main logo of samtekhoda

98-04-31-حجت الاسلام والمسلمین فرحزاد-سیری در صحیفه سجادیه، شرح دعای بیستم (مکارم الاخلاق)


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: سیری در صحیفه سجادیه، شرح دعای بیستم (مکارم الاخلاق)
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين فرحزاد
تاريخ پخش: 31-04- 98
شریعتی:
بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
خدا را حلقه‌ی کعبه است این یا حلقه‌ی مویت *** چه دور افتاده‌ام از حجر اسماعیل پهلویت
تمام عاشقان بر گرد گیسوی تو می‌گردند *** بخوان امسال ما را هم به بیت الله گیسویت
شبی از خط نسخ روی ماهت پرده را بردار *** شکسته قلب‌ها را خط نستعلیق ابرویت
نه تنها چشم‌هایت سوره‌ی الشمس می‌خوانند *** به المیزان قسم تفسیر یوسف می‌کند رویت
تعالی الله خود لبیک اللهم لبیکی *** چه لبیکی که در هفت آسمان پیچیده هوهویت
سلام می‌کنم به همه بیننده‌ها و شنونده‌های خوبمان، انشاءالله هرجا هستید، خداوند متعال پشت و پناه شما باشد. حاج آقای فرحزاد سلام علیکم، خیلی خوش آمدید.
حاج آقای فرحزاد: علیکم السلام و رحمة الله. خدمت جنابعالی و بینندگان و شنوندگان عزیز عرض سلام دارم. آرزوی موفقیت داریم و انشاءالله هرجا هستید با خدا و اهل‌بیت باشید و زیر سایه قرآن و اهل‌بیت زندگی شیرینی داشته باشید.
شریعتی: برای سلامتی همه حجاج بیت الله الحرام دعا می‌کنیم و از خدا می‌خواهیم «اللهم ارزقنا حج بیتک الحرام فی عامی هذا و فی کل عام» انشاءالله قسمت همه ما شود. چند جلسه‌ای است در مورد دعای مکارم الاخلاق صحبت می‌کنیم، نکته‌هایی را شنیدیم. بحث امروز شما را خواهیم شنید.
حاج آقای فرحزاد: بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.  
فراز دیگری از دعای مکارم الاخلاق حضرت ذکر صلوات را دارند، «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ لَا تَرْفَعْنِي‏ فِي‏ النَّاسِ‏ دَرَجَةً إِلَّا حَطَطْتَنِي عِنْدَ نَفْسِي مِثْلَهَا» پروردگارا اگر نزد مردم رفعت و عزت و پست و مقامی پیدا کنم، کاری کن در نفس خودم ذلتی داشته باشم که یکوقت تفاخر و تکبر نکنم و دچار غرور نشوم. در بین مردم درجه‌ی مرا بالا نبر الا اینکه پیش نفس خودم پایین بیایم. «وَ لَا تُحْدِثْ لِي عِزّاً ظَاهِراً إِلَّا أَحْدَثْتَ لِي ذِلَّةً بَاطِنَةً عِنْدَ نَفْسِي بِقَدَرِهَا» خدایا هرچقدر که عزت ظاهری مرا زیاد می‌کنی، ذلت نفس من و درونی مرا زیاد کن. چون بالاترین خطرها و جهنم رفتن‌ها غرور و تکبر و خودخواهی است. بزرگ بودن عیب نیست، زیبا بودن و کمال داشتن ولو اینکه من بر دیگران تفاخر کنم، پیغمبر فرمودند: «أنا سیدُ ولد آدم و لا فخرَ» خدای متعال مرا سرور فرزندان آدم قرار داده ولی من تفاخر نمی‌کنم. ولی در مقام عمل و رفتار و خلق و خو، متواضع‌ترین و افتاده‌ترین انسان‌های عالم بودند.
بحث امروز ما درباره‌ی نیت است. حضرت فرمود: خدایا نیت مرا بهترین نیت‌ها قرار بده، «وَ انْتَهِ‏ بِنِيَّتِي‏ إِلَى‏ أَحْسَنِ النِّيَّاتِ» در فراز بعد فرمود: «اللَّهُمَّ وَفِّرْ بِلُطْفِكَ نِيَّتِي» خدایا به لطف و عنایت خودت نیت‌های خوب مرا زیاد کن. «وَ صَحِّحْ بِمَا عِنْدَكَ يَقِينِي» یقین مرا اصلاح کن و صحیح قرار بده و فسادهای مرا به قدرت خودت اصلاح کن. بحث امروز ما درباره‌ی نیت است، بحثی است که خیلی مورد ابتلا هست و ارزیابی خیلی از کارها و اعمال نیت است. اهمیت نیت و راه‌های رسیدن به اخلاص را خواهم گفت.
