main logo of samtekhoda

98-04-25-حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی-توجه ویژه ائمه اطهار به اصحاب وشیعیان


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: توجه ویژه  ائمه اطهار به اصحاب و شیعیان
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی
تاريخ پخش: 25- 04-98
شریعتی:
بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم، بیننده‌های خوب و شنونده‌های بسیار نازنین، انشاءالله در هرجایی که هستید خدای متعال پشت و پناهتان باشد. این ایام مزین و متبرک به نام امام رئوف امام رضا(ع) هست، انشاءالله بر شما مبارک باشد و بهترین‌ها برای شما رقم بخورد. حاج آقای حسینی قمی، سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید.
حاج آقای حسینی قمی: سلام علیکم و رحمة الله، عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت همه بینندگان و شنوندگان عزیز دارم.
شریعتی: هفته گذشته یک بحثی در مورد مراقبت‌های ویژه و خاص امام رضا(ع) نسبت به اطرافیان و مخصوصاً یاران و اصحابشان داشتیم. امروز هم این بحث را ادامه خواهیم داد.
حاج آقای حسینی قمی: بسم الله الرحمن الرحیم، یک بحث بسیار زیبایی است با عنوان مراقبات ویژه‌ی اهل‌بیت(ع) نسبت به اصحاب و یاران خاصشان. غیر از دستورات تربیتی و اخلاقی که به طور عمومی اهل‌بیت می‌فرمودند، به طور خاص هم مواظب اصحاب و شیعیانشان بودند و از آنها دستگیری می‌کردند. صدها روایت با این عنوان می‌توانیم پیدا کنیم. اگر اسامی اصحاب اهل‌بیت(ع) را جستجو کنیم، جاهایی که ائمه خطاب خاصی به اصحاب و شیعیان خودشان دارند. در این چند جلسه چند مورد حدیث را خواندیم. در این زمینه احادیث بسیاری هست. امروز ده روایت را در یک فصل خواهم خواند. فصل اول مراقبتی که امام(ع) برای اصلاح باورهای دینی اصحابشان داشتند، ما گاهی خودمان از خودمان یک برداشت‌هایی می‌کنیم که نگاه دین همین هست. یکوقتی گفتیم: همه مجتهد و صاحب نظر می‌شویم. در بسیاری از موضوعات همه اظهار نظر می‌کنیم. یک مجتهد و فقیه صد سال در این راه زحمت کشیده یا در مسائل قرآنی یک مفسر مثل علامه طباطبایی شبانه روز با قرآن بودند. یا شبانه روزش در مسائل فقهی یا موضوعات کلامی و اعتقادی بوده است. چطور ما از راه می‌رسیم با دیدن یک جمله و حدیث فضاسازی‌ها را می‌بینیم و اظهار نظر می‌کنیم.
حدیث در کافی مرحوم کلینی است، شخصی به نام ابراهیم از اصحاب امام صادق است، می‌گوید: به مظهر امام صادق رسیدم و عرض کردم: «إِنِّي أَحُجُّ سَنَةً وَ شَرِيكِي‏ سَنَةً» من یک برنامه‌ریزی برای خودم دارم، یک سال من به حج می‌روم و یک سال شریک من به حج می‌رود. «قَالَ مَا يَمْنَعُكَ مِنَ الْحَجِّ يَا إِبْرَاهِيمُ» چرا هر سال به حج نمی‌روی؟ «قُلْتُ لَا أَتَفَرَّغُ لِذَلِكَ» هرسال وقت ندارم و گرفتاری دارم. «جُعِلْتُ فِدَاكَ أَتَصَدَّقُ بِخَمْسِمِائَةٍ مَكَانَ ذَلِكَ» آقا به جای این سالی که حج نمی‌روم پانصد تا در راه خدا بدهم؟ حضرت فرمود: «قَالَ الْحَجُّ أَفْضَلُ» حج افضل است. گفتم: هزار تا بدهم؟ فرمود: «قُلْتُ أَلْفٍ قَالَ الْحَجُّ أَفْضَلُ» گفتم: هزار و پانصد تا بدهم؟ فرمود: «قُلْتُ فَأَلْفٍ وَ خَمْسِمِائَةٍ قَالَ الْحَجُّ أَفْضَلُ» گفتم: دو هزار و پانصد تا بدهم، فرمود: «الحجٌّ افضل» فرمود: «قُلْتُ أَلْفَيْنِ قَالَ أَ فِي أَلْفَيْكَ طَوَافُ الْبَيْتِ» تو دو هزار تا صدقه بدهی، طواف خانه خدا و سعی صفا و مروه نصیبت می‌شود؟ وقوف عرفات نصیب تو می‌شود؟ شب‌های منا و رمی جمره نصیبت می‌شود؟ گفتم: نه، فرمود: «قَالَ الْحَجُّ أَفْضَلُ» (کافی/ج4/ص259)
