main logo of samtekhoda

98-05-15-حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی-آشنایی خطبه 114 نهج البلاغه(حمد)


برنامه سمت خدا

موضوع برنامه: آشنایی با خطبه 114 نهج البلاغه- حمد

كارشناس: حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی

تاريخ پخش: 15- 05-98

شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

من بی تو دمی قرار نتوانم کرد *** احسان تو را شمار نتوانم کرد

گر بر تن من زبان شود هر مویی *** یک شکر تو از هزار نتوانم کرد

«الحمدلله رب العالمین، الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب» سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم، بیننده‌های خوب و شنونده‌های بسیار نازنین، حاج آقای حسینی قمی، سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید.

حاج آقای حسینی قمی: سلام علیکم و رحمة الله، عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت همه بینندگان و شنوندگان عزیز دارم.

شریعتی: بحث امروز ما در مورد خطبه‌ی 114 نهج‌البلاغه و در مورد حمد است که هفته گذشته یک شروع خوب و پربار داشت و یک جهان‌بینی را به همه ما القاء کرد.

حاج آقای حسینی قمی: بسم الله الرحمن الرحیم، خطبه 114 نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین، «الْحَمْدُ لِلَّهِ الْوَاصِلِ الْحَمْدَ بِالنِّعَمِ وَ النِّعَمَ‏ بِالشُّكْرِ» عرض کردیم این عبارت را یکی از علمای بزرگ کتابی در موضوع بلاغات در مورد این خطبه که می‌رسد، یحیی بن حمزه که وفاتش سال 705 هست. به این خطبه که می‌رسد می‌گوید: «ان هذا الکلام هو الشفاء بعد کلام الله» این خطبه امیرالمؤمنین بعد از قرآن شفای درمان بیماری‌های روحی انسان‌هاست. چون مطمئن هستم بسیاری از فرهیختگان این برنامه را می‌بینند، حتماً موضوع یکی از جلساتشان این خطبه‌ی 114 باشد. اگر بخواهیم اسم کلامی را معجزه بگذاریم، این معجزه اولین معجزه این خطبه است و اگر با قرآن بسنجیم، قرآن اول و دومین معجزه این کلام نورانی امیرالمؤمنین(ع) است. چون به ایام غدیر هم نزدیک می‌شویم، یکی از بهترین کارها انس با کلام امیرالمؤمنین است. اگر بخواهیم غدیر را با عظمت برگزار کنیم، یک بخشی این است نهج‌البلاغه را احیاء کنیم. عزیزان بحث غدیر را برای دقیقه نود نگذارند. در آستانه‌ی شهادت امام باقر(ع) هستیم. شب جمعه شب شهادت و روز جمعه روز شهادت امام باقر(ع) است. بعد از شهادت امام باقر دیگر روز عرفه و شهادت حضرت مسلم را پشت سر گذاشتیم، عید قربان و بعد هم عید غدیر است. آماده باشیم برای جشن‌های مفصل، هم تعظیم شعائر باشد و هم درک و فکر و شعور جامعه دینی را با کلام امیرالمؤمنین بالا ببریم.

شاید این تشبیه زیبا نباشد. برای کودکتان می‌خواهید جشن تولد بگیرید از چند وقت قبل برنامه‌ریزی می‌کنید؟ برای دامادی پسر و دخترتان چقدر برنامه‌ریزی می‌کنید؟ گفت: وای بر فرق من و تمثیلم! چه مثالی زدیم، می‌شود غدیر را با جشن تولد و عروسی مقایسه کرد؟ عید غدیر برترین عید است و عید الله الاکبر است. تازه دو شب به غدیر یادمان می‌آید که در آستانه‌ی غدیر برای حضرت کاری کنیم. وقتی سنی و شیعه، مسیحی و غیر مسیحی، زانو می‌زنند، خیلی تعبیر بلندی است. می‌گوید: «ان هذا الکلام هو الشفاء بعد کلام الله»

شریعتی: الحمدلله هم جلسات نهج‌البلاغه خوانی زیاد شده و پیامش‌هایش به ما می‌رسد و به برکت شیوایی کلام شما توانستیم با ادبیات امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه آشنا شویم و این خیلی مهم است.

