وَ اللَّهِ الْجِدُّ لَا اللَّعِبُ وَ الْحَقُّ لَا الْكَذِبُ» حضرت ده تأکید به کار برده و قسم می‌خورد به خدا قسم مرگ جدی است و با کسی شوخی ندارد. دروغ نیست، «وَ مَا هُوَ إِلَّا الْمَوْتُ أَسْمَعَ دَاعِيهِ» آن کسی که حق است و دروغ نیست، مرگ است. منادی بانگ خودش را با صدای بلند به گوش همه رسانده است. «وَ أَعْجَلَ حَادِيهِ» قدیم رسم بود اینهایی که یک کاروان شتر دارند، می‌خواهند شترها را حرکت بدهند، حُدی می‌خوانند که شترها را به سرعت حرکت بدهند. خضرت تشبیه می‌کند و می‌فرماید: مرگ آن ساربانی است که آواز خودش را به گوش همه رسانده و به همه گفته: راه بیافتید. این خطبه‌ای که سیدالشهداء دارند و از همه عزیزانی که در ایام محرم تریبون در اختیارشان هست، تقاضا می‌کنم که خطبه‌خوانی فراموش نشود. خطبه‌هایی که سیدالشهداء خواندند، از جمله خطبه‌ی هفتم ذی الحجه، «خطّ الموت على‏ ولد آدم‏ مخطّ القلادة على جيد الفتاة» چقدر زیبا مرگ را ترسیم می‌کنند. گردنبندی که بر گردن یک دختر جوان باشد، چقدر زیبا مرگ را ترسیم می‌کنند. خطبه‌ای که هفتم ذی الحجه در مکه خواندند و هشتم ذی الحجه از مکه به سمت کربلا حرکت کردند.

«فَلَا يَغُرَّنَّكَ» حضرت با ده تأکید قسم می‌خورد، جدی است، شوخی نیست. روزی که وقتش برسد با کسی شوخی ندارد، «سَوَادُ النَّاسِ مِنْ نَفْسِكَ» نگو بابا این همه مردم هستند، چقدر مردم راه می‌روند. اینهایی که راه می‌روند می‌بینی، آنهایی که بهشت زهرا می‌روند را هم ببین. چند هفته پیش از برنامه سمت خدا بیرون آمدم، می‌خواستم عیادت یک بیماری بروم. ماشین اینترنتی سوار شدم، تا نشستم راننده مرا شناخت و محبت کرد. گفت: کجا می‌روید؟ گفتم: سمت بهارستان، گفت: می‌خواهید شما را قم ببرم؟ گفتم: مگر شما قم می‌روید؟ گفت: بله، امروز سالروز مرگ فرزند جوان من هست. خیلی ناراحت شدم. گفتم: چند ساله بود؟ گفت: 23 سال. گفتم: علت مرگ؟ گفت: هیچی! خوابید و یک ساعت دیگر بیدار نشد. از خواب به مرگ متصل شد. پسرم ورزشکار بود، ولی چند بار گفته بودم که فشارت را چک کن. گفت: نه ورزشکارها نمی‌میرند. از خواب به مرگ متصل شد!! اینکه امیرالمؤمنین می‌فرماید: «سَوَادُ النَّاسِ مِنْ نَفْسِكَ» سیاه لشگر هستند، «وَ قَدْ رَأَيْتَ مَنْ كَانَ قَبْلَكَ» حضرت هشدار می‌دهد. هیچکسی به اندازه‌ی امیرالمؤمنین در دنیا کار نکرده است. کار اقتصادی و تولیدی و کشاورزی و عمران نکرده است. حواست باشد فریب نخوری، «مِمَّنْ جَمَعَ الْمَالَ وَ حَذِرَ الْإِقْلَالَ وَ أَمِنَ الْعَوَاقِبَ» دیدی آنهایی که فکر جمع مال بودند و از فقر می‌ترسیدند، جمع کردی در راه خدا هم بده، نه! امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه می‌فرماید: تعجب می‌کنم بخیل «عَجِبْتُ لِلْبَخِيلِ يَسْتَعْجِلُ الْفَقْرَ الَّذِي هَرَبَ مِنْهُ وَ يَفُوتُهُ الْغِنَى الَّذِي إِيَّاهُ طَلَبَ يَعِيشُ‏ فِي‏ الدُّنْيَا عَيْشَ الْفُقَرَاءِ وَ يُحَاسَبُ فِي الْآخِرَةِ حِسَابَ الْأَغْنِيَاءِ الْبُخْلُ جَامِعٌ لِمَسَاوِئِ الْعُيُوبِ وَ هُوَ زِمَامٌ يُقَادُ بِهِ إِلَى كُلِّ سُوءٍ» در دنیا مثل گداها زندگی می‌کند و در قیامت حسابرسی او همچون حسابرسی ثروتمندان است. آدم بخیل می‌گوید: نکند من فقیر شوم!