موضوع اول اینکه نیت روح و شاکله‌ی و باطن اعمال ماست. اگر لفظ خالی مثل الف و ب نه ما را سیراب می‌کند و نه منشأ اثر است ولی معنی‌اش که آب خارجی است، منشأ اثر است. نیت نسبت به اعمال ما باطن و مغز و حقیقت اعمال ماست. در قرآن داریم که خدای متعال برای چه ما را خلق کرده است؟ «لِيَبْلُوَكُمْ‏ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلا» (هود/7) خدا مرگ و حیات را خلق کرده اما برای اینکه امتحان کند کدام ما کار بهتری می‌کنیم. روی کمیت و مقدار اعمال ما نظر ندارد. روی کیفیت و بهتر بودن و احسن بودن آن نظر دارد. لذا در ذیل آیات، روایاتی داریم که «أصوبکم عملاً» یعنی کدام بیشتر به هدف می‌خورد؟ روح و نیت درونش است و نیت خالص‌تری دارد. موضع نظر حق تعالی در عالم به انسان‌ها کجاست؟ به کدام قسمت وجودی ما توجه می‌کند و آن را شاخصه قرار می‌دهد؟ همه انسان‌هایی که در تلاش هستند، خداوند به ظاهر آنها نگاه نمی‌کند، کوتاه یا بلند، زشت یا زیبا، معیار لطف خدا اینها نیست. ممکن است بهترین انسان‌ها به ظاهر عملی انجام بدهد که مردم نپسندند ولی نزد خدا خیلی نیت پاک دارد و مورد پسند است و برعکس بدترین آدم‌ها ممکن است در دهان یتیم لقمه بگذارد ولی نیت خیلی بدی دارد که خدا او را به جهنم ببرد. خدا به صورت و ظاهر و اعمال ما نگاه نمی‌کند بلکه نیات ما مهم است. حاج آقای حسینی قمی فرمودند: فاعل مهم است نه فعل، «فَاعِلُ‏ الْخَيْرِ خَيْرٌ مِنْهُ وَ فَاعِلُ الشَّرِّ شَرٌّ مِنْه‏» ممکن است یزید و شمر در دنیا کارهای خوبی بکنند اما نیت آنها ظلم و نفاق است. امیرالمؤمنین ممکن است بخاطر خدا عمر بن عبدود‌ها را بکشد و به ظاهر کشتن است، ولی چون به قصد خداست در اعلی درجه بهشت می‌رود. نیت مهم است که این فاعل کیست و نیت او چیست.
در قرآن داریم «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى‏ شاكِلَتِهِ‏» (اسراء/84) هرکسی بر آن اهدافی که دارد، دو تا کاسب یا کارمند، در مغازه را باز می‌کنند، یک کسی قصد خیررسانی به دیگران دارد. لذا خوب کار می‌کند و جنس تحویل می‌دهد. یکی هم از اول در مغازه را باز می‌کند می‌خواهد جیب مردم را خالی کند و کلاهبرداری بکند. اینها خیلی فرق می‌کند. مهندس و معمار و بنا خانه‌ای می‌سازد که هفتاد سال نفرینش می‌کنند که نیتش بد بوده یا کلاهبردار بوده یا بد ساخته یا قصد خیررساندن نداشته، فقط می‌خواسته چپاول و غارت کند، ما اخیراً مسجدی رفتیم و دیدیم خیلی منور است. گفتند: صاحب این مسجد دائم زیارت عاشورا خواندند و با اشک و آه و نیت پاکی این مسجد را ساختند. یک مسجد، مسجد ضرار است که براساس نفاق بر پا شده و یک مسجد «اسس علی التقوی» مسجد پیغمبر است. ظاهر عمل که اینطور باشد، آنطور باشد ولی مغز و روح و باطن و حقیقتش مهم‌تر است.
