main logo of samtekhoda

98-05-27-حجت الاسلام والمسلمین بهشتی-ابعاد مختلف تربیت عبادی (توجه به اذان و اقامه)


برنامه سمت خدا

موضوع برنامه: ابعاد مختلف تربیت عبادی (توجه به اذان و اقامه)

كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين بهشتی

تاريخ پخش: 27-05- 98

شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین

همچنان ما همه از رسم تو خط می‌گیریم *** رفته‌ای باز مدد از تو فقط می‌گیریم

نه فقط دست زمین از تو، تو را می‌خواهد *** سالیانی است که معراج خدا می‌خواهد

زیر پای تو به زانوی ادب بنشیند *** لحظه‌ای جای یتیمان عرب بنشیند

بعد از آن روز که در کعبه پدیدار شدی *** یازده مرتبه در آینه تکرار شدی

بار دیگر سپر و تیغ و علم را بردار *** پا در این دایره بگذار عدم را بردار

باز هم تیغ دو دم را به کمر می‌بندی *** باز هم پارچه‌ی زرد به سر می‌بندی

باز از خانه می‌آیی به خداوند قسم *** رستخیزانه می‌آیی به خداوند قسم

تا زمین باز هم آباد شود باز بیا *** ای بزنگاه ازل تا به ابد باز بیا

تازه این اول قصه است حکایت باقی است *** ما همه زنده برآنیم که رجعت باقی است

رفته ساقی که قدح پر کند و برگردد *** عرش را غرق تحیر کند و برگردد

دیر یا زود ولی می‌رسد از راه آخر *** یک نفر عین علی می‌رسد از راه آخر

می‌نویسم که شب تار سحر می‌گردد *** یک نفر مانده از این قوم که برمی‌گردد

سلام می‌کنم به همه‌ی بیننده‌های نازنینمان، شنونده‌های بسیار گرانقدرمان، حاج آقای بهشتی سلام علیکم و رحمة الله. خیلی خوش آمدید. عید شما مبارک باشد.

حاج آقای بهشتی: سلام علیکم و رحمة الله، بنده هم خدمت شما و بینندگان و شنوندگان عزیز سلام می‌کنم. روز غدیر خم و این روزهای آسمانی را به حضرتعالی و شنوندگان خوب این برنامه تبریک می‌گویم. از خداوند می‌خواهم زیارت امیرالمؤمنین را در دنیا و شفاعتش را در روز محشر قسمت همه ما و عدالت‌خواهان عالم بفرماید.

شریعتی: انشاءالله خداوند ما را متوجه این سرمایه‌ی عظیمی که داریم بکند، سرمایه‌ی محبت به اهل‌بیت که بتوانیم با تمام وجود بگوییم: «الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین و الائمة المعصومین» انشاءالله جشن امسال باشکوه باشد و نگاه پدرانه‌ی امیرمؤمنان نصیب همه ما شود. بحث امروز شما را خواهیم شنید.

حاج آقای بهشتی: بسم الله الرحمن الرحیم، می‌خواهم سه نکته در مورد عید غدیر عرض کنم. نکته اول که دوستان هم فرمودند، عیدی دادن روز غدیر را بیشتر امام رضا(ع) داشتند چون تا قرن اول سخت بوده که شیعیان مراسم بگیرند. پنج نوع عیدی در حدیث آمده که به عنوان پیشنهاد مطرح کنم. اول اطعام، که برنامه سمت خدا هم طرفدار آن هست. دوم پوشاک است. سوم انگشتری، زن و شوهرها برای همدیگر، پدر و مادرها برای بچه‌ها، چهار عطریات، و پنجم پول است. این پیشنهادها بیشتر از امام رضا(ع) است. عیدی دادن را فراموش نکنیم.

نکته دوم اینکه یکی از حواشی غدیر خم مسأله عقد اخوت است. گاهی ما به خود غدیر زیاد می‌پردازیم از آن حواشی که آنها هم خیلی مهم هستند و برکت دارند. ما در زمان پیامبر نگاه می‌کنیم پنج بار پیامبر عقد اخوت خواندند. مناسبت‌هایی پیش می‌آمد حضرت می‌فرمودند: آقایان با آقایان و خانم‌ها با خانم‌ها، یک پیمان مکتبی با هم می‌بندند و در زندگی به فکر هم هستند. شرایط دعا پیش آمد به هم دعا می‌کنند و از هم دستگیری می‌کنند و به هم محبت می‌کنند. به ویژه آنها که کدورت بینشان هست، عید غدیر آشتی کنند. مخصوصاً زن و شوهرهایی که کدورت دارند. به احترام امیرالمؤمنین بگذرند و اگر دیگران نفوذ کلام دارند، واسطه خیر شوند. این آشتی دادن و برادری و استحکام پیوند عاطفی مهم است.