«طُولَ أَمَلٍ وَ اسْتِبْعَادَ أَجَلٍ» چون آرزوهای طولانی داشت و مرگ خودش را دور می‌دید، می‌گفت: نه ما فعلاً باید جمع کنیم. به کسی نباید بدهیم و هیچ حادثه‌ای برای ما پیش نخواهد آمد. «كَيْفَ نَزَلَ بِهِ الْمَوْتُ فَأَزْعَجَهُ عَنْ وَطَنِهِ» ای کاش می‌رسیدیم به جایی که در مساجد ما، امیرالمؤمنین یک خطبه دارد که هرشب بعد از نماز به سمت مردم برمی‌گشتند و تکرار می‌کردند، زاد و توشه داشته باشید و آماده سفر باشید. چه می‌شد در همه مساجد ما، امام جماعت بعد از نماز به سمت مردم برمی‌گشت و چند دقیقه یک فراز از این خطبه امیرالمؤمنین را می‌خواندند. اینقدر ما در طول روز مشغول دنیا هستیم، لااقل چند دقیقه یک خطبه‌ی کوتاه از حضرت بخوانیم.

«وَ أَخَذَهُ مِنْ مَأْمَنِهِ» این مأمنی که برای خودش درست کرده بود، «مَحْمُولًا عَلَى أَعْوَادِ الْمَنَايَا» بردند بر تابوتی که چوب‌های مرگ است، «يَتَعَاطَى بِهِ الرِّجَالُ الرِّجَالَ حَمْلًا عَلَى الْمَنَاكِبِ وَ إِمْسَاكاً بِالْأَنَامِلِ» حضرت می‌فرماید: با سر انگشت تابوت را می‌برند. معمولاً اینهایی که زیر تابوت می‌روند، فشارش را حس می‌کنند و باید محکم باشد، حضرت چرا فرمود: شارعین نهج‌البلاغه گفتند: حاضر نیستند خیلی زیر جنازه‌ی طرف بروند، متأسفانه خود تشییع جنازه یک عبرت است. چون مردم حوصله ندارند تشییع جنازه‌ها را کوتاه کردند. قدیم از مسجد محل هرکس از دنیا می‌رفت، می‌بردند. حالا نزدیک قبرستان یک جایی قرار می‌گذارند و از همانجا مسجد می‌برند. بعضی حتی حال ندارند زیر تابوت عزیزشان بروند. مستحب است که آدم آداب تشییع جنازه را بداند. ما جنازه را در ماشین می‌گذاریم و خودمان با ماشین دنبالش می‌رویم. «أَ مَا رَأَيْتُمُ الَّذِينَ يَأْمُلُونَ بَعِيداً وَ يَبْنُونَ مَشِيداً» ندیدی آنهایی که آرزوهای بلند دارد، کاخ‌های بلند و بالا می‌سازند، چقدر جمع کردند، چه کاخ‌هایی ساختند، «وَ يَجْمَعُونَ كَثِيراً كَيْفَ أَصْبَحَتْ بُيُوتُهُمْ قُبُوراً» امروز خانه‌شان خانه قبر است. «وَ مَا جَمَعُوا بُوراً» هرچه جمع کردند از بین رفت. «وَ صَارَتْ أَمْوَالُهُمْ لِلْوَارِثِينَ وَ أَزْوَاجُهُمْ لِقَوْمٍ آخَرِينَ» وارثش تقسیم می‌کند، اگر مرد است دوباره ازدواج کرد، اگر خانمی است دوباره ازدواج کرده است. شما کسی را دیدی که عزیزترین عزیزش بگوید: من اینجا چادر می‌زنم و دیگر بلند نمی‌شوم. خیمه به کنار، از تشییع برمی‌گردید خنده نکنید. ظواهر را رعایت کنید! «لَا فِي حَسَنَةٍ يَزِيدُونَ وَ لَا مِنْ سَيِّئَةٍ يَسْتَعْتِبُونَ» نه دیگر می‌توانند به حسنات خود اضافه کنند و نه از گناهی توبه کنند. ما از صبح تا شب صحبت دنیا می‌کنیم، باید کسی باشد که به ما از آخرت هم بگوید. با مرگ زندگی کنید.

