main logo of samtekhoda

98-05-29-حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی– فضایل امیرالمؤمنین علی(ع) در کتاب فضائل الصحابه احمد حنبل


برنامه سمت خدا

موضوع برنامه: فضایل امیرالمؤمنین علی(ع) در کتاب فضائل الصحابه احمد حنبل

كارشناس: حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی

تاريخ پخش: 29- 05-98

شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

«الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و الائمة المعصومین» سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم، بیننده‌های خوب و شنونده‌های بسیار نازنین، عید ولایت و امامت، عید غدیر بر شما مبارک باشد. حاج آقای حسینی قمی از سادات جلیل القدر هستند، سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید. عید شما مبارک باشد.

حاج آقای حسینی قمی: سلام علیکم و رحمة الله، عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت همه بینندگان و شنوندگان عزیز دارم. این عید بزرگ را تبریک می‌گویم. برای من افتخاری است که این سه‌شنبه مصادف با عید غدیر هست و در محضر بیننده‌های خوب هستیم.

شریعتی:

تا قافیه‌ی شعر امیر است و غدیر است *** برخیز که هنگام مراعات و نظیر است

الیوم که اکملت لکم دینکم آمد *** تا عرش فراخوان تماشای امیر است

افطار در خانه‌ی مولا بنشیند *** هر خسته که مسکین و یتیم است و اسیر است

بر طبل بکوبید، نقاره بنوازید *** آواز بخوانید که بی مایه فطیر است

من مات علی حبّ علی مات شهیدا *** آنان که نمردند، بمیرند که دیر است

این شیهه‌ی اسبان ظهور است می‌آید *** هنگامه‌ی ما یستوی الاعمی و بصیر است

می‌چرخم و می‌رقصم و تقصیر خودم نیست *** این شور و جنون را چه کنم، عید غدیر است

بحث امروز شما را با دل و جان خواهیم شنید.

حاج آقای حسینی قمی: بسم الله الرحمن الرحیم، برای انتخاب موضوع خیلی فکر کردم. دلم می‌خواست یک بحث جدیدی باشد. کتابی هست از یکی از علمای اهل سنت به نام فضائل الصحابه، فضایل اصحاب پیامبر در این کتاب جمع‌آوری شده است. مؤلف این کتاب احمد حنبل است. یکی از ائمه و پیشوایان چهارگانه اهل سنت، وفاتش 241 هست یعنی حدود 1200 سال پیش، کتابش به عنوان یک کتاب مرجع است. کتابی دارد به نام مسند در این کتاب سی هزار حدیث جمع آوری کرده و تمام کسانی که بعد از او آمدند از کتاب‌های او نقل حدیث کردند. بسیاری از روایاتی که در صحیح بخاری و صحیح مسلم هست، سنن دیگر اهل سنت هست، مرجعشان کتاب‌های احمد حنبل است. شافعی می‌گوید: «هو امامٌ فی القرآن و سیرة و السنة و الفقه» چهل کتاب نوشته است. گمان نمی‌کنم هیچ کتابخانه‌ای باشد که یکی یا چند تا از کتاب‌های احمد حنبل را نداشته باشد، در کتاب فضایل الصحابه دو هزار حدیث در مورد فضیلت اصحاب پیامبر آورده و 370 حدیث در مورد امیرالمؤمنین است.         امروز در این روز با عظمت غدیر چند حدیث از این کتاب بخوانم و قضاوت را با مخاطبین قرار بدهم. بسیاری از برادران و خواهران اهل سنت جزء بینندگان برنامه هستند و پیام می‌دهند. به همه عزیزان می‌گویم: من قضاوت نمی‌کنم فقط از این 370 حدیث که احمد حنبل در وصف امیرالمؤمنین آورده، خودتان قضاوت کنید، چه کسی باید جانشین پیامبر خدا باشد؟ با وجود حدیث غدیر، حدیث منزلت و حدیث تقلین، حدیث سفینه، حدیثی که ذیل نزول آیه‌ی تطهیر است.