روایت داریم افرادی که کاری انجام می‌دهند اما نیتشان خیر رساندن نیست. برکت را خدا از آنها می‌گیرد. ممکن است شما کار کوچکی بکنید اما ماندگار است و یک کسی کارهای بزرگ انجام می‌دهد ولی زود تمام می‌شود. آن طرف هم داریم کسی که نیتش بد است، برکتش می‌رود و یک کسی که نیتش خیر است، یک موقع یکی از بزرگان می‌فرمود: من یک مسجدی رفتم و نماز خواندم، دیدم عجیب این مسجد نورانی است. یک خانمی بود در خانه مردم کار می‌کرد و از بچگی یتیم شده بود و کار و با کارگری، با دسترنج خودش یک قطعه زمین خرید و مسجدی ساخت و عجیب این مسجد نورانی بود. پس نیت روح و اساس کار است. سرمایه‌گذاری روی عمل صرف نداشته باشیم. پیغمبر ما حضرت محمد(ص) فرمودند: دو نفر از امت من نماز می‌خوانند و فاصله نماز آنها از زمین تا آسمان است. شمر هم نماز می‌خواند و امام حسین هم نماز می‌خواند. او نمازش معراج است و بالای عرش می‌رود و او با نمازش به قعر جهنم می‌رود. ممکن است بعضی وهابی‌ها قرائتشان از من بهتر باشد و خضوع و خشوعش بیشتر باشد. در مسجدالحرام امام جماعت گریه می‌کند ولی چون ایمان و ولایت ندارند و نیتشان خوب نیست، فایده ندارد. اخلاص و نیت مهم است. آیا می‌توانیم به عصمت جزئی، عصمت کامل برای انبیاء و امامان است. از هر خطا و لغزش و گناهی پاک هستند ولی عصمت مادون که انسان تا حدودی پایین‌تر باشد، می‌تواند محفوظ باشیم، بله. یکی از راهکارهای مهم امام باقر فرمود که «إِذَا عَلِمَ اللَّهُ تَعَالَى مِنْ عَبْدٍ حُسْنَ نِيَّةٍ اكْتَنَفَهُ‏ بِالْعِصْمَةِ» اگر کسی دائم خرابکاری می‌کند باید ببیند نیت او خراب است. امام باقر فرمود: اگر خدا حسن نیت از کسی دید، در کنف خودش، در آغوش خودش او را با عصمت می‌گیرد و حفظ می‌کند. اگر خدا از کسی حسن نیت دید او را از لغزش و خطرها حفظ می‌کند. برکات نیت خوب فوق العاده است. چه کار کنیم که بهترین تقدیرات را خدا برای ما قرار بدهد؟ هزار نقشه خوب داریم، نقشه‌ای که از همه برتر و بالاتر است، چطور پیدا کنیم؟ حضرت زهرا فرمود: نیت‌های خود را خالص کنید که هرچه نیت خالص‌تر شد بهترین‌ها برای ما بریده می‌شود. می‌فرماید: کسی که خالص‌ترین کارهایش را برای خدا بفرستد، خدا هم بهترین مصلحت‌ها را برایش پیاده می‌کند. لذا اگر بهترین تقدیرات برای امامان بریده شده، چون آنها هم بهترین اخلاص‌ها و عبادت‌ها و کارهای پاک را دارند.
سه شبانه روز اهل‌بیت با آب خالی افطار کردند و پنج قرص نان جو بود، به مسکین و یتیم و اسیر دادند. در روایت داریم یک نفر چهل بار در رکوع انگشتر داد ولی یک آیه در موردش نازل نشد ولی امیرالمؤمنین یکبار در رکوع انگشتر دادند، خدا می‌گوید: این در کنار خدا و پیغمبر ولی و قیم شماست. اخلاص مهم است. پنج قرص نان از نظر مادی خیلی قیمت ندارد، ولی «إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ‏ جَزاءً وَ لا شُكُوراً» (انسان/9) نه مزد می‌خواهیم و نه ستایش و تعریف می‌خواهیم. خداوند هفده آیه نازل می‌کند و می‌فرماید: «كانَ لَكُمْ جَزاءً وَ كانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُوراً» دست مریزاد و بارک الله! هفده آیه برای پنج نان جو! این اخلاص مهم است. ما متأسفانه دائم روی کمیت و مقدار کار، نظر داریم. کیفیت کار مهم است و اینکه خالص باشد. نمی‌گوید: «اکثر عملاً» می‌گوید: «احسن عملاً» در روایت داریم اگر کسی عملی انجام بدهد که مقبول خدای متعال شود، بهشت بر او واجب می‌شود. امام صادق فرمود: کسی بتواند در عمرش دو رکعت نماز خالص برای خدا بخواند، بخاطر همان خدا او را وارد بهشت می‌کند. نیت خالص بسیار مهم و کار مشکلی هم هست.
معمولاً کارهایی که با افراد تعامل داریم بده و بستان است. در مقابلش توقع داری، چون فرزند من است، خواهر من است، چون به من وابسته است و من خودم را از همه بیشتر می‌خواهم، یعنی ما دور خودمان می‌چرخیم، دائم چیزی که منتسب به ماست و این اشتباه است. بزرگی می‌فرماید: شب اول قبر و روز قیامت خوف این را دارم که در پرونده‌ی اعمال ما یک عملی که بشود روی آن قسم خورد، درون آن نباشد. اعمال خوب هم به قصد ثواب است یا به قصد عقاب است. اعمال ما برای خدا باشد! حضرت علی فرمود: «ما عبدتُکَ خوفاً من نارک» من از ترس جهنم تو را پرستش نمی‌کنم. این عبادت عبید است. یا از طمع بهشت تو را پرستش نمی‌کنم. مرحوم نراقی کتاب خوبی به نام طاقدیس دارد. می‌گوید:
طاعتی کان بهر امید هست و بیم *** خودپرستی باشد ای مرد سلیم
طاعتی که از ترس باشد، که مرا جهنم نبرد، مرا به بهشت ببرد و مزد بدهد، در واقع من خودم را می‌پرستم. بیاییم یک مقدار از خودمان بیرون بیاییم. بعدها هم خیلی آدم حسرت می‌خورد که در پرونده‌اش یک عمل لله نباشد. کارهای ما با خدا و خلق خدا پلو قرضی و بده بستان است. یک آیت اللهی بودند که مجتهد مسلم و از اساتید بزرگ حوزه بودند و معتمد همه بودند و ایشان این خاطره را نقل کردند. فرمودند: در قم که زندگی می‌کردیم و من با اهل آن محل آشنا بودم و سالیان سال پشت سر ایشان نماز خواندم. در محل یک نفر بود که شعبه نفت فروشی داشت. ایشان سوادی هم نداشت و آدم ساده‌ای بود. نفت قبل از انقلاب تهیه کردنش سخت بود. گازکشی نبود، باید در صف می‌ایستادیم و مخصوصاً زمان جنگ که خیلی سخت بود. ایشان می‌فرمودند: زمانی در کوچه می‌رفتم این آقای نفت فروش به من رسید و گفت: می‌شود یک سؤالی از شما بکنم؟ گفت: چند سال است در این محل با هم زندگی می‌کنیم، در این پانزده سال هروقت مرا می‌دیدی خیلی با من گرم می‌گرفتی و حال و احوال می‌کردی، ولی مدتی است خیلی مرا تحویل نمی‌گیری. چه شده است؟ یک کسی هست سواد ندارد ولی خیلی می‌فهمد. اویس قرنی یک چوپان بود و سواد نداشت اما خیلی چیزها را می‌دانست. حضرت علی فرمود: «رُبَّ عَالِمٍ‏ قَدْ قَتَلَهُ‏ جَهْلُهُ وَ عِلْمُهُ مَعَهُ [لَمْ يَنْفَعْهُ‏] لَا يَنْفَعُه‏» (نهج‌البلاغه/ص487) به ظاهر لفظ دارد ولی محتوا ندارد. گفت: پانزده سال است با من خوب بودی ولی دو هفته است سرد شدی؟ گفت: می‌دانی چرا؟ گفتم: نه، گفت: برای اینکه پانزده روز است گاز شما وصل شده است و احتیاجی به نفت نداری! پانزده سال است تمام سلام‌هایت بوی نفت می‌دهد. کسی که با نفت فروش بخاطر نفت سلام کند، به قصاب، به نانوا، نکند هفتاد سال در کارهای ما بوی خدا نباشد!
آدم به افرادی که هیچ بازدهی ندارند، الآن در اداره‌ها، هرجا، بانک می‌روید، پیرمرد یا پیرزنی می‌آید و برای من هیچ ضرر و منفعتی ندارد، کار این را به خاطر خدا راه بیاندازم، می‌شود حساب کرد. این هنر است! نه کسی که فامیل و آشنای من است. فرض کنید فامیلی دارم، دوست قدیمی داشتم با هم کدورت داشتیم و خیلی مرا اذیت کرده است، خدا می‌گوید: با او آشتی کن. جاهایی که خلاف میل و نفس من است، می‌گویم: خدایا محض رضای تو پا روی نفسم می‌گذارم و با او آشتی می‌کنم. اینها بوی خدا دارد ولی جایی که بده و بستان است، درست نیست. مرحوم بهاءالدینی می‌فرمودند: اوایل کار که درک ما در آن حد نبود فکر می‌کردیم باید با خوب‌ها خوبی کرد و با بد‌ها مقابله به مثل کرد. بعد فرمودند: این خطا بود و روش اولیای خدا این نبود. بدی را با بدی مکافات کردن هنر نیست. خوبی را با خوبی مکافات کردن هنر نیست. خوبی را با هزار خوبی باید مقابله کرد، بدی را با خوبی، روش ما اشتباه بود و هنر این است که با بدها، خوبی کنی. سعدی می‌گوید:
بدی را بدی سهل باشد جزا *** اگر مردی احسن الی من أسا
اخلاص بسیار کار مشکلی است. موجودی ما شب اول قبر که پرونده ما را سفید می‌کند، عمل‌ها و روابط‌هایی که نفس ما خلاف آن بود و خودمان را زمین زدیم، برای خدا آشتی کردیم و برای خدا به ضعیفی کمک کردیم، آنها است که سازنده است. ما اینقدر کتاب دعا داریم خاک می‌خورد حتی بهتر و کاملتر از مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی چه نیت خالصی داشته که این مفاتیح که نوشته را اول عمل کرده و بعد به حضرت زهرا هدیه کرده که خیر کثیر است. شیخ عباس قمی یک کتاب دارد به نام منازل الآخره که در مورد عالم برزخ و معاد است. شیخ عباس قمی مدت زیادی در قم بود، پدر ایشان کاسب بود، یکبار به منزل آمد و گفت: کاش تو هم یاد می‌گرفتی، یک کسی بود به نام شیخ عبدالرزاق، از وعاظ قم بود و منبر می‌رفت و مسأله می‌گفت، پدر آ شیخ عباس پای منبر این آقا بود، دید از کتاب منازل الآخره داستان نقل می‌کند و حدیث‌های جالب در مورد آخرت و سفر مرگ، ولی نمی‌گفت صاحب کتاب کیست. پدر شیخ عباس نمی‌دانست. به منزل می‌آید و می‌گوید: عباس، کاش عرضه داشتی مثل این شیخ عبدالرزاق می‌نوشتی که مردم استفاده کنند! من بودم سریع می‌گفتم: من نوشتم! شیخ عباس تا آخر عمر به پدرش نمی‌گوید: من نوشتم! حدیث قدسی است که «الْإِخْلَاصُ‏ سِرٌّ مِنْ‏ أَسْرَارِي‏ اسْتَوْدَعْتُهُ قَلْبَ مَنْ أَحْبَبْتُ مِنْ عِبَادِي» (منیة المرید/ص133) خدای مهربان فرمود: اخلاص که فقط برای او باشد، سری از اسرار من است. به افرادی که دوست دارم، می‌دهم. روایت داریم در مسیر اخلاص قدم بردارید. اگر کسی خالص نیست، خالص‌ها را دوست بدارد و در مسیر اخلاص قدم بردارد تا به اخلاص برسد.
شریعتی: انشاءالله با نیت پاک و خالص اعمال ما عیار بیشتری پیدا کند که اعمال اینچنین خریدار بیشتری دارد. امروز صفحه 110 قرآن کریم آیات نورانی سوره مبارکه مائده را تلاوت خواهیم کرد.