«فَمَنْ أَشْعَرَ التَّقْوَى قَلْبَهُ بَرَزَ مَهَلُهُ» اگر کسی قلبش جای تقوا باشد، در مسابقه‌ی دنیا بر دیگران سبقت می‌گیرد. «وَ فَازَ عَمَلُهُ فَاهْتَبِلُوا هَبَلَهَا» از غنیمت دنیا خوب استفاده کن. هیچکس به اندازه‌ی امیرالمؤمنین کار نکرده است. «وَ اعْمَلُوا لِلْجَنَّةِ عَمَلَهَا» کاری برای بهشت خود انجام بدهید. «فَإِنَّ الدُّنْيَا لَمْ تُخْلَقْ لَكُمْ دَارَ مُقَامٍ» دنیا جای ایستادگی نیست، محل عبور است «بَلْ خُلِقَتْ لَكُمْ مَجَازاً لِتَزَوَّدُوا مِنْهَا» تا زاد و توشه بگیرید. «الْأَعْمَالَ إِلَى دَارِ الْقَرَارِ فَكُونُوا مِنْهَا عَلَى أَوْفَازٍ وَ قَرِّبُوا الظُّهُورَ لِلزِّيَالِ» آنچه حضرت روی آن تأکید دارند، مهیا بودن است. دنیا را خوب داشته باشیم، از حلال داشته باشیم و به وظایف دینی خود عمل کنیم. گاهی می‌گویند: پیام دین در مورد دنیا و آخرت چیست؟ یک جمله است «اعْمَلْ لِدُنْيَاكَ كَأَنَّكَ تَعِيشُ‏ أَبَداً وَ اعْمَلْ لاخِرَتِكَ كَأَنَّكَ تَمُوتُ غَداً» (من‏لايحضره‏الفقيه، ج3، ص 156) طوری زندگی کن که گویی عمر جاودانه داری. ولی طوری برای قیامت کار کن که گویی فردا می‌خواهی بروی.

همین امیرمؤمنان که اینقدر می‌گوید: «تزّوَدوا» حواستان باشد، زاد و توشه بگیرید، جنازه‌ی شما را می‌برند، دیگر خبری نیست. امروز که روز «هل أتی» است چه کار کرد؟ «وَ يُطْعِمُونَ‏ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً» (انسان/8) برای چه بود؟ از غذا و نان و سفره‌ی خودشان، سنی و شیعه نقل کردند، امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا نزدیک افطار نشسته بودند، مسکین و یتیم و اسیر آمد و با آب افطار کردند. گاهی جوان‌ها می‌پرسند: مسکین و یتیم و اسیر را فهمیدیم، اسیر یعنی چه؟ اسیر که در زندان است، در تفاسیر به این نکته اشاره شده، زمان پیامبر زندان به این شکل امروزی نبود که حبس باشند، کسی که اسیر می‌شد تحت نظر بود. یعنی مسلمان‌‌ها یک نفر، دو نفر، سه نفر اسیر را تحت نظر داشتند و در کل مدینه رفت و آمد می‌کردند. مسلمان‌ها در گرفتاری و مشکلات مالی بودند، این اسیر هم گرفتاری مالی داشت و مجبور می‌شد از دیگران تقاضای کمک کند. در خانه‌ی حضرت زهرا و امیرمؤمنان آمد. وقتی اسیر می‌گوییم یعنی چه، یعنی کسی که دو روز قبلش در جنگ رو در رو با پیامبر خدا جنگید تا پیامبر را به قتل برساند و نتوانست و اسیر شد. شب گرسنه بود، آمد در خانه حضرت زهرا آمده، دختر پیامبری که دیروز می‌خواسته به قتل برساند، گفته: من گرسنه هستم. اینها نان خودشان را دادند و با آب افطار کردند.