من ده روایت در این زمینه می‌خوانم. امیرالمؤمنین یک بیانی دارد، چرا آن آقا می‌گوید: من یک سال درمیان حج می‌روم و به جای آن دو هزار درهم صدقه می‌دهم. چرا حضرت می‌فرماید: «الحجُّ افضل» اولاً یادمان باشد این یک واقعیتی است که هیچکس از خدا و رسول دلسوز‌تر از فقرا و نیازمندان نیست. ما چند جلسه آیات و روایاتی را خواندیم که در مورد دستگیری از دیگران، یک قطره‌ای از دریای روایات و آیات بود، بعضی از عزیزان گفتند: این بحث کافی است. قطعاً خدا و رسول و اهل‌بیت از ما بیشتر دلسوز نیازمند و فقیر هستند. کسی محضر امام سجاد آمد و از ایشان کمک خواست. امام سجاد بعد از واقعه کربلا و حکومت یزید و مروانیان و واقعه حرّه و کشتار مردم مدینه فشار سختی به حضرت آمده بود و دوران سختی داشت. امام نداشتند به این آقا کمک کنند. حضرت شروع به گریه کردند. سائل گفت: جانم به قربانتان، چرا گریه می‌کنید؟ حضرت فرمود: اینجا گریه نکنم کی گریه کنم؟ محتاجی به من مراجعه کند و نتوانم گرفتاری‌اش را برطرف کنم. کسی از خدا و رسول و اهل بیت دلسوز‌تر برای نیازمند و فقیر نیست. امیرالمؤمنین یک بیانی دارد در نهج‌البلاغه، کلمات حکمت آمیز، حکمت 33 «فَاعِلُ‏ الْخَيْرِ خَيْرٌ مِنْهُ‏ وَ فَاعِلُ الشَّرِّ شَرٌّ مِنْه‏» کسی که کار خوبی انجام می‌دهد، آن آدم از کار بهتر است. شما که صدقه می‌دهید و حج به جا می‌آورید، بالاتر هستید یا آن کار بالاتر است. تو که انجام می‌دهی تو بالاتر هستی. سید رضی این جمله را انتخاب کرده است. ابن ابی الحدید وقتی به این جمله رسیده است از بس تحت تأثیر قرار گرفته همین یک کلمه را به شعر آورده است و بعد توضیح داده که چرا. اسلام دنبال تربیت انسان است و اگر ما آدم‌ها را تربیت کردیم، انسان‌ها را تربیت کردیم، سرچشمه درست کردیم. آنوقت این سرچشمه می‌تواند هزاران کار خیر انجام بدهد. اما یک کار خیر در خارج یک صدقه و یک حج و یک نماز است. مثل اینکه شما کنار یک سرچشمه بروید و یک لیوان آب بردارید و این یک لیوان آب نه و بلکه یک عده تشنه را هم سیراب کنید. شما سیراب کردید ولی آن سرچشمه را یادتان باشد. این قطره‌ای از آن سرچشمه بود. اگر شما توانستی یک جامعه‌ای درست کنید که آن جامعه متوجه مسائل خیر باشد و متوجه کارهای خوب و صدقه باشد،
مثلاً در بحث‌های بودجه‌ای، الآن که کشور ما دچار مشکلات و تحریم هست، هیچکس نمی‌گوید: شما بیایید بودجه‌های آموزشی یا فرهنگی را تعطیل کنید. یک سال کلاً بودجه‌های تربیتی را تعطیل کنید و در بهزیستی و کمیته امداد بریزید. آن تربیت هست که مشکلات ما را حل می‌کند. اگر ما انسان‌ها را ساختیم، این انسان‌های ساخته شده می‌توانند هر کار خیر دیگری را انجام بدهند. همین‌هایی که می‌روند یک نگاه در اربعین سیدالشهدا یا در شب‌های قدر یا در عرفه یا در مجالس اهل‌بیت، یک نگاه به قبر شش گوشه سید الشهداء(ع) و یک نگاه به راهپیمایی بیست میلیونی مردم در عزای امام حسین، این تحول در او می‌شود فاعل الخیر، وقتی فاعل الخیر شد همین هزاران کار دیگر از او بدست می‌آید. شما یک پارچ آبی که ده نفر را سیراب کردید نگاه نکنید. سرچشمه را نگاه کنید.