شماره‌های حدیث را می‌گویم که عزیزان راحت یادداشت کنند. این کتاب دهها بار چاپ شده است. این نسخه که دست من است نسخه‌ی بیروتی هست. صفحه‌ی 227 حدیث 1018، یکی از اصحاب پیامبر به نام براء بن عازب  است. «كُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص فِي سَفَرٍ فَنَزَلْنَا بِغَدِيرِ خُمٍ‏» ما در سفر حج در محضر پیامبر بود، از سفر برمی‌گشتیم، به منطقه‌ی غدیر خم رسیدیم. «فَنُودِيَ فِينَا الصَّلَاةَ جَامِعَةً» ندا دادند همه جمع شوید، پیامبر با شما کار دارد. نماز جماعتی خواندند، «وَ كُسِحَ لِرَسُولِ اللَّهِ ص تَحْتَ شَجَرَتَيْنِ فَصَلَّى الظُّهْرَ وَ أَخَذَ بِيَدِ عَلِيٍّ ع» بعد از نماز ظهر دست علی(ع) را گرفتند و فرمودند: «فَقَالَ أَ لَسْتُمْ تَعْلَمُونَ أَنِّي‏ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ‏ قَالُوا بَلَى» بعد فرمودند: «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ» خلاصه غدیر همین است که 1200 سال پیش این عالم اهل سنت در کتابش بیان کرده است. حدود چهارده روایت در این موضوع در این 370 روایت آورده است. وقتی پیامبر خدا دعا کردند «اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ» عین عبارت است «قَالَ فَلَقِيَهُ عُمَرُ بَعْدَ ذَلِكَ فَقَالَ لَهُ هَنِيئاً لَكَ يَا ابْنَ أَبِي طَالِبٍ» کسی که بعداً خلیفه‌ی دوم رسول الله شد، اول کسی بود که در غدیر به امیرالمؤمنین تبریک گفت. «أَصْبَحْتَ وَ أَمْسَيْتَ مَوْلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ» از این به بعد دیگر تو ولی هر مؤمن، زن مؤمن و مرد مؤمن هستی.

حدیث دوم حدیث 994، کسی نزد زید بن ارقم آمد. از اصحاب پیامبر، گفت: من حدیثی را در مورد غدیر با واسطه شنیدم، می‌خواهم مستقیم از شما بشنویم. زید بن ارقم احتیاط کرد، گفت: مثل اینکه می‌خواهید یک گیری به من بدهید و برای من دردسری درست کنید. چرا کسانی که در غدیر حضور داشتند، این جمع فراوان، حالا وقتی می‌گویند: حدیث داستان غدیر را بخوانید، نگران هستند. فضا به شکلی پیش آمده که جرأت نمی‌کنند. گفت: خیلی دردسر برای من درست کردید، این گفت: نه، مطمئن باش. من برایت دردسر درست نمی‌کنم. پیامبر دست امیرالمؤمنین را گرفت و گفت: «وَ أَخَذَ بِيَدِ عَلِيٍّ ع فَقَالَ أَ لَسْتُمْ تَعْلَمُونَ أَنِّي‏ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ‏ قَالُوا بَلَى مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ» فضایی بود که برخی جرأت نمی‌کردند حدیث غدیر را روایت کنند. حدیث سوم صفحه 261 این کتاب هست، حدیث 1169، «جمع علیٌ علیه السلام الناس» یکوقتی امیرالمؤمنین عده‌ای از مردم را جمع کردند و قسم دادند، فرمودند: «كلّ امرئ مسلم سمع‏ رسول‏ اللّه‏ يقول‏ يوم‏ غدير خمّ ما سمع لمّا قام» شما را به خدا سوگند، هرکس در غدیر خم شنید آن مطلبی که پیامبر در مورد من فرموده، بلند شود شهادت بدهد. یک عده قیام کردند، « فقام ناس كثير فشهدوا حين أخذه بيده فقال للناس: أتعلمون أنّي أولى بالمؤمنين من أنفسهم؟! قالوا: نعم يا رسول اللّه. قال: من كنت مولاه فهذا مولاه، اللّهمّ وال من والاه، و عاد من» این را به این جهت خواندم، چون گاهی در شبهاتی که مطرح هست، می‌گویند: اگر داستان غدیر وجود داشت چرا خود امیرمؤمنان به غدیر استناد نکردند. فراوان موارد متعدد بود از جمله این روایاتی که خواندم. پس از چهارده حدیثی که در کتاب فضایل الصحابه احمد حنبل است، سه حدیث را خواندم.