«وَ مِنَ‏ الَّذِينَ‏ قالُوا إِنَّا نَصارى‏ أَخَذْنا مِيثاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ فَأَغْرَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ وَ سَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللَّهُ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ «14» يا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيراً مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتابِ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبِينٌ «15» يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ يَهْدِيهِمْ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ «16» لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً إِنْ أَرادَ أَنْ يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ أُمَّهُ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ»
ترجمه آیات: و از كسانى كه گفتند ما مسيحى هستيم پيمان گرفتيم، پس آنان (نيز همچون بنى‏اسرائيل) بخشى از آنچه را تذكّر داده شده بودند فراموش كردند، پس دشمنى و كينه را تا روز قيامت در ميانشان قرار داديم و خداوند به زودى آنان را به آنچه انجام مى‏دهند آگاه خواهد ساخت. اى اهل كتاب! همانا پيامبر ما به سويتان آمد، در حالى كه بسيارى از آنچه را شما از كتاب (آسمانى) پنهان مى‏كرديد براى شما بيان مى‏كند و از بسيارى (خلاف‏ها يا حقايقى كه شما پنهان كرده‏ايد و فعلًا نيازى به آنها نيست) درمى‏گذرد. قطعاً از سوى خداوند، نور و كتاب آشكار برايتان آمده است. خداوند به وسيله‏ى آن (كتاب) كسانى را كه بدنبال رضاى الهى‏اند، به راه‏هاى امن و عافيت هدايت مى‏كند، و آنان را با خواست خود از تاريكى‏ها به روشنايى درمى‏آورد، و به راه راست هدايت مى‏كند. آنان كه گفتند: خدا، همان مسيح پسر مريم است، قطعاً كافر شدند. (اى پيامبر! به آنان) بگو: اگر خداوند اراده كند كه مسيح پسر مريم و مادرش و هركس كه در زمين است، همگى را هلاك كند، چه كسى در برابر (قهر) او از خود چيزى دارد؟ حكومت آسمان‏ها و زمين و آنچه ميان آن دو است از آن خداست، هر چه را بخواهد مى‏آفريند و خداوند بر هر چيز تواناست.
شریعتی: از فضیلت بلند ذکر صلوات بر محمد و آل محمد بفرمایید.
حاج آقای فرحزاد: از امیدواری‌های ما این است که میلیون‌ها صلوات فرستاده شود. سه خاصیت مهم پیغمبر خدا برای ذکر صلوات بیان فرمودند. فرمودند: وقتی مرا یاد می‌کنید این ذکر را زیاد بگویید، «صَلَاتُكُمْ عَلَيَّ إِجَابَةٌ لِدُعَائِكُمْ‏ وَ زَكَاةٌ لِأَعْمَالِكُمْ» خاصیت اول اینکه خدا راضی می‌شود و چیزی است که خدا دوست دارد. دوم اینکه صلوات باعث استجابت دعاست و سوم اعمال شما پاکیزه می‌شود و مورد پذیرش خدای متعال قرار می‌گیرد.
آیه‌ی 15 و 16 صفحه 110، خدای متعال می‌فرماید: «قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبِينٌ» خدای متعال چیزی فرستاده نور است، از پیغمبر و قرآن تعبیر به نور شده است. قرآن نور است، پیغمبر نور است. نور یعنی چیزی که خودش ظاهر است و حقایق را روشن می‌کند. هرچه نور بیشتر باشد، ریزترین چیزها پیدا می‌شود. نور بالا برود اخلاص بالا می‌رود. فرمود: از طرف خدا برای شما نور آمده، کتابی که روشن و آشکار است. «يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ» خدای متعال با این کتابی که نورانی است هدایت می‌کند کسانی که تابع خشنودی خدا هستند. قرآن همه را هدایت نمی‌کند. آنهایی که تابع خشنودی خدا هستند را هدایت می‌کند. به راه‌های سلامت و آرامش و امنیت هدایت می‌کند. این کتاب نور و هدایت آنها را از ظلمات بیرون می‌کند. نور یک حقیقت است، خدا و اهل‌بیت و پیغمبر نور هستند ولی ظلمت متعدد است. از ظلمات به نور هدایت می‌کند به اذن خودش و قرآن، مردم را به صراط مستقیم هدایت می‌کند.
شریعتی: این هفته در مورد شخصیت جناب دعبل صحبت می‌کنیم، نکته‌های ناب و زوایای مختلفی از زندگی این شخصیت‌هایی که مرور می‌کنیم بسیار مفید است.
حاج آقای فرحزاد: از دیرباز از چیزهایی که ماندگار بوده و در ذهن‌ها خیلی برد داشته، شعر است و شعرهایی که مرتب است و به صورت شعر جدید و شعر قدیم است، رباعی و تک بیتی بوده، گاهی یک شعر یک موج ایجاد می‌کرده، فضایل و کرامات اهل‌بیت به وسیله شعرا منتشر می‌شده و هجو خلفا به وسیله شعرا رخ می‌داد. گاهی یک شعر برای یک خلیفه درد سر ایجاد می کرد و از هزارها شمشیر برد بیشتری داشت. دعبل خالص شعر می‌گرفت و از روی خلوص شعر می‌گفت. نام دعبل با امام هشتم گره خورده است. یک شب آن خانم حضرت مسلم را مهمان کرد و نامش با حضرت مسلم گره خورد. زهیر خدمت امام حسین آمد و نامش با حضرت گره خورد. بیاییم با اهل‌بیت پیوند بخوریم. دعبل اشعار زیبایی سرود که برای هیچکس نخواند. این اشعار از نظر محتوا خیلی بلند است و حضرت وقتی می‌خواند ابراز احساسات می‌کردند و تأیید می‌کردند. عنایت و لطفو توجهی که اهل‌بیت برای شعرا داشتند، برای کمتر کسی داشتند. حضرت رضا(ع) لباسی که بر تنشان چسبیده بود، لباس سبز خودش را به دعبل اعطا کرد و فرمود: قدر این پیراهن را بدان. من هزار شب هزار رکعت نماز در این پیراهن خواندم و هزار ختم قرآن کردم. این خیلی هدیه بزرگی بود که حضرت به او داد، چقدر برای تبرک حتی نخ این پیراهن را می‌گرفتند. ما باید خالص باشیم و خالصانه مروج اهل‌بیت باشیم و طرف مقابل هم بهترین‌ها را برای مبلغین اهل‌بیت    هزینه کند.
ماه ذی القعده گره خورده با نام امام هشتم(ع)، یازدهم ماه ولادت و اول ماه ولادت خواهرشان و آخر ماه شهادت امام جواد(ع) و 23 این ماه زیارت مخصوص آقا امام هشتم است. 25 روز دحو الارض است که شب و روزش مهم است. از عزیزانی که بانی خیر شدند، کمک کردند عزیزانی را به مشهد و قم و کربلا فرستادند تشکر می‌کنیم. ماه ذی الحجه با گرانی گوسفند ممکن است نتوانند قربانی کنند، به صورت شراکتی هم می‌شود. کسانی که می‌توانند بیشتر هم بکشند این کار را بکنند. نماز یکشنبه ذی القعده فراموش نشود. برکاتی که در این نماز هست فوق العاده است. پیامبر خدا فرمود: کسی که این نماز را بخواند خدا گناهانش را می‌آمرزد. پیغمبر خدا فرمودند: کسی نماز بخواند عاقبت بخیر می‌شود و با ایمان از دنیا می‌رود. همه ما حق الناس بر گردنمان هست. این نماز باعث می‌شود که خدا طلبکاران او را راضی کند. یکی از برکات این نماز این است که فرمود: به آسانی از این دنیا می‌رود. بعضی هستند چند سال است در حال جان کندن هستند. حضرت امیر در نهج‌البلاغه می‌فرماید: « اللَّهُمَّ اجْعَلْ نَفْسِي أَوَّلَ كَرِيمَةٍ تَنْتَزِعُهَا مِنْ كَرَائِمِي» خدایا اگر بنا شد از دنیا بروم، اول چیزی که از من می‌گیری جان من باشد. نماز باعث می‌شود ملک الموت با انسان مدارا کند. استاد آقای بهجت، مرحوم آ شیخ محمد حسین غروی کمپانی، از خدا خواسته بود که خدایا من آسان از دنیا بروم. زیارت عاشورا می‌خواند با صد لعن و صد سلام، زیارت عاشورا خواندند، خسته بودند و دراز کشیدند و در عالم خواب از دنیا رفتند. یک ذره حول مرگ را نچشیدند. نماز یکشنبه ماه را فراموش نکنید.
خدایا تو را قسم می‌دهیم به حق محمد و آل محمد بهترین اعمال خالصانه برای خودت را به ما مرحمت بفرما و عاقبت همه ما را ختم بخیر بگردان.
شریعتی: مردم همه تو را به خدا سوگند می‌دهند اما برای من تو آن همیشه‌ای که خدا را به تو سوگند می‌دهم.
«السلام علیک یا أبا عبدالله»