حدیث دوم در تهذیب مرحوم شیخ طوسی است. کسی محضر امام صادق(ع) آمد. گفت: «امْرَأَةٍ أَوْصَتْ‏ أَنْ يُنْظَرَ قَدْرُ مَا يُحَجُّ بِهِ» (تهذیب الاحکام/ج5/ص447) یک خانمی داشت از دنیا می‌رفت، وصیت کرد و گفت: هزینه حج چقدر است؟ به اندازه حج از مال من بردارید و کنار بگذارید و بعد خدمت امام صادق بروید. از امام صادق سؤال کنید، این پول حج وصیت من است. این پول را چه کنیم؟ «فَيُسْأَلَ فَإِنْ كَانَ الْفَضْلَ» افضل کدام است؟ «أَنْ يُوضَعَ فِي فُقَرَاءِ وُلْدِ فَاطِمَةَ ع» فرزندان زهرا و سادات یتیم، گرفتاران مدینه، حضرت فرمود: اگر حج واجبی بر گردنش بوده، خوب حج واجب باید حتماً انجام شود. اما اگر حج واجب نبوده، «وُضِعَ فِيهِمْ وَ إِنْ كَانَ الْحَجُّ أَفْضَلَ حُجَّ بِهِ عَنْهَا فَقَالَ إِنْ كَانَ عَلَيْهَا حَجَّةٌ مَفْرُوضَةٌ فَلْيُجْعَلْ مَا أَوْصَتْ فِي حَجَّتِهَا أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ يُقْسَمَ فِي فُقَرَاءِ وُلْدِ فَاطِمَةَ ع» امام می‌گوید: اگر حج واجب دارد که باید برود. نمی‌شود حج را تعطیل کرد.
روایت دیگر در کافی و تهذیب هست. ابراهیم که روایت اول را از امام صادق نقل کرد، می‌گوید: آمدم به امام صادق گفتم: من در مسجد النبی بودم، زمان امام صادق مکتب‌های متعددی در برابر امام صادق ایجاد شده بود. گفت: نزد فلانی، امام و پیشوای فلان مکتب بودم. کسی آمد از او سؤال کرد: ما حج واجب را رفتیم، الآن یک کار خیر دیگر انجام بدهیم یا دوباره حج برویم؟ گفت: نه، دیگر بس است! دنبال کار خیر بروید. امام صادق فرمود: «كَذَبَ‏ وَ اللَّهِ‏ وَ أَثِمَ‏» والله دروغگو و گناهکار است. «الْحَجَّةُ أَفْضَلُ مِنْ عِتْقِ رَقَبَةٍ وَ رَقَبَةٍ حَتَّى عَدَّ عَشْرَ رَقَبَاتٍ ثُمَّ قَالَ وَيْحَهُ أَيُّ رَقَبَةٍ فِيهِ طَوَافٌ بِالْبَيْتِ وَ سَعْيٌ بَيْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ وَ وُقُوفٌ بِعَرَفَةَ وَ حَلْقُ الرَّأْسِ وَ رَمْيُ الْجِمَارِ فَلَوْ كَانَ كَمَا قَالَ لَعَطَّلَ النَّاسُ الْحَجَّ وَ لَوْ فَعَلُوا لَكَانَ يَنْبَغِي لِلْإِمَامِ أَنْ يُجْبِرَهُمْ عَلَى الْحَجِّ إِنْ شَاءُوا وَ إِنْ أَبَوْا فَإِنَّ هَذَا الْبَيْتَ إِنَّمَا وُضِعَ لِلْحَجِّ» یک حج که انجام بدهد از ده تا و صد تا و هزار تا کار خیر دیگر بالاتر است. مثل روایت اول فرمودند که هیچ چیزی جای اینها را نمی‌گیرد.