دوم حدیث منزلت است، نزدیک بیست روایت اینجا در مورد حدیث منزلت آمده است. حدیث اول صفحه 255 شماره‌ی 1139 است. روایت از شخصی به نام زید بن ابی اوفی است. محضر پیامبر در مسجد رسیدم، دیدم امروز روز خاصی است و پیامبر سراغ اصحاب خود را می‌گیرند. تمام اصحاب را صدا می‌زدند که به مسجد بیایند. هرکس در مسجد نبود پیک می‌فرستاد که به فلانی و فلانی بگویید بیایند. وقتی همه جمع شدند، حمد و ثنای الهی گفتند و بین مسلمان‌ها عقد اخوت و برادری خواندند. بین همه که عقد اخوت خواندند، امیرمؤمنان عرض کرد: یا رسول الله، چون  برای امیرمؤمنان چیزی بیان نکردند. رسول خدا فرمود: «الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ وَ مَا أَخَّرْتُكَ‏ إِلَّا لِنَفْسِي‏» تو را برای خودم نگه داشتم، بین همه عقد اخوت خواندم و تو را برای خودم  نگه داشتم. «أَنْتَ مِنِّي إِلَّا بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي» همانطور که هارون جانشین موسی بود تو جانشین من هستی. «وَ أَنْتَ أَخِي وَ وَارِثِي» برادر و وارث من هستی. هجدهم ذی الحجه یکی از مناسبت‌هایش داستان جانشینی است که از افتخارات بزرگ امیرمؤمنین است.

حدیث دومی که از مجموعه روایات حدیث منزلت می‌خوانم، صفحه 233 هست، حدیث شماره‌ی 1043، شخصی نزد سعد بن مالک آمد، می‌گوید: من یک سؤالی گفتم، می‌خواهم یک حدیثی از تو بپرسم ولی می‌ترسم. چرا می‌ترسی؟ هرچه می‌خواهی سؤال کن. گفتم: حدیث منزلت را شنیدی؟ می‌شود برای من نقل کنی؟ گفت: بله من شنیدم، حدیث را خواند که پیامبر خدا به امیرمؤمنان در داستان تبوک وقتی امیرمؤمنان را به جای خود در مدینه قرار دادند، امیرمؤمنان عرض کرد یا رسول الله چرا مرا اینجا گذاشتی؟ من می‌خواستم با شما بیایم؟ مرا در شهر گذاشتی نزد زن‌ها و کودکان، رسول خدا فرمود: «أَ مَا تَرْضَى أَنْ تَكُونَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ‏ مِنْ‏ مُوسَى‏» چرا این روایت را خواندم؟ اینکه فضا اینقدر سنگین است که سعد بن مالک تا این حدیث را خواند، طرف گفت: من می‌ترسم از تو بپرسم. گفت: نه نگران نباش. وقتی سؤالش از حدیث منزلت بود، حدیث را خواند، سریع رفت. نشان می‌دهد بعد از قصه‌ی غدیر کاری کردند که دیگران نمی‌توانند به راحتی شهادت بدهند. حدیث بعدی حدیثی است که سعد وقاص نقل می‌کند، صفحه‌ی 215 هست، حدیث 958، کسی می‌گوید: من نزد سعد بن ابی وقاص رفتم. من یک روایتی از شما شنیدم، می‌خواهم از شما بشنوم. راوی می‌گوید: واقعیت این است که حدیث را از پسرش شنیده بودم. ولی نخواستم بگویم پسرت برای من گفته، گفتم: شاید پسرش را مؤاخذه کند. چه کسی گفت: این حدیث را نقل کنی؟ گفتم: حدیث منزلت چیست؟ حدیث را برای من خواند. رسول خدا فرمود: «أَ مَا تَرْضَى أَنْ تَكُونَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ‏ مِنْ‏ مُوسَى‏» چرا این روایت را خواندم؟ عبارتی ابن ابی الحدید دارد، همین‌هایی که راوی حدیث غدیر و حدیث منزلت بودند، همین‌ها بعداً روی مصالح و منافع شخصی یا کتمان می‌کردند یا حاضر نبودند نقل کنند. سعد بن ابی وقاص، در خطبه‌ای در نهج‌البلاغه، خطبه 172 می‌فرماید: در روز شورای شش نفره، کسی به من گفت: «یا علی انک لحریصٌ» امیرالمؤمنین فرمود: من حریص نیستم، حقم را مطالبه می‌کنم. در شورای شش نفره سعد بن ابی وقاص که راوی حدیث منزلت هست به حضرت می‌گوید: چرا برای خلافت حرص می‌زنی؟ فرمود: من حقم را مطالبه می‌کنم و شما حق مرا نمی‌دهید!!