متأسفانه امروز می‌بینیم فضایلی که برای امیرالمؤمنین هست گاهی به یک شکلی می‌خواهند خدشه دار کنند. کتابی داریم به نام شواهد التنزیل برای حسکانی است که از علمای بزرگ اهل سنت است و وفاتش سال 470 است. تقریباً هزار سال از وفات ایشان می‌گذرد. موضوعش شأن نزول‌های قرآن است. ایشان در مقدمه‌ی کتابشان نوشته است، می‌گوید: در جلسه‌ای بین جمعی بودم، یک کسی آنجا گفت که احدی از مفسرین نگفته که آیات «هل أتی» در شأن امیرمؤمنان است. هیچکس نگفته است؟ دیدم عجب ظلمی به امیرالمؤمنین می‌کنند. برای دفاع از مظلومیت امیرالمؤمنین رفتم کتابی نوشتم و تمام آیاتی که در شأن امیرالمؤمنین هست را جمع آوری کردم. این انگیزه شد که من کتاب شواهد التنزیل را بنویسم. اینجا مفصل داستان نزول این آیات را در شأن امیرمؤمنان نوشته است. مرحوم علامه امینی(ره) در الغدیر که همه جا سنگ تمام گذاشتند، 34 تا از علمای اهل سنت را نام می‌برد که داستان نزول آیات «هل أتی» در شأن امیرمؤمنان و فاطمه زهرا را نقل کردند. از جمله زمخشری که از علمای بزرگ اهل سنت است و در تفسیر کشاف، یا ملا جلال الدین سیوطی در تفسیر در المَنثور، کتاب‌های فراوانی داریم که فقط تفسیر سوره‌ی «هل أتی» هست و فقط شأن نزول و داستان سوره‌ی «هل أتی» است.

امیرمؤمنان به نزول «هل أتی» افتخار می‌کرد. در احتجاجاتشان می‌نویسد: امیرمؤمنان هم با خلیفه‌ی اول، هم با خلیفه‌ی دوم وقتی می‌خواستند احتجاج کنند می‌فرمودند: شما را به خدا قسم، این آیات برای من است یا شما؟ شما بگویید. از جمله احتجاجاتی که امیرمؤمنان و اهل‌بیت همین بود. شافعی یکی از پیشوایان چهارگانه‌ی اهل سنت است. ائمه‌ی اربعه‌ی اهل سنت، در مورد امیرمؤمنان و هل أتی شعر گفته است. «أنا عبدٌ لفتی، أنزل فیه هل أتی، الی متی أکتمه، أکتمه الی مَتی» من بنده کسی هستم که آیات هل أتی در شأن او نازل شد، تا کی کتمان بکنم؟ به قدری داستان نزول صریح و شفاف است. «إِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً، عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَها تَفْجِيراً، يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً» (انسان/5-7) امیرالمؤمنین و حضرت زهرا نذر کرده بودند که اگر حسنین شفا پیدا کردند، سه روز را روزه بگیرند. به نذر خود وفا کردند. «وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً» (انسان/8) سه روز روزه گرفتند برای اینکه به نذر خود وفا کنند. روز اول مسکین آمد، روز دوم یتیم آمد و روز سوم اسیر آمد. هر سه روز غذای خود را دادند و با آب افطار کردند. «إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً، إِنَّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِيراً، فَوَقاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذلِكَ الْيَوْمِ وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً، وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَرِيراً» (انسان/9-12) اگر ما پاداش دادیم بخاطر صبر است. «مُتَّكِئِينَ فِيها عَلَى الْأَرائِكِ لا يَرَوْنَ فِيها شَمْساً وَ لا زَمْهَرِيراً» (انسان/13) مگر قرآن نمی‌گوید: فردای قیامت بهشتیان در بهشت هستند، نه دیگر از تابش خورشید اذیت می‌شوند و نه سرما، نه گرمای بهشت آزار دهنده است و نه سرمای آن. تمام مفسرین اهل سنت، شیعه و سنی از جمله در روح المعانی که برای آلوسی هست، أمالی شیخ صدوق، «بینا اهل الجنة فی الجنة» این عیدی اهل‌بیت (ع) به ما باشد. در حالی که بهشتی‌ها در بهشت هستند، «بينا أهل‏ الجنّة في‏ الجنّة إذ يرون نورا مثل الشمس قد أشرقت له الجنان» یک نوری را مثل نور خورشید می‌بینند، بهشت با این نور، نورانی می‌شود. «فيقول أهل الجنّة: يا رضوان!» اهل بهشت می‌گویند: ای مالک بهشت، این چه نوری است؟ «و قد قال ربّنا: (لا يَرَوْنَ فِيها شَمْساً وَ لا زَمْهَرِيراً)» ما در دنیا که بودیم خدا وعده داده بود، در بهشت نه گرمای خورشید و نه سرما هست. خدا قوتی باشد برای همه کسانی که پانزده شب جشن و شادی و سرور، از عید قربان تا دیشب که شب 25 ذی الحجه بود را جشن ولایت داشتند. «فيقول: ليس هذا بشمس و لكن عليّا و فاطمة ضحكا من شي‏ء أعجبهما فأشرقت الجنان من نور ضحكهما» از خنده‌ی علی و زهرا است و این نور از خورشید و گرمای خورشید نیست. علی و فاطمه تبسمی کردند و از تبسم اینها بهشت نورانی است.