حدیث بعدی در تهذیب شیخ طوسی و مقنعه شیخ مفید است. امام صادق راوی حدیث است. فرمود: کسی محضر رسول خدا آمد، گفت: «إِنِّي‏ خَرَجْتُ‏ أُرِيدُ الْحَجَّ» امسال می‌خواستم به حج بروم، دیر شد. «فَعَاقَنِي وَ أَنَا رَجُلٌ مَيِّلٌ يَعْنِي كَثِيرَ الْمَالِ» آدم بسیار ثروتمندی هستم. «فَمُرْنِي أَصْنَعُ فِي مَالِي مَا أَبْلُغُ بِهِ مَا يَبْلُغُ بِهِ الْحَاجُّ» نرسیدم بروم. شما دستور بدهید کار خیری انجام بدهم و ثواب حاجیان نصیب من شود. «قَالَ فَالْتَفَتَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَى أَبِي قُبَيْسٍ فَقَالَ لَوْ أَنَّ أَبَا قُبَيْسٍ لَكَ زِنَتَهُ ذَهَبَةٌ حَمْرَاءُ أَنْفَقْتَهُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ مَا بَلَغْتَ مَا بَلَغَ الْحَاجُّ» پیامبر نگاهی به این شخص کرد و فرمود: کوه ابوقبیس کنار مسجدالحرام است، فرمود: به این کوه نگاه کن. اگر به اندازه‌ی این کوه طلای سرخ داشتی، در راه خدا می‌دادی، ثوابی که حاجی گیرش می‌آید شما به اندازه‌ی این کوه ابوقبیس طلای سرخ می‌دادی، کافی نبود.
حدیث چهارم در تهذیب است. امام صادق فرمود: «دِرْهَمٍ‏ فِي‏ الْحَجِ‏ أَفْضَلُ‏ مِنْ أَلْفِ أَلْفِ دِرْهَمٍ فِي غَيْرِهِ فِي الْبِرِّ» (تهذیب/ج5/ص22) یک درهم در حج بالاتر از هزاران هزار و میلیون‌ها درهمی است که در راه دیگری باشد. حدیث بعدی در کافی شریف است و داستان جالبی است. محدثین ما جمع روایات را نگاه کردند و عنوانی انتخاب کردند. مرحوم شیخ حر عاملی در وسایل الشیعه باب زده است «استحبابُ اختیار حج مندوب علی الصدقه» حج مستحبی را کنار نگذارید و بگویید: من به جایش نفقه و صدقه می‌دهم و کمک به فقرا می‌کنم. هستند کسانی که می‌گویند: من نماز نمی‌خوانم و روزه نمی‌گیرم ولی به جایش کار خیر می‌کنم و کفاره می‌دهم. کفاره جای روزه گرفتن نیست. حدیث را سعید سَمّان می‌گوید، در کافی مرحوم کلینی است. «كُنْتُ‏ أَحُجُ‏ فِي‏ كُلِّ سَنَةٍ» هر سال به حج می‌رفتم، «فَلَمَّا كَانَ فِي سَنَةٍ شَدِيدَةٍ أَصَابَ النَّاسَ فِيهَا جَهْدٌ» یک سالی شد که مردم خیلی گرفتاری مالی داشتند. «فَقَالَ لِي أَصْحَابِي» دوستان من گفتند: برای چه به حج می‌روی؟ «لَوْ نَظَرْتَ إِلَى مَا تُرِيدُ» این پولی را که صرف حج می‌کنی، صدقه بده. «أَنْ تَحُجَّ الْعَامَ بِهِ فَتَصَدَّقْتَ» صدقه دادم و حج نرفتم. «بِهِ كَانَ أَفْضَلَ قَالَ فَقُلْتُ لَهُمْ وَ تَرَوْنَ ذَلِكَ قَالُوا نَعَمْ قَالَ فَتَصَدَّقْتُ تِلْكَ السَّنَةَ بِمَا أُرِيدُ أَنْ أَحُجَّ بِهِ وَ أَقَمْتُ قَالَ فَرَأَيْتُ رُؤْيَا لَيْلَةَ عَرَفَةَ» شب عرفه خواب بدی دیدم، نگران شدم و قسم خوردم سال بعد این کار را نکنم. سال بعد حج رفتم، در منا خدمت امام صادق رفتم. دیدم دور حضرت شلوغ است. صبر کردم تا خلوت شد. «وَ قُلْتُ وَ اللَّهِ لَا أَعُودُ وَ لَا أَدَعُ الْحَجَّ قَالَ فَلَمَّا كَانَ مِنْ قَابِلٍ حَجَجْتُ فَلَمَّا أَتَيْتُ مِنًى رَأَيْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع وَ عِنْدَهُ النَّاسُ مُجْتَمِعُونَ فَأَتَيْتُهُ فَقُلْتُ لَهُ أَخْبِرْنِي عَنِ الرَّجُلِ» گفتم: آقا سال گذشته به حج نرفتم و امسال آمدم، چنین خوابی دیدم، تکلیف من برای سالهای بعد چه باشد؟ «أَفْضَلُ الْحَجُّ أَوِ الصَّدَقَةُ» در سرزمین منا همه جور آدمی دور امام صادق بودند. امام در جواب‌ها مراعات می‌کردند. حضرت فرمود: صدقه خیلی خوب است. گفت: می‌دانم صدقه خوب است. حج بهتر است یا صدقه؟ حضرت فرمود: هم حج بروید و هم صدقه بدهید. گفت: یکی را بگویید. حضرت فرمودند: چه اشکالی دارد این چیزی که قرار هست هزینه کنید، نصفش را برای حج و نصفش را صدقه بدهید. امام از جواب فرار کردند. فرمود: «وَ أَنَّى لَهُ مِثْلُ الْحَجِّ» چه چیزی جای حج را می‌گیرد؟ «فَقَالَهَا ثَلَاثَ مَرَّاتٍ إِنَّ الْعَبْدَ لَيَخْرُجُ مِنْ بَيْتِهِ» انسان از خانه‌اش بیرون می‌آید، «فَيُعْطِي قِسْماً حَتَّى إِذَا أَتَى الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ» می‌رود مسجد الحرام طواف می‌کند. «طَافَ طَوَافَ الْفَرِيضَةِ ثُمَّ عَدَلَ إِلَى مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ فَصَلَّى رَكْعَتَيْنِ» پشت مقام ابراهیم دو رکعت نماز می‌خواند. «فَيَأْتِيهِ مَلَكٌ» فرشته‌ای می‌آید، وقتی نمازش تمام می‌شود، «فَيَقُومُ عَنْ يَسَارِهِ فَإِذَا انْصَرَفَ ضَرَبَ بِيَدِهِ عَلَى كَتِفَيْهِ فَيَقُولُ يَا هَذَا أَمَّا مَا مَضَى فَقَدْ غُفِرَ لَكَ» خدا گذشته‌ات را آمرزید، آماده باش برای آینده و هنوز کاری به عرفات نداریم.
مرحوم فیض کاشانی می‌فرماید: امام چقدر معطل کرد و هی طرف سؤال کرد، آخر فرمود: به حج چه می‌رسد؟ یک طواف و دو رکعت نمازش باعث می‌شود که فرشته بگوید: خدا گذشته تو را بخشید. می‌فرماید: وقتی این روایت را کنار روایت دیگری می‌گذاریم که اینقدر تشویق به حج کردند، مانند روایت قبلی که خواندیم، معلوم می‌شود امام مراعات می‌کردند. چون در فصل حج افراد مختلفی از موافقین و مخالفین و کسانی که مکتب اهل‌بیت را قبول نداشتند و در برابر اهل‌بیت بودند، می‌گفتند: نمی‌خواهد حج بروید، لذا امام اولین بار یاد او داد که اگر کسی به تو گیر داد، اینطور بگو ولی یادت باشد «أنی له مثل الحج».
اینکه امیرالمؤمنین می‌فرماید: «فاعل الخیر» اینکه ما بیاییم سرچشمه را درست کنیم، آدم درست کنیم. انسان بسازیم. هیچ جا نمی‌آیند بودجه‌های تربیتی را تعطیل کنند و بگویند: مردم گرفتار هستند. فکر را اصلاح کنیم، این فکر که اصلاح شد، فراوان دیدیم افرادی که می‌گویند: ما اهل هر خلافی بودیم، من سالها روحانی کاروان حج بودم و از نزدیک دیدم. گاهی با کاروان‌های دانشجویی رفتم. وقتی در تهران برای دانشجویان جلسه می‌گذاشتیم می‌گفتم: خدایا رحم کن، با اینها کجا می‌خواهیم برویم؟! تیپ‌ها و قیافه‌ها، حرف‌هایی که می‌زدند و شوخی‌هایی که می‌کردند، دو هفته 180 جوان را به حج می‌بردیم. به خدا قسم حج و عمره‌ای مثل آن حج و عمره‌هایی که با دانشجویان بودم ندیدم. یک جوانی بود در کاروان ما می‌گفت: من سه ختم قرآن در طواف داشتم. جوانی بود یادم هست وقتی به میقات مسجد شجره رسیدیم، همه جوان‌ها خیلی عجیب گریه می‌کردند، اما دیدم این جوان شیون می‌زند. به حدی که وقتی لبیک تمام شد، صدایش کردم و گفتم: خوشا به حالت حال خوشی دارید ولی لبیک گفتی یا نه؟ از اینجا بدون احرام برویم احرام شما مشکل دارد و نمی‌شود برگشت. رسیدیم مسجد الحرام، باز در خط این جوان بودم، گذشت. یک دو روز بعد نزد من آمد و گفت: من در لباس احرام بودم. اعمال عمره تمام شد، به هتل آمدم. هنوز لباس احرام بر تن من بود. کلید را گرفتم که در را باز کنم. تلفن زنگ می‌خورد، در را باز کردم داخل شدم، مادرم گفت: پسرم در مکه چه کردی؟ در مسجد الحرام و مدینه چه کردی؟ گفت: من یک مشکل بزرگی در زندگی داشتم. مادرم گفت: من راهی برای باز شدن گره ندارم. برو مدینه متوسل به حضرت زهرا(س) در مسجد النبی و مکه برو اولین نگاهت که به کعبه افتاد هرچه می‌خواهی به خدا بگو. مادرم پشت تلفن گریه می‌کرد و می‌گفت: پسرم در مسجدالحرام و مسجد النبی چه کردی که گره من باز شد.
