main logo of samtekhoda

98-05-22-حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی-آشنایی با نهج البلاغه


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: آشنایی با نهج البلاغه
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی
تاريخ پخش: 22- 05-98
شریعتی:
بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
«الحمدلله رب العالمین، الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب» سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم، بیننده‌های خوب و شنونده‌های بسیار نازنین، انشاءالله بهترین‌ها در این ایام برای شما رقم بخورد و هرچه خیر است و برکت است در این دهه‌ی بسیار به یاد ماندنی نصیب شما شود. کم کم غدیر از راه می‌رسد، خوشا به حال آنهایی که هرچه در توان دارند برای غدیر و احیای سنت‌های غدیر خرج می‌کنند. حاج آقای حسینی قمی، سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید.
حاج آقای حسینی قمی: سلام علیکم و رحمة الله، عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت همه بینندگان و شنوندگان عزیز دارم. این ایام بسیار فرخنده‌ی دهه امامت و ولایت را تبریک می‌گویم، نیمه ماه روز شنبه، روز ولادت امام هادی(ع) است. پیشاپیش تبریک می‌گویم.
شریعتی: بحث امروز شما را با دل و جان خواهیم شنید.
حاج آقای حسینی قمی: بسم الله الرحمن الرحیم، یکوقتی عرض کردیم اگر عزیزان می‌خواهند برای غدیر کاری کنند، برنامه‌ریزی کنند. خیلی فرصت نیست. تقاضا می‌کنم همه کسانی که بنا دارند برای امیرالمؤمنین مایه بگذارند. اگر به ما بگویند: سه‌شنبه آینده وجود مقدس امام زمان مهمان شما هست. چقدر خوشحال می‌شوید؟ از حالا تدارک می‌بینید که جانم را تقدیم امام زمان کنم. جداً امام زمان می‌خواهد سر سفره‌ی ما بیاید، یعنی ما یک چنین قابلیتی داریم؟ این روایت است فرمودند: اگر کسی در روز عید غدیر اطعام کند، اطعام در روز غدیر معادل اطعام تمام انبیاء و صالحین هست. اینکه گویی ابراهیم و عیسی و موسی و ائمه را مهمان کردی. جانمان را فدا می‌کردیم اگر می‌فهمیدیم یکی از این بزرگواران مهمان ما هستند. اهل‌بیت کار کم ما را گران می‌خرند. می‌گویند: در غدیر به یک مؤمن اطعام بدهید گویی همه مؤمنین و صالحین را اطعام دادید. متأسفانه در میان اروپایی‌ها گاهی سالها دو همسایه در کنار هم هستند و کسی از هم خبر ندارد. این سبک زندگی غربی دارد در زندگی ما هم رسوخ پیدا می‌کند، متأسفانه! اطعام به همسایه‌ها روز عید غدیر، مهمانی بدهیم، خیلی خوب است. الآن بعضی روزشمار محرم گذاشتند، یکی از علمای بزرگ شیعه سؤال کرده بود که چرا عاشورا دسته راه می‌اندازید؟ فرموده بود بخاطر اینکه ما در غدیر این کار را نکردیم، آنوقت به مرور زمان آن تأثیری که غدیر باید داشته باشد، از دست داده است. اگر در عاشورا چنین کاری نکرده بودیم، عاشورا هم نقش خودش را از دست می‌داد. اگر قصه غدیر محکم برگزار شده بود نباید اینطور می‌شد.
یکی از علمای بزرگ اهل سنت می‌نویسد: «لم یقتل الحسین فی کربلاء» امام حسین را در کربلا نکشتند، در عاشورا شهید نکردند. آن روزی حسین را کشتند که نشستند و حق امیرالمؤمنین را گرفتند. یعنی اگر ما غدیر را محکم گرفته بودیم، کربلا پیش نمی‌آمد. روز شمار محرم را بعد از غدیر بگذارید. الآن دهه غدیر و دهه ولادت و ایام شادی است. بگذارید مردم شادی داشته باشند. دو ماه عزاداری خواهیم کرد. حالا می‌خواهند بگویند: تمام انبیاء و صالحین سر سفره شما عید غدیر هستند، از حالا تدارک کنیم، جشن می‌گیریم، عیدی می‌دهیم، لباس نو بپوشیم، بچه‌های ما منتظر آمدن عید غدیر باشند. یک هفته فرصت داریم، انشاءالله از جان و دل مایه بگذاریم.