ما نباید بنشینیم فضایل بخوانیم. یادمان باشد از ما هم انتظار دارند یک قدمی برداریم. امیرمؤمنان نان خود را به یتیم و اسیر و مسکین داد، حداقل در این گرفتاری‌هایی که می‌بینیم، یک عده واقعاً زندگی سخت دارند و با سیلی صورت خود را سرخ نگه می‌دارند. چند روز پیش آقایی به من پیام داد: من می‌خواهم کلیه خریداری کنم، ده میلیون کم دارم. گفتم: چقدر می‌خواهی بخری؟ گفت: کسی سی میلیون می‌فروشد. می‌گویند: پیوند کلیه تحت پوشش است؟ گفت: بله، ولی باید در نوبت باشم و دو سال دیگر در دنیا نیستم. برای من عجیب بود و نمی‌دانم مسئولین خبر دارند یا نه، آن کسی که برای سی میلیون تومان کلیه می‌دهد و آن کسی که اسیر است برای نداشتن سی میلیون تومان که کلیه بخرد. هردو مصیبت است. اگر امیرالمؤمنین افطار خود را داد، وظیفه‌ی ما هم این است که حداقل یادمان باشد در این گرفتاری‌ها و مصیبت‌ها، حواسمان به اطرافیان خود باشد.

شریعتی: انشاءالله بتوانیم نزدیک شویم به چشم اندازی که اهل‌بیت(ع) خاصه امیرالمؤمنین برای ما ترسیم کردند. امروز صفحه‌ی 146 را تلاوت خواهند کرد. دعا بفرمایید و آمین بگوییم.

حاج آقای حسینی قمی: خدا را قسم می‌دهیم به حق محمد و آل محمد به همه‌ی ما توفیق آشنایی با سیره‌ی اهل‌بیت و عمل به آن عنایت بفرماید. همه گرفتارهایی که در گرفتاری و مشکلات به سر می‌برند، نجات بده و دست سخاوتمندانه‌ی سخاوتمندان را به فریاد آنها برسان. به همه ما توفیق بهترین شیعه‌ی امیرالمؤمنین بودن را عنایت بفرما.

شریعتی: بهترین‌ها را برای شما آرزو می‌کنم. چه خوب گفت:

خط نستعلیق چشمان تو مولا ماندنی است *** زود شد منسوخ رسم الخط و خال کوفیان

السلام علیک یا میزان الاعمال، یا امیرالمؤمنین...

«والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»