حاج آقای حسینی قمی: من هم به برکت سمت خدا با نهج‌البلاغه‌ی امیرالمؤمنین مأنوس شدم، قبل از این هم انس داشتم اما نه اینطور. الآن هرجا می‌روم می‌گویند: بیا سخنرانی کن، هیچ چیز همراهم نمی‌برم و یک نهج‌البلاغه همراهم است. هرجای این نهج‌البلاغه را باز کنند، دریایی است از معارف و ما به قطره‌اش نرسیدیم. به تعبیر یکی از اساتید بزرگوار می‌گفت: امیرالمؤمنین هنوز مظلوم است و ظالمش ما هستیم. ظالم بیگانه ندارد و ما ظالم هستیم. چرا ما نباید مسلط باشیم که هرجا رفتیم این نهج‌البلاغه را بخوانیم. از کلام امیرالمؤمنین نور می‌بارد. ابن ابی الحدید می‌گوید: من بعضی از خطبه‌های امیرالمؤمنین را هزار بار خواندم. تفسیر سوره‌ی کوثر که می‌رسد قسم می‌خورد بیش از هزار بار مطالعه کردم.

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الْوَاصِلِ الْحَمْدَ بِالنِّعَمِ وَ النِّعَمَ‏ بِالشُّكْرِ» حضرت با حمد خدا سخن می‌گویند، خدایی که وصل می‌کند حمد را به نعمت، یک معنا این است که شما اگر حمد خدا را بگویید، خدا باز نعمت می‌دهد و یک معنا این است که شما بعد از نعمت باید حمد خدا بگویید. «نَحْمَدُهُ عَلَى آلَائِهِ كَمَا نَحْمَدُهُ عَلَى بَلَائِهِ» حمد می‌گوییم خدا را بر نعمت‌ها، همانطور که در مصیبت‌ها حمد خدا را می‌گوییم. در مصیبت و بلا حمد خدا را می‌گوییم. یک داستانی را در حالات امام صادق دیدم که مرحوم قطب راوندی در کتاب دعوات نقل می‌کند. امام صادق(ع) فرزندی داشتند بیمار شد و از دنیا رفت. فرزند امام صادق در حیاط خانه راه می‌رفت، یک مرتبه یک غذایی در گلوی این فرزند گیر کرد و درجا از دنیا رفت. امیرالمؤمنین دارد: انسان اینقدر ضعیف و ناتوان است یک قطره می‌تواند او را بکشد. یک لقمه غذا می‌تواند قاتل انسان باشد. ماه رمضان یک آقایی هر روز پای منبر ما می‌آمد، جمعه آخر ماه رمضان نزدیک افطار این بنده خدا یک لقمه در گلویش گیر کرد و دو سه دقیقه نفس نکشید، لقمه را از دهان خارج کردند، در کما رفت و دو روز بعد از دنیا رفت. یک لقمه می‌تواند انسان را از بین ببرد.

حضرت آمدند داخل اتاق دیدند زن‌ها شیون و ناله می‌کنند، حضرت زن‌ها را قسم دادند آرام باشید. این جمله را فرمودند: «سُبْحَانَ‏ مَنْ‏ يَقْتُلُ‏ أَوْلَادَنَا وَ لَا نَزْدَادُ لَهُ إِلَّا حُبّاً» منزه است خدایی که فرزند ما را از ما می‌گیرد ولی محبت ما به او بیشتر می‌شود. ما اینطور نیستیم! بحث صبر و رضا را گذرانده است. خدا فرزندی را ناگهانی بگیرد و اینطور بگویی! «وَ نَسْتَعِينُهُ عَلَى هَذِهِ النُّفُوسِ الْبِطَاءِ عَمَّا أُمِرَتْ بِهِ السِّرَاعِ‏ إِلَى مَا نُهِيَتْ عَنْهُ» از خدا کمک بخواهیم، نفس ما تحت تأثیر نفس أماره است، تحت تأثیر وسوسه‌های شیطان است. از خدا کمک بخواهیم بر این نفس غلبه کنیم، نفسی که در فرمان خدا، آن کاری که خدا گفته انجام بدهیم خیلی کند است. آنچه گفته انجام نده، خیلی با شتاب انجام می‌دهیم. «وَ نَسْتَغْفِرُهُ مِمَّا أَحَاطَ بِهِ عِلْمُهُ وَ أَحْصَاهُ كِتَابُهُ عِلْمٌ غَيْرُ قَاصِرٍ وَ كِتَابٌ غَيْرُ مُغَادِرٍ» از خدا طلب آمرزش می‌کنیم. از کارهایی که خدا می‌داند. الآن ما خیلی فکر می‌کنیم، بخواهیم قلم و کاغذ هم بیاوریم گناهان و خطاهای خود را بنویسیم. نمی‌توانیم، چنین حافظه‌ای نداریم. ولی امیرالمؤمنین فرمود: ما از خدایی طلب آمرزش می‌کنیم که به همه‌ی کارهای ما علمش احاطه دارد، کتابش همه کارهای ما را احصاء کرده است و این علم کوتاهی ندارد. کتابی است که چیزی از قلم نیفتاده است. حضرت به آیه‌ی 39 سوره‌ی کهف اشاره می‌کند که فردای قیامت نامه عمل ما را که دست ما می‌دهند، عده‌ای می‌گویند: «يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ‏ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها» (کهف/49) نامه‌ی عمل را که می‌بیند می‌گوید: وای بر من! این چه نامه‌ای است؟

شصت سال پیش تو چنین کاری کردی، قرآن می‌فرماید: «يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ» (غافر/19) چشم تو یک خیانتی کرد، با یک اشاره‌ کسی را مسخره کردی، با یک اشاره فرمان مسخره کردن و قتل کسی را دادی. آنچه در سینه پنهان کردی، نامه را که می‌بینند می‌گویند: «يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ‏ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً» پس از خدا طلب آمرزش می‌کنیم.

«وَ نُؤْمِنُ بِهِ إِيمَانَ» به خدا ایمان می‌آوریم. «مَنْ عَايَنَ الْغُيُوبَ وَ وَقَفَ عَلَى الْمَوْعُودِ» به خدا ایمان می‌آورید، ایمان کسی که غیب را می‌بیند، ابن ابی الحدید زیبا نوشته است که این جمله امیرالمؤمنین برای خود حضرت است. «الذی هو سیدهم و رئیسُهُم» امیرالمؤمنین از حال خودش می‌گوید. می‌گوید: مگر حضرت نفرمود «لَوْ كُشِفَ‏ الْغِطَاءُ مَا ازْدَدْتُ يَقِيناً» کسی در عالم داریم که این حرف را بزند غیر از امیرالمؤمنین، اگر همه پرده‌ها کنار برود بر ایمان من اضافه نمی‌شود، من آن ایمان درجه اعلی را دارم. در بحث‌های اعتقادی وقتی می‌خواهند نقسیم کنند، می‌گویند: ما سه نوع یقین داریم، علم الیقین، عین الیقین، حق الیقین، ما هنر کنیم به علم الیقین برسیم. علم الیقین چیست؟ یقینی که با علم و استدلال و برهان است. یکوقت عین الیقین است، چشم از راه دور می‌بیند. یکوقت حق الیقین است، اصلاً نزدیک شده و لمس کرده است. داستانی که معروف است و صحابی خدمت پیامبر بود و حضرت بعد از نماز صبح دید جوانی چهره پریشانی دارد، حضرت فرمود: حالت چطور است؟ گفت: به یقین رسیدم. فرمود: تو به یقین رسیدی؟ چه ادعای بزرگی، علامت یقین تو چیست؟ گفت: به اینجا رسیدم که دارم می‌بینم بهشتی‌ها در بهشت و اهل دوزخ در دوزخ هستند. حضرت فرمود: «هذه عبدٌ نَوَر الله قلبه بالایمان» خدا دلش را به نور ایمان، نورانی کرده است، وقتی حضرت تأیید کرد، گفت: من دنیایی نیستم، می‌خواهم بروم. می‌شود مرا دعا کنی زودتر بروم؟ به حق الیقین رسیده است. می‌شود دعا کنید خدا شهادت را نصیب من کند. حضرت در حق او دعا کردند و در اولین جنگی که پیش آمد، نهمین نفری که به شهادت رسید، همین جوان بود. ابن ابی الحدید می‌گوید: این برای ما نیست و برای سید العارفین است. اگر به آن درجه از ایمان رسیدی، اخلاصش دیگر شرکی نمی‌گذارد و یقینش دیگر شکی نمی‌گذارد.

در ایمان‌ها اگر به آنجا رسیدیم، دیگر در ایمان و اخلاص ما نباید شرک باشد. کسی خدمت امام صادق آمد و گفت: داشتم قرآن می‌خواندم به این آیه رسیدم «وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ‏ بِاللَّهِ‏ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ» (یوسف/106) بیشتر مؤمنین مشرک هستند، گفت: قرآن چه می‌گوید؟ فرمود: نترس، این منظورش شرک در عبادت نیست که شما بت پرست هستید، نه! حضرت مثال زدند و فرمودند: «قول الرجل» اگر کسی اینطور بگوید. ما صبح تا شب داریم می‌گوییم، کسی بگوید: «لو لا فلانٌ لهلکتُ» من دنبال یک گرفتاری بودم و اگر فلانی به داد من نرسیده بود، بدبخت شده بودم. این شرک است! گفت: بگوییم «لو لا ان من الله علیّ بفلان» اگر خدا او را به فریاد من نرسانده بود. شما علة العلل را ببین، «لا مؤثر فی الوجود الا الله» را ببین. شما یک آب را می‌بینی، سرچشمه را نمی‌بینی؟ فرمودند: اگر به اینجا برسد، دیگر اخلاص شرک نمی‌گذارد و یقین شک نمی‌گذارد، «إِيمَاناً نَفَى إِخْلَاصُهُ الشِّرْكَ وَ يَقِينُهُ الشَّكَّ وَ نَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ شَهَادَتَيْنِ تُصْعِدَانِ الْقَوْلَ وَ تَرْفَعَانِ الْعَمَلَ» من شهادتی می‌دهم، شهادتی که سخن را بالا می‌برد و عمل را رفعت می‌دهد.

ابن ابی الحدید می‌گوید: اینکه امیرالمؤمنین بعد از این عبارت می‌فرماید: «لَا يَخِفُّ مِيزَانٌ تُوضَعَانِ فِيهِ» اگر پرونده عمل کسی شهادتین درونش باشد، این پرونده سنگین است و بارش را بسته است. «وَ لَا يَثْقُلُ مِيزَانٌ تُرْفَعَانِ [مِنْهُ‏] عَنْهُ» اگر کسی در پرونده عملش شهادتین نباشد، کارش زار است. ابن ابی الحدید می‌گوید: یعنی چه؟ مرجعه قومی بودند که می‌گفتند: شما شهادت می‌دهید و تمام، عمل نمی‌خواهد. نماز آن بود که امیرالمؤمنین و سیدالشهدا خواند. امیرالمؤمنین این را می‌گوید؟ می‌گوید: شهادتین درجه‌ای است که اگر در ترازوی عملت شهادتین بود، آن ترازو سنگین است. اگر شهادتین نداشتید، هرچه داشته باشید، یعنی شهادتین کافی است؟ می‌گوید: حضرت فرمود: «شَهَادَتَيْنِ تُصْعِدَانِ الْقَوْلَ وَ تَرْفَعَانِ الْعَمَلَ» شهادتی که عمل را بالا ببرد. تو اگر واقعاً قبول داری یکتاپرست هستی و «لا اله الا الله» می‌گویی و شهادت به رسالت خاتم الانبیاء می‌دهی، آنوقت در عملت نشان بده. پیغمبر را قبول داری؟ باید در عملت ظاهر شود. اگر کسی پیامبر را قبول دارد حتماً قولش را هم قبول دارد. امام باقر(ع) فرمود: من خدا را دوست دارم ولی اگر محبتت برای خدا راست بود و شهادتت راست بود و واقعی بود باید اطاعت به دنبالش باشد.

«أُوصِيكُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ الَّتِي هِيَ الزَّادُ وَ بِهَا الْمَعَاذُ» توصیه می‌کنم شما را به تقوای الهی، زاد و توشه‌ی شما تقوا هست. «زَادٌ مُبْلِغٌ» تقوا زاد و توشه‌ای است که انسان را به مقصد می‌رساند. «وَ مَعَاذٌ مُنْجِحٌ» پناهگاهی است که انسان را نجات می‌دهد. «دَعَا إِلَيْهَا أَسْمَعُ دَاعٍ وَ وَعَاهَا خَيْرُ وَاعٍ» چه کسی به تقوا دعوت کرد؟ آن کسی که صدایش از همه نافذتر است. شارحین نهج‌البلاغه گفتند: خود پروردگار و رسول خدا و اولیای خدا که سخنانش از همه نافذتر و تأثیرگذارتر است. «فَأَسْمَعَ دَاعِيهَا وَ فَازَ وَاعِيهَا» خطبه‌ی 202 نهج‌البلاغه، سید رضی می‌فرماید، مرحوم شیخ صدوق در أمالی در مجلس 77 می‌گوید: امیرالمؤمنین هرشب بعد از نماز عشاء به طرف مردم برمی‌گشتند و این خطبه را سه بار تکرار می‌کردند. شما پیدا کنید یک سخنرانی که امیرالمؤمنین هرشب سه بار یک جمله را تکرار کند. «تَزَوَّدُوا رَحِمَكُمُ‏ اللَّهُ فَقَدْ نُودِيَ فِيكُمْ بِالرَّحِيلِ وَ أَقِلُّوا الْعُرْجَةَ عَلَى الدُّنْيَا» دعوت به تقوا می‌کرد، زاد و توشه‌تان را بگیرید، رفتن خبر نمی‌کند.

«عِبَادَ اللَّهِ إِنَّ تَقْوَى اللَّهِ حَمَتْ‏ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ مَحَارِمَهُ» اگر کسی تقوا داشته باشد، آثارش این است که اولیای خدا را از گناه حفظ می‌کند. بارها گفتیم که مهم باورهای دینی است. ما در جامعه، جامعه‌ی ما وقتی به فلاح و رستگاری می‌رسد که باورهای دینی‌اش تقویت شود. اگر کسی از خدا، چرا اینقدر قرآن و نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین و اولیای خدا روی پایه‌های دینی کار کردند؟ روی بحث مبدأ و معاد کار کردند؟ اعتقادات، شما قرآن را هرجا ورق می‌زنید، یا از مبدأ می‌گوید یا از معاد، یا از آفرینش انسان می‌گوید و یا از پایان انسان، اگر من مبدأ و معاد را باور کردم آنوقت دیگر تقوای من حافظ محارم است. «وَ أَلْزَمَتْ قُلُوبَهُمْ مَخَافَتَهُ» خوف خدا در دل انسان می‌آید، «حَتَّى أَسْهَرَتْ لَيَالِيَهُمْ وَ أَظْمَأَتْ هَوَاجِرَهُمْ‏» شب‌ها شب زنده‌دار و روزها دنبال روزه هستند. کسی خواب ناز خودش را از بین ببرد و از خواب بیدار شود و دنبال راز و نیاز با خدا برود، چه انگیزه‌ای دارد؟ «فَأَخَذُوا الرَّاحَةَ بِالنَّصَبِ» به جای راحتی بعضی از سختی‌ها را در زندگی خود تحمل کردند، روز گرم روزه می‌گیرد و تشنگی را تحمل می‌کند، «وَ الرِّيَّ بِالظَّمَإِ وَ اسْتَقْرَبُوا الْأَجَل‏ فَبَادَرُوا الْعَمَلَ وَ كَذَّبُوا الْأَمَلَ فَلَاحَظُوا الْأَجَلَ» اینکه به تقوا رسیدند، أجل را نزدیک می‌بینند. هر آن احتمال می‌دهد به آخرت خط برسد. آرزوها را تکذیب می‌کند، آرزو باید باشد اما با واقعیت‌ها هماهنگ باشد. امیرالمؤمنین در نامه 31 نهج‌البلاغه به امام هشتم می‌فرماید: پسرم بدان که انسان به همه آرزوهایش نمی‌رسد. آرزو باید با واقعیت‌ها هماهنگ باشد. الآن جوان‌ها آرزو دارند اما با واقعیت هماهنگ نیست.

شریعتی: انشاءالله حجاج بیت الله الحرام نایب الزیاره و دعاگوی ما باشند، به شکوفه‌ها به باران برسان سلام ما را! امروز صفحه 125 قرآن کریم، آیات 104 تا 108 سوره‌ی مبارکه مائده را تلاوت خواهیم کرد.

«وَ إِذا قِيلَ‏ لَهُمْ‏ تَعالَوْا إِلى‏ ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ «104» يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ «105» يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهادَةُ بَيْنِكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنانِ ذَوا عَدْلٍ مِنْكُمْ أَوْ آخَرانِ مِنْ غَيْرِكُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَأَصابَتْكُمْ مُصِيبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُما مِنْ بَعْدِ الصَّلاةِ فَيُقْسِمانِ بِاللَّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لا نَشْتَرِي بِهِ ثَمَناً وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى‏ وَ لا نَكْتُمُ شَهادَةَ اللَّهِ إِنَّا إِذاً لَمِنَ الْآثِمِينَ «106» فَإِنْ عُثِرَ عَلى‏ أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْماً فَآخَرانِ يَقُومانِ مَقامَهُما مِنَ الَّذِينَ اسْتَحَقَّ عَلَيْهِمُ الْأَوْلَيانِ فَيُقْسِمانِ بِاللَّهِ لَشَهادَتُنا أَحَقُّ مِنْ شَهادَتِهِما وَ مَا اعْتَدَيْنا إِنَّا إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِينَ «107» ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ يَأْتُوا بِالشَّهادَةِ عَلى‏ وَجْهِها أَوْ يَخافُوا أَنْ تُرَدَّ أَيْمانٌ بَعْدَ أَيْمانِهِمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اسْمَعُوا وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ»

ترجمه آیات: و هرگاه به آنان گفته شود: به سوى آنچه خداوند نازل كرده و به سوى پيامبر بياييد، گويند: آنچه پدرانمان را بر آن يافتيم، ما را بس است. آيا هر چند پدرانشان چيزى نمى‏دانستند و (به حقّ) هدايت نشده بودند (و بيراهه مى‏رفتند، بايد راه آنان را ادامه دهند؟) اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! بر شما باد (حفظ) خودتان. چون شما هدايت يافتيد، آن كه گمراه شد زيانى به شما نمى‏رساند. بازگشت همه‏ى شما به سوى خداست، و او شمارا به آنچه مى‏كرديد، آگاه مى‏سازد. اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هرگاه (نشانه‏هاى) مرگ يكى از شما فرا رسد، از ميان خود دو نفر عادل را هنگام وصيّت به شهادت و گواهى فرا خوانيد. و اگر در مسافرت بوديد و مصيبت مرگ به سراغ شما آمد (و شاهد مسلمانى نبود) دو تن از غير (همكيشان) تان را به گواهى بطلبيد و اگر (در صداقت آنان) شك كرديد، پس از نماز آن دو را نگاهداريد تا به خداوند قسم ياد كنند كه ما حاضر نيستيم حقّ را به هيچ قيمتى بفروشيم، هر چند در مورد فاميل باشد و هرگز شهادت الهى را پنهان نمى‏كنيم، كه در اين صورت از گنهكارانيم. پس اگر معلوم شد كه آن دو شاهد (غير مسلمان در سفر) گناه و خيانت كرده‏اند (و سوگندشان ناحقّ بوده)، دو نفر ديگر كه (مسلمان هستند و شهادت بر ضررشان تمام شده و به ميّت نزديك‏ترند) برخاسته و به خدا سوگند ياد نمايند كه قطعاً گواهى ما (وارثان مسلمان) از گواهى آن دو (غير مسلمانى كه خيانتشان آشكار شده) به حقّ نزديك‏تر است (و بگويند) ما (از حدّ و حقّ) تجاوز نكرده‏ايم كه اگر چنين كنيم قطعاً از ستمكارانيم. اين (روش به صواب) نزديكتر است براى اينكه شهادت را به نحو درست ادا كنند و يا بترسند كه بعد از سوگند خوردنشان سوگندهايى (به وارثان ميّت) برگردانده شود (وجاى سوگند آنان را بگيرد). و از خداوند پروا كنيد و (فرمان‏هاى او را) گوش كنيد و خداوند، گروه فاسق را هدايت نمى‏كند.

شریعتی: چقدر خوب است یادی کنیم از شهدای حج خونین سال 66 که امروز به تاریخ قمری مصادف شده با آن جمعه خونین و یاد و خاطره‌ی همه حجاج عزیزمان را که به سدت آل سعود شهید شدند گرامی ‌می‌داریم. یادی از شهدای حادثه منا کنیم که انشاءالله همه مهمان سفره‌ی حق تعالی و اهل‌بیت باشند.