حدیث بعدی برای کافی مرحوم کلینی است. امام صادق می‌گوید: «يَا عِيسَى‏ إِنِّي‏ أُحِبُ‏ أَنْ يَرَاكَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيمَا بَيْنَ الْحَجِّ إِلَى الْحَجِّ وَ أَنْتَ تَتَهَيَّأُ لِلْحَجِّ» (کافی/ج4/ص281) دلم می‌خواهد از این حج برمی‌گردی برای سفر بعدی آماده باشی. حدیث بعدی در تهذیب شیخ طوسی است. یکی از اصحاب امام صادق می‌گوید: خدمت حضرت رفتم. فرمود: چرا هر سال به حج نمی‌روی؟ فرمود: ما زن و بچه داریم. فرمود: بنده خدا بمیری چه کسی به زن و بچه تو می‌رسد؟ همان خدایی که در زمان حیات به فکر آنها بود بعد از مرگ ما هم هست. فرمود: دست زن و بچه‌ات را بگیر و هر سال به حج برو و در مصارف دیگر صرفه‌جویی کن. امام باقر فرمود: «مَا مِنْ عَبْدٍ يُؤْثِرُ عَلَى‏ الْحَجِ‏ حَاجَةً مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْيَا إِلَّا نَظَرَ إِلَى الْمُحَلِّقِينَ قَدِ انْصَرَفُوا قَبْلَ أَنْ تُقْضَى لَهُ تِلْكَ الْحَاجَةُ» (من لا یحضر الفقیه/ج2/ص220) کسی می‌گوید: من امسال حج نمی‌روم، کار دیگری دارم آن را انجام می‌دهم. حاجی‌ها حجشان را تمام می‌کنند و سرشان روز عید قربان می‌تراشیدند، این هنوز به حاجت خودش نرسید. این آقا خواهد دید اگر کسی بخاطر کار دنیا حجش را عقب می‌اندازد، امام باقر(ع) فرمود: حاجی‌ها سرشان را تیغ زدند و روز عید قربان حجشان را تمام کردند و این هنوز به حاجت خودش نرسیده است.
حدیث دهم را اسحاق بن عمار باز در کافی مرحوم کلینی و تهذیب شیخ طوسی است. به امام صادق گفتم: «إِنَّ رَجُلًا اسْتَشَارَنِي‏ فِي الْحَجِّ» کسی با من مشورت کرد که به نظرت حج بر من واجب است یا نه؟ من دیدم حال ندارد، گفتم: نمی‌خواهد تو حال نداری، «فَقَالَ مَا أَخْلَقَكَ أَنْ تَمْرَضَ سَنَةً قَالَ فَمَرِضْتُ سَنَةً» (کافی/ج4/ص271) مجازات تو این است که یک سال مریض شوی. حج یک احکامی دارد. بیمار یک شرایطی دارد. یک سال مریض شد. در کافی مرحوم کلینی هست که امام صادق فرمود: «لَوْ أَنَ‏ أَحَدَكُمْ‏ إِذَا رَبِحَ الرِّبْحَ» (کافی/ج4/ص280) آقا کاسب هستی، تاجر هستی، یک سودی گیرت می‌آید، «أَخَذَ مِنْهُ الشَّيْ‏ءَ فَعَزَلَهُ» یک کمی از این سود کنار بگذار و بگو: این برای حج. در طول سال همینطور یک مقدار کنار بگذار، وقتی موسم حج شد هزینه حج را دادی. فرمود: این کار را نمی‌کند. سودی که گیرش می‌آید را خرج می‌کند، فصل حج که می‌رسد می‌گوید: دستم خالی است. گاهی بعضی این کار را می‌کنند و برای مجالس امام حسین یک صندوق دارند.