یک گزارشی هست که مقداری به ما کمک می‌کند، صفحه 245 حدیث 1095 است، کسی می‌گوید: خودم شنیدم سعد بن ابی وقاص که در شورا به امیرالمؤمنین اعتراض کرد که چرا برای خلافت حرص می‌زنی، با اینکه خودش راوی حدیث منزلت است، خودش می‌گفت: امیرمؤمنان، «تَذْكُرُ عَلِيّاً أَمَا إِنَ‏ لَهُ‏ مَنَاقِبَ‏ أَرْبَعَ [أَرْبَعاً]» علی چند ویژگی دارد که من حاضر بودم ثروت‌های فراوانی را بدهم و این ویژگی را داشته باشم. یکی داستان فتح خیبر، یکی حدیث منزلت، یکی حدیث غدیر، «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ وَ نَسِيَ سَعْدٌ الرَّابِعَةَ» یک روایت دیگر دیدم، صفحه 258 حدیث 1155 داستان حدیث منزلت است. کسی نزد معاویه آمد و از او سؤالی پرسید، گفت: از علی بن ابی طالب سؤال کن. این خواست خیلی خودشیرینی کند، گفت: نه، من دوست دارم تو جواب بدهی. معاویه گفت: چرا حاضر نیستی از علی بپرسی؟ علی کسی است که پیامبر در مورد او فرمود: «أَنْتَ مِنِّي إِلَّا بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى» من خودم می‌دیدم که خلیفه‌ی دوم به علی بن ابی طالب مراجعه می‌کرد، خودم دیدم مواردی که مسائل بر او مشکل می‌شد و به علی بن ابی طالب مراجعه می‌کرد.

عنوان سوم که عرض می‌کنم که امیرمؤمنان(ع) اعلم مردم بود. حدیث 1100 صفحه‌ی 247، گزارش اصحاب پیامبر در مورد علی بن ابی طالب این است، احدی از اصحاب پیامبر نبود که بگوید: «سَلُونِي‏ إِلَّا عَلِيُ‏ بْنُ‏ أَبِي طَالِبٍ» فقط علی بود که می‌گفت: از هرچه می‌خواهید بپرسید. من راه‌های آسمان را از راه‌های زمین بهتر می‌دانم. کسی که می‌گوید: «سَلُونِي‏ قَبْلَ‏ أَنْ تَفْقِدُونِي‏» اعلم مردم، سؤالی نیست که کسی از امیرمؤمنان پرسیده باشد و امیرمؤمنان در جوابش درمانده باشد. حدیث بعدی حضرت فرمود: می‌خواهم نعمت خدا را بگویم. حضرت قسم می‌خورد که من وقتی در محضر پیامبر بودم دو حالت داشت، یا من سؤال می‌کردم و پیامبر جواب می‌داد. یا من سکوت می‌کردم، پیامبر شروع می‌کرد. در این زمینه روایات فراوان داریم ولی امروز از این منبع می‌خوانیم. یا من سؤال می‌کردم و حضرت جواب می‌داد، یا من سکوت می‌کردم و پیامبر شروع می‌کرد.

حدیث 1102 از سعید بن مصیب، خلیفه‌ی دوم می‌گفت: به خدا پناه می‌برم که مشکلی برای ما پیش بیاید و علی بن ابی طالب نباشد و به فریاد ما نرسد. صفحه 204 شماره 890، مردم مدینه می‌گفتند: در مورد چه کسی حرف می‌زنید؟ اعلم مردم علی بن ابی طالب است. «افضل الاهل المدینه علی بن ابی طالب» افضل مردم مدینه علی بن ابی طالب است. هیچکس غیر از امیرالمؤمنین نگفت: «سَلُونِي‏ قَبْلَ‏ أَنْ تَفْقِدُونِي‏» اگر کسی می‌گفت رسوا می‌شد. بگوید: هرچه می‌خواهید از من بپرسید. عنوان چهارم داستان فتح خیبر که قریب بیست حدیث در این کتاب آمده، حدیث اول حدیث 1039 هست. راوی می‌گوید: رسول خدا در روز جنگ خیبر فرمود: «لَأُعْطِيَنَّ الرَّايَةَ غَداً رَجُلًا» پرچم خیبر را فردا دست کسی می‌دهم که او فاتح خیبر است. «يُحِبُّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يُحِبُّهُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ» این خدا و رسول را دوست دارد، خدا و رسول او را دوست دارد. مردم آن شب تا صبح منتظر بودند ببینند فردا پیامبر پرچم را به دست چه کسی می‌دهد، صبح زود محضر پیامبر آمدند. به دست کسی می‌دهم که خدا و رسول او را دوست دارد، همه منتظر بودند، «فقال أین علی بن ابی طالب» علی بن ابی طالب کجاست؟ گفتند: یا رسول الله، حضرت چشم درد دارند. فرمود: بگویید بیاید. حضرت با معجزه چشم درد امیرالمؤمنین را شفا دادند و پرچم خیبر را به دست امیرمؤمنان دادند و راه افتادند. این شعر معروفی که عزیزان زیاد شنیدند، احمد حنب در این کتاب، 1200 سال پیش نقل کرده وقتی مرحب طرف امیرالمؤمنین در جنگ خیبر بود، وقتی آمد رجز خواند، «أَنَا الَّذِي‏ سَمَّتْنِي‏ أُمِّي حَيْدَرَة» من آن کسی هستم که مادرم مرا حیدر نامید.

به مناسبت عید غدیر داریم فضایل امیرالمؤمنین را از کتاب فضایل الصحابه احمد حنبل از پیشوایان چهارگانه اهل سنت می‌خوانیم که برای 1200 سال پیش است. کسی که داستان حدیث غدیر و حدیث منزلت و حدیث ثقلین را دارد. حدیث از انس بن مالک است، می‌گوید: به سلمان گفتیم: سلمان از پیامبر سؤال کن: وصی و جانشین شما چه کسی است؟ «فقال له سلمان یا رسول الله من وصیُک» پیامبر فرمود: وصی موسی که بود؟ گفت: یوشع بن نون، فرمود: «فانَّ وصّی و وارِثی یَقضی دَینی و یُنجِزُ مَوعُودی علی بن ابی طالب». حدیث بعدی در مورد شجاعت امیرالمؤمنین هست، حدیث 1108 صفحه‌ی 248، من این یک روایت را بخوانم. «کان علیٌ علیه السلام یأخذ رایة رسول الله» در تمام جنگ‌ها کسی که پرچم‌دار پیامبر بود، امیرمؤمنان بود. اگر پیامبر احیاناً در جنگی شرکت نمی‌کردند، شمشیر خود را به امیرمؤمنین می‌دادند.

حدیث بعدی در مورد سبقت امیرمؤمنان در اسلام هست. اینها از امتیازات بسیار مهمی است. علامه امینی در الغدیر هزاران هزار حدیث در این مورد دارند. حدیث 995 از کتاب احمد حنبل، این افتخار امیرمؤمنان بود. امیرمؤمنان فرمود: «أنا عبد اللَّه و أخو رسول اللَّه و أنا الصديق‏ الأكبر و ما قالها أحد قبلي و لا يقولها الا كاذب مُفتر» من برادر پیامبر و صدیق اکبر هستم. هیچکس بعد از من نمی‌تواند بگوید: من عقد اخوت با پیامبر داشتم، الا اینکه دروغ بگوید و افترا بزند. «و لقد أسلمت و صليت قبل الناس بسبع سنين» هفت سال قبل از دیگران اسلام آوردم و نماز خواندم. در صفحه 226 حدیث جالبی است که امام مجتبی(ع) شبی که امیرالمؤمنین از دنیا رفتند، فردای آن روز سخنرانی کردند و فرمودند: کسی از میان شما رفت، «مَا سَبَقَهُ‏ الْأَوَّلُونَ‏ بِعِلْمٍ» هیچکسی در علم و دانش بر او سبقت نگرفت، «وَ لَا يُدْرِكُهُ الْآخَرُونَ» کسی به پای او نمی‌رسد. وقتی پیامبر او را به جنگی می‌فرستاد تا فاتح نمی‌شد برنمی‌گشت. «مَا تَرَكَ بَيْضَاءَ وَ لَا صَفْرَاءَ» اوج عظمت و قدرتش این بود که در بخش بزرگی از خاورمیانه حکومت می‌کردند. بسیاری از کشورهایی که امروز یک کشور هست، یکی از استان‌های امیرمؤمنان بود. یمن یک استان بود، حجاز یک استان بود، عراق یک استان بود. ولی امام مجتبی فرمود: در حالی به شهادت رسیدند که هیچ چیزی از مال دنیا باقی نگذاشتند، «إِلَّا سَبْعَمِائَةِ دِرْهَمٍ» هفتصد درهم جمع آوری کرده بودند و می‌خواستند یک خدمتکاری برای اهل‌بیتشان بگیرند.

حدیث تطهیر، آیه‌ی تطهیر و حدیث کساء 24 ذی الحجه هست، از مناسبت‌های دهه ذی الحجه همین است. صفحه‌ی 263 حدیث 1172 خیلی جالب است. گاهی دیدم در مورد حدیث کساء سؤالاتی می‌شود. این قدیمی‌ترین منبع از منابع اهل سنت است. ام سلمه راوی حدیث است. وقتی خبر شهادت امام حسین(ع) رسید، به قاتلان سید الشهداء نفرین کرد. بعد این داستان را نقل کرد و گفت: من خودم دیدم پیامبر را که روزی فاطمه زهرا یک صبحانه‌ای برای پدر بزرگوارش آورد. رسول خدا فرمود: علی کجاست؟ عرضه داشت: در خانه هستند. فرمود: برو علی را بیاور. علی با دو فرزندش آمد. حسن و حسین را آورد، محضر پیامبر آمدند و پیامبر حسنین را بر دامن خود نشاند، امیرالمؤمنان در سمت راست و فاطمه زهرا در سمت چپ، ام سلمه می‌گوید: دیدم عبایی بر دوش کشیدند و این جمله را فرمودند: «اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلُ‏ بَيْتِي‏ أَذْهِبْ‏ عَنْهُمُ‏ الرِّجْسَ وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهِيراً» سه بار این را بیان کردند و این داستان نزول آیه‌ی تطهیر است. آیه‌ی تطهیر می‌گوید: «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ‏ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً» (احزاب/33) عصمت امیرمؤمنان و فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسین است. در روایت دیگری انس بن مالک می‌گوید: پیامبر خدا بعد از نزول آیه‌ی تطهیر شش ماه تمام پیامبر خدا در خانه حضرت زهرا می‌آمدند، وقتی می‌خواستند برای نماز صبح بروند در خانه حضرت می‌آمدند و صدا می‌زدند: «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ‏ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً».

شریعتی: نکات بسیار خوبی را شنیدیم. از یکی از بزرگان اهل سنت می‌خواندم که از ایشان پرسیدند: درباره‌ی علی چه می‌گویی؟ گفت: من درباره‌ی علی چه بگویم وقتی دوستانش از ترس، فضایل او را کتمان کردند و دشمنانش از حسد فضایل او را نگفتند، با این حال آوازه‌ی علی شرق و غرب عالم را فرا گرفته است.

حاج آقای حسینی قمی: این جمله معروف است و ابن ابی الحدید هم دارد و از دیگران نقل شده که دوستان امیرمؤمنان از ترس مخفی کردند و دشمنان هم که از روی دشمنی ولی همه عالم باز از فضایل امیرالمؤمنین پر شده است. روایتی در صفحه 220 حدیث 981 است. ابوسعید خدری می‌گوید: «كُنَّا نَعْرِفُ‏ مُنَافِقِي‏ الْأَنْصَارِ بِبُغْضِهِمْ عَلِيّاً» اگر می‌خواستیم تشخیص بدهیم چه کسی منافق و چه کسی مؤمن حقیقی است، هرکس دشمن علی بن ابی طالب بود و با علی رابطه نداشت و کینه علی بن ابی طالب را در دل داشت، معلوم بود منافق است. حدیث آخر از ابن عباس است که بسیار زیباست، «قَالَ‏: ذُكِرَ عِنْدَهُ‏ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع» ابن عباس از اصحاب ویژه پیامبر و امیرالمؤمنین است. وقتی می‌خواست از دنیا برود یک جمله گفت: «اللهم انی اتقرب الیک بولایة علی بن ابی طالب» انشاءالله همه ما امروز غدیر یک کاری برای حضرت انجام بدهیم تا بتوانیم اینطور از دنیا برویم. ابن عباس می‌گوید: جایی بودم صحبت امیرالمؤمنین شد، ابن عباس گفت: می‌دانید در مورد چه کسی صحبت می‌کنید؟ «فَقَالَ إِنَّكُمْ لَتَذْكُرُونَ رَجُلًا كَانَ يَسْمَعُ وَطْأَ جَبْرَئِيلَ ع فَوْقَ بَيْتِهِ» صدای رفت و آمد جبرئیل را بالای خانه‌ی خود می‌شنید.

شریعتی: به تعبیر حاج آقای کاشانی که می‌فرمایند: نشستیم و از فضایل امیرالمؤمنین می‌گوییم و هیچ خبری از بنی امیه و دشمنان حضرت نیست. چه خوب گفت:

خط نستعلیق چشمان تو مولا ماندنی است *** زود شد منسوخ رسم الخط و خال کوفیان

خوش به حال آنهایی که دلشان سرشار از محبت امیرالمؤمنین است. یادی از مرحوم علامه امینی صاحب کتاب الغدیر بکنیم و همه علمایی که باعث شدند نام غدیر پا برجا بماند و در احیای سنت‌های غدیر کوشیدند، انشاءالله همه مهمان سفره‌ی امیرالمؤمنین باشند. امروز صفحه 139 قرآن کریم را تلاوت خواهیم کرد.

«وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَ‏ قَدْرِهِ‏ إِذْ قالُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلى‏ بَشَرٍ مِنْ شَيْ‏ءٍ قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْكِتابَ الَّذِي جاءَ بِهِ مُوسى‏ نُوراً وَ هُدىً لِلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَراطِيسَ تُبْدُونَها وَ تُخْفُونَ كَثِيراً وَ عُلِّمْتُمْ ما لَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَ لا آباؤُكُمْ قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ «91» وَ هذا كِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَكٌ مُصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى‏ وَ مَنْ حَوْلَها وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ هُمْ عَلى‏ صَلاتِهِمْ يُحافِظُونَ «92» وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ قالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَ لَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْ‏ءٌ وَ مَنْ قالَ سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لَوْ تَرى‏ إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَراتِ الْمَوْتِ وَ الْمَلائِكَةُ باسِطُوا أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ بِما كُنْتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ وَ كُنْتُمْ عَنْ آياتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ «93» وَ لَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادى‏ كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ تَرَكْتُمْ ما خَوَّلْناكُمْ وَراءَ ظُهُورِكُمْ وَ ما نَرى‏ مَعَكُمْ شُفَعاءَكُمُ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِيكُمْ شُرَكاءُ لَقَدْ تَقَطَّعَ بَيْنَكُمْ وَ ضَلَّ عَنْكُمْ ما كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ»

ترجمه آیات: خداوند را آنگونه كه شايسته‏ى اوست نشناختند، چرا كه گفتند: خداوند بر هيچ بشرى، چيزى نازل نكرده است. بگو: كتابى را كه موسى آورد و نور و هدايت براى مردم بود، چه كسى نازل كرد؟ كتابى كه آن را ورق ورق كرده (و به دلخواه خود) بخشى را آشكار و بسيارى را پنهان مى‏سازيد، و آنچه را شما و پدرانتان نمى‏دانستيد، (از طريق همان كتاب آسمانى تورات،) به شما آموخته شد. (اى پيامبر!) بگو: خدا (بود كه آنها را نازل كرد)، سپس رهايشان كن تا در ياوه‏گويى‏هاى خود غوطه‏ور باشند. و اين مبارك كتابى است كه نازل كرده‏ايم، تصديق كننده آنچه (از كتب آسمانى) كه پيش از آن آمده است، (تا مردم را به پاداش‏هاى الهى مژده دهى) و اهل مكّه و كسانى را كه اطراف آن هستند هشدار دهى و (البتّه) آنان كه به آخرت ايمان دارند به آن (قرآن) نيز ايمان خواهند آورد و همانها بر نمازهاى خود محافظت دارند. و كيست ظالم‏تر از آنكه بر خدا دروغى بست و يا گفت: به من وحى شده، در حالى كه چيزى به او وحى نشده است. و نيز آن كس كه گفت: به زودى من هم مثل آنچه خدا نازل كرده نازل مى‏كنم. و (اى پيامبر!) اگر ببينى زمانى را كه ستمگران در سكرات مرگ قرار گرفته و فرشتگان (براى قبض روح آنان) دست‏هاى (قدرت) خويش را گشوده و فرمان جان دادن مى‏دهند (و مى‏گويند:) امروز به خاطر نسبت‏هاى ناروا كه به خداوند مى‏داديد و از آيات او سرپيچى مى‏كرديد، به عذاب خواركننده كيفر داده خواهيد شد. به راستى همان گونه كه نخستين بار شما را آفريديم، اكنون نيز (به هنگام مرگ يا قيامت) تك و تنها نزد ما آمديد و همه‏ى اموالى را كه به شما داديم پشت سر گذاشتيد و آن شفيعانى را كه در (تعيين سرنوشت) خودتان شريكان خدا مى‏پنداشتيد، همراه شما نمى‏بينيم. به راستى (پيوندهاى) ميان شما گسسته و آنچه (از شريكان و شفيعان كه به نفع خود) مى‏پنداشتيد از (دست) شما رفت.

شریعتی: امسال در برنامه در مورد سنت اطعام عید غدیر صحبت کردیم و همسایه‌هایی که امسال هوای هم را داشتند و به مناسبت عید غدیر اطعام دادند. اگر به ظهر نرسیدیم برای افطار و شام این کار را بکنیم.

حاج آقای حسینی قمی: اگر به ما می‌گفتند: روز غدیر یا افطار غدیر وجود مقدس امام زمان(ع) مهمان شماست، چقدر خوشحال می‌شدیم. روایت است که اطعام غدیر معادل اطعام همه‌ی انبیاء و صالحان و اولیاء است. انگار شما ابراهیم و موسی و عیسی و حضرت محمد و امیرمؤمنان را طعام دادید. غدیر بهانه آشتی و آشنایی با همسایه‌ها شود. زیارت غدیریه‌ که در مفاتیح هست، بسیار فوق العاده است را از دست ندهیم.

عمار یاسر از سرداران بسیار وفادار به امیرالمؤمنین است، در جنگ صفین جوانی خدمت حضرت علی آمد و گفت: یا امیرالمؤمنین من می‌خواهم با شما بجنگم اما مقداری برایم سخت است، برای اینکه می‌بینم شما نماز می‌خوانی و دعا می‌خوانی و قرآن می‌خوانی. لشگر معاویه هم دعا و نماز و قرآن می‌خوانند.       شما حق هستید یا آنها حق هستند؟ امیرالمؤمنین حواله به عمار یاسر دادند که برو جوابت را از عمار بگیر. این جوان نزد عمار آمد. عمار گفت: تو در جنگ بدر و احد بودی؟ گفت: نه، سن ما به آن زمان نمی‌رسد. گفت: اگر من پیرمرد که آن زمان در رکاب پیامبر بودم را قبول داری، یادت باشد همین صف بندی که امروز داریم، همین را آن روز داشتیم. همین‌هایی که در جنگ صفین مقابل ما پرچم گرفتند، در جنگ بدر و احد مقابل پیغمبر پرچم داشتند. ما در رکاب پیامبر و اینها مقابل پیامبر بودند. همان اسلام و کفری که آن روز بود، همین صف آرایی امروز برقرار است.

انشاءالله این عید برای همه مبارک و فرخنده باشد و هرچه در توان دارند برای امیرالمؤمنین سرمایه‌گذاری کنند، «الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین و الائمة» خدایا به حق صاحب امروز ما را بر ولایت امیرالمؤمنین زنده بدار و بر ولایت امیرالمؤمنان بمیران، بر ولایت امیرالمؤمنین محشور بگردان. «اللهم انی نتقرب الیک بولایة علی بن ابی طالب» به حق امیرمؤمنان همه کسانی که گرفتاری دارند، گرفتاری‌ها برطرف و حوائجشان را برآورده بخیر بگردان. آنهایی که منتظر اولاد هستند خانه‌هایشان را با فرزند خوب و صالح روشن بگردان.

شریعتی:

ساقی افلک سلام علیک *** ای پدر خاک سلام علیک

گوشه‌ی ابرویی اگر خم کنی *** کار هزار آیت اعظم کنی

کشتی خلقت به هدف می‌رسد *** تا که به ایوان نجف می‌رسد

«والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»