حاج آقای حسینی قمی: گاهی خانواده‌های معظم شهدای حج خونین و شهدای منا گلایه می‌کنند که فراموش شدیم. اینطور نیست و هم رسانه‌ها و همه ما نسبت به شهدای فاجعه‌ی حج خونین و مخصوصاً فاجعه‌ی منا را نباید فراموش کنیم و این جزء جنایات بسیار بزرگی است که با هیچ آبی دامن آل سعود را پاک نخواهد کرد. امیدواریم هرچه زودتر همه این خانواده‌های معظم ذلت آل سعود را ببینند. به همه شهدا تعظیم می‌کنیم. آیه‌ای که تلاوت شد «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهادَةُ بَيْنِكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنانِ» بحث وصیت و شاهد گرفتن در وصیت را بارها عرض کردیم. بحث وصیت خیلی مهم است و انسان‌ها تا زنده هستند هزار گرفتاری در مسائل مالی و حقوقی دارند و وقتی می‌میرند تازه اول گرفتاری برای وارثان و دعوای بین ورثه است. چقدر پرونده داریم که برادرها و خواهرها بعد از مرگ پدرشان در زندان هستند و گرفتار شدند. چرا اهل وصیت نیستیم؟ وصیت نمی‌نویسیم که بچه‌های ما بعد از مرگ ما گرفتاری نداشته باشند.

شریعتی: مباحث وصیت حاج آقای حسینی چاپ شده و مدوّن هست که برای تهیه این کتاب می‌توانید به سایت برنامه مراجعه کنید.

حاج آقای حسینی قمی: حضرت در قسمت دیگری از این فراز می‌فرماید: «إِنَّ الَّذِي أُمِرْتُمْ‏ بِهِ‏ أَوْسَعُ مِنَ الَّذِي نُهِيتُمْ عَنْهُ» فرمان‌هایی که خدا گفته انجام بدهید، چیزهایی که بر شما مباح و حلال است، مباح و حلال خدا خیلی وسیع‌تر از آن چیزی است که نهی‌تان کرده است. بعضی می‌گویند: چه بخوریم؟ همه چیز حرام است. شما محرمات را بشمار. قرآن گفته چند چیز که حرام است، نخورید. مثلاً گوشت خوک نخورید! هزار چیز را بنوش و مشروبات الکی را نخور. در معامله ربا نکنید، اهل کم فروشی و ربا و رشوه نباشید. امیرالمؤمنین فرمود: آن چیزی که مباح و حلال است را انجام بدهید. اینها وسوسه‌ی شیطان است! اگر کسی در کلام امیرالمؤمنین معاذ الله تردید دارد، یک پیام به ما بدهد. ما بیست، سی گناه کبیره داریم. این همه کار مباح برای شما هست.

«وَ مَا أُحِلَ‏ لَكُمْ أَكْثَرُ مِمَّا حُرِّمَ عَلَيْكُمْ» این چیزی که حلال است، بیشتر است. «فَذَرُوا مَا قَلَّ لِمَا كَثُرَ» این موارد کم حرام را کنار بگذارید. در برابرش این همه موارد حلال هست. «وَ مَا ضَاقَ لِمَا اتَّسَعَ» بعضی از شارحین نهج‌البلاغه نکته‌ی خوبی را اشاره کردند و گفتند: مگر قرآن نمی‌گوید، در سوره مبارکه بقره هست که «هُوَ الَّذِي خَلَقَ‏ لَكُمْ‏ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً» (بقره/29) همه چیز برای شماست. هرچه می‌خواهید بخورید، چند نوشیدنی حرام داریم. چند خوردنی حرام داریم؟ چند معامله حرام داریم؟ در بحث فقه و اصول که مطرح است روایات ما اینطور می‌گوید: «کلُ شیء لک حلال حتی تعلم» یک استثنایی دارد. از قواعدی است که وقتی فقهای ما وارد مباحث فقهی می‌شوند، «کل شیء لک مطلق» قرآن می‌فرماید: «وَ ما جَعَلَ‏ عَلَيْكُمْ‏ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ» (حج/78) ما نخواستیم دین شما حرج باشد. پیامبر فرمود: خداوند مرا مبعوث کرد «بُعِثْتُ إِلَيْكُمْ بِالْحَنَفِيَّةِ السَّمْحَةِ السَّهْلَةِ الْبَيْضَاءِ» (بحارالانوار/ج30/ص548)  در این سالها عده‌ای در فضای مجازی می‌خواهند دین را اینطور جلوه بدهند که دین همه چیز را حرام کرده و دست و پای انسان را بسته است. نه همه چیز حلال و مباح است مگر موارد استثنایی، لذا حضرت می‌فرماید: مغالطه نکنید.

شریعتی: برای دوستانی که اهل مطالعه هستند چه شرحی از نهج‌البلاغه را پیشنهاد می‌دهید؟

حاج آقای حسینی قمی: شرح فارسی که آیت الله العظمی مکارم شیرازی دارند و 15 جلد از شرح نهج‌البلاغه است که بسیار جامع و کامل است به نام پیام امام امیرالمؤمنین(ع). در مورد زراره بخواهیم سخن بگوییم، می‌ترسم ظلم باشد، چون زراره یک شخصیت کم نظیر است، در آستانه‌ی شهادت امام باقر هستیم، به این مناسبت از یکی از اصحاب حضرت نام می‌بریم و یاد می‌کنیم. حتماً در مجالس حضرت شرکت کنید، شیخ مفید می‌نویسد: شیعه قبل از امام باقر و امام صادق، مناسک حج و حلال و حرام را بلد نبود. چون برای ائمه قبل مجال نبود و فرصت ندادند. امام علی(ع) خانه نشین بود. در پنج سال درگیر سه جنگ بود. امام حسن(ع) را خانه نشین کردند و سیدالشهداء را شهید کردند. امام سجاد گرفتاری داشتند، اولین فرصت که پیدا شد، برای امام باقر(ع) است. از جمله اصحاب ایشان یکی زراره است. از نجاشی رجالی شناس بزرگ یک عبارت است که ایشان فرمود: «شیخ اصحابنا فی زمانه» بزرگ اصحاب ما، از همه مقدم بود. «فقیهاً متکلماً ادیباً قد اجتمعت فیه خلال الفضل» هر فضلی در او وجود داشت. «صادقاً فیما یربی» در روایت داریم «افقه الاولین» آنهایی که از همه فقیه‌تر بودند شش نفر بودند، یک نفر زراره است ولی در این شش نفر باز زراره از همه بالاتر است. امام صادق فرمود: «لو لا زراره» اگر زراره نبود، روایات پدرم از بین می‌رفت. باز حضرت فرمود: محبو‌بترین انسان‌ها زنده و مرده‌شان چهار نفر هستند، یکی زراره و یکی محمد بن مسلم است. در سند بیش از دو هزار حدیث حضور دارد. الآن یک روایت وقتی از امام صادق دست ما می‌رسد کارساز است و کلی از مسائل را حل می‌کند. با یک روایت فقهای ما صدها باب را باز می‌کنند. جناب زراره بیش از دو هزار حدیث از امام باقر و امام صادق به ما رسانده، در روایتی داریم فردای قیامت منادی ندا می‌دهد، حواریون خاتم الانبیاء و امیرالمؤمنین بیایند، به حواریون امام باقر می‌رسد، وقتی در محشر خطاب می‌کنند: حواریون امام باقر(ع) کجا هستند؟ نه نفر اجازه دارند قیام کنند. حواریون یعنی اصحاب خاص، یکی محمد بن مسلم و یکی زراره بن اعین و یکی حمران بن اعین است، اینها چهار برادر بودند و همه از اصحاب خوب امام صادق بودند.

شریعتی: دعا بفرمایید و آمین بگوییم.

حاج آقای حسینی قمی: غدیر را فراموش نکنیم، هرچه در توان داریم برای تعظیم امیرالمؤمنین بگذاریم. مادح خورشید، مداح خود است. انشاءالله سنگ تمام بگذاریم. شهادت امام باقر را فراموش نکنیم. برای عید قربان هم اگر در توان داریم قربانی کنیم، در مساجد پول جمع می‌کنند و همه مردم قربانی انجام می‌دهند. انشاءالله از این فرصت‌ها استفاده کنیم. خدا را قسم می‌دهیم آنهایی که به این جمع التماس دعا گفتند، خداوند حوائج آنها را برآورده به خیر و مریض‌ها لباس عافیت بپوشاند. گرفتاری‌هایشان را برطرف بگرداند. سفر حجاج ما بی خطر قرار بدهد.

شریعتی: «اللهم ارزقنی حج بیتک الحرام فی عامی هذا و فی کل عام»

«والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»