این دعایی که یاد ما دادند، «اللهم ارزقنی حج بیتک الحرام فی عامی هذا و فی کل عام» این دعا را شیخ طوسی در تهذیب و شیخ مفید در مقنعه دارد، مرحوم سید در اقبال دارد و شیخ طوسی در مصباح دارد، امام سجاد در دعای 23 صحیفه دارد، «وَ ارْزُقْنِي الْحَجَّ إِلَى بَيْتِكَ الْحَرَامِ وَ زِيَارَةَ قَبْرِ نَبِيِّكَ‏ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فِي عَامِي هَذَا وَ فِي كُلِّ عَامٍ‏ مَا أَبْقَيْتَنِي» در کافی من لا یحضر و ثواب الاعمال شیخ صدوق است، اسحاق بن عمار یک آدم خاصی بود، امام مچ او را می‌گرفت و مواظب او بود. از خودت اظهار نظر نکنی و اجتهاد نکنی. ما الآن در همه کار اظهار نظر می‌کنیم. به امام صادق گفتم: با حرف‌هایی که شما فرمودی و مرا گرفتار کردی، دیگر تصمیم گرفتم هر سال یا خودم کسی را از اهل‌بیتم بفرستم و حج را تعطیل نکنم. امام فرمود: تصمیم قطعی توست؟ گفتم: یاد گرفتم. فرمود: بدان خداوند وسعت رزق و کثرت مال به تو عطا خواهد کرد.
شریعتی: پس فردا سالروز رحلت یار سفر کرده‌ی ما حاج آقای مهندسی است که از روز اولی که در برنامه سمت خدا آمدند مهرشان به دل همه ما نشست و با بهانه و بی بهانه برای شادی روحشان صلوات می‌فرستیم. دوستان ما زحمت کشیدند یک کار ارزنده و ارزشمند کردند و سلسله مباحث حاج آقای مهندسی به زینت طبع آراسته شده است، حتماً این کتاب را تهیه کنید و مطالعه کنید، با رویکرد توبه و انابه آماده شده است. برای تهیه کتاب به 20000303 پیامک بدهید. در بخش خرید اینترنتی کتاب در سایت ما هم می‌توانید این کتاب را تهیه کنید. انشاءالله روح ایشان شاد باشد و با اهل‌بیت محشور باشند. امروز صفحه 104 قرآن کریم را تلاوت خواهیم کرد و ثواب تلاوت آیات قرآن را به روح بلند ایشان هدیه خواهیم کرد.
حاج آقای حسینی قمی: هشت سال از رحلت ایشان می‌گذرد، با این وجود هر هفته که پیام‌ها را می‌خوانم، هفته‌ای نیست که کسی پیام ندهد و بگوید: من با حرف‌های حاج آقای مهندسی عوض شدم.
«إِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ‏ كَما أَوْحَيْنا إِلى‏ نُوحٍ وَ النَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَوْحَيْنا إِلى‏ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ وَ عِيسى‏ وَ أَيُّوبَ وَ يُونُسَ وَ هارُونَ وَ سُلَيْمانَ وَ آتَيْنا داوُدَ زَبُوراً «163» وَ رُسُلًا قَدْ قَصَصْناهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَ رُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى‏ تَكْلِيماً «164» رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً «165» لكِنِ اللَّهُ يَشْهَدُ بِما أَنْزَلَ إِلَيْكَ أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَ الْمَلائِكَةُ يَشْهَدُونَ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً «166» إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا ضَلالًا بَعِيداً «167» إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ ظَلَمُوا لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَ لا لِيَهْدِيَهُمْ طَرِيقاً «168» إِلَّا طَرِيقَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها أَبَداً وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً «169» يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ مِنْ رَبِّكُمْ فَآمِنُوا خَيْراً لَكُمْ وَ إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً «170»