سوم اینکه در مورد غدیر مطالعه کنیم. یک کتاب هست گزارش لحظه به لحظه‌ی حجة الوداع، از آقای محمد باقر انصاری زنجانی که بسیار کتاب خوبی است. یکی در قالب سی و چند صفحه و یکی سیصد و چند صفحه است. این کتابی که پژوهشی تازه درباره‌ی ولایت از شهید محمدباقر صدر است. همین هفته گذشته تهیه کننده برنامه به من دادند و من خواندم، ترجمه خیلی خوبی دارد.

شریعتی: کتاب «پژوهشی درباره‌ی ولایت» از شهید محمد باقر صدر است که برای تهیه کتاب می‌توانید به 20000303 پیامک بدهید. در هفته گذشته و هفته‌های قبل در مورد سیره‌ی عبادی و نماز صحبت می‌کنیم و نکته‌های بسیار خوب و نابی را می‌شنویم.

حاج آقای بهشتی: ایستگاه‌هایی را گذراندیم، ایستگاه وضو که ایستگاه مهمی بود و این عبادت بخواهد در تربیت ما تأثیر داشته باشد از طهارت، از پاکی شروع می‌شود. پاکی دل و ظاهر، پاکی لباس و محیط، پاکی فکر، لباس نمازگزار، آرام آرام آمدیم مقدمات، قبله را بیان کردیم. امروز و جلسه بعد درباره‌ی اذان صحبت می‌کنیم. یکی از مقدمات نماز به تعبیر حاج آقای قرائتی، هواپیما وقتی می‌خواهد پرواز کند مقداری روی باند موتورش روشن است تا گرم شود. بعد مقداری روی باند روی زمین حرکت می‌کند و برای پرواز آمادگی پیدا می‌کند. اذان و اقامه دو تدبیری هستند که خداوند برای نمازگزار طراحی کرده و ما در نمازمان حضور قلب داشته باشیم. در آینده خواهیم گفت که حضور قلب چقدر مهم است. آن هست که نماز را به کام ما شیرین می‌کند. اذان و اقامه، اولین حرفی که می‌زنیم این است که این اذان از کجا آمده است. آیا پیشنهاد مسلمان‌هاست یا پیامبر یا وحی الهی است؟ امامان اهل‌بیت و همه‌ فقهای شیعه به صورت اجماعی اعتقاد دارند اذان وحی خداست. به صراحت امام حسین(ع) و امام صادق فرمودند: اذان وحی الهی است که جبرئیل امین روزی پیامبر عزیز ما استراحت می‌کردند، سرشان بر دامن امیرالمؤمنین بود، امیرالمؤمنین را خیلی دوست داشتند. جبرئیل نازل شد و اذان را از آسمان آورد. پیامبر چشمشان را باز کردند و فرمودند: یا علی، شنیدی اذان را؟ عرض کرد: بله. فرمودند: حفظ کردی؟ عرض کردند: بله، فرمودند: بلال را صدا کن و به او تعلیم بده. این مضامینی که صدها سال است در مأذنه‌ها موج می‌اندازد از آسمان آمده است.

گاهی به ائمه می‌گفتند: شنیدیم که کسی خواب دیده، به پیغمبر پیشنهاد کرده یا در بیداری. می‌فرمودند: نه، اذان وحی الهی است. حرف دوم اینکه تفاسیر شیعه و سنی در آیات قرآن سه آیه را بالاتفاق، همه مفسران فرمودند: به اذان مربوط است و این سه آیه را می‌خواهیم در این برنامه بخوانیم. اول سوره‌ی مائده، آیات 57 و 58 «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ الْكُفَّارَ أَوْلِياءَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» ای زنان و مردان با ایمان، با کسانی که دین شما را مسخره می‌کنند، دوست نشوید. یا کافر است، یا مسیحی است، یا مجوسی است، مسلمان باید خط قرمزی برای خود قائل باشد. من با غیر مسلمان سفر می‌کنم و خرید و فروش می‌کنم به شرط اینکه به اعتقادات من احترام بگذارد. غیرت دینی خیلی مهم است. اگر کسی دین شما را مسخره می‌کند رابطه را قطع و او را طرد کنید.

آیه 58 سوره مائده «وَ إِذا نادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ اتَّخَذُوها هُزُواً وَ لَعِباً ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْقِلُونَ» در قرآن کلمه‌ی اذان نیامده، کلمه‌ی ندا یک معادلی برای اذان است. وقتی فراخوانده شدید برای نماز، یک کسانی مسخره می‌کنند، اذان و نماز را مسخره می‌کند. آیه 57 می‌فرماید: کسانی که دین شما را مسخره می‌کنند، آیه دوم کسانی که نماز را مسخره می‌کنند، می‌فهمیم که نماز چه جایگاهی در دین دارد؟ معادل هم در دو کفه مقابل هم، این نشان می‌دهد نماز در جغرافیای دین یک وزن فوق العاده دارد. کسی که نماز و اذان را مسخره می‌کند نباید با او دوست باشید و باید رابطه خود را با او قطع کنید. بعد می‌فرماید: اگر کسی مخالف است با منطق جلو بیاید، چرا مسخره می‌کند؟ کسی که یک مکتب و آئینی را مسخره می‌کند، معلوم است عقل ندارد. اگر عقل دارد بیاید با دلیل و برهان.

از این معلوم می‌شود مخالفین ما با نماز مخالف هستند، شیطان با نماز و اذان مخالف است. اینکه صدای اذان در مأذنه‌ها و در شهرها و بازارها منتشر شود مخالف است. مسخره می‌کنند و ما باید مقاومت کنیم. این یک جور اعلام موجودیت است. وقتی کسی اذان می‌گوید، یعنی مسلمان‌ها اینجا موجود هستند. مسلمان‌ها حضور فعال دارند. مورد دوم سوره‌ی جمعه آیه 9 است. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ‏ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى‏ ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَيْعَ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ» وقتی فراخوان نماز جمعه داده شد، بشتابید به سوی ذکر خدا، بدوید! در تفسیر نماز خواهیم گفت که شش مرتبه در نماز و شش مرتبه در اقامه می‌گوییم: «حیَّ» هرکس هرکاری در دستش هست رها کند و به بندگی خدا بپردازد. استاد دانشگاه درس و مغازه‌داران فروش را تعطیل کنند، ناظران بیرون ببینند در این جامعه چه خبر است که همه کار را رها کردند. وقتی اذان پخش شد، هیچ کاری نباید مهمتر از نماز باشد. واقعیت جامعه ما غیر از این است. باید همه دست به دست هم بدهیم به برکت این گفتگوها هرکس در هرجایی هست ببیند صدای اذان پخش می‌شود. خودش اذان می‌گوید؟ صدای خوش و به وقت، نه اینکه آزار دهنده باشد. «وَ ذَرُوا الْبَيْعَ» خرید و فروش را تعطیل کنید. «ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ» اگر بدانید رها کردن کارها و پرداختن به نماز برای شما خوبتر است.

آیه‌ی 33 سوره‌ی فصلت، «وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ‏ دَعا إِلَى اللَّهِ» (فصلت/33) چه سخنی خوشتر از دعوت به خدا، خدا رحمت کند شهید مطهری می‌فرمود: من از اسلام این را فهمیدم. اسلام می‌خواهد ما به بهشت برویم نه اینکه من به بهشت بروم. یعنی من باید مراقب شما باشم و شما مراقب من، همسایه‌ها مواظب هم، دوستان مراقب هم، اذان یک نوع دعوت است که همه مسلمان‌ها مکلف هستند غیر از اینکه خودشان نماز می‌خوانند دیگران را با هر زبانی که تأثیر دارد دعوت کنند به بندگی و خدا و نماز و چه سخنی خوشتر از دعوت به الله. کسی که به الله دعوت می‌کند  و «وَ عَمِلَ صالِحاً» عملش درست است و خلق و خوی او دلپسند است. «وَ قالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ» فریاد می‌زند همه بدانند من از مسلمان‌ها هستم.

حاج آقای قرائتی می‌فرماید: چرا ما اینطور هستیم؟ دیگران بدی‌هایشان را علنی می‌کنند، ما نمازخواندمان را پشت می‌خوانیم. چرا؟ خوبی را باید فریاد بزنیم و نماز را تظاهر کنیم و به نمایش بگذاریم. این ریا نیست؟ اذان با بالاترین صدا موج بیاندازد در جامعه، همین موج انداختن گناه را کم می‌کند. جامعه را پاک می‌کند.

حرف سوم درباره‌ی فلسفه‌ی اذان است، در بهار یک بحث را اختصاص دادیم به اینکه احکام حکمت و فلسفه دارد. چون سرچشمه‌ی احکام الله است و خدا حکیم است. در بین امامان ما چند امام فرصت بیشتری داشتند تا علل الشرایع یعنی چرایی مسائل شریعت را نقل کنند. یکی امام رضا(ع) که فرصت خوبی برای نشر فلسفه‌ی احکام داشتند. خودی و غیر خودی می‌پرسیدند: اسلام چرا این را گفته و حضرت پاسخ می‌داد. در مورد اذان فرمودند: «عَنِ الْأَذَانِ لِمَ أُمِرُوا قِيلَ لِعِلَلٍ كَثِيرَةٍ مِنْهَا أَنْ يَكُونَ تَذْكِيراً لِلسَّاهِي» دلیل اینکه به اذان فرمان داده شده، دلایل زیادی دارد یکی این است که یادآوری برای مردم است. «وَ تَنْبِيهاً لِلْغَافِلِ» چون مردم غافل می‌شوند. و بیدارباشی برای غافل‌ها است. «وَ تَعْرِيفاً لِمَنْ جَهِلَ الْوَقْتَ وَ اشْتَغَلَ عَنِ الصَّلَاةِ» (عیون‌الاخبار الرضا/ج2/ص105) برای کسانی که نمی‌دانند وقت اذان ظهر چه وقت است. آن کسی که وقت را نمی‌داند، می‌گوید: وقت نماز شد. «وَ لِيَكُونَ ذَلِكَ دَاعِياً إِلَى‏ عِبَادَةِ الْخَالِقِ» مؤذن دعوت کننده به عبادت خالق است، همان خدایی که ما و جهان را آفرید، او ما را دعوت می‌کند. «مُرَغِّباً فِيهَا» مردم را تشویق به بندگی می‌کند. «مُقِرّاً لَهُ بِالتَّوْحِيدِ» در فرازهای اذان یک کلمه داریم «أشهدُ» شهادت می‌دهم. در تشهد هم داریم. این أشهدُ چیست؟ آیا تلقین به خود هست یا تبلیغ به دیگران؟ بزرگان ما می‌فرمایند: هم تلقین به خود است و هم تبلیغ به دیگران است. از جاهایی که فرشتگان به دیدن کسی می‌آیند، آنجایی است که در تنهایی اذان می‌گوید. در بیابان و جاده می‌رود، وقت نماز شده، ترمز می‌کند و وضو می‌گیرد و کسی نیست، اذان می‌گوید. این تلقین است. مؤذن غیر از اینه دیگران را دعوت می‌کند و پیغام می‌دهد، «مُجَاهِراً بِالْإِيمَانِ» اذان فلسفه‌اش این است که ایمان باید علنی و آشکار شود.

یکوقتی حاج آقای قرائتی می‌فرمودند: چه می‌شد دیوارهای مساجد را برمی‌داشتند و شیشه‌ای می‌کردند تا رهگذران علنی شدن نماز را ببینند؟ در پارک‌ها و میدان‌های ورزشی نماز بخوانند. در اماکن ورزشی و فرودگاه‌ها نماز بخوانند. بارها ایشان رفته بودند اتاق مدیرکل‌ها را دیده بودند و مقایسه با نمازخانه آنجا کرده بودند و پرسیده بودند: آقای مدیر کل اتاق شما بهتر است یا نمازخانه؟ اتاق شما محل دیدار مردم با شماست، نمازخانه محل دیدار مردم با خداست، آنجا باید تمیز و خوشبو باشد، فصل زمستان گرمایش و فصل تابستان سرمایش، مرتب‌ترین جا و در دسترس‌ترین جا باشد. اینها همه مسیرهایی برای بندگی خداست. «مجاهراً بالایمان» ایمان باید به نمایش گذاشته شود. مرکزی که در آمریکا هست و فیلم می‌سازد، یا مراکز خبرگزاری‌های جهان که سه خبرگزاری بزرگ در آنجا تولید عکس و کلیپ و فیلم می‌کنند. یعنی آنها کفر و شرک و نفاق خودشان را به نمایش می‌گذارند. در آینده‌ها به نماز جماعت خواهیم رسید. چرا نماز را به جماعت می‌خوانیم؟ یک دلیل، علنی کردن اسلام است. علنی کردن توحید است و به نمایش گذاشتن است. اینکه همه ببینند، ما افتخار می‌کنیم به اینکه مسلمان هستیم و خدا را می‌پرستیم. «مُعْلِناً بِالْإِسْلَامِ» اسلام را باید علنی کرد. لذا فقهای ما می‌فرمایند: صداهایی که در شهرها و روستاها پخش می‌شود نباید باشد الا اذان. امیرالمؤمنین(ع) تا روز آخری که به شهادت رسید بر بام مسجد می‌رفتند و با بالاترین صدای خود اذان می‌گفتند و می‌فرمودند: به این کار افتخار می‌کنم.

اولین مؤذن چه کسی بود؟ اولین مؤذن بلال حبشی است. بِلال کیست؟ مادر تحصیل کرده‌ و پدر امانت‌داری دارد. خودش خوش چهره ولی مهم‌ترین ویژگی بلال مقاومت است. در اسلام نداریم کسی را که به اندازه‌ی بلال شکنجه شده باشد، و زیر شکنجه دست از اعتقاداتش برندارد. آدم خیلی محکمی بود. یکی از شکنجه‌های او اینطور بود، چون از قبل خبر می‌کردند که مردم را در فلان میدان شهر بیایید، بلال حبشی را برهنه می‌کردند، از سر تا پای بدنش را شیره‌ی خرما می‌مالیدند، رویش یک پارچه توری می‌کشیدند، کندوهای زنبور را می‌آوردند و بعد از لحظه‌ای غش می‌کرد. تمام بدن او را زنبورها گزیدند. حالا این بدن مجروح را روی ریگ‌های داغ بیابان می‌کشاندند، فقط یک چیزی از او می‌خواستند که بگو: صنم، یعنی بت، او می‌گفت: احد یا صمد! پیامبر فرمود: تا آخر عمرم باید بلال اذان بگوید. مظهر مقاومت، کسی که غیرت دینی دارد. وقتی مکه فتح شد، پیغمبر فرمود: بلال تو بالای کعبه اذان بگو. بسیار دلش رقیق بود. در جنگ‌ها جنگی نبود که بلال نباشد. مسئول تبلیغات جبهه و جنگ بود. پیغمبر فرمود: شعارهای بلال را جواب بدهید. شعار هم چیز مهمی است. ممکن است یک شعار انحرافی باشد. پس از پیامبر هم تنها اذانی که گفته برای فاطمه زهراست که داستانی دارد.

در حدیثی پیغمبر فرمود: روز قیامت من سواره وارد محشر می‌شوم، بر شتری از شترهای بهشت، دخترم فاطمه هم بر شتری وارد محشر می‌شود و بلال، او هم بر شتری از شترهای بهشتی در حالی که اذان می‌گوید. اینقدر پیغمبر در مورد فضیلت اذان سخن گفت که امیرالمؤمنین عرضه داشت: یا رسول الله اینطور که شما می‌فرمایید، در آینده‌ها جنگ خواهد شد و کشتار می‌شود. پیامبر یک آهی کشید و فرمود: یا علی! در آینده یک شرایطی می‌شود که اذان را به ضعفا واگذار می‌کنند. شما اذان بگویید، من فوق لیسانس هستم. من دکتر هستم. من حجت الاسلام هستم! نباید اینطور باشد، یک نوع گلایه‌ای است که پیامبر داشته است. امروز به خصوص جوانان ما، وقتی جوانی اذان می‌گوید، خداوند فرشته‌ها را صدا می‌زند که به تماشا بیایید. جوان‌ها و ورزشکاران جوان، تحصیل‌کرده‌های جوان در دانشگاه و مدارس، اذان بگویند و تمرین کنند با صدای خوش اذان بگویند. همه بدانند ایشان یکی از افرادی است که در المپیاد رتبه و مدال طلا آورده است. کم شنیدیم یک وزیر یا مدیر کل اذان بگوید. اذان گویی را باید باب کنیم. فصل تابستان است و شاید چند میلیون جوان به اردو می‌روند. در بازارها قدیم بازاری در مغازه می‌ایستاد و اذان می‌گفت. اذان گویی را یک شرافت بدانیم. به یک کشور خارجی رفته بین مسلمان‌ها رفته و همان‌جا اذان بگوید. بلال تا ابد به عنوان مؤذن پیامبر نامش در تاریخ ثبت شد.

این خاطره را در تلویزیون از آقای حداد عادل شنیدم و دیروز در سایت‌ها گزارش کاملش را از آیت الله جوادی آملی خواندم. در سال 1380 آغاز هزاره‌ی سوم، در ساختمان سازمان ملل متحد، رهبران ادیان جمع شدند. بیش از هفتصد نفر بودند. یک همایش سه روزه بود. نوبت مسلمان‌ها شد که خیلی خلاصه در چند دقیقه باید آئین خودشان را به نمایش می‌گذاشتند. مسلمان‌ها مشورت کردند چه بگوییم؟ ادیان دیگر با یک موسیقی یا با یک سرودی، مسلمان‌ها تصمیم گرفتند یک سیاه پوستی به یاد بلال حبشی بیاید یک اذان با صدای خوش بگوید و بعد به زبان انگلیسی ترجمه شد. مسأله‌ی اذان که فرا فرقه‌ای هست، همه فرق اسلامی یک مقدار با هم اختلاف دارد که در جلسه بعد خواهیم گفت. همه متفق القول هستند و ارکان جهان بینی مسلمان‌ها، رفتارهای مسلمان‌ها در سه دقیقه گنجانده شده است. این هم دوستان وزارت خارجه اگر پخش کنند خیلی زیباست. خدا رحمت کند نواب صفوی مرد انقلابی، از ویژگی‌هایی که از او نقل شده، هرکس از او می‌پرسید: ما می‌خواهیم هوادار شما باشیم، شما را دوست داریم. می‌فرمودند: وقت نماز شد هرجا هستی اذان بگو.

یادم هست سال 61 به تهران آمدم، اولین روزهایی که آمدم مستقر شدم، در خیابان یک برادر طلبه‌ای مرا دید، دیدم صدایش گرفته و سرما خورده، گفت: من اینجا با بچه‌های راهنمایی یک برنامه‌ی هفتگی دارم، الآن مریض شدم می‌شود این جلسه شما بروی. ما رفتیم با بیست سی پسر دانش آموز راهنمایی در مورد اذان صحبت کردم. گفتم: بچه‌هایی که در خانه اذان می‌گویند، دست بلند کنند. همه خندیدند و فهمیدند تهرانی نیستم. ما اینها را تشویق کردیم که در خانه اذان بگویید. یا هرجا بودید در کوچه و خیابان، دو سه روز بعد من میدان امام حسین رفتم، یکی از آن بچه‌ها مرا دید. وقت مغرب بود، گفت: حاج آقا اگر مردی هستی اینجا اذان بگو. ما هم برای خدا اذان گفتیم. ملت گویی یک چیز غریبی دیدند. همه جمع شدند نگاه کردند!!! باید فکر کنیم و از جوان‌ها شروع کنیم. هرجا بودیم، در قطار وقت نماز است، اذان بگوییم. تنها هستیم، در پارک برای استراحت رفتیم، مراکز خرید امروزی اذان بگوییم. یکبار امیرالمؤمنین بچه‌هایش امام حسن و امام حسین را نزد پیغمبر آورد، یا رسول الله! اجازه بدهید بچه‌های من اذان بگویند. یعنی یک فضیلتی است که امام معصوم از پیامبر تمنا می‌کند. از امام رضا(ع) یک نفر کمک خواست که من بچه‌دار نمی‌شوم، فقیر هستم. حضرت فرمود: در خانه اذان بگو. احادیثی داریم که مریضی از خانه من بیرون نمی‌رود، فرمودند: اذان بگو. احادیثی داریم که یک نفر در خانه ما بداخلاق است، برای دفع بداخلاقی اذان بگویید. یعنی آثار فردی و اجتماعی، همدلی می‌آورد. چه احادیثی در مورد فضیلت اذان هست، ده حدیث یادداشت کردم که خواهم گفت.

شریعتی: وقتی اذان می‌گویی دل و جانت با طراوت می‌شود، روایت مشهوری که هروقت پیامبر دلشان می‌گرفت می‌گفتند: «أرحنا یا بلال» اذان بگو و ما را راحت کن. انشاءالله این اتفاق برای وجود ما هم بیافتد و با اذان احساس آرامش کنیم و گره‌های زندگی ما یکی پس از دیگری باز شود. نیاز به یک عزم فرهنگی دارد که با کار فرهنگی مناسب این اتفاق مثبت بیافتد و در جای جای میهن اسلامی شاهد اذان گفتن باشیم. در این دنیایی که پر از غفلت شده چقدر اذان آدم را از غفلت در می‌آورد. امروز صفحه‌ی 137 قرآن کریم، آیات 74 تا 81 سوره‌ی مبارکه انعام را خواهیم شنید.

«وَ إِذْ قالَ‏ إِبْراهِيمُ‏ لِأَبِيهِ‏ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْناماً آلِهَةً إِنِّي أَراكَ وَ قَوْمَكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ «74» وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ «75» فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى‏ كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ «76» فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بازِغاً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ «77» فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بازِغَةً قالَ هذا رَبِّي هذا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قالَ يا قَوْمِ إِنِّي بَرِي‏ءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ «78» إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ «79» وَ حاجَّهُ قَوْمُهُ قالَ أَ تُحاجُّونِّي فِي اللَّهِ وَ قَدْ هَدانِ وَ لا أَخافُ ما تُشْرِكُونَ بِهِ إِلَّا أَنْ يَشاءَ رَبِّي شَيْئاً وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْ‏ءٍ عِلْماً أَ فَلا تَتَذَكَّرُونَ «80» وَ كَيْفَ أَخافُ ما أَشْرَكْتُمْ وَ لا تَخافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُمْ بِاللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطاناً فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ»

ترجمه آیات: (و ياد كن) آن هنگام كه ابراهيم به پدرش آزر گفت: آيا بتان را خدايان مى‏گيرى؟ بى شك تو و قومت را در گمراهى آشكار مى‏بينم. و اين‏گونه ملكوت آسمان‏ها و زمين را به ابراهيم نشان داديم تا (يقين پيدا كند و) از اهل يقين باشد. پس چون شب بر او پرده افكند ستاره‏اى ديد، گفت: اين پروردگار من است. پس چون غروب كرد، گفت: من زوال پذيران را دوست ندارم. پس (بار ديگر) چون ماه را در حال طلوع و درخشش ديد، گفت: اين پروردگار من است. پس چون غروب كرد، گفت: اگر پروردگارم مرا هدايت نكرده بود، قطعاً از گروه گمراهان مى‏بودم. پس چون خورشيد را برآمده ديد گفت: اينست پروردگار من، اين بزرگتر (از ماه و ستاره) است. امّا چون غروب كرد، گفت: اى قوم من! همانا من از آنچه براى خداوند شريك قرار مى‏دهيد بيزارم. من از سر اخلاص روى خودرا به سوى كسى گرداندم كه آسمان‏ها و زمين را پديد آورد و من از مشركان نيستم. و قومش با وى به گفتگو و ستيزه پرداختند، او گفت: آيا درباره‏ى خدا با من محاجّه و ستيزه مى‏كنيد؟ و حال آن كه او مرا هدايت كرده است و من از آنچه شما شريك او مى‏پنداريد بيم ندارم، مگر آنكه پروردگارم چيزى بخواهد، (كه اگر هم آسيبى به من برسد، خواست خداست، نه بت‏ها) علم‏ پروردگارم همه چيز را فراگرفته، پس آيا پند نمى‏گيريد؟ و چگونه از چيزى كه شريك خدا ساخته‏ايد بترسم و حال آنكه شما آنچه را كه خدا هيچ دليلى درباره‏ى آن بر شما نازل نكرده است شريك او گرفته و نمى‏ترسيد؟ اگر مى‏دانيد (بگوييد كه) كدام يك از ما دو دسته به ايمنى (در قيامت) سزاوارتر است؟

شریعتی: انشاءالله زیارت نجف اشرف نصیب همه ما بشود و قرار ما ایوان باصفای امیرالمؤمنین علی(ع). تا روز غدیر دو روز باقی است. انشاءالله همه در حد بضاعت و توانمان آستین همت را بالا بزنیم و برای غدیر سنگ تمام بگذاریم. از شخصیت جناب عمار برای ما بفرمایید.

حاج آقای بهشتی: عمار یاسر صدها نکته دارد، اولین فرزند شهید در اسلام است. فرزندان شهدا و خانواده‌های شهدا خیلی عزیز هستند و مسئولیتشان سنگین است. هم مادرش سمیه شهید شد و هم پدرش یاسر، ولی خط فکری‌اش را درست انتخاب کرد و تا پایان در خط ولایت بود.

احادیثی درباره‌ی فضیلت اذان گفتن است، امام صادق(ع) از پیامبر نقل می‌فرمایند: «مَنْ‏ أَذَّنَ‏ فِي‏ مِصْرٍ مِنْ أَمْصَارِ الْمُسْلِمِينَ سَنَةً وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ» (من‌ لا یحضره الفقیه/ج1/ص285) هرکسی در یکی از شهرهایی که از مسلمان‌هاست یک سال اذان بگوید بهشت بر او واجب می‌شود. امام صادق فرمود: مؤذنان روز قیامت با قامت‌های بلند، معلمان قرآن و مؤذنان با قامت‌های بلند، شاید معنایش این باشد که سرفراز هستند، خیلی‌ها روز قیامت شرمنده هستند که از عمرشان خوب استفاده نکردند. امام صادق فرمود: مؤذن تا جایی که صدایش می‌رود اجزای هوا برای او دعا می‌کنند. هرکسی صدای او را می‌شنود به تعداد شنوندگان برای او حسنه ثبت می‌شود. امام صادق فرمود: در بهشت جایگاهی است مخصوص و معطر برای چند گروه، 1- مؤذنانی که برای رضای خدا و با نیت خالص اذان می‌گویند. 2- امام و پیشوایی که مردم از او راضی هستند. بعضی معنا کردند این حدیث را به امام جماعت، چون احادیثی داریم اذان گفتن و امام جماعت و صف اول پشت سر هم آمده است. با فضیلت‌تر این است که امام جماعت شوید، نگذارید نمازها فرادی برگزار شود. اذان بگویید که آن هم ملت را جمع می‌کند و 3- صف اول را پر کنید.

امام باقر(ع) فرمود: هرکس ده سال بخاطر خدا اذان بگوید مغفرت الهی تا جایی که صدایش می‌رود نصیب او می‌شود. هر وجود تر و خشکی او را تصدیق می‌کنند. درختان، سنگ‌ها و شن‌ها! «وَ يُصَدِّقُهُ كُلُ‏ رَطْبٍ‏ وَ يَابِسٍ سَمِعَهُ وَ لَهُ بِكُلِّ مَنْ يُصَلِّي مَعَهُ فِي مَسْجِدِهِ سَهْمٌ وَ لَهُ مِنْ كُلِّ مَنْ يُصَلِّي بِصَوْتِهِ حَسَنَةٌ» بخاطر اذان ایشان، سهمی به مؤذن می‌دهند و هرکس آن صدا را می‌شنود. امیرالمؤمنین از پیامبر نقل کردند که برای مؤذن مثل اجر شهید است، شهیدی که در خون خویش غلتیده است. آنجایی که فرمودند: ثواب شهید دارد، معلوم است آن کار خیلی فضیلت دارد. پیغمبر فرمود: «وَ أَمَّا الْأَذَانُ فَإِنَّهُ يُحْشَرُ الْمُؤَذِّنُونَ مِنْ‏ أُمَّتِي‏ مَعَ‏ النَّبِيِّينَ‏ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ» (أمالی/ص195) این آیه‌ای است که در سوره نساء آمده که خوشا به حال کسانی که رفقایشان اینها باشند. مؤذنان با پیامبران، با صدیقان و شهیدان و صالحان محشور می‌شوند.‏ پیغمبر فرمود: اگر مردم بدانند صف اول و اذان گویی چقدر ثواب دارد، قرعه کشی می‌کنند که من می‌خواهم اذان بگویم. مخصوصاً آنهایی که در خانه پسر دارند، تشویق بکنند، آن خانه را از ورود شیاطین ممنوع می‌کند. وقتی اذان گفته می‌شود یک گنبد آهنی درست می‌شود که ورود شیاطین ممنوع است. یکبار دیگر عقد اخوت را بگویم، برادرها با برادرها و خواهرها با خواهرها است و خیلی برکت دارد.

شریعتی: انشاءالله روز عید غدیر این سنت را هم احیاء کنیم، مثل سنت اطعام که امسال توجه و تمرکز ما به همسایه‌های عزیز باشد.

حاج آقای بهشتی: از خداوند می‌خواهیم که همه ما را از رهروان و زائران و شفاعت شوندگان امیرالمؤمنین قرار بدهد و جهان را برای تشریف فرمایی فرزند عزیزشان آماده کند که پیامبر درباره‌ی حضرت مهدی در روز غدیر بیست ویژگی فرمودند. جهان را برای تشریف فرمایی حضرت مهدی آماده و همه ما را از منتظران قدومش تقدیر بفرماید.

شریعتی: «والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»