ای که گفتی فمن یَمُت یَرنی *** جان فدای کلام دلجویت
کاش روزی هزار مرتبه من *** مُردمی تا بدیدمی رویتژ
این ایام، ایامی است که در عین حال که ایام ولایت و دهه امامت هست اما به مناسبت حج بیت الله الحرام، قربان و این روزهایی که حاجی‌ها تا دوازدهم در منا هستند و بعد هم اعمال، سکه‌اش به نام ابراهیم خلیل الرحمان زده می‌شود. همه عالم در عید قربان یاد ابراهیم خلیل الرحمان می‌کنند. حضرت ابراهیم 60 بار نام مبارکش در قرآن آمده است. این پیامبر به قدری با عظمت است که هر بخشی از داستان‌ها و ویژگی‌هایش که در قرآن آمده یک درس بزرگی برای جامعه دینی ماست. هرجا این بحث را شروع کردم نرسیدم یک قسمت، دو قسمتش را بخوانم. فقط در این حد که کام مخاطبین ما شیرین شود به زندگی این پیامبر با عظمت یکسری از آیات را می‌خوانم. قرآن می‌فرماید: «تِلْكَ‏ الرُّسُلُ‏ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ» (بقره/253) درجات انبیاء بسیار متفاوت بود. این استاد بزرگوار می‌فرمود: همین قرآنی که به پیامبر ما خطاب می‌کند، «وَ اذْكُرْ فِي‏ الْكِتابِ‏ إِبْراهِيمَ» یازده پیامبری که در قرآن یازده مورد است، قرآن به پیامبر ما می‌گوید: اسم اینها را بیاور، یاد اینها باش. مردم از اینها الگو بگیرند. همیشه اسمشان برده شود، از یک طرف می‌گوید: «وَ اذْكُرْ فِي‏ الْكِتابِ‏ إِبْراهِيمَ». یا در سوره‌ی نحل که انشاءالله آیاتش را می‌خوانیم «ثُمَّ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ‏» (نحل/123) پیامبر ما به تو وحی کردیم، «أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً» این یک پیامبر است، یک پیامبر دیگری داریم، او هم پیامبر خداست. اینجا می‌گوید: «وَ اذْكُرْ» یاد ابراهیم باش، مردم یادش باشند و الگو بگیرند. اما یکجا می‌فرماید: مثل این پیامبر نباش. «وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ‏ الْحُوتِ‏» (قلم/48) مثل یونس نباش. در نماز غفیله می‌گوییم: «وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِبا» (انبیاء/87) یونس پیامبر بود، اما اشکالش این بود که زود ناراحت شد. غضب کرد و ناراحت شد، مردم امتش را رها کرد و از شهر بیرون رفت. فکر کرد ما نمی‌توانیم برایش سخت بگیریم، ما برایش سخت گرفتیم. «فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى‏ فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ» در جای دیگر قرآن هست، «لَلَبِثَ‏ فِي بَطْنِهِ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ» (صافات/144) اگر ذکر یونسیه را نگفته بود، تا قیام قیامت در شکم ماهی نگه می‌داشتیم. پیامبر باید حوصله داشته باشد، نباید زود عصبانی شود و نفرین کند. مثل یونس نباش ولی«وَ اذْكُرْ فِي‏ الْكِتابِ‏ إِبْراهِيمَ». یک نمونه این بود که حضرت ابراهیم اوج حلم و بردباری است، سوره مبارکه هود داستان حضرت ابراهیم مفصل است که مهمان‌هایی برایشان آمد و از اینها پذیرایی کرد و اینها دست به غذا دراز نکردند، گفتند: ما فرستاده‌های پروردگار هستیم، ما فرشته هستیم و آدمیزاد نیستیم که غذا بخوریم. این حلم و بردباری، «فَلَمَّا ذَهَبَ‏ عَنْ إِبْراهِيمَ الرَّوْعُ و جاءَتْهُ الْبُشْرى‏ يُجادِلُنا فِي قَوْمِ لُوطٍ» (هود/74) واژه‌های قرآن حساب شده است. خدایا خواهش می‌کنم شفاعت ما را بپذیر، ما پیامبر هستیم، خدایا چرا می‌خواهی این قوم را عذاب کنی؟ مفسرین جواب دادند، حضرت ابراهیم نمی‌دانست این حکم قطعی پروردگار هست و فکر می‌‌کرد این هنوز جای چانه زدن دارد. لذا خود قرآن تعریف می‌کند، «إِنَّ إِبْراهِيمَ لَحَلِيمٌ‏ أَوَّاهٌ‏ مُنِيبٌ» (هود/75) ما هرجا می‌رسیم فقط سفارش جوان‌ها را می‌کنند. دغدغه بزرگ خانواده‌ها جوان‌ها هستند. پدر و مادر بزرگوار شما که اینقدر دغدغه‌ی فرزندت را داری، فرض کنید فرزند شما در انجام واجبات آنطور که شما هستید، نیست. ما بالاتر از ابراهیم نیستیم. حضرت ابراهیم شفاعت می‌کند از قومی که زشت‌ترین گناه را در تاریخ به نام آنها ثبت کردند. پدر و مادرها ناراحت نباشید. وقتی شما غصه می‌خورید و ناراحت می‌شوید، این غصه و ناراحتی شما منتقل می‌شود به خانه، به فرزندتان منتقل می‌شود. اگر فرزند من کاهل نماز است و واجبی را انجام نمی‌دهد، این غصه و ناراحتی خود به خود منتقل می‌شود در برخورد من. باید وظایفی که داریم را انجام بدهیم. یکی از راه‌های خوب این است که یک رفیق خوب سر راه بچه‌ها قرار بدهیم. زمینه‌های گناه را در زندگی‌شان ایجاد نکنیم. این شبکه‌های ماهواره‌ای زمینه‌های گناه و فساد است. وقتی این برنامه تمام می‌شود، تمام آموزه‌های دینی فرزند شما فرو می‌ریزد. گاهی در بعضی شهرها که می‌رویم مسئولین امنیتی و نظامی و قضایی، چیزهایی را برای ما از آثار شوم شبکه‌های ماهواره‌ای می‌گویند. بارها عرض کردم به دخترها و پسرهایتان رحم کنید.
یک سؤال: اینهایی که برای ما این دهها شبکه را می‌فرستند، هزینه‌های میلیاردی می‌کنند. دشمنی که در این اوضاع تحریم داروی بیمار سرطانی را به ما نمی‌دهد، این نسل کشی و جنایت بزرگی که آمریکایی‌ها انجام می‌دهند، آنوقت اینها دلسوز ما هستند که به آسانی در خانه‌هایمان بتوانیم دهها شبکه‌ی ماهواره‌ای را ببینیم؟ برای سرگرمی ما دلسوزی می‌کنند؟ آثار تحریم در زندگی‌ها ملموس است. چطور باور نمی‌کنیم این دشمن است، آنوقت این دشمن را ما دستش را می‌گیریم و در خانه در مغز فرزندانمان وارد می‌کنیم. در مغز دختر و پسرمان وارد می‌کنیم. اگر به آن ایده‌آل نرسیدیم غصه و حرص نخوریم. با بچه‌هایمان قهر نکنیم و مدارا کنیم. یکوقت عزیزان تصور نکنند که ما می‌خواهیم گناه بی‌نمازی را سبک بشماریم. گناه بسیار سنگینی است. بی‌نمازی و کاهل نمازی و آیات قرآن را همه می‌دانند. وقتی به جهنمی‌ها گفتند: «ما سَلَكَكُمْ فِي‏ سَقَرَ» (مدثر/42) اولین حرفی که می‌زنند «قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ» (مدثر/43) این جای خود است. ما برخوردمان چطور باشد؟
شریعتی: اگر ما مقدمات تربیت بچه‌هایمان را فراهم کردیم و باز به نتیجه نرسیدیم، باز باید حوصله کنیم و سعه صدر داشته باشیم.
حاج آقای حسینی قمی: قرآن می‌گوید: «وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ‏ الْحُوتِ‏» یونس که زود ناراحت شد و نفرین کرد، خدا نمی‌پسندد کسی با کسی قطع رابطه کند، برای چه قطع رابطه کردی؟ اینها بت پرست هستند و خدا پرست نمی‌شوند. خوب تو اینجا آمدی دست اینها را بگیری. برای اصلاح بچه‌ها باید حوصله داشته باشیم و سعه صدر. یکوقت پدری به من گفت: من راه حل کسانی که غصه نماز بچه‌هایشان را می‌خورند، پیدا کردم. گفتم: راه حل چیست؟ گفت: پسر و دختر نماز نمی‌خوانند، یک کمربند و یک پارچ آب راه حل است. ولی گفت دستورالعمل دارد. کمربند که معلوم است برای چیست، پارچ آب شرطش این است که اگر در زمستان بود این پارچ باید یخ باشد، یکبار که صبح روی صورتش بریزی تا آخر عمر نماز خوان می‌شود. تابستان باید آب داغ باشد که بسوزد.!! این درست است؟ حالا امشب بچه ما برای نماز صبح خواب مانده است، دختر من، پسر من مقید به نماز هست و ساعت هم کوک کرده و بیدار نشده است. سؤال: من وظیفه دارم بیدارش کنم یا نه؟ چه وظیفه‌ای دارم، برای چه باید بیدارش کنم. اگر خودش خواسته بود که بیدارش کنم، بیدار می‌کنم اگر نگفته بود و امشب خواب ماند، نباید بیدار کرد. می‌گوید: نهی از منکر کنیم، منکری در کار نیست. وقتی فرزند مقید به نماز است و حالا خواب مانده، دیگر منکری نیست.
ما بزرگانی چون آیت الله حق شناس و آیت الله میانجی را از دست دادیم، ولی بحمدلله آثار اینها هست. کتاب‌ها و سی‌دی‌هایشان هست. از جمله عالم برزخ است که بارها گوش کردم. این سی‌دی را در ماشین گوش کنید. اگر ما تصمیم بگیریم کلام آیت الله احمدی روی ما اثر نکند، اثر دارد. از بس این مرد با خدا بود و نیت خالص داشت. می‌فرمودند: یکوقتی یک جوانی از تهران به من نامه نوشت که یک گرفتاری در زندگی دارم. شما دعا کنید گرفتاری من برطرف شود. من رفتم حرم حضرت معصومه دعا کردم ولی شب خواب دیدم این جوان دارد سینه می‌زند. خدمت آیت الله العظمی حجت رفتم و گفتم: چنین داستانی است و جوانی به ما التماس دعا گفته و خواب دیدم که سینه می‌زند. مرحوم آیت الله العظمی حجت فرمودند: اینکه در خواب سینه می‌زند نشانه اضطرار است. باز هم شما برایش دعا کنید. دوباره به حرم رفتم و دعا کردم، از یک جایی به ما گفته شد: ما مشکل این را برطرف می‌کنیم، ولی به او بگویید: این دوباره نماز بخواند و اگر نماز خواندن را شروع نکند دوباره گرفتارش می‌کنیم! مرحوم آقای حق شناس فرمود: که نامه نوشتم و گفتم قصه این است. دعای اول و خواب و دعای دوم و این هم آخرش. این جوان نوشته بود: تعجب هستم شما از کجا فهمیدید. پدر و مادر من نمی‌دانند من نماز نمی‌خوانم. به من می‌گویند: نماز بخوان، در اتاق می‌روم و در راه می‌بندم و یک والضالین می‌گویم و پدرم قربان صدقه من می‌رود! جوان عزیز! گاهی گرفتاری‌هایی که در زندگی داریم بخاطر همین چیزهاست. اگر ما گرفتار بودیم الزاماً گرفتاری ما بخاطر ترک یک واجب و انجام یک گناه است ولی خودمان می‌توانیم در مورد خودمان قضاوت کنیم، در مورد دیگران نمی‌توانیم. در مورد خودمان می‌توانیم قضاوت کنیم.
گاهی گرفتاری‌ها در زندگی بخاطر گناهان ما و ترک واجب است. نماز دنیا و آخرت دارد اما از آن طرف «إِنَّ إِبْراهِيمَ لَحَلِيمٌ‏ أَوَّاهٌ‏ مُنِيبٌ» (هود/75) پدر و مادرها باید برخوردهایشان با حوصله و سعه صدر باشد. بخشی از آیات شصت بار نام حضرت ابراهیم آمده است. سوره مبارکه نحل از آیه 120 «إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ‏ أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ حَنِيفاً وَ لَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ،شاكِراً لِأَنْعُمِهِ اجْتَباهُ وَ هَداهُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ،وَ آتَيْناهُ فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ إِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ» چقدر خدا ابراهیم را دوست داشت و چقدر ابراهیم، خدا را دوست داشت. ده ویژگی هست که یکی «کان أمةً» یک تنه یک امت بود. مفسرین چند معنا برای این گفتند، یک معنا همین که یک تنه کار یک امت را می‌کرد. نکته دوم اینکه با اینکه تنها مؤمن زمان خود بود ولی مقاومت کرد. «کان أمهً» یعنی تنها مؤمن بود ولی تنها مؤمنی که در حد یک امت بود. در غررالحکم تعبیر زیبایی است، به دخترخانم‌ها عرض می‌کنم، اگر شما حجاب و عفاف و اخلاق دینی و پوشش دینی دارید، امیرالمؤمنین فرمود: «لَا تَسْتَوْحِشُوا فِي طَرِيقِ الْهُدَى لِقِلَّةِ أَهْلِه‏» اگر مسیر شما مسیر هدایت است برای اینکه تنها هستی غصه نخور. ابراهیم غصه نخورد، یک نفر یک امت بود. اگر مسیر، مسیر حق است اشکالی دارد ما تنها باشیم؟ ابراهیم یک روز تنهای تنها بود. امیرالمؤمنین تنهای تنها بود. امروز عالم می‌گوید: یا امیرالمؤمنین و عده‌ای امیرالمؤمنین را شناختند. اگر مسیرت، مسیر حق است«لَا تَسْتَوْحِشُوا فِي طَرِيقِ الْهُدَى لِقِلَّةِ أَهْلِه‏». به نظرم بیش از آنچه که ما باید دغدغه داشته باشیم، اینهایی که اهل عفاف و حجاب نیستند را دعوت کنیم، دغدغه‌ی اینهایی را دارم که با حجاب هستند. یک دخترخانمی خیلی اهل حجاب و عفاف و همه چیز است ولی در یک جمع می‌بیند تنهاست و کم می‌آورد!!! اگر صد نفر آنجا هستند، این تنهاست. دخترخانم تنها هستی، شما در یک جمع می‌روی و اهل حجاب و عفاف و پوشش و اخلاق و نماز و دینداری و حسن خلق هستی، نترس! «لَا تَسْتَوْحِشُوا فِي طَرِيقِ الْهُدَى لِقِلَّةِ أَهْلِه‏» مسیرت حق است یا نه؟ می‌بینم دخترخانم‌هایی که بسیار مؤمن است اما می‌ترسم از این تنهایی وحشت کند. نترس! «إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ‏ أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ حَنِيفاً» ابراهیم مطیع خدا بود. خداوند وقتی می‌خواهد خلیل الرحمان را ستایش کند، به مطیع بودن ستایش می‌کند. «إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ‏ أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ حَنِيفاً وَ لَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ» ریا در کارش نبود، شرک در کارش نبود. «شاكِراً لِأَنْعُمِهِ اجْتَباهُ» سپاسگزار خدا بود و خدا او را گلچین کرد. «وَ هَداهُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ، وَ آتَيْناهُ فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ إِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصالحین» در دنیا به او حسنه دادیم و در آخرت هم جزء صالحین است.
«وَ آتَيْناهُ فِي الدُّنْيا حَسَنَةً» چه حسنه‌ای بالاتر از این، فرزندان صالح، نام نیک، در سوره مبارکه شعرا حضرت ابراهیم از خداوند تقاضا کرد که خدایا «وَ اجْعَلْ لِي لِسانَ‏ صِدْقٍ‏ فِي الْآخِرِينَ» (شعرا/84) کاری کن بعد از من نام نیک از ما بماند و خوشنام بمانیم. خلیل الرحمان است، سوره‌ای به نام ابراهیم، شصت آیه، شصت بار نامش آمده است ولی از خدا چه می‌خواهد؟ خدایا کاری کن ما رفتیم بگویند: همه از ابراهیم به نیکی یاد کنند. تمام عالم در بحث حج و طواف، در صفا و مروه و قربانی نام حضرت ابراهیم است. یکوقت دیدم حاجیانی که به مکه مشرف می‌شوند، مقام حضرت ابراهیم یک جعبه شیشه‌ای است که هی سرک می‌کشند این چیست؟ این سنگ زیر پای حضرت ابراهیم است. حضرت ابراهیم که دیوار کعبه را بنا می‌کرد، بالا رفت، به جایی رسید که دیگر دستش نمی‌رسید، یک سنگ زیر پایش گذاشت که دستش به ارتفاع دیوار برسد. خدا می‌گوید: ابراهیم می‌خواهم نام تو را در تاریخ بگذارم. «وَ اتَّخِذُوا مِنْ‏ مَقامِ‏ إِبْراهِيمَ‏ مُصَلًّى» (بقره/125) هر نبی و ولی و عبد صالحی که به طواف کعبه می‌آید، نمازش را باید پشت مقام ابراهیم بخواند. همه انبیاء و اولیاء و بندگان صالح خدا طواف کردیم باید نماز بخوانیم، کجا باید نماز بخوانیم، این پشت می‌آیی، اینجا چیست؟ هیچی، یک سنگ زیر پای حضرت ابراهیم است. سنگ زیر پای تو را مصلای همه بندگان خودم تا قیامت می‌کنم. آنوقت این حج، حج ابراهیمی می‌شود.
امیرالمؤمنین در خطبه 23 می‌فرماید: «وَ لِسَانُ‏ الصِّدْقِ‏ لِلْمَرْءِ يَجْعَلُهُ اللَّهُ فِي النَّاسِ خَيْراً مِنَ الْمَالِ يَأْكُلُهُ وَ يُوَرِّثُهُ» یکوقت وارث ما نیازمند است برایش بگذاریم، اما اگر نیازی ندارد یک کاری کن وقتی رفتی، مردم بگویند: خدا رحمتش کند، چه مدرسه‌ای ساخت؟ چه بیمارستانی، چقدر دختر را جهازیه داد. بنابراین قرآن می‌فرماید: ما اینها را به ابراهیم دادیم، «وَ إِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصالحین» این دنیایش است، در قیامت جزء صالحین است. «رَبِّ هَبْ لِي حُكْماً وَ أَلْحِقْنِي‏ بِالصَّالِحِينَ‏» (شعرا/83)
شریعتی: از وقتی حاج آقای عابدینی قصه حضرت ابراهیم را برای ما گفتند، اینقدر عشق و محبت حضرت ابراهیم در دل ما نشسته که حساب ندارد. امروز صفحه 132 قرآن کریم، آیات 36 تا 44 سوره مبارکه انعام را تلاوت خواهیم کرد.
«إِنَّما يَسْتَجِيبُ‏ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ وَ الْمَوْتى‏ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ «36» وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللَّهَ قادِرٌ عَلى‏ أَنْ يُنَزِّلَ آيَةً وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ «37» وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْ‏ءٍ ثُمَّ إِلى‏ رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ «38» وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا صُمٌّ وَ بُكْمٌ فِي الظُّلُماتِ مَنْ يَشَأِ اللَّهُ يُضْلِلْهُ وَ مَنْ يَشَأْ يَجْعَلْهُ عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ «39» قُلْ أَ رَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتاكُمْ عَذابُ اللَّهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَ غَيْرَ اللَّهِ تَدْعُونَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ «40» بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ ما تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شاءَ وَ تَنْسَوْنَ ما تُشْرِكُونَ «41» وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى‏ أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ «42» فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا وَ لكِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ ما كانُوا يَعْمَلُونَ «43» فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ»
ترجمه آیات: تنها كسانى (دعوت تو را) مى‏پذيرند كه گوش شنوا دارند و (كافران كه نمى‏گروند،) مردگانى هستند كه روز قيامت خداوند آنان را برمى‏انگيزد و سپس همه به سوى او بازگردانده مى‏شوند. و گفتند: چرا بر او (محمّد) معجزه‏اى (كه ما مى‏خواهيم) از سوى پروردگارش نازل نشده؟ بگو: بى ترديد خداوند قادر است كه نشانه و معجزه‏اى (كه مى‏خواهيد) بياورد، ولى بيشتر (اين بهانه‏جويان) نمى‏دانند. و هيچ جنبنده‏اى در زمين و هيچ پرنده‏اى كه با دو بال خود پرواز مى‏كند، نيست مگر اينكه آنها هم امّت‏هايى چون شمايند. ما در اين كتاب (قرآن يا لوح محفوظ) هيچ چيز را فرو گذار نكرديم، سپس همه نزد پروردگارشان گرد مى‏آيند. و كسانى كه آيات مارا تكذيب كردند، كر و لال‏هايى هستند در تاريكى‏ها. خداوند، هركه را بخواهد (و مستحق باشد) گمراهش كند و هر كه را بخواهد (و شايسته بداند) بر راه راست قرارش مى‏دهد. بگو: اگر راست مى‏گوييد چه خواهيد كرد آنگاه كه عذاب خدا در دنيا بيايد يا قيامت فرا رسد، آيا غير خدا را مى‏خوانيد؟ بلكه (در هنگامه‏هاى خطر) فقط او را مى‏خوانيد، پس اگر بخواهد آن رنجى كه خدا را به خاطر آن مى‏خوانيد بر طرف مى‏كند، و آنچه را براى خداوند شريك مى‏پنداشتيد (در روز قيامت) فراموش مى‏كنيد. و همانا به سوى امّت‏هاى پيش از تو (نيز پيامبرانى) فرستاديم، (و چون سرپيچى كردند) آنان را به تنگدستى وبيمارى گرفتار كرديم. باشد كه تضرّع كنند. پس چرا هنگامى كه ناگوارى‏هاى ما به آنان رسيد، توبه و زارى نكردند؟ آرى (حقيقت آن است كه) دل‏هاى آنان سنگ و سخت شده و شيطان كارهايى را كه مى‏كردند، برايشان زيبا جلوه داده است. پس چون اندرزهايى را كه به آنان داده شده بود، فراموش كردند، درهاى هرگونه نعمت را به رويشان گشوديم (و در رفاه و ماديات غرق شدند) تا آنگاه كه به آنچه داده شدند دلخوش كردند، ناگهان آنان را (به عقوبت) گرفتيم پس يكباره محزون و نوميد گرديدند.
شریعتی: مانده‌ام احمد پیامبر بود یا عطار عشق *** بس که سلمان‌ها مسلمان کرد با بوی علی
انشاءالله این ایام برای ما پر برکت باشد و هرکدام از ما مبلغ سنت‌های غدیر باشیم. امسال قرار است که همه سمت خدایی‌ها اطعام عید غدیر را در مورد همسایه‌ها داشته باشند و این به صورت یک سنت دربیاید، و یک اتفاق خوب بیافتد و غدیر امسال را متفاوت‌تر بکند.
حاج آقای حسینی قمی: بخشی از آیاتی که در مورد حضرت ابراهیم خلیل الرحمان هست در سوره مبارکه صافات هست، از آیه 102 هست «فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ‏ قالَ‏ يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى‏ فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى‏» حضرت ابراهیم به اسماعیل فرمود: من در خواب می‌بینم که تو را قربانی می‌کنم، نظر تو چیست؟ «قالَ يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ» هرچه خدا گفته انجام بده، «سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ» حضرت ابراهیم در عالم رؤیا مأمور می‌شود سنگین‌ترین مأموریت قربانی کردن فرزندش است. البته خواب انبیاء غیر از خواب ما هست. رؤیای صادقه هست. ابراهیم خلیل الرحمان در رؤیا می‌بیند که عزیزترین عزیزش را در راه خدا قربانی می‌کند. این چه ایمانی است که در رؤیا فرمان می‌گیرد و پای عمل می‌آید؟ ما نه در رؤیا، در بیداری، این همه آیات، بیش از شش هزار آیه قرآن، هزاران حدیث، پیام انبیاء و پیام دینی، چرا اهل عمل نیستیم؟ نه قربانی کردن فرزندمان، خدا از ما نخواست. در خواب به ابراهیم گفتند: قربانی کن، گفت: چشم، اسماعیل گفت: «قالَ يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ» ما در بیداری‌مان، این همه آیات قرآن، آیه‌ای که می‌گوید: ربا حرام است، در مورد رسیدگی به دیگران و این همه فرمان‌ها، اینها در بیداری است و این همه انبیاء و اولیاء آمدند. از ما نخواستند فرزند قربانی کنیم، گفتند: یک بخشی از مالت را بده، از دیگران دستگیری کن، حواست به دیگران باشد. ما فقط می‌توانیم از ابراهیم خلیل الرحمان تجلیل کنیم. عجب پیامبری بود. «فَلَمَّا أَسْلَما وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ» وقتی اسماعیل را آماده قربانی کرد، مرحوم شیخ صدوق یک حدیثی در عیون الاخبار الرضا از امام رضا(ع) دارد. داستانی است که مرحوم علامه طبرسی دارد. «وَ نادَيْناهُ أَنْ يا إِبْراهِيمُ» (صافات/104) به ابراهیم گفتیم: بس است. «قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا» آنچه ما از تو می‌خواستیم تا همین‌جا بود. «إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ، إِنَّ هذا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبِينُ، وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ» (صافات/105-107) چه ذبح عظیمی بود؟ معروف است که می‌گویند: یک قوچی آمد و ابراهیم آن را قربانی کرد. «وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ» یعنی چه؟ ما ذبح عظیم را فدا کردیم و به جایش ذبح عظیمی دادیم. شیخ صدوق در باب 17 عیون الاخبار الرضا نقل کردند، امام رضا فرمود: ذبح عظیم چیست؟ چون این هفته هم در برنامه از حضرت مسلم تجلیل می‌کنید که اولین قربانی راه سیدالشهداء بود، امام رضا فرمود: وقتی خداوند به ابراهیم فرمان داد اسماعیل را قربانی کن، حضرت ابراهیم خیلی غصه خورد. گفت: خدایا دلم می‌خواست اسماعیل را قربانی کنم و اجر و پاداشی که یک پدر در قربانی کردن در داغ فرزند می‌بیند نصیب من می‌شد. خطاب شد: ابراهیم خودت برایت عزیزتر است  یا خاتم الانبیاء؟ عرضه داشت خاتم الانبیاء. فرزندان او برایت عزیزتر هستند یا فرزندان خودت؟ گفت: فرزندان او. اگر فرزندان خودت را قربانی می‌کردی برایت سخت‌تر بود یا قربانی فرزند رسول خدا؟ گفت: آن مصیبت سنگین است. جبرائیل نشست وقتی اسماعیل خواست قربانی شود، روضه‌ی سیدالشهداء را برای ابراهیم خواند و به قدری ابراهیم متأثر شد که عرض کرد خدایا اگر اسماعیلم را قربانی کرده بود، قلبم اینقدر درد نمی‌آمد. «وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ»
شریعتی: مرید پیر مغانم که هرچه داشت به قربانگه خدا آورد، ز من مرنج ای شیخ، که تو وعده کردی و او به جا آورد! تا غدیر فقط یک هفته فرصت باقی است.
«والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»