ترجمه آیات: (اى پيامبر!) ما به تو وحى كرديم، آن گونه كه به نوح و پيامبران پس از او وحى كرديم. و (همچنين) به ابراهيم، اسماعيل، اسحاق، يعقوب، اسباط (فرزندان يعقوب)، عيسى، ايّوب، يونس، هارون و سليمان وحى كرديم و به داود، «زبور» داديم. وبه پيامبرانى كه پيش از اين داستان آنان را برايت باز گفته‏ايم وپيامبرانى كه ماجراى آنان را براى تو نگفته‏ايم نيز وحى كرديم و خداوند با موسى سخن گفت، سخن گفتنى ويژه. پيامبرانى (را فرستاديم) كه بشارت‏دهنده و بيم‏دهنده بودند، تا پس از پيامبران، براى مردم بر خدا حجّتى نباشد و خداوند همواره شكست‏ناپذير و حكيم است. (گرچه كفّار، بهانه مى‏گيرند) ولى خداوند، به آنچه بر تو نازل كرده گواهى مى‏دهد، كه به علم خود بر تو نازل كرد و فرشتگان نيز (بر حقّانيت تو) شهادت مى‏دهند و گواهى خداوند (براى تو) كافى است. قطعاً كسانى كه كافر شدند و (با القاى شبهه و تهمت و تحقير) مردم را از راه خدا باز داشتند، به تحقيق گمراه شدند، گمراهى دور (از نجات). همانا كسانى كه كافر شدند و ستم كردند، خداوند بر آن نيست كه آنان را بيامرزد و به راهى هدايتشان كند. مگر به راه جهنّم، كه براى هميشه در آن ماندگارند و اين (عذاب و كيفر) بر خداوند آسان است. اى مردم! همانا پيامبر از سوى پروردگارتان همراه با حقّ (قرآن) براى شما آمده است. پس ايمان بياوريد كه براى شما بهتر است و اگر (ناسپاسى كرده و) كفر ورزيد پس (بدانيد كه) آنچه در آسمان‏ها و زمين است از آن خداست و خداوند، دانا و حكيم است.
شریعتی: این هفته قرار است از جناب زکریا بن آدم قمی بشنویم.
حاج آقای حسینی قمی: حدیث در غیبت شیخ طوسی و اختصاص شیخ مفید است و از امام جواد(ع) است. زکریا بن آدم از زمان امام صادق، موسی بن جعفر، امام رضا و امام جواد را درک کرده است. وقتی از دنیا رفت، امام جواد فرمود: «رَحِمَهُ الله» رحمت خدا بر او باد، «یوم وُلدَ یوم قُبِضَ یوم یُبعَثُ حَیّاً» روزی که به دنیا آمد، روزی که از دنیا رفت و روزی که محشور شد. چطور زندگی کرد؟ «عارفاً بالحق» حق را شناخت، «قَائِلًا بِهِ صَابِراً مُحْتَسِباً لِلْحَقِّ» خودش را در مدار حق نگه می‌داشت. بحث امروز ما این بود که حق را بشناسیم، حق را بگوییم و در مدار حق حرکت کنیم. امیرالمؤمنین فرمود: «فاعل الخیر خیرٌ منه» شما سرچشمه را درست کن، اگر سرچشمه درست شد از این سرچشمه هزاران هزار نفر سیراب می‌شوند. اما وقتی یک لیوان آب دست کسی دادی، یک نفر را سیراب کردی. آن کسی که حج خانه خدا می‌رود به سرچشمه رسیده و هزاران نفر را سیراب می‌کند. جامعه را درست کنیم. حق را شناخت، حق را گفت و پای حق ایستاد. خودمان قضاوت نکنیم. حق را بگوییم. پای حق بمانیم و فضاسازی‌ها را کار نداشته باشیم. «قَائِماً بِمَا يَجِبُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ» آنچه خدا و رسول دوست داشت. «وَ مَضَى رَحِمَهُ اللَّهُ غَيْر ناکثٍ» پیمان نشکست، «لَا مُبَدِّلٍ فَجَزَاهُ اللَّهُ أَجْرَ نِيَّتِهِ وَ أَعْطَاهُ جَزَاءَ سَعْيِهِ» خداوند بالاترین و بهترین آرزوهایش را به او عطا کند. زکریا بن آدم یک مثال است برای انسان تربیت یافته، چرا اینقدر برایش ارزش قائل هستند. چرا امام رضا(ع) از مدینه تا مکه او را هم کجاوه خودش کرد؟ چرا وقتی می‌خواست از قم برود، حضرت گفت: تو بمان. فرمود: چطور خداوند بلا را از مجاورین قبر پدرم موسی بن جعفر برمی‌دارد، به برکت تو بلا را از مجاورین قبر تو برمی‌دارد. اگر پای حق بایستیم، معیار را حق بدانیم، سؤال کنیم، در هر چیزی اظهار نظر نکنیم. شما آدمی بسازید که سرچشمه خیرات باشد بهتر از خود کار خیر است.
شریعتی: باب الجواد راه ورودی به قلب توست *** حاجت رواست هرکه از این راه می‌رود